موضوعات: "حضرت علی علیه السّلام" یا "غدیر"

جمله جالب عالم اهل سنت درباره امامت امیرالمومنین علیه السلام

نوشته شده توسطرحیمی 22ام مهر, 1397

 

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
یکی از دانشمندان بزرگ اهل سنت جمله زیبا و بی نظیری دربارۀ امیرالمؤمنین علیه السلام دارد، خلیل بن احمد می‌گوید:
«احتیاج الکل الیه» کل در همۀ امور به او نیازمند هستند «و استغنائه عن الکل» و علی بن ابی‌طالب علیه السلام از کل بی‌نیاز است و …

 
استاد حسین انصاریان در بقعه شیخ نوایی شهرستان خوی، اظهارداشت:
انسان از زمانی که زندگی را شروع می‌کند تا لحظه‌ای که از دنیا بیرون می‌رود، در معرض انواع حوادث، مصائب، رنج‌ها، بلاها و سختی‌هاست، خداوند مهربان برای اینکه انسان خودش را در برابر طوفان بلاها و مصائب و مشکلات نبازد، ارزش‌های وجودی خود را از دست ندهد، دنیا و آخرتش را بر باد ندهد، ساختمان عقل و فطرت و ایمانش را در معرض خرابی قرار ندهد، یک طوفان شکن سر راه زندگیش قرار داده و نام این طوفان شکن را قرآن گذاشته است.

هیچ کسی از هجوم این بلاها، مصائب و مشکلات در امان نیست، امان و پناهگاه قرآن است، با قرآن مجید می‌توانید زیان و ضرر بلاها و شرّ مصائب را برطرف کنید.

محقق، مفسر، مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآنی ادامه داد:

رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرماید:

«اذ التبست علیکم الفتن فعلیکم بالقرآن» وقتی بلاها، فتنه‌ها، مشکلات به شما هجوم آورد، من شما را به قرآن سفارش می‌کنم.

شما بعد از وجود مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله شخصیتی را در عقل، عظمت، شخصیت و انسانیت مانند امیرمؤمنان علیه السلام نمی‌شناسید، این حقیقتی است که همه بر آن اتفاق دارند.

ادامه »

آرزوی بزرگ یک پدر

نوشته شده توسطرحیمی 16ام مهر, 1397

 

امام علی علیه‌السلام:

به خدا سوگند من از پروردگار خود،

نه فرزندانی زیبارو خواستم

و نه فرزندانی خوش قد و قامت،

بلکه فرزندانی خواستم که فرمانبردار خدا باشند

و از او بترسند

تا وقتی دیدم که از خداوند فرمان می‌برد

شاد شوم.


مناقب آل أبی‌طالب علیهم‌السلام، ابن‌شهر آشوب، ج۳، ص۲۸۰.

دیدن عیب دیگران، هنر نیست!

نوشته شده توسطرحیمی 10ام مهر, 1397

 

قال الامام علی علیه السلام:

 

طُوبَی لِمَن شَغَلَهُ عَیبُهُ عَن عُیُوبِ النَّاسِ.

 

امام علی علیه السلام فرمود:

خوشا به حال آن کس که پرداختن به عیب خودش، او را از پرداختن به عیب های مردم باز دارد.

شعر:

همه عیب خلق دیدن نه مروت است و مردی

نگهی به خویشتن کن که همه گناه داری

ره طالبان عقبا کرم است و فضل و احسان

تو چه از نشان مردی به جز از کلاه داری

سعدی

ذکر استغفار امیرالمومنین علی علیه السلام

نوشته شده توسطرحیمی 4ام مهر, 1397

 

این استغفاری است که حضرت در هر سحر، بعد از نماز صبح آن را می‌خواندند و شامل 70 بند میباشد.

