موضوع: "آیت الله بهجت (ره)"

حفظ قرآن خیلی آسان است...

14ام شهریور, 1395
آیت الله بهجت

مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود:

قاعدتا حفظ قرآن خیلی آسان است و تکرار هم لازم ندارد:

سهل الله حفظه لامته (صلی الله علیه و آله و سلم)

خداوند، حفظ آن را بر امت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آسان نموده است.

ولی بقا و نگهداری از آن تکرار لازم دارد، زیرا که فرمود:

تعاهدوا هذا القرآن، فانه وحشی

قرآن را تکرار کنید، که زود از خاطر می رود.

البته اگر حافظ قرآن در هر شبانه روز کمتر از یک جزء بخواند، فراموش می کند؛ و خواندن بیش از یک جزء در شبانه روز هم خستگی آور است.

منبع: کتاب در محضر حضرت آیت ا…. العظمی بهجت – ص 115
محمد حسین رخشاد

اشتراک گذاری این مطلب!

احکام عقد و ازدواج

13ام شهریور, 1395

احکام عقد و ازدواج مطابق با نظر حضرت آیت‌الله‏ العظمی بهجت(ره)

احکام عقد

«١٨٧٩» در زناشویی دائم یا غیر دائم، باید صیغه عقد خوانده شود و تنها راضی بودن زن و مرد کافی نیست، و صیغه را یا خود زن و مرد می‌خوانند، یا دیگری را وکیل می‌کنند که از طرف آنان بخواند.

«١٨٨٠» وکیل لازم نیست مرد باشد، زن هم می‌تواند برای خواندن صیغه از طرف دیگری وکیل شود.

«١٨٨١» اگر زن کسی را وکیل کند که او را مثلاً ده روز به عقد مردی درآورد و ابتدای ده روز را معین نکند، در صورتی که از گفته زن معلوم شود که به وکیل اختیار کامل داده، آن وکیل می‌تواند هر وقت که بخواهد او را ده روز به عقد آن مرد درآورد، و اگر معلوم باشد که زن، روز یا ساعت معینی را قصد کرده، باید صیغه را مطابق قصد او بخواند.

صیغه عقد دائم

«١٨٨٢» اگر صیغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اول زن بگوید: «زَوَّجْتُکَ نَفْسِی عَلَی الصِّدَاقِ الْمَعْلُوم»؛ یعنی: «خود را زن تو نمودم به مهری که معین شده»، و پس از آن مرد بلافاصله بگوید: «قَبِلْتُ التَّزوِیجْ»، یعنی: «ازدواج را قبول کردم»، عقد صحیح است، و اگر دیگری را وکیل کنند که از طرف آنها صیغه عقد را بخواند، چنانچه مثلاً اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد و وکیل زن بگوید: «زَوَّجْتُ مُوَکِّلَتِی فَاطِمَة، مُوَکلَکَ اَحْمَد، عَلَی الصِّداقِ الْمَعْلُوم»، و سپس وکیل مرد بلافاصله بگوید: «قَبِلْتُ لِمُوَکِّلِی اَحْمَد، عَلَی الصِّداقِ»، صحیح می‌باشد.

صیغه عقد موقت

«١٨٨٣» اگر خود زن و مرد بخواهند صیغه عقد غیر دائم را بخوانند، بعد از آنکه مدت و مهر را معین کردند، چنانچه زن بگوید: «زَوَّجْتُکَ نَفْسِی فِی الْمُدَّةِ الْمَعْلوُمَةِ عَلَی الْمَهْرِ المَعْلُوم»، و سپس مرد بلافاصله بگوید: «قَبِلْتُ»، صحیح است، و اگر دیگری را وکیل کنند و اول وکیل زن به وکیل مرد بگوید: «مَتَّعْتُ مُوَکِّلَتِی مُوَکلَکَ فِی الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلُوم»، پس بلافاصله وکیل مرد بگوید: «قَبِلْتُ لِمُوَکِّلی هکَذَا»، صحیح می‌باشد.

ادامه »

لزوم پرسیدن مسائل و شبهات از اهل آن

11ام شهریور, 1395

اگر در امور دینی و یا عقیدتی اشکالی داری، برو از اهلش بپرس تا اشکالت بر طرف شود.

انسان گاهی در امر دین اشکالی به نظرش می‌رسد و یا شبهه‌ای به او القا می‌شود، گمان می‌کند که آن اشکال لایَنحَل است و دیگر جوابی ندارد و پیشِ خود و بدون مراجعه به اهل آن قضاوت می‌کند و می‌گوید: پس دین باطل است و ایراد دارد.

چگونه از اهل دین و اهل علم می‌ترسی و نزد آنها نمی‌روی و از آنها سؤال نمی‌کنی، ولی از خود شبهه و اشکال نمی‌ترسی که چه‌بسا موجب نابودی و هلاک دائمی تو گردد؟!

در محضر بهجت، ج۱، ص۶۸

اشتراک گذاری این مطلب!

لزوم استفاده از ذخایر باقی‌مانده از ائمه علیهم‌السلام

11ام شهریور, 1395

این همه ودایع، کتب، مخازن علم، روایات و ادعیه در اختیار ما گذاشته‌اند، به‌گونه‌ای‌که اگر کسی بخواهد امامی را حاضر بیابد و یا صدایش را از نوار گوش دهد، و یا در خدمتشان باشد تا مطالب آنها را استماع کند ـ نه اینکه خود در محضر آنها صحبت کند ـ بهتر از اینها پیدا نمی‌کند. همه چیز در دسترس ماست، ولی حالمان مانند حال کسانی است که هیچ ندارند؛ نه به قرآن قائلند، نه به عترت و نه روایات آنها را قبول دارند!

همه چیز در دسترس ماست، ولی حالمان مانند حال کسانی است که هیچ ندارند؛ نه به قرآن قائلند، نه به عترت.

اگر ائمه اطهار علیهم‌السلام حاضر بودند، باز باید به همین روایاتشان عمل کنیم. لابد عذرمان این است که در صورت حضور آنها هم مجبور نبودیم از آنها پیروی کنیم و به حرف‌هایشان گوش کنیم، چنانچه در طول تاریخ امتحان داده‌ایم که در زمان حضورشان قدردان آنها نبوده‌ایم!

در محضر بهجت، ج۱، ص۷۸
اشتراک گذاری این مطلب!

حقیقت عبودیت، ترک معصیت است

8ام شهریور, 1395

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. الحمد لله رب العالمین، والصلاة علی سید الأنبیاء والمرسلین، و علی آله سادة الأوصیاء الطاهرین و علی جمیع العترة المعصومین، و اللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می‌کنند؛ اگر مقصودشان این است که بگوییم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست؛ و اگر بگویند کلمه‌ای می‌خواهیم که اُم‌ّالکلمات باشد و کافی برای سعادت مطلقه دارَین باشد، خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر، آن را کشف فرماید و به شما برساند.

پس عرض می‌کنم که غرض از خلق، عبودیت است «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون»،  و حقیقت عبودیت، ترک معصیت است در اعتقاد که عملِ قلب است و در عملِ جوارح. و ترک معصیت، حاصل نمی‌شود به‌طوری‌که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت «و لا أقول سبحان الله والحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله وحرامه».

به سوی محبوب، ص۲۳
اشتراک گذاری این مطلب!

حجتی بر وجود امام عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف

29ام مرداد, 1395

نعمت زیارت حرم حضرت امام رضا علیه‌السلام را مغتنم بشمارید.

27ام مرداد, 1395

حرم مطهر حضرت امام رضا علیه‌السلام نعمت بزرگ و گران‌قدری است که در اختیار ایرانی‌هاست، عظمتش را خدا می‌داند، به‌حدی که امام جواد علیه‌السلام می‌فرماید:

«زِیارَةُ أَبی أَفْضَلُ مِنْ زِیارَةِ الْحُسَینِ علیه‌السلام لأِن الْحُسَینَ علیه‌السلام یزُورُهُ الْعامةُ وَ الْخاصةُ، وَ أَبی لایزُورُهُ إِلا الْخاصةُ؛

زیارت پدرم از زیارت امام حسین علیه‌السلام افضل است، زیرا امام حسین علیه‌السلام را عامه و خاصه زیارت می‌کنند، ولی پدرم را جز خاصه (شیعیان دوازده امامی) زیارت نمی‌کنند».۱

لذا کرامات از ضریح آن حضرت بیشتر از ضریح امام حسین علیه‌السلام ظاهر می‌شود.

بنابراین، ایرانی‌ها باید نعمت حرم حضرت امام رضا علیه‌السلام را که زیارت آن برایشان فراهم است، مغتنم بشمارند.

در محضر بهجت، ج۱، ص۳۲۸
 ۱. نقل به معنا از روایت، ر.ک: کافی، ج۴، ص۵۸۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۵۸۲؛ تهذیب، ج۶، ص۸۴؛ وسائل‌الشیعة، ج۱۴، ص۵۶۲؛ بحارالانوار، ج۹۹، ص۳۸؛ عیون‌اخبارالرضا، ج۲، ص۲۶۱؛ کامل‌الزیارات، ص۳۰۶.
اشتراک گذاری این مطلب!

دست و ترنج

27ام مرداد, 1395
نگاهی به سیرۀ قرآنی آیت‌الله‌العظمی بهجت (ره)

نوشتن از او کار سختی است. این را این روزها که در حال نوشتن هستم می‌فهمم. یعنی هرچه در ذهن می‌پرورانی، به روی کاغذ نمی‌آید. تو فکر می‌کنی، مسیر نوشته را برای خودت ترسیم می‌کنی… او همان کاری را می‌کند که خودش می‌خواهد. پس از اینکه چندباری فکر کردم چه بنویسم، حالا دیگر اصلاً فکر نمی‌کنم. آدم باید خودش را رها کند، بعد برایش بنویسد؛ رها مثل برگ پاییزی در گردباد.

او در ذهن همۀ ما تصویری نزدیک به هم دارد؛ عارفی که با زهد و پارسایی به کمالات و مقامات عالی انسانی رسیده است. داستان‌هایی از ایشان نقل شده است. شاید خیلی‌هامان آنها را خوانده و از آن برای زندگی‌ عادی خودمان الگو گرفته‌ باشیم. در حالاتش، بیشتر به اوصاف نمازش پرداخته‌ایم ‌ـ که پرداختن هم دارد ـ و یا به دستورالعمل‌ها و حکایاتش، اما این پرداختن‌ها، حکایت پَر کاهی است از خرمن. می‌خواهم پنجرۀ جدیدی رو به زندگی ایشان باز کنم که کمتر به آن توجه شده. می‌خواهم به رمز و راز این همه سکوت، این همه خاکساری در نماز و این همه بلندای قله عرفان او بپردازم؛ مبنایی که همه این رفتارهایش بر آن استوارند.

آیت الله بهجت (ره): «به‌گونه‌ای قرآن بخوان که چشم تو قرآن را ببیند، گوش تو قرآن را بشنود و قلب تو نسبت به معارف بلند او حضور داشته باشد. باید آن را از آفرینندۀ قرآن تلقی کند، که قرآن را خدا می‌گوید و تو شنونده قرآن هستی».

به نظرم شاه‌کلید این گنجینۀ بی‌مثال، یک کلمه است: «قرآن». قرآن مبنای تمام زندگیش بود؛ عارف بود، اما مبنای عرفانش شهود نبود، قرآن بود. فقیه بود، اما مبنای اجتهادش فقه نبود، قرآن بود. «به‌گونه‌ای قرآن بخوان که چشم تو قرآن را ببیند، گوش تو قرآن را بشنود و قلب تو نسبت به معارف بلند او حضور داشته باشد. باید آن را از آفرینندۀ قرآن تلقی کند، که قرآن را خدا می‌گوید و تو شنونده قرآن هستی». او خود را در محضر خدا می‌دانست و قرآن می‌خواند. او به تماشای کلمات محبوبش می‌نشست. چون بدان می‌نگریست به دیدۀ بزرگی و عظمت نگاه می‌کرد؛ «فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَه‏».۱ چه رنگ و صبغۀ الهی در نگاهش موج می‌زد. «اگر قرآن را به‌صورت واقعی‌اش ببینیم، آن گاه معلوم می‌شود که دست از ترنج می‌شناسیم، یا نه!».

ادامه »

سبب غیبت امام زمان علیه‌السلام

27ام مرداد, 1395
علت غیبت امام زمان علیه السلام خود ما هستیم

 انسان با خود کاری می‌کند که هیچ دشمنی با او نمی‌کند، و آن اینکه سرچشمه صلاح را تا روز قیامت خشک می‌کند! ازاین‌رو، معلوم نیست که همه باطناً به حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف در وقت ظهور ایمان بیاورند، عده‌ای از روی اکراه ایمان می‌آورند.

در محضر بهجت، ج۲، ص۲۲۲

***

سبب غیبت امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف خود ما هستیم زیرا دستمان به او نمی‌رسد، وگرنه اگر در میان ما بیاید و ظاهر و حاضر شود چه کسی او را می‌کشد؟! آیا جنیان آن حضرت را می‌کشند، یا قاتل او انسان است؟! ما از پیش در طول تاریخ ائمه علیهم‌السلام، امتحان خود را پس داده‌ایم که آیا از امام تحفظ و اطاعت می‌کنیم و یا اینکه او را به قتل می‌رسانیم؟!

انحطاط و پستی انسان به‌حدی است که قوم حضرت صالح علیه‌السلام ناقه صالح را با اینکه وسیله ارتزاق و نعمت آنها بود، پی کردند، چنان‌که قرآن کریم درباه آن می‌فرماید: «لهَا شِرْبٌ وَ لَکمْ شِرْبُ یوْمٍ معْلُومٍ؛ یعنی، یک روز آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن».۱ آن ناقه، یک روز آب چاه را می‌خورد و در عوض به آنها شیر می‌داد! بنابراین، همان گونه که ممکن است عُقلا خزینه و انبار نعمت خود را نابود کنند ـ همچنان که ناقه صالح را کشتند ـ امکان دارد که ما انسان‌های عاقل! نیز امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف را که تمام خیرات از اوست و از ناقه صالح بالاتر و پر فیض‌تر است برای اغراض شخصیه خود به قتل برسانیم!

در محضر بهجت، ج۱، ص۹۱

***

امیدواریم خداوند برای یک مشت شیعه مظلوم، صاحبشان را برساند؛ زیرا در عالم چنین سابقه نداشته و ندارد که رئیس و رهبری از مریدان و لشکرش این‌قدر غیبت طولانی داشته باشد. چه باید گفت؟ معلوم نیست تا کی! در تمام امت‌های گذشته غیبت مقدر شده است، ولی در هیچ‌امتی چنین غیبتی با وقت نامعلوم و غیرمقدر اتفاق نیفتاده است.

ما مسلمان‌ها امتحان خود را با پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و یازده امام علیهم‌السلام در زمان حضورشان پس داده‌ایم، اگر این یکی هم ظاهر می‌شد، لابد به قربانش می‌رفتیم! کسانی که در زمان ائمه علیهم‌السلام به بنی‌امیه و بنی‌العباس گرایش داشتند، مگر دیوانه بودند؟! آنها از میان دو راه دین و دنیا، دنیا و ضد آخرت را اختیار می‌کردند، و هنوز مناصب آنها برای ما عرضه نشده تا امتحان خود را پس بدهیم.

در محضر بهجت، ج۱، ص۱۷۳
اشتراک گذاری این مطلب!

پدر و مادرم به فدایش...!

15ام مرداد, 1395

حضرت معصومه علیهاالسلام از قبیل امامزاده‌های مطلق نیست ـ که هنگام زیارت او، زیارت‌نامه مطلق امامزاده‌ها خوانده شود، بلکه زیارت مخصوص به خود دارد ـ زیرا در روایت است: «مَنْ زارَها وَجَبَتْ لَهُ الْجَنةُ؛ هر کس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب می‌گردد»(بحارالانوار، ج۴۸، ص۳۱۷؛ ج۹۹،‌ص۲۶۷.)خیلی کلمه بزرگی است!

نقل شده که روزی حضرت امام موسی کاظم علیه‌السلام در مدینه، در خانه تشریف نداشتند، شخصی آمد که سؤالی از آن حضرت بنماید، حضرت معصومه علیهاالسلام که در سن کودکی بودند و در خانه تشریف داشتند، می‌فرمایند:

آن حضرت تشریف ندارند، چه کار دارید؟

آن شخص عرض کرد: مسئله‌ای دارم.

