« فوائد خدا محوری و رضایت الهیدعای روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان + صوت »

«اعتقاد به استقلال ملی و رد سلطه پذیری» یکی از محوری ترین اصول اندیشه سیاسی الهی امام (ره)

نوشته شده توسطرحیمی 22ام خرداد, 1397

 

یکی از محورهای مهم اصول اندیشه سیاسی الهی امام راحل در بیانات رهبر انقلاب مسئله «اعتقاد به استقلال ملی و رد سلطه پذیری» است ایشان در شرح و تبیین این اصل در مراسم بیست و ششمین سالگرد ارتحال امام فرمودند:

« یکی دیگر از نقاط اصلی و خطوط اصلی تفکّر امام، مسئله‌ی استقلال کشور، ردّ سلطه‌پذیری [است‌]؛ …استقلال یعنی آزادی در مقیاس یک ملّت؛ این معنای استقلال است. اینکه بعضی در زبان یا در شعار دنبال آزادی‌های فردی باشند امّا علیه استقلال کشور حرف بزنند، این یک تناقض است. چطور ممکن است آزادی فردیِ اشخاص محترم باشد امّا آزادی یک ملّت، آزادی در مقیاس یک کشور، در مقابل تحریمهای مخالفان و بیگانگان، محترم نباشد! این اصلاً قابل فهم نیست، قابل قبول نیست. متأسّفانه کسانی هستند که تئوری‌سازی میکنند برای نفی استقلال کشور، استقلال را گاهی به انزوا معنا میکنند، گاهی به این عنوان که امروز استقلال کشورها یک ارزش به حساب نمی‌آید، قلم‌زنی میکنند و حرف میزنند؛ این حرفها هم در بین جامعه پخش میشود. کسانی این‌جوری حرکت میکنند. این یک غلط بزرگ، یک خطای بسیار مهم و خطرناک است. امام معتقد به استقلال کشور بود، معتقد به ردّ سلطه‌ی [بر] کشور بود. دشمن ما در طول این سالها، بسیاری از فعّالیّتهایی که علیه کشور ما و ملّت ما کرده است برای این بود که خدشه‌ی در استقلال به‌وجود بیاورد؛ چه تحریم، چه تهدید، اینها استقلال را هدف گرفته‌اند. باید همه هوشیار باشند، بدانند که هدفهای دشمن چیست. این هم یکی از خطوط اصلی است.»                

پایگاه اطلاع رسانی حوزه به مناسبت ایام ارتحال امام در گفتگوی اختصاصی با حجت الاسلام والمسلمین دکتر  سیدسجاد ایزدهی، عضو هیات علمی گروه فقه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی و مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به شرح و تبیین این موضوع پرداخته است.
 

چند تعبیر در آیات و روایات اسلامی، سبب شده است تا مسلمانان به اصطیاد قاعده «نفی سبیل از کفّار» پی برند و معتقد به لزوم نفی سلطه از اسلام و کشورهای اسلامی شوند. اهم این تعابیر عبارتند از:

الف- عدم جعل سبیل برای کافران بر علیه مؤمنان در وحی الهی.

ب- علوّ اسلامی در قوانین موضوعه رسول خدا صلی الله علیه و آله.

ج- تلقی شدن کفر در فرهنگ توحیدی به عنوان عدم زندگی معنوی.

 د-عزت اسلام و ذلّت کفر و…مسلمانان از این تعابیر و با تکیه به متن وحی در آیه 141 سوره نساء که فرموده است: «و لَنْ یَجْعَلِ اللّهُ لِلْکافِرینَ عَلَی المُوْمِنینَ سَبیلاً»، نفی «وضع قوانین به نفع کفّار و بر ضرر مسلمین» را استنباط نموده اند و آن را منافی با حیات معنوی مسلمانان و عزت اسلامی دانسته اند.

در فقه ما تسلط غیر مسلمان بر مسلمان به هیچ وجه جایز نیست و بر اساس آن اگر غیر مسلمان ها در بلاد اسلامی زندگی می کنند باید ساختمان های آنها از ساختمان های مسلمانان پایینتر باشد و حیثیت پایین بودن جایگاه آنها مراعات شود و همچنین دیه کافر با مسلمان متفاوت است و این مطالب در کتب فقهی از گذشته تا به امروز فراوان بحث شده است، اما مسئله ای که باعث تمایز حضرت امام با دیگر فقهاست، این است که مرحوم امام با نگرشی پیشینه ای به این قضیه نگاه کرده اند و فارغ از مباحث جزئی یک نگرش کلی را بر آن حاکم کرده اند.

