موضوع: "آیت الله جوادی آملی"

راه استجابت دعا التماس دعا گفتن به این و آن نیست

13ام شهریور, 1395

آیت‌الله جوادی آملی:

راه استجابت دعا التماس دعا گفتن به این و آن نیست!

چرا باید هنگام تلاوت قرآن ساکت باشیم؟

دیدار مدیران ماهنامه عصر اندیشه با آیت الله جوادی آملی

جلسه اخلاق هفتگی آیت‌الله جوادی آملی در مسجد احمد‌آباد شهر دماوند

در این جلسه افرادی از پژوهشکده لیزر ایران، مدرسه علمی دارالسلام تهران، اعضای مجموعه فرهنگی امام صادق(علیه السلام)، اعضای اتحادیه‌های تشکل‌های قرآنی استان تهران، عده‌ای از مردم پاکدشت، تاکستان، ملارد و شهریار و اعضای قرارگاه ولی‌عصر(عج) حضور داشتند. 

این جلسه پس از اقامه نماز توسط آیت‌الله جوادی آملی با قرائت دسته‌جمعی از آیات سوره آل عمران توسط طلاب حوزه علمیه دارالسلام تهران آغاز شد. 

ایت‌الله جوادی آملی در طلیعه سخنرانی خود در این جلسه با اشاره به این تلاوت قرآن گفت: این محفل که به عطر قرآن کریم مطهر شد ثوابش به امام جواد علیه السلام اهدا می‌شود. و از همه کسانی که در پرورش این نهالها تلاش کردند خداوند به احسن وجه می‌پذیرد. 

ایشان در ادامه سخنان خود با اشاره علاقه امام صادق علیه السلام به پرورش طلاب و دانشجویان دانشگاهی اهل اعتکاف که به نظام خدمت می‌کنند، گفت: وجود مبارک حضرت یعقوب علیه السلام از فراغ یوسف علیه السلام به خدا پناهنده می‌شد اما امام صادق علیه السلام وقتی طلبه‌های مشتاق به تحصیل علم را می‌دیدند از تنهایی به خداوند پناه می‌برد و می‌فرمود ای کاش منصور می‌گذاشت مدرسه‌ای بسازم که خودم و این طلبه‌ها در آن یک حجره‌ای داشته باشیم و به تعلیم و تربیت آنها بپردازم. 

ادامه »

مجلس علم و فهم, باغ بهشت است

8ام شهریور, 1395

از وجود مبارك پيغمبر(عليه و علي آله آلاف التحيّة و الثناء) نقل شده است كه فرمودند:

«بادروا الي رياض الجنّة» برويد در باغ‌هاي بهشت!

عرض كردند: «و ما رياض الجنّة» باغ‌های بهشت كجاست كه ما با شتاب به طرف آن برويم؟

فرمود: «حلق الذكر» مجلس علم.

مجلس علم، مجلس عقل، مجلس فهم و درايت كه انسان را به معارف الهي آگاه كند آن مجلس باغ بهشت است؛ محفل‌هايي كه ياد خدا، نام خدا، نام اهل بيت و نام قرآن مطرح است آن محفل، بهشت است بنابراين جامعه وقتي سعادتمند است و مردم جامعه وقتي در رفاه‌اند كه بهشت‌گونه زندگي كنند.


حضرت آیت الله جوادی آملی،درس اخلاق16/03/92

اشتراک گذاری این مطلب!

چرا دختران زودتر از پسران مکلف مى‌شوند؟/توفیق زن بیش از مرد است!

6ام شهریور, 1395

توفیق زن بیش از مرد است و اگر انسان تنزل کند حداقل باید بگوید زن همانند مرد است. زیرا ‏تقریباً شش سال قبل‌از این‌که مرد، مکلف بشود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است. زن ‏همین که از نُه سالگى گذشت و وارد دهمین سال زندگی‌ شد، خدا او را به حضور مى‏پذیرد و با او ‏سخن مى‏گوید و روزه را بر او واجب مى‏کند، مناجات‌هاى او را به‌عنوان دستور مستحب شرعى ‏گوش مى‏دهد. آن وقتى که هنوز مرد به‌عنوان یک نوجوان مشغول بازى است، زن مشغول راز و نیاز ‏و نماز است….  

 شش سال زمینه‏ سازى کردن و از دوران نوجوانى او را به حضور پذیرفتن، نماز را که ‏عمود دین است بر او واجب کردن، روزه را که سپر دین است و حج را که وفد الى‏الله است و ‏مهمانان در آن سفر به ضیافت‌گاه خداوند مى‏ روند، بر زن واجب کردن، این‌ها همه نشانه آن است که ‏زن براى دریافت فضایل، شایسته‏تر از مرد است. و اگر این منطق درست تبیین و اجرا گردد، نتیجتاً ‏معلوم خواهد شد که زن بالاتر از مرد و لااقل همتاى مرد است. زن گرچه ممکن است در طى دوران عادت از برخى از عبادات محروم باشد اما تمامى آن‏ها ‏جبران‏ پذیر است، زیرا قضاى روزه ‏ها را بجا مى‏ آورد و براى نماز اگر وضو بگیرد و در مصلاى خود رو به ‏قبله بنشیند، و به مقدار نماز، ذکر بگوید ثواب نماز را مى‏ برد.

همان‌گونه که اگر مسافرى پس از ‏خواندن دو رکعت واجب، سى یا چهل بار تسبیحات اربعه را تکرار کند، جبران آن دو رکعت ساقط ‏شده را خواهد کرد. پس این‌گونه از فضایل جبران‏پذیر است.

عمده آن است که مرد وقتى پانزده سالگى را تمام نمود و وارد شانزدهمین سال زندگى شد، ‏شایستگى خطاب الهى را کسب مى ‏نماید و قبل‌از آن چنین لیاقتى ندارد، زیرا بلوغ زمینه تشرف به ‏مقام عبودیت است.

ادامه »

ذکر یوسفی کدام آیه قرآن است؟

3ام شهریور, 1395

 آیت الله العظمی جوادی آملی بیان کردند؛
وجود مبارک يوسف علیه السلام در تمام آن خطرات آن وقتي که در چاه افتاد صبر کرد. آن وقتي که به زندان افتاد صبر کرد. وقتی که به قدرت، عزت و سلطنت رسيد، عرض کرد پروردگارا ﴿رَبِّ قَدْ آتَيْتَني…

حضرت آیت الله جوادی آملی در درس اخلاق هفتگی که در مسجد احمدآباد شهرستان دماوند برگزار شد با استناد به آيات قرآن كريم اظهار داشتند: قسمت مهمی از دستورات دین ناظر به اين است که انسان از انجام آنها بهره اخروي ببرد. آيا دنيا و آخرت دو جهان جدا و گسسته از هم ‌اند يا يک سلسله واقعيت ‌هايي است که ظاهرش دنيا و باطنش آخرت است؟ از بخشي از آيات قرآن کريم بر مي‌آيد که دنيا ظاهر اين عالَم و آخرت باطن اين عالَم است.

اين طور نيست که دنيا و آخرت دو عالم جدا باشند، اين طور نیست که وقتی دنیا کلاً نابود شد، آخرت تازه پديد ‌بیايد، اگر آخرت تازه پديد بيايد که نتيجه اين عالَم نخواهد بود. بنابراين آنها که ظاهر و باطن هر دو را مي ‌بينند هم اکنون جايشان را در آخرت مشاهده می کنند.

* قرآن و امام نیز دارای دو بعد ظاهری و باطنی هستند

اگر آن حقيقتي که ظاهرش دنياست و باطنش آخرت است به صورت انسان دربيايد، امام معصوم می شود و اگر به صورت کتاب در بيايد  قرآن کريم خواهد شد. اين قرآن يک ظاهر و يک باطني دارد؛ ظاهر قرآن را خيلي‌ ها ممکن است بروند در حوزه‌ ها درس بخوانند صاحب «علم الدراسه» شوند و ظاهر قرآن را دریابند اما باطن قرآن را تنها همان انسان کامل که صاحب «علم الوراثه» است می تواند بفهمد.

* تفاوت درک ظاهر و باطن قرآن کریم

وجود مبارک امام صادق علیه السلام و دیگر ائمه علیه السلام اين فرمايش را دارند که درجات بهشت به عدد آيات قرآن کريم است، اين يعني چه؟ اينکه فرمود درجات بهشت به عدد آيات قرآن کريم است، نمي‌ خواهد يک مسئله رياضي را براي ما حل کند، مي‌ خواهد بگويد ظاهرش قرآن است اما باطنش بهشت است، به دليل اينکه در ذيلش فرمود به اهل قرآن مي‌ گويند بخوان و بالا برو، هر اندازه که با قرآن بودی و هر اندازه قرآن خواندی و به همان اندازه درجاتت در بهشت بالا می ‌رود. اگر درجات بهشت به اندازه آيات قرآن کريم است هر اندازه ما در خدمت قرآن بوديم و فهميديم، باور کرديم، عمل کرديم و منتشر کرديم، مي ‌توانيم يک درجه بالا برويم.

* دعای حضرت یوسف در مواجهه با نعمات دنیوی

برخي ‌ها ذکر يونسي دارند ﴿لاَّ إِلهَ إِلاّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾، که دعای معروفی است اما برخي‌ ها ذکر يوسفي دارند؛ وجود مبارک يوسف علیه السلام در تمام آن خطرات آن وقتي که در چاه افتاد صبر کرد. آن وقتي که به زندان افتاد صبر کرد. وقتی که به قدرت، عزت و سلطنت رسيد، عرض کرد پروردگارا ﴿رَبِّ قَدْ آتَيْتَني مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِن تَأْوِيلِ الأحَاديثِ … تَوَفَّنِي مُسْلِماً﴾؛ جانم را بگير! اما در حال اسلام.

در حال خطر و بیماری، انسان تقاضاي مرگ بکند هنر نيست؛ اما در کمال قدرت بگويد خدايا! جانم را بگير تفاوت می کند!.

نظر سيدنا الاستاد مرحوم علامه طباطبايي اين است که یوسف علیه السلام در آن حال تقاضاي مرگ نکرد، بلکه عرضه داشت خدايا! آن توفيق را بده که من مسلمان بميرم، اين سفارش يعقوب و سایر انبياء علیه السلام بود که ﴿فَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاِّ وَ أَنْتُم مُسْلِمُونَ﴾، آنها که ذکر يوسفي دارند از خدا حُسن عاقبت مي ‌طلبند حُسن عاقبت و حُسن خاتمت از بهترين نعمت ‌هاست.

اشتراک گذاری این مطلب!

رزق و روزيِ ما نفت و گاز نيست

24ام مرداد, 1395
 
 آیت الله العظمی جوادی آملیآیت الله العظمی جوادی آملی:
كارگزاران نظام بايد كريمانه رفتار كنندحضرت آیت الله جوادی آملی با تاکید بر اینکه كارگزاران نظام بايد كريمانه رفتار كنند، گفتند: درست است كه نفت و گاز از زمين برمي‌خيزد؛ اما روزيِ ما نفت و گاز نيست.

 درس اخلاق حضرت آیت الله جوادی آملی همزمان با دهه كرامت در مسجد احمدآباد این شهرستان برگزار شد.

حضرت آیت الله جوادی آملی در این جلسه ضمن تبريك ايام كرامت به تبیین مسئله كرامت پرداختند و اظهار داشتند: كلّ سال و عمر، ايام كرامت است؛ زيرا خداي سبحان بر اساس كرامت، جهان را آفريد و انسان را خلق كرد و كارگزاران اين نظام هم افراد كريم‌اند و بايد كريمانه رفتار كنند.

ایشان ادامه دادند: درست است كه نفت و گاز از زمين برمي‌خيزد؛ اما روزيِ ما نفت و گاز نيست؛ خداوند متعال فرمود روزيِ شما از آسمان است. آن كرامت و انسانيّت از نفت و گاز بهره خوب مي‌برد و اگر رزق آسماني كه كرامت است، نباشد، با داشتن نفت و گاز كسي به مقام والاي انسانيت نمي‌رسد؛ درست است كه باران از بالا است و نفت و گاز هم از پايين مي‌آيد ولي آنكه اين دو قطب را اداره مي‌كند، كرامت انساني است.

معظم‌له در ادامه اظهار داشتند: منشأ كرامت انسان خلقت اوست؛ چراکه وی خليفه و جانشين خداي كريم بوده و از كرامت بهره برده است؛ اگر جانشين، قائم‌مقام و خليفه، كرامت خود را از خدا دارد، بايد مستخلف‌عنه خود را خوب بشناسد؛ زيرا كرامت انسان، ذاتيِ او نيست؛ چراکه او جانشين كريم است؛ خليفه كريم است و بايد اسماي حسناي مستخلف‌عنه را هم بداند متّصف بشود؛ عمل بكند؛ منتشر بكند تا طرْفي از كرامت ببندد؛ او كرامت خود را از جانشينيِ الله دارد؛ اگر حرمت كسي به قائم مقامی اش بود، ارزش امضاي او به حرمت آن منوب‌عنه است، اگر كسي از طرف او امضا كند، ولي حرف خودش را بزند اين قيامش قيام غاصبانه است نه كريمانه؛ بنابراين ما بايد اوصاف مستخلف‌عنه‌مان را بشناسيم و متّصف بشويم تا از كرامت طرْفي ببنديم.

ادامه »

رمز جاودانگي نهضت حسيني در کلام آيت الله العظمي جوادي آملي

21ام مرداد, 1395

حضرت آيت الله العظمي جوادي آملي رمز جاودانگي نهضت حسيني را صبغه فراطبيعي اين نهضت مي دانند و معتقد هستند:

آنچه صبغه فراطبيعي دارد، مصون از فناست، زيرا منطقه طبيعتْ، صحنه جهش، حرکت، برخورد و سرانجام، زوال است و ساحت فراطبيعتْ ميدان ثبات، تجرّد، دوام و خلود است. چيزي که براي وجه خداست از آسيب سيلان و حرکت مصون است.

حضرت آيت الله العظمي جوادي آملي در کتاب شکوفايي عقل در پرتو نهضت حسيني به رمز ماندگاري نهضت حسيني اشاره کرده و مرقوم مي دارند:
در تاريخ، نبردها و کشتارهاي بسياري ثبت شده است که برخي از آن ها به مراتب، جنايت بارتر، فجيع تر و گسترده تر از حادثه عاشورا بوده و در آن ها چندين برابر شهداي کربلا به خاک و خون کشيده شده اند. مانند جنايت ها و کشتارهايي که مغولان انجام دادند، تا حدي که جناب «ابن ابي الحديد» معتزلي درباره خونريزي هاي چنگيزيان و تاتارها، مي نويسد: «من در دوران مغولان بوده ام و جنايت هاي آنان را ديده ام. آنچه درباره جنايت هاي بُخْتُ النّصر در قدس و فلسطين نوشته اند، شمّه اي از کشتارها و ددمنشي هاي گرگان خون آشام مغول است».

ادامه »

تشيّع خود را مدیون امامزاده ها هستیم (به مناسبت ششم ذی ‌القعده)

20ام مرداد, 1395
 

آیت الله العظمی جوادی آملیآیت الله العظمی جوادی آملی؛
تشيّع خود را مدیون امامزاده ها هستیم
اين احترامی که ما برای امامزاده ها قائليم برای اين است که وقتی به ايران آمدند فرمايش امام صادق و امام باقر(علیهم السلام) را به ما رساندند و ما تشيّع خود را به وسيله همين امامزاده ها داريم.

ششم ذی ‌القعده سالروز بزرگداشت حضرت احمد بن موسی علیه السلام ، معروف به شاهچراغ می باشد. ایشان فرزند بزرگوار امام موسی كاظم علیه السلام است که در میان فرزندان آن حضرت به كرم و جلالت و شجاعت و عبادت معروف بوده اند. تکریم و پاسداشت زحمات شبانه روزی ایشان و دیگر امامزادگان در تعالیم دینی ما مکررا توصیه شده و این فرصتی است تا با حکمت زیارت و نقش بزرگان و راهنمایان دینی آشنایی بیشتری پیدا کنیم. حضرت الله جوادی آملی در نوشتاری در خصوص زیارت و علت احترام به امامزاده ها به تبیین این موضوع پرداخته اند.

* زيارت، اعلام وفاداري صادقانه مريد به مراد است

زيارت، حضور عارفانۀ عاشق در ديار معشوق، ديدار عاشقانۀ زائر از سراي مزور، اظهار عشق و ارادت محبّ به محبوب، دل‏دادن صميمانۀ دل داده در كوي دل ‏دار، سرسپردن سرباز فداكار در پيش پاي سردار، اعلان فروتني دين ‏دار در برابر دين و پيشوايان ديني و اذان ايمان و دين‏ داري است.

زيارت، اعلام وفاداري صادقانه مريد به مراد است، ابراز علاقه مطيع به مطاع می باشد و اعلام خودفراموشي جان بركف مخلص نسبت به جانان است.

زيارت، عرضۀ خويشتن بر ترازو و ابزار سنجش است، ايستادن در برابر آينه و معيار كمال و نشاني كوي كمال به انسان تعالي طلب است كه به كجا مي‏ توان رسيد.

زيارت، سفري مشتاقانه، آگاهانه و عاشقانه است كه از سراي دل آغاز مي‏ شود، از راه دل عبور مي‏ كند و سرانجام نيز در منزل دل به مقصد و مقصود مي‏ رسد و بار بر زمين مي‏ نهد.

ادامه »

چگونه می‌توانیم بـا امـام زمـان‌ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف ارتباط داشته باشیم؟

10ام مرداد, 1395

چگونه می‌توانیم بـا امـام زمـان‌ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف ارتباط داشته باشیم؟

  حیات انسانی و معقول بشر در گرو پیوند با حقایق وحیانی قرآن کریم است، چراکه وحی یگانه عامل زندگی‏بخش بشر و پیروی از دستورها و آموزه‏های آن، زمینه‏ ساز باریابی به زندگی معقول و مطلوب است: …

آیةالله‌العظمی‌ جوادی آملی:

حیات انسانی و معقول بشر در گرو پیوند با حقایق وحیانی قرآن کریم است، چراکه وحی یگانه عامل زندگی‏بخش بشر و پیروی از دستورها و آموزه‏های آن، زمینه‏ ساز باریابی به زندگی معقول و مطلوب است:

«استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم»؛ (انفال/24)

«من عمل صالحاً من ذکر او انثی وهو مؤمن فلنحیینه حیوةً طیبة» (نحل/97)

عترت طاهره که یکی از دو ثقل به‌جا مانده از رسول گرامی است، همتای قرآن و همدوش آن است و بر همین اساس، احکامی که درباره قرآن ثابت است، در مورد عترت طاهره نیز ثابت خواهد بود، از این‏رو ارتباط با امام عصر‌ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف نیز زندگی‏بخش و تأمین‌کننده حیات معقول و مطلوب آدمی است، چون نبی مکرم اسلام‏‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم چنان‌چه قبلاً بیان شد عدم معرفت و پذیرش ولایت امام معصوم زمان را مایه مرگ جاهلی برشمردند و آن‌چه نبودش مرگ جاهلانه می‏آورد، بودنش حیات عاقلانه را تأمین خواهد کرد و آن‌که معرفت و ولایت را فهمید، همواره خویش را در معرض ارتباط با امام معصوم عصر خویش می‏نهد.

ادامه »

عفاف و حجاب را به عنوان بهترین فضیلت جامعه حفظ کنیم.

28ام تیر, 1395
 
آیت الله جوادی آملی گفت:
معیار اصلی, آن معارف و اعتقادات دینی است وقتی آن حاصل شد هم عفاف و حجاب پدید می‌آید, هم بیراهه نمی‌رویم, هم دیگران را به این مسیر هدایت می‌کنیم.
 
عفاف و حجاب را به عنوان بهترین فضیلت جامعه حفظ کنیم
 
آیت الله جوادی آملی در این جلسه با اشاره به حادثه تخریب قبور ائمه بقیع در هشتم شوال اظهار داشت: هشتم شوال سالروز هدم قبور ائمه بقیع(علیهم السلام) به دست همین وهابیون بود که در اثر آشنا نبودن به معارفی مانند توسل, شفاعت و مانند آن, این جاهلیت را مرتکب شدند، چه اینکه هم‌اکنون هم این جاهلیت را دامن می‌زنند.
 

معظم له در ادامه مباحث اخلاقی خود با اشاره به سیره عملی پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) در سحرخیزی بیان داشت: پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) ضمن اینکه سحرخیز بود و نمازشب می‌خواند ، قبل از اینکه نمازشب را بخواند نگاه به آسمان می‌کرد این ستاره‌ها را می‌دید این جمله بخش پایانی سوره آل‌عمران را قرائت می‌کرد: ﴿رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلاً﴾ که خدایا این صحنه و این نظام, باطل نیست، اگر آسمان و زمین یک عمر خاصی داشته باشند و بعد هم از بین برود می‌شود باطل; ولی اگر تبدیل بشود به یک صحنه‌ای که ما در آن صحنه با آسمان دیگر, با زمین دیگر محشور خواهیم بود این دیگر باطل نیست فرمود ما این نظام را باطل خلق نکردیم که مرگ, عبارت از پوسیدن باشد و انسان بعد از مدتی بپوسد; بلکه نظام را به حق خلق کردیم مرگ از پوست به در آمدن است بعد از مدتی انسان پوست می‌اندازد, لُب می‌شود, مغز می‌شود و به دارالحیات می‌رسد که حیات آخرت مرگی در آن نیست.

ادامه »

شیرینی ماه رمضان در کاممان تلخ شد

5ام تیر, 1395
آیت‌الله جوادی آملی در پیامی اعلام کرد:
آیت‌الله جوادی آملی: شیرینی ماه رمضان در کاممان تلخ شد آنچه که این روزها در بحرین می‌گذرد
تعطیلی مراکز مذهب، کانون‌های قرآن و عترت،
بستنِ حوزه‌های علمیه،
محبوس کردنِ علمای دین،
سلب تابعیت از بزرگان دینی بحرین،
این‌ها جزو تلخ‌ترین رخدادهای خاورمیانه است که این ضیافت شیرین ماه رمضان را تلخ می‌کند؛ آن میزبانی شیرین را تلخ می‌کند.
حادثه‌ای که این روزهای اخیر مسلمین را تهدید می‌کند جریان بحرین، یمن، فلسطین، غزّه، لبنان و داعشی‌ها، این میزبانی را و این مهمانی را در ذائقه جهان اسلام تلخ می‌کند.
بر همه ما لازم است که این تلخی را به شیرینی تبدیل کنیم. این میزبانی ویژه را از دست ندهیم این ضیافت ویژه را از دست ندهیم.
منبع: وارث
اشتراک گذاری این مطلب!

بيشترين دعای حضرت رسول(صلّي الله عليه و آله و سلّم) به نقل از جناب اُمّ سلمه

2ام تیر, 1395

 

آيۀ «فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ » مي‌فرمايد:

خدا بيش از دو كار ندارد مواردي كه لازم باشد درِ رحمت را باز مي‌كند و وقتي ببيند بي‌اثر است نمي‌دهد.

اگر خداوند انسان را به حال خودش رها بكند سقوط می کند.