می‌فرماید: بنویس. می‌نویسد، ایشان پاسخ آن را می‌دهد،

بعد که حضرت امام کاظم علیه‌السلام به خانه برمی‌گردد، مادرش جریان را به آن حضرت عرض می‌کند، حضرت می‌فرماید: «بِأَبِی هِی وَ أُمی، حَکمَتْ بِما حَکمَ الله‏ُ!؛ پدر و مادرم به فدایش، به آنچه خداوند حکم فرموده، حکم نموده است».

اینها افراد عادی نبوده‌اند، خدا می‌داند این خاندان چه شخصیت‌هایی بوده‌اند، این همه کرامات برای ایشان ذکر کرده‌اند، پس چه می‌گویند کسانی که این مطالب را درباره خود حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هم خرافات می‌دانند! یا آن کس که ـ نعوذبالله ـ می‌گوید: «عَصای خَیرٌ مِنْ مُحَمدٍ!؛ عصای من بهتر از محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است». و یا آن پاسبانی که کنار ضریح حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ایستاده و می‌گوید: به جای ضریح، دست مرا ببوس!(در محضر بهجت، ج۲، ص۱۳۷)

اشتراک گذاری این مطلب!

توصیه آیت الله بهجت برای رفع ناراحتی های روحی

8ام مرداد, 1395

آیت الله بهجت در هنگام اضطراب و ناراحتی های روحی، خواندن این کلمات را سفارش می کردند:

«لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی من أن یحضرون إن الله هوالسمیع العلیم:

هیچ معبودی جز خداوند یکتای بی شریک وجود ندارد و ستایش و حکومت مخصوص اوست و او بر هر کاری تواناست.

از وسوسه های شیاطین به خدا پناه می برم و به تو پناه می برم ای پروردگارم از این که نزد من حاضر شوند.

همانا خداوند شنوا و داناست.»

اشتراک گذاری این مطلب!

سخنانی با جوانان(توصیه های آیت الله بهجت (ره)

3ام مرداد, 1395

نوجوان‌ها و جوان‌ها باید ملتفت باشند که همچنانی که خودشان در این سن هستند و روزبه‌روز به سنّ بالا می‌روند، علم و ایمانشان هم باید همین‌جور باشد، مطابق این باشد؛ معلوماتشان، از همان کلاس اولِ علوم دینیه، به بالا برود، ایمانشان ملازم با همین علمشان باشد.

ما مسلمان‌ها، امتیازی از غیر مسلمان‌ها نداریم، الاّ به قرآن و عترت؛ والاّ ما هم مثل غیر مسلمان‌ها می‌شویم.

باید بدانید اینکه ما مسلمان‌ها، امتیازی از غیرمسلمان‌ها نداریم، الاّ به قرآن و عترت؛ والاّ ما هم مثل غیرمسلمان‌ها می‌شویم. اگر ما قرآن نداشته باشیم، مثل غیر مسلمان‌ها هستیم؛ اگر ما عترت را نداشته باشیم، مثل مسلمان‌هایی که اهل ایمان نیستند، هستیم. باید ملتفت باشیم روزبه‌روز در این دو امر ترقی بکنیم؛ همچنان که سنّ ما به بالا می‌رود، معلومات ما هم در همین دو امر، بالا برود. این طرف، آن طرف نرود و الاّ گم می‌شود؛ گمش نکنند! گمراهش نکنند! این دو اصلِ اصیل را از اینها نتوانند بگیرند.

ما می‌گوییم: اگر [می‌گویید] اسلام درست نیست [و] شما قرآن را قبول ندارید، [پس] مثل قرآن بیاورید؛ یک سوره‌ای مثل قرآن بیاورید. می‌گویند: نه، نمی‌توانیم بیاوریم و نمی‌آوریم و مسلمان هم نمی‌شویم! این ادعا و این کلام، جواب ندارد، برای اینکه می‌گویند: «ما می‌دانیم و عمل نمی‌کنیم». همچنین کسانی که صورتاً با قرآن هستند و با عترت نیستند، به اینها می‌گوییم که این آثار عترت، این فضائل عترت، این ادعیه اینها، این احکام اینها، این خُطَب اینها، این رسائل اینها، این «نهج‌البلاغه»، این «صحیفه سجادیه»، در مخالفینِ عترت، مثل اینها را بیاورید! اگر آوردید، ما دست برمی‌داریم.
این علمیاتشان، این عمَلیاتشان، این ایمانشان، این کراماتشان این معجزاتشان، باید بدانیم این دو تا را از ما نگیرند. می‌دانید چقدر پول به ما می‌دهند اگر اینها را به آنها بدهیم؟ خیلی می‌دهند، لکن این پول ارزش ندارد؛ فردا از راه غیرمستقیم همین پول را از ما می‌گیرند و یک بلایی هم بر سر ما می‌آورند. اینها به ما وفا نمی‌کنند؛ تا خودشان استفاده‌شان را از ما بگیرند، دیگر کار ما را می‌سازند.

ادامه »

ما به تو نظر داریم

28ام تیر, 1395
احترام به سادات
در حالت بیداری حضرت زهرا علیهاالسلام را دیدم، فرمود: «شفای تو به دست شوهرت می‌باشد» و به من توصیه فرمود که با او خوش‌رفتار باشم. شوهرم از راه رسید و عبای خود را روی من انداخت، و من بلافاصله شفا یافتم و به حرم حضرت امیر علیه‌السلام مشرف شدم و به آن حضرت اصرار کردم که یا مرگ مرا برساند یا والدین مرا.

زنی از بستگان دختر آقا شیخ جواد مجتهد رشتی رحمه‌الله می‌گوید: با پدر و مادرم از ایران به زیارت عتبات رفتیم و آنان مرا در نجف به طلبه سیدی تزویج کردند و رفتند. از سویی دوری آنها مرا ناراحت می‌کرد و از سوی دیگر گاهی شوهرم نزدیک ظهر همراه با مقداری گوشت و چند میهمان وارد منزل می‌شد؛ لذا من با شوهرم بداخلاقی می‌کردم و منشأ آن دوری والدینم بود. البته خوب است والدین در این امر مواظب باشند و دخترشان را به تزویج کسی که در جای دور زندگی می‌کند، در نیاورند.

آن خانم می‌گوید: مریض شدم و تب به شدت مرا فراگرفت، در همان حال، در حالت بیداری حضرت زهرا علیهاالسلام را دیدم، فرمود: «شفای تو به دست شوهرت می‌باشد» و به من توصیه فرمود که با او خوش‌رفتار باشم. شوهرم از راه رسید و عبای خود را روی من انداخت، و من بلافاصله شفا یافتم و به حرم حضرت امیر علیه‌السلام مشرف شدم و به آن حضرت اصرار کردم که یا مرگ مرا برساند یا والدین مرا. از حرم بیرون آمدم و دیدم که حضرت امیر علیه‌السلام درست از جهت مقابل من وارد صحن می‌شود، تغییر مسیر دادم و به‌جهت دیگر حرکت کردم تا با حضرت مواجه نگردم، دیدم به سوی من تغییر مسیر دادند تا اینکه به خدمت ایشان رسیدم. فرمود: «خانم! ما به تو نظر داریم؛ با شوهر خود خوب رفتار کن؛ برو در سرداب منزل با ذغال تا چهل روز روی دیوار علامت بگذار، روز چهلم والدینت می‌آیند. همچنین برای برآورده شدن حوایج خود بالای بام برو و چند صلوات بفرست، درست می‌شود».
وی می‌گوید: من این کار را می‌کردم، وقتی شوهرم گوشت و لوازم طبخ را می‌آورد، همه را در دیگ می‌ریختم و بالای بام می‌رفتم و چند صلوات می‌فرستادم و می‌آمدم و می‌دیدم غذا پخته و طبقه‌بندی و چیده شده و خوش طعم و لذیذ آماده است!

اشتراک گذاری این مطلب!

​ کشف حجاب و اتحاد لباس، وسیله‌ای برای استثمار

25ام تیر, 1395

به‌مناسبت سرکوب قیام مردم بر علیه کشف حجاب در مسجد گوهرشاد

امر عجیب کشف حجاب برای چه بود؟

چرا چادر زن‌های مسلمان باید برداشته شود و چرا باید اتحاد لباس به وجود آید؟!

نمی‌دانستیم که از سیصد سال قبل، در همان عهدنامۀ آنها این امر بود که این‌گونه کار برای استعباد و نوکری و استثمار انجام شود.۱

اگر دین را از دست دادیم، دیگر برای ما دیانت شاه و عدم آن فرقی ندارد.

به خدا پناه می‌بریم از ابتلائات بزرگ در امر دین!

 در محضر بهجت، ج۱، ص۶۰

 ۱. ر.ک: خاطرات مستر همفر.

 
اشتراک گذاری این مطلب!

امام زمان (عج) هم منتظر فرج است!!!

25ام تیر, 1395

با کمال دوستی ما نسبت به امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف ، ظهور او نه به حرف بنده است و نه به حرف شما.

به حضرت امیر علیه‌السلام هم پیشنهاد کردند با معاویه بساز.

اگر بنا بود به حرف آنها گوش کند، از همان اول گوش می‌کرد. به ایشان گفتند:

«با او بسازید، بعد که حکومت شما مستقر شد با او بجنگید»، ولی حضرت به حرف آنها گوش نکرد.

خدا چه صبری داده به حضرت غایب عجل‌الله تعالی‌فرجه‌الشریف که هزار سال است می‌بیند بر سر مسلمان‌ها چه بلاهایی می‌آید و چه بلاهایی خود مسلمانان بر سر هم می‌آورند، و همه را تحمل می‌کند!

 
اشتراک گذاری این مطلب!

پاداش مخصوص روزه را چه کسی می دهد؟

2ام تیر, 1395

پاداش مخصوص روزه

در حدیث قدسی آمده است:

«الصَّوْمُ لی وَ أَنَا أَجْزی بِهِ؛

روزه برای من است، و من خود پاداش آن را می‌دهم»؛۱

یعنی خداوند متعال ثواب آن را بدون واسطه می‌دهد، علاوه بر ثواب‌هایی که در کتاب و سنت ذکر شده است:

«فَلاَ تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّآ أُخْفِی لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْینٍ؛

پس هیچ‌کس نمی‌داند که چه چشم‌روشنی‌هایی برای آنان مخفی شده است».۲

در محضر بهجت، ج۱، ص۲۲۵

 ۱. من لایحضره‌الفقیه، ج‌۲، ص‌۷۵؛ تهذیب، ج‌۴، ص‌۱۵۲؛ وسائل‌الشیعة، ج‌۱۰، ص‌۴۰۰؛ بحارالانوار، ج‌۹۳، ص‌۲۵۵.

۲. سجده: ۱۷؛ یعنی قابل وصف و توصیف نیست.


اشتراک گذاری این مطلب!

علت غیبت امام زمان علیه‌السلام

31ام خرداد, 1395

 انسان با خود کاری می‌کند که هیچ دشمنی با او نمی‌کند، و آن اینکه سرچشمه صلاح را تا روز قیامت خشک می‌کند!

ازاین‌رو، معلوم نیست که همه باطناً به حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف در وقت ظهور ایمان بیاورند، عده‌ای از روی اکراه ایمان می‌آورند.

در محضر بهجت، ج۲، ص۲۲۲

***

سبب غیبت امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف خود ما هستیم زیرا دستمان به او نمی‌رسد، وگرنه اگر در میان ما بیاید و ظاهر و حاضر شود چه کسی او را می‌کشد؟! آیا جنیان آن حضرت را می‌کشند، یا قاتل او انسان است؟! ما از پیش در طول تاریخ ائمه علیهم‌السلام، امتحان خود را پس داده‌ایم که آیا از امام تحفظ و اطاعت می‌کنیم و یا اینکه او را به قتل می‌رسانیم؟!

انحطاط و پستی انسان به‌حدی است که قوم حضرت صالح علیه‌السلام ناقه صالح را با اینکه وسیله ارتزاق و نعمت آنها بود، پی کردند، چنان‌که قرآن کریم درباه آن می‌فرماید:

«لهَا شِرْبٌ وَ لَکمْ شِرْبُ یوْمٍ معْلُومٍ؛ یعنی، یک روز آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن».(شعراء: ۱۵۵)

آن ناقه، یک روز آب چاه را می‌خورد و در عوض به آنها شیر می‌داد! بنابراین، همان گونه که ممکن است عُقلا خزینه و انبار نعمت خود را نابود کنند ـ همچنان که ناقه صالح را کشتند ـ امکان دارد که ما انسان‌های عاقل! نیز امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف را که تمام خیرات از اوست و از ناقه صالح بالاتر و پر فیض‌تر است برای اغراض شخصیه خود به قتل برسانیم!

در محضر بهجت، ج۱، ص۹۱

ادامه »

حقیقت عبودیت، ترک معصیت است

31ام خرداد, 1395

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. الحمد لله رب العالمین، والصلاة علی سید الأنبیاء والمرسلین، و علی آله سادة الأوصیاء الطاهرین و علی جمیع العترة المعصومین، و اللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می‌کنند؛ اگر مقصودشان این است که بگوییم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست؛ و اگر بگویند کلمه‌ای می‌خواهیم که اُم‌ّالکلمات باشد و کافی برای سعادت مطلقه دارَین باشد، خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر، آن را کشف فرماید و به شما برساند.

پس عرض می‌کنم که غرض از خلق، عبودیت است «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون»، و حقیقت عبودیت، ترک معصیت است در اعتقاد که عملِ قلب است و در عملِ جوارح. و ترک معصیت، حاصل نمی‌شود به‌طوری‌که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت «و لا أقول سبحان الله والحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله وحرامه».

به سوی محبوب، ص۲۳

اشتراک گذاری این مطلب!

لذت طعام را صائمین می‌دانند!

31ام خرداد, 1395

ذکر روایتی در مورد روزه‌داری

 

همچنین در روایت است که:

لِلصّائِمِ فَرْحَتانِ: فَرْحَةٌ عِنْدَ إِفْطارِهِ، وَ فَرْحَةٌ عِنْدَ لِقاءِ رَبِّهِ؛

روزه‌دار دو خوشحالی دارد: یکی هنگام افطار، و دیگری هنگام دیدار پروردگار».۱

البته این در صورتی است که در فطور و سحری، نخوردنِ در روز را تدارک نکند.

دوازده روز از رمضان گذشته بود، روزه‌داری در مسجد کوفه می‌گفت: تا به حال گرسنه نشده‌ام، صوم هم برای او جوع‌آور نیست! با اینکه بعضی طالب چلومرغ و غذاهای لذیذند.

درباره مقدار خوردن در روایات آمده است: «وقتی که گرسنه شدی، بخور»۲

اگر انسان گرسنه باشد، نان خالی هم برای او لذیذ است، لذت طعام را صائمین می‌دانند.

در محضر بهجت، ج۱، ص ۲۲۶
۱.کافی، ج‌۴، ص‌۶۵؛ من‌لایحضره‌الفقیه، ج‌۲، ص‌۷۶؛ وسائل‌الشیعة، ج‌۱۰، ص‌۳۹۷؛ بحارالانوار، ج‌۹۳، ص‌۳۸۰.
۲.«إِذا جُعْتَ فَکلْ»؛ مستدرک‌الوسائل، ج‌۱، ص‌۲۸۴؛ ج‌۱۶، ص‌۴۶۶؛ بحارالانوار، ج‌۵۶، ص‌۲۶۰؛ فقه‌الرضا، ص‌۳۴۰.
اشتراک گذاری این مطلب!

هیچ حیوانی به جهنم نمی‌رود اما انسان اشرف مخلوقات ...

31ام خرداد, 1395

مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود:

از میان حیوانات بیابان و جنگل و باغ‌وحش یکی هم به جهنم قدم نمی‌گذارد،

اما انسان که اعظم و اشرف مخلوقات است به جهنم می‌رود،

بلکه به خلود در آتش محکوم می‌گردد.

هیچ حیوانی به جهنم نمی‌رود اما انسان اشرف مخلوقات است می‌رود مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود: با اینکه انسان با مَلَک یک قدم بیش فاصله ندارد، چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: «إِلاَّ أَنْ تَكُونا مَلَكَیْن؛ جز اینکه مَلَک شوید»، با این‌حال، از میان حیوانات بیابان و جنگل و باغ‌وحش یکی هم به جهنم قدم نمی‌گذارد، اما انسان که اعظم و اشرف مخلوقات است به جهنم می‌رود، بلکه به خلود در آتش محکوم می‌گردد؛ «الْخالِدین فِیهَا». شیطان بر سر راه می‌نشیند و همواره در کمین است؛ «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقیمَ؛ قطعاً بر سر راهِ راست تو خواهم نشست و [ آنان را منحرف خواهم نمود]». هر چند خداوند متعال در پاسخ او فرمود: «إِنَّ عِبادی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ؛ تو بر بندگان من تسلط نخواهی داشت»

کتاب در محضر حضرت آیت ا…. العظمی بهجت – ص 86
محمد حسین رخشاد

اشتراک گذاری این مطلب!

