موضوعات: "سیر و سلوک" یا "عاقبت بخیران عالم" یا "نکات اخلاقی"

ترک گناه

30ام فروردین, 1396

 

هرگاه نفسش او را وسوسه نمود بلافاصله از جا برخیزد و خود را چنان سرگرم عمل مثبتى نماید كه اندیشه عمل زشت را از یاد ببرد.

دین مبین اسلام همانند سایر ادیان الهی توصیه هایی جهت رشد انسان در مسیر تعالی و تكامل دارد كه قسمتی از آن ها دستوراتی مبنی بر ترك اعمالی است كه گناه نامیده می شوند و مشخص هم هستند و در این میان بزرگان دین و آموزه‌های اسلامی نیز توصیه هایی را در مورد روش های ترك گناه بیان كرده اند كه در اینجا به مواردی از آن اشاره می‌كنیم:
 

۱. توجه به قبح و زشتى آن عادات(به گناه) از نظر عقل.
  ۲. در نظر گرفتن كیفرى كه از نظر شرع بر آن مترتب گردیده است.(محاكمه كردن نفس و توجه دادن آن به عقوبت گناه و سلب توفیقات و دور شدن از رحمت الهی)
  ۳. داشتن اراده‏اى محكم در جهت رفع آن عادات كه نشانه همت بالا و بلند انسان در روى آوردن به فضایل و دورى از رذایل است.
  ۴. استمداد از خداوند متعال با دعا و نیایش و توسل به ائمّه اطهار(علیهم السّلام)
  خداوند متعال در قرآن كریم می‌فرماید:
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ یزَكِّی مَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ(نور/۲۱)
  و اگر فضل و رحمت الهی بر شما نبود، هرگز احدی از شما پاک نمی‌شد؛ ولی خداوند هر که را بخواهد تزکیه می‌کند، و خدا شنوا و داناست!
و همچنین می‌فرماید:
  َلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّیطَانَ إِلَّا قَلِیلًا(نساء/۸۳)
  و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عده کمی، همگی از شیطان پیروی می‌کردید (و گمراه می‌شدید).
بنابراین باید توجه داشته باشیم كه خداوند متعال كه دستور بر ترك گناه داده است، خود نیز انسان را در این امر یاری می‌كند.
  ۵. جایگزین سازى اعمال و عادات نیكو؛ مانند: شركت دائمى در نماز جماعت، خواندن نماز شب، زیارت اهل قبور، دعا.
  ۶. هرگاه نفسش او را وسوسه نمود بلافاصله از جا برخیزد و خود را چنان سرگرم عمل مثبتى نماید كه اندیشه عمل زشت را از یاد ببرد. مثلا به ورزش با دوستان خود بپردازد به مسجد و نماز جماعت یا دعا برود به دیدار دوستان یا نزدیكان خوب خود بشتابد به كارهاى عادى زندگى؛ مانند: خرید مایحتاج و … بپردازد.
  ۷. مطالعات خود را پیرامون معاد عذاب گناه و… افزون سازد.
  ۸. از شركت در محیط‌هاى آلوده كننده و همنشینى با دوستان ناباب بپرهیزد.
  ۹. عوامل تحریك كننده پیرامون خود را حتى‏‌الامكان از بین ببرد.
  ۱۰. سعى كند هیچ گاه در تنهایى نماند.
  ۱۱. همه روزه با خداى خود مشارطه كند كه مرتكب گناه نشود و هم از او مدد جوید و شبانگاه به محاسبه اعمال خود بپردازد. پس اگر ترك گناه كرد خدا را سپاس گوید و باز مدد جوید و اگر خداى نخواسته خلاف كرد استغفار كند و تصمیم بگیرد كه مجددا ترك كند.
  ۱۲. عادات خوب را مانند شركت دائمى در نماز جماعت و … تقویت كند. چه با نفى عادات زشت راه كسب اعمال شایسته باز شده و در شعاع تكرار و تلقین و میل شدید به آنها عادات خوب در نفس ظهور فعلى پیدا خواهد كرد. امیرالمومنینعلیه السلام فرموده است: «غیروا العادات تسهل علیكم الطاعات؛ عادات [زشت] را تغییر دهید پیروى از [فرمان‏‌هاى] خدا بر شما آسان مى‏‌شود»، (شرح غرر، ج ۴، ص ۳۸۱) و «بغلبه العادات الوصول الى شرف المقامات؛ با غلبه و چیره شدن بر عادت‌‏هاى [زشت [رسیدن به مقامات بلند آسان مى‌شود»، (شرح غرر، ج ۳، ص ۲۲۹).

فردا

اشتراک گذاری این مطلب!

برنامه ای برای تقوا

18ام فروردین, 1396
 





 
آیت ‌الله خوشوقت (ره) :
برنامه‌ات خواندن رساله و ياد گرفتن واجب و حرام است.
 