7-Asle-emam.jpg

قاعده نفی سبیل و نفی سلطه کفار

 از قواعد مهم فقهی که هم آیات قرآن و هم اخبار مستفیض و هم اجماع بر آن اقامه شده و فقها در موارد کثیری مبنای استنباط احکام فرعیه قرار داده اند قاعدۀ نفی سبیل می باشد که بر اساس این قاعده حرمت هر عملی که سبب شود دشمنان دین و یا غیر مسلمان راهی برای سلطه و ولایت بر مسلمان یا مسلمانان پیدا کنند روشن است، یعنی هر چیزی که از جانب کفار بر مسلمانان تبدیل به سلطه و سبیل بشود منتفی است و نباید اتفاق بیفتد مانند ممنوعیت فروش قرآن به کفار و… در عرصه موارد جزیی این قاعده ما اهل مراعات هستیم اما گاهی این قاعده را در مسائل کلان جهانی و نظامات اجتماعی مراعات نمی کنیم.

به این بیان که ما مردمی مسلمان و دارای نظام اسلامی هستیم و در مقابل نظام اسلامی نظام سلطه وجود دارد که از قدیم الایام کشورهای اسلامی را استثمار کرده و منابع آنها را به تاراج برده اند و قبل از انقلاب هم جز عده معدودی در مقابل این جریان اعتراض نکرد و در همان زمان و قبل از انقلاب مرحوم امام فرمودند: اینکه انگلیسی ها به کشور ما می آیند و معادن و ظرفیت های فکری ما را شناسایی می کنند برما سلطه پیدا می کنند باید از بین برود، یا مرحوم میرزای شیرازی برای رفع سلطه شرکت انگلیسی فتوای تحریم تنباکو را صادر کردند و مردم هم رعایت کردند اما رویکرد اجتماعی فراگیر دیگری اتفاق نیفتاد تا سلطه از بین برود البته فقها همیشه در برابر سلطه خارجی فعال بودند و در جنگهای ایران و روس مرحوم سید محمد مجاهد و مرحوم کاشف الغطا و بسیاری از فقهای دیگر پی گیر بودند یا وقتی انگلستان وارد عراق شد فقها فتوا به مبارزه دادند اما این همه ماجرا نیست.

بر اساس اندیشه امام چگونه سلطه کفار بر بلاد مسلمین از بین می رود؟

 سلطه انواع مختلفی دارد که یکی از آنها سلطه نظامی و بحث مرزهاست، سلطه می تواند فرهنگی، سیاسی، نظامی، اقتصادی و. . . باشد و همه اینها باید از بین برود، مرحوم امام تأکید می کنند که این سلطه باید به دو گونه از بین برود، اول اینکه ما آن سلطه و سبیلی را که وجود دارد از بین ببریم و با آن مبارزه کنیم، نکته دوم اینکه بستر این سبیل را نیز از بین ببریم و خودکفا بشویم و استقلال پیدا کرده و از لحاظ علمی رتبه برتر داشته باشیم تا امکان ایجاد سلطه وجود نداشته باشد، اگر نظام غرب بر نظام اسلامی سلطه پیدا کرده است از باب روایت معروف «العلم سلطان» [1] است که علم موجب سلطان و غلبه است بنابر این باید علم آموزی و تولید علم را در نظر بگیریم و تمایزی بین نظام اسلامی و نظام غربی بوجود بیاید تا در مرحله بعد منجر به تفوق ما بر آنها بشود.