شیوه‌های تسلط کفار بر مسلمانان در کلام آیت الله بهجت

27ام خرداد, 1395

آیت الله بهجت

  مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود: 

کفار ما را از بزرگان و پدران دینی خود جدا کردند و بین ما و آنها فاصله انداختند. دستور داده‌اند پسران و دختران را در محیط مدارس تربیت کنند تا از تربیت دینی، مذهبی و خانوادگی به دور باشند. همچنین میان مردم و روحانیون جدایی بیندازند و مردم را نسبت به آنها بدبین نمایند، هرچند به این صورت که افرادی را به لباس روحانیون خصوصاً با صورت خوب (عمامه بزرگ، محاسن و…) و به زیّ علما و بزرگان دین درآورند، تا در مجامع عمومی و در انظارِ توده‌ی مردم افعال قبیحه انجام دهند. ما هم غافل هستیم. همچنین از جمله فرمان‌ها، دستورها و نقشه‌هایی که کفار چندصد سال پیش علیه ما کشیده‌اند، این است که کشتزارهایمان را بسوزانند. آب‌های آشامیدنی‌مان را آلوده و مسموم کنند، امراض را اشاعه دهند و بیماری‌ها را در جامعه دامن زنند تا به مجرد هجوم، تسلیم آنها باشیم.

این مطالب را از سی‌صد سال پیش برای ما دیکته کرده‌اند و دستورش را در چند ماده صادر و مکتوب نموده‌اند و الآن هم وجود دارد و شواهد صدق دارد!

آیا ما به دنیای آنها محتاجیم یا آنها به دنیای ما؟! اگر آنها به دنیای ما محتاج نیستند، پس چرا این همه برای تسلط بر ما و معادن ما، با هم مقاتله و جدال دارند؟! آنها ابتدا دین را از ما می‌گیرند و سپس ثروت‌های ما را می‌گیرند و از همان‌ها به ما تفضلاً وام می‌دهند و نزول می‌گیرند، و یا به‌صورت ظاهر صدقه و بلاعوض می‌دهند و بر ما منت می‌گذارند!

کتاب در محضر حضرت آیت ا…. العظمی بهجت – ص 84/محمد حسین رخشاد

 

اشتراک گذاری این مطلب!

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در کلام آیت الله العظمی بهجت

8ام خرداد, 1395

 
 آیا نباید توجه داشته باشیم که ما رییسی داریم که بر احوال ما ناظر است؟!

وای بر حال ما اگر در کارهایمان او را ناظر نبینیم و یا او را در همه جا ناظر ندانیم!

گناهان شخصی که در خلوت انجام می گیرد و ربطی به امور اجتماعی ندارد، استحقاق جهنّم را دارد، «الا بِتَوبةٍ مُناسبَةٍ لِلخال؛ مگر این که بعد از آن، توبه ای مناسب حال انجام گیرد» عواقب گناهان اجتماعی که موجب تغییرات در جامعه و اختلال نظام و انحلال آن، و یا تحریم حلال وترک واجب و یا مصادرة اموال و هتک حرمت و قتل نفوس زکیّه و ریختن خون مسلمانان و حکم به ناحقّ و … می شود، چه گونه خواهد بود؟

با وجود اعتقاد به داشتن رییسی که «عین الله الناظره»[1] است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؟ و هر کاری را که خواستیم انجام دهیم!؟ چه پاسخی خواهیم داد؟! همه ادوات و ابزار را از خود او می گیریم و به نفع دشمنان به کار می گیریم، و آلت دست کفّار و اجانب می شویم و به آنان کمک می کنیم؟! چه قدر سخت است اگر برای ما این امر ملکه نشود که در هر کاری که می خواهیم اقدام کنیم و انجام دهیم، ابتدا، رضایت و عدم رضایت او را در نظر بگیریم و رضایت و خشنودی او را جلب کنیم! البته رضایت و سخط او در هر امری معلوم است و ظاهراً منتهی به واضحات می شود و در غیر واضحات و موارد مشکوک، باید احتیاط کنیم.

در همین اواخر، اتّفاق افتاده که شخصی در تقلید و تعیین مرجع شایسته، شک و تردید داشت. در خواب، چهرة شخص مورد نظر را به او معرفی کردند. به نجف رفت و پس از مدتی جستجو پیدا کرد او را. همچنین برای بعضی اتفاق افتاده که در بقاء بر تقلید و یا عدول به حیّ، تردید داشته اند، و از قبر معصوم شنیده است که «باقی باش». البته، هر کدام از این نقل ها، قابل تکذیب است، ولی از مجموع این قضایا، معلوم می شود که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف متوجه و مراقب ما است و نمی توان گفت، از احوال ما مطلع نیست و ما هر کار و یا هرچه را خواستیم، می توانیم آزادانه انجام دهیم.[2]

[1]. بحارالانوار، ج 26، ص 240، توحید صدوق، ص 167، معانی الاخبار، ص 16.

[2]. امام زمان در کلام آیت الله بهجت، تقی امیدیان.

منبع: مجله امان - مهر و آبان 1386، شماره 7 - در محضر خوبان


/>

اشتراک گذاری این مطلب!

نگاهی به ویژگی های شخصیتی «العبد» در آیینه روایات

30ام اردیبهشت, 1395

آیت الله العظمی بهجترفتم سفری که آمدن نیست مرا…..

وقتی به او می ‌گفتند:

«آقا، بس است. آخر چقدر عبادت! کمی هم به درس‌ و بحث برسید!»،

می‌ گفت:‌«نگران نباش! برای من به تجربه معلوم شده اگر از عبادات کم نشود، درسی که نیاز به یک ساعت مطالعه دارد، برای من با ده دقیقه تمام می ‌شود». خبرگزاری «حوزه» به مناسبت سالروز رحلت آیت الله العظمی«بهجت» مروری بر زندگی عبد صالح خدا در آیینه روایات را به تصویر می کشد.

 

* بندگان محبوب خدا با بلا همنشین اند

 عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: … فَإِنَّ عَظِيمَ الْأَجْرِ لَمَعَ عَظِيمِ الْبَلَاءِ وَ مَا أَحَبَّ اللَّهُ قَوْماً إِلَّا ابْتَلَاهُمْ.

 از امام صادق عليه السّلام نقل شده فرمود:

ثواب بزرگ در برابر بلاء بزرگ است و خداوند هيچ ملتى را دوست نمى ‏دارد، مگر اينكه آنها را مبتلا مى‏ كند. (1)

 حدود صد سال پیش، دوم شهریور 1295، خدا پسر دیگری به کربلایی محمود عنایت کرد، کربلایی محمود از آمدن فرزند چهارم بسیار خوشحال بود و برای دومین بار نام پسرش را محمدتقی می ‌گذاشت، چون پیش از این هم خدا به او یک محمدتقی داده بود، ولی زود گرفت، این بار امید داشت فرزندش بماند و مایه افتخار شود. هنوز شانزده ماه از آن شب شیرین تابستانی نگذشته بود رحلت مادر کامش را سخت تلخ کرد؛ محمدتقی بهجت، خیلی زود یتیم شد و چیزی از مادر در خاطرش نماند. سال ‌ها بعد، دیگر عالم و مجتهد شده بود، تعریف کرد؛ خواب مادر را دیده، ولی مادر چهره از او پوشانده است. پرسیدند: «آخر برای چه صورتش را پوشانده، مگر شما نامحرم بودید؟». جواب داد: «شاید نمی ‌خواسته دوباره محبت مادر و فرزندی در دل من زنده شود.

 

خواهر بزرگ‌ترش، خیلی تلاش کرد جای خالی مادر را برای او پر کند، ولی جای مادر واقعاً خالی بود.

ادامه »

شاه کلید اصلی رابطه با خدا

29ام اردیبهشت, 1395

آیت الله بهجت(ره):

مهم تر از عمل کردن ،

عمل نکردن است ،

شاه کلید اصلی رابطه با خدا ،

گناه نکردن است.

اشتراک گذاری این مطلب!

راه قناعت

28ام اردیبهشت, 1395

آیت‌الله بهجت قدس‌سره:

محال است کسی راه قناعت را پیشه نکند، و به آنچه دارد راضی گردد!

برعکس اگر کسی قناعت کند، مایحتاجش به او می‌رسد، هر چند زیاد باشد!

در محضر بهجت، ج١، ص۴٠

????کانال رسمی مرکز تنظیم و نشر آثار آیت‌الله بهجت قدس‌سره

اشتراک گذاری این مطلب!

پدرم عصمت دوران کودکی را نگه داشته بود/سیری در سبک زندگی مرحوم آیه الله العظمی بهجت(ره)

26ام اردیبهشت, 1395

ایشان به هیچ کرامتی ازخود اعتراف نکرد، بلکه درتمام عمرآنها را کتمان می کرد و از کسی هم که فهمیده بود، عهد می گرفت تازنده است به کسی چیزی نگوید.آقای بهجت از کودکی در اثر عبادت زیاد، پرده‌ها از جلوی چشمانش کنار رفته بود، بنابراین گناه را می‌دید و مرتکب آن نمی‌شد.آیت الله بهجت حقیقت گناه را می دید و مرتکب آن نمی شد.

  خبرگزاری «حوزه» در گفتگوی صمیمی با حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی آقا بهجت در بیتی که یادآور سال ها عبادت و تهذیب نفس بهجت عارفان می باشد، گوشه ای از سبک و سیره زندگی آن عالم روشن ضمیر را مورد بررسی قرار داده است.

 مشروح گفت و گو به مناسبت سالروز رحلت جانگداز آن مرجع عارف(27/اردیبهشت/1388) در ادامه می آید.

 

*نگاهی کوتاه به زندگی آیه الله بهجت

 به منظورآماده شدن ذهن خوانندگان محترم، مختصري از شخصیت آیت الله بهجت بفرمایید؟آیه الله العظمی بهجت

 برای صحبت کردن پیرامون شخصیت های ممتاز آنچه ابتدا لازم است، علم و آگاهی است؛ علم و آگاهی نیز یا از طریق فرد به دست می آید یا از طریق اطرافیان، نزدیکان و دوستان. البته یکی از ویژگی های آیت الله بهجت این بود درباره خودش اصلاً با کسی صحبت نمی‌کرد، سکوت مطلق بود، نقشه‌ها می‌کشیدیم، برنامه‌ها می‌ریختیم، تا یک سؤال ساده ای را از ایشان بپرسیم و جواب بگیریم، لذا چیزهایی را شاید در عرض پانزده سال زمان توانستم به دست بیاورم. آن هم بسیار رقیق و سانسور شده نقل می کردند. به این معنا که آن را باز نکردند، طبعشان اینگونه بود.

 البته همین مقدار هم در مقایسه با دیگر عرفا فرصت بسیار خوبی بود، مثلا شخصیتی چون مرحوم آیت الله قاضی به اندازه ای اهل کتمان بود که بیرون از شهر در یک خانه بیغوله ای زندگی می کرد. در آنجا نه برق بود و نه امکانات، بلکه در تاریکی‌ها می‌رفتند و جلسه می‌گرفتند. مرحوم ابوی، خودش می‌فرمود: آقای قوچانی در سیاحت شرق نوشته ما شرح تجرید را در مشهد بین الطلوعین در بیابان می‌خواندیم.

 

ادامه »

چیکار کنیم از عبادت لذت ببریم؟

18ام اردیبهشت, 1395

حاج آقا چیکار کنیم از عبادت لذت ببریم؟

شما نمیخواد کاری بکنی که از عبادت لذت ببری شما لذت های

دیگه رو ترک کن لذت عبادت خودش میاد سراغت…

حاج آقا میخوایم بریم اصفهان یک ذکر یا دعایی یادمان بدهید.

اصفهان یا مازندران یا خراسان فرقی نمیکند

بالاترین ذکر همین ذکری است که عرض میکنم…

نیت بکند که اگر خدا به او صد سال عمر داد یک دفعه عالما عامدا مختارا گناه نکند.

برای رفع تحیر و تشخیص امور مهمه چه باید کرد؟

صلوات زیاد بفرستد در طرق مهمه که تحیر دارد استخاره کند.

اشتراک گذاری این مطلب!

علت غیبت امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) چیست؟

11ام اردیبهشت, 1395


سبب غیبت امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف خود ما هستیم زیرا دستمان به او نمی‌رسد، وگرنه اگر در میان ما بیاید و ظاهر و حاضر شود چه کسی او را می‌کشد؟!

آیا جنیان آن حضرت را می‌کشند، یا قاتل او انسان است؟! ما از پیش در طول تاریخ ائمه علیهم‌السلام ، امتحان خود را پس داده‌ایم که آیا از امام تحفظ و اطاعت می‌کنیم و یا اینکه او را به قتل می‌رسانیم؟!

انحطاط و پستی انسان به‌حدی است که قوم حضرت صالح علیه‌السلام ناقه صالح را با اینکه وسیله ارتزاق و نعمت آنها بود، پی کردند، چنان‌که قرآن کریم درباه آن می‌فرماید: «لهَا شِرْبٌ وَ لَکمْ شِرْبُ یوْمٍ معْلُومٍ؛ یعنی، یک روز آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن».۱ آن ناقه، یک روز آب چاه را می‌خورد و در عوض به آنها شیر می‌داد!

بنابراین، همان‌گونه که ممکن است عُقلا خزینه و انبار نعمت خود را نابود کنند ـ همچنان که ناقه صالح را کشتند ـ امکان دارد که ما انسان‌های عاقل! نیز امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف را که تمام خیرات از اوست و از ناقه صالح بالاتر و پر فیض‌تر است، برای اغراض شخصیه خود به قتل برسانیم!

در محضر بهجت، ج۱، ص۹۱

اشتراک گذاری این مطلب!

برکات صلوات در کلام آیت‌الله بهجت قدس‌سره

15ام فروردین, 1395

ترک صلوات و دعا کردن به دعاهای شخصی، مانند رها کردن سرچشمه و به‌دنبال جوی آب و یا حوض گشتن است؛ زیرا وقتی برای وسعت مقام و درجه واسطه فیض دعا می‌شود، دعاهای شخصی هم در آن گنجانده شده است.

نکته‌های ناب، ص۷۷

***

خدا می‌داند یک صلواتی را که انسان بفرستد و برای میتی هدیه کند، چه معنویتی، چه صورتی، چه واقعیتی برای همین یک صلوات است. باید به کمی و زیادی متوجه نباشد، به کیفیت این‌ها متوجه باشد.

به‌سوی محبوب، ص۱۱۳ـ۱۱۴

***

کار آسان و کوچک ـ بعد از ملاحظه واجبات و محرمات ـ صلوات فرستادن است؛ صلوات عاشقانه و محبانه. صلوات محبت‌آور است و محبت انسان را بالا می‌کشد.

دیدار با مسئولین ـ ۸۷/۰۲/۲۶
 
پرسش‌ها و پاسخ‌هایی در باب برکات صلوات

 سؤال: برای رفع تحیّر و تشخیص تکلیف در امور مهمه باید چه کار کرد؟

جواب: صلوات زیاد بفرستد؛ [و] در طرق مختلفه که تحیر دارد، استخاره کند.

***

سؤال: کسی است که می‌گوید علاقه‌ای به خواندن قرآن ندارم، چه‌کار کنم؟

جواب: زیاد صلوات بفرستد؛ علاقه دارد یا ندارد؟ صلوات بفرستد، همان هدایتش می کند.

***

سؤال: برای امر ازدواج پسرم ذکری بفرمایید؟

جواب: به همین نیت، زیاد صلوات بفرستید.

***

 دانلود فیلم      دانلود فیلم          دانلود فیلم





اشتراک گذاری این مطلب!

کلیدی برای حل مشکلات

15ام فروردین, 1395

پرسش: جوانی است هر چه برای ازدواج اقدام می‌کند، موفق نمی‌شود، چه دستورالعملی می‌فرمایید؟

پاسخ: نماز جعفر؛ به ترتیب و با دعای زادالمعاد “(حضرت آیت‌الله‌العظمی بهجت قدس‌سره برای رفع مشکلات در موارد متعددی این دستورالعمل را توصیه می‌کردند. در زادالمعاد آمده است: دعایی دیگر که پس از نماز جعفر علیه‌السلام خوانده می‌شود، به روایت شیخ و سید چنین است).