بعنوان مثال يك كودك نوزاد را شما وقتي رها بكنيد سقوط مي‌كند و می افتد پس يك امر وجودي به نام ضلالت در كار نيست؛ خداوند فيضش را مي‌گيرد و وقتي فيضش را گرفت انسان ديگر مي‌افتد.
وجود مبارك پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) اين جمله را زياد به خدا عرض مي‌كرد:

«اللهمّ و لا تَكِلْني إلي نفسي طرفة عين أبداً» از جناب امّ‌سلمه سؤال كردند بيشترين دعاي حضرت چه چيزي بود؟

گفت: «يا مقلّب القلوب ثبّت قلبي علي دينك» هر لحظه انسان به اين ياد باشد كه خداي سبحان او را به حال خودش رها نكند هم «لا تكلني» از آن حضرت نقل شد هم «يا مقلّب القلوب ثبّت قلبي علي دينك» نقل شد و خداي عزيز حكيم اين كمالات را اِعمال مي‌كند.

جلسۀ درس تفسیر حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی سوره مبارکه فاطر جلسه (1392/08/06

 

اشتراک گذاری این مطلب!

علی(علیه السلام) و اولاد او معیار انقلابی بودن وانقلابی ماندن

8ام خرداد, 1395

 

آیت الله العظمی جوادی آملی

«سالی که نکوست از رمضانش پیداست»

آیت الله العظمی جوادی گفتند:
جمع میان لطف، مهر و غضب حضرت حق از مباحثی است که علمای دین و مبلغان باید به آن توجه داشته و با سخنان خود توازن و تعادل در این مباحث در اجتماع ایجاد نمایند.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، حضرت آیت الله جوادی آملی پیش از ظهر امروز در دیدار نخبگان حوزوی با معظم له که در بنیاد علوم وحیانی اسراء  و به همت دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار شد، اظهار داشتند: امروز وسائل فراوانی برای هدایت مردم وجود دارد؛ اما ماه مبارک رمضان در پیش است و اهل بیت(علیهم السلام) آمدند که ضمن حفظ آداب و سنن خوب، حرف خوب بیان نمایند.

*سالی که نکوست از رمضانش پیداست

ایشان ابراز داشتند: ابن طاووس نقل کردند که امام علی (علیه السلام) فرمودند: «سالی که نکوست از رمضانش پیداست» و این جمله که ماهی که نکوست از بهارش پیداست، صحیح نمی باشد؛ چراکه ما تنها بدن نیستیم و میان این دو تفاوت بسیار است.

این مرجع تقلید خاطرنشان ساختند: نکته دیگر اینکه بهارها همیشه یکسان نیست؛ چراکه گاهی پرباران و گاهی کم باران است؛ اما این جمله که «سالی که نکوست از رمضانش پیداست»، همیشه پرنعمت می باشد.

ادامه »

نگاهي اجمالي به برخي از اسرار نماز

14ام اردیبهشت, 1395

بسم الله الرحمن الرحيم و اياه نستعين

  مراتب اسرار نماز

  •  سحر، مناسب ترين زمان براي رازيابي نماز
  • نماز عصارۀ اسفارچهرگانه
  • خرق حجاب ظلماني و نوراني توسط نماز
  • سيري در كتاب «سرّ الصلوة» حضرت امام خميني(قدس سرّه)
  • هماهنگي شريعت و طريقت و حقيقت از نظر امام خميني(قدس سرّه)
  • مهم‌ترين ركن معراج حقيقي دو چيز است
  • سرّ اباحه مكان نمازگزار و اقسام فتح
  • سرّ تكرار تكبير
  • سرّ تسليم در پايان نماز

 بحث پيرامون راز هر چيزي، فرع وجود آن است، زيرا معدوم بي‌راز است. نماز از آن جهت كه داراي وحدت اعتباري بوده و وحدت مساوق هستي است، از وجود حقيقي بهره‌اي نداشته، قهراً رازي هم نخواهد داشت؛ ليكن از آن حيث كه داراي ريشه تكويني است، و آن مبدأ تكويني و موجود حقيقي، در منطقه اعتبار به صورت مجموع حركت‌ها و سكون‌ها و گفتارهاي جارحه و جانحه ظهور كرده است، حتماً داراي سرّي خواهد بود؛ چنان‌كه قرآن داراي ظاهري اعتباري است، چون مجموع حروف و حركات است، و داراي باطني حقيقي است؛ نظير ﴿اُم الكتاب﴾ [1] كه ﴿علي حكيم﴾ [2] است.
تمثّل ملكوتي نماز در برزخ نزولي در معراج نبي اكرم‏ص، و در برزخ صعودي در قبر مؤمن،نشانه وجود حقيقي‌داشتن آن قبل از اعتبار دنيايي، و نيز بعد از آن خواهد بود، و آن اعتباري كه محفوف به دو حقيقت بوده و مسبوق به وجود حقيقي و ملحوق به آن است، داراي زير بناي حقيقي بوده و رمز رازيابي او انس با سابق و لاحق او است، و چون اين سبق و لحوق زماني نيست كه با معيّت زماني سازگار نباشد، بنابراين، هرجا نماز باشد، آن سابق و لاحق ملكوتي، با اين امر اعتبار ملكي همراه خواهند بود.
آنچه در قلمرو اعتبار قرار دارد، مانند احكام و آداب نماز، به عهده فقه و دعا و اخلاق است، و آنچه از مرحله وجوب و ندب اعتباري گذشته به حالت نفساني و شهود عيني رسيده است، در محدوده سرّ نماز و مانند آن واقع مي‌شود؛ از اين جهت، مي‌توان همه اسرار نماز را كه براي نماز شخص حاضر است، در نماز كوتاه مسافر يافت، و همه آنها را در نماز اَخرس بيماري كه قادر بر هيچ رفتار و گفتار نمي‌باشد، جست‌وجو كرد، بلكه بر نماز غريقي كه فقط با اشاره مژه و انبعاث دل انجام مي‌شود، مترتب دانست؛ چنان‌كه آثار فقهي آن، از قبيل سقوط قضا بر آن مترتب است.

ادامه »

اولویت نیکی با دختران

30ام فروردین, 1395


رسول گرامی فرمود:

هر کسی به بازار رود و تحفه ای بخرد و آن را برای خانواده اش ببرد همانند حمل کننده صدقه به سوی نیازمندان است

و باید دختران را در دادن هدایا بر پسران مقدم بدارد زیرا هرکس دخترش را خوشحال کند مانند آن است که برده ای از نسل حضرت اسماعیل را آزاد کرده است.

همچنین آن حضرت فرمود :

میان اولاد خود در دادن هدیه به مساوات عمل کنید و اگر خواستی کسی را بیشتر هدیه دهی، به دختران بیشتر هدیه کن.

منبع : مفاتیح الحیات، ص 249- الامالی، صدوق، ص 577 - الخلاف، طوسی، ج3، ص 564

اشتراک گذاری این مطلب!

ماه خدا،ماه تزکیه و رشد معنوی

28ام فروردین, 1395

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند :

ماه رجب ماه بزرگ خداست و هیچ ماهی در حرمت و فضیلت‏ به پایه آن نمی ‏رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است، آگاه باشید که رجب ماه پروردگار است و شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است و اگر کسی در ماه رجب حتی یک روز روزه بدارد خدا را از خود خشنود ساخته و خشم الهی از او دور می‏گردد.

رجب؛ ماه تزکیه و رشد معنوی

رجب ماه درخواست انسان برای ارتقاء ظرفیت رشد معنوی می باشد؛ درست است بعضی از کارهای بدی که انجام داده ایم، ظرفیت را از ما گرفته است، ولی ظرفیت دِه، همچنان بخشنده است؛ لذا از او ظرفیت طلب کنید، استحقاق طلب کنید، لیاقت طلب کنید و بعد از خداوند مسئلت کنید که به این ظرفیت، پاسخ مثبت بدهد و مظروف را عطا کند.
در درون انسان یک آینه شفاف است که فیض خدا را نشان می دهد، انسان اگر یک آینه شفاف بشود و سرش را خم بکند، این آینه را نگاه کند فیض خدا را می بیند، خدا دیدنی نیست ولی فیض او، وجه او، لطف او، آثار او دیدنی است، آن وقت راحت است؛ نه بیراهه می رود نه راه کسی را می بندد، چون آن جمال محض به انسان فرصت خلاف نمی دهد و اخلاق برای این است.این ماه رجب که فرا رسید بعد ماه شعبان و ماه مبارک رمضان، اینها فرصت این کارهاست اگر توفیقی داشتید ـ ان شاءالله ـ در اعتکاف شرکت کردید برای همین کار است، آنگاه احساس می کنید که راحت شدید، بار از دوشتان افتاد، وقتی انسان زیر بار سنگین باشد، همیشه عرق می کند، خیس عرق است اما وقتی سبک بار باشد آزاد می شود.

ادامه »

ظلم و ستم هیچ جایگاهی در نظام آفرینش ندارد.

16ام فروردین, 1395

 

حضرت آیت‎الله جوادی آملی با بیان این که این نظام آفرینش باطل و لغو نیست، گفت:

در هاضمه خلقت ستم جایی ندارد، نیرنگ، فریب و دو رویی را نظام قبول نمی‎کند.

به نقل از خبرگزاری رسا، حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی آملی، در ادامه تفسیر آیات ابتدایی سوره مبارکه احقاف گفت:

سوره مبارکه احقاف بعد از تبیین اصل تنزیل کتاب که از «الله»، است، «الله» مستجمع جمیع صفات است و تمام این صفات در قرآن ظهور کرده، و این صفات عزیزانه و حکیمانه در قرآن ظهور کرده است، اگر کسی با قرآن سر و کار داشته باشد اما از آن عزیزانه و حکیمانه بهره نبرد، از قرآن طرفی نبسته است.

وی افزود: این قرآن گرچه نزد خدای علی و حکیم بوده است، این قرآن همچون کتاب‎های استدلالی حوزوی و مدرسه‎ای نیست، اما برای تفهیم مردم نازل شده است، اصطلاحات علمی را به کار بردن با همه فهم بودن آن برای توده مردم هماهنگ نیست، بلکه به گونه‎ای سخن گفته است که همگان آن را بفهمند.

مفسر برجسته قرآن کریم با بیان این که این نظام آفرینش نظام باطل، لغو و بازیگر نیست، ادامه داد: این نظام حدی دارد، انسان از بین نمی‎رود و مهاجر است، از داری به دار دیگر منتقل می‎شود، این نظام هم مهاجر است و مرگ از پوست به درآمدن است و نه پوسیدن، مرگ آخر خط نیست.

وی گفت: مرگ پلی بیش نیست، بلکه زیر پای شما است، مرگ بیش از پل زیر پای شما چیزی بیشتر نیست، اما خیال می‎کردند انسان تمام می‎شود، نظام آفرینش هم این چنین است، روزی فرامی‎رسد که آسمان‎ها و زمین به چیزی غیر از آن تبدیل شود، کل نظام مهاجر است و بنابراین انسان‎ها هم که در این نظام قرار دارند، مهاجر هستند.

ادامه »

حفظ تن و حرمت اضرار به نفس

6ام فروردین, 1395

گزیده ای از فصول بخش اول کتاب ارزشمند مفاتیح الحیات
فصل چهارم«حفظ تن و حرمت اضرار به نفس»

انسان که آفريده خدا و خليفه و امانتدار اوست، براي زندگي و حياتي آفريده شده است كه بر اساس آيه کريمه «اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يحْييكُمْ »(الأنفال/24) در پيوندهاي گوناگون خود، خدامحور است و در اين زندگي و بندگي، به بدن سالم نياز دارد و بهره‌مندي همه جانبه او از سلامتي، اساس فعاليت هاي وي در زندگي مادي و معنوي است كه در زبان پيامبر گرامي صلی الله علیه و آله وسلم از آن به «نعمت پنهان و ناشناخته» ياد شده است، زيرا يكي از عوامل آرامش زندگي و بندگي خدا، برخورداري از جسم و جان سالم است، از اين رو، عقل و نقل، حفظ تندرستي و حفظ نفس را لازم و واجب شمرده‌اند و روا نمي‌دارند كه انسان حتي هنگام سخت ترين مصيبت و اندوه به عمد به جسم و جان خود آسيب برساند و اضرار به آن را حرام مي‌شمارند.رسول خداصلی الله علیه و آله وسلم مي‌فرمايد:

… گوش، چشم، زبان و قلب امانت هستند و هر كس امانت را رعايت نكند ايمان ندارد.

کتاب مفاتیح الحیات که با هدايت و اشراف حضرت استاد آيت الله جوادي آملي (دام ظله) بوده است دارای پنج بخش با فصل های گوناگون وعناوین مرتبط می باشدکه فصول بخش اول این کتاب جهت آشنایی هرچه بیشتر علاقمندان و کاربران محترم معرفی می گردد.در این مجال به معرفی فصل چهارم این اثر نفیس با عنوان” حفظ تن و حرمت اضرار به نفس “می پردازیم:

در قسمتی از این فصل، رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم)در باره “اهميت حفظ جان و سلامت"خطاب به علی (سلام الله علیه)فرموده اند:

اي علي! هر كس شراب را براي غيرخدا ترك كند خدا او را از شراب بهشتي سيراب سازد.

علي سلام الله علیه پرسيد: براي غيرخدا؟

حضرت صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: آري، به خدا سوگند! هر كس آن را براي حفظ جانش ترك كند خدا او را بدين سبب سپاس مي‌گزارد.

درمورد “عوامل سلامت” نیز اميرمؤمنان سلام الله علیه به امام حسن سلام الله علیه مي‌فرمايد: مي‌خواهي چهار خصلت به تو بياموزم تا از [زحمت] درمان بي‌نياز گردي؟ عرض كرد: آري. فرمود: بر سر سفره منشين مگر آن‌گاه که گرسنه‌اي و از كنار سفره بر نخيز مگر وقتي كه هنوز اشتها داري و جويدن غذا را به نيكي انجام ده، و پيش از خوابيدن به دستشويي برو. هرگاه اين‌ها را رعايت كردي از درمان بي‌نياز مي‌شوي. ویا حضرت در جای دیگر “شب زنده داری” و “سکوت” را مایۀ سلامتی بدن برشمرده اند.

دربخش دیگری از این فصل ،"برخی از شیوه های درمان” در روایات مطرح شده است که به نمونه ای از آن می پردازیم:
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم مي‌فرمايد: اي علي! آغاز و پايان غذايت نمك باشد، زيرا نمك شفاي هفتاد درد است كه كمترينش جنون، جذام و پيسي است.

همچنین دربارۀ اهمیت “استراحت بدن” می خوانیم:

امام كاظم سلام الله علیه مي‌فرمايد: اساس پرهيز [و رژيم غذايي]، مدارا كردن با بدن است

وامام رضا سلام الله علیه نیز مي‌فرمايد: خواب [به موقع و به اندازه] به تن، قدرت و نيرو مي‌بخشد.

در بخش دیگری ازاین فصل"عوامل بیماری” به مادی و غیر مادی تقسیم شده است که روایتی زیبا از امام رضا(علیه السلام)در مورد عوامل غیر مادی تقدیم حضورتان می گردد:

هرگاه مردم گناه تازه‌اي مرتكب شوند كه در گذشته انجام نمي‌دادند، خدا آنان را به گرفتاري [و بيماري] تازه و بي‌سابقه مبتلا كند.

“پرهیز از آسیبب رساندن به بدن"، “پیشگیری از بیماری ها"،"دارو و درمان"،"پرهیز از درمان با حرام” و “عوامل شادابی و شکوفایی” از دیگر عناوین مطرح شدۀ در این فصل می باشندکه احادیث و روایات مرتبط به آنها در هر بحث نگاشته شده است.

به حول و قوه الهی در نوشته های آتی تلاش خواهیم کرد تا به فصل های دیگر بخش اول این کتاب پرداخته و قسمت های منتخبی از آن را تقدیم شما خوبان گردانیم.

منبع: اسراء

اشتراک گذاری این مطلب!

عید بزرگ غدیرخم در نوروز اتفاق افتاده است

4ام فروردین, 1395

آیت الله جوادی آملی گفت: پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) تا سه روز جهت بیعت گرفتن در سرزمین غدیر درنگ فرمودند، پس نوروز سال دهم هجری هم زمان باغدیر بود. 

نوروز به معنای روز نو است و در اصطلاح رایج این مرز و بوم به نخستین روز فروردین و رسیدن آفتاب به برج حمل و آغاز بهار، نوروز گفته می‌شود، برای این روز در میان ایرانیان و برخی اقوام و کشورهای دیگر آداب و رسومی وجود دارد.
احادیثی که در منابع روایی درباره این روز آمده‌اند با صرف نظر از سند آنها به لحاظ محتوا متعارض هستند؛ برخی آنرا تأیید و برخی نفی کرده‌اند. با توجه به مطالبی که درباره اصل زمان و تغییر آن در عنوان اشارات گفته می‌شود، به نظر می‌رسد رد و تأیید در این روایات به لحاظ رسم‌های  ناپسند و  پسندیده نوروز باشد، یعنی روایات نفی درباره سنت‌های نادرست آن باشد و روایت تأیید، سنت‌های خوب آنرا تأیید می‌کند.
 
این احتمال هم وجود دارد که روایات تأیید، شاید به جهت نزدیک بودن این روز با حادثه غدیر و ولایت حضرت امیرمؤمنان(علیه السلام) باشد چرا که بر اساس برخی محاسبات ریاضی و نجومی، جریان غدیر در سال دهم هجرت در روز بیست‌وهفتم اسفند ماه بوده است.
 
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)نیز تا سه روز جهت بیعت گرفتن در سرزمین غدیر درنگ فرمودند، پس نوروز سال دهم هجری هم زمان با غدیر بود. گقتنی است برخی از سنت‌های خوب آن در شمار اموری است که اسلام به صورت کلی به آنها تأکید کرد؛ مانند نظافت و خانه‌تکانی، نیکوکاری، کمک به نیازمندان به ویژه خویشان و بستگان، توجه به سالمندان، مهر و محبت به یکدیگر، صله رحم و دید و بازدید دوستان که بسا از این طریق کینه‌‌های دیرین زدوده‌ می‌شود و نیز از سنت‌های خوب آن روی آوردن به پاکی و طهارت معنوی است که مؤمنان با رفتن به قبرستانها و اماکن مذهبی و زیارتگاه‌ها به ذکر و دعا می‌پردازند و دعای «یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار و یا محول والحول و الاحوال حول حالنا الی الحسن‌الحال» ورد زبانشان است.
 
منابع:
مفاتیح‌الحیاة نوشته‌ آیت‌الله جوادی آملی، ص 754-755
اشتراک گذاری این مطلب!

چرا سفارش كرده ‏اند هر روز زيارت عاشورا بخوانيد؟

3ام فروردین, 1395


سرّ اين كه سفارش كرده ‏اند هر روز زيارت عاشورا بخوانيد و نسبت به اهل‏ بيت(عليهم ‏السلام) تولّي داشته و بر آنان صلوات و درود بفرستيد و از دشمنانشان تبرّي بجوييد، براي آن است که طرز فکر معاندان ايشان منفور شود وگرنه هم ‏اکنون سخن از معاويه و يزيد نيست تا آنها را لعنت کنيم. نام و ياد آنها رخت ‏بربسته و قبرشان نيز زباله ‏داني بيش نيست، الآن سخن از فکر و راه يزيد و يزيديان عصر است

حضرت آيت‌الله العظمي جوادي آملي در كتاب ارزشمند «حماسه و عرفان» درباره فلسفه زيارت و عزاداري وعلت سفارش به خواندن زيارت عاشورا در هرروز مطلبي را بيان کرده است.

متن ذکر شده اين مرجع تقليد شيعيان بدين شرح است:

فلسفه زيارت و عزاداري[1]
سرّ اين که سفارش کرده ‏اند هر روز زيارت عاشورا بخوانيد و نسبت به اهل‏ بيت(عليهم ‏السلام) تولّي داشته و بر آنان صلوات و درود بفرستيد و از دشمنانشان تبرّي بجوييد، براي آن است که طرز فکر معاندان ايشان منفور شود وگرنه هم ‏اکنون سخن از معاويه و يزيد نيست تا آنها را لعنت کنيم. نام و ياد آنها رخت ‏بربسته و قبرشان نيز زباله ‏داني بيش نيست، الآن سخن از فکر و راه يزيد و يزيديان عصر است[2]. زن فرعون وقتي که به درگاه الهي دعا کرد، نگفت خدايا مرا فقط از فرعون نجات بده بلکه گفت: (ربّ ابْنِ لي عنْدک بيتاً في الجَنّه ونجّني من فرْعوْن وعمله ونجّني من القوْم الظالمين)[3] يعني مرا از فرعون و فرعونيان، که طرفداران سنّت سيّئه و رفتار ناپسند او هستند، نجات بده. تفکرّ براي هميشه باقي مي‏ ماند هر چند که اسم و عنوانش تغيير پيدا کند.

بعد از تار و مار شدن خوارج در نهروان و خارج شدنشان از صحنه حيات و زندگي، به علي‏ بن ابي‏طالب(عليهماالسلام) عرض شد: اين مقدس ‏هاي خشک از بين رفتند. فرمود: «کلاّ والله إنّهم نُطَف فى أصْلاب الرجال وقرارات النساء کلّما نَجَم منْهم قرنٌ قُطِع، حتّي يَکو   آخرهم لُصوصاً سَلاّبين»[4]؛ اينها نطفه ‏هايي هستند در پشت مردان و قرارگاه زنان. هرگاه مقداري از اينها از بين بروند، عده اي ديگر ظهورمي کنند تا اين که سرانجامِ کار، سارقانِ مسلّح و رهزنانِ غارتگر خواهند شد.

ادامه »

​آينده جهان از نظر اسلام

3ام فروردین, 1395

بسم اللّه الرحمن الرحيم و إيّاه نستعين
آينده جهان از نظر اسلام
ناهماهنگي ستم با جهان آفرينش و متضاد بودن آن با هدف خلقت
نياز جامعه به قانون و رهبر وارسته

براي تبيين آينده جهان از نظر اسلام توجه به اصول جهان‌بيني از ديدگاه اسلامي لازم است. از اين رهگذر، به برخي از قواعد كلي جهان شناسي در مكتب دين اشاره مي شود؛ تا نتايج آن معلوم گردد و نظم نوين جهاني به خوبي معنا شود و در تأسيس آن سعي بليغ شده تا استكبار جهاني خيال خام در سر نپروراند.

يكم. آفرينش جهان هدف دار بوده، هيچ‌گونه بطلان و عبث در او نيست؛ ﴿و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما باطلاً… ﴾ [1] و هدف هر چيزي كمال مناسب آن شي‏ء است و كمال وجودي جهان خلقت، همانا نيل به مقام برتر هستي و رهيدن از نقص نسبي و عيب قياسي و رسيدن به تمامت و سلامت است.

ناهماهنگي ستم با جهان آفرينش و متضاد بودن آن با هدف خلقت

دوم. ستم چون سَمّ زيانباري است كه با جهاز هاضمه جهان خلقت ناسازگار بوده، مايه تباهي وي مي شود و چون با نظام داخلي جهان آفرينش ناهماهنگ مي باشد، با هدف خلقت نيز تضاد داشته، همواره مانع رسيدن به هدف است؛ ﴿ظهر الفساد في البرّ و البحر بما كسبت أيدي الناس… ﴾ [2]، ﴿و لو اتبع الحق أهوائهم لفسدت السموات و الأرض و من فيهنّ… ﴾.[3]

سوم. انسان مخلوقِ ممتازي است كه با هدف ويژه آفريده شد و هرگز ياوه و بيهوده نبوده، گزاف و عبث در حريم آفرينش وي راه نيافته، باطل و رها نيست؛ ﴿اَيحسَبُ الإنسان أَن يُترَك سُدي﴾ [4]، ﴿اَفحسبتم أَنّما خلقناكم عبثاً و انّكم إلينا لا ترجعون﴾.[5]

چهارم. ظلم و تجاوز به حقوق ديگران، چون شعله نوراني است كه با كمال انسان مناسب نبوده، همواره سدّ راه رسيدن وي به مقصود آفرينش است و بدون پرهيز از هر گونه ستم فردي و جمعي، خواه به صورت استبداد، خواه به طور استثمار و خواه به نحو استعمار كه جامع اضلاع اين مثلّث مشئوم، همانا استعباد و به بردگي در آوردن ديگران است، ميسور نخواهد شد.