تقوا برنامه نداردهر وقت واجب پيش آمد كرد، انجام بدهي و حرام پیش آمد ترک كنی، این برنامه شخصي شماست.
از رساله بايد ياد بگيريد، الآن ظهر می‌شود گفته‌اند بايد نماز بخوانيد.
فردا ماه رمضان است بايد روزه بگيري، بيرون مي‌روي زن نامحرم مي‌آيد بايد نگاه نكني، حرف مي‌زني بايد دروغ نگويي؛…
 
اين‌ها برنامه‌اي است كه در شئون زندگي پياده كردنش واجب و لازم است.
 
مال بعضي‌‌‌ها زود پيش مي‌آيد، مال بعضي‌ها دیر پيش مي‌آيد. و بعضي‌ها زياد پيش مي‌آيد و بعضي ها كم، اشخاص مختلفند.
 
يک كسي در يک ماه در محيط زندگي‌اش یک زن نمي‌بيند، يک كسي با كم و زيادش روزي هزار تا مي‌بيند، شخص وظيفه‌اش را بايد در هر صورت انجام دهد.
وارث
 

 
 
اشتراک گذاری این مطلب!

نمي‌توانم نفس امّاره‌ام را كنترل كنم، چه كنم؟!

18ام فروردین, 1396
 
پای درس اخلاق حضرت آیت الله خوشوقت(ره)
 
آدمي كه مي‌خواهد به خدا نزديك شود، بايد از دنيا فاصله بگيرد، و طبيعي است آدم كم‌پول مي‌شود!

نمي‌توانم نفس امّاره‌ام را كنترل كنم، چه كنم؟!

سؤال: منظور از سلام در آيه اذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاما چيست؟
جواب: گاهي افراد لات سر كوچه و بازار مي‌ايستند و به عابرين متلك مي‌گويند، اين‌جا آدم برود بهتر است يا بايستد با اين افراد بگو مگو كند؟ مسلماً برود بهتر است؛ يك حرف سلامت‌آميز بگويد و برود.

سؤال: آيا موسيقي مقدس داريم؟
جواب: نه؛ موسيقي يا حلال است يا حرام.

سؤال: نشانه قبول شدن عبادت چيست؟
جواب: هروقت گناه نكنيم، نشانه قبولي عبادت است.

سؤال: معناي حديث بك عرقتك چيست؟
جواب: اگر خدا خود را در قرآن معرفي نمي‌كرد، چه كسي مي‌توانست خدا را بشناسد؟ قرآن در اواخر برخي آيات توصيفاتي از خدا ذكر كرد تا مؤمنين نيز خدا را با آن صفات توصيف كنند.

 
سؤال: حبس كردن و كتك زدن بچه در چه صورت جايز است؟
جواب: جايز نيست.

 
سؤال: درباره حفظ قرآن.
جواب: كساني كه مي‌خواهند قرآن را حفظ كنند ببينند مي‌توانند، بعدها هم در اثر ممارست اين مقداري را كه حفظ كرده‌اند، نگه‌‌دارند يا نه؛ اگر نمي‌توانند حفظ نكنند، چون در كتاب كافي روايت داريم كه اگر كسي قرآن را حفظ كند بعد در اثر تنبلي يادش برود مبتلا به عذاب مي‌شود.

 
سؤال: توسل به ائمه عليهم‌السلام خواندن غيرخداست؟
جواب: نه، خواندن كساني است كه خدا گفته؛ اگر سراغ ائمه عليهم‌السلام نروند، سراغ كساني مي‌روند كه بلد نيستند و گمراه مي‌شوند. لذا تمام وسايلي كه مردم را به اهل‌بيت عليهم‌السلام نزديك كند منسوب به خدا و عبادت است.

 
سؤال: براي جلوگيري از اوهام و كينه‌ها چه بايد كرد؟
جواب: ترك گناه همه اين‌ها را درست مي‌كند.

 
سؤال: چه چيز موجب محبت حضرت حق مي‌شود؟
جواب: تقوي و توبه، إن الله يحب المتقين، إن الله يحب التوابين.

 
سؤال: نمي‌توانم نفس امّاره‌ام را كنترل كنم، چه كنم اراده‌ام ضعيف است؟
جواب: همان اراده ضعيف را به كار بگير، كم‌كم تقويت مي‌شود.

 
سؤال: آيا از اهل معصيت بايد دوري كرد؟
جواب: بله، مگر از بستگان باشد. با ارحام، ولو كافر هم باشند نمي‌توان قهر كرد. البته در صله‌رحم هم نبايد افراط كرد. چندوقت يك‌بار تلفني هم احوال‌پرسي هم شود كافي است. پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمود: صلوا أرحامكم ولو بالسلام.

 
سؤال: فاميل سببي ارحام حساب مي‌شوند؟
جواب: نه؛ كساني كه به يك يا دو واسطه از يك رحم به دنيا آمدند، ارحامند و مابقي فاميل سببي‌اند. مثلا مادرخانم و پدرخانم اين‌ها فاميل‌اند ولي ارحام نيستند.