 »»» دانلود شیوه خواندن نماز جعفر طیار به همراه دعای زادالمعاد (PDF) «««

 نماز حضرت جعفر علیه‌السلام چهار رکعت است با دو تشهد و دو سلام؛ در رکعت اول پس از سوره «حمد»، سوره «زِلزال» و در رکعت دوم، پس از آن [سوره حمد]، سوره «والعادیات» و در رکعت سوم سوره «اذا جاءَ نصرُاللهِ والفتح» و در رکعت چهارم سوره «قل هواللهُ احدٌ» خوانده می‌شود.

در هر رکعت، پس از تمام شدن قرائت سوره‌های یاد شده، پانزده بار گفته می‌شود: «سُبحانَ اللهِ و الحمدُ لِلهِ و لااله‌الا‌اللهُ و اللهُ اکبر» و در رکوع نیز همین تسبیحات ده بار،  و پس از برخاستن از رکوع ده بار، و در سجده اول ده بار، پس از سر برداشتن از سجده ده بار، و در سجده دوم ده بار، پس از سجده پیش از برخاستن برای انجام رکعت رکعت دوم ده بار همین ذکر گفته می‌شود. این ترتیب، در هر چهار رکعت رعایت می‌گردد، که مجموع تسبیحات به سیصد می‌رسد.
پس از اتمامِ این چهار رکعت، این دعا خوانده می‌شود:

سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ تَرَدَّى بِهِ، سُبْحَانَ مَنْ تَعَطَّفَ بِالْمَجْدِ وَ تَكَرَّمَ بِهِ، سُبْحَانَ مَنْ لَا يَنْبَغِي التَّسْبِيحُ إِلَّا لَهُ جَلَّ جَلَالُهُ، سُبْحَانَ مَنْ أَحْصَى كُلَّ شَيْ‏ءٍ بِعِلْمِهِ، وَ خَلْقَهُ بِقُدْرَتِهِ، سُبْحَانَ ذِي الْمَنِّ وَ النِّعَمِ، سُبْحَانَ ذِي الْقُدْرَةِ وَ الْكَرَمِ.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِكَ، وَ مُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِكَ وَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ، وَ كَلِمَاتِكَ التَّامَّاتِ الَّتِي تَمَّتْ صِدْقاً وَ عَدْلًا أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ أَنْ تَجْمَعَ لِي خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ بَعْدَ عُمُرٍ طَوِيلٍ.

اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ الْخَالِقُ الرَّازِقُ الْمُحْيِي الْمُمِيتُ الْبَدِي‏ءُ الْبَدِيعُ لَكَ الْكَرَمُ وَ لَكَ الْمَجْدُ وَ لَكَ الْمَنُّ وَ لَكَ الْجُودُ وَ لَكَ الْأَمْرُ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ يَا وَاحِدُ يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ يَا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ يَا أَهْلَ التَّقْوَى وَ يَا أَهْلَ الْمَغْفِرَةِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ يَا عَفُوُّ يَا غَفُورُ يَا وَدُودُ يَا شَكُورُ أَنْتَ أَبَرُّ بِي مِنْ أَبِي وَ أُمِّي وَ أَرْحَمُ بِي مِنْ نَفْسِي وَ مِنَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ يَا كَرِيمُ يَا جَوَادٌ.

اللَّهُمَّ إِنِّي صَلَّيْتُ هَذِهِ الصَّلَاةَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِكَ وَ طَلَبَ نَائِلِكَ وَ مَعْرُوفِكَ وَ رَجَاءَ رِفْدِكَ وَ جَائِزَتِكَ وَ عَظِيمَ عَفْوِكَ وَ قَدِيمَ غُفْرَانِكَ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْفَعْهَا فِي عِلِّيِّينَ وَ تَقَبَّلْهَا مِنِّي وَ اجعلنا [اجْعَلْ‏] نَائِلَكَ وَ مَعْرُوفَكَ وَ رَجَاءَ مَا أَرْجُو مِنْكَ فَكَاكَ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ وَ الْفَوْزَ بِالْجَنَّةِ وَ مَا جَمَعْتَ مِنْ أَنْوَاعِ النَّعِيمِ وَ مِنْ حُسْنِ الْحُورِ الْعِينِ وَ اجْعَلْ جَائِزَتِي مِنْكَ الْعِتْقَ مِنَ النَّارِ وَ غُفْرَانَ ذُنُوبِي وَ ذُنُوبِ وَالِدَيَّ وَ مَا وَلَدَا وَ جَمِيعِ إِخْوَانِي وَ أَخَوَاتِيَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ الْأَحْيَاءِ مِنْهُمْ وَ الْأَمْوَاتِ وَ أَنْ تَسْتَجِيبَ دُعَائِي وَ تَرْحَمَ صَرْخَتِي وَ نِدَائِي وَ لَا تَرُدَّنِي خَائِباً خَاسِراً وَ اقْلِبْنِي مُفْلِحاً مُنْجِحاً مَرْحُوماً مُسْتَجَاباً دُعَائِي مَغْفُوراً لِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ يَا عَظِيمُ يَا عَظِيمُ يَا عَظِيمٌ.

قَدْ عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِكَ فَلْيَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْكَ يَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ يَا نَفَّاحاً بِالْخَيْرَاتِ يَا مُعْطِيَ الْمَسْئُولَاتِ يَا فَكَّاكَ الرِّقَابِ مِنَ النَّارِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ فُكَّ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ وَ أَعْطِنِي سُؤْلِي وَ اسْتَجِبْ دُعَائِي وَ ارْحَمْ صَرْخَتِي وَ تَضَرُّعِي وَ نِدَائِي وَ اقْضِ لِي حَوَائِجِي كُلَّهَا لِدُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ دِينِي مَا ذَكَرْتُ مِنْهَا وَ مَا لَمْ أَذْكُرْ وَ اجْعَلْ لِي فِي ذَلِكَ الْخِيَرَةَ وَ لَا تَرُدَّنِي خَائِباً خَاسِراً وَ اقْلِبْنِي مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجَاباً لِي دُعَائِي مَغْفُوراً لِي مَرْحُوماً يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

يَا مُحَمَّدُ يَا أَبَا الْقَاسِمِ يَا رَسُولَ اللَّهِ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنَا عَبْدُكُمَا وَ مَوْلَاكُمَا غَيْرُ مُسْتَنْكِفٍ وَ لَا مُسْتَكْبِرٍ بَلْ خَاضِعٌ ذَلِيلٌ عَبْدٌ مُقِرٌّ مُتَمَسِّكٌ بِحَبْلِكُمَا مُعْتَصِمٌ مِنْ ذُنُوبِي بِوَلَايَتِكُمَا أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِكُمَا وَ أَتَوَسَّلُ إِلَى اللَّهِ بِكُمَا وَ أُقَدِّمُكُمَا بَيْنَ يَدَيْ حَوَائِجِي إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاشْفَعَا لِي فِي فَكَاكِ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ وَ غُفْرَانِ ذُنُوبِي وَ إِجَابَةِ دُعَائِي.

اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ تَقَبَّلْ دُعَائِي وَ اغْفِرْ لِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

منبع : مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره)

اشتراک گذاری این مطلب!

رفع مشکلات

15ام فروردین, 1395

سؤال:

چند سال است که در کارهایم دچار مشکل می‌شوم که راه‌ها به رویم بسته می‌شود، از جمله در زمینه اشتغال و ازدواج، و هرچه از خدا طلب یاری می‌کنم، راه مساعدی گشوده نمی‌شود؟

جواب:

باسمه‌تعالی، زیاد از روی اعتقاد کامل بگویید: «أستغفرالله»، هیچ چیز شما را منصرف نکند غیر از ضروریات و واجبات تا کلیه ابتلائات رفع شود، بلکه بعد از رفع آنها هم بگویید، برای اینکه امثال آنها پیش نیاید. و اگر دیدید رفع نشد، بدانید یا ادامه نداده‌اید، یا آنکه با اعتقاد کامل نگفته‌اید. والله العالم.

به‌سوی محبوب، ص۸۳

پوستر صلوات-A4
منبع : مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره)



اشتراک گذاری این مطلب!

گمراه‌کردن نسل‌ها، بزرگ‌ترین ظلم

7ام فروردین, 1395


هرکس به یک کودک ظلم کند، مستحقّ مذمت و ناسزاست و از نظر عقل و عُقلا و وجدان محکوم است، چه رسد به کسی که به نسل‌های پی‌درپی ظلم کند، چنان‌که شیخین راه هدایت را به روی عموم مسلمانان بستند و راه ضلالت را برای همیشه گشودند. ظاهر اسلام و قرآن را حفظ کردند، ولی از باطن و حقیقت آن بهره‌برداری ننمودند. به رجم و سنگسار کردن زن حامله و عدم اخذ زاید بر «مَهْرُالسُّنَّة» فتوا دادند، و در آخر گفتند: «کلُّ الّناسِ أَفْقَهُ مِنْ عُمَرَ، حَتَّی الْمُخَدَّراتِ فِی الْحِجالِ؛ همه مردم از عمر داناتر هستند، حتی زنان که در حجله‌ها و پس پرده‌ها محجوب هستند».۱

آقاخان هم شیعه دوازده امامی است، اما نظیر مسیحیان که قائل به «یکی در عین سه‌تا و سه‌تا در عین یکی» هستند. او و علی‌محمد باب و جانشینانش همه نمونه‌های ظالمان به نسل و هلاک‌کننده آنها هستند. آری، ظهور حضرت مهدی عجّل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشّریف «بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا؛ بعد از آنکه ظلم و ستم جهان را فرا گرفت»۲ خواهد بود. وَ الْقَتْلُ وَالشَّهادَةُ أَوْلی مِنْ انْحِرافِ جِیلٍ، أَلْمُوجِبِ لِلْهَلاکةِ الْأَبَدِیةِ (و کشته‌شدن و شهادت، از انحراف نسل‌ها که موجب هلاکت ابدی است، بهتر است).

در محضر بهجت، ج۱، ص ۱۴۹

۱. ر.ک: السنن‌الکبری بیهقی، ج۷، ص‌۲۳۳؛ شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابی‌الحدید، ج۱، ص‌۱۸۲؛ کنزالعمال، ج۱۶، ص‌۵۳۷ و ۵۳۸؛ الغدیر، ج۶، ص‌۹۸. در رابطه با مطاعن گذشته و بررسی مدارک آن از دیدگاه اهل‌سنت، ر.ک: کتاب النص و الاجتهاد، شرف‌الدین.
۲. بحار الانوار، ج۳۰، ص۸۰؛ ج۳۶، ص۳۵۸؛ طرائف، ج۱، ص۱۷۷.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

یاران حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

29ام اسفند, 1394

 

حکایتی از تشرف به محضر امام زمان علیه‌السلام

 

اینجا یک آقایی بود، دندانساز بود. خدا رحمتش کند؛ الآن دیگر مدت‌هاست او را نمی‌بینم. بالأخره، ایشان می‌گفت: «یک کسی آمد مطب ما، مثلاً دندان‌سازی ما. توی خانه ما یک اتاقی را مخصوص مطب کرده بودیم؛ پشتش، در اندرون، بچه‌های ما بودند. [شخص] آمد گفت: می‌دانی اسامی سیصدوسیزده نفر اصحاب حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف چیست؟ یک، دو، سه، چهار، همین‌طور شمرد تا سیصدوسیزده نفر، پشت سر ‌هم. من از او سؤال نکرده بودم، او آمد و اینها را گفت ـ همه را هم از حفظ داشت ـ و رفت؛ زود رفت. تعجب کردم از این وضعیات او که چطور اینها را حافظ است؟! رفتم درِ خانه را باز کردم. دیدم، در خانه هم بسته است. باز کردم. [دیدم] بچه‌هایی آنجا هستند و بازی می‌کنند، گفتم: اینجا کسی که از خانه در آمد، شما دیدید؟ گفتند: نه، کسی نیامده اینجا. به خانواده ما که اتاق او، پشت سر ما بود، گفتم: شما چیزی شنیدید؟ گفت: بله! تندتند صحبت می‌کرد. او هم شنیده بود.

***

طالقان شاید از آن جاها و از آن بلادی باشد که بیش از همه [اصحاب حضرت از] آنجا [باشد]، از آنجا هیجده نفر یا چقدر از آنجا می‌آیند. بعضی با ابر می‌آیند بعضی با چه می‌آیند، قضایایی است! بله. بالأخره که این همه اسیری و دربه‌دری و این هزارها سال، خدا می‌داند که چند سال طول می‌کشد غیبت. آخرش به اینجا می‌رسد. با اینکه اگر اولش می‌رسید، کار تمام بود، لکن اذن نداشتند. تا آن وقت برای ظالمین مهلت بوده است.

 دانلود فیلم

 

اشتراک گذاری این مطلب!

کشف حجاب و اتحاد لباس، وسیله‌ای برای استثمار

27ام اسفند, 1394


کشف حجاب و اتحاد لباس، وسیله‌ای برای استثمار

امر عجیب کشف حجاب برای چه بود؟

چرا چادر زن‌های مسلمان باید برداشته شود و چرا باید اتحاد لباس به وجود آید؟!

نمی‌دانستیم که از سیصد سال قبل، در همان عهدنامۀ آنها این امر بود که این‌گونه کار برای استعباد و نوکری و استثمار انجام شود.(خاطرات مستر همفر)

اگر دین را از دست دادیم،

دیگر برای ما دیانت شاه و عدم آن فرقی ندارد.

به خدا پناه می‌بریم از ابتلائات بزرگ در امر دین!

در محضر بهجت، ج۱، ص۶۰

اشتراک گذاری این مطلب!

بالاترین سلاح

27ام اسفند, 1394

اشتراک گذاری این مطلب!

دعای فرج، دوای دردهای ما است!

27ام اسفند, 1394

 

دعای تعجیل فرج دوای دردهای ماست، در روایت است که: در آخرالزمان همه هلاک می‌شوند، «إِلا مَنْ دَعا بَالْفَرَجِ؛ مگر کسانی که برای [تعجیل] فرج دعا کنند».۱
ائمه ما علیهم‌السلام با این بیان خیلی به اهل ایمان و شیعیان عنایت کرده‌اند تا خود را بشناسند. علامت‌گذاری برای آنهاست: یعنی اگر برای فرج دعا می‌کنید، علامت آن است که هنوز ایمانتان پابرجاست. دستورهای عجیب و غریب دیگر هم داده‌اند، زیرا در آخرالزمان گرفتاری اهل ایمان خیلی سخت می‌شود به‌حدی که در روایت آمده است: «بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً؛ بعد از آنکه زمین از جور و ستم پر می‌شود».۲

و شاید در روایت وارد شده باشد که: «ینْکرُهُ أکثَرُ مَنْ قالَ بإِمامَتِهِ!؛

بیشتر کسانی که اعتقاد به امامت آن حضرت دارند، او را انکار می‌کنند»؛۳

یعنی بیشتر مردم از اعتقاد و ایمان به امامت برمی‌گردند. همچنین فرموده‌اند که در آخرالزمان این دعای فرج را که دعای تثبیت در دین است، بخوانیم: «یا أللهُ،یا رَحْمانُ، یا رَحیمُ، یا مُقَلبَ الْقُلُوبِ، ثَبتْ قَلْبی عَلی دینِک؛ ای خدا، ‌ای رحمت‌گستر،‌ ای مهربان، ‌ای زیر و روکننده دل‌ها، دل مرا بر دینت ثابت و استوار گردان»؛۴ یعنی آن مرتبه‌ای از ایمان را که به من منت نهادی، حفظ کن، نه اینکه مسلمان باشد و به همان باقی باشد، چون این معنا تثبیت در دین نیست.

ادامه »

مدت حیات حضرت زهرا سلام الله علیها بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله

21ام اسفند, 1394

 روایت ۷۵ روز یا ۹۵ روز؟

 ابوالفرج اصفهانی ـ که زیدی‌مذهب است ـ در کتاب مقاتل‌الطالبیّین راجع به زمان وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام اقوال متعددی را نقل می‌کند، و آخرین آنها را شش ماه بعد از رحلت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌ و آله‌ و سلم، و اولین آنها را چهلم حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم که تقریباً هشتم ربیع‌الثانی است، ذکر می‌کند.۱

مرحوم شربیانی [از آیات عظام نجف] هم، چهلم را وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام می‌دانستند.

گویا چنان‌که مکان دفن و قبر آن حضرت مجهول است، زمان فوتش هم باید مجهول و ناشناخته باشد؛ البته شاید علت مجهول‌بودن زمان وفاتش این باشد که معمولاً ضبط و کتابتِ وقایع تاریخی را اشخاص باسواد و اهل دقت در نویسندگی، بر عهده نمی‌گرفتند؛ لذا در ولادت حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هم بین شیعه و سنی اختلاف است. 