ادامه »

سیرۀ اهل بیت عصمت(علیهم السلام) به هنگام دعا چگونه بوده است؟

29ام اسفند, 1394

وقتي انسان دست به دعا برداشت، طبق روايات و سنت معصومين (عليهم‏ السلام) مستحب است آن را بر سر و صورت خود بكشد؛ براي اينكه لطف خدا به اين دست پاسخ داده است.

دستي كه به سوي خدا دراز شود، يقيناً خالي بر نمي‏ گردد

و دستي كه عطاي الهي را دريافت كرد، گرامي است، لذا خوب است آن را به صورت يا به سر بكشد.

گاهي امام سجاد (سلام ‏الله عليه) چيزي كه به سائل مرحمت مي‏ فرمودند، دست مبارك را مي ‏بوييد و مي‏ گفت:

« اين دست به دست الهي رسيده »

چون خدا فرمود: هُوَ يقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيأْخُذُ الصَّدَقَاتِ (التوبة/104)

منبع: حكمت عبادات ص215

اشتراک گذاری این مطلب!

تعامل مردم و نظام اسلامی

16ام اسفند, 1394

همان گونه که در خبرهای گذشته به عرض رسید،کتاب مفاتیح الحیات دارای پنج بخش با فصل های گوناگون وعناوین مرتبط می باشدکه بخش های اول و دوم این کتاب جهت آشنایی هرچه بیشتر علاقمندان و کاربران محترم معرفی گردید.در این مجال به معرفی بخش سوم این اثر نفیس با عنوان“تعامل مردم و نظام اسلامی “می پردازیم:

نظام سیاسی،نظام اجتماعی،شهرسازی و خدمات عمومی ونظام اقتصادی.

اميرموٴمنان (سلام الله علیه) نظام و حكومت براي جامعه را همانند رشته تسبيح براي دانه‌هاي آن مي‌داند كه بهره‌گيري از دانه‌ها بدون آن، ممكن نيست، از همين‌رو در آموزه‌هاي ديني مطالبي فراوان درباره نظام اسلامي آمده است.

امام رضا (سلام الله علیه) درباره اهميت تشكيل نظام اسلامي مي‌فرمايد:

… هيچ فرقه و ملتي را نمي‌يابيم كه پايدار مانده و زندگي كرده باشند، مگر با داشتن فرمانروايي قوامبخش و [اين از آن‌روست كه] مردم ناچارند براي امر دين و دنياي خود حاكمي داشته باشند تا آن‌ها را سرپرستي كند… و زندگي مردم بدون آن حاكم، قوام و سامان نمي‌يابد… .

همچنین آن حضرت در مورد اهميت نياز به حاكم عادل می فرمایند:

اگر براي مردم، امام و رهبري توانا، امانتدار، نگهبان و پاكدست (عادل) قرار داده نمي‌شد، آيين نابود مي‌شد، دين از بين مي‌رفت، سنّت.ها و احكام الهي تغيير مي‌يافت، بدعت.گذاران بر آن مي‌افزودند و ملحدان از آن مي‌كاستند و مسلمانان به شبهه دچار مي‌شدند… .

ادامه »

وجود مبارك حضرت فاطمه(سلام الله عليها) حجّةالله است

4ام اسفند, 1394

بمناسبت شهادت مظلومانه صدیقۀ طاهره سلام الله عليها

وجود مبارك حضرت فاطمه(سلام الله عليها) حجّةالله است براي اينكه اگر پيغمبر حجت است نه براي اينكه پيغمبر است براي اين است كه معصوم است و اگر امام، حجت است نه براي اينکه امام است بلکه برای اين است كه معصوم است و اگر كسي معصوم بود قول و فعل و تقرير او مي‌شود حجت.

حالا امامت يك مقام برتر است، نبوّت يك مقام برتر است؛ ولي حجيّت قول دائر مدار عصمت است يعني اين انسان كامل معصوم است و هيچ چيزي نمي‌گويد مگر به دستور خدا ؛چنين كسي فعل او و قول او و تقرير او مي‌شود حجت

وجود مبارك صديقه كبری(سلام الله عليها) يك سلسله مقاماتي دارد كه واقعاً فهم آن مقدور ما نيست. مرحوم كليني(رضوان الله عليه) در جلد اول كافي نقل مي‌كند كه بعد از رحلت وجود مبارك پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) جبرئيل مي‌آمد و آن معارف الهي را بيان وحوادث آينده را تشريح و بازگو مي‌كرد. صديقه كبری(سلام الله عليها) هم اينها را مي‌شنيد بعد به حضرت امير(سلام الله عليه) املاء مي‌كرد و علي‌بن‌ابي‌طالب(سلام الله عليه) نیز آنها را يادداشت مي‌كرد ‌و در نهایت مصحف فاطمه(سلام الله عليها) نام گرفت.

اگر خدا به حضرت ابراهيم(علیه السلام) يا برخي انبياي ديگر صحف داد به وجود مبارك صديقه كبری(سلام الله عليها) هم صحيفه عطا كرده است منتها این صحیفه شريعت نيست؛ولی اخبار غيبي هست، علوم و معارف الهي هست و مانند آن. این واقعاً مقدور ما نيست كه جبرئيل مي‌آيد يعني چه؟!

چگونه تنزّل مي‌كند؟

اين چه وحي‌اي است كه بر غير نبي مي‌آيد! چه وحي‌اي است كه بر غير امام مي‌آيد! اين چه وحي‌اي است كه بر حجّت خدا بر معصومه كبری مي‌آيد!

حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی،درس اخلاق22/01/92

 

اشتراک گذاری این مطلب!

یادگیری و دانش اندوزی

30ام بهمن, 1394

امام كاظم سلام الله علیه مي‌فرمايد: رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم وارد مسجد شد و ديد گروهي گرد مردي را گرفته‌اند.

پرسيد: او کيست؟ گفتند: علاّمه است اي رسول خدا!

آن حضرت صلی الله علیه و آله وسلم پرسيد: ..

در معارف ديني بر دانش‌اندوزي تأكيد فراواني شده است و به انسان سفارش شده كه از گهواره تا گور دانش بجويد. در روايات بسياري به يادگيري دانش‌هاي لازم و سودمند سفارش شده است. برپايه روايات، پدران و مادران بايد به آموختن دانش‌هاي مورد نياز فرزندانشان در دوران كودكي اقدام کنند تا در بزرگسالي از ثمرهاي آن بهره‌مند شوند.

در ابتدای این فصل در مورداهميت دانش‌اندوزي، سخنی از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است که می فرمایند: يا عالم باش يا در حال آموختن دانش و وقت خود را در بيهودگي و خوشگذراني صرف نکن.

دربارۀ فضیلت تعلیم و تعلّم هم اميرمؤمنان سلام الله علیه مي‌فرمايد: اي مؤمن! علم و ادب بهاي جان توست، پس در آموختن آن بکوش، پس هر چه بر علم و ادب تو افزوده شود بر ارزش تو افزوده مي‌شود، چرا که از راه دانش، به پروردگارت راه مي‌يابي و با ادب، خدمت پروردگارت را نيکو به جا مي‌آوري و با اين ادب در خدمت است که بنده سزاوار ولايت و قرب الهي مي‌گردد، پس نصيحت مرا بپذير تا از عذاب برهي.

ادامه »

نگاهي به برخي از اسرار نماز

25ام بهمن, 1394

بسم الله الرحمن الرحيم و اياه نستعين

  • مراتب اسرار نماز
  • سحر، مناسب ترين زمان براي رازيابي نماز
  • نماز عصارۀ اسفارچهرگانه
  • خرق حجاب ظلماني و نوراني توسط نماز
  • سيري در كتاب «سرّ الصلوة» حضرت امام خميني(قدس سرّه)
  • هماهنگي شريعت و طريقت و حقيقت از نظر امام خميني(قدس سرّه)
  • مهم‌ترين ركن معراج حقيقي دو چيز است
  • سرّ اباحه مكان نمازگزار و اقسام فتح
  • سرّ تكرار تكبير
  • سرّ تسليم در پايان نماز

بحث پيرامون راز هر چيزي، فرع وجود آن است، زيرا معدوم بي‌راز است. نماز از آن جهت كه داراي وحدت اعتباري بوده و وحدت مساوق هستي است، از وجود حقيقي بهره‌اي نداشته، قهراً رازي هم نخواهد داشت؛ ليكن از آن حيث كه داراي ريشه تكويني است، و آن مبدأ تكويني و موجود حقيقي، در منطقه اعتبار به صورت مجموع حركت‌ها و سكون‌ها و گفتارهاي جارحه و جانحه ظهور كرده است، حتماً داراي سرّي خواهد بود؛ چنان‌كه قرآن داراي ظاهري اعتباري است، چون مجموع حروف و حركات است، و داراي باطني حقيقي است؛ نظير ﴿اُم الكتاب﴾ [1] كه ﴿علي حكيم﴾ [2] است.

تمثّل ملكوتي نماز در برزخ نزولي در معراج نبي اكرم‏ص، و در برزخ صعودي در قبر مؤمن،نشانه وجود حقيقي‌داشتن آن قبل از اعتبار دنيايي، و نيز بعد از آن خواهد بود، و آن اعتباري كه محفوف به دو حقيقت بوده و مسبوق به وجود حقيقي و ملحوق به آن است، داراي زير بناي حقيقي بوده و رمز رازيابي او انس با سابق و لاحق او است، و چون اين سبق و لحوق زماني نيست كه با معيّت زماني سازگار نباشد، بنابراين، هرجا نماز باشد، آن سابق و لاحق ملكوتي، با اين امر اعتبار ملكي همراه خواهند بود.

آنچه در قلمرو اعتبار قرار دارد، مانند احكام و آداب نماز، به عهده فقه و دعا و اخلاق است، و آنچه از مرحله وجوب و ندب اعتباري گذشته به حالت نفساني و شهود عيني رسيده است، در محدوده سرّ نماز و مانند آن واقع مي‌شود؛ از اين جهت، مي‌توان همه اسرار نماز را كه براي نماز شخص حاضر است، در نماز كوتاه مسافر يافت، و همه آنها را در نماز اَخر بيماري كه قادر بر هيچ رفتار و گفتار نمي‌باشد، جست‌وجو كرد، بلكه بر نماز غريقي كه فقط با اشاره مژه و انبعاث دل انجام مي‌شود، مترتب دانست؛ چنان‌كه آثار فقهي آن، از قبيل سقوط قضا بر آن مترتب است.

ادامه »

استفاده از سهم امام

5ام بهمن, 1394

سرطان سینه شایعترین سرطان زنان می باشد، با توجه به اهمیت پیشگیری و تشخیص زودرس این بیماری مرکز بیماریهای سینه در سال 1375 در جهاد دانشگاهی تاسیس و هم اکنون بعنوان تنها مرکز تحقیقات سرطان سینه در کشور خدمات درمانی جامع در قالب یک کلینیک مشترک بیماریهای سینه (Joint clinic) به بیش از 80 هزار نفر مراجعه کننده خدمات درمانی ارائه داده است، همچنین با انجام ده ها طرح تحقیقاتی و پژوهشی زوایای مختلف کلینیکی ، سلولی و مولکولی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. همچنین در کنار فعالیت های پژوهشی و خدمات درمانی در این مجموعه ، مجمع یاوران و حامیان بیماران سرطان سینه به منظور کمک به انجام تحقیقات علمی در این حوزه و تجهیز مرکز درمانی به دستگاهها و تجهیزات مورد نیاز و تسکین آلام زنان مبتلا به این سرطان و خانواده های آنان با کمک به بیماران بی بضاعت تشکیل شده است.

خواهشمند است نظر مبارکتان را در رابطه با استفاده از ثلث سهم مبارک امام علیه السلام جهت استفاده در موارد مذکور اعلام فرمایید.

جواب:

« بسم الله الرحمن الرحیم با رعایت اولویّت افراد با ایمان جایز است.»

جوادی آملی28/6/91

اشتراک گذاری این مطلب!

آينده جهان از نظر اسلام

25ام دی, 1394

آينده جهان از نظر اسلام
ناهماهنگي ستم با جهان آفرينش و متضاد بودن آن با هدف خلقت
نياز جامعه به قانون و رهبر وارسته

بسم اللّه الرحمن الرحيم و إيّاه نستعين

براي تبيين آينده جهان از نظر اسلام توجه به اصول جهان‌بيني از ديدگاه اسلامي لازم است. از اين رهگذر، به برخي از قواعد كلي جهان شناسي در مكتب دين اشاره مي شود؛ تا نتايج آن معلوم گردد و نظم نوين جهاني به خوبي معنا شود و در تأسيس آن سعي بليغ شده تا استكبار جهاني خيال خام در سر نپروراند.

يكم. آفرينش جهان هدف دار بوده، هيچ‌گونه بطلان و عبث در او نيست؛ ﴿و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما باطلاً… ﴾ [1] و هدف هر چيزي كمال مناسب آن شي‏ء است و كمال وجودي جهان خلقت، همانا نيل به مقام برتر هستي و رهيدن از نقص نسبي و عيب قياسي و رسيدن به تمامت و سلامت است.

ناهماهنگي ستم با جهان آفرينش و متضاد بودن آن با هدف خلقت

دوم. ستم چون سَمّ زيانباري است كه با جهاز هاضمه جهان خلقت ناسازگار بوده، مايه تباهي وي مي شود و چون با نظام داخلي جهان آفرينش ناهماهنگ مي باشد، با هدف خلقت نيز تضاد داشته، همواره مانع رسيدن به هدف است؛ ﴿ظهر الفساد في البرّ و البحر بما كسبت أيدي الناس… ﴾ [2]، ﴿و لو اتبع الحق أهوائهم لفسدت السموات و الأرض و من فيهنّ… ﴾.[3]

سوم. انسان مخلوقِ ممتازي است كه با هدف ويژه آفريده شد و هرگز ياوه و بيهوده نبوده، گزاف و عبث در حريم آفرينش وي راه نيافته، باطل و رها نيست؛ ﴿اَيحسَبُ الإنسان أَن يُترَك سُدي﴾ [4]، ﴿اَفحسبتم أَنّما خلقناكم عبثاً و انّكم إلينا لا ترجعون﴾.[5]

چهارم. ظلم و تجاوز به حقوق ديگران، چون شعله نوراني است كه با كمال انسان مناسب نبوده، همواره سدّ راه رسيدن وي به مقصود آفرينش است و بدون پرهيز از هر گونه ستم فردي و جمعي، خواه به صورت استبداد، خواه به طور استثمار و خواه به نحو استعمار كه جامع اضلاع اين مثلّث مشئوم، همانا استعباد و به بردگي در آوردن ديگران است، ميسور نخواهد شد.

پنجم. زندگي انسان يك حيات جمعي است، خواه جامعه وجود جدايي از وجود افراد داشته باشد كه عدّه اي بر آن‌اند يا آنكه جامعه وجودي منحاز و مستقلي نداشته بلكه وجود آن همان حيثيت اجتماعي هر فردي باشد كه همراه با حيثيّت فردي وي آفريده شده است؛ چنان‌كه گروه ديگري بر اين نظرند؛ بنابراين صلاح هر فردي را بايد در صلاحيت حيات جمعي جامعه جست‌وجو كرد؛ زيرا گر چه ممكن است در جامعه آلوده، فردي به صفا زندگي كند يا آنكه در جامعه پاك، فردي به آلودگي مبتلا گردد، ليكن با موارد نادر نمي توان حكم كلي و جامع را به دست آورد.

ششم. تأمين حيات جمعي جامعه بدون نظام حكومتي ممكن نيست؛ يعني بدون قانون يكتا و رهبري يگانه و بدون پذيرش همگان نسبت به قانون جامع و رهبري واحد، يا اصلاً زندگي اجتماعي ميسّر نيست يا به كمال مطلوب نمي رسد و همان‌طوري كه تعددّ قانون، مانع استقرار نظام حكومتي است، تعددّ رهبر و كثرت آن هر چند شورايي هم باشد، مانع ايده آل نظام حكومتي است.

ادامه »

چرا امام صادق(علیه السلام) از جناب سلمان کرارا یاد می کردند؟

1ام آذر, 1394

فضایل جناب سلمان در نگاه صادق آل محمّد(علیهم السلام):

به امام صادق(سلام الله عليه) عرض كردند چرا اين قدر نام سلمان فارسي را مي بريد فرمود:

اولاً سلمان فارسي نيست بلکه از ماست و سرّش آن است كه سلمان(رضوان الله عليه) هرگز در برابر خواسته علي بن ابي طالب(سلام الله عليه)خواسته اي نداشت و تلاش و كوشش مي كرد كه با فقرا بسازد و كوشش او اين بود كه از علم و علماء فاصله نگيرد.

با علم و دانش و فضايل علمي از يك سو و با نيازمندان از سو ی دیگربه سر مي برد و در برابر علي بن ابي طالب(سلام الله عليه)خاضع بود. اين سه فضيلت سلمان باعث مي شود كه من هميشه اسم او را مي برم.

بیانات حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در جلسه درس اخلاق

اشتراک گذاری این مطلب!

کرامت زن مسلمان تربیت فرزندان سالم برای جامعه اسلامی

27ام آبان, 1394

حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی با انتقاد از حضور زنان در برخی میادین و عرصه ها گفت: کرامت و کمال زن مسلمان به این است که در حریم خانه به دنبال به کمال رساندن اهل خانه، شوهر و فرزند باشد تا بتواند فرزندان سالمی را برای جامعه اسلامی تربیت کند.

این مرجع تقلید ظهر امروز در درس تفسیر خود در مسجد اعظم که به سوره شورا اختصاص داده بود به اهمیت نکاح و ازدواج اشاره کرد و گفت: هیچ غده بدخیمی بدتر از طلاق نیست؛ خانه ای که با طلاق خراب شد به هیچ عنوان آباد نمی شود.

او مردم جامعه و به ویژه جوانان را به ازدواج و فرزندآوری تشویق و تصریح کرد: کرامت زن مسلمان به این نیست که در فلان مکان حاضر شود و پاهای خود را بلند کند و جایزه بگیرد و آن را یک افتخار بداند.

آیت الله جوادی آملی افزود: کرامت و کمال زن مسلمان به این است که در حریم خانه به دنبال به کمال رساندن اهل خانه، شوهر و فرزند باشد تا بتواند فرزندان سالمی را برای جامعه اسلامی تربیت کند.

استاد تفسیر قرآن کریم خاطرنشان کرد: کمال زن به این است که از دامن او مرد به معراج برود و بچه ها از او تأثیر بگیرند.

او ادامه داد: قرآن حبل المتین است یعنی طناب آویخته است که در طول آن هدایت و طریقیت است نه اینکه طناب آویخته باشد که بعضی ها فکر می کنند.

شفقنا

اشتراک گذاری این مطلب!

چرا سفارش کرده‌اند هر روز زیارت عاشورا بخوانیم؟

26ام آبان, 1394

سرّ این که سفارش کرده‌اند هر روز زیارت عاشورا بخوانید و نسبت به اهل‌بیت(علیهم السلام) تولّی داشته و بر آنان صلوات و درود بفرستید و از دشمنانشان تبرّی بجویید، برای آن است که طرز فکر معاندان ایشان منفور شود وگرنه هم‌اکنون سخن از معاویه و یزید نیست تا آنها را لعنت کنیم. نام و یاد آنها رخت ‌بربسته و قبرشان نیز زباله‌دانی بیش نیست، الآن سخن از فکر و راه یزید و یزیدیان عصر است.[1]

پی نوشت:

[1]. می دانید که لعن و نفرین و فریاد از بیداد بنی امیه لعنه الله‏ علیهم با آن که آنان منقرض و به جهنّم رهسپار شده اند، فریاد بر ستمگران جهان و زنده نگه داشتن این فریاد ستم شکن است. و لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق(علیهم سلام الله) به طور کوبنده فجایع و ستمگری های ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود … (وصیت ‏نامه امام ‏خمینی قدّس ‏سرّه، مقدمه).

منبع : اسراءنیوز، جوادی آملی، عبدالله

اشتراک گذاری این مطلب!

دیدن فیض خدا با فراموشی نفس

25ام آبان, 1394

ایمان بهترین سرمایه و باعث نجات است، قرآن کریم برای ایمان فضائل و برای مؤمن درجاتی بیان کرده و رستگاری را برای مؤمنان دانسته است «قد افلح المومنون»[1]

ما می گوییم مؤمن کسی است که به خدا، رسول، غیب و اصول دین ایمان بیاورد و به فروع عمل کند در حالی که این پاسخ غیر عالمانه و بیان لوازم ایمان است. برای این که ایمان را تعریف کنیم باید ببینیم مؤمن کیست و برای شناخت مؤمن باید ببینیم خدا چه کسی را مؤمن معرفی کرده است؟ خداوند در سوره حشر می فرماید من مؤمن هستم «السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیمِن».[2]

حال باید دید آیا مؤمن مشترک لفظی است که در مورد خدا یک معنا و در مورد انسان یک معنای دیگری دارد یا این که یک حقیقت و یک معنا دارد لکن لوازمش فرق می کند.

خودمان اگر بخواهیم در امان باشیم و به خودمان امنیت ببخشیم باید وارد پناهگاه شویم همان پناهگاهی که فرمود «کلمة لا اله الا الله حصنی»[3] لکن لازمه آن این است که به اصول دین، ایمان داشته باشیم و فروع دین را عمل کنیم؛ در این صورت است که وصف مؤمن را که خدا دارد ما هم پیدا می کنیم.

خدا نسبت به دیگران ایمنی بخش است ما نسبت به خودمان ایمنی بخش هستیم. کسی که امنیت می بخشد مؤمن است و این مؤمن، هیمنه دارد. از این رو کلمه مهیمن در کنار مؤمن آمده یعنی کسی که امان بخش است؛ هیمنه دارد. چون آنقدر قدرت دارد که در مقابل عذاب الیم ایستادگی کرده و خودش را با مبارزه با نفسش نجات داده است.

در دعای امام کاظم علیه السلام آمده است:

«ان الراحل الیک قریب المسافه؛ خدایا کسی که بخواهد سمت تو بیاید راهش خیلی کم است».[4]

بین ما و فیض خدا یک پرده است. مرحوم صدوق در کتاب توحید از حضرت ابراهیم نقل می کند «لیس بینه و بین خلقه حجاب غیر خلقه»[5] پس خود این خلق یک پرده رقیق است نه این که بین خلق و خدا یک پرده باشد بلکه خود خلق پرده و فاصله است.

آدم وقتی خود را نبیند فیض خدا را می بیند و این همان ایمان است. لکن لازمه آن این است که به اصول ایمان بیاورد و فروع را عمل کند.