 
سؤال: آيا عزاداري در پيشرفت معنوي مؤثر است؟
جواب: يكي از وظايف ما حفظ عزاداري اهل‌بيت عليهم‌السلام است، اگر اين نبود ما هم مثل كشورهاي اسلامي لائيك مي‌شديم. خدا اين عزاداري‌ها را براي حفظ دين قرار داده است.

 
سؤال: نداشتن امكانات مادي حركت به سمت حق‌تعالي را تسهيل مي‌كند؟
جواب: آدمي كه مي‌خواهد به خدا نزديك شود، بايد از دنيا فاصله بگيرد، و طبيعي است آدم كم‌پول مي‌شود.

 
سؤال: راه موحد شدن؟
جواب: اطاعت از خدا و معرفت اوست.

 
سؤال: آيا تنها عامل رسيدن به فرقان تقوي است؟
جواب: تقوي عملي است كه يكي از نتايج آن بصيرت است، بعد در اثر ادامه تقوي، فرقان بيشتر مي‌شود. انسان با ديدن باطن اشخاص مي‌فهمد چه كساني منافق و چه كساني مؤمن هستند.

 
سؤال: براي رفع بلا چه بايد كرد؟
جواب: به اندازه بلا صدقه بدهيد و گناه نكنيد.

 
سؤال: چه عملي در تبديل سيئات به حسنات مؤثر است؟
جواب: توبه.

 
سؤال: براي حضور قلب در نماز بايد چه كرد؟
جواب: ترك گناه و تقويت ايمان.
 
مرکز مجازی مهدویت
اشتراک گذاری این مطلب!

هم دنیا و هم اخرت

16ام فروردین, 1396
 
اسلام به انسان نمي گويد چيزي نداشته باشد و اين تفکر غلط است. عاقبت را داشتن به معني نداشتن دنيا نيست. امام علي عليه السلام فرمودند:
هر کس به خاطر اخرتش از دنيا بگذرد، نه دنيا را دارد و نه اخرت را 1
خداوند به انسان دستور داده است در زندگي تلاش کند به نيازهايش برسد و در اين مسير موفق به رسيدن به خدا شود. به همين دليل به انسان اختيار داده شده است وقتي به دنيا مي ايد دست بسته امده و در هنگام مرگ نيز همين طور است.
آمدن انسان به دنيا در اين زمان محدود براي امتحاني است که خداوند مقرر کرده در مقام قضا و قدر خداوند مجبور است و در مقام تفيض مختار است و به همان اندازه که مجبور است اختيار دارد.لا اکراه في الدين 2
در دين شما هيچ اجباري نيست .
انسان مي تواند هر ديني را انتخاب کند ولي در اخرت بابت اين انتخاب مورد سوال قرار مي گيرد. انسان در حد فاصل حيوانات و ملائکه  قرار دارد .
وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْض 3
تمام  زمين و اسمان به تسخير انسان است و مي تواند با اختيارش دارد از آنها استفاده کند. وقتي کسي زاهد است در زندگي دنبال خدا است.
 
1.نهج البلاغه حکمت 133
2. سوره مبارکه بقره، آيه 255
3.سوره مبارکه جاثيه، آيه 13
اشتراک گذاری این مطلب!

وابستگی به دنیا

16ام فروردین, 1396

 


شيخ عبدالله انصاري داراي ثروت فراوان بود. درويشي نزد ايشان رفت و گفت شما اين همه دارايي داريد در صورتي که من از صبح تا شب در حال رفت و امد هستم و از دنيا استفاده مي کنم در حالي که شما در بند اين خانه و اموالتان هستيد.

شيخ فرمودند: شما سخن درستي گفتيد بهتر است با هم برويم.

چند قدمي که از خانه شيخ دور شدند درويش گفت بايد برگرديم من کشکول خود را جا گذاشته ام.

شيخ گفت: من تمام زندگيم را رها کردم و همراه تو امدم حال تو مي خواهي به خاطر يک کشکول برگردي.

پس ببين که تو به ان کشکول وابسته اي و من به همه ان خانه و زندگي وابسته نبودم.

اشتراک گذاری این مطلب!

ثمره خوش رفتاری با زن و فرزند

5ام فروردین, 1396

 

در محضر مجتهدی؛

ثمره خوش رفتاری با زن و فرزند

اخلاق خوب با خانواده نتیجه های بسیاری دارد که خداوند به انسان عطا می کند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد خوش رفتاری با زن و فرزند می فرماید:

هر مردی که بر بد اخلاقی زن خود صبر کند خدای متعال پاداش ایوب پیامبر را به او می بخشد و هر زنی که بر بداخلاقی شوهرش شکیبایی کند خدای متعال پاداش آسیه دختر مزاحم(زن فرعون)را به او ارزانی می دارد.