در هرحال، در مدت حیات حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام بعد از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم اختلاف است، آیا ۴۵ روز بوده و یا ۷۵ روز و یا ۹۵ روز؟! مرحوم نوری نوشته است: ۷۵ و ۹۵ به خط کوفی خیلی به‌هم شباهت دارند، لذا روایت ۷۵ روز۲ با روایت جمادی‌الثانی۳ قابل جمع و تطبیق می‌باشد و منظور از آن، همان ۹۵ روز است. افزون بر این، ۳ جمادی‌الثانی دور از اشتباه است. شاید در این مدت (فاصله ۷۵ ـ ۹۵) حضرت زهرا علیهاالسلام بستری بوده‌اند و یا راوی اشتباه نقل کرده و به جای عدد ۹۵، عدد ۷۵ را ضبط نموده است، ولی ۳ جمادی‌الثانی هیچ اشتباهی در آن تصور نمی‌شود.

درهرحال، مرحوم میرزا حسین نائینی هم روایت ۹۵ روز را ترجیح می‌دادند و روز    سوم جمادی‌الثانی را روضه داشتند؛ ولی مرحوم آقا سید ابوالحسن اصفهانی فاطمیه اول، یعنی  ۷۵ روز را وفات می‌گرفتند و روضه‌خوانی داشتند. بعضی از بیوت مراجع و علمای نجف، از جمله بیت سید بحرالعلوم علیه‌السلام در ایامفاطمیه مثل دهه محرم عزاداری و روضه‌خوانی داشتند.

در محضر بهجت، ج۲، ص۳۲۱

ادامه »

تأکید حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر دفن شبانه

20ام اسفند, 1394

تأکید حضرت فاطمه زهرا(س) بر دفن شبانه
علت تأکید حضرت زهرا علیهاالسلام در این وصیت مهمّ خود به علی علیه‌السلام که:

«إِدْفِنی لَیلاً؛ مرا شبانه دفن کن»۱

و اینکه راضی نیستم کسانی که به من ظلم کرده‌اند در تشییع جنازه‌ام حاضر شوند،

و اگر توانایی عمل به آن را نداری، به زبیر وصیت کنم؛ زیرا او هم با من خویش است

و هم توانایی آن را دارد؛ تمام اینها برای اعلام جدایی و نارضایتی از دستگاه حاکمه و طبلِ مخالفتی بود که صدای آن تا روز قیامت برای مسلمان و کافر ثابت و باقی است،

و بیانگر آن است که چه ظلم‌هایی بر آن حضرت روا داشتند و دومی درِ خانه او را آتش زد، با اینکه به او گفتند:

«إِنّ فیها فاطِمَةَ؛ فاطمه علیهاالسلام در خانه است.

و او گفت:

«وَ إِنْ؛ هر چند فاطمه علیهالسلام در خانه باشد، آتش بزنید».۲

در محضر بهجت، ج۱، ص ۱۳۱

۱. مستدرک‌الوسائل، ج۲، ص۲۹۰ و ۳۰۵؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۷۹؛ ج۷۸، ص۳۹۰؛ ج۱۰۰، ص۱۸۵.
۲. بحارالانوار، ج۲۸، ص۳۵۶.

اشتراک گذاری این مطلب!

تاثیر رعایت آداب شرعی

5ام اسفند, 1394

اشتراک گذاری این مطلب!

وصیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) به اینکه شبانه دفن شود.

4ام اسفند, 1394


عملی شبیه معجزه

اینکه حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از آن همه مظلومیت، در حال احتضار وصیت نمود که شبانه دفن گردد،۱ کار عجیبی بود که نظیر کار پیغمبران علیهم‌السلام است؛ زیرا کار کسی‌که نزاع کند و مغلوب شود و کشته و شهیده گردد و علیه او قضاوت بشود و آن همه بلاها را ببیند، و بااین‌حال راهی را پیدا کند که خود را مثل غالب جلوه دهد و غالب‌بودن خود را به دیگران نشان دهد، به کار پیغمبران و اعجاز شباهت دارد. راهی که فکر بشر از فهم آن عاجز بود و آن اینکه وصیت نمود بدون تشییع، شبانه دفن گردد.

اگر دستگاه حکومت و خلافت به فکرشان می‌رسید که حضرت زهرا علیهاالسلام چنین کاری را می‌خواهد بکند، به منزل آن حضرت وارد می‌شدند و از انجام آن جلوگیری می‌کردند. بعد از دفن نیز راهی جز نبش قبر آن حضرت نبود که حضرت امیر علیه‌السلام از آن جلوگیری نمود و نتوانستند کاری بکنند.

در محضر بهجت، ج۱، ص ۱۳۱

۱. بحارالانوار، ج۴۹، ص۱۹۲؛ اقبال‌الاعمال، ص۶۲۳؛ عیون اخبارالرضا، ج۲، ص۱۸۷؛ نهج‌الحق، ص۲۷۰.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

لزوم دعا برای تعجیل فرج امام زمان(عج)+ دانلود فیلم

27ام بهمن, 1394

حضرت آیت الله بهجت ره:

اگر دنیا را بخواهیم، باید ناصر حقیقی را هم بخواهیم؛

اگر دنیا را می‌خواهیم، آخرت که دیگر معلوم است.

بله. بشارتی است برای مؤمنین که عبادت در ایام غیبت، اَفضل است از عبادت در حال حضور. پس چطور ما دعا نکنیم برای ظهور حضرت؟!

فرمود: آیا میل ندارید که عدل در تمام دنیا مبسوط شود [و گسترش پیدا کند]؟!

خدا ما را نجات دهد. خدا بفهماند به ما، الهام کند به ما، تثبیت کند در ما، که شکرگزار باشیم بر این طریقه‌ای که خدا هدایتمان کرده است.

از جملۀ شکرش این است که از نااهل‌ها تقیه کنیم.

از نااهل‌ها.

کار نداشته باشیم به آنها، خدا به امور آنها می‌رسد.

دانلود فیلم

دانلود صوت

اشتراک گذاری این مطلب!

شرایط نامزدهای انتخاباتی در بیان آیت‌الله بهجت قدس‌سره

27ام بهمن, 1394

در پی سؤالات مکرر افراد گوناگون از آیت‌الله بهجت قدس‌سره درباره انتخابات، متن زیر در زمان حیات معظم‌له برای تبیین شرایط نامزد‌های انتخاباتی از سوی ایشان صادر شد:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. الحمد لله رب العالمین والصلاة علی سید الانبیاء محمد وآله السادة الاوصیاء الطاهرین.

و بعد، چنانکه مکرراً از شرکت در انتخابات سؤال شده، در جواب آنها، آنچه اظهار شده است، بیان می‌شود:

اینجانب، جهاتِ سلبیه و اثباتیه۱ را متعرض می‌شوم. کسانی که بنا دارند در رأی دادن و یا انتخاب شدن، شرکت نمایند، باید متذکر باشند که کسانی حقّ انتخاب شدن و امینِ مردمِ با ایمان در مورد دین و دنیا بودن را دارند، که از رجالِ با عقلِ کاملِ کافی و ایمان کامل از شیعه اثنی‌عشریه و با علم به مسائل شرعیه در شخصیات و اجتماعیات و با شجاعت باشند؛ و از آنهایی باشند که در اظهارات و تروک۲، «لا یخافون فی الله لومة لائم»۳ باشند؛ و از رشوه‌ها و تخویفات۴ و نحو۵ آنها دور باشند. نظر نکنند که تا به حال چه بود؛ بلکه نظر نمایند که از حال چه باید بشود و چه باید نشود. و باید پرهیزکار و خداترس باشند، اراده خدای تعالی را بر همه چیز ترجیح بدهند.

اگر فاقد بعض صفات باشند، اهل ائتمان۶ نیستند، و رأی دادن برای فاقدها بی‌اثر است، بلکه جایز هم نیست؛ مشکوک هم، متروک است.۷ تفحص هم، باید کامل باشد و بدون مداخله دوستی و دشمنی در امور نفسانیه باشد. در حالِ رأی دادن و گرفتن، خدای عظیم را ناظر به تمام خصوصیاتِ همه بدانند. کسانی هم که واجِد خصوصیات مذکوره باشند ـ که جایز باشد رأی دادن و گرفتن درباره آنها ـ واجب می‌شود با توانایی، اگر بدانند یا احتمال بدهند که فاقدِ بعضِ آنها، رأی خواهند گرفت.۸

ملاحظه نمایید دُوَل کفر را [که] چگونه انتخاب می‌نمایند و انتخاب می‌شوند، و چه کسانی انتخاب می‌شوند، و از چه راه‌هایی انتخاب می‌شوند، و چه آرائی در مجلس‌های خودشان اظهار می‌کنند، و دولت‌های آنها چه عملیاتی بر طبق قانون مملکت و برخلاف قانون عقل و دین ـ حتی ادیان منسوخۀ آنها ـ انجام می‌دهند که فساد و اِفساد آنها بر همه عقلای دنیا آشکار است؛ [و] مخالفت نمایید با چگونگی کارهای آنها و چگونگی وسائل و اسباب و مسبّبات آنها، که مطابقت با هیچ دینِ اصل‌دار و هیچ قانونِ عقل‌پسند، ندارند.

عصمکم الله و ایّانا من الزلات کلّها بمحمد و آله الطاهرین، صلوات الله علیهم اجمعین
والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته.
به‌سوی محبوب، ص۱۳۹

۱.شرایطی که موجب می‌شود نتوان به شخصی رأی داد و همچنین شرایطی که سبب جواز رأی دادن به شخص می‌شود.
۲.گفتن و نگفتن‌ها و نیز انجام دادن‌ها و انجام ندادن‌ها.
۳.مائده: ۵۴؛ «در [راه] خدا از سرزنش سرزنش‌کنندگان نهراسند».
۴.ترساندن‌ها.
۵.مانند.
۶.اعتماد.
۷.اگر در وجود بعضی از این شروط در نامزدی شک کرد، رأی دادن به او جایز نیست.
۸.کسانی‌که شرایط لازم و توانایی بر انجام این کار را دارند و می‌دانند که اگر شرکت نکنند، افراد فاقد این شرایط یا بعضی از این شرایط رأی می‌آورند، بر آنها واجب است که نامزد انتخابات شوند.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

اصرار بر زیارت حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام

27ام دی, 1394

خاطره‌ای از حجت‌الاسلام‌والمسلمین علی بهجت

در مسافرت‌هایی که همراه آقا از تهران می‌گذشتیم، اصرار داشتند که به حرم حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام مشرف شوند؛ هم در مسیر رفت و هم در بازگشت.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین علی بهجت می‌گوید:

در مسافرت‌هایی که همراه آقا از تهران می‌گذشتیم، اصرار داشتند که به حرم حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام مشرف شوند؛ هم در مسیر رفت و هم در بازگشت. از جمله در سفر به مشهد مقدس اصرار داشتند که سر راه باید به حرم حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام برویم و می‌فرمود:

«اهل تهران اگر هفته‌ای یک مرتبه به زیارتش نروند، جفا کرده‌اند».

از مشهد که برمی‌گشتیم، باز اصرار داشت که به زیارت حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام برویم. برخی اوقات ما خسته راه بودیم و اسباب سفر مزاحممان بود، ولی ایشان از زیارت منصرف نمی‌شد. حتی یک بار اتفاق افتاد که ما حدود ساعت ۱۲ شب به تهران رسیدیم؛ حرم حضرت عبدالعظیم را بسته بودند. به در دیگری که در کوچه‌ای خلوت قرار داشت رفتیم، آن هم بسته بود. ایشان در آنجا پیاده شدند و کنار در قدری توقف نمودند. فکر کردیم زیارت مختصری کرده، برمی‌گردیم، ولی بعد از چند سلام و تحیت، عبا را از دوش برداشته، کنار درب صحن انداختند و روی آن قرار گرفتند و گفتند: «همین‌جا می‌مانیم تا در حرم باز شود!». وضو گرفتند و نزدیک اذان که در باز شد، رفتند داخل حرم. در سفرهای بعدی مسافرخانه می‌گرفتیم که آن‌طور پشت در به انتظار نمانیم و گاهی به منزل برخی ارادتمندان ایشان می‌رفتیم.

منبع:مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی بهجت قدس‌سره

اشتراک گذاری این مطلب!

ماجرای بت‌پرست هندو که برای امام حسین(علیه السلام) نذری می‌داد.

28ام مهر, 1394

بی‌حال بود؛ بعد که به حال آمد، گفت: ۲۰۰ هزار روپیه!

گفتند: چه شده؟!

گفت: رفته بودم داخل چرخ، یک کسی آمد من را گرفت و از آنجا انداخت بیرون.

گفتم: آقا تو کی هستی؟

گفت: من همانی هستم که صدهزار روپیه برای عزاداری من پول خرج می‌کنی!

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، عظمت واقعه عاشورا و نمایش بی‌نظیر فضایل الهی اهل‌بیت علیهم‌السلام در مقابل دشمنان خدا و رسول او موجب شد که این رویداد عظیم از جهات گوناگون از دیگر رویدادهای بزرگ عالم متمایز شود؛ مصیبتی که پیش از وقوعش، ملائکۀ الهی و انبیا و اوصیا علیهم‌السلام در سوگ آن نشستند و پس از وقوع آن نیز ائمۀ هدی علیهم‌السلام به یادآوری این مصیبت بزرگ پرداختند و مجالس عزا برپا کردند.

نوشتاری که در ادامه می‌خوانید برگرفته از کتاب «رحمت واسعه» شامل مجموعه گفتارهای عاشورایی آیت‌الله محمدتقی بهجت است:

هندوها و بت‌پرست‌ها الی ماشاءالله نذورات می‌آورند برای سیدالشهدا علیه‌السلام و می‌دهند به کسانی که عزاداری می‌کنند و دهه می‌گیرند و دسته می‌آورند و… الی ماشاءالله شکر یا پول می‌آورند که اینها شربت درست کنند و صرف این طور کارها بکنند.

ادامه »

خیلی شبیه لیمو شیرین....

22ام مرداد, 1394

اشتراک گذاری این مطلب!

برکات صلوات در کلام آیت‌الله بهجت(ره) +‌ دانلود 3 کلیپ تصویری

13ام مرداد, 1394

1. برای رفع تحیر و تشخیص تکلیف در امور مهمه باید چه کار کرد؟

 

دانلود                                                   

  دانلود کلیپ صلوات شماره ۱ MB 1.34

 

2. کسی است که می‌گوید علاقه‌ای به خواندن قرآن ندارم چه‌کار کند؟

 

دانلود

     

دانلود کلیپ صلوات شماره ۲ MB 0.85

 

3 . برای امر ازدواج پسرم ذکری بفرمایید؟

 

دانلود

 

دانلود کلیپ صلوات شماره ۳ MB 1.14

اشتراک گذاری این مطلب!

بهترین ریاضت

6ام مرداد, 1394

 صوم (روزه) از ریاضات مشروعه است، ماهی سه روز خیلی مؤکد است؛ اول و وسط و آخر [ماه].

همچنین کثرت صلات؛ [در روایت است] حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ به اندازه‌ای [نماز خواند] که پایش متورم شد.

معلوم است ریاضات شرعیه، عمل به واجبات و ترک محرمات است.

(١۵اردیبهشت١٣٨٨، کلاس فقه، کتاب جهاد)

 

اشتراک گذاری این مطلب!

نتیجه خودداری نکردن از گناه

5ام مرداد, 1394

وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ (النساء/79)

و آنچه از بدي به تو مي‏رسد از خود توست!

وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيدِيكُمْ (شوري/30)

و هر [گونه] مصيبتي به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست.

 

علل و ریشه هاى ارتكاب گناه : جهل، پیروى از هواى نفس، حب دنیا، و غضب.

روشهاى پیشگیرى از گناه: ایمان به خدا، اعتقاد به حضور خدا در همه جا، ذكر و یاد خدا، خودشناسى، ایمان به معاد، توجه به عرضه اعمال بر پیشوایان دین، یاد مرگ، توجه به پیامدهاى شوم گناه، عبادت، شناخت علل و ریشه هاى گناه، و عدم همنشینى با گنه كاران.

راههاى درمان گناه : توبه، عبادت، ریاضت، و احسان.

اشتراک گذاری این مطلب!

برنامه ی سیرو سلوک

3ام مرداد, 1394

اشتراک گذاری این مطلب!

اهمیت اعمال مستحبی

24ام تیر, 1394

 

می‌گوییم: به واجبات می‌پردازیم، مستحبات، شد شد، نشد نشد!