این مؤمن متخلق به اخلاق الاهی می شود و هم خودش را و هم جامعه را نجات می دهد.

منبع : خبرگزاری رسا، جوادی آملی، عبدالله

پی نوشت ها:

[1] مومنون، 1.

[2] حشر، 23.

[3] بحار الأنوار، ج 49، ص 127

[4] مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج 2، ص 583.

[5] التوحید للصدوق، ص 179.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

مراقب نفوذ سیاسی و اقتصادی دشمن باشید.

20ام آبان, 1394

در قرآن بر دو جنگ سخت‌افزاری و نرم‌افزاری تأکید شده است، هوشمندی و بصیرت لازم را برای جلوگیری از نفوذ دشمن در زمینه‌های فرهنگی از جمله سیاست و اقتصاد را ضروری برشمرد.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی روز گذشته در درس خارج تفسیر خود در مسجد اعظم به ادامه تفسیر سوره مبارکه شوری پرداخت و فرمودند:

سوره مبارکه شوری از آن جهت که در مکه نازل شد و عناصر سوره مکی اصول دین است، مسأله توحید در ولایت و توحید در حمد کردن و توحید در نصرت جزو مطالب این سوره است،‌ در آیه 8 به این مسأله اشاره کرد که ظالمان ولی و نصیری ندارند و در آیه 9 به نحو مطلق با ضمیر فصل و معرفه بودن خبر حصر را ثابت کرد و فرمود تنها ولی مطلق نظام هستی ذات اقدس اله است.

وی افزود: ولی با ناصر تفاوت دارند، در ولایت تمام شئون کارها را ولی بر عهده دارد، در نصرت شخص منصور بخشی از کارها را بر عهده می‌گیرد و آن کمبود را از کمک ناصر تأمین می‌کند، جوان وقتی که کودک و نوزاد است او فقط ولی می‌خواهد، هیچ کار از او ساخته نیست، مگر این که پدر و مادر کاری انجام دهند اما وقتی که رشد کرد و جوان و نوجوان شد، بخشی از کارها را بر عهده گرفت آن وقت پدر و مادر ناصر او می‌شوند.

مفسر برجسته قرآن کریم با بیان این حدیث از امام علی(علیه السلام) که جوارح انسان جنود خداوند و خلوت‌های انسان چشمهای خداوند است، خاطرنشان کرد:

اگر ما کار خیری انجام دادیم،‌ نباید فکر کنیم که این کار را ما انجام دادیم و بخشی از فلان کار از ما است، بلکه همه اعضا و جوارح ما از آن خدا است و ما تحت ولایت او قرار داریم،‌ آن جا که بیراهه می‌رویم این دست را از سربازی خداوند قطع کرده‌ایم، اما آن جا که خیری انجام دادیم این دست ما سرباز الهی است،‌ از این توحید ناب که مقداری فاصله بگیریم که اوحدی از موحدان در آن به سر می‌برند خدای متعال ناصر است، یعنی تمام کمبودهای ما را جبران می‌کند.

ادامه »

تفاوت حلم و صبر درکلام آیت الله العظمی جوادی آملی

24ام مرداد, 1394

حلم و بردباري چيزي است که کاملاً مرز آن از صبر جداست، حادثه سنگيني که در درون انسان غضب کرده پيدا شد،اگر بتواند اين بار را ببرد؛ در چنين حالتي مي‌گويند اين شخص حليم است و صبر کاري است که در بيرون بر انسان وارد مي‌شود و انسان بايد در برابر آن خويشتن‌داري کند.

در بخشی ازتفسیر سوره فصلت دربیان آیت الله العظمی جوادی آملی که به تفاوت اساسی حلم و صبر پرداخته اند آماده است.


*تفاوت حلم و صبر

   فرق اساسي حلم و صبر در اين است، صبر کاري است که در بيرون بر انسان وارد مي‌شود و انسان بايد در برابر آن خويشتن‌داري کند؛ يعني مشکل را حل کند و آن يا صبر «عَلَی الطَّاعَةِ» است، يا صبر «عِنْدَ الْمُصِيبَةِ» است، يا صبر «عَنِ الْمَعْصِيَة»؛[1]

يعني يا بايد طاعتي را انجام دهد که دشوار است،

روزه ماه مبارک رمضان را مي‌گيرد, اعتکاف را انجام می هد, اين صبر در طاعت است.

يک وقت است که خداي ناکرده مصيبت سختي بر انسان وارد مي‌شود که اين صبر «عِنْدَ الْمُصِيبَةِ» است. کساني که ﴿إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ﴾[2] اينها کساني هستند که ﴿أُولئِکَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ﴾،[3]

صبرِ «عَنِ الْمَعْصِيَة» نه «عِند الْمَعْصِيَة»، مثلا جواني، خيال کرده خطري در پيش هست، فوراً صبر کرده، ﴿قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ﴾[4] را رعايت کرده، اين صبر «عَنِ الْمَعْصِيَة» است. اين معني صبر است؛ امّا اگر برای انسان حادثه‌اي پيش آمد و او عصباني نشد، اين جزء صبر نيست، اين جزء حلم است. بار سنگين غضبي بر روي او پيدا شد، اگر اين غضب او را وادار کرد که خلاف بگويد و دست به خلاف بزند، معلوم مي‌شود حليم نيست، اين بار را نتوانست ببرد؛ امّا اگر «عندالغضب» آن «طيش» و حمله و خشم را مهار کرده است و اين بار سنگين غضب را بُرد، مي‌گويند او شخصی حليم است؛ در تعبيرات فارسي مي‌گويند بردبار است. کلمه‌اي که به تنهايي معناي حلم را برساند ما در فارسي نداريم، يا پيدا نکرديم، اين نظير صبر نيست، صبر کاملاً از مسئله حلم بيرون است، حلم کاملاً از مسئله صبر جداست.

ادامه »

زن امـــین حق الله

21ام مرداد, 1394

حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد،

نه شوهر

و نه برادر

و فرزندانش.

همه اینها اگر رضایت بدهند،

قرآن راضی نخواهد بود،

چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حــــق الله مطرح است و زن به عنوان امـــین حق الله.

آیت الله جوادی آملی

اشتراک گذاری این مطلب!

از کجا آمده ایم و به کجا می رویم؟

8ام مرداد, 1394

گفتاری از استاد فرهیخته حضرت آیت الله جوادی آملی:

از کجا آمده ایم و به کجا می رویم!.

انبیا آمدند خبر بدهند و بهترین خبر را نیز آوردند. منتهی خبر مربوط به این نیست که زید یا عمرو چه چیزی گفت.

مهم ترین خبر آن است که ما از کجا آمدیم و به کجا باید برویم!

بشر بسیار موجود خوبی است؛ منتهی اکنون باید به او رحم کرد.

اگر این ترحم ما ثمر بخش بود به آن ها احترام می کنیم. نخست باید به جامعه ترحم و سپس احترام کرد. ترحم کردن به این است که میان خبر و فرهنگ، خبر و علم، خبر و واقعیت و گزارش و حقیقت فرق بگذارند.

مرگ پوسیدن نیست، از پوست بیرون آمدن است

برخی ها می گویند ما کار نداریم چه چیزی حقیقت است. می خواهیم بدانیم چه چیزی گفته شد. این چنین نیست. ما یک خبر بیشتر نداریم: این که از کجا آمدیم و به کجا باید برویم. مهم ترین خبر مسافر این است که بداند به کجا می رود. اگر خدای ناکرده مرگ پوسیدن بود گفته همین افراد درست بود. ولی اگر ثابت شد مرگ از پوست در آمدن است نه پوسیدن و تمام خبر بعد از مرگ است؛ ما ناچار هستیم خبر اصیل را از کسانی که از عالم دیگر خبر دارند، فرا بگیریم.

خبر مهم این است که مرگ از پوست به در آمدن است. آن چه در جهان کنونی می گذرد علوم تجربی و کارهای تجربی است و این علوم و کارهای تجربی در عالم پس از مرگ خریدار نداشته و کار آمد نیست. ما به جایی می رویم که خبری از هیچ یک از علوم تجربی در آن نیست.

فرزندان حضرت آدم علیه السلام در ابتدا حتی مسائل ساده را نمی دانستند. روزی بر بشر گذشت که از ساده ترین مطلب خبر نداشت، ولی انبیا آمدند و گفتند زشتی، زیبایی، حق، باطل و صدق و کذبی وجود دارد و این راه شما است که اگر این کارها را انجام بدهید پس از مرگ در رفاه هستید و اگر انجام ندهید در آسیب و زیان هستید.

ادامه »

گناه، جنگ با خداست!

3ام تیر, 1394

گفتاری از آیت الله جوادی آملی: خداوند فرمود:

هیچ کس گناه نمی کند مگر این که با یک شرک مرموز و خفی همراه است،

«وَمَا يؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ»(يوسف/106)

و بيشتر آنها که مدعي ايمان به خدا هستند، مشرکند!

وقتی از امام معصوم علیه السلام سؤال می کنند که چگونه مؤمن مشرک می شود، فرمود:

همین که می گوید اگر فلانی نبود، هلاک می شدم؛ این یک نوع شرک ربوبی است. اگر فلان کس نبود این مشکل حل نمی شد، این یک شرک مستور است.

فیض خداوند

باید گفت خدا را شکر که به وسیله فلان شخص مشکل ما را حل کرد. هر چه هست مجاری فیض خداوند هستند و خدای سبحان با این مجاری به انسان احسان می کند. بنابراین هیچ موجودی در برابر خداوند نیست که بگوییم اول خدا و دوم فلان شخص. مقصود از شرک در این گونه موارد شرک عملی است.

ادامه »

10 ویژگی روزه گرفتن

27ام خرداد, 1394

در روایات و ادعیه ویژگی های فراوانی برای ماه رمضان ذکر شده که بیان گر عظمت این ماه است.

در دعای 44 صحیفه سجادیه که هنگام دخول ماه رمضان امام سجاد(علیه اسلام) آن را می خواندند آمده است که خدا را سپاس که ما را به راه های احسان خویش کشاند که به مدد ستایش او به سوی خشنودی اش ره پوییم، ستایشی که از ما بپذیرد و خرسند گردد. سپاس و ستایش خدای را که ماه خود، ماه رمضان را راهی از راه های احسان خویش قرار داد. ماه روزه، و ماه اسلام و ماه پاکی و پاک کنندگی و ماه آزمایش برای خلوص و ماه به پا خاستن برای شب زنده داری و ماهی که قرآن چون رهنمونی برای مردم و چون نشانه هایی آشکار از راه راست و جدا کننده درست از نادرست است، برای همین برتری آن را بر ماه های دیگر با حرمتی بی شمار و فضیلت های بسیار، آشکار ساخت از این رو برای بزرگداشت این ماه، آن چه را که در ماه های دیگر جایز و حلال می شمرد حرام کرد و به گرامی داشت آن خوردنی ها و نوشیدنی ها را ممنوع کرد و برای وقتی معلوم و مقرّر فرمود که اگر پیش تر انجام گیرد خدای متعال انجام آن را اجازت ندهد و اگر باز پس افرازد نپذیرد.

 پیامبر اکرم( صل الله علیه و آله) در خطبه ای در پایان ماه شعبان در اهمیت این ماه فرمود: ماه رمضان، ماه خدا، ماه برکت، آمرزش و رحمت است ماهی که روزهای آن برتر از روزهای دیگر و شب های آن بهترین شب هاست، لحظات و ساعات این ماه بهترین ساعات است.

ماهی که مردم در آن به میهمانی خدا دعوت شده اند و از کسانی که مورد اکرام خدای سبحان هستند.

ماهی که نفس ها تسبیح، خوابشان عبادت، اعمالشان مقبول و دعاهاشان مستجاب است.(وسائل الشیعه، ج 1، ص 213.)

روزه در آموزه های اسلامی ویژگی هایی دارد که به آن ها اشاره می شود:

1 سلامتی و تندرستی

پیامبر اسلام صل الله علیه و آله فرمود:

ان اللّه اوحی الی نبیّ من بنی اسرائیل: اخبر قومک ان لیس عبد یصوم یوماً ابتغاء وجهی الا صحّت جسمه واعظمت اجره؛(1)

خدای سبحان به پیامبری از بنی اسرائیل وحی کرده است به قومت خبر بده که بنده ای روزی را روزه نمی گیرد برای رضای خدا جز این که جسمش سالم می ماند و پاداشش بزرگ داشته می شود.

ادامه »

مشاهده ملکوت

27ام خرداد, 1394

 

روزه دار به دلیل صبر و مقاومت در برابر گرسنگی و تشنگی و امیال و غرائز می تواند ملکوت را مشاهده کند. توضیح آن که: بزرگترین مانع پیشرفت معنوی بشر اشتغال به خوردن و آشامیدن و لذائذ بدنی است و بهترین عامل رشد روحی وی نزاهت و پرهیز از این امور است روزه انسان را از اشتغال به امور مادی باز می دارد و فراغت بیشتری برای او فراهم می کند تا در راز آفرینش خود بیندیشد و زادراهش را فراهم آورد، روزه بهترین راه برای رسیدن به باطن عالم و مشاهده ملکوت آن است.

کم خوری و رعایت اعتدال از بهترین راه های طیّ مسیر کمال است چنان چه پرخوری از بزرگترین موانع کمال به شمار می آید. بر همین اساس برخی بزرگان فرمودند: در فضیلت روزه همین بس که انسان روزه دار شبیه فرشتگان می شود و غذای او چون فرشتگان تسبیح و تحمید حضرت حق تعالی است.

ادامه »

هدف از روزه گرفتن؟

27ام خرداد, 1394

تقوا، هدف واجب‌شدن روزه ماه رمضان


یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقونَ﴿۱۸۳﴾
ای افرادی که ایمان آورده‌اید!

روزه بر شما نوشته شده، همان‌گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزکار شوید.


1. انسان مسافر است و مسافر به زاد و توشه نیاز دارد. بهترین ره توشه سالکان مسیر معاد تقواست:

«وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيرَ الزَّادِ التَّقْوَى »(البقرة/197) 

توشه برگیرید زیرا بهترین توشه تقوا است.

برای رسیدن به تقوا گاه باید اندیشه را از راه تعلیل و تحلیل علمی و زمانی با تأیید انگیزه از راه دستورهای عملی تقویت کرد در آیه مورد نظر دستور عملی به روزه را عاملی برای پیدایش این ره توشه معنوی می کند که انسان روزه دار با روزه داری به تقوا می رسد.

2. روزه دارای ابعاد گوناگون و آثار فراوانی از نظر مادی و معنوی است، روزه هم در بعد اخلاقی آثاری دارد و هم از نظر اجتماعی و هم از نظر بهداشتی و روانی و تأمین صحت و سلامتی انسان.

ادامه »

تجلّی رحمت خدا در تکلیف روزه

27ام خرداد, 1394

با این که روزه از ارکان اسلام است اما انجام آن با مشقّت و محرومیت از لذایذ مادی و مشکلاتی چون تحمّل رنج گرسنگی و تشنگی همراه است اما خداوند اولاً آن را با خطاب عاطفه برانگیز و مسؤولیت بخش يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُو همراه کرده است تا علاوه بر اهمیّت موضوع روزه، به مؤمنان عظمت و کرامت ببخشد.

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

لذّة ما فی النداء ازال تعب العبادة و العناء؛(تفسیر مجمع البیان، ج 21، ص 490.)

لذّت خطاب یا ایّها الّذین آمنو آن چنان است که سختی و مشقت این عبادت را از بین برده است.

ثانیاً با بیان این حقیقت که روزه اختصاص به مسلمانان ندارد بلکه در امّت های پیشین نیز بوده است، این مطلب را گوشزد می کند این وظیفه، وظیفه همه انسان ها در هر دینی بوده است و این خود ترغیب بر فعل و تطیّب نفس است لذا می فرماید:

این عبادت تنها بر شما واجب نشد، بلکه هیچ امتی از این طاعت مستثنا نبوده اند.

ثالثاً با بیان فایده روزه و فلسفه انجام آن یعنی تحصیل تقوا آن را یک موضوع دوست داشتنی و گوارا می سازد.

رابعاً با بیان این حقیقت که گرفتن روزه برای شما خیر است« َأَنْ تَصُومُوا خَيرٌ لَكُمْ »(البقرة/184) رحمت خود را متجلّی ساخته است تا مؤمنان با علاقه و عشق و محبت به این وظیفه الهی بپردازند.

روزه، رمضان و قرآن-آیة اللّه جوادی آملی

اشتراک گذاری این مطلب!

سکوت مثبت و سکوت منفی

20ام خرداد, 1394

 

درسی برای آموختن

سکوت مخاطبانه و منتظرانه و جویا در برابر قرائت کتاب خداوند تا صدای تسبیح فرشتگان و سایر موجودات نظام کیانی با سمع دل شنیده شود چنان سکوتی، ذکر و فکر و شکر خداست.

واژه «عبادت» در اصل به نظر بسیارى از واژه شناسان به معناى «خضوع» است و طبرى در تفسیر «جامع البیان» مى‌گوید:

اصل عبودیت که به نظر او شامل عبادت نیز مى‌شود، نزد همه عرب به معناى ذلت و خاکسارى است.

آگاهی عمیق و بصیرت و اندیشه در دین، رمز ارزشمندی کارها و عبادات است و بدون آن عمل، فاقد ارزش لازم است لذا یکی از مواردی که می‌تواند ما را در انجام عبادت، راغب کند پی‌بردن به حکمت عبادات است.

آیت‌الله جوادی آملی از جمله کسانی است که به طور مفصل درباره حکمت و فلسفه اعمال عبادی دین مبین اسلام سخن گفته است. آنچه در ادامه می‌خوانید به بیان «محفوف بودن ذکر ذاکر به دو ذکر خدا» می‌پردازد که برگرفته از بیانات این عالم فرزانه است.

ادامه »

«ذکر» به چه معناست/ آیا فقط با زبان می‌توان ذکر خدا را گفت؟

5ام خرداد, 1394

 

گاهی یک فعل از آن جهت که یادآور خداست ذکر نامیده می‌شود گر چه آن فعل با دست یا پا یا سایر اعضا انجام شده باشد؛ چراکه ذکر به معنای یاد خداست و اختصاص به قلب ندارد.

 

واژه «عبادت» در اصل به نظر بسیارى از واژه شناسان به معناى «خضوع» است و طبرى در تفسیر «جامع البیان» مى‌گوید: اصل عبودیت که به نظر او شامل عبادت نیز مى‌شود، نزد همه عرب به معناى ذلت و خاکسارى است.

آگاهی عمیق و بصیرت و اندیشه در دین، رمز ارزشمندی کارها و عبادات است و بدون آن عمل، فاقد ارزش لازم است لذا یکی از مواردی که می‌تواند ما را در انجام عبادت، راغب کند پی‌بردن به حکمت عبادات است.

آیت‌الله جوادی آملی از جمله کسانی است که به طور مفصل درباره حکمت و فلسفه اعمال عبادی دین مبین اسلام سخن گفته است. آنچه در ادامه می‌خوانید به بیان «ذکر و انواع آن» می‌پردازد که برگرفته از بیانات این عالم فرزانه است.

عبادت خداوند که در چهره‌های گونه‌گون تجلی می‌کند، در صورت «ذکر» نیز به عنوان خاص ظهور دارد به طوری که ذکر خدای سبحان از بارزترین مصادیق پرستش اوست.

ادامه »

از محاسبه نفس غافل نشویم!

26ام اسفند, 1393

 
نباید هیچ گاه از حساب خود غافل بود.
در هر حركتی گرچه كوچك باشد، اگر باطل را تقویت كردیم به همان اندازه از دین خدا فاصله گرفته‌ایم.
خدای سبحان می‌فرماید: «ویل لكل همزه لمزه» قرآن روی حركت لبهای ما تكیه می‌كند كه مبادا به گونه ای حركت دهیم كه كسی را بیازارد و یا تحقیر كند. چنانكه روی حركت چشم و نحوه دیدن ما نیز حساب می‌كند: «یعلم خائنه الاعین» پس نبایداز محاسبه خود غافل بود.
انسان در همان لحظه كه باطل را یاری می‌كند از دین خدا غافل است. چون دین خدا با هیچ باطلی سازش ندارد. «قل جاء الحق و ما یبدء الباطل و ما یعید» بگو حق آمد و جا برای هیچ باطلی نیست.‏
شیطان هر كسی را با تكاثر در رشته خاص او فریب می‌دهد. اگر كوثر نصیب انسان شد، به تكاثر تن درنمی دهد و افراد كمی دارای این مقام هستند.
انسان شب و روز كار می‌كند؛ یا مشغول آبیاری درخت پر خار و تیغ دار است، یا ریستن پارچه های پرنیانی و ابریشمی. اگر بعد از مرگ رنج می‌برد، برای آن است كه عمری زحمت كشیده و درخت خار را آبیاری كرده است.
بدزبانی، بددهانی، بدقلمی، آزردن این و آن، همه خار است. گناه و ظلمی كه می‌كند مانند آبی است كه پای درختهای پر خار خود ریخته است. وقتی به حقیقت پی می‌برد كه تمام خارهای این درخت علیه او به كار گرفته می‌شود.
بنابراین باید دید آیا گرفتار تكاثریم یا از كوثری، كه باطن این عالم است چشیده‌ایم؟
آیت الله جوادی آملی (حفظه الله)
اشتراک گذاری این مطلب!

علمی نافع است که چراغ‌افروز باشد نه دودمان‌سوز

15ام دی, 1393

حضرت آیت الله جوادی آملی بیان داشتند:

در تبيين سخنان نوراني امام مجتبي(صلوات الله و سلامه عليه) طبق نقل مرحوم کليني که فرمود:

«کُونُوا أَوْعِيَةَ الْعِلْمِ وَ مَصَابِيحَ الْهُدَي»، اين هماهنگي استنباط مي‌شود که انسان بايد هم چراغ علم داشته باشد و هم چراغ هدايت؛ چراغ علم داشته باشد که راه خود را ببيند و چراغ هدايت که راه ديگران را نبندد و به ديگران راه بدهد؛ ولی هماهنگي علم و عمل در اين است که آن چراغ به دست همين علم افروخته مي‌شود، روغن زِيت و زيتونه ی آن را بايد همين علم فراهم کند. بنابر این سه مطلب را از بيان نوراني امام مجتبي(علیه السلام) مي‌شود استفاده کرد:

يکي تحصيل علم، دوم افروختن چراغ و سوم اينکه چراغ‌افروزي به برکت همان علم بايد باشد.

حال اگر علمي باشد که چراغ‌افروز نباشد اين علم، دودمان‌سوز است نه چراغ‌افروز«أَعُوذُ بِکَ مِنْ عِلْمٍ لَا يَنْفَعُ» لذا اگر علمي باشد که «زيتونه» فراهم نکند، «مشکاة» فراهم نکند، «مصباح» فراهم نکند، «زجاجه» فراهم نکند، ديگر ﴿نُّورٌ عَلَي نُورٍ﴾ و مصباح هدايت نخواهد بود و اگر در نماز و تعقبيات نماز به ما گفته اند بگوييد:

خدايا به ما علم نافع بده! از همين قبيل است.

برگرفته از برنامه تلويزيوني “دانش هدايتگر از منظر امام حسن مجتبي (عليه السلام)” ،حضرت آیت الله جوادی آملی،جلسه دوم

دانلود متن، صوت و فیلم برنامه

ادامه »

شاخصه‌هاي برتري رسول اکرم صلی الله علیه وآله بر پيامبران

13ام دی, 1393

به مناسبت میلاد مسعود حضرت رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم و آغاز هفته وحدت به شاخصه های برتری پیامبر اعظم، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله بر سایر انبیای بزرگ خدا که با دلایل مختلف قرآنی، روایی و عقلی ثابت می‌شود، اشاره می شود.