 
کَانَ عَلِیٌّ علیه السلام یَسْتَغْفِرُ سَبْعِینَ مَرَّهً فِی سَحَرِ کُلِّ لَیْلَهٍ بِعَقِبِ رَکْعَتَیِ الْفَجْرِ الِاسْتِغْفَارُ(البلدالأمین‏والدرع‏الحصین ص: ۳۹)
  • ۱- اللَّهُمَّ إِنِّی أُثْنِی عَلَیْکَ بِمَعُونَتِکَ عَلَى مَا نِلْتُ بِهِ الثَّنَاءَ عَلَیْکَ وَ أُقِرُّ لَکَ عَلَى نَفْسِی بِمَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ الْمُسْتَوْجِبُ لَهُ فِی قَدْرِ فَسَادِ نِیَّتِی وَ ضَعْفِ یَقِینِی اللَّهُمَّ نِعْمَ الْإِلَهُ أَنْتَ وَ نِعْمَ الرَّبُّ أَنْتَ وَ بِئْسَ الْمَرْبُوبُ أَنَا وَ نِعْمَ الْمَوْلَى أَنْتَ وَ بِئْسَ الْعَبْدُ أَنَا وَ نِعْمَ الْمَالِکُ أَنْتَ وَ بِئْسَ الْمَمْلُوکُ أَنَا فَکَمْ قَدْ أَذْنَبْتُ فَعَفَوْتَ عَنْ ذَنْبِی وَ کَمْ قَدْ تَعَمَّدْتُ فَتَجَاوَزْتَ وَ کَمْ قَدْ عَثَرْتُ فَأَقَلْتَنِی عَثْرَتِی وَ لَمْ تَأْخُذْنِی عَلَى غِرَّتِی فَأَنَا ظَالِمٌ لِنَفْسِی الْمُقِرُّ لِذَنْبِی الْمُعْتَرِفُ بِخَطِیئَتِی فَیَا غَافِرَ الذُّنُوبِ أَسْتَغْفِرُکَ لِذَنْبِی وَ أَسْتَقِیلُکَ لِعَثْرَتِی فَأَحْسِنْ إِجَابَتِی فَإِنَّکَ أَهْلُ الْإِجَابَهِ وَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَهِ.

  • بار خدایا! با یاری تو، تو را ثنا میگویم به خاطر آنچه به وسیله آن موفق به ثناگویی تو شدم و به اندازه نیت فاسد و یقین ضعیفم علیه خودم و به آنچه که تو سزاوارش هستی اقرار میکنم:بارالها، تو خوب معبود و خوب پروردگاری هستی و من بد پرورش یافته ای هستم!تو خوب مولایی هستی و من بد بنده ای!تو خوب مالکی هستی و من بد مملوکی!چه بسیار گناهی که مرتکب شدم و تو عفو نمودی و چه بسیار جرم هایی که از من سر زد و تو از آن گذشتی!چه بسیار خطاها کردم، ولی مرا مؤاخذه نکردی و چه بسیار بدی ها که عمداً مرتکب شدم و تو از آن درگذشتی!و چه بسیار لغزش ها که از من سر زد و از آن چشم پوشی نمودی، و مرا بر غفلتم مؤاخذه نکردی!اینک این منم که به خود ظلم کرده ام و به گناهم اقرار و به خطاهایم اعتراف دارم. پس ای آمرزنده گناهان! از تو میخواهم که گناهانم را ببخشی و از لغزش هایم درگذری، پس به نیکی اجابت کن که تو سزاوار اجابت و اهل تقوا و آمرزشی!)

ادامه »

فاصله حق و باطل

نوشته شده توسطرحیمی 1ام مهر, 1397

 

 

امام على علیه السلام:

 اَما اِنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ اِلاّ اَرْبَعُ اَصابِـعَ - فَسُئِلَ عَنْ مَعْنى قَولِهِ هذا، فَجَمَعَ اَصابِعَهُ وَ وَضَعَها بَیْنَ اُذُنِهِ وَ عَیْنِهِ - ثُمَّ قالَ: اَ لْباطِلُ اَنْ تَقولَ: سَمِعْتُ وَ الْحَقُّ اَنْ تَقولَ: رَأَیْتُ.

هان! میان حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نیست. از آن حضرت درباره معناى این فرمایش سؤال شد. امام انگشتان خود را به هم چسباند و آن‌ها را میان گوش و چشم خود گذاشت و آن گاه فرمودند:

باطل این است که بگویى: شنیدم

و حق آن است که بگویى: دیدم.