بابا، این مستحبات است که انسان را به جایی می‌رساند! برای همین، سباع و بهایم (مأموران دوران پهلوی) رشوه برای جلوگیری از مستحبات گرفته بودند. روزی در محضر حاج شیخ عبدالکریم رحمه‌الله گفته شد: روضه‌خوانی که مستحب است و جلوگیری از آن توسط پهلوی اشکالی ندارد. ایشان فرمودند: بله، مستحبی است که هزار واجب در آن است.

در محضر بهجت، ج٢، ص١۶٨

***

آقا سید جمال‌الدین گلپایگانی رحمه‌الله به آقازاده‌ خود می‌فرمود: اگر نماز شب نخوانی، عاقت می‌کنم! پسر ایشان خیلی ناراحت می‌شود و می‌گوید: برای ترک مستحب چرا عاقم می‌کنی؟ ایشان می‌فرماید: منظورم این است که تا می‌توانی نماز شب را ترک نکنی.

برای ترک مستحب فرزندش را عاق می‌کند. در حقیقت با این کار آتیه فرزندش را تأمین می‌کرده است؛ زیرا هر راهی جز آن، چه مال و چه زمین و ملک و چه گوسفند و دام و…فناپذیر است.

در محضر بهجت، ج٢، ص١۶٩

***

امتثال نافله از امتثال فرائض اقوی است؛ یعنی اگر چه مُمتَثَل در فریضه اقوی است، ولی امتثال و اظهار عبودیت و عبدیت در نوافل، اقوی از فرائض است. ازاین‌رو، درباره‏ قضای نوافل در روایت آمده است: «یباهِی الله‏ُ مَلائِکتَهُ فَیقُولُ: أُنْظُرُوا اِلی عَبْدی، کیفَ یقْضی نافِلةً لَمْ أَفْرُضْها عَلَیهِ!؛ خداوند به فرشتگان فخر و مباهات می‏‌کند و می‏‌گوید: به بنده‏‌ام نگاه کنید و ببینید که چگونه قضای نماز مستحبی‏ را که بر او واجب نکرده‏‌ام، به‌جا می‏‌آورد!».[1]

[1]. بدین مضمون: من لایحضره‌الفقیه، ج١، ص۴٩٨؛ وسائل‌الشیعة، ج۴، ص٧٧و٢٧۵و٢٧٨؛ بحارالانوار، ج٨۴، ص۴٣.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

دستوراتی اخلاقی از آیت الله بهجت

18ام تیر, 1394

آن چه كه در اين پيام ها و سخنرانى ها و دستورالعمل های آیت الله فقید، بيش از هر چيز به چشم مى خورد، تأكيد بر انجام واجبات، ترك محرمات و رفتار بر طبق موازين دينى و اسلامى است.

در برخى از اين دستورالعمل ها چنين آمده است:

” آقايانى كه طالب مواعظ هستند، از ايشان سئوال مى شود آيا به مواعظى كه تا به حال شنيده ايد، عمل كرده ايد يا نه؟ آيا مى دانيد كه هر كس به معلومات خود عمل كرد، خداوند مجهولات او را معلوم مى فرمايد؟ آيا بايد دعوت به حق از طريق لسان باشد؟ آيا نفرموده با اعمال خودتان دعوت به حق بنماييد؟ آيا طريق تعليم را بايد ياد بدهيم يا آن كه ياد بگيريم؟”

“… . بعضى التماس دعا مى گوييم براى چه؟ درد را بيان مى كنند دوا را معرفى مى كنيم، به جاى تشكر و به كار انداختن، باز مى گويند: دعا كنيد! دو راه است آن چه مى گوييم و آن چه مى خواهند.”

“شرطيت دعا را با نفيست آن مخلوط مى كنند. ما از عهده تكليف خارج نمى شويم بلكه بايد از عمل نتيجه بگيريم و محال است عمل بى نتيجه باشد و نتيجه از غير عمل حاصل بشوداينطور نباشد.”

پى مصلحت مجلس آراستند *** نشستند و گفتند و برخاستند

اشتراک گذاری این مطلب!

سبب غیبت امام زمان (عجل الله)

18ام تیر, 1394

 

برای من دعا کنید! برای من دعا کنید! برای من دعا کنید!

حضرت آیت الله بهجت(ره) در توصیه ای فرمودند:

” ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد".

این عالم ربانی و عارف بالله در بیانات و توصیه های خود همواره بر توجه به وجود مقدس امام زمان(عج)، ترک نکردن دعای تعجیل فرج آنحضرت و مراقبت از اعمال و رفتار در محضر امام عصر تاکید داشتند.

در ادامه بخش هایی از بیانات عارفانه ایشان در راستای عشق به امام زمان (عج) را می خوانید:

سبب غیبت امام زمان (عج) خود ما هستیم

امام زمان (عج) (عینُ النّاظره و اُذُنُه السّامِعَه ولِسانُهُ النّاطق و یَدُهُ الباسطَه: چشم بینا، گوش شنوا، زبان گویا و دست گشادۀ خداوند) است. [در محضر بهجت:1/22]

در رؤیت امام (علیه السلام) مقابله و محاذات شرط نیست؛ بلکه هر جا نشسته، بر اَرَضین سُفلی و سماوات سبع و مافیهنَّ و ما بینهنَّ اِشراف دارد. سبب غیبت امام زمان (عج) خود ما هستیم!

به افرادی که پیش از ظهور در دین و ایمان باقی می مانند و ثابت قدم هستند، عنایات و الطاف خاصی می شود.
لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.

دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است

دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد!با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظرة است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!

ادامه »

بلاها در اثر اعمال خود ماست!

17ام تیر, 1394


وقتی بلایی مانند وبا در نجف پیدا می شد، حتّی در بازارها هم گاهی مجالس روضه خوانی و توسل برقرار می شد، ولی ما مثل آدم های مأیوس و ناامید، گویا نمی خواهیم از این درِ رحمت داخل شویم و برای رفع بلا و گرفتاری ها به حضرات معصومین علیهم السّلام متوسّل شویم!

آیا امروز برای رفع بلاها غیر از تضرّعات و دعای صادق همراه با توبه و توسل، راه دیگری داریم؟!

مسلمان ها و برادران و خواهران ما در زیر آتش دشمن در چه حالی هستند، و ما در چه حال؟!

آیا روا است که چنین بی تفاوت و غیر مضطرب باشیم؟! عربی از اهل آبادان وقتی بلایا و تعدیات ناموسی و بمباران و… را نقل می کرد بی اختیار به گریه در آمد!

آیا فرد مسلمان می تواند ابتلائات ناموسی را متحمّل شود؟! قتل و کشته شدن از این گونه بلایا اَهْوَن است، لذا بعضی وقتی خواهر یا دختر یا زن شان در معرض هتک حرمت قرار می گیرد، حالشان چنان دگرگون می شود تا جایی که آن خواهر یا دختر یا زن خود را همراه با جانی می کشند و به قتل می رسانند!

مادری می گفت: شوهرم و برادرم را گرفتند و بردند، صبر کردم؛ ولی وقتی دخترم را بردند، صبر و قرار ندارم. خدا می داند وقتی دختر انسان را مثل اسیر و کنیز ببرند، حال او چگونه می شود!

این بلاها در اثر اعمال خود ما است. مگر مثل این جریانات در مجلس یزید اتّفاق نیفتاد که گفت:

«هَبْ لِی هذِهِ الْجارِیَة!» این کنیز را به من ببخش!

و حضرت زینب علیهاالسّلام فرمود:

«ما جَعَلَ اللّه ُ لَکَ ذلِکَ، إِلاّ أَنْ تَخْرُجَ مِنْ مِلَّتِنا وَ تَدِینَ بِغَیْرِها.»

خداوند این را بر تو حلال نکرده است، مگر این که از دین ما خارج شوی و دین دیگری را انتخاب کنی.

و یزید پاسخ داد:

«إِنَّما خَرَجَ مِنَ الدِّینِ أَبُوکِ وَ أَخُوکِ.»

این پدر و برادر تو است که از دین خارج شدند.

یعنی هر کس با ما مخالفت کند، از دین خارج است.

با این حال، متنبه نمی شویم که ما در اثر اعمال خود به این بلاها و گرفتاری ها مبتلا شده ایم و کار همیشگی ما همین است، تا توانستیم هر چه خواستیم انجام دادیم، و اگر نکردیم، نتوانستیم.

امیرالمؤمنینِ حقیقی و الهی را کنار گذاشتیم و نااهلان را بر خود امیر قرار دادیم.

در روایتی خیلی عجیب که راوی آن هم ابوبکر است آمده است که رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم درباره ی علی علیه السّلام فرمود: «مَنْزَلَةِ عَلِیٍّ مِنِّی مَنْزِلَتِی مِنْ رَبِّی.» مقام و منزلت علی علیه السّلام نسبت به من، مانند مقام و منزلت من نسبت به پروردگار است.

منبع : مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره)

اشتراک گذاری این مطلب!

آزمایش بندگی

17ام تیر, 1394

از مرحوم آقا میرزا جواد آقا ملکی تبریزی نقل شده که فرمود:

آیا هیچ شده است که خود را در صدق عبودیت و بندگی امتحان کنید تا بدانید آیا بنده ی خدایید یا نه؟

فکر کنید اگر با زن و فرزند خود به قصد زیارت کربلا مهیّای حرکت سفر نموده و با زحمت فراوان و هزینه ی زیاد تا لب مرز برسید، ولی در آن جا می بایست حرامی را مرتکب شوید (مانند کشف حجاب یا نظر اجنبی به همسر و دختران همراه) تا مقدّمه ی خروج از گمرک و گرفتن گذرنامه و مجوّز عبور از مرز باشد؛ در این صورت خود را چگونه می یافتید؟

آیا با خود می گفتید: این یک حرام عیب ندارد، ما که این همه زحمت کشیده و هزینه نموده ایم تا به این جا رسیده ایم، بگذار این حرام انجام گیرد و عبور کنیم؛ و یا با کمال شجاعت و مردانگی و متانت مثل گُل با آن همه رنج و دوریِ راه و تحمّل مخارج و هزینه ی سفر، با عائله ی خود برمی گشتید؟

زیرا کسی که فرموده: زیارت مستحبّ است و همان کسی که من به قصد قربت و به داعی(انگیزه.) امر او تا به این جا آمده ام و متحمّل این همه خسارت شده ام، ارتکاب حرام را جایز نمی داند و به داعی نهی و زجر او باید دوباره بدون هیچ گونه نگرانی و ناراحتی برگردم؛ چرا که من بنده ام، من می خواستم زیارت حضرت سیّد الشّهدا علیه السّلام را برای رضای خدا انجام دهم، نه برای خواهش دل خود.

اگر برای خداست، خدا می فرماید: کار حرام را انجام نده و با انجام گناه به زیارت مرو، لذا باید امتثال نمایم و برای او به زیارت نروم. بنابراین، اگر این طور نکرد و برنگشت، یقینا ناقِصُ الإیمان است؛ زیرا خداوند سبحان می فرماید:

«فَلاَ وَرَبِّکَ لاَ یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاَ یَجِدُواْ فِیآ أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُواْ تَسْلِیمًا»(سوره ی نساء، آیه ی 65) پس به پروردگارت سوگند، ایمان نمی آورند، مگر این که در اختلافی که میان آنها پیش آمده تو را حاکم کنند، سپس از آن چه قضاوت نمودی در دل خود هیچ دلتنگی احساس نکنند، و چنان که باید خود را تسلیم [خدا و حکم شما] کنند. بنده ی با ایمان باید تسلیم فرمان و حکم الهی باشد، نه تابع خواسته های خود و مطیع نفس و شیطان.


منبع : مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره)

اطاعت از خداوند متعال در کلام آیت الله بهجت(ره)

اشتراک گذاری این مطلب!

ماه ترین ماه

5ام خرداد, 1394

نصیحت پیر میکده

وقتی سالک، پیر خود را می‌یابد، از او برای رسیدن به مقصود راهنمایی و دستگیری می‌خواهد. مراد او می‌گوید: راه رسیدن به محبوب در طریق عشق است.

اساس عبوديت و بندگى حُب است.

خداوند مى‌فرمايد: «يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ؛ خداوند آنان را دوست دارد و آنان خدا را دوست دارند»

و نيز مى‌فرمايد: «وَ الَّذِينَ ءَامَنُوآ أَشَدُّ حُبًّا لِلّه؛ و كسانى كه ايمان آورده‌اند بيشترين محبت را به خدا دارند».[1]

سرسلسله عشاق سیدی است از تبار طاووس. او به الهام الهی مطالبی می‌گوید که تا آن زمان کسی از آنها اطلاعی نداشت. او دقایقی از بندگی را بیان می‌دارد که سرآغاز طریق عشق است. شیوه‌اش عشق، مرامش بندگی است.

مرحوم سيدبن‌طاووس رحمه‌اللّه در تعبديات و ادعيه از ذخاير بوده است. او مدعی است که خداوند مقام الهام را به او عطا کرده است.

در كتاب اقبال‌الاعمال ضمن اعمال ربيع‌الاول يا ربيع‌الثانى صريحاً مى‌گويد كه برخى از دعاها را خود انشا نموده است، و دعاهاى زيادى نيز با عدم تصريح به انشاى خود ذكر نموده كه واقعاً با دعاهاى مأثوره از حضرات معصومين عليهم‌السلام سنخيت دارد و از لحاظ علو مضامين از كلام غيرمعصومين برتر است.[2]

کتاب «اقبال‌الاعمال» کتاب مراقبه سال است که توسط سید نگاشته شد. این کتاب مورد اقبال علمای عامل و عاشقان طریق محبوب قرار گرفت و سالکان تشنه را جرعه وصال نوشانید.

هر کس اقبال سیدبن‌طاووس را نداشت اساتید ما او را رفیق خود نمی‌شمردند. هرمقدار از اقبال را که مطالعه کردنی است مطالعه و هر مقدار را مه عمل کردنی است به هراندازه حال دارید عمل کنید.[3]

در دوران ما نیز وقتی خدمت عارف واصل و عاشق آستان الهی و ائمه اطهار، شیخ محمدتقی بهجت قدس‌سره، می‌رسیدند و برای عمل در ماه مبارک رمضان و نیز رجب و شعبان درخواست دستورالعمل می‌کردند، این‌طور جواب می‌شنیدند:

«اقبال، اقبال، اقبال»؛ «مطالعه و عمل به اقبال سید کافی است»؛ و یا «انسب از کتاب اقبال سراغ ندارم».[4]

 [1]. در محضر آیت‌الله بهجت، ج۲، ص۳۶۰.

[2]. همان، ج۱، ص۵۶.

[3]. اقبال‌الاعمال، مقدمه استاد روحی، ص۱۲.

[4]. همان.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله بهجت (قدس سره)

اشتراک گذاری این مطلب!

بالاترین ذکر (فیلم منتشر نشده از آیت‌الله بهجت ره) + دانلود

5ام خرداد, 1394

 

مراجعه‌کننده: می‌خواهیم برویم اصفهان،‌ یک ذکری یک دعایی یادمان بدهید.

آقا: اصفهان یا مازندران یا خراسان، فرق نمی‌کند. بالاترین ذکر، همین ذکری است که عرض می‌کنم: نیت بکند که اگر خدا به او صد سال عمر داد، یک دفعه عالماً عامداً مختاراً معصیت خدا را نکند. این بالاترین ذکر است. ذکر عملی است! اگر همه ما این ذکر را داشته باشیم، همه ما با فضل خدا اهل بهشتیم، اگر این ذکرمان دوام داشته باشد. دوامش هم [به این است که] اگر حدوث داشته باشد، دوام دارد. چرا؟! به جهت اینکه لطف خدا بیشتر است؛ «من تقرب الیّ شبراً تقربتُ الیه باعاً؛ هر که وجبی به من نزدیک شود؛ یک باع[1] به او نزدیک می‌شوم». خدا بیشتر می‌خواهد که بنده نزدیک او برود، از اینکه بنده بخواهد دوست داشته باشد نزدیک خدا برود، که نمی‌داند نزدیک خدا چه می‌شود و چه هست و چی می‌بیند. بهشت می‌بیند؛ همیشه.

دانلود کلیپ MB 6.08

[1]. باع: اندازه دو دست که از هم گشوده باشد.

 منبع: مرکز نشر آثار آیت الله بهجت (ره)

 

اشتراک گذاری این مطلب!