در نفی نظام سلطه چه تفاوتی بین اندیشه امام راحل با سایر  فقهاء وجود دارد؟

 نگاه مرحوم امام یک نگاه کلان است نگاهی است که جهان اسلام با تمام اختلافاتش را در یک سو و جهان کفر را در سوی دیگر قرار دارد، در این نگاه جامعه اسلامی اعم از  مردم ، کشور و حاکمان مسلمان در یک جبهه واحد در مقابل نظام سلطه و کفار قرار می گیرند لذا روز جهانی قدس را مربوط به همه مسلمانان می دانند و مناسباتی مانند هفته وحدت برای وحدت و همدلی همه مسلمانان شکل می گیرد یا در بحث حکم ارتداد سلمان رشدی توسط حضرت امام سازمان کشورهای اسلامی و همه مسلمانان بر آن اتفاق کردند یعنی رویکرد حضرت امام (ره) رویکردی عام و کلان بین جوامع اسلامی بود و بر اساس این نگاه همه جهان اسلام را مقابل جهان کفر که در رأس آن آمریکاست قرار داد در بحث اسرائیل نیز رویکرد امام یک رویکرد کلان است و انقلاب اسلامی نه به معنای انقلاب شیعی علیه کشورهای اهل تسنن است، بلکه نوع نگاه آن عموم مسلمانان از شیعه و سنی را در مقابل نظام سلطه قرار می دهد.

و بر اساس این دیدگاه مرحوم امام حمایت از فلسطین و کشورهای اسلامی را مطرح می کنند در حالیکه چه بسا آنها شیعه هم نباشند یا مسئله حمایت از نهضت های جهانی آزادی بخش مورد تاکید امام است لذا بسیاری از کشورهای ضعیف که توانایی مقابله با نظام سلطه را نداشتند نیز مورد حمایت کشور ما قرار می گیرند، اما مسئله ای که اتفاق افتاد این بود که امام این فکر را تبدیل به یک ساختار و نهاد کرد.

 در مسئله مقابله با آمریکا و اسرائیل ایشان از سال 42 تاکید داشتند و در همان زمان می فرمودند: به ما می گویند در خصوص اسرائیل و نظام سلطه صحبت نکنید پس ما در مورد چه صحبت بکنیم؟ اینها مسئله امروز جهان اسلام است.[2] و این منطق را امام بعد از انقلاب به یک ساختار تبدیل کردند یعنی بحث وحدت جهان اسلام را بعد از انقلاب تبدیل به همایش ها و سمینارهای مختلف و هفته وحدت و حمایت از فلسطین کردند و عملاً بحث تقریب مذاهب را مطرح کردند.

 از منظر امام اگر بخواهد برتری اسلام در مقابل نظام کفر اتفاق بیفتد جهان اسلام نیاز به یک ام القری دارد و اگر بخواهد کشوری ام القرای جهان اسلام باشد باید توانمند باشد بنابر این بحث خودکفایی و باورمندی به ظرفیت های درونی و ایجاد الگوی غیر غربی و اسلامی در نهضت امام شکل گرفت و نسلی از جوانان بوجود آمدند که اداره انقلاب و کشور و جنگ را بعهده گرفتند.تقریب.JPG 

مقابله نظام سلطه با نظام اسلامی

وقتی انقلاب با این هدف شکل گرفت نظام سلطه به خوبی متوجه این خطر شد و فهمید این اندیشه می تواند در مقابل نظام سلطه قد علم کرده و اعلام استقلال کند لذا نظام سلطه این مسئله را برنتافت و شروع به مقابله کرد و راهکارهای متعددی را اعم از فرقه گرایی و ناامنی مرزهای ایران را انتخاب کرد و از لحاظ اقتصادی نیز ما را تحریم کردند و بعد از آن هم هشت سال بر ما یورش نظامی کردند و جنگ اتفاق افتاد و این جنگ، جنگ ایران و عراق نبود، بلکه جنگی بود که نظام سلطه با همراهی کشورهای عربی یا حتی اسلامی شکل داد اما امام رویکرد نفی سلطه پذیری را هیچگاه از دست ندادند و عملاً تا انتهای جنگ ما یک وجب از خاکمان را از دست ندادیم و هیچ قرارداد استعماری را بر خلاف جنگ های گذشته نپذیرفتیم.