در این نوشتار، برخی دلایل قرآنی این مسأله را از زبان و قلم استاد گرانقدر آیت‌الله العظمی جوادی آملی که در کتاب سیره رسول اکرم در قرآن، آمده است، را از نظر می گذرانیم . ایشان آورده اند که با بررسی چند مطلب، برتری پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) بر سایر پیامبران اولواالعزم اثبات می‌‌شود.
1. بشارت حضرت مسيح
2. هیمنه قرآن بر کتب انبیای پیشین
3. خاتميت رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم
4. عبوديت رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم
5. کلام و سکوت آن حضرت، مظهر کلام و سکوت خداست
6. پیامبر گرامی اسلام، قرآن ممثل
7. تجليل خداوند در خطاب به آن حضرت
8. عظمت در اخلاق
9. رسالت پيامبر براي همه انسانها تا روز قيامت هست
10. رأفت و رحمت رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم


1. بشارت حضرت مسيح
خداي سبحان از زبان حضرت عيسي (عليه السلام) مي‏فرمايد:

«… وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ…»(الصف/6)

: به شما بشارت مي‏دهم وجود پيامبري پس از خود را که نام [مبارک] او احمدصلي الله عليه و آله و سلم است.

اگر پيغمبر خاتم در سطح انبياي گذشته يا در سطح رسالت عيساي مسيح (عليه السلام) سخن گفته باشد اولاً نيازي به آمدن پيغمبر نبود، ثانياً مجالي براي بشارت نبود چون پيغمبر جديد سخن تازه‏اي نمي‏آورد تا حضرت عيسي(عليه السلام) به آمدنش بشارت دهد.

سخن عيساي مسيح که من کتاب آسماني پيامبر گذشته را تصديق مي ‏کنم و آمدن پيامبري را در آینده بشارت مي‏دهم، نشان می دهد که رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم از حضرت عيسي(عليه السلام) افضل و قرآن از انجيل بالاتر و ره‏آورد پيغمبر اسلام بيش از ره‏آورد مسيح (عليه السلام) است تا معناي بشارت تحقّق يابد.

ادامه »

تبیین سرّ اشتهار حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) به عقیلة بنی هاشم

13ام دی, 1393

برخی عاقل نیستند و به دنبال تحصیل عقلند؛ برخی عاقلند و عقل برای آن ها به صورت حال است، یعنی وصفِ دیرپا نیست [بلکه] گاهی هست و گاهی نیست؛ برخی عاقلند و عقل برای آن ها به منزلۀ یک وصف مَلکه است؛ و برخی عاقلند و عقل برای آن ها به منزلۀ فصل مقوّم است.


حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در باب سرّ اشتهار حضرت زینب به عقیله بنی هاشم فرمودند: در باب سرّ اشتهار آن بانو به عقیلۀ بنی هاشم باید توضیحی عرض کنم. برخی عاقل نیستند و به دنبال تحصیل عقلند؛ برخی عاقلند و عقل برای آن ها به صورت حال است، یعنی وصفِ دیرپا نیست [بلکه] گاهی هست و گاهی نیست؛ برخی عاقلند و عقل برای آن ها به منزلۀ یک وصف مَلکه است؛ و برخی عاقلند و عقل برای آن ها به منزلۀ فصل مقوّم است.

کسانی که عقل برای آن ها به منزلۀ فصل مقوّم است، بتمام معنای کلمه، عقیله اند. حسین بن علی (سلام الله علیهما) “عقیلة بنی هاشم” است و زینب کبرا (سلام الله علیه) نیز “عقیلة بنی هاشم”؛ این “تاء"، “تا"ی مبالغه است، نه “تا"ی تأنیث. وقتی می گویند انسان خلیفةالله است به همین صورت است. آدم خلیفةالله است نه خلیف الله، چرا؟ برای این که این “تاء"، “تا"ی مبالغه است. همان طور که می گوییم فلان شخص علامه است. بنابراین هم وجود مبارک حسین بن علی (سلام الله علیهما) عقیلۀ بنی هاشم است و هم وجود مبارک زینب کبرا؛ عقل برای این ها به منزلۀ فصل مقوّم بود. اگر عقل برای کسی، فصل مقوّم باشد، کمالات از او نشأت می گیرد؛؛ مقهور اوست و نه مسلّط بر او. کسانی هستند که کمال، آن ها را حفظ می کند [اما] برخی از افراد، حافظ کمالند؛

ذات اقدس الاهی دربارۀ وجود مبارک پیغمبر (علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) نفرمود تو دارای خُلق عظیمی یا متخلّق به خلق عظیمی؛ بلکه فرمود: «إِنَّک لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیمٍ»؛[1] برای این که آن حضرت مسلّط بر عدل و فضیلت بود. کسانی می کوشند که فضیلت، آن ها را رها نکند و برخی از افراد می کوشند که فضیلت را حفظ کنند. اگر ذات، بالا بیاید و خلیفۀ خدا شود و نورانی شود، از ذات نورانی وی، خُلق عظیم نشأت می گیرد. فرمود: «إِنَّک لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیمٍ» یعنی تو بر خُلق، مسلّطی و خُلق در اختیار تو است؛ نه آن که تو بخواهی با اخلاق، کامل شوی. کمالِ اخلاق در این است که از تو نشأت می گیرد.

دربارۀ بعضی کسان قرآن کریم فرموده است: «فَهُوَ عَلَی نُورٍ مِن رَبِّهِ»؛[2] منظور این آیه کسانی است که با نور حرکت می کنند مثل افراد عادی که با چراغ حرکت می کنند؛ اما برخی از افراد، نورانی اند و هر جا آن ها باشند، نور هست. دربارۀ آن گونه افراد، تعبیر قرآن کریم این است که «فَهُوَ عَلَی نُورٍ مِن رَبِّهِ» که نور زیر پای این ها است؛ نور مرکب و مرکوب این ها است و این ها سوار بر نورند.

ادامه »

غرب یک باغ وحش منظم است!

10ام دی, 1393

جمعی از مدیران و کارشناسان ارشد وزارت امور خارجه با حضور در محل بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء ضمن اقامه نماز ظهر و عصر به امامت حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی با معظم له دیدار و به طرح پرسش هایی در خصوص روابط بین الملل از منظر اسلام از محضر ایشان پرداختند.

در ابتدای این دیدار حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در سخنانی، دستورات اسلام در خصوص تعامل با دیگر کشورها و جوامع را دارای تقسیم بندی سه گانه دانستند و فرمودند:
اسلام در خصوص تعامل مسلمانان با دیگران در سه حوزه دستورات و سفارشاتی دارد. نخست حوزه اسلام و مسلمین هستند که با آنها دارای اشتراکات متعدد دینی و فرهنگی هستیم، حوزه دوم حوزه موحدان عالم است که با انها در اصل توحید و برخی دیگر از موارد دارای اشتراک هستیم و سوم حوزه انسانیت است که شامل همه افراد غیر مسلمان و غیر موحد می باشد که با آنها در اصل انسانیت مشترکیم.

معظم له خاطر نشان کردند:
در دستورات دین، دو عنصر مشترک در خصوص تعامل با این سه حوزه وجود دارد و آن دو عنصر عبارتند از عنصر عقل و عدل؛ یعنی در بخش انگیزه و رفتار عادلانه و در بخش اندیشه عاقلانه رفتار کنیم.

ادامه »

دیرکرد حرام قطعی است.!!!

15ام آذر, 1393

دانلود فایل صوتی زمان فایل:۰:۰۲:۰۶ حجم فایل:۲.۰۲MB

اگر کسی گرفتار یک بانک شد که حالا روز جمعه بود و نرسید بدهد ،فردا چون یک روز تأخیر شد خسارتش تأخیر «تأدیه» دارد یا در ترافیک گیر کرده آن روز نرسیده خسارت تأخیرش را باید دهد، این‎جاست که آن روایات غلیظ و شدید وارد است.

در کارهای مهم یک بایع داریم، یک مشتری داریم، یک شاهد داریم، یک سند داریم، این کارهای مهم است؛ این طایفه از روایات می‌فرماید که در خرید و فروش ربوی بایع ملعون است، مشتری ملعون است، سند نویس ملعون است، شاهد ملعون است، همه را لعنت کرده است و این قاعده فقهی را هم که همه شما مستحضرهستید «إِنَّ اللَّهَ إِذَا حَرَّمَ شَیْئاً حَرَّمَ‏ ثَمَنَهُ».

این بانکدارهای بیچاره وقتی که بدانند این فاکتور بازی است و این روحش رباست، کار اینها می‌شود حرام؛ وقتی کار اینها حرام شد، حقوق اینها می‌شود حرام، چرا عمداً به جهنم می‌روند؟!

حقوق در برابر یک کار حلال است، مگر کسی کار حرام کند، حقوق می‌تواند بگیرد ؟

«إِنَّ اللَّهَ إِذَا حَرَّمَ شَیْئاً حَرَّمَ‏ ثَمَنَهُ» این از قواعد متقن فقهی ماست.

مجلس شورای اسلامی خدا حفظشان کند که تلاش و کوشش کردند و تصویب کردند، شورای محترم نگهبان تصویب کردند و همه را اسلامی کردند، ما داریم با فاکتور این مسئله را «کأن لم یکن» می‌کنیم و می‌دانیم که این فاکتور بازی است و این روحش رباست. اگر آنکه مصوبه مجلس است و آنکه مصوبه شورای نگهبان است، همان عمل شود که مشکلی نیست و ربایی در کار نیست یا مضاربه است یا عقود دیگر که اسلامی است، اما اگر به صورت فاکتور بازی باشد، طرفین بدانند، بگوید ما کار نداریم برو فاکتور بیاور، این می‌شود کار ربا و وقتی کار حرام شد، حقوق آن هم می‌شود حرام، ما هم مرگ را فراموش کردیم، هم خطوط کلی فقه را فراموش کردیم و نمی‌دانیم کجا داریم می‌رویم؛ این «…بِمَا نَسُوا يوْمَ الْحِسَابِ»(ص/26) خطری است که دامن‎گیر همه ماست. بنابراین در این روایات باب همه؛ یعنی بایع، مشتری، سند نویس، کاتب و مشاهد همه را لعن کرده است. اینکه در پایان سورهٴ مبارکهٴ «بقره» فرمود کاری که می‌کنید «…وَلْيكْتُبْ بَينَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ …»(البقرة/282) وام می‌دهید یا تجارت می‌کنید، سند تنظیم کنید و شاهد بیاورید «… إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَينَكُمْ …»(البقرة/282) حالا یک مقدار پیاز، یک مقدار سیب زمینی، یک بسته نان، یک بسته آب دارید می‌خرید این دیگر سند نمی‌خواهد ﴿إِلاّ أَنْ تَکُونَ تِجارَهً حاضِرَهً تُدیرُونَها بَیْنَکُمْ﴾؛ یک تجارت دایر و رایج و دارج روز سند نمی‌خواهد، اما خرید و فروش‎های مهم سند می‌خواهد؛ همه اینها را در آن آیات و روایات لعن کرده است.

دینی که می‌خواهد جامعه مقاوم باشد، دینی که می‌خواهد جامعه کریم باشد، روی پای خودش بایستد، مزدور کسی نباشد و نان مزدوری نخورد، این دین شریف پرور و کریم پرور است؛ شرع و شرف را به هم آمیخت که ملت متشرع شریف خواهد بود.

منبع: درس بیع ربا جلسه۵(۹۳/۰۱/۱۶)

اشتراک گذاری این مطلب!

معراج مؤمن در پرتو ادای نماز واقعی

14ام آذر, 1393


در كتاب‌هاي اسرارالصلاة ملاحظه فرموديد که مي‌گويند:

معناي مسح سر اين است كه خدايا هر خاطره باطلي كه من در سر پروراندم الآن دارم آ‌ن را تطهير مي‌كنم و شستشو مي‌كنم تا با مغز پاك، سر پاك، خاطرات پاك به حضور تو بيايم ؛ با مسح پا هم عرض مي‌كند خدايا هر جايي كه نبايد مي‌رفتم و قدم گذاشتم، هر قدمي كه نبايد برمی‌داشتم و برداشتم هر اقدامي كه مرضيّ تو نبود به سويش رفتم من دارم اين پا را از آنها تطهير مي‌كنم تا به زيارت تو بيايم گفتند معناي وضو اين است معناي مسح سر اين است معناي مسح پا اين است.

حال اگر كسي بعد از گذشت مدت‌ها نماز خواندن در خود عروجي احساس نكرد بداند در جاي ديگر مشكل دارد.نماز ﴿إنَّ الصَّلاةَ تَنْهَي عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَر) است يا رفع است و يا دفع، يا نمي‌گذارد انسان به تباهي تن در بدهد يا اگر آلوده شد او را تطهير مي‌كند.

اگر كسي ـ خداي ناكرده ـ با خواندن نماز نه از رفع خطر بهره‌اي برد نه از دفع خطر، او هنوز به مرحله ﴿تَنْهَي عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ﴾ نرسيده اين نماز ديگر «الصلاة معراج المؤمن» نيست؛ اگر ـ ان‌شاءالله الرحمن ـ توانست از فحشا و منكر برهد، آلوده نباشد، با زبان طيّب و طاهر با چهره طيّب و طاهر با سر طيّب و طاهر با پاي طيّب و طاهر به زيارت خداي سبحان برود آن وقت نماز او مي‌شود «الصلاة معراج المؤمن»

 

حضرت آیت الله جوادی آملی،درس اخلاق92/03/09

اشتراک گذاری این مطلب!

شب زنده‌داری در حقيقت آموزش و پرورش روز است!

12ام آذر, 1393

بيان نوراني امام عسکري سلام الله عليه اين است که وصول به خدا و نِيل به مقام قُرب الهي يک راه طولاني است و پیمودن این راه طولانی مرکب مي‌خواهد و بهترين و راهوارترين مرکب اين سفر، نماز شب است. جريان شب زنده‌داري در حقيقت آموزش و پرورش روز است، براي اينکه وقتي ما شب برخاستيم و حداقل چهل نفر را دعا کرديم، روز هم حداقل به فکر حلّ مشکلات چهل نفر هستيم، اگر کسي شب برخيزد و از خداي سبحان حل مشکلات چهل نفر را طلب کند يقيناً روز به فکر آن چهل نفر هم است، چنين انساني نه بيراهه مي‌رود نه راه کسي را مي‌بندد، آن وقت اين نظام مي‌شود نظام ولايي، مي‌شود نظام قرآن و عترت و منشأ برکت. 

بر گرفته از درس اخلاق حضرت آیت الله جوادی آملی 19/10/92


اشتراک گذاری این مطلب!

کمال زن در تربیت صحیح فرزند است نه مدال آوری!!

16ام مهر, 1393
حضرت آیت‌الله جوادی آملی : به ما گفتند بیراهه بروید ما هم گفتیم چشم، فضیلت زن در این نیست، که زن و دختر ما برود پایش را دراز کند و یک کسی را بزند و برای ما مدال بیاورد، فأین تذهبون، به کجا داریم می‌رویم.

به گزارش مشرق، حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی در درس تفسیر خود به تفسیر آیات ابتدایی سوره مبارکه زمر پرداخت و با قرائت آیه «خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ ۖ یُکَوِّرُ ٱلَّیْلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَیُکَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّیْلِ ۖ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ ۖ کُلٌّۭ یَجْرِى لِأَجَلٍۢ مُّسَمًّى ۗ أَلَا هُوَ ٱلْعَزِیزُ ٱلْغَفَّـٰرُ»، گفت: خداوند آن چنان قاهر است که « خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ»، در ساختار آفرینش باطل راه ندارد، اگر کسی خواست در عالم بازی بکند جا ندارد، گرچه دنیا لهو و لعب است اما دنیا غیر از خلقت آسمان و زمین است، عناوین دنیایی بازی است، جهان می‌رود که نابودی را نابود کند، همه ما به سمتی حرکت می‌کنیم که مرگ را از پای دربیاوریم و این مرگ را اماته می‌کنیم و خود برای ابد می‌مانیم.

مفسر برجسته قرآن کریم خاطرنشان کرد: اگر عالم حساب و کتابی نداشته باشد، عالم یاوه می‌شود و این یعنی «بالحق»، در سوره مبارکه صاد فرمود ما آسمان و زمین را باطل نیافریدیم، اگر عالم این طور بود که جهان می‌رفت تا لبه مرگ و بعد نابود می‌شد، این عالم باطل و یاوه می‌شد، آیا خوب و بد همه نابود می‌شوند و خبری نیست، آیا انسان باتقوا با یک فرد فاجر نابود می‌شود و حساب و کتابی در کار نیست.

وی اظهار کرد: هو الاول است، پس خداوند خالق کل شیء است، چون هو الاخر است، پس عالم بالحق خلق شده است، این بالحق اصرار قرآن کریم است، یعنی نظام فاعلی‌اش یکی است، نظام ساختار داخلی‌اش عالمانه است،‌ نظام غایی‌اش هم حق است، یعنی می‌روند که به هدف خود دست یابند، خداوند دخان را به صورت شمس درآورد و در نهایت این شمس را تاریک و تیره می‌کند، این قهاریت خداوند است.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی با اشاره به آیه «خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍۢ وَ‌ٰحِدَةٍۢ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَکُم مِّنَ ٱلْأَنْعَـٰمِ ثَمَـٰنِیَةَ أَزْوَ‌ٰجٍۢ ۚ یَخْلُقُکُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَـٰتِکُمْ خَلْقًۭا مِّنۢ بَعْدِ خَلْقٍۢ فِى ظُلُمَـٰتٍۢ ثَلَـٰثٍۢ ۚ ذَ‌ٰلِکُمُ ٱللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ ٱلْمُلْکُ ۖ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ» اظهار کرد: هیچ تفاوت و تفاخری انسان بر انسان ندارد، مبدأ فاعلی و مبدأ غایی همه یکی است، ساختار داخلی همه هم یکی است و مبدأ قابلی همه هم یکی است، آدم از حقیقتی خلق شد که حوا هم از آن حقیقت خلق شده است، زن هم مانند مرد از همان حقیقت خلق شده است.

وی ادامه داد: تفاوتی در خلقت انسان‌ها و تفاوتی در خلقت زن و مرد نیست، هزاران آدم آمدند و رفتند، هیچ دلیلی بر تفاخر نیست مگر عمل صالح، به جای این که بفرماید از یک شخص واحد فرمود از یک نفس واحد آفرید، تفاوت بین زن و مرد نیست، اما در برخی از ویژگی‌ها زن نسبت به مرد گاه مساوی مرد است، گاه بیشتر از مرد می‌برد، گاه کمتر از مرد است، این ویژگی‌های زن و مرد یک اختلافی است برابر خلقت‌هایی که دارد، او باید مادر بشود و این مادری عاطفه لازم دارد، هرگز مرد این توان را ندارد که فرزند رئوف و مهربان تربیت کند.

کمال زن در مادر شدن و تربیت فرزند است


مؤلف کتاب مفاتیح‌الحیاة با بیان این‌که الان باب شده بچه‌ها را ببرند مهد کودک و این خطر است، اظهار کرد: همین که پدر و مادر بزرگ شدند و سالمند شدند آن‌ها را به خانه سالمندان می‌برد چون مهر و عاطفه نچشید، هفت سال کودک باید در دانشگاه عاطفه باشد، تنها کسی که می‌تواند عاطفه را به جامعه ببرد،‌ تنها کسی که می‌تواند عاطفه را به جان انسان تزریق کند آغوش مادر است، این عواطف که کم شود و زندگی گذشت و قرض‌الحسنه‌ای کم شود و بانک‌های ربوی زیاد شود، نتیجه‌اش همین ده دوازده میلیون پرونده‌ای است که در دستگاه قضا هست.

وی ابراز کرد: جامعه را هرگز با ربا، فشار و خشونت و افراط نمی‌شود اداره کرد، ائمه(ع) در روایت فرمودند هیچ سواری حق ندارد به پیاده‌رو بگوید برو کنار، این عاطفه و گذشت است، این قرض‌الحسنه که گفتند بدهید همین عاطفه را در جامعه زیاد می‌کند، این ده دوازه میلیون پرونده مال ماها است، دیگر، ما خیال کردیم اگر ربا گرفتیم یک قدری مالمان زیاد می‌شود اما ده برابرش باید در دستگاه قضایی شکایت این و آن را بگوییم، این ده دوازده میلیون پرونده گذشته از استرس و سکته فشار اقتصادی هم تحمیل می‌کند، مگر کم خرج و هزینه دارد این ده دوازه میلیون، هزینه این ده دوازده میلیون کم است؟ بودجه دستگاه قضایی چقدر است؟ دستگاه قضایی گرفتار همین‌ها است.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی با اشاره به نقش عاطفه در تربیت جامعه ابراز کرد: این ده دوازده میلیون هر کدام با سه چهار نفر درگیر هستند که سی چهل میلیون می‌شود، این بر اثر این است که عاطفه را گم کردیم، ما خیال می‌کنیم کمال زن در این است که برای ما برود مدال بیاورد، کمال زن در مادر شدن است، در فرزند تربیت کردن است، کمال زن در اصلاح جامعه است، چرا عواطف در جامعه کم است، زن از همین حقیقت خلق شده است، به ما گفتند بیراهه بروید ما هم گفتیم چشم، فضیلت زن در این نیست، که زن و دختر ما برود پایش را دراز کند و یک کسی را بزند و برای ما مدال بیاورد، فأین تذهبون، به کجا داریم می‌رویم.

رهبری اهل‌بیت عامل بقای جامعه است

وی بیان کرد: هر کدام از این حیوانات اگر بخواهند چموشی کنند، اگر این شتر رام نشود شما چه می‌کردید، ما این‌ها را برای شما نرم کردید، آن روزی که اسب رام نمی‌شود حرف چه کسی را گوش می‌دهد، اگر یک وقت بخواهند برمند، لگد می‌زنند، فرمود دل‌های این‌ها به دست ما است، این زمین که روی گسل‌ها است، فرمود ما این را برای شما نرم کردیم، زمین را ذلول قرار دادیم، همین زمین را در روز قیامت در دستان خودمان می‌گیریم.

مفسر برجسته قرآن کریم با اشاره به آیه «یَخْلُقُکُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَـٰتِکُمْ» اظهار کرد: برای ساختن برج یک ملات نرمی لازم است، اهل‌بیت(ع) فرمودند سخنان ما آن ملات جامعه است که جامعه روی هم بند شود، یک ملات نرمی لازم است که برج ساخته شود، رهبری اهل‌بیت(ع) آن ملات نرم است، الان این عاطفه و ملات گرفته شد، به همین دلیل ده دوازده میلیون پرونده وجود دارد، جامعه را نه بانک ربوی اداره می‌کند که قرض‌الحسنه را برمی‌دارد و نه این خشونت‌ها و مدال‌گیری‌های زنانه، جامعه را زن و عاطفه زنانه اداره می‌کند.