در مورد این حدیث آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)می گوید: بعضی مردها انگار با خودشان هم قهر هستند.مردهایی را می شناسم که با هزار من عسل هم نمی شود آنها را خورد.زن بدبخت اینها چه گناهی کرده است؟

در حدیث آمده:زن خوش اخلاق در خانه مرد بداخلاق غریب است و برعکس.

همچنین مرحوم مجتهدی می گوید:

خوشا به حال آن زن و مردی که هر دو آنها خوش اخلاق اند.

در حدیث آمده:

هرکس به خانواده خود نیکی کند و با آنها خوش رفتار باشد خداوند بر طول عمرش می افزاید.

کسانی که با زن و بچه هایشان خوب رفتار می کنند، با بچه ها توپ بازی می کنند، به همسرشان در خانه کمک می کنند ظرف و لباس می شویند اینها صد سال هم عمر می کنند.اینها همه اش امتحان شده همه اش تجربه است.پیرمردی 90 ساله با زنش به ماه عسل رفت به او گفتم:ماه عسل رفته بودی؟ گفت: نه شیره هم نیست.شوخی می کرد.پس کسانی که با زن و بچه هاشان خوب هستند عمر طولانی می کنند.

باشگاه خبرنگاران

اشتراک گذاری این مطلب!

كوچكی نفس

23ام اسفند, 1395

اين رذيلت، ضدّ بزرگي نفس و شخصيّت است و اگر پيامد و اثر سوئي جز تزلزل در كارها، ترديد و دو دلي، سستی اراده، عدم توان تصميم‌گيری، بي‌تابي در برابر بلايا و سختيها و دردها نداشت، براي رذالت و ناپسندي آن كافي بود. در حالي كه دارای آثار و عواقب سوئي است كه موجب تيره‌روزي انسان در دو جهان می‌گردد.

از جمله اين آثار سوء، يكي دست آلودن به كارهاي پست از نظر شرع و عرف است، به گونه‌اي كه چنين فردي براي رسيدن به منافع دنيوي به هر كار زشتي دست مي‌زند.

ديگر آنكه به دليل ناتواني در ارضاي تمايلات، سبب ايجاد عقده ی حقارت در افراد مي‌شود، به گونه‌اي كه بيشتر افراد كم شخصيّت، گرفتار عقده ی حقارت و آثار سوء آن، مانند تكبّر هستند. چنين افرادي،‌ به هنگام گرفتاري، بي‌تاب و به گاهِ برخورداري از نعمت،‌ مانع احسانند. چنان كه قرآن‌كريم مي‌فرمايد:

(انّ‌ الانسان خلق هلوعاً. اذا مسّه الشّرّ جزوعاً و اذا مسّه الخير منوعاً.) [1]

همانا انسان، حريص آفريده شده است. هنگامي كه شرّي به او رسد، بسيار بي‌تاب مي‌شود. و هنگامي كه خيري به او رسد، بسيار بازدارنده است.

و نيز مي‌فرمايد:

(فامّا الانسان اذا ما ابتليه ربّه فاكرمه و نعّمه فيقول ربّي اكرمن. و اما اذا ما ابتليه فقدر عليه رزقه فيقول ربّي اهانن كلاّ… ) [2]

و اما انسان، چون پروردگارش او را بيازمايد و به او اكرام و نعمت بخشد، گويد پروردگارم مرا گرامي داشت. و اما چون، روزي‌اش تنگ گردد، گويد پروردگارم مرا خوار كرد. [هرگز] چنين نيست…

از ديگر آثار كوچكي نفس، سلطه‌پذيري است كه مصيبتي بزرگ و آتشي سوزان است كه مملكت يا شهري را به آتش مي‌كشد. تاريخ، گواه است كه ستمگران و استثمارگران به ويژه در قرنهاي اخير تنها از طريق افراد بدبخت و درمانده‌اي كه گرفتار كم شخصيّتي و عقده ی حقارت بوده‌اند، توانسته‌اند بر كشورهاي اسلامي غيراسلامي سلطه پيدا كنند.

اين صفت ناپسند، امّ‌‌الرّذايل است، همان‌طور كه صفت ضدّ آن، يعني بزرگي شخصيت،‌ امّ ‌الفضايل است.

ادامه »

خدا اجازه نمی‌دهد...

22ام اسفند, 1395

علاقۀ خدا به ما بیشتر از آن است که اجازه بدهد به راحتی خود را نابود کنیم، یا کسی به سهولت ما را خراب کند.

او می‌داند ما کسی را غیر از او نداریم که حمایت و هدایتمان کند.

خدا اساساً ما را از سر علاقه آفریده و هر کسی می‌تواند در زندگی خود ببیند که خدا چگونه مانع از خراب شدن بنده‌اش می‌شود.

اشتراک گذاری این مطلب!