نهج البلاغه (صبحی صالح) ص. ۱۹۸

ارزش انسان به چیست؟

نوشته شده توسطرحیمی 17ام شهریور, 1397

 

قَالَ علی علیه السلام :

 

قِيمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُ.

 

ارزش هرکس به اندازه کارهای خوبی است که انجام می دهد

تحف العقول،‌

 

 

باشگاه خبرنگان

 

 

 

 

مرا ببرید نجف،من نجف بروم همه درددهایم درمان می شود.

نوشته شده توسطرحیمی 16ام شهریور, 1397

 

جملات قصار آیت الله کشمیری درباره امیرالمومنین _ نجف _ وادی السلام:

 

1-هر وقت راه (عراق) باز شد مرا ببرید نجف،من نجف بروم همه درددهایم درمان می شود.

2-من آرزو دارم روزی برگردم نجف، با ریشم حرم را جارو کنم.

3-کعبه من نجف است، قبله من نجف است.

4-حلال مشکلات حضرت امیر است.

5-من نجف بروم حالم خوب می شود.

6-همه ایران یک نجف نخواهد شد.

7-نجف چیز دیگری است، حتی مساجد کوچک آن دارای معنویتی است که مساجد بزرگ ایران مثل گوهرشاد آن معنویت را ندارد.

8-نجف همه جایش منور است گفتن یاالله، یا هو هم در نجف عظمتی دارد.

9-اینجا حرم حضرت امیر است و آنجا حرم سیدالشهداء، این مسیر،بین الحرمین و محترم است و نباید ذکر دنیا اینجا بیاید.

10-خاک نجف مربی است،خاک منحصریست، مخصوصا کارهای سلوکی را برای انسان باز و روح را گشاده می کند…..این خصوصیت شهر نجف است.

11-من از حیث ظاهری هم شاید بی شباهت به امیرالمومنین نباشم.

12-طبیب من مرقد امیرالمومنین است،

بروم کنار حضرت امیر این کسالت هایم خوب می شود.

13-گاهی دلم برای مولا خیلی تنگ می شود،سوره مومنون را می خوانم، این سوره علی علیه السلام است.

14-در نجف به خاطر حشر و نشر با اولیاء و مجاهدات،چشم برزخی ام باز می شد و افراد سرشناش صورتهای ناخوشایندی داشتند و این مسئله آزارم میداد.

15-اینجا(نجف) حیات است،من اینجا روحم تازه می شود.

16-سرزمین نجف منور است.

17-علاقه ام به وادی السلام چنان بود که در آنجا برای بعضی طلاب درس می گفتم.

18-وادی السلام روح وریحان(بهشت)است.

19-اول نجف بعد قم خوب بود.

20-اهل نجف با اهل علم خوب تا نکردند،کارشان به اینجا رسید.

21-نجف و مسجد کوفه روح و ریحان بود.

غدیر وسیله وحدت اسلامی

نوشته شده توسطرحیمی 5ام شهریور, 1397

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:
 
حادثه‌‌ى غدیر وسیله‌‌‌ى وحدت امت اسلامى است…

همه ببینند مسئله‌‌ى تشیع برآمده‌ى از یک اعتقاد صحیحِ سالمِ خالصِ نسبت به وحى الهى است،

اعتقاد به ارزشها و معیارهاست…

مسئله‌‌ى غدیـر خط بطلان مى‌کشد بر همه‌‌ى تهمت ها علیه تشیع. 
۸۸/۹/۱۵

 


غدیر وسیله وحدت اسلامی

(6.42 MB)

 

اگر در غدیرخم بیعت با امیرالمومنین شکل نمی گرفت چه می شد؟

نوشته شده توسطرحیمی 19ام مرداد, 1397

 

دانلود پوستر

 

اگر در آن روز بیعت با امیرالمومنین شکل نمی گرفت چه می شد؟

ولایت امام علی علیه السلام آخرین واجبی بود که خداوند بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله اعلام فرمود و پس از آن واجبی دیگیر بر آن حضرت نازل نشد.