وی ابراز کرد: هر جا سخن از دستورات قهری هم هست، دستورات مهری هم هست، کار عاطفه برای جلوگیری و دفع این خطرات است نه رفع، اما آن چه که جامعه را روشن و موفق می‌کند دفع خطر است که به وسیله مادر ممکن است، اگر شما خانه سالمندان را می‌بینید یک مرگ تدریجی دارند که فرزندان آنان برایشان سالی یک‌بار گل می‌آورند، این برای آن می‌اندازدشان در خانه سالمندان که در مهد کودک تربیت شد و این خلاء هفت ساله را هیچ کس پر نمی‌کند و این با آغوش مادر و شیر پرمی‌شود، حق حضانت و شیر از آن مادر است، برای این که فرزند باید این هفت سال را در آغوش مادر زندگی کند، خداوند عاطفه را به مادر داد و عقلانیت و مدیریت را به مرد داد.

عبادت هدف خالق نیست، هدف مخلوق است

وی با بیان آیه «إِن تَکْفُرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنکُمْ ۖ وَلَا یَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلْکُفْرَ ۖ وَإِن تَشْکُرُوا۟ یَرْضَهُ لَکُمْ ۗ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌۭ وِزْرَ أُخْرَىٰ ۗ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّکُم مَّرْجِعُکُمْ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ۚ إِنَّهُۥ عَلِیمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ»، ابراز کرد: چون او قهار و قادر مطلق است، آفریدگار مطلق است، چون او حکیم است کار او بی‌هدف نیست، او چون غنی است خود او هدف ندارد و تمام اهداف به فعل بازمی‌گردد، آن کسی که کاری می‌کند تا جود بکند بشر است، آن بشر که وضع مالی‌اش خوب است بیمارستانی تأسیس می‌کند تا به فضل جود برسد، خداوند کمال نامتناهی است و چون کمال نامتناهی است از او جود صادر می‌شود، اگر او داد، جواد است و اگر چیزی نداد باز هم جواد است، ذات اقدس اله کارش «تا» برنمی‌دارد و برای هدفی نیست

حضرت آیت‌الله جوادی آملی خاطرنشان کرد: لذا برای همین فرمود اگر همه مردم کافر شوند به حال خداوند تفاوت ندارد، ما خودمان مقصد هستیم، اگر او مقصد، صمد و هوالاخر است، بعد از الله چیزی نیست که الله به دنبال او کار کند، این طور نیست که خداوند به مقصد نرسد اگر همه مردم کافر شوند، آن عبادت که هدف خلقت ذکر شد، هدف مخلوق است نه هدف خالق، کمال نامتناهی فرض ندارد که به جایی برسد که به کمال برسد، این غایت فعل است نه غایت فاعل، چه انسان به مقصد برسد چه نرسد برای او فرقی نمی‌کند «ان تَکْفُرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنکُمْ».

اشتراک گذاری این مطلب!

توفیق زن بیش از مرد است

23ام تیر, 1393

javadi.jpg
توفيق زن بيش از مرد است و اگر انسان تنزل كند، حداقل بايد بگويد زن همانند مرد است. زيرا ‏تقريباً شش سال قبل از اين كه مرد، مكلف شود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذيرفته است.



حضرت آیت‌ الله العظمی جوادی‌آملی در پاسخ راز به تکلیف رسیدن دختران قبل از پسران را شریح کردند.

متن سوال و پاسخ معظم‌له به شرح ذیل است.

*توفیق زن بیش از مرد است

توفيق زن بيش از مرد است و اگر انسان تنزل كند، حداقل بايد بگويد زن همانند مرد است. زيرا ‏تقريباً شش سال قبل از اين كه مرد، مكلف شود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذيرفته است. زن ‏همين كه از نُه سالگى گذشت و وارد دهمين سال زندگى‎ ‎شد، خدا او را به حضور مى ‏پذيرد و با او ‏سخن مى ‏گويد و روزه را بر او واجب مى‏ كند، مناجات‌هاى او را به عنوان دستور مستحب شرعى ‏گوش مى ‏دهد. آن هنگام كه مرد به عنوان يك نوجوان در حال بازى کودکانه است، زن مشغول راز و نياز ‏و نماز است. شش سال زمينه ‏سازى كردن، از دوران نوجوانى او را به حضور پذيرفتن، نماز را كه ‏عمود دين است بر او واجب كردن، روزه را كه سپر دين است و حج را كه وفد الى ‏اللَّه است و ‏مهمانان در آن سفر به ضيافتگاه خداوند مى‏ روند، بر زن واجب كردن، اينها همه نشانه آن است كه ‏زن براى دريافت فضائل، شايسته ‏تر از مرد است. و اگر اين منطق درست تبيين و اجرا گردد، نتيجتاً ‏معلوم خواهد شد كه زن بالاتر از مرد و لااقل همتاى مرد است.

*یک دستورالعمل

‏ ‎ ‎زن گرچه ممكن است در طى دوران عادت از برخى از عبادت محروم باشد اما تمامى آن‏ها ‏جبران ‏پذير است، زيرا قضاى روزه‏ ها را به جا مى ‏آورد و براى نماز اگر وضو بگيرد و در مصلّاى خود رو به ‏قبله بنشيند، و به مقدار نماز، ذكر بگويد ثواب نماز را مى ‏برد. همان گونه كه اگر مسافرى پس از ‏خواندن دو ركعت واجب، سى يا چهل بار تسبيحات اربعه را تكرار كند، جبران آن دو ركعت ساقط ‏شده را خواهد كرد.

پس اين گونه از فضائل جبران‏ پذير است.‏ ‎ ‎عمده آن است كه مرد وقتى پانزده سالگى را تمام نمود و وارد شانزدهمين سال زندگى شد، ‏شايستگى خطاب الهى را كسب مى ‏نمايد و قبل از آن چنين لياقتى ندارد، زيرا بلوغ، زمينه تشرف به ‏مقام عبوديت است‎.‎ ‎‎

*جشن تکلیف

درباره يكى از علماى شيعه، ابن طاووس - رضوان اللَّه عليه - نقل شده است كه روز بلوغش ‏را جشن گرفت، او وقتى از پانزده سالگى وارد شانزدهمين سال زندگى شد دوستان و آشنايان خود ‏را به شكرانه اين كه من نَمُردم و سنّ من به حدّى رسيد كه خداى سبحان با من سخن گفت و از ‏من تكليف طلب كرد، جشن گرفت چون انسان‎ ‎تا قبل از بلوغ، مورد خطاب تكليفى خدا نيست، و به ‏هنگام بلوغ لياقت مى‏ يابد كه مورد خطاب خداى سبحان واقع شود. - اما این که آيا اين جشن، در اسلام ‏مشروعيت دارد و جزو سنن هست يا نه؟ مسأله‏ اى جداگانه است، كسى به قصد ورودِ سنّت اقدام ‏به برگزارى اين مراسم نمى‏ كند، بلكه اين جشن را به شكرانه يك نعمت برگزار مى‏ نمايد. و شايد ‏مرحوم سيد ابن طاووس، زير پوشش اطلاقات اوليه كه هر نعمتى به شما رسيده است حق‏ شناس و ‏شاكر باشيد، اين چنين عملى را انجام داده است‎- .‎ ‎ ‎بر اين اساس، بلوغ يك شرافت است. آنها كه اهل عرفان هستند، مى ‏گويند ما مشرَّف شديم نه ‏مكلّف، چون زحمت و مشقتى در كار نيست، بلكه شرف در كار است. لذا در مناجات‏ الذاكرين امام ‏سجاد (ع) مى ‏خوانيم «يا من ذكره شرف» اى خدايى كه نام تو مايه ‏شرافت است.‏ ‎ ‎اگر كسى به جايى برسد كه ذكر خدا گويد و در سايه اين ذكر، به ياد خدا باشد و خدا هم به ياد او ‏باشد، شرافتى نصيب او گرديده است، و این است که زن شش سال قبل از مرد به اين شرافت مى ‏رسد.

اگر ‏چنانچه به اين نكته دقت شود، قبل از اين كه مرد به راه بيفتد و در صراط مستقيم گام بردارد، زن ‏بخش زيادى از اين راه را طى كرده است. بنابراين هم آن محروميت‏ هايى كه زن در دوران عادت دارد ‏قابل جبران است و هم شش سال قبل از مرد، از همه مزايايى كه مرد محروم است برخوردار ‏مى‏ شود.‏

*دلایل جبران محرومیت از عبادات

‎ ‎در پايان عمر نيز براى زنان غير سادات پس از سن پنجاه سالگى سخن از ايام محروميت نيست ‏و در اين مدت محروميت نيز اولاً، ايام عادت محدود و چند روز بيشتر نيست. ثانياً، آنها كه باردارند و ‏توفيق حمل امانت را دارند نيز محروميت از عبادت شامل آنها نمى‏ شود، چون غالباً عادت با حمل ‏جمع نمى‏ شود. ثالثاً، مدت شش سالى كه زن قبل از بلوغ مرد، بالغ مى ‏شود، همه نقص‏ ها را ‏ترميم مى ‏كند. بنابراين اگر نقصانى در ايمان باشد، علت آن هم نقص در عبادت باشد، نه تنها قابل ‏جبران است، بلكه اگر زن به اين فكر بيفتد كه دوران شش ساله را مغتنم شمارد، عظمتى فزون تر نيز ‏خواهد يافت.‏‎ ‎از آنچه گفته شد روشن مى‏ شود سِرّ بيان حضرت امير - سلام‏ اللَّه عليه - در نهج ‏البلاغه كه در ‏وصف زن خطاب به امام مجتبى عليه السلام مى ‏فرمايد‎:‎ ‎ »‎فاِنّ المرأة ريحانة وليست بقهرمانة»(1).‏ ‎ ‎يعنى اين كه زن ريحان است، بايد او را زودتر از مرد، تحت تربيت و تكليف قرار داد، در غير اين ‏صورت ضايع مى ‏شود. روايتى ديگر نيز از حضرت صادق - سلام ‏اللَّه عليه - نقل شده است كه ‏مى‏ فرمايد:‏ ‎ »‎من اتّخذ امرأة فليكرمها فانّما امرأة أحدكم لعبة فمن اتّخذها فلا يضيّعها»(2).‏ ‎ ‎مراد از لعب در روايت، بازيچه و اسباب‏ بازى نيست، بلكه يعنى، زن ريحانه است، اين ريحانه را ‏ضايع نكنيد. اسلام به اولياى مدرسه و منزل دستور مى ‏دهد كه به دخترها بيش از پسرها رسيدگى ‏كنيد. اگر تكليف بر دختر، شش سال قبل از پسر شروع مى ‏شود بنابراين اولياى منزل و مدرسه ‏مسؤوليت شان نسبت به دخترها بيش از پسرهاست‎ ‎ ‎روى اين تحليل، معلوم مى ‏شود زن براى نماز و راز و نياز، زودتر از مرد آمادگى پيدا مى‏ كند و اگر‎ ‎احياناً راه‌هاى عاطفى، زمينه ‏هاى انحراف را پيش روى زن قرار دهد، تكاليف عبادى آن راه‌ها را تعديل ‏مى‏ كند تا مبادا به انحراف برود‎.‎
منابع:
‏(1) نهج البلاغه، نامه 31.‏ ‏(2) بحارالانوار، ج103، ص224.‏ ‏(زن در آئينه جلال و جمال، صفحات 379 ـ 382.)‏

مرکز ملی پاسخگویی به مسائل شرعی

اشتراک گذاری این مطلب!

اهمیت زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها

6ام اسفند, 1392


قبل از ارتحال حضرت فاطمه معصومه (س)، از وجود مبارك امام صادق (ع) رسيده است كه از خاندان ما بانوي مكرّمه‌اي در قم دفن مي‌شود كه به شفاعت او شيعيان ما به بهشت مي‌روند (1).

بعد از جريان امام صادق (ع)، از وجود مبارك امام رضا (ع) رسيده است: اگر كسي فاطمة معصومه را زيارت كند، بهشت براي او ثابت است(2).

بعد از وجود مبارك امام رضا (ع)، از امام جواد (ع) رسيده است: اگر كسي عمّة مرا در قم زيارت كند، بهشت براي اوست (3).

اولويّت مالكيّت بهشت براي انسان مؤمن نسبت به ديگر درجات

اين احاديث گاهي قم را حرم اهل بيت مي‌دانند ؛ نظير آنچه كه از امام صادق (ع) رسيده است : حرم من و حرم فرزندان من قم است (4).

گاهي اين احاديث پيام ديگري دارند و آن اينكه به شفاعت اين بانو، شيعيان به بهشت مي‌روند. گاهي پيام ديگر حديث اين است: اگر كسي اين بانو را زيارت كرد، بهشت براي او ثابت است. و گاهي هم تعبير برتر و بالاتري است، و آن اينكه: (فَلَهُ الجَنَّه).

تعبير فَلَهُ الجَنَّه غير از تعبير ورود بهشت است، غير از تعبير ثبوت بهشت است. در آن روايت اوّل كه از وجود مبارك امام صادق (ع) رسيده است، فرمود: به شفاعت اين بانو شيعيان ما وارد بهشت مي‌شوند. ورود در بهشت به معناي اقتدار در بهشت نيست ؛ ورود در بهشت مستلزم شفاعت كردن نيست ؛ حداكثر آن است كه خود انسان وارد بهشت مي‌شود. ولي تعبير (فَلَهُ الجَنَّه) بالاتر از تعبير ورود در بهشت است. يعني اگر كسي اين كريمة اهل بيت را عارِفاً بِحَقِّهَا (5)زيارت كرد، مالك بهشت مي‌شود ؛ فَلَهُ الجَنَّه.

تعبير قرآن كريم هم دربارة بهشتي‌ها متنوّع است ؛ گاهي قرآن كريم بيانش اين است: اگر كسي فلان عمل خير را انجام داد به بهشت مي‌رود ؛ گاهي مي‌فرمايد: بهشت مال اوست. اگر تعبير اين بود كه با فلان عمل صلاح و فَلاح وارد بهشت مي‌شود، نمي‌توان از او استفادة شفاعت كرد. ولي اگر تعبير قرآن اين بود كه اگر كسي فلان كاري را انجام داد، بهشت مال اوست ؛ فَلَهُ الجَنَّه. اگر بهشت مِلك و مُلك بهشتي شد، او مجاز است به اذن خدا عدّه‌اي را هم به همراه خود ببرد. بنابراين اين مربوط است به درجات زيارت اين بانو.

بهره مندي همة انسانها از بهشت به واسطة زيارت كريمة اهل بيت (س)

گر چه در مستحبات سخن از تعدّد مطلوب است، ولي اگر كسي خواست آن بهرة نهائي را از زيارت كريمة اهل بيت ببرد، بايد عارِفاً بِحَقِّهَا باشد. چون نُصوصي كه دربارة فضيلت زيارت كريمة اهل بيت (ع) وارد شد، دو طائفه است ؛

  1. طائفة اُولي مطلق است كه اگر كسي اين كريمه را زيارت كرد، وَجَبَتْ لَهُ الجَنَّه(6)و مانند آن.
  2. طائفه ثانيّه مقيّد است كه دارد: مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِّهَا. چون معمولاً در مستحبات تعدّد مطلوب مطرح است، و نه وحدت مطلوب ؛ اينچنين نيست كه ثواب زيارت مخصوص عارفان اهل بيت باشد، و ديگران طرفي نبندند ! بلكه همگان بهره مي‌برند ؛ منتها عارفان به حق ولايت بهرة بيشتري را نصيب خود مي‌كنند، و ديگران بهرة ضعيف‌تر و متوسط تر.

اگر دربارة كريمة اهل بيت (س) گفته شد: به شفاعت اين بانو شيعيان ما به بهشت مي‌روند ؛ تنها بهشت بعد از مرگ مراد نيست ! هم بهشت بعد از مرگ مراد است، هم بهشت قبل از مرگ. بهشت بعد از مرگ روشن است، در قبال جهنّم است ؛ امّا بهشت قبل از مرگ همان معرفت و حكمت است كه در قبال جهالت است.

چگونگي اطلاق ” حكمت ” بر بهشت در بيان نبوي (ص)

مرحوم صدوق (رض) در كتاب شريف اَمالي، آن احاديث معروفِ دربارة أنتَ يا عَلِيُّ بابُها را كه نقل مي‌كند، اين حديث نوراني را هم نقل مي‌كند كه وجود مبارك رسول اكرم (ص) به امير المؤمنين (ع) فرمود: أنَا مَدينَهُ الحِكمَهْ وَ هِيَ الجَنَّهْ وَ أنتَ يا عَلِيُّ بابَها (7). من شهر حكمتم، و حكمت بهشت است، و تو‌اي علي دَرِ اين بهشتي. در قبال حكمت، سفاهت است ؛ و سفاهت، دوزخ است. يك سفيه در دوزخ قرار دارد ؛ و حكمت، بهشت است. و در دنيا انسان حكيم، فقيه و متخلّق در بهشت است. اگر طبق آن روايتي كه از امام صادق (ع) رسيده است كه به شفاعت كريمة اهل بيت شيعيان ما به بهشت وارد مي‌شوند ؛ اختصاصي به شفاعت بعد المُوت ندارد ! هم شفاعت بعد از مرگ را شامل مي‌شود، هم شفاعت قبل از مرگ را. به بركت اين بانو، عدّة زيادي به علوم الهي بار يافته‌اند.

از وجود مبارك امام رضا (ع) رسيده است كه ادب زيارت قبور ائمه (ع) چنين است:

وقتي انسان به مشهدي از مشاهد مشرّفه بار يافت، بگويد:

اَلسَّلامُ عَلي مَحالِّ مَعرِفَهِ‌الله (8). اگر اينها محلّ معرفت خدايند، و معرفت خدا حكمت است، و حكمت جنّت است ؛ پس اُنس به مزار اينها سبب ورود در بهشتِ حكمت خواهد بود.

(بيانات حضرت آيت‌الله جوادي آملي در جلسة تفسير موضوعي قرآن كريم در جمع طلاب و فضلاي حوزة علمية قم ـ 1378)

* پاورقي:
(1) ر. ك: سفينه البحار / جلد 2 / صفحة 376
(2) ر. ك: وسائل الشيعه / جلد 14 / صفحة 576 ـ بابُ اِستحبابِ زِيارَهِ قَبرِ فاطمه بِنتِ مُوسي بن جعفر (ع) بِقُم
(3) ر. ك: وسائل الشيعه / جلد 14 / صفحة 576
(4) ر. ك: بحار الأنوار / جلد 60 / صفحة 216
(5) مستدرك الوسائل / جلد 10 / صفحة 368
(6) مستدرك الوسائل / جلد 10 / صفحة 368
(7) الأمالي لِلصدوق / صفحة 388
(8) عُيون أخبار الرِّضاء (ع) / جلد 2 / صفحة 271

 

برای زیارت آنلاین حرم حضرت معصومه(س) روی عکس زیر کلیک نمایید.


اگر فلش پلیر ندارید…
جهت دريافت نرم افزار Flash Player براى مرورگر Internet Explorer اينجا كليك كنيد جهت دريافت نرم افزار Flash Player براى مرورگر Mozilla Firefox اينجا كليك كنيد

اشتراک گذاری این مطلب!

مصائب اسارت اهل بیت (علیهم السلام)

6ام آذر, 1392

به گزارش خبرنگار اسراء نیوز؛ حضرت آیت الله جوادی آملی همزمان با شب دوازدهم ماه محرم الحرام در جمع عزاداران حسینی سخنرانی فرموده و در بخش پایانی سخنان خود به بیان مصائب اسارت اهل بیت[علیهم السلام] پرداختند.

متن سخنان معظم له بدین شرح است:

امشب که دوازدهم محرم است طبق برخي از نقل‌ها سالروز شهادت وجود مبارک امام سجاد(سلام الله عليه) است. امام سجاد(سلام الله عليه) رهبري قافله را به عهده داشت، ولي براي اينکه نفهمند او امام زمان است به وجود مبارک زينب کبرا(سلام الله عليها) دستور مي‌داد و زينب کبرا انجام مي‌داد.

مشکلاتي که براي اهل بيت از عصر عاشورا وارد شد بسيار توانفرسا بود، چون طبق دستور حضرت شب عاشورا اين خيمه‌ها را نزديک‌تر کردند، اين طناب‌ها را به هم نزديک کردند، يک قوس کمتري را اين خيمه‌ها اشغال کنند تا اطراف اين خيمه خندقي بِکَنند و آتش روشن کنند که دشمن از پشت سر حمله نکند. فقط اين خميه دارالحرب بود که مجاهدان مي‌رفتند و نعش‌هاي شهدا را برمي‌گرداندند قسمت جلو باز بود بقيه پشت خيمه‌ها همه خندق بود.

حالا عصر عاشورا که شد اينها مهاجمان با تاخت و تاز آمدند براي غارت, بچه‌ها زير اين دست و پا چطور فرار بکنند؟!

خدا مي‌داند راه که يک‌طرفه بود، همين جلوي خيمه دارالحرب بود، دستور رسيد «عليکنّ بالفرار» ولي بسيار سخت بود.

موقع خداحافظي و وداع اين اهل بيت از ابدان طيّب و طاهر وقتي فرا رسيد، ببينيد دختر, پدر را نشناسد!

به زينب(سلام الله عليها) مي‌گويد عمه! اين‌که در کنارش اين همه ناله مي‌زني، نعش چه کسي است؟

«عمّتي هذا نعش مَن؟» فرمود: «هذا نعش أبيک الحسين» اين نعش پدر بزرگوارت حسين‌بن‌علي‌بن‌ابي‌طالب است.

روز يازدهم که اينها را از کربلا عبور دادند آوردند به کوفه، مي‌بينيد وجود مبارک زينب کبرا با جلال و عظمت وارد شد اما «وعليها أرذل ثيابها و هی متنکّرةً» وارد شد يا «متکبّرةً» وارد شد، ابن‌زياد بعد از شناخت زينب کبرا(سلام الله عليها) گفت:

«کيف رأيت صُنع الله بأخيک؟!» زينب کبرا پاسخ داد آزمون الهي از طرف خداست, مقاومت و پايداري برادرم از طرف بنده يعني مخلوق خدا, اينها «ما رأيت الاّ جميلا» بسيار زيبا بود ما جز خوبي چيز ديگري نديديم، نه تنها خوب بود, بلکه جز خوبي چيز ديگري نديديم! اما آن کاري که تو و لشگريان شما کردند، آنکه کيفر تلخ الهي را به همراه دارد.

سخنراني وجود مبارک زينب کبرا در کوفه آنها را خاموش کرد، بعد ابن‌زياد رو کرد گفت: اين جوان کيست؟ گفتند اين علي‌بن‌الحسين است. ابن زياد گفت: علي‌بن‌الحسين را که خدا ـ معاذ الله ـ در کربلا کُشت, امام سجاد فرمود:

«کان لي أخٌ يُسمّي عليّاً» من برادري داشتم به نام علي او را لشکريان شما کُشتند. بيان تند و رسواکننده امام سجاد(سلام الله عليه) در مسجد کوفه باعث شد ابن‌زياد قصد قتل امام سجاد را بکند، زينب کبرا(سلام الله عليها) برخاست فرمود تا من زنده‌ام اجازه نمي‌دهم به برادرزاده من اهانتي بکني. آن‌گاه خود زين‌العابدين(سلام الله عليه) فرمود عمه من خودم پاسخ مي‌دهم فرمود ابن‌زياد «أبالقتل تهدّدنا فإنّ کرامتنا الشهادة» ما را با مرگ مي‌ترساني کرامت ما در شهادت ماست. ولي من پيشنهادي دارم، اگر قصد کشتن مرا داري يک مَحرم براي اين قافله فراهم بکن که اينها را به مدينه برساند!