تقوا چیست؟

19ام اسفند, 1395
آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)در تعریف تقوا و داشتن خوف الهی می گوید: راجع به خوف یک حدیثی بگویم، رسول خدا صلی الله علیه و آله با اصحاب در جایی نشسته بودند، یک جوان آمد، بیابانهای حجاز ریگ های گرم، لباسهایش را درآورد و بنا کرد روی ریگ ها غلتیدن. پیامبر هم از دور نگاه می‌کرد که این جوان دارد بدن لختش را روی ریگ های حجاز که می گویند تخم مرغ روی آن ریگ ها بگذارند می‌پزند می‌گذارد. 
مرحوم مجتهدی در مورد گرمای طاقت فرسای سرزمین حجاز می گوید:قدیم می گفتند در مکه اگر تخم مرغ را روی زمین بگذارید، یه خرده که بگذرد می‌شود آن را خورد و تخم مرغ پخته می شود.
 
سپس ایشان در ادامه این حدیث می گوید:آن جوان خودش به خودش می گفت: بچش حرارت آتش دنیا را قبل از آنکه گرفتار آتش جهنم شوی. وقتی بلند شد که لباسش را بپوشد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله)به یک نفر فرمود: بروید به این جوان بگویید بیاید.
 
 رفتند صدایش کردند ، حضرت فرمود: این چه کاری بود که کردی؟ برای چه کردی؟
جوان گفت: خوف خدا مرا به این کار وادار می‌کند که می‌آیم لباسهایم را در می آورم این بدنم را روی ریگ های داغ حجاز می چسبانم و می‌گویم:
بچش حرارت آتش دنیا را قبل از آنکه گرفتار آتش جهنم شوی
 حضرت فرمود: خوف حقیقی این است.
 
 مرحوم مجتهدی در ادامه این داستان می گوید: آن جوان راهش را کشید که برود، حضرت به اصحابش فرمود: بروید و به این شخص بگویید دعایتان کند. دعای این شخص مستجاب است. آن جوان سه تا دعا کرد:
اَللهُمَّ اجْمَعْ اَمْرَنا عَلَی الهُدیٰ وَاجْعَلِ التَّقْویٰ زادَنا وَالْجَنَّةِ مَآبَنا.
آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) در مورد این سه دعا می گوید:
این سه دعا را حفظ کنید. همیشه بعد از نماز این دعا را بخوانید: خدایا امر ما را بر هدایت قرار ده، و زاد و توشه ما را چی قرار بده؟ تقوا.
 
مرحوم مجتهدی در تبیین تقوا و در شرح این حدیث می گوید: بهترین زاد و توشه برای عالم آخرت چیست؟ تقوا. تقوا چیست؟ تقوا این است که انسان از خدا بترسد. گناه نکند. واجبات خدا را به جای آورد. به چراغ قرمز دین که رسید ترمز ‌کند. به چراغ سبز دین که رسید برود. به حرام ترمز کند، به حلال آزاد است، این تقواست.پس بهترین زاد و توشه برای عالم آخرت تقواست. تقوا یعنی اعمال ما یک جوری باشد که اگر ما خبر نداشته باشیم، و ماموری ماهواره گذاشته باشد که اعمال ما را یک هفته زیر نظر بگیرد، سخنان ما، نگاه های ما، همه را و بعد از یک هفته بگویند: دیشب تلویزیون همه اعمال یک هفته این آقا را گذاشته و نشان داده، من اگر بشنوم ناراحت نشوم. اگر ناراحت نشدم باتقوا هستم. اما اگر ناراحت بشوم و بگویم وای وای چه کارهایی من کرده ام، همه را دیشب نشان داده اند، من تقوا ندارم.
 
کتاب بدیع الحکمه حکمت ۳۲ از مواعظ آیت الله مجتهدی تهرانی(ره)
 
اشتراک گذاری این مطلب!

پست‌ترین گناهان کدام‌اند؟

10ام اسفند, 1395

امام صادق علیه السلام، پلیدترین گناهان را بیان فرمودند.

عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام،:

قَالَ أَقْذَرُ الذُّنُوبِ ثَلَاثَةٌ قَتْلُ الْبَهِيمَةِ وَ حَبْسُ مَهْرِ الْمَرْأَةِ وَ مَنْعُ الْأَجِيرِ أَجْرَهُ.

 

امام صادق عليه السلام فرمود:

پست‌ترين گناهان سه گناه است:

كشتن حيوان؛

ندادن مهريه زن؛

نپرداختن مزد كارگر.

 

مكارم الأخلاق، ص: 237.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

قضاوت در مورد افراد را از شیخ انصاری بیاموزیم

4ام اسفند, 1395

یکی از معضلات جامعه امروزی ما این است که به‌راحتی درباره افراد قضاوت می‌شود، بدون آنکه حکمی ثابت شود، اتهامات فراوانی زده می‌شود، غافل از آن‌که به فرموده قرآن فرشتگان همواره در حال ثبت تک‌تک اعمال ما هستند و باید بسیار دقت کرد.

 خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَٰفِظِينَ كِرَامًا كَٰتِبِينَ انفطار/10و11

و قطعاً بر شما نگهبانانى (گماشته شده‌(اند؛ (فرشتگان‌) بزرگوارى كه نويسندگان (اعمال شما) هستند؛

 

نقل کرده اند که از شیخ انصاری درباره مولوی استفتاء می‌کنند که مولوی چگونه آدمی است؟ 

 شیخ که می‌خواهد از روی موازین حرف بزند و میداند تک‌تک سخنان و اعمال ما مورد سوال قرار میگیرند، در پاسخ می‌نویسد:

من کتاب مثنوی را کم مطالعه کرده ام ولی در جوانی قدری آن را دیده ام و این شعر از آن زمان در نظرم مانده است که مولوی می‌گوید

هرکسی از ظن خود شد یار من                            از درون من نجست اسرار من 
وقتی مولوی درباره معاصران خود در 600 سال قبل می‌گوید: که اینان تشخیص نمی‌دهند که من چکاره ام، من چگونه درباره او قضاوت کنم
مرحوم شیخ با دقت و به گونه ای جواب می‌دهند که مسئولیت شرعی نداشته باشد.1

  1. با اقتباس و ویراست از کتاب حکایت پارسایان
اشتراک گذاری این مطلب!

حقوق رفاقت و معاشرت

3ام اسفند, 1395


حقوق رفاقت و معاشرت

انسان، هنگامی که با معاشری صالح و دوستی پاک نهاد و رفیقی نیک سیرت و مصاحبی شایسته رفاقت و دوستی برقرار کرد، آن دو از نظر اسلام حقوقی بر یکدیگر پیدا می کنند که ادای آن حقوق گاهی لازم و زمانی واجب و وقتی هم مستحب است، مگر این که با اختیار خود، عهده یکدیگر را از اداء حقوق آزاد نمایند. اسلام، در زمینه حقوق دوستی و معاشرت حقایقی را ارائه داده است که انسان از وسعت قوانین این مکتب و برنامه های فراگیرش نسبت به همه امور، به ویژه باب معاشرت شگفت زده می شود. مسلماً تفصیل و توضیح هر حق و بیان تمام آثار، مقتضی این مختصر نیست، به ناچار به بخشی از این حقوق اشاره می شود.

حقوق معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام

امیرالمؤمنین علی علیه السلام از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله روایت می کند که آن حضرت فرمود:

بر عهده مسلمان نسبت به برادر دینی اش سی حق قرار دارد که از آن آزاد نمی شود مگر به ادا کردن یا چشم پوشی طرف مقابل:

لغزشش را گذشت کند، بر گریه و اشک دیده اش رحمت آورد، عیبش را بپوشاند، از خطایش درگذرد، عذر و پوزشش را بپذیرد، از غیبتش جلوگیری نموده و آن را رد کند، خیرخواهی اش را نسبت به او تداوم بخشد، دوستی اش را حفظ نماید، عهد و پیمانش را رعایت کند، در بیماری به عیادتش رود، در تشییع جنازه اش حاضر شود، دعوتش را بپذیرد، هدیه اش را قبول کند، نیکی و عطایش را تلافی نماید، نعمتش را سپاس گزارد، یاری و کمک به او را نیکو انجام دهد، با رعایت عفت و پاکدامنی زوجه اش را حفظ کند، حاجتش را روا نماید، در رسیدن به خواسته اش او را همراهی کند، به هنگام عطسه او دعایش کند، به گم شده اش هدایتش نماید، سلامش را پاسخ دهد، کلامش را دلنشین نماید، بخشش او را نیک شمارد، سوگندش را تصدیق نماید، دوستش را دوست بدارد با او دشمنی نورزد، چه ظالم باشد چه مظلوم او را یاری دهد اما یاری اش در ظالم بودنش به اینکه از ظلمش جلوگیری کند و اما یاری اش در مظلوم بودنش به این که او را در گفتن حقش یاری دهد، او را تسلیم بلا و گرفتاری ننماید و خوارش ندارد، از خیر و خوبی آنچه برای خود دوست دارد برای او هم دوست بدارد و آنچه از بدی برای خود نمی پسندد برای او هم نپسندد.

سپس فرمود:

از رسول خدا شنیدم: یکی از شما چیزی از حقوق برادر دینی اش را وامی گذارد، پس در قیامت آن را از او مطالبه می کند، بر این اساس به نفع صاحب حق حکم داده می شود و بر ضد واگذارنده حق قضاوت می شود[1]

ادامه »

شیطان در نماز شب به سراغ شما می‌آید!