رسالت پیامبر بدون اعلان ولایت و امامت امیرالمومنین علی علیه السلام ناتمام می ماند و امت اسلامی بعد از پیامبر بدون راهنمای معصوم دچار حیران و سردرگمی می شدند و نمی توانستند راه حق را زا باطل تشخیص دهند.

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله همه آنچه را که خداوند از علم نزد ایشان به امانت گذاشته بود به علی علیه السلام انتقال داد و سپس از طریق امام علی (علیه السلام) به فرزندان معصوم ایشان رسید و اینگونه دین خدا کامل گشت و نعمت تمام شد هرچند که نگذاشتند راهبری مردم در هدایت در مسیر این ستارگان توحید باقی بماند!

موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت

آمادگی برای جنگ

نوشته شده توسطرحیمی 19ام مرداد, 1397

 

بخش اول: عصر جاهلیت

بخش دوم: تنهایی علی علیه السلام

 

ترجمه و شرح خطبه 26 نهج البلاغه؛ بخش سوم: آمادگی برای جنگ

وَ لَمْ يُبَايِعْ حَتَّى شَرَطَ أَنْ يُؤْتِيَهُ عَلَى الْبَيْعَةِ ثَمَناً، فَلَا ظَفِرَتْ يَدُ الْبَائِعِ وَ خَزِيَتْ أَمَانَةُ الْمُبْتَاعِ. فَخُذُوا لِلْحَرْبِ أُهْبَتَهَا وَ أَعِدُّوا لَهَا عُدَّتَهَا، فَقَدْ شَبَّ لَظَاهَا وَ عَلَا سَنَاهَا؛ وَ اسْتَشْعِرُوا الصَّبْرَ فَإِنَّهُ أَدْعَى إِلَى النَّصْرِ.

برنتافت كه خود را رهين بيعتش سازد تا پذيرفت كه بهاى اين بيعت را بپردازد، امّا آن كه فروخت نارستگار است، و آن كه خريد زيانبار. كنون ساخت جنگ بيارائيد، و ساز پيكار آماده نماييد، كه زبانه -آتش- آن نيك بلند است و تابان، و روشنى آن نمايان. و شكيبائى را شعار خود داريد، كه شاهد پيروزى را در كنار آريد.


شرح علامه جعفری

«و لم يبايع حتي شرط ان يوتيه علي البيعه ثمنا فلا ظفرت يدالبائع و خزيت امانه المبتاع» (عمرو بن العاص (در بيعتي كه با معاويه كرده است) شرط نموده است كه معاويه قيمتي به آن بيعت بپردازد، پيروز مباد دست اين بيعت كننده‌ي خودفروش و رسواي و پوچ باد امانت آن زورگويي كه از چنان مرد خودفروش بيعت گرفته است.
 
يك معامله‌ي خسارت بار: شخصيت در برابر تورم خود طبيعي  
هر اندازه هم كه بتوانيم در اصول و كيان ارزشها سفسطه كاري و مغالطه بازي به راه بيندازيم، درباره‌ي اين اصل كه حيات آدمي خواسته‌ي مطلق او است، نمي‌توانيم تشكيك كنيم، زيرا چنانكه مشاهدات و تجربيات عمومي نشان مي‌دهد، آدمي حداكثر تلاش و تكاپوي خود را براي دفاع از حيات خود به كار مي‌اندازد. هيچ قانون و آداب و مقرري وجود ندارد مگر اينكه در موقع تزاحم با حيات آدمي استثناء مي‌پذيرد و تخصيص مي‌خورد. آدمي آخرين چيزي را كه ممكن است پس از هر كوشش و تلاش و تقلا از دست بدهد، حيات او است. وقتي كه اين حيات در مسير تكامل خويش، شخصيت را در آدمي به وجود مي‌آورد، ارزشها و ضرورتهاي حيات تدريجا منتقل به شخصيت مي‌گردد، تا جائي كه ممكن است حيات با همه‌ي شئون و ارزشهايش قرباني شخصيت آدمي گردد. ملاك انتقال ارزشها و ضرورتهاي حيات به شخصيت چگونگي ارزيابي خود شخصيت است، براي كسي كه شخصيت همه‌ي موجوديت او را تشكيل مي‌دهد، پايان دادن به حيات در راه حفظ شخصيت از پستي‌ها و حقارتها، همچون دست برداشتن از تماشاي يك منظره در راه حفظ حيات تلقي مي‌گردد.
 
