« دلتنگ زیارت سلطانمخانه دلمان را فقط به صاحب خانه بدهیم و بیگانه را راه ندهیم »

رنج نامه نانوشته شیعه

نوشته شده توسطرحیمی 7ام مرداد, 1395

نفس نفس زدنم را حسین می بیند
جراحت بدنم را حسین می بیند

نحیف هستم و آتش به جانم افتاده
و شعله های تنم را حسین می بیند

دویدن از پیِ مرکب برای من سم است
نحیف تر شدنم را حسین می بیند

حریم شخصی من جای این اراذل نیست
غریبی وطنم را حسین می بیند

چقدر سخت بُوَد مادرت زمین بخورد
ندای واحَسَنم را حسین می بیند

شبیه دامن طفل سه ساله می سوزم
عزای سوختنم را حسین می بیند

تمام فکر من این است لحظه ی تدفین
سفیدی کفنم را حسین می بیند

فقط برای حسین سینه زن شوید امّا
دو دست سینه زنم را حسین می بیند
حمید رمی


 
سوگواره عاشورایی