2ام اسفند, 1395
توصیه اخلاقی رهبر معظم انقلاب به جامعه مؤمن و انقلابی
شیطان در نماز شب به سراغ شما می‌آید!
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای یکی از جلسات درس خارج فقه، با قرائت حدیثی درباره تلاش شیطان برای فریفتن انسانها، فرمودند:
«برادران! مراقب شیطان باشیم، در بهترین حالات، شیطان می‌آید سراغ انسان. در وقت نماز شب که مشغول عبادتید، مشغول تضرّعید، همان وقت شیطان می‌آید سراغ شما. بستگی دارد که من و شما چه‌جور آدمی باشیم؛ یک وقت ما را وسوسه می‌کند بوسیلۀ عُجب، یک وقت ما را وسوسه می‌کند بوسیلۀ ریا، یک وقت وسوسه می‌کند بوسیلۀ ایجاد شک و تردید در این کاری که داریم می‌کنیم. … بارها عرض کرده‌ایم اینکه شیطان در قرآن کریم این‌همه اسمش تکرار شده، چه اسم شیطان، چه اسم ابلیس برای خاطر این است که اهمیتِ این دشمنِ خطرناک را ما فراموش نکنیم…
شیطان انس هم همینجور است:
شیاطین انس هم همینجورند، آنها هم از شیطانِ جنّ الهام می‌گیرند، به یکدیگر کمک می‌کنند برای اینکه ما را منصرف کنند، منحرف کنند از صراط مستقیم. ثبات بر صراط مستقیم، آن چیزی است که انسان هر روزی بارها و بارها از خدای متعال می‌خواهد:
«اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیم‌». خب، شما که در صراط مستقیم‌اید، «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیم‌» یعنی: ثبِّتنا علیه، یعنی در سرِ دو راهی‌ها، ما را به آن راهی که صراط مستقیم است، هدایت کن! یعنی ما را مستمراً بر این صراط قرار بده که از آن منصرف و منحرف نشویم. اینها درس برای ما است، درس واقعی برای ما اینهاست، اینها را بایستی رعایت بکنیم، که اگر شد، انشاءالله سعادت دنیا و آخرت برای ما است.

پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای

اشتراک گذاری این مطلب!

صدقه

1ام اسفند, 1395

اشتراک گذاری این مطلب!

راه سیدالشهدا علیه السلام

29ام بهمن, 1395

محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد. سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشكار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است.

توصیه های  اخلاقی از آیت الله بهجت (ره)

مطالب زیر گزیده ای از توصیه ها و وصایای آیت الله سید علی قاضی (ره) است كه به شاگردان و اطرافیان خود فرموده اند و ما آن ها را به اختصار ذكر می نماییم. باشد كه كلامش چون صاعقه ای بر قلبمان بدرخشد و راهنمایمان در تاریكی ها باشد.


نماز

شما را سفارش می كنم به اینكه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 ركعت است؛ پس اگر نتوانستید، 44 ركعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [نماز اهل انابه و توبه هشت ركعت هنگام زوال است.]
مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می كنند كه می فرمودند: «اگر كسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن كند.»
 مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند: روزی یكی را به محضر آقای قاضی آوردند كه مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش كند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند: «به این آقا بگویید كه نماز را در اول وقت بخواند.» بعد معلوم شد كه آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است.
اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نكنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ كردید همه چیزتان محفوظ می ماند و تسبیح صدیقه كبری سلام الله علیها كه از ذكر كبیر به شمار می آید و آیت الكرسی در تعقیب نماز ترك نشود.

ادامه »

علما و نهی از غیبت در مجالس

22ام بهمن, 1395

مرحوم حاج آقا حسین قمی خیلی مقید بود که در مجلسش غیبت نشود، حتی بعضی از معاصرین به او اعتراض می‌کردند که تو نمی‌گذاری ما حرف بزنیم، فوراً می‌گویی، غیبت نکن!

مرحوم آقا سید عبدالهادی شیرازی، از مراجع تقلید نجف اشرف، نیز تقیّدی را که حاج آقا حسین رحمه‌الله در ترک و جلوگیری از غیبت داشت، دارا بود. ما در ابتدا می‌گفتیم گویا محال است که کسی چنین تقیّدی را داشته باشد، ولی وقتی با او اختلاط و معاشرت کردیم، دیدیم نه بابا ممکن است و هیچ هم محال نیست.

 در محضر بهجت، ج۱، ص۱۹

اشتراک گذاری این مطلب!

بی‌احترامیِ زن به شوهرش، فرآیند بی‌حجابی دخترشان است!

15ام بهمن, 1395

استاد پناهیان:

یک مادری آمد به بنده گفت:

«حاج‌آقا! من خودم همۀ بچه‌های دبیرستان را محجبه کرده‌ام ولی از دوتا دختر خودم عاجز مانده‌ام و نمی‌دانم به آنها چه بگویم؟!

گفتم: شما آقای خانه را چقدر تحویل می‌گیری؟

گفت: آقای خانه که کارگر است! ایشان که نمی‌تواند چیزی بفهمد که به بچه‌ها بگوید!

گفتم: کافی است شما یک‌بار پیش بچه‌هایتان گفته باشی: «آقا تو چیزی نمی‌فهمی!» در این‌صورت، احتمالاً دخترهای شما باحجاب نمی‌شوند، بلکه بدحجاب‌تر هم می‌شوند. آقای خانه، آقای خانه است، احترامش را حفظ کن، دختربچه با مادرش محجبه نمی‌شود، با پدرش محجبه می‌شود؛ پدری که سلطان خانه است.