شايد در چنين فرصتي، هنگام دفن شهدا فرا رسيد، گرچه بني‌اسد در دفن اين ابدان به حسب ظاهر شرکت کردند، نماز خواندند، دفن کردند، اما در حقيقت وجود مبارک امام سجاد اينها را همراهي مي‌کرد، در عالَم معنا وجود مبارک پيغمبر, چون در مدينه خواب ديدند که وجود مبارک پيامبر با موي ژوليده, خاک‌آلود، از آن حضرت سؤال کردند چه خبر است؟ فرمود الآن از دفن فرزندم حسين‌بن‌علي برگشتم! آن در عالم معنا با حضور وجود مبارک پيغمبر انجام شد، اما به حسب ظاهر اين نشئه, وجود مبارک امام سجاد از زندان کوفه به کربلا آمد و اين بني‌اسد را راهنمايي کرد، چون بني‌اسد اين کُشته‌ها را نمي‌شناختند، کشته يا با لباس شناخته مي‌شود يا با سر شناخته مي‌شود، سالار شهيدان که لباسش غارت شد، سر مطهّرش بريده شد, بدن مطهّرش زير سُم اسب‌ها لِه شد، بدني که دختر, پدر را نشناسد خب ديگران نمي‌شناسند.

وجود مبارک امام سجاد همه اينها را راهنمايي کرد، سالار شهيدان را پيشاپيش و همه شهدا را، اول علي‌بن‌الحسين را پايين پا و ساير شهدا را پايين پا دفن کرد. نوبت به قمر بني‌هاشم که رسيد حضرت دستور داد قبر عمويم بايد مستقل باشد، بارگاهش بايد جدا باشد، آن بدن را دستور نداد که همراه ساير شهدا يکجا دفن بشود، براي قمر بني‌هاشم هم قبر جدايي درست کرد. دو کار علي‌بن‌الحسين امام سجاد(سلام الله عليه) درباره قمر بنی هاشم کرد که درباره ساير شهدا نکرد.

مستحضريد رود عظيمي از دجله در شمال شرقي کربلا مي‌ريزد که مي‌گويند فرات, فرات يعني آب شيرين, اين آب, آب فرات در شمال شرقي کربلاست، جايي که رود جاري باشد رودخانه‌اي باشد اطراف آن ني‌ها و علف‌ها فراوان است، اين حصيربافي هم آنجا فراوان است، تهيه حصير, تهيه بوريا, تهيه نِي اينها در آن منطقه آسان بود، فرمود حصيري بياوريد که من اين بدن مطهر را در آن حصير بپيچم و دفن کنم, حصير آوردند آن بدن مطهر را آورد، ساير ابدان را وجود مبارک امام سجاد(سلام الله عليه) دستور مي‌داد به خاک بسپارند اما درباره دو بدن شخصاً وارد قبر شد يکي بدن حسين‌بن‌علي بود، يکي بدن عباس‌بن‌علي(سلام الله عليهم)؛ اگر به حضرت مي‌گفتند شما به تنهايي چگونه اين بدن را به خاک مي‌سپاريد مي‌فرمود:

«إنّ معي مَن يعينني» با من کساني هستند که مرا کمک کنند، اين کار را کردند.

يکي از آداب و سنن دفن ميّت اين است وقتي ميّت را به طرف قبله دفن کردند به پهلو خوابانده‌اند، کفن را از صورتش باز کنند صورتش را روي خاک بگذارند، بگويند:

«عفوک, عفوک, عفوک»

وقتي سالار شهيدان سر در بدن ندارد، وجود مبارک امام سجاد اين عمل را چگونه انجام بدهد؟! و همچنين درباره قمر بني‌هاشم اين کار را شخصاً انجام داد فرمود:

«إنّ معي من يعينين» هم درباره عموي خود, هم درباره پدر بزرگوارش. وقتي قبر تأمين شد وجود مبارک حضرت از قبر بيرون آمدند خاک ريختند, با انگشت نوراني روي قبر حسين‌بن‌علي نوشت: «هذا قبر حسين بن علي بن ابي طالب الّذي قتلوه عطشاناً» اين قبر حسين است که با فاصله کم با اين رود عظيم او را با لب تشنه شهيد کردند.

«السلام عليکم يا أهل بيت النبوّة و يا معدن الرسالة و يا مختلف الملائکة السلام علي الحسين و علي علي‌بن‌الحسين و علي أولاد الحسين و علي أصحاب الحسين و رحمة الله و برکاته»

يا مَن يقبل اليسير و يعفو عن الکثير إقبل مِنّا اليسير واعفوا عنّا الکثير اللهمّ لا تجعله آخر العهد مِن اقامة العزاء و إن جعلته واجعلنا مرحومين و لا تجعلنا محرومين

منبع: بنياد بين المللي علوم وحياني اسراء

اشتراک گذاری این مطلب!

چه کسانی هیزم‌ جهنم‌اند؟!

1ام مهر, 1392

چه کسانی هیزم‌ جهنم‌اند؟!


گاهي انسان از بيرون آسيب مي‏ بيند و گاه از درون. آتش بيرون بر جسم اثر مي‏ كند و همه ما به خوبي اين آتش و راه فرار از آن را مي‏ شناسيم؛ امّا آتش درون جان و روح ما را به آتش مي ‏كشد. جان ما در درون خود، يا آفت‏زاست يا ان‏شاء اللّه نور به همراه دارد.


به گزارش خبرگزاری حوزه، حضرت آیت‌الله جوادی‌آملی در نوشتاری با تاکید بر لزوم شناخت انسان از روش‌های تربیت نفوس چند نکته اساسی را پیرامون به کمال رسیدن انسان متذکر شده‌اند.

*اگر خود را نشناسیم سواد نداریم

يكم. همه علوم مطرح در حوزه يا دانشگاه مستقيم يا غيرمستقيم به انسان شناسي نيازمند است. علومي كه در دانشگاهها مطرح است، يا انساني است يا تجربي. علوم انساني، بدون انسان‏شناسي به نتيجه نمي‏رسد، زيرا عنصر محوري علوم انساني «هويت انسان» است. علوم تجربي هم با انسان شناسي ارتباط مستقيم ندارد؛ ولي براي انسان لازم است. مهندسي كه خانه، شهر، خيابان و… مي‏سازد، به دنبال زندگي بهتر براي انسان است و اخترشناس، زمين‏شناس، گياه‏شناس، جانورشناس يا معدن‏شناس، همه براي بهره ‏برداري بهتر انسان از اين منابع تلاش مي‏ كنند.

بر اين اساس، علوم مطرح در حوزه يا دانشگاه، بدون انسان‏شناسي، يا خود ناقص هستند يا كارايي و كارآمدي آنها دچار نقص است. از اين‏رو بخش وسيعي از آيات قرآن در پي معرفي هويت انسان و عوامل اصلي سازنده انسانيت اوست، پس اگر ما خود را نشناسيم، از علومي كه فرا مي ‏گيريم، بهره‏ اي نمي‏بريم.

*جان آدمی در علوم انسانی است نه تجربی

دوم. در فرهنگ قرآن، انسان فقط در تالار تشريح خلاصه نمي‏ شود. كارايي بدن و جسم، فقط در محدوده طب است؛ امّا آنچه اين بدن يا جسم را تدبير، هدايت و راهنمايي مي‏ كند، جان آدمي است و اين حقيقت در علوم انساني مشخص مي‏ شود؛ نه در علوم تجربي.

*چه کسانی هیزم چهنم‌اند!

سوم. همان‏طور كه اجرام، گاه از درون و گاه از بيرون دچار آفت مي‏ شوند، يا گاه از درون مشتعل مي‏ شوند گاه از بيرون، ارواح نيز چنين‏ اند؛ به‏ هرحال شناخت، درمان و مهار آتش دروني بسيار دشوار است. در امور معنوي نيز وضع همين گونه است؛ گاهي انسان از بيرون آسيب مي ‏بيند و گاه از درون. آتش بيرون بر جسم اثر مي‏كند و همه ما به خوبي اين آتش و راه فرار از آن را مي‏ شناسيم؛ امّا آتش درون جان و روح ما را به آتش مي ‏كشد. جان ما در درون خود، يا آفت‏زاست يا ان‏شاء اللّه نور به همراه دارد.

خداي سبحان نيز در قرآن مجيد درباره سوختن جسم و جان سخن گفته است، چنان كه درباره پر فروغ بودن جسم و جان هم سخن به ميان آورده است. درباره سوختن جسم فرمود: عده‏اي هيزم جهنم هستند:

« وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا».[1] قاسط يعني كسي كه اهل قَسط است و قَسط، به معني ظلم و جور است. اين كلمه در مقابل كلمه قِسط، به معناي عدل و ميانه ‏روي است. در قرآن كريم آمده است: ظالمان هيزم جهنم هستند و خودِ اينها آتش جهنم را تأمين مي ‏كنند و مواد خام آتش جهنم هستند.

عده‏اي هم از درون خود آتش توليد مي‏كنند كه قرآن از آنها به «وقود» ياد مي‏كند. آنها رهبران و امامان كفر هستند كه خداي سبحان در مورد آنها فرموده است: ﴿وقودها الناسُ و الحجارة﴾.[2] اينها آتش‏زنه و آتش گيره ‏اند و از خود آتش دارند. درباره روح و جان هم فرمود: عده‏اي دلهايشان چنين است: ﴿نار اللّهِ المُوقدَةُ ٭ الّتي تطّلع علي الأفئدةِ﴾[3]؛ آتش خدا از دل آنها شعله مي‏كشد.

*خداوند هیچ کس را هیزم خلق نکرده است

چهارم. خداي سبحان هيچ كس را به صورت هيزم يا نظير سنگ چخماق كه از درون آتش داشته باشد نيافريده است. او همه را پاك و شفاف خلق كرده است. عدم مواظبت و مراقبت خوردن هر غذا، نگاه كردن به هر چيز، رفتن به هر جا، گفتن هر حرف يا شنيدن آن كم كم به مشوش شدن درون انسان مي‏ انجامد. جان انسان درياي زلالي است كه اگر با اعمال و افكار ناشايست آلوده نشود، بسياري اسرار عالم هستي در آن منعكس و متجلي مي ‏شود.

خداي سبحان به ما فرمود: من به شما سرمايه‏ اي داده ‏ام كه مانند آب پاك، شفاف و زلال است. اگر تدبّر كنيد، مسئله براي شما روشن مي‏شود. تعبيراتي چون ﴿يعقلون﴾، ﴿يتفكّرون﴾، ﴿يتذكّرونَ﴾ و ﴿يَتدبّرونَ﴾ نيز به همين دليل آمده است؛ امّا اگر آن را آلوده يا مُشوش كرديد، يا هم آلوده و هم مشوش كرديد، چيزي نمي‏ بينيد: ﴿صُمٌّ بُكمٌ عُمْي فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ﴾.[4]

اگر كسي بتواند اين كوثر را حفظ كند؛ نه بد كسي را بخواهد و نه به فكر تباه كردن خود باشد، زلال باقي مي‏ماند و از بسياري اسرار آگاه مي‏شود. غذاي حرام، فكر باطل، چاه كندن براي ديگران، زشت گفتن به ديگران و هتك حيثيت ديگران، هم آتش درون است و هم آلوده كننده كوثر جان.

به هر حال، اگر ما از چنين سرمايه ‏اي محافظت كنيم، در همه علوم (انساني و تجربي) كامياب مي ‏شويم. از پيامبر اكرم ‏صلي الله عليه و آله و سلم نقل شده است: در شبانه روز، انسان بايد زمان كوتاهي با خود خلوت كند و به حساب خود رسيدگي كند.[5]

براي مثال كشاورزي را در نظر بگيريد كه پس از 40 سال تلاش و كوشش، روز درِ انبار را باز كند، چيزي در آن نبيند. آن روز فهميد موشي در انبار بود و همه محصول را برد. وقتي در انبار قفل است و كسي نمي ‏تواند از بيرون بدان دستبرد بزند، معلوم مي‏ شود كه در درون مشكلي وجود دارد. سخن جناب مولوي اين است:

گرنه موشي دزد در انبارِ ماست ٭٭٭٭ گندم اعمال چل ساله كجاست[6]

انسان بايد به گونه‏اي زحمت بكشد كه وقتي از او مي ‏پرسند «چه داري؟»، بتواند پاسخ بدهد: خدايا! من اين كارها را براي تو انجام داده ‏ام؟! اما متأسفانه بعضي از ما فلان كار را براي اينكه نامي پيدا كنيم، انجام داديم و وقتي چند نفر از ما تعريف كردند، خوشحال شديم يا وقتي به ما اعتراض كردند، از صحنه خارج شديم. همه اينها براي خودمان بود. حال آيا عمل نقدي در دست داريم تا بگوييم: خدايا! اين كار را براي رضاي تو انجام داده ‏ايم؟

ما موظفيم هر روز حسابرسي داشته باشيم، زيرا در زواياي درون ما موشها بسياراند؛ رشوه، عشوه، غيبت، تهمت، كبر يا ديگر بيماريها.

البته همه اينها اصلاح شدني است، به خصوص در دوران جواني؛ براي مثال، اگر يكي از دوستان ما در المپياد موفق شد و گفتيم خدايا تو را شكر؛ خدايا! بر توفيقات او بيفزاي و به ما هم توفيق بده كه بهتر از او يا مثل او باشيم و سجده شكر به جاي بياوريم، بايد بدانيم كه در انبار وجود ما موش راه نيافته است؛ امّا اگر بدگويي كرديم يا تهمت زديم، بايد بدانيم كه موش به انبار درون ما راه يافته است. اين موش اعمال را از درون مي ‏پوساند و از بين مي ‏برد. اگر ديگري ترقي كرد و ما خوشحال شديم و «لَكَ الحَمد» گفتيم، معلوم مي‏شود كه قلب ما شفاف است و اين استخر زلال را نه آلوده كرده‏ايم و نه شورانده ‏ايم.

پی نوشت:

[1] ـ سوره جنّ، آيه 15.

[2] ـ سوره بقره، آيه 24.

[3] ـ سوره همزه، آيات 7 ـ 6.

[4] ـ سوره بقره، آيه 18.

[5] ـ وسائل الشيعه، ج 16، ص 97 ـ 96، باب وجوب محاسبة النفس كل يوم.

[6] ـ مثنوي معنوي، دفتر يكم، بيت 382.

اشتراک گذاری این مطلب!

بین ١٢٤ هزار پیامبر و ١٤ معصوم تنها یک نفر زن است. چرا؟

17ام شهریور, 1392

چرا در بین پیامبران، زن وجود ندارد؟!
پاسخگو: حضرت آیت‌الله العظمی جوادی‌ آملی

این طور نیست که فقط یک زن معصومه داشته باشیم آن هم وجود زهرای مرضیه ‏سلام اللّه علیها باشد. ما دلیلی بر عدم عصمت بعضی از زن‌های دیگر نظیر «حضرت زینب کبری» و «‏حضرت فاطمه معصومه» سلام اللّه علیهما نداریم.

اما این‌که ١٢٤ هزار پیامبر همه مرد ‏هستند برای این است که نبوّت و رسالت، کارهای اجرایی دارد و خصوصیات بدنی و ‏جسمی مردها به گونه‌ای است که کارهای اجرایی وظیفه مردهاست. از طرف دیگر ‏پشتوانه نبوت و رسالت، مقام ولایت است. کمال انسان در آن است که بشود ولی اللّه ‏و این مقام اختصاصی به مرد یا زن ندارد. زنان بزرگی نظیر آسیه، مریم، حضرت زهرا، ‏زینب کبری و حضرت معصومه در عالم بوده‌اند و این‌ها هرکدام با حفظ مرتبه و درجه ‏خاص خود می‌توانند به ولایت رسیده باشند.

نبوت و رسالت امر اجرایی است، این‌که ‏زنی پیامبر نشده است برای این است که زن باید با همه افراد جامعه تماس بگیرد، در ‏جنگ و صلح فرماندهی جنگ را به عهده بگیرد. این کار اجرایی برای زنان دشوار است ‏این‌چنین نیست که اگر پیامبران همه از جنس مرد بودند معنایش این است که کمال ‏معنوی مخصوص مرد است، بلکه کمال معنوی مربوط به ولایت است و در ولایت الهی ‏بین زن و مرد تفاوتی نیست، زن و مرد هر دو می‌توانند ولی اللّه بشوند.‏

منبع:http://www.abna.ir

اشتراک گذاری این مطلب!

درمان جامعه ما جز با«اخلاق»ممکن نیست!

2ام شهریور, 1392

تنها درمان جامعه كنوني, اخلاق است ولو انسان كافر باشد همان بيان نوراني سيدالشهداء فرمود:

«إن لَم يَكُن لَكُم دين وَكُنتُم لاتَخافونَ المَعاد فَكونوا أَحرارا فى دُنياكُم»

اينكه گفته شد اخلاق و اديان با اينكه كسي خدا را قبول ندارد قيامت را قبول ندارد ولي يك حرف مياني را مي‌شود زد و آن اخلاق است.

اينكه مي‌گويند قرآن كتاب جهان‌شمول است نه معنايش اين است كه شما اگر همه‌تان مسلمان بشويد من برنامه دارم نه, مسلمان باشي برنامه دارم, مسيحي باشي برنامه دارم, بت‌پرست باشي برنامه دارم, ملحد هم باشي برنامه دارم.


جمعی از اعضای کمیته علمی و اجرایی همایش بین المللی «اخلاق و ادیان» در محل بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء با حضرت آیت الله جوادی آملی دیدار و گفتگو کردند.

حضرت آیت الله جوادی آملی در این دیدار با بیان اینکه تحرير محلّ نزاع سهم تعيين‌كننده‌اي در تبیین مسائل دارد، گفت: بسياري از مسائل با تشخيص صحيح صورت مسئله حل مي‌شود و بسياري از مغالطات در اثر خفاي صورت مسئله بوجود می آید، اينكه مي‌بينيم يك رياضيدان، يك فيلسوف يا يك فقيه ماهر يك مطلب را از چند راه حل مي‌كند، براي اينكه آن موضوع را خوب تشخيص داد، محمول را خوب تشخيص داد، نسبت را خوب تشخيص داد اگر صورت مسئله خوب روشن بشود اين موجود يك تافته جدابافته نيست.

ايشان با تبیین مرز اخلاق با فقه و عرفان تاکید کرد : ما يك اخلاق داريم يك فقه داريم يك عرفان داريم كاملاً مرزها جداست هرگز اخلاق را با فقه, هرگز اخلاق را با عرفان نمي‌شود يكجا جمع كرد فقه يك بايد و نبايد است همانطور که مرحوم شيخ انصاري در مسئله غيبت مي‌گويد كار فقيه اين است كه بگويد غيبت حرام است موارد استثنايش را هم بگويد اما چطور مي‌شود آدم غيبت مي‌كند آن عُقده رواني‌اش چيست از كجا باعث مي‌شود غيبت بكند خطر غيبت چيست فساد غيبت در جامعه چيست چطور ما اين فساد دروني را درمان كنيم اينها فنّ اخلاق است فنّ فقه نيست.
ايشان ادامه داد: مرز اخلاق و عرفان نيز كاملاً از هم جداست، اخلاق در جهاد اوسط است، عرفان در جهاد اكبر است، جهاد اوسط اين است كه آدم, آدم خوبي بشود بهشتي بشود باتقوا و عادل شود، همه واجب‌ها را انجام بدهد همه محرّمات را ترك بكند مستحبات را انجام بدهد متخلّق هم است اما تازه اين نردبان است براي عرفان, عرفان اين نيست كه آدم, آدم خوبي بشود عرفان اين است كه آدم ببيند خدا چيست بهشت كجاست جهنم كجاست, بهشت رفتن كار متخلّقين است بهشت ديدن كار عرفاست جهنم نرفتن كار متخلّقين است جهنم را ديدن كار عرفاست.

ایشان مشکل جامعه امروز را اخلاقی دانست و تصریح کرد: تنها درمان جامعه كنوني, اخلاق است ولو انسان كافر باشد همان بيان نوراني سيدالشهداء فرمود: «إن لَم يَكُن لَكُم دين وَكُنتُم لاتَخافونَ المَعاد فَكونوا أَحرارا فى دُنياكُم» اينكه گفته شد اخلاق و اديان با اينكه كسي خدا را قبول ندارد قيامت را قبول ندارد ولي يك حرف مياني را مي‌شود زد و آن اخلاق است. اينكه مي‌گويند قرآن كتاب جهان‌شمول است نه معنايش اين است كه شما اگر همه‌تان مسلمان بشويد من برنامه دارم نه, مسلمان باشي برنامه دارم, مسيحي باشي برنامه دارم, بت‌پرست باشي برنامه دارم, ملحد هم باشي برنامه دارم.
آيت الله جوادی آملی با اشاره به آيه هشتم سوره ممتحنه «لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ» گفت: بالأخره ما يك مشرك داريم يك ملحد داريم يك اهل كتاب, فرمود هيچ چيز را قبول نداشته باشي نداشته باش ولي يك چيز قابل مشترك ما داريم، اخلاق اين است. اخلاق و اديان معنايش اين نيست كه آنها كه خدا و قيامت و بهشت و جهنم را قبول دارند آنها فقط داراي اخلاق‌اند نه, قرآن مي‌گويد اگر خدا را هم قبول نداري و قيامت را قبول نداري هيچ ديني هم قبول نداري يك زبان مشتركي به نام فطرت ما داريم، بالأخره بشر بايد با هم زندگي كنند اين زندگي مسالمت‌آميز يك زبان مشترك مي‌خواهد زبان مشترك همان زبان فطرت است اخلاق و اديان اين است.

منبع:اسلام باب

اشتراک گذاری این مطلب!

حجاب حق ‌الله است یا حق ‌الناس؟

22ام مرداد, 1392

حجاب حق ‌الله است یا حق ‌الناس؟

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا حضرت آیت‌الله العظمی جوادی‌آملی در نوشتاری جایگاه و ارزش حجاب زن و لزوم توجه بانوان به آن را در قالب پاسخ به پرسشی عنوان کردند. ایشان در پاسخ به این سؤال که “چرا اسلام بانوان را ملزم به رعایت حجاب کرده است و آیا این الزام برای زن محدودیتی دارد؟” نوشتند:

راه حل این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملاً درک کند که حجاب او تنها ‏مربوط به خود او یا مرد سرپرست او یا حتی خانواده وی نیست تا بگوید من از حق خودم صرف‏‌نظر کردم، مرد بگوید ‏من راضیم یا اعضای خانواده رضایت دهند، بلکه حجاب زن حقی الهی است، ‏لذا می‏‌بینید در جهان غرب و کشورهایی که به قانون غربی مبتلا هستند، اگر زن همسرداری آلوده شد و ‏شوهرش رضایت داد، قوانین آن‌ها پرونده را مختومه اعلام می‏‌کنند، اما در اسلام این‌گونه نیست، یعنی حرمت زن،‏ اختصاص به خود زن، شوهر و برادر و فرزندانش ندارد به عبارتی اگر همه رضایت دهند، قرآن ‏راضی نخواهد بود، چون حرمت و حیثیت زن به‌عنوان حق‏‌اللَّه مطرح است، خدای سبحان زن را با سرمایه ‏عاطفه آفریده است تا معلم رقت بوده و پیام عاطفه بیاورد، حال اگر جامعه‏‌ای این درس رقّت و عاطفه را ترک نموده و به ‏دنبال غریزه و شهوت رفتند، به همان فسادی مبتلا می‏‌شوند که در غرب ظهور کرده است. بنابراین کسی نمی‌تواند نسبت به نداشتن حجاب رضایت داشته باشد.