روایتی در فضیلت امیر مؤمنان علی علیه‌السلام

4ام خرداد, 1394

در حدیثی، پیغمبراکرم صلی‌الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلم فرمود:

«یا علی، اگر بیم آن را نداشتم که مسلمانان درباره‌ تو آن کنند که مسیحی‌ها درباره‌ حضرت عیسی علیه‌السلام نمودند، درباره‌ تو چیزی می‌گفتم که به هر کجا گذر کنی از خاک کف پایت تبرک جویند».[1]

تازه هنوز علی علیه‌السلام را معرفی نکرد، با اینکه این همه بیانات در این حدیث و احادیث دیگری فرموده است. فضایل علی علیه‌السلام گفتنی نیست؛ حق است اما گفتنی نیست! زیرا ما ضعیفُ العقل و الایمان هستیم و ظرفیت نداریم. اگر بیان می‌کرد، بسیاری از مردم کافر می‌شدند و عده‌ای معدود ایمان می‌آوردند، همچنان که درباره حضرت عیسی مسیح علیه‌السلام چنین اتفاق افتاد.

در محضر بهجت، ج١، ص٧۵

ادامه »

چه کنیم که معصیت نکنیم؟

7ام اسفند, 1393

 


انجام طاعت و ترك معصيت به حسب ظاهر مشكل است، و سلمان شدن مشكل، بلكه كالمحال است، و لذا غير از معصومين ـ عليهم‏السّلام ـ همه به ترك طاعت و فعل معصيت مبتلا هستيم و معصوم بودن مثل اين كه نشدنى است، ولى در افراد بشر، شمر هم بسيار است؛ اما آيا چيزى هست كه مطلب انجام طاعت و ترك معصيت را آسان كند؟ 

از امورى كه خيلى سَهْلُ المَؤوُنة و آسان است ـ ولو عمل بر خلاف قول باشد ـ اين است كه انسان ملاحظه كند و ببيند اگر ملتزم به طاعت و تارك معصيت باشد، آيا حال او مثل صورتى است كه ترك طاعت و فعل معصيت مى ‏كند و آيا اين حال مثل حالت اول است، يا خير؟

 فرض كنيد اگر انسان نزد رييس جمهور يا هر رييس مطلق، مقرّب باشد، اين براى او بهتر است و يا اين كه نزد يك فقير تهى دست و محروم؟!

آيا خوب است به ذاتى كه موت و حيات و مرض و صحّت و غنا و فقر به دست او است مراجعه كنيم و رابطه‏ى دوستى داشته باشيم، يا با كسى كه خود محتاج و ناتوان و بيچاره است؟!

در اطاعت اوامر الهى و نيز در معصيت و به فرمان شيطان و نفس بودن، امر داير است بين اين كه با كسى كه حيات و ممات، غنا و فقر و مرض و صحّت و مريض خانه و دكتر و خزانه و ثروت و… به دست او است؛ مجالست كنيم يا با كسى كه هيچ ندارد؟!

ادامه »

دعای برآورده شدن حاجت در امر ازدواج

7ام اسفند, 1393
پرسش:

دخترانی که وقت ازدواج آنان فرا رسیده و همسر دلخواه شان پیدا نشده، آیا دعائی برای برآورده شدن حاجاتشان وجود دارد؟

پاسخ:

د ر این مورد جوابی از آیت الله بهجت نقل گردیده[1]که به شرح زیر می باشد:

سؤال: ازدواج دختری میسر نمی گردد و به اصطلاح بختش باز نمی شود و از شما راهنمایی می خواهد.

پاسخ: نماز جعفر طیار بخواند و پس از آن، دعایی که در کتاب «زاد المعاد» مرحوم مجلسی آمده که در این هنگام خوانده شود، بخواند و در پی آن، به سجده رود و تلاش کند که حتما گریه کند. گر چه به مقدار کم و همین که چشمش را اشک گرفت حاجتش را از خدا بخواهد. و این عمل را تا زمانی که حاجتش روا شود با اعتقاد کامل، انجام دهد.

همچنین ایشان بار دیگر در پاسخ به چنین پرسشی فرمودند: آیه«رَبَّنَا هَب لَنَا مِنْ أَزْوَجِنَا وَ ذُرِّیَّتِنَا قُرَّةَ أَعْینٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَاماً» را (فراوان) بخوانید.[2]

نماز جعفر طیار فقط برای ازدواج نمی باشد بلکه برای طلب کردن حاجات مهم می باشد یعنی در صورتی که حاجت های مهمی دارید می توانید این نماز را بخوانید و بعد از آن حاجات خود را بطلبید، ازدواج هم چون یک امر مهم است و شما می خواهید یک عمر زندگی خوب و دلخواه خود را داشته باشید از این امورات مستثنی نمی باشد و برای برآورده شدن حاجاتتان می توانید این نماز را بخوانید، اما دعایی که در زاد المعاد گفته شده، بعد از نماز جعفر طیار خوانده می شود. این دعا از زبان مبارک امام جعفر صادق علیه السلام صادر شده که فرمودند: «ای مفضل هر گاه تو را حاجتی ضروری بوده باشد نماز جعفر را بجای آور، بعد این دعا را بخوان و حوائج خود را از خدا طلب کن که براورده می شود انشاء الله تعالی و آن دعا این است:

«اللَّهُمَّ إِنِّی أَفْتَتِحُ الْقَوْلَ بِحَمْدِکَ وَ أَنْطِقُ بِالثَّنَاءِ عَلَیْکَ وَ أُمَجِّدُکَ وَ لَا غَایَةَ لِمَدْحِکَ وَ أُثْنِی عَلَیْکَ وَ مَنْ یَبْلُغُ غَایَةَ ثَنَائِکَ وَ أَمَدَ مَجْدِکَ وَ أَنَّی لِخَلِیقَتِکَ کُنْهُ مَعْرِفَةِ مَجْدِکَ وَ أَیُّ زَمَنٍ لَمْ تَکُنْ مَمْدُوحاً بِفَضْلِکَ مَوْصُوفاً بِمَجْدِکَ عَوَّاداً عَلَی الْمُؤْمِنِینَ بِحِلْمِکَ تَخَلَّفَ سُکَّانُ أَرْضِکَ عَنْ طَاعَتِکَ فَکُنْتَ عَلَیْهِمْ عَطُوفاً بِجُودِکَ جَوَاداً بِفَضْلِکَ عَوَّاداً بِکَرَمِکَ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْمَنَّانُ ذُو الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَام»[3]

ترجمه: خدایا من به حسن ستایش تو افتتاح سخن می کنم و زبان به ثنای تو می گشایم و مجد و بزرگواری تو را مدح می گویم در صورتی که مدح و ثنای تو را حد و نهایت نیست و کیست که به منتهای مجد و ثنای تو برسد و مخلوق تو را کجا یارای آنکه به کنه معرفت و مجد و بزرگی تو رسد. چه زمانی هست که تو ممدوح به فضل و احسان، موصوف به مجد و کرامت نبوده باشی؟ تو بر گنهکاران به حلم و بردباری بسیار احسان کنی و هر چه ساکنان زمین از اطاعتت سرپیچی کنند باز تو بر آنها مهربان خواهید بود و به فضل و احسان بخشش خواهید کرد و به کرم عطا خواهید فرمود ای که به جز تو خدایی نیست که نعمت دهنده و صاحب جلال و کرامتی


[1] کتاب گوهرهای حکیمانه.

[2] سوره فرقان، آیه 74.

[3] زاد المعاد علامه مجلسی(ره)، ص 523.

منبع: پایگاه حوزه
اشتراک گذاری این مطلب!

اجازه‌ شوهرت را می‌دهی؟

6ام اسفند, 1393

کوتاه‌ نوشته‌هایی از زندگی و رفتار خانوادگی آیت‌الله بهجت قدس‌سره

این چند بند نه داستانند و نه توصیه. هر کدامشان یک گوشه‌اند. یک گوشه از زندگی مردی که جایگاهش حجتی است برای راستی رفتارش؛ حضرت آیت‌الله محمدتقی بهجت قدس‌سره. خاطرات و گفته‌های فرزند ایشان بهترین مخزنی است که می‌شود گوشه‌های زندگی خانوادگی این بزرگ مرد را در آن به نظاره نشست.


اجازه‌ شوهرت را می‌دهی؟
قرار شده بود من و آقا بدون آنکه کسی، حتی اهل منزل، مطلع بشود به حج برویم. از من پرسیدند که اگر ما بخواهیم برویم خانواده شما راضی هستند؟ بنده از این سؤال کمی جا خوردم. جواب دادم: «از خدا می‌خواهد». ایام حج شد. اغلب حاجی‌ها رفتند. خیلی وقت نمانده بود. همسرم گفتند: «نمی‌خواهی حج بروی؟ چی شد؟ همه رفتند». سؤالاتش کمی برایم عجیب بود. پرسیدم مگر چه شده است؟ گفت: «آقا اول من را صدا کرد، از من اجازه خواست که تو را ببرد». معمولاً اجازه زن را از شوهر می‌گیرند، نه شوهر را از زن. عکس این قضیه را اولین بار بود که می‌شنید. همسرم هم جواب داده بود: «این چه حرفی است که می‌زنید آقا؟».
- «آخر ایشان نباشد این اداره‌ بچه‌ها برای شما زحمت نیست؟».
- «آقا برای چی؟ ما که از خدا می‌خواهیم ایشان خدمت شما باشند».
چند روز بعد دوباره همسرم را صدا کرده بودند و گفتند: «مثل این که امسال حج قسمت ما نیست. اگر بگویم، علی آقا ناراحت می‌شود. ولی اگر صبر کند خدا بهتر از این را قسمتش می‌کند». ایشان حتی سپرده بود که من مطلع نشوم.

بیشتر مادرمان متکفل تربیت فرزندان بود
در تربیت فرزندان روی مسائل شرعی ـ واجبات و محرمات ـ خیلی حساس بودند و جبهه می‌گرفتند. حتی گاهی تند هم می‌شدند. مسائل اخلاقی هم مورد توجه‌شان بود. از بچگی و کودکی‌مان، جلوی این می‌ایستادند که بچه‌ها حرف‌های ناشایستی بخواهند یاد بگیرند و از بیرون توی منزل بیاورند. جلوی این هم می‌ایستاد. دیگر مسائل را بیشتر مادرمان متکفلش بود و وقتی مادر یاری می‌طلبید ایشان وارد معرکه می‌شدند، والا به بقیه مسائل ورود پیدا نمی‌کردند.

ادامه »

چند توصیه اخلاقی از آیت الله بهجت (ره)

15ام بهمن, 1393

محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد. شریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشكار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است.

مطالب زیر گزیده ای از توصیه ها و وصایای آیت الله سید علی قاضی (ره) است كه به شاگردان و اطرافیان خود فرموده اند و ما آن ها را به اختصار ذكر می نماییم. باشد كه كلامش چون صاعقه ای بر قلبمان بدرخشد و راهنمایمان در تاریكی ها باشد.



نماز

شما را سفارش می كنم به اینكه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 ركعت است؛ پس اگر نتوانستید، 44 ركعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [نماز اهل انابه و توبه هشت ركعت هنگام زوال است.]

مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می كنند كه می فرمودند: «اگر كسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن كند.»

مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند: روزی یكی را به محضر آقای قاضی آوردند كه مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش كند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند: «به این آقا بگویید كه نماز را در اول وقت بخواند.» بعد معلوم شد كه آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است.

اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نكنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ كردید همه چیزتان محفوظ می ماند و تسبیح صدیقه كبری سلام الله علیها كه از ذكر كبیر به شمار می آید و آیت الكرسی در تعقیب نماز ترك نشود.

ادامه »

عاقبت گناهان صغیره

11ام بهمن, 1393

به گناهان صغیره نزدیک نشویم

که اصرارش ما را به کبایر

و همین طور تا به مراتب عالیه ی خطا و گناه می کشاند.

اشتراک گذاری این مطلب!

مرداب زندگی

10ام بهمن, 1393

 

مرداب زندگی همه را غرق می کند

ای عشق همتی کن و دست مرا بگیر


حضرت آیت الله بهجت(ره):

ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛

دستگیری ولی خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم.

باید به ولی عصر(عج) استغاثه كنیم كه مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.

مرکزنشرآثار حضرت آیت الله بهجت

اشتراک گذاری این مطلب!

علت غیبت امام زمان، عجل اللّه تعالی فرجه الشریف، خود ماییم!

3ام بهمن, 1393

 

سبب غیبت امام زمان  علیه السلام خود ما هستیم وگرنه اگر ظاهر و حاضر شود، چه کسی او را می کشد؟!

ما از پیش، امتحان خود را پس داده ایم که چگونه ازامام، تحفّظ و یا اطاعت می کنیم و یا این که او را به قتل می رسانیم؟! انحطاط و پستی انسان به حدی است که قوم حضرت صالح  علیه السلام، ناقه ی صالح را - با این که وسیله ی ارتزاق و نعمت آنها بود- پی کردند. چنان که قرآن کریم درباره ی آن می فرماید:

« … لَهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يوْمٍ مَعْلُومٍ»(الشعراء/155)

یعنی، یک روز آب، سهم شما باشد و روز دیگر، سهم آن و روزی که آب چاه را می خورَد در عوض به آن ها شیر می داد!

بنابراین، همان گونه که ممکن است عقلا، خزینه و انبار نعمت خود را نابود کنند- هم چنان که ناقه ی صالح را کشتند، چون از کوه آمده بود- امکان دارد که ما انسان های عاقل! امام زمان  علیه السلام را نیز که تمام خیرات از او است و از ناقه ی صالح بالاتر و پر فیض تر است، برای اغراض شخصیه ی خود به قتل برسانیم!!

چه کنیم که معصیت نکنیم؟

برای تسهیل طاعت و اجتناب از معصیت، راهی جز این نداریم که متوجه شویم و یقین کنیم که طاعت، نزدیکی به تمام نعمت ها و خوشی ها و دارایی ها و عزت ها و… است و معصیت، عبارت است از محرومیت و ناخوشی و نداری و ذلت و…

چه کار کنیم خانواده گرم و با صفا باشد؟

موافقت اخلاقی بین مرد و زن در محیط خانواده به صورت صددرصد برای غیر انبیا و اولیا - علیهم السلام - غیر ممکن است. لذا ما اگر بخواهیم محیط خانه، گرم و با صفا و صمیمی باشد، فقط باید صبر واستقامت و گذشت و رأفت را پیشه ی خود کنیم؛ تا محیط خانه، گرم و نورانی باشد و اگر این ها نباشد، اصطکاک و برخورد پیش خواهد آمد. و همه ی اختلافات خانوادگی از همین جا ناشی می شود.

برگرفته از کتاب نکته های ناب/رضا باقرزاده گیلانی

مجله:خیمه-آذر 1382- شماره 9

اشتراک گذاری این مطلب!

50 کلیپ تصویری نکته های ناب از آيةالله‌العظمي بهجت(ره)

15ام دی, 1393

نکته های ناب از آيةالله‌العظمي بهجت(ره)

14ام دی, 1393


کوچک و بزرگ بايد بدانيم: راه يگانه براي سعادت دنيا و آخرت، بندگي خداي بزرگ است؛ و بندگي، در ترک معصيت است در اعتقاديات و عمليات.

آنچه را که دانستيم، عمل نماييم و آنچه را که ندانستيم، توقف و احتياط نماييم تا معلوم شود، هرگز پشيماني و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ اين عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خداي بزرگ، اولي به توفيق و ياري خواهد بود.

رهنمودهايي به جوانان و نوجوانان

نوجوان‌ها و جوان‌ها بايد ملتفت باشند که هم‌چناني که خودشان در اين سن هستند و روز به روز به سن بالا مي‌روند، علم و ايمانشان هم بايد همين جور باشد، مطابق اين باشد، معلوماتشان، از همان کلاس اول علوم دينيه، به بالا برود، ايمانشان ملازم با همين علمشان باشد. بايد بدانيد اين‌که ما مسلمان‌ها، امتيازي از غيرمسلمان‌ها نداريم الا به قرآن و عترت، و الا ما هم مثل غيرمسلمان‌ها مي‌شويم. اگر ما قرآن نداشته باشيم، مثل غيرمسلمان‌ها هستيم، اگر ما عترت را نداشته باشيم، مثل مسلمان‌هايي که اهل ايمان نيستند هستيم.

بايد ملتفت باشيم روز به روز در اين دو امر ترقي بکنيم. همچنان که سنّ ما به بالا مي‌رود، معلومات ما هم در همين دو امر، بالا برود.

اين طرف، آن طرف نرود و الا گم مي‌شود، گمش نکنند؛ گمراهش نکنند؛ اين دو اصل اصيل را از اين‌ها نتوانند بگيرند.

ادامه »

از ماست که بر ماست!