یکی از مصادیق سلطه، سلطه فرهنگی است امام در رد سلطه فرهنگی چه نظری داشتند؟

 امام معتقد بودند که ما نباید وارد بازی فرهنگ غربی بشویم و باید فرهنگی مستقل و نظامی مبتنی بر آرمانها و هنجارهای خودمان داشته باشیم و معتقد بودند باید نسبت به هنجارهای غربی تمایز قائل باشیم و آنها را به چالش بکشیم، اگر مرحوم امام وارد بحث سلمان رشدی شده و حکم به ارتداد ایشان می دهند به فراست فهمیده بودند که جریانی قصد دارد هنجارهای اسلامی را مورد هجمه قرار بدهد، بنابر این امام با همان رویکرد با آنها مقابله کرد و آنها را از اساس به عقب راندند، یا در رویکرد فرهنگی وقتی از امام سؤال شد که بسیاری از نمادهای ما در روزنامه ها و مجلات و تمبرهای ما اسماء خدا و پیامبر است و دست زدن به آنها حکم احتیاط دارد اگر ممکن است به ما حکمی بدهید که اینها در روزنامه ها درج نشود چرا که ممکن است نسبت به آنها بی حرمتی بشود اما امام به فراست متوجه می شوند که در این صورت نمادهای مذهبی از جامعه جمع خواهد شد لذا می فرمایند: اینها باید باشد اما شما مراقبت کنید.

همچنین امام (ره) در بحث کتب ضلال و شبهه و چیزی که امروزه از آن به تهاجم فرهنگی یاد می شود و از همان ابتدا مواضع خاص خودشان را داشتند و حتی در سالی که امام کتاب کشف الاسرار[3] را نوشتند منطق ایشان این بود که شبهه باید از میان برود تا ملت مسلمان و شیعه همچنان بر هنجارهای خود باقی باشد لذا درسهایشان را تعطیل کردند و کتاب کشف الاسرار را نوشتند.

همانطوری که فرمودید در بحث تسلط نظام سلطه، اقتصاد حرف اول را می زند امام برای مقابله با این بعد از نظام سلطه چه ایده ای داشتند؟

یکی از مهمترین راه های سلطه دشمن، سلطه اقتصادی است یعنی دشمن بر اساس سلطه اقتصادی ما را به خود وابسته و کالاهای تولیدی خودش را وارد جامعه می کند و از سوی دیگر خودباوری را مورد هجمه قرار می دهد.

 اگر ما وابسته به نظام اقتصادی غرب باشیم به لحاظ فرهنگی و نظامی و سیاسی هم تأثیر خواهیم پذیرفت، امام با تکیه بر جوانان اقدام به تولید کردند و مردم هم وارد صحنه شدند و وابستگی نسبت به غرب تا حد ممکن از میان رفت که نمونه این استقلال در صنایع دفاعی و بنزین قابل مشاهده است یا در بحث هسته ای مرکز پزشکی دانشگاه تهران نسبت به اورانیوم و صفحات سوخت بیست درصدی اعلام نیاز کرد و نظام سلطه اعلام کرد که این نیاز را برآورده نخواهد کرد، مگر اینکه شما شروط مارا بپذیرید اما نظام به سمت تولید صفحات سوخت حرکت کرد و این دستاوردها حاصل همان خودباوری و استقلالی است که امام در جوانان ما ایجاد کردند و در طول سالیانی که امام حضور داشتند این منطق را داشتند و به کارگران و اقتصاد داخلی بها می دادند و محوریت اقتصاد و کشاورزی را مطرح کردند و در نتیجه به سمت و سوی عدم وابستگی در عرصه اقتصاد حرکت کردیم تا به دنبال آن وابستگی سیاسی اتفاق نیفتد.

آیا ما توانسته ایم به عنوان یک کشور مستقل خود را معرفی کنیم و غرب در مقابل این استقلال طلبی چه واکنشی نشان داد؟

امروزه در جهان، نظام اسلامی ما را با این عنوان می شناسند که از نظام غرب و شرق الگو نمی گیرد و خودش برای خودش تصمیم می گیرد، طبیعی است که این منطق مخالفتهای جدی را در پی دارد، وقتی نظام غرب ببیند جامعه ای قصد دارد سلطه آنها را نفی کند و روی پای خودش بایستد در ساختارهای سیاسی و به لحاظ فکری با آن مبارزه می کند، اما امام اولاً بحث تقریب را مطرح کردند که بتواند بلحاظ ساختاری جهان اسلام را به هم نزدیک کند و تصمیم سازی ها و تصمیم گیریها را در درون جامعه اسلامی مطرح کند واز سوی دیگر بحث « شمال و جنوب » را مطرح کردند تا از مردم استقلال خواه و مظلوم در برابر جوامع استعماری دفاع کنند.