شما این فرآیندها را درست کنید. این سلسله رفتارهای احترام‌آمیز را در خانه در ارتباط با پدر خانه انجام دهید، آن‌وقت حجاب دختر شما درست می‌شود.

بیان معنوی

اشتراک گذاری این مطلب!

مرجعی که پیش از وفات مُهر خود را شکست + عکس

29ام دی, 1395

قانون نانوشته‌ای میان مراجع تقلید وجود داشت که بلافاصله بعد از رحلت، مُهر آن‌ها شکسته می‌شد تا جلوی سوءاستفاده‌های احتمالی گرفته شود. جالب اینکه یکی از مراجع ثلاث، قبل از وفات خود به این سنت عمل کرد!

آیت‌الله سیدمحمد حجّت کوه‌‏کمره‏‌ای در سال ۱۲۷۱ شمسی در تبریز به دنیا آمد. کوه‌کمر منطقه‌ای از توابع اَهَر در آذربایجان شرقی است.

سیدمحمد پس از تحصیل مقدمات در تبریز راهی نجف اشرف شد و از محضر آیات عظام سید محمدکاظم یزدی، میرزا حبیب‏‌الله رشتی، شیخ الشریعه اصفهانی، میرزای نایینی و آقاضیاءالدین عراقی بهره برد. سپس راهی قم شد و از درس آیت‏‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی (مؤسس حوزه علمیه) بهره برد و مورد توجه و لطف استاد قرار گرفت، به طوری که وی را به عنوان یکی از دو وصی شرعی خود انتخاب کرد.

این عالم ربانی پس از رحلت آیت‌‏الله حائری، زعامت اجرایی و علمی حوزه را با همکاری آیات محمدتقی خوانساری و سید صدرالدین صدر به دوش کشید، به همین دلیل به مراجع ثلاث (سه‌گانه) مشهور شدند.

آیت‌الله کوه‌کمره‌ای در ۲۹ دی ۱۳۳۱ در سن ۶۰ سالگی رحلت کرد و در مدرسه حجتیه قم مدفون خاکسپاری شد.

در احوالات ایشان نقل شده است که در روزهای پایانی عمر و زمانی که در بستر بیماری بود، جمعی از نزدیکان و وصی خود را احضار می‌کند و به آنان می‌گوید که من از این بیماری فعلی سلامتی نخواهم یافت و به دیدار حق خواهم شتافت و می‌خواهم در حضور شما، مهر خود را بشکنم تا پس از من از آن سوء استفاده نشود. بزرگان حاضر در جلسه این امر را به استخاره منوط می‌کنند. آیت‌الله کوه‌کمره‌ای استخاره می‌کند و آیه ۱۴ سوره رعد (له دعوة الحق؛ دعوت حق فقط ویژه خداست) می‌آید و بر همگان روشن می‌شود که رحلت ایشان نزدیک است. بنابراین به وصیت ایشان مبنی بر شکستن مهر مرجعیت عمل می‌کنند و به تقریر علامه طباطبائی، بعدها نیز به عنوان یکی از ویژگی‌های آن مرحوم، در متن سنگ قبر شریفش ذکر می‌شود.

بر اساس این گزارش، نقش مهم «مُهر مرجعیت» تا زمانی پررنگ بود که امور به صورت سنتی و کاملا تحت نظر مراجع تقلید انجام می‌پذیرفت، اما در دهه‌‌های اخیر به‌واسطه گسترش امورات دفاتر و سیستمی شدن امور مالی و سایر برنامه‌های دفاتر، عملا نقش نمادین «مُهر مرجع» جای خود را به اطلاعیه‌های رسمی داد.

 فارس
اشتراک گذاری این مطلب!

نصیحت پدر

28ام دی, 1395

پدر چون دور عمرش منقضی گشت

مرا این یک نصیحت کرد و بگذشت


که شهوت آتش است از وی بپرهیز

بخود بر آتش دوزخ مکن تیز


در آن آتش نداری طاقت سوز

به صبر آبی براین آتش زن امروز

نرم افزار سپهر سخن، گلستان سعدی،باب هشتم، آداب صحبت،قسمت38/2

اشتراک گذاری این مطلب!

شیطان با این پنج نفر مشکل دارد

28ام دی, 1395

***************************************************

خداوند در قرآن می فرماید :

از شیطان تبعیت نکنید و او دشمنی آشکار برای شماست.

در جهان عده ای با رفتارشان شیطان را خشمگین می کنند.

***************************************************


شاید در طول یک روز انسان چند بار فریب حیله گری شیطان را بخورد و در محضر خداوند مرتکب گناه شود.اما برخی ها هم وجود دارند که به بهترین شکل از دین خود پاسداری می کنند و تسلیم هوای نفس نشده و با شیطان معامله