در حقيقت حيات مقدمه‌ي بوجود آمدن و رشد شخصيت است، چنانكه عناصر مادي مقدمه‌اي براي بوجود آمدن حيات مي‌باشد. روي اين محاسبه، ارزش و عظمت يك شخصيت را بايستي با اين ملاك سنجيد كه صاحب آن شخصيت در مقابل چه حقيقتي دست از شخصيت برمي‌دارد و آن را به چه قيمتي معامله مي‌كند. انساني وجود دارد كه در برابر اندك سود مادي كه حتي نياز ضروري به آن ندارد، شخصيتش را از دست مي‌دهد. و انساني ديگر وجود دارد كه اگر جهان هستي را با آن عظمت قيمتي براي خريدن شخصيتش بپردازند، اين معامله را ناشايست و احمقانه تلقي خواهد كرد.
 
علي بن ابي‌طالب عليه‌السلام مي‌گويد:
«و الله لو اعطيت الاقاليم السبعه بما تحت افلاكها علي ان اعصي الله في نمله اسلبها جلب شعيره ما فعلت» (اگر همه‌ي اقاليم هفتگانه را با آنچه كه در زير آسمانها است در برابر معصيت به خداوند با كشيدن پوست جوي از دهان مورچه‌اي، به من بدهند، اين ستم را مرتكب نخواهم گشت).
 
اگر ارزش شخصيت در نزد اميرالمومنين عليه‌السلام بالاتر از همه‌ي دنيا نبود، چنين معامله‌اي را براي خود تحريم نمي‌كرد. شما با اين بيان مي‌توانيد شخصيت عمرو بن العاص و معامله‌اي را كه او به حزب معاويه مي‌پيوندد، درك كنيد: خريدار: معاويه. فروشنده: عمرو بن العاص، كالا: شخصيت عمرو بن العاص قيمت: ولايت مصر.
 
بيا كالا ببين بايع نگه كن مشتري بنگر! (لاهوتي) و قيمتي را هم كه معاويه پرداخته است مورد دقت قرار بده: زمامداري چند روزه‌ي مصر! و روشن است كه كسي كه شخصيت خود را چنين ارزان بفروشد، مانعي نمي‌بيند كه مردم جامعه‌ي مصر را برده‌ي خود و آل‌اميه بسازد. و ماليات مصر و دسترنج مردم مصر را به خود اختصاص بدهد. و با همين بيان مي‌توانيد شخصيت علي بن ابيطالب را نيز درك كنيد: فروشنده: علي بن ابي‌طالب، خريدار: خدا، كالا: هستي علي بن ابي‌طالب. بيا كالا ببين بايع نگه كن مشتري بنگر.
 
البته اين يك مقايسه‌ي روبنائي است، و الا هستي قابل فروش نيست و شخصيت قابل معامله نمي‌باشد، بلكه با قرار دادن آن دو در مجراي كمال و رشد، رهسپار منطقه‌ي جاذبيت الهي مي‌گردند.
***
«فخذوا للحرب اهبتها و اعدوا لها عدتها فقد شب لظاها و علا سناها و استشعروا الصبر فانه ادعي الي النصر». هر گونه نيازمنديهاي پيكار با دشمن را تهيه نماييد و وسائل جنگ را آماده بسازيد، زيرا شعله‌هاي جنگ زبانه مي‌كشد و روشنائي شعله‌هايش سر بركشيده است، براي استقبال رويدادهاي جنگ صبر و بردباري را دريابيد، زيرا شكيبائي و تحمل بهترين انگيزه براي پيروزي است. 
 
موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت

 
اربعین