امام عملاً در انقلاب اسلامی در این عرصه تسامح نکردند و همواره نظام سلطه را به چالش کشیدند و مذاکره با آنها را برای رسیدن به تفاهم نفی کردند و در زمان جنگ که مک فارلین[4] وارد ایران شد و هدایایی را از جانب آمریکا برای ما آورد تا ما سازش کنیم امام نپذیرفتند و در بحث اسرائیل نیز هیچگاه رژیم صهیونیستی را به رسمیت نشناختند ولو اینکه تحریم هایی بر ما تحمیل شود، امام هیچگاه سلطه را نپذیرفتند و حتی نسبت به شاه میفرمودند: ما می خواهیم تو آقا باشی و نسبت به کشورهای غربی ذلیل نباشی ما می خواهیم کشور ما آقا باشد نه اینکه زیرمجموعه آنها باشد حتی در زمانی که مبارزه با شاه مطرح نبود امام بحث آقایی او نسبت به نظام سلطه را مطرح می کردند و این چیزی نیست که با قرائت های مختلف مورد خدشه قرار بگیرد که آیا امام اینگونه بود یا نبود؟! امام در جهان بعنوان نماد استکبار ستیزی و استقلال کشورهای ضعیف و نماد تقابل کشورهای اسلامی انقلابی با کشورهای غیر اسلامی و البته نماد اسلام ناب در قبال اسلام آمریکایی است.1161181.jpg

امام و نفی اسلام آمریکایی

از شعارهای محوری امام این بود که ما اسلام آمریکایی و اسلامی که عملاً نسبت به نظام غرب مواجهه و موضع گیری ندارد - اگر نگوییم ساخته و پرداخته خود آنهاست - نمی خواهیم، اگر نظام اسلامی بخواهد استقلال پیدا کند باید قدرتمند بشود و باید به سمت قله های پیشرفت حرکت کند و در این راستا نیازمند تمدن سازی است تا این تمدن الگو بشود و در برابر تمدن غربی قرار بگیرد و هنجارهای موجود را به چالش بکشد و رویکردی متمایز از اسلام ناب و انقلابی و مستقل و آرمانخواه را برای رسیدن به یک تمدن تشکیل بدهد این رویکرد امام در بحث استعمار و استبداد است که نه فقط روح کلی بیانات ایشان بلکه جزء جزء بیانات ایشان بر روی این مسئله تاکید دارد و قرائتی دیگر نسبت به این مسئله به امام قابل انتصاب نیست.

سخن پایانی حضرتعالی

مرحوم امام باور داشت که انقلاب ما انقلابی به مثابه یک پروسه و یک فرآیند است نه به مثابه یک پروژه که در سال 57 تمام شده باشد این پروسه یعنی تحقق آرمانهای اسلامی و از بین بردن ارزشهای غربی و سلطه غربی بر نظام های اسلامی و نظام های مستضعف به مثابه یک پروسه ادامه دارد و این اتفاق افتاده است و همچنان ادامه دارد تا به غایت خودش که تمدن مطلوب است منتهی بشود.

در اندیشه امام (ره) نظام سلطه نظامی است که ارزشهای مادی را در قبال ارزشهای توحیدی قرار داده است و می خواهد وحدت کلمه را بین کشورهای اسلامی و سرمایه و استقلال آنها را از بین ببرد و مرحوم امام در قبال آن می خواهد کلمه توحید در جامعه حاکم بشود و وحدت کلمه بین مسلمانان وجود داشته باشد تا یک تمدن مطلوب اسلامی و مبتنی بر ارزشهای فطری و انسانی و الهی و وحیانی شکل بگیرد و داعیه امام جهانی است لذا در نامه ای خطاب به اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام می فرمایند: « باید تمام سعی خودتان را بنمایید که خدای ناکرده اسلام در پیچ و خمهای اقتصادی، نظامی، اجتماعی و سیاسی، متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد، صحیفه امام، ج 21، ص: 218 » و در جای دیگری می فرمایند: « امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی است، صحیفه امام، ج 21، ص: 87 » و با این مطلب بحث صدور انقلاب اسلامی را مطرح می کنند لذا امام نه فقط بحث نفی سلطه را مطرح کردند بلکه در اندیشه ایشان باید به جایگاهی برسیم که به مثابه یک الگو باشیم.