از این جهت است که قرآن کریم می‏‌گوید، هر گروهی، اگر راضی هم ‏باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می‏‌شود عصمت زن، حق‌‏اللَّه است و به هیچ ‏کسی ارتباط ندارد.

قهرا همه اعضای خانواده، اعضای جامعه و حتی خود زن، امین امانت الهی هستند. زن ‏به عنوان امین حق‏‌اللَّه از نظر قرآن مطرح است، یعنی این مقام حرمت و حیثیت را خدای سبحان (که ‏حق خود اوست)، به زن داده و فرموده است: این حق مرا به عنوان امانت حفظ کند، آن‌گاه جامعه به صورتی ‏درمی‏‌آید که شما در ایران می‏‌بینید، جهان در برابر ایران خضوع کرده است؛ زیرا که در مسأله جنگ تا آخرین ‏لحظه، صبر کرد و کاری که برخلاف عاطفه، رقت، رأفت و رحمت باشد انجام نداد. با این که دشمنان او از ‏آغاز، حمله به مناطق مسکونی، کشتار بی‏‌رحمانه بی‏‌گناهان و غیر نظامی‏‌ها را مشروع کردند. ‎جامعه‌‏ای که قرآن در آن حاکم باشد، جامعه عاطفه است، راز این امر نیز در این است که نیمی از جامعه را ‏معلمان عاطفه که همان مادران می‌باشند، به عهده دارند چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم اصول ‏خانواده درس رأفت و رقّت می‏‌دهد و رأفت و رقّت در همه مسائل کارساز است‎.

اشتراک گذاری این مطلب!

نمی‌توان با دروغ و پول دادن‌ به مردم کشور را اداره کرد.

5ام اردیبهشت, 1392

به گزارش خبرگزاری حوزه، حضرت آیت‌الله العظمی جوادی‌آملی، عصر روز گذشته در دیدار با اعضای کمیته وحدت فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت مجلس با بیان این که رئیس جمهور باید به فکر چگونگی اداره کردن جامعه باشد، گفتند:

مردم را با دروغ و پول دادن و روش‌های کمیته امدادی نمی‌توان اداره کرد.

حضرت آیت الله جوادی آملی با بیان این که قانونگذاری نظام جمهوری اسلامی ایران ۳ ویژگی اساسی دارد، ادامه دادند: مجالس کشورهای دیگر از این سه ویژگی برخوردار نیستند، از همین‌رو نظام تدوین در آنها ابتر است و بر این اساس نظام سازمان ملل متحد و سازمان‌های بین‌المللی دیگر هم به دلیل نداشتن این ۳ ویژگی ابتر هستند.

ایشان با بیان این که قانون اساسی حدود و سقور قانونگذاری را در اختیار مجلس قرار می‌دهد، افزودند: قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران کلیاتی دارد که مجلس شورای اسلامی براساس آن عهده‌دار تصویب مواد و قانونگذاری است.

این مرجع تقلید با اشاره به این که اصول قانون اساسی مبنای تصویب مواد و قانونگذاری است، تصریح کردند: مسئله تامین رفاه مردم، تامین معیشت، ایجاد شغل و رعایت عدالت جزو مبانی قانون اساسی است که باید در مصوبات مجلس به این مبانی مهم توجه شود.

معظم له با تاکید بر این که ریشه تمام اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران عدل است، یادآورشدند: این اصول دست مجلس را باز می‌گذارد تا چه موادی را تصویب کند و در چه محدوده‌هایی از قانون فراتر نرود و رعایت عدل در همه کشورها جز کشورهای عربی که نوکر آمریکا هستند و مجلس و قوانینی ندارند، رعایت می‌شود، اما عدل یعنی هر چیزی را در جای خود قرار دادن و چه کسی می‌داند جای اشیاء کجاست؟ جای اشخاص کجاست؟ و جای امنیت کجاست؟

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1· 2

نماز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

2ام اردیبهشت, 1392

يكي از والاترين اعمال مستحب، نماز امام زمان (عج) است.

كه همراه دعاي پس از آن، از صدر تا ساقه‏ اش، مدرسه توحيد است.

در اين نماز جمله توحيد كه واسطة العقد و بيت الغزل سوره مباركه فاتحة الكتاب است:

﴿اِيّاكَ نَعبُدُ واِيّاكَ نَستَعين﴾ صدبار تكرار مي‏شود.

كه گوياي سرّي عميق است:

نمازگزاري كه صدبار توحيد تلقي كند

و آن را به گونه‏اي كه ﴿اِيّاك﴾ را كه مفعول است

بر ﴿نَعبُد﴾ و ﴿نَستَعين﴾ مقدم دارد،

به قلب خويش تلقين سازد

(در حالي كه هر دو جمله چه در بخش استعانت و چه عبادت، مفيد حصرند)

به توحيد ناب بار می يابد.

آیت الله جوادی آملی

اشتراک گذاری این مطلب!

منظور اسلام از ازدیاد اولاد چیست؟

31ام فروردین, 1392

منظور اسلام از افزایش اولاد، تربیت خلیفه‌الله است.

به گزارش ادیان نیوز ، آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در دیدار مدیر و اعضای هیئت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده وابسته به مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران با بیان اینکه با پیروزی انقلاب اسلامی دروازه ایران به روی شرق و غرب باز شد، اظهار داشت:

ره‌آورد این ارتباط هم از نظر علمی، حسی و تجربی و هم از نظر عملی قابل بررسی است.

وی با بیان اینکه محور بحث در انسان‌شناسی، علوم تجریدی است افزود: آنچه به خورد ما دادند یا به دنبال آن رفتیم علوم تجربی بود و چه بسیار همایش‌ها که به بیماری‌های مشترک بین انسان و دام اختصاص یافت،‌ اما ما به دنبال انسان‌پروری هستیم نه دامپروری.

استاد برجسته حوزه علمیه ادامه داد:

وقتی سوره احزاب را می‌خوانی که آن گاه که مرد نامحرم زن نامحرم را نگاه کرد و طمع کرد آن گاه قلبش مریض است،‌ آن که به دنبال بیماری‌های مشترک انسان و دام می‌رود، نمی‌داند این مریضی قلب چیست.

آیت‌الله جوادی آملی اضافه کرد: موضوع بحث انسان‌پروری، خلیفه‌اللهی است، حرمتی که قرآن برای انسان قائل شد این بود که گفت می‌خواهم خلیفه تعیین کنم و نفرمود می‌خواهم «خلیف» تعیین کنم؛ این «ه» مربوط به تانیث نیست، «ه» مبالغه است مانند علامه یعنی باید خیلی جانشین باشد،‌ البته انبیا و اولیا قله خلافت را دارند و سایر انسان‌ها سایر مراحل خلافت را کسب می‌کنند.

وی گفت: در انسان‌پروری اول طرح و برنامه مهم است و بعد اجرائیات.

استاد حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه نیمی از جامعه را بانوان تشکیل می‌دهند افزود: مردان جامعه همان احتیاجاتی را دارند که زنان دارند و به منظور پرهیز از اختلاط باید خانم‌ها اداره امور مربوط به خود را به دست گیرند و تمام نیازهای مربوط به زن‌ها را خود زن‌ها انجام دهند.

وی با اشاره به وعده قرآن به حضرت نوح افزود: قرآن می‌فرماید اگر راه راست را پیش گرفتید و به بیراهه نرفتید خداوند شما را با اولاد یاری می‌کند،‌ طریقه استفاده از این مدد استغفار است.

آیت‌الله جوادی آملی با بیان اینکه خانم‌ها باید مطالبات خود را بفهمند اظهار داشت: زنان باید این واجب مطلق را که مقدمات آن تحصیلی است به دست آورند و این مطالبه رسمی جامعه زنان شود.

وی گفت: مادر شدن مسئولیتی است بر عهده زنان و دولت باید در این راه گام بردارد.

این مفسر قرآن کریم کلمه «استعمار» را یکی از مقدس‌ترین واژه‌های قرآنی دانست که اکنون به صورت نحس‌ترین کلمات درآمده است و افزود: استعمار قرآنی به این معنا است که خداوند همه امکانات و هوش و خرد را به انسان عطا کرد و سفره‌ای را برای انسان چید، تا انسان زمین را آباد کند، بیگانه‌ای را در این سفره راه ندهد و خود آقا و سرور خود باشد.

وی گفت: آباد کردن زمین به داشتن فرزند صالح و سالم است،‌ این مطالبه خدا از ما است که راه آن نیز برای ما مشخص است.

آیت‌الله جوادی آملی با بیان اینکه سکینت جامعه بر عهده زنان است، ادامه داد: اگر زن نتواند سکینت جامعه را تأمین کند، رسالت الهی خود را انجام نداده است.

وی با اشاره به حدیثی از حضرت زهرا(س) که زینت زن را در ندیدن هیچ مردی و ندیدن او از سوی هیچ مردی بیان کرده است، گفت: معنای این سخن آن نیست که زن از منافع جامعه محروم شود، بلکه آن است که همه کارهای خود را به وسیله خود انجام دهد.

استاد حوزه علمیه قم با اشاره به فرار مغزها از کشور به دلیل برخی کمبودها گفت: اگر در کارهای اجتماعی که واجب کفایی است کوتاهی کنیم همه در روز قیامت مسئولیم.

وی با بیان اینکه ما تا ابد نیازمند اعقاب خود هستیم، اضافه کرد: بسیاری تصور می‌کنند مردن پوسیدن است،‌ اما دین می‌گوید مردن از پوست به درآمدن است و فرزند تنها مشکل دنیا را حل نمی‌کند بلکه مشکل آخرت را هم حل می‌کند.

آیت‌الله جوادی آملی با اشاره به مسئولیت خانواده‌ها و دولت در تکثیر نسل اظهار داشت: اگر دولت در تکثیر نسل مسئول است باید تمام جوانب آن را در نظر بگیرد.

وی با اشاره به حدیثی از امیر مؤمنان علی(ع) گفت: مال نعمت خوبی است اما داشتن آن کمال نیست.

استاد حوزه علمیه قم افزود: همراه با داشتن مال دو کار باید کرد؛ تلاش در تولید و قناعت در مصرف./

اشتراک گذاری این مطلب!

زيارت اهل قبور يادتان نرود.

3ام اسفند, 1391

راههایي كه دين به وسيله زيارت و دعا به ما آموخت ما اينها را تنها براي ثواب تلقّي نكنيم ؛به ما گفته اند كه زيارت اهل قبور يادتان نرود ويا اگراز كنار مزار آنها گذشتيد زيارت فراموشتان نشود بسيار خب چه به آنها بگوييم؟

اين جمله “اَلسَّلامُ عَلي‏ اَهْلِ الدِّيارِ مِنَ‏ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُسْلِمينَ اَنْتُمْ لَنا فَرَطٌ وَنَحْنُ اِنشآءَ اللَّهُ بِكُمْ لاحِقُونَ»”اين يك جمله كوتاهي است يعني درود ما بر شما و شما پيشكسوت ما هستيد پيشگام ما هستيد، ما هم ـ انشاءالله ـ به شما ميرسيم ، اين جمله كوتاهي است كه در كنار زيارتها گفته مي شود .اما آن جمله و دعاي رسمي زيارت اهل قبول اين است

«اَلسَّلامُ عَلي‏ اَهْلِ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ مِنْ اَهْلِ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ يا اَهْلَ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ بِحَقِّ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ كَيْفَ وَجَدْتُمْ‏ قَوْلَ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ مِنْ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ» خيلي از ماها همين را مي خوانيم اما ديگر نمي دانيم يعني چه!به ما گفته اند با مرده ها سخن بگوييد آنها را قسم بدهيد بگوييد شما را به خدا قسم آنجا چه خبر است ؟

برزخ يعني چه؟

قيامت يعني چه؟

مرگ يعني چه؟

سؤال قبر يعني چه؟

ملائكه مي آيند چطور مي آيند؟

چه سؤال مي كنند؟

چطور سؤال مي كنند؟

شما چطور جواب داديد؟

اين نيست كه حرف سعدي را ما تكرار كنيم “آن را كه خبر شد خبري باز نيامد” نه خير به ما گفته اند آنها را قسم بدهيد و از آنها بخواهيد كه به شما بگويند چه گذشت.

درس اخلاق حضرت آیت الله جوادی آملی

اشتراک گذاری این مطلب!

جلوه ‏هاي كرامت انسان

28ام بهمن, 1391

     كرامت انساني كه مربوط به ويژگيها و خصوصيات ذاتي آدمي است، جلوه‏هايي گوناگون دارد كه قرآن كريم در جاهاي مختلفي به آنها اشاره كرده است. قرآن كريم هرچه را از حوزه روح آدمي بيرون است، مايه زيبايي انسان نمي‏داند، بلكه اگر آن چيز زميني است، آن را زيور زمين مي‏داند و راز اين تزيين را آزمون جامعه بشري مي‏شمرد:

﴿اِنّا جَعَلنا ما عَلَي الاَرضِ زينَةً لَها لِنَبلُوَهُم اَيُّهُم اَحسَنُ عَمَلا﴾(1)؛

     ولي اگر كمالي در جان انسان جا گيرد، آن را زيور روح ملكوتي بشر مي‏داند: ﴿حَبَّبَ اِلَيكُمُ الايمنَ وزَيَّنَهُ في قُلوبِكُم﴾(2)، بنابراين در فرهنگ قرآن كريم تنها ايمان به خداوند، وحي، نبوّت، معاد و ساير دستورهاي ديني، پايه زيور و مايه زينت است، در نتيجه سبب كرامت انسان است.
1. علم به اسماء: انسان تنها موجود شايسته شناخت اسماي حسناي الهي است: ﴿ وعَلَّمَ ءادَمَ الاَسماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُم عَلَي المَلئِكَةِ فَقالَ اَنبِوني بِاَسماءِ هؤُلاءِ اِن كُنتُم صدِقين ٭ قالوا سُبحنَكَ لاعِلمَ لَنا اِلاّما عَلَّمتَنا اِنَّكَ اَنتَ العَليمُ الحَكيم﴾(3) و به جهت برخورداري از همين ظرفيت علمي وسيع، معلّم فرشتگان نيز هست: ﴿قالَ يءادَمُ اَنبِئهُم بِاَسمائهِم فَلَمّا اَنبَاَهُم بِاَسمائهِم قالَ اَلَم اَقُل لَكُم اِنِّي اَعلَمُ غَيبَ السَّموتِ والاَرضِ﴾.(4)
اين آيه افزون بر بيان برتري انسان كامل بر فرشتگان، در مقام تبيين اين نكته است كه انسان كامل، نه تنها عالم به اسماي خداوند است، بلكه به اذن او معلّم اسماي حسناي الهي نيز هست و ملائكه، نه تنها عالم به اسماي حسناي الهي نيستند، بلكه مأمورند كه متعلّمانه و در حدّ گزارش علمي، آنها را از محضر استاد خود (آدم) فراگيرند.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1· 2

حضور هميشگي در مدرسه خودشناسي

28ام بهمن, 1391

    هيچ لحظه ‏اي نبايد از خودشناسي غفلت كرد؛ هم در خواب و هم در بيداري، زيرا مدرسه آن هميشه باز است. تنِ آدمي در بستر مي‏ خوابد؛ ولي مدرسه روح شبانه ‏روزي است. هر كه در بيداري مواظب خود باشد، در خواب نيز فطرت و دلش به سراغ دلمايه مي‏ رود، و اگرنه مدرسه را به بازي مي‏ گذراند، پس بعضي مي‏ خوابند كه دَرِ كتابخانه را ببندند و خود، پيش و بيش از ديگران مطالعه كنند و رؤياهاي صادق اينان در حالت مناميه، كمتر از مدرسه‏هاي روزانه نيست.
     وجود مبارك رسول گرامي‏صلي الله عليه و آله و سلم در هر بامداد از صحابه مي ‏پرسيد:

«هل من‏مبشّرات»(1)

؛ ديشب در مدرسه رؤيا چند مطلب ياد گرفتيد؟

گرچه ما نظير حضرت خليل رحمان(عليه‌السلام) نيستيم كه در عالم رؤيا با تأكيد و تحقيق، مأموريت ذبح فرزند به وي داده شد: ﴿اِنّي اَري فِي المَنامِ اَنّي اَذبَحُكَ﴾(2)؛ ولي فرزند معنوي ابراهيم خليل هستيم: ﴿مِلَّةَ اَبيكُم اِبرهيمَ هُوَ سَمّكُمُ المُسلِمينَ مِن قَبلُ﴾(3)، پس مي‏توانيم همان راه ايشان را بپيماييم.
بعضي هنگام خواب هم در مدرسه هستند؛ ولي برخي بيداري‏شان هم خواب است؛ يعني مي‏خوابند كه آن خواب پيشينشان دوچندان شود. سبك و روش آنها خواب در خواب است؛ نظير سبك مجاز در مجاز، چنان‏كه حضرت رسول اكرم‏صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: «الناس نيام؛ فإذا ماتوا انتبهوا».(4) غافل براي ابد در خواب نمي‏ماند و كور، كر و گنگ هميشه به همان حال نيست، بلكه يقيناً خوابيده را بيدار و نابينا را بينا مي‏كنند و حقايق را به او نشان مي‏دهند؛ امّا اين علاج توانفرساست و تحمّل پذير نيست. برخي فشار احتضار و قبر و برزخ را هرگز نمي‏توانند تحمّل كنند.
برخي خواب هشتاد ساله يا صد ساله دارند: «الناس نيام؛ فإذا ماتوا انتبهوا»(5)؛ امّا سرانجام هنگام مرگ بيدارشان مي‏كنند، در حالي كه بايد خودشان معارف جهان را مي‏ديدند و چشم بر آنها نمي‏بستند؛ نه آنكه نشانشان دهند و به آنان بگويند: ﴿هذِهِ النّارُ الَّتي كُنتُم بِها تُكَذِّبون ٭ اَفَسِحرٌ هذا اَم اَنتُم لاتُبصِرون﴾(6)؛ اين همان آتشي است كه شما تكذيبش مي‏كرديد.
دين آمده است تا جامعه بشري هميشه بيدار باشد؛ بيداري‏اي شبانه‏روزي. در بيداري، بيدار باشد و در خواب هم بيدارتر از بيداري؛ نظير حضرت ابراهيم (پدر معنوي امّت اسلامي) كه در بيداري بيدار بود و در خواب هم بيدار و گاهي بيدارتر از بيداري. بايد مانند پدرمان حضرت ابراهيم(عليه‌السلام) در خواب و بيداري، بيدار باشيم: ﴿مِلَّةَ اَبيكُم اِبرهيمَ هُوَ سَمّكُمُ المُسلِمينَ مِن قَبلُ﴾.(7) ﴿مِلَّةَ اَبيكُم﴾ منصوب به اغراء است؛يعني «خذوا ملّة أبيكم إبراهيم».
1. الكافي، ج8، ص90.
2. سوره صافّات، آيه 102.
3. سوره حج، آيه 78.
4. بحار الأنوار، ج50، ص134.
5. بحار الأنوار، ج50، ص134.
6. سوره طور، آيات 15 ـ 14.
7. سوره حج، آيه 78.

تفسير انسان به انسان، ص116

منبع:http://www.javadi.esra.ir

اشتراک گذاری این مطلب!

تبیین آیت‌الله جوادی آملی درباره علم امام باقر(ع)

2ام آبان, 1391

      آیت الله جوادی آملی، در سال 89 به مناسبت کنگره ملی امام محمد باقر(ع) پیامی را صادر کردند. قسمتی هایی از این پیام را که از منظرهای مختلفی به مقام علمی امام باقر پرداخته است را می خوانید:

     «آنچه در این پیام مطرح می‌شود رقائقی از حقایق وصف‌ناپذیر آن حضرت است که در کسوت چند نکته بر پیکر رسای این کنگره پوشانده می‌شود که بَطائنها مِن اسْتَبْرَق فکیف بظهائِرها! با اعتراف به اینکه اغْترافِ غرفه‌ای از بحر زخّار باقر علوم انبیا(ع) برای مُقْتَرِفانِ جهل علمی و جهالت عملی چونان راقم سطور، اگر متعذّر نباشد حتماً متعسّر خواهد بود؛ لیکن صاحبان عطایا مطایائی نیز به پذیرندگان هدایای ملکوتی خویش عطا می‌کنند که توان تحمّل آن را میسور می‌کند و آنچه در زیارت «جامعه کبیر» آمده است که «مُحْتَمِلٌ لِعِلْمِکُم»[1] نوید احتمال حدیثِ صعب بلکه مستصعبِ اهل بیت وحی را به همراه دارد که امید است این همایش عظیمُ المنزله از آن کوثر، حظّ وافر ببرد تا جامعه را از تکاثرگرایی برهاند! این توقّع با توجه به مرز و بومِ ولایتمدار طبرستان، رجایِ واثق و صادق است نه اُمْنیّة آفِلِ فائل. به هر تقدیر به نکاتِ مُصْطاد از غُرَر و دُرَرِ امام باقر(ع) می‌پردازیم.

      یکم: عنصر محوری ولایت از منظر حضرت امام باقر(ع)، عَرْضِ هویّت خود بر قرآن حکیم است، زیرا آن محقّق علوم انبیا به جابربن‌یزید جُعفی چنین فرمود: «واعلَم بأنّک لا تکون لنا ولیّاً… ولکن اِعْرضْ نفسک علی کتاب الله فان کنتَ سالکاً سبیلَه زاهداً فی تزهیده راغباً فی تَرْغیبه خائفاً مِن تخویفه فأثبتُ و أبْشِر».[2] از این بیان نورانی بر می‌آید که بهترین راه برای معرفت نفس که دقیق‌ترین معرفت پروردگار است، توزینِ هویتِ انسانی خویش بر میزان اکبر یعنی قرآن کریم است، چنانکه لازم‌ترین روش برای تشخیصِ صحّت و سُقمِ حدیث، عَرض آن بر قرآن مجید است تا مخالف آن طرد شود و غیر مخالف پذیرفته گردد. از این ضابطِ فاخر برمی‌آید که تنها محورِ تحقیق در جهاد اکبر که قلمرو آن فقه اکبر است و در جهاد اصغر که حوزة آن فقه اصغر است، ولایت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است که با ثَقَل اکبر یعنی قرآن کریم سنجیده شود تا نه با آن مخالف باشد و نه مختلف، چون وحی الهی از هر نقص، مُنزّه و از هر عیب، مُبرّاست. بنابراین همان ‌طوری که بر مُحدِّث و فقیه لازم است در محضر قرآن مجید باشند، بر ولیّ و حکیم نیز واجب است که از ترازویِ قسطِ خدا آگاه باشند تا شناسنامه قرآنی پیدا کنند و فرزند صالح این کتاب باشند تا بتوانند در مطافِ ولایتِ معصومان(ع) طواف کنند و از زمزم آنان بنوشند و خَلْف مقام آنها اطاعت نمایند. خلاصه آنکه کلام نورانی امام پنجم(ع): «لا غِنیٰ کغِنی النفس… و لا معرفة کمعرفتک بنفسک»[3] باید در پرتو عَرض بر قرآن تفسیر ‌شود.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1· 2


 
فراخوان چی شد طلبه شدم