موضوع: "آیت الله بهجت (ره)"

حفظ قرآن خیلی آسان است...

نوشته شده توسطرحیمی 14ام شهریور, 1395
آیت الله بهجت

مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود:

قاعدتا حفظ قرآن خیلی آسان است و تکرار هم لازم ندارد:

سهل الله حفظه لامته (صلی الله علیه و آله و سلم)

خداوند، حفظ آن را بر امت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آسان نموده است.

ولی بقا و نگهداری از آن تکرار لازم دارد، زیرا که فرمود:

تعاهدوا هذا القرآن، فانه وحشی

قرآن را تکرار کنید، که زود از خاطر می رود.

البته اگر حافظ قرآن در هر شبانه روز کمتر از یک جزء بخواند، فراموش می کند؛ و خواندن بیش از یک جزء در شبانه روز هم خستگی آور است.

منبع: کتاب در محضر حضرت آیت ا…. العظمی بهجت – ص 115
محمد حسین رخشاد

احکام عقد و ازدواج

نوشته شده توسطرحیمی 13ام شهریور, 1395

احکام عقد و ازدواج مطابق با نظر حضرت آیت‌الله‏ العظمی بهجت(ره)

احکام عقد

«١٨٧٩» در زناشویی دائم یا غیر دائم، باید صیغه عقد خوانده شود و تنها راضی بودن زن و مرد کافی نیست، و صیغه را یا خود زن و مرد می‌خوانند، یا دیگری را وکیل می‌کنند که از طرف آنان بخواند.

«١٨٨٠» وکیل لازم نیست مرد باشد، زن هم می‌تواند برای خواندن صیغه از طرف دیگری وکیل شود.

«١٨٨١» اگر زن کسی را وکیل کند که او را مثلاً ده روز به عقد مردی درآورد و ابتدای ده روز را معین نکند، در صورتی که از گفته زن معلوم شود که به وکیل اختیار کامل داده، آن وکیل می‌تواند هر وقت که بخواهد او را ده روز به عقد آن مرد درآورد، و اگر معلوم باشد که زن، روز یا ساعت معینی را قصد کرده، باید صیغه را مطابق قصد او بخواند.

صیغه عقد دائم

«١٨٨٢» اگر صیغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اول زن بگوید: «زَوَّجْتُکَ نَفْسِی عَلَی الصِّدَاقِ الْمَعْلُوم»؛ یعنی: «خود را زن تو نمودم به مهری که معین شده»، و پس از آن مرد بلافاصله بگوید: «قَبِلْتُ التَّزوِیجْ»، یعنی: «ازدواج را قبول کردم»، عقد صحیح است، و اگر دیگری را وکیل کنند که از طرف آنها صیغه عقد را بخواند، چنانچه مثلاً اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد و وکیل زن بگوید: «زَوَّجْتُ مُوَکِّلَتِی فَاطِمَة، مُوَکلَکَ اَحْمَد، عَلَی الصِّداقِ الْمَعْلُوم»، و سپس وکیل مرد بلافاصله بگوید: «قَبِلْتُ لِمُوَکِّلِی اَحْمَد، عَلَی الصِّداقِ»، صحیح می‌باشد.

صیغه عقد موقت

«١٨٨٣» اگر خود زن و مرد بخواهند صیغه عقد غیر دائم را بخوانند، بعد از آنکه مدت و مهر را معین کردند، چنانچه زن بگوید: «زَوَّجْتُکَ نَفْسِی فِی الْمُدَّةِ الْمَعْلوُمَةِ عَلَی الْمَهْرِ المَعْلُوم»، و سپس مرد بلافاصله بگوید: «قَبِلْتُ»، صحیح است، و اگر دیگری را وکیل کنند و اول وکیل زن به وکیل مرد بگوید: «مَتَّعْتُ مُوَکِّلَتِی مُوَکلَکَ فِی الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلُوم»، پس بلافاصله وکیل مرد بگوید: «قَبِلْتُ لِمُوَکِّلی هکَذَا»، صحیح می‌باشد.

ادامه »

لزوم پرسیدن مسائل و شبهات از اهل آن

نوشته شده توسطرحیمی 11ام شهریور, 1395

اگر در امور دینی و یا عقیدتی اشکالی داری، برو از اهلش بپرس تا اشکالت بر طرف شود.

انسان گاهی در امر دین اشکالی به نظرش می‌رسد و یا شبهه‌ای به او القا می‌شود، گمان می‌کند که آن اشکال لایَنحَل است و دیگر جوابی ندارد و پیشِ خود و بدون مراجعه به اهل آن قضاوت می‌کند و می‌گوید: پس دین باطل است و ایراد دارد.