24ام فروردین, 1393

این همه بلاها که بر سر ما می‌آید، با دست خودمان به وجود آمده است و علت و سببش خود ما هستیم. خودمان، نیزه به پهلوی خود می‌زنیم و آخ می‌گوییم و سپس از دست خود فغان و ناله می‌کنیم.

این همه بلاها که از زمان مشروطه تا به حال بر ما و ملت ما وارد شده و می‌شود، همه به دست امثال خود ماست، و مولود مشروطه است، و به امضا و تأیید خود ما به وجود آمده است. در مشروطه به دروغ و فریب چنین وانمود کردند که می‌خواهند احکام اسلام اجرا شود، و در رأس مجلس شورا و تشکیلات قانون‌گذاری، شش نفر از فقهای طراز اول که قوانین مجلس را با احکام شرع تطبیق می‌نمایند، خواهند بود. (البته برای تنفیذ احکام «شرع» نه «شر»!).

از سوی دیگر از زمان مشروطه تاکنون تبلیغ کردند که اسلام قابل اجرا نیست. کفار و استعمارگران در دروغ گفتن و فریب دادن ماهرند و ما در فریب خوردن!

در نامه‌ای که مرحوم شیخ فضل‌الله نوریبرای شهرستان‌ها نوشته بود، آمده است:

ای مردم مسلمان، خود انصاف دهید آیا اخلاق ایرانی‌ها در دوران مشروطه عوض شده یا نه، و فلان کار، تشبه به اروپایی‌ها شده یا نه؟! حتی این مطلب را هم به صراحت گفتند که اسلام برای حکومت، ناقص است. مگر حکومت بنی‌العباس پانصد سال طول نکشید؟! بدتر از استبداد را در مشروطه کردند. رئیس مجلس را کشتند و… بعد معلوم شد که اینها مُحلّل هستند و مطلب چیز دیگربوده است.[۱]

اگر کسی در این‌گونه جریانات از مقصد دور نرود و فریب نخورد و گمراه نشود، باید خوشحال باشد. عجیب‌تر اینکه مقدمات این مطالب و امضا و تأسیس مشروطه به دست علما فراهم شد، و مجلس با وکلای آن‌چنانی آن هم با نظارت شش فقیه و… تشکیل شد، ولی سرانجام کار به جایی رسید که به وکلای مجلس گفتند:

یا باید عمامه‌ها را از سر بردارید، یا از مجلس بیرون بروید!

وزیر دربار گفته بود:وکلای مُعَمم به جای عمامه باید کلاه پهلوی بر سر بگذارند!

۱. در جای دیگر فرمودند: مشروطه برای این بود که ایران را از حلقوم روسیه درآورده و به کام انگلیس کنند و چنین کردند.

در محضر بهجت، ج1، ص 117.

اشتراک گذاری این مطلب!

دعوت و رخصت امام حسين عليه‌السّلام

23ام آذر, 1392

امام حسين عليه‌السّلام در ابتدای نهضت خود، از افراد برای نصرت خود و دين خدا دعوت می‌كردند. از جمله شخصی را پی عبداللّه‌بن‌عمرفرستادند و به ايشان فرمودند:

«إِتَّقِ اللّه‏َ وَ أَجِبْ دَعْوَتَنا.»

خدا را در نظر بگير و دعوت ما را اجابت كن.[1]

ولی در شب عاشورا، همه را آزاد گذاشت كه داوطلبانه و به اختيار و انتخاب خود راه سعادت و شهادت را انتخاب كنند و به آنها فرمود:

«أَنْتُمْ فِی حَلٍّ مِنْ بَيْعَتِی، فَاتَّخِذُوا اللَّيْلَ جَمَلاً، فَإِنَّهُمْ لايُرِيدُونَ غَيْرِی.»

شما در رابطه با بيعت خود با من آزاد هستيد، از تاريكی شب استفاده كنيد و برويد، زيرا آنان جز كشتن من چيزی نمی‌خواهند.[2]

حضرت امير عليه‌السّلام هم در جنگ صفين به معاويه فرمود: من و تو با هم جنگ داريم، بيا با هم بجنگيم، و راضی مشو كه خون‌های مسلمان‌ها ريخته شود.

1. مشابه: بحارالانوار، ج 44، ص 364.

2. ر.ك: بحار الانوار، ج 11، ص 149؛ ج 44، ص 315؛ ج 45، ص 90؛ امالی صدوق، ص 154؛ قصص الانبياء جزايری، ص 36.

فرمایشات آیت الله بهجت«قدّس سرّه»

اشتراک گذاری این مطلب!

آن چه در مقتل سيّدالشهدا عليه‌السّلام واقع شده، فجيع‌تر است!

18ام آذر, 1392

در نقل جريانات امام حسين عليه‌السّلام خيلی بايد دقّت شود، چه بسا بسياری از آن چه گفته می‌شود درست نباشد، هر چند عيان آن چه واقع شده، فجيع‌تر از سماع آن است! به عكس جهان آخرت است، كه عيان آن بهتر و لذّتبخش‌تر از سماع آن است. شنيدن كی بود مانند ديدن!

قبل از وقوع جنگ، طايفه‌ای از جنّ برای نصرت حضرت سيّدالشهدا عليه‌السّلام به خدمت آن حضرت آمدند و عرض كردند: اگر اجازه دهيد، ما می‌توانيم اين لشكر را از شما دفع كنيم، حضرت فرمود:

«وَ إِذا أَقَمْتُ بِمَكانِی، فَبِماذا يُبْتَلی هذَا الْخَلْقُ الْمَتْعُوسُ، وَ بِماذا يُخْتَبَرُونَ؟!… نَحْنُ وَ اللّه‏ِ أَقْدِرُ عَلَيْهِمْ مِنْكُمْ.»[1]

اگر من در جای خود بمانم، پس اين خلق نابود شده با چه چيز آزموده و مورد ابتلا واقع شوند؟!… به خدا سوگند، ما بهتر از شما می‌توانيم آنها را نابود كنيم. در وقت تبليغ بايد سعی كنيم يقينيّات قرآن و عترت را نقل كنيم، و به مسموعات خود، بدون مراجعه به دليل يا كتاب، اكتفا نكنيم، و حدّاقل به همان كتابی كه از آن نقل می‌كنيم، استناد دهيم وقتی ما وارد كربلا شديم، مرحوم آقا ميرزا هادی خراسانی ـ كه بعد از مرحوم آقا سيّد محمّد كاظم يزدی شايسته‌ی مرجعيت بود ولی قبول نكرد كه مرجع بشود ـ فوت كرده بود، ولی چه آثار و بركاتی از ايشان نقل و ذكر خير می‌شد كه چگونه در مقتل حسينی عليه‌السّلام و ديگر موضوعات، مطالب را با دقّت نظر و با استناد به دليل بيان می‌كرده است.

1. بحارالانوار، ج 44، ص 330؛ لهوف، ص 66؛ نيز ر.ك: مستدرك الوسائل، ج 10، ص 217 و 325.

http://www.bahjat.org

اشتراک گذاری این مطلب!

توفیق نماز شب

30ام مرداد, 1392

اشتراک گذاری این مطلب!

توصیه برای زیارت امام رضا (ع)

9ام اردیبهشت, 1392

آیت الله بهجت






زیارت شما قلبی باشد.

در موقع ورود اذن دخول بخواهید،

اگر حال داشتید به حرم بروید.

هنگامی که از حضرت رضا علیه‌السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:

«أأدخل یا حجة الله»،به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟

اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه‌السلام به شما اجازه داده است.

آیت الله بهجت(ره)

اشتراک گذاری این مطلب!

قلبِ آباد

7ام اردیبهشت, 1392

آیت الله بهجت

قلب‌ها از ایمان و نور معرفت خشکیده است.


قلبِ آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید،


تا برای شما امضا کنیم

که امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف آن‌جا هست.

آیت الله بهجت _ره)

اشتراک گذاری این مطلب!

دانلود نرم افزار چند رسانه ای بهجت دلها(مخصوص کامپیوتر و موبایل)

1ام بهمن, 1391

نابینایی که با قرائت سوره حمد شفا یافت.(به روایت آیت‌الله العظمی بهجت(ره)

28ام دی, 1391

 روایت آیت‌الله العظمی بهجت(ره) از نابینایی که با قرائت سوره حمد شفا یافت

     دست روی چشم بچه گذاشتند و مشغول خواندن سوره حمد شده بودند، مقداری که خوانده بودند بچه گفته بود بابا از میان انگشتان آقا را می‌بینم و … 


     به گزارش سرویس علمی وفرهنگی خبرگزاری حوزه، مرحوم آیت‌الله العظمی بهجت در سلسله پندها و اندرزهای خود به مومنین با تاکید بر اهمیت انس با قرآن و عترت، عواقب دوری از این دو بال رسیدن به ملکوت را گوشزد نموده‌اند.

گزیده‌ای از توصیه‌های این عارف فقید تقدیم می‌گردد.

1-اگر کتابی بود که عکس اشیا را نشان می داد، آن کتاب همین قرآن است که بهشت و جهنم را نشان می دهد.

2-اگر درست به قرآن عمل می کردیم، با عمل خود دیگران را جذب می کردیم؛ زیرا مردم غالباً - به جز عدّۀ معدود - خواهان و طالب نور هستند.

3-قرآن کتابی پیامبرساز و جامع کمالات همه‌ انبیاء اولوالعزم(ع) است و سزاوار است با گرسنگی و صبر با خرده نان هم شده قرآن کریم را تحصیل و تدریس نمائیم.

*شفای نابینا با قرآن

در احوالات پدر مرحوم شیخ جعفر شوشتری(ره) آورده‌اند که پسر نابینائی را نزد ایشان آوردند، ایشان هم دست روی چشم بچه گذاشتند و مشغول خواندن سوره حمد شده بودند مقداری که خوانده بودند بچه گفته بود بابا از میان انگشتان آقا می‌بینم و وقتی که حمد تمام شده بود، همه جا و همه چیز را کاملا دیده بود.

عده‌ای از افراد سطحی‌نگر در محضر علامه ملا خلیل قزوینی(ره) بودند، سوال کردند که خداوند در قرآن درباره حضرت داود می‌فرماید (وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ) «آهن را برای او نرم نمودیم» در واقع خداوند نحوه‌ ساختن کوره‌ آهنگری و ذوب آهن را به حضرت داوود(ع) الهام نمود تا او آهن را در کوره‌ آتش بگذارد تا ملایم و انعطاف‌پذیر باشد. مرحوم قزوینی با رد این توجیه فرمود: او که پیغمبر خدا بود و شما بعید می‌دانید که آهن در دست او نرم و به اختیار او باشد. این که چیزی نیست از بنده هم که پیغمبر نیستم این کار ساخته است  سپس یک مجمعه یا سینی از مس را که در برابرش بود با دو انگشت مثل قیچی از وسط دو نیم کرد و فرمود: این گونه خداوند متعال آهن را در دست حضرت داوود(ع) نرم و ملایم نموده بود.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1· 2

فرمایشات آیت الله بهجت «قدّس سرّه» در خصوص امیرالمومنین

23ام مهر, 1391

مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ

     عده اى از رواياتى كه عامّه در فضل حضرت امير ـ عليه السّلام ـ نقل كرده اند در درجه ى اوّل و اعلى قرار دارد، نظير:

     «أَنْتَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى إِلاّ أَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى.»(1)

      تو نسبت به من مشابه هارون به حضرت موسى ـ عليهماالسّلام ـ هستى، تنها با اين تفاوت كه بعد از من پيامبرى نخواهد بود.

از جمله ى استثنا:

     «إِلاّ أَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى» استفاده مى شود كه در مستثنى مِنْه همه چيز مندرج است، مگر اين كه اهل تسنن بگويند:

اين سخن باز استثنا دارد و آن اين است كه: «إِلاّ أَنَّ أَبابَكْرٍ أَفْضَلُ مِنْهُ!» جز اين كه ابوبكر از او افضل است!

در هر حال، متن حديث را نقل مى كنند و چه قدر كودكانه به آن جواب مى دهند. و نيز روايت طير مشوىّ:

     «أَللّهُمَّ! آتِنى بِأَحَبِّ خَلْقِكَ إِلَيْكَ يَأْكُلُ مَعِى مِنْ هذَا الطَّيْرِ فَجاءَ عَلِىٌّ.» (2) خداوند، محبوبترين اشخاص در نزد خود را حاضر كن تا اين پرنده را همراه با من بخورد… ناگاه على ـ عليه السّلام ـ فرا رسيد. و نيز روايت:

     «أَنَا مَدينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِىٌّ بابُها.» (3) من شهر علم هستم و على ـ عليه السّلام ـ درِ آن است.

     هم چنين اين روايت كه صاحب صواعق محرقه آن را از كتب خودشان نقل مى كند و سند آن را هم به ابى بكر مى رساند كه حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ فرمود:

     «مَنْزِلَةُ عَلِىٍّ مِنِّى مِثْلُ مَنْزِلَتى مِنْ رِبّى.» (4) مقام و منزلت على ـ عليه السّلام ـ نسبت به من، همانند منزلت من نسبت به پروردگارم مى باشد.
     و نيز اين حديث از پيامبر اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ در روز غدير خم: «أَلَسْتُ أَوْلى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ؟ قالُوا: بَلى. قالَ ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ:

     مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ. أَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَ عادِ مَنْ عاداهُ…» (5)

     آيا من نسبت به جان شما سزاوارتر نيستم؟ عرض كردند: بله. فرمود: هر كس من به او ولايت دارم و مولاى اويم، اين على ـ عليه السّلام ـ مولاى او است. خداوندا، هر كس كه او را مولاى خود بداند و دوستدارش باشد، دوستش بدار، و هر كس با او دشمنى ورزد دشمنش باش.
     همه را نقل مى كنند و درباره ى روايت اخير مى گويند:

     «لَوْ أَرادَ الْخِلافَةَ، لَقالَ ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ: عَلِىٌّ خَليفَتى مِنْ بَعْدى.»(اتفاقا همين معنا را نيز كه على ـ عليه السّلام ـ جانشين بعد از من است، در كتاب هاى اهل تسنّن از رسول اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ نقل شده است: «لايَنْبَغى أَنْ أَذْهَبَ إِلاّ وَ أَنْتَ خَلِيفَتى… أَنْتَ وَلِيّى فِى كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدى.»؛ روا نيست كه من از دنيا بروم و توجانشين من نباشى… تو سرپرست برگزيده ى من بر هر مؤمن بعد از من هستى.(6) اگر مقصود رسول اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ خلافت بود، قطعا مى فرمود: «على ـ عليه السّلام ـ خليفه و جانشين من است.»

     مى گوييم: اگر اين گونه هم مى گفت كه على ـ عليه السّلام ـ خليفه و جانشين من است، باز شما مى گفتيد: بله خليفه است منتهى تنها در كمالات؛ زيرا با درايت و اجماع منافات دارد! و يا مى گفتيد: ما هم على ـ عليه السّلام ـ را خليفه مى دانيم، منتهى خليفه ى چهارم!

     و اگر پيغمبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ مى فرمود: على ـ عليه السّلام ـ خليفه ى بلافصل است، باز مى گفتيد: فصل به غير خلفا مراد است، يعنى بلافصل اجنبى نسبت به خلفا، زيرا نسبت به خلافت شيخين اجماع قائم است!

1.صحيح مسلم، ج 7، ص 120 و 121؛ سنن ترمذى، ج 5، ص 302 ـ 304؛ مستدرك حاكم، ج 2، ص 337؛ ج 3، ص 109 و…

2.مستدرك حاكم، ج 3، ص 130 و 132؛ مجمع الزوائد هيثمى، ج 9، ص 125 و 126؛ كنزالعمّال، ج 13، ص 166 و 519 و…

3.مستدرك حاكم، ج 3، ص 126 و 127؛ الفايق زمخشرى، ج 2، ص 16؛ المعجم الكبير، ج 11، ص 55؛ الجامع الصغير، ج 1، ص 415 و…

4.ر.ك: المسترشد، ص 293؛ مناقب آل ابى طالب، ج 2، ص 60؛ بحارالانوار، ج 38، ص 298؛ ميزان الاعتدال ذهبى، ج 3، ص 540؛ الكشف الحثيث، ص 229؛ لسان الميزان ابن حجر، ج 5، ص 161.

5.ر.ك: خصائص نسائى، ص 101؛ المعجم الكبير طبرانى، ج 5، ص 195، 212 و…

6.ر.ك: مسند احمد، ج 1، ص 331؛ مستدرك حاكم، ج 3، ص 134؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 120؛ السنن الكبرى، ج 5، ص 113 و…

اشتراک گذاری این مطلب!

 
فراخوان چی شد طلبه شدم