پی نوشت

[1] شرح‏ نهج البلاغة، ابن ابی الحدید، ج ۲۰، ص ۳۱۹ ؛ العِلمُ سُلطانٌ ، مَن وَجَدَهُ صالَ بِهِ، ومَن لَم يَجِدهُ صيلَ عَلَيهِ. ترجمه:امام علی(علیه‌السلام) فرمودند: دانش، سلطنت و قدرت است، هر كه آن را بيابد با آن يورش برد و هر كه آن را از دست بدهد بر او يورش برند.

[2] تأثرات ما زیاد است؛ نه اینکه امروز عاشوراست و زیاد است، آن هم باید باشد، لکن این چیزی که برای این ملت دارد پیش می آید، این چیزی که در شرف تکوین است، از آن تأثرمان زیاد است؛ می ترسیم. ربط ما بین شاه و اسرائیل چیست که سازمان امنیت

می گوید: از اسرائیل حرف نزنید، از شاه هم حرف نزنید؛ این دو تا تناسبشان چیست؟ مگر شاهْ اسرائیلی است؟ به نظر سازمان امنیت، شاه یهودی است؟ این طور که نیست، ایشان می گوید: مسلمانم؛ ایشان که ادعای اسلام می کند، محکوم به اسلام است، به حَسَب ظواهر شرع. ربط ما بین اسرائیل. .. این ممکن است سرّی در کار باشد؛ ممکن است آن معنایی که می گویند که سازمانها می خواهند آن را از بین ببرند، شاید راست باشد؛ احتمالش را نمی دهی تو؟ یک علاجی بکن، اگر احتمال می دهی. یک جوری این مطالب را برسانید به این آقا؛ شاید بیدار بشود، شاید روشن بشود یکقدری. اطرافش را گرفته اند، شاید نگذارند این حرفها به او برسد. ما متأسفیم، خیلی متأسفیم از وضع ایران، از وضع این مملکت خراب، از وضع این هیأت دولت، از وضع این وضعیتها «  صحیفه امام، ج 1، ص: 247»

[3] ‏‏این اثر در حدود 44 سالگی در پاسخ به رساله ‏‏«اسرار هزار ساله»‏‏ علی اکبر‏‎ ‎‏حکمی زاده (منتشره در سال 1322 در 38 صفحه) به رشته تحریر درآمد.‏‎ ‎‏حکمی زاده در جزوه خویش علاوه بر طرح شبهاتی نسبت به مذهب تشیع و اهانت‏‎ ‎‏و تبلیغات سوء علیه روحانیت، درباره مسائل حکومتی اسلام نیز اظهار نظرها و‏‎ ‎‏خرده گیرهای نموده بود. امام پس از مشاهده این جزوه انحرافی دو ماه‏‎ ‎‏درس های خود را تعطیل نمودند تا در اسرع وقت پاسخی مناسب برای آن فراهم  و‏‎ ‎‏از حریم روحانیت و تشیع دفاع کنند. ‏‏کشف الاسرار‏‏ اولین بار در سال 1323 و‏‎ ‎‏چاپ سوم آن در سال 1327 در 334 صفحه توسط کتابفروشی علمیه اسلامیه‏‎ ‎‏تهران انجام شده و سپس بارها تجدید چاپ گردید. کتاب فوق از فصل بندی و‏‎ ‎‏نظم مشخص در مطالب برخوردار نبوده و ظاهراً به مقتضای مسائلی که در کتاب‏‎ ‎‏اسرار هزار ساله‏‏ نوشته شده پاسخگویی پرداخته است. کتاب ‏‏کشف الاسرار‏‎ ‎‏محتوی مطالب متنوع اعتقادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بوده و در عین حال‏‎ ‎‏خیانتهای رضاخان در آن با صراحت بیان شده است.

[4] رابرت مک فارلِیْن (انگلیسی: Robert McFarlane؛ زادهٔ ۱۲ ژوئیهٔ ۱۹۳۷) افسر بازنشسته سپاه تفنگداران دریایی آمریکا است که از ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۵ مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا رونالد ریگان بود.

 

 پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت


 
اربعین