چگونه از اهل دین و اهل علم می‌ترسی و نزد آنها نمی‌روی و از آنها سؤال نمی‌کنی، ولی از خود شبهه و اشکال نمی‌ترسی که چه‌بسا موجب نابودی و هلاک دائمی تو گردد؟!

در محضر بهجت، ج۱، ص۶۸

لزوم استفاده از ذخایر باقی‌مانده از ائمه علیهم‌السلام

نوشته شده توسطرحیمی 11ام شهریور, 1395

این همه ودایع، کتب، مخازن علم، روایات و ادعیه در اختیار ما گذاشته‌اند، به‌گونه‌ای‌که اگر کسی بخواهد امامی را حاضر بیابد و یا صدایش را از نوار گوش دهد، و یا در خدمتشان باشد تا مطالب آنها را استماع کند ـ نه اینکه خود در محضر آنها صحبت کند ـ بهتر از اینها پیدا نمی‌کند. همه چیز در دسترس ماست، ولی حالمان مانند حال کسانی است که هیچ ندارند؛ نه به قرآن قائلند، نه به عترت و نه روایات آنها را قبول دارند!

همه چیز در دسترس ماست، ولی حالمان مانند حال کسانی است که هیچ ندارند؛ نه به قرآن قائلند، نه به عترت.

اگر ائمه اطهار علیهم‌السلام حاضر بودند، باز باید به همین روایاتشان عمل کنیم. لابد عذرمان این است که در صورت حضور آنها هم مجبور نبودیم از آنها پیروی کنیم و به حرف‌هایشان گوش کنیم، چنانچه در طول تاریخ امتحان داده‌ایم که در زمان حضورشان قدردان آنها نبوده‌ایم!

در محضر بهجت، ج۱، ص۷۸

حقیقت عبودیت، ترک معصیت است

نوشته شده توسطرحیمی 8ام شهریور, 1395

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. الحمد لله رب العالمین، والصلاة علی سید الأنبیاء والمرسلین، و علی آله سادة الأوصیاء الطاهرین و علی جمیع العترة المعصومین، و اللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می‌کنند؛ اگر مقصودشان این است که بگوییم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست؛ و اگر بگویند کلمه‌ای می‌خواهیم که اُم‌ّالکلمات باشد و کافی برای سعادت مطلقه دارَین باشد، خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر، آن را کشف فرماید و به شما برساند.

پس عرض می‌کنم که غرض از خلق، عبودیت است «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون»،  و حقیقت عبودیت، ترک معصیت است در اعتقاد که عملِ قلب است و در عملِ جوارح. و ترک معصیت، حاصل نمی‌شود به‌طوری‌که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت «و لا أقول سبحان الله والحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله وحرامه».

به سوی محبوب، ص۲۳

حجتی بر وجود امام عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف

نوشته شده توسطرحیمی 29ام مرداد, 1395

نعمت زیارت حرم حضرت امام رضا علیه‌السلام را مغتنم بشمارید.

نوشته شده توسطرحیمی 27ام مرداد, 1395

حرم مطهر حضرت امام رضا علیه‌السلام نعمت بزرگ و گران‌قدری است که در اختیار ایرانی‌هاست، عظمتش را خدا می‌داند، به‌حدی که امام جواد علیه‌السلام می‌فرماید:

«زِیارَةُ أَبی أَفْضَلُ مِنْ زِیارَةِ الْحُسَینِ علیه‌السلام لأِن الْحُسَینَ علیه‌السلام یزُورُهُ الْعامةُ وَ الْخاصةُ، وَ أَبی لایزُورُهُ إِلا الْخاصةُ؛

زیارت پدرم از زیارت امام حسین علیه‌السلام افضل است، زیرا امام حسین علیه‌السلام را عامه و خاصه زیارت می‌کنند، ولی پدرم را جز خاصه (شیعیان دوازده امامی) زیارت نمی‌کنند».۱

لذا کرامات از ضریح آن حضرت بیشتر از ضریح امام حسین علیه‌السلام ظاهر می‌شود.

بنابراین، ایرانی‌ها باید نعمت حرم حضرت امام رضا علیه‌السلام را که زیارت آن برایشان فراهم است، مغتنم بشمارند.

در محضر بهجت، ج۱، ص۳۲۸
 ۱. نقل به معنا از روایت، ر.ک: کافی، ج۴، ص۵۸۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۵۸۲؛ تهذیب، ج۶، ص۸۴؛ وسائل‌الشیعة، ج۱۴، ص۵۶۲؛ بحارالانوار، ج۹۹، ص۳۸؛ عیون‌اخبارالرضا، ج۲، ص۲۶۱؛ کامل‌الزیارات، ص۳۰۶.

دست و ترنج

نوشته شده توسطرحیمی 27ام مرداد, 1395
نگاهی به سیرۀ قرآنی آیت‌الله‌العظمی بهجت (ره)

نوشتن از او کار سختی است. این را این روزها که در حال نوشتن هستم می‌فهمم. یعنی هرچه در ذهن می‌پرورانی، به روی کاغذ نمی‌آید. تو فکر می‌کنی، مسیر نوشته را برای خودت ترسیم می‌کنی… او همان کاری را می‌کند که خودش می‌خواهد. پس از اینکه چندباری فکر کردم چه بنویسم، حالا دیگر اصلاً فکر نمی‌کنم. آدم باید خودش را رها کند، بعد برایش بنویسد؛ رها مثل برگ پاییزی در گردباد.

او در ذهن همۀ ما تصویری نزدیک به هم دارد؛ عارفی که با زهد و پارسایی به کمالات و مقامات عالی انسانی رسیده است. داستان‌هایی از ایشان نقل شده است. شاید خیلی‌هامان آنها را خوانده و از آن برای زندگی‌ عادی خودمان الگو گرفته‌ باشیم. در حالاتش، بیشتر به اوصاف نمازش پرداخته‌ایم ‌ـ که پرداختن هم دارد ـ و یا به دستورالعمل‌ها و حکایاتش، اما این پرداختن‌ها، حکایت پَر کاهی است از خرمن. می‌خواهم پنجرۀ جدیدی رو به زندگی ایشان باز کنم که کمتر به آن توجه شده. می‌خواهم به رمز و راز این همه سکوت، این همه خاکساری در نماز و این همه بلندای قله عرفان او بپردازم؛ مبنایی که همه این رفتارهایش بر آن استوارند.

آیت الله بهجت (ره): «به‌گونه‌ای قرآن بخوان که چشم تو قرآن را ببیند، گوش تو قرآن را بشنود و قلب تو نسبت به معارف بلند او حضور داشته باشد. باید آن را از آفرینندۀ قرآن تلقی کند، که قرآن را خدا می‌گوید و تو شنونده قرآن هستی».

به نظرم شاه‌کلید این گنجینۀ بی‌مثال، یک کلمه است: «قرآن». قرآن مبنای تمام زندگیش بود؛ عارف بود، اما مبنای عرفانش شهود نبود، قرآن بود. فقیه بود، اما مبنای اجتهادش فقه نبود، قرآن بود. «به‌گونه‌ای قرآن بخوان که چشم تو قرآن را ببیند، گوش تو قرآن را بشنود و قلب تو نسبت به معارف بلند او حضور داشته باشد. باید آن را از آفرینندۀ قرآن تلقی کند، که قرآن را خدا می‌گوید و تو شنونده قرآن هستی». او خود را در محضر خدا می‌دانست و قرآن می‌خواند. او به تماشای کلمات محبوبش می‌نشست. چون بدان می‌نگریست به دیدۀ بزرگی و عظمت نگاه می‌کرد؛ «فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَه‏».۱ چه رنگ و صبغۀ الهی در نگاهش موج می‌زد. «اگر قرآن را به‌صورت واقعی‌اش ببینیم، آن گاه معلوم می‌شود که دست از ترنج می‌شناسیم، یا نه!».

ادامه »

سبب غیبت امام زمان علیه‌السلام

نوشته شده توسطرحیمی 27ام مرداد, 1395
علت غیبت امام زمان علیه السلام خود ما هستیم

 انسان با خود کاری می‌کند که هیچ دشمنی با او نمی‌کند، و آن اینکه سرچشمه صلاح را تا روز قیامت خشک می‌کند! ازاین‌رو، معلوم نیست که همه باطناً به حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف در وقت ظهور ایمان بیاورند، عده‌ای از روی اکراه ایمان می‌آورند.

در محضر بهجت، ج۲، ص۲۲۲

***

سبب غیبت امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف خود ما هستیم زیرا دستمان به او نمی‌رسد، وگرنه اگر در میان ما بیاید و ظاهر و حاضر شود چه کسی او را می‌کشد؟! آیا جنیان آن حضرت را می‌کشند، یا قاتل او انسان است؟! ما از پیش در طول تاریخ ائمه علیهم‌السلام، امتحان خود را پس داده‌ایم که آیا از امام تحفظ و اطاعت می‌کنیم و یا اینکه او را به قتل می‌رسانیم؟!

انحطاط و پستی انسان به‌حدی است که قوم حضرت صالح علیه‌السلام ناقه صالح را با اینکه وسیله ارتزاق و نعمت آنها بود، پی کردند، چنان‌که قرآن کریم درباه آن می‌فرماید: «لهَا شِرْبٌ وَ لَکمْ شِرْبُ یوْمٍ معْلُومٍ؛ یعنی، یک روز آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن».۱ آن ناقه، یک روز آب چاه را می‌خورد و در عوض به آنها شیر می‌داد! بنابراین، همان گونه که ممکن است عُقلا خزینه و انبار نعمت خود را نابود کنند ـ همچنان که ناقه صالح را کشتند ـ امکان دارد که ما انسان‌های عاقل! نیز امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف را که تمام خیرات از اوست و از ناقه صالح بالاتر و پر فیض‌تر است برای اغراض شخصیه خود به قتل برسانیم!

در محضر بهجت، ج۱، ص۹۱

***

امیدواریم خداوند برای یک مشت شیعه مظلوم، صاحبشان را برساند؛ زیرا در عالم چنین سابقه نداشته و ندارد که رئیس و رهبری از مریدان و لشکرش این‌قدر غیبت طولانی داشته باشد. چه باید گفت؟ معلوم نیست تا کی! در تمام امت‌های گذشته غیبت مقدر شده است، ولی در هیچ‌امتی چنین غیبتی با وقت نامعلوم و غیرمقدر اتفاق نیفتاده است.

ما مسلمان‌ها امتحان خود را با پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و یازده امام علیهم‌السلام در زمان حضورشان پس داده‌ایم، اگر این یکی هم ظاهر می‌شد، لابد به قربانش می‌رفتیم! کسانی که در زمان ائمه علیهم‌السلام به بنی‌امیه و بنی‌العباس گرایش داشتند، مگر دیوانه بودند؟! آنها از میان دو راه دین و دنیا، دنیا و ضد آخرت را اختیار می‌کردند، و هنوز مناصب آنها برای ما عرضه نشده تا امتحان خود را پس بدهیم.

در محضر بهجت، ج۱، ص۱۷۳

پدر و مادرم به فدایش...!

نوشته شده توسطرحیمی 15ام مرداد, 1395

حضرت معصومه علیهاالسلام از قبیل امامزاده‌های مطلق نیست ـ که هنگام زیارت او، زیارت‌نامه مطلق امامزاده‌ها خوانده شود، بلکه زیارت مخصوص به خود دارد ـ زیرا در روایت است: «مَنْ زارَها وَجَبَتْ لَهُ الْجَنةُ؛ هر کس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب می‌گردد»(بحارالانوار، ج۴۸، ص۳۱۷؛ ج۹۹،‌ص۲۶۷.)خیلی کلمه بزرگی است!

نقل شده که روزی حضرت امام موسی کاظم علیه‌السلام در مدینه، در خانه تشریف نداشتند، شخصی آمد که سؤالی از آن حضرت بنماید، حضرت معصومه علیهاالسلام که در سن کودکی بودند و در خانه تشریف داشتند، می‌فرمایند:

آن حضرت تشریف ندارند، چه کار دارید؟

آن شخص عرض کرد: مسئله‌ای دارم.

می‌فرماید: بنویس. می‌نویسد، ایشان پاسخ آن را می‌دهد،

بعد که حضرت امام کاظم علیه‌السلام به خانه برمی‌گردد، مادرش جریان را به آن حضرت عرض می‌کند، حضرت می‌فرماید: «بِأَبِی هِی وَ أُمی، حَکمَتْ بِما حَکمَ الله‏ُ!؛ پدر و مادرم به فدایش، به آنچه خداوند حکم فرموده، حکم نموده است».

اینها افراد عادی نبوده‌اند، خدا می‌داند این خاندان چه شخصیت‌هایی بوده‌اند، این همه کرامات برای ایشان ذکر کرده‌اند، پس چه می‌گویند کسانی که این مطالب را درباره خود حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هم خرافات می‌دانند! یا آن کس که ـ نعوذبالله ـ می‌گوید: «عَصای خَیرٌ مِنْ مُحَمدٍ!؛ عصای من بهتر از محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است». و یا آن پاسبانی که کنار ضریح حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ایستاده و می‌گوید: به جای ضریح، دست مرا ببوس!(در محضر بهجت، ج۲، ص۱۳۷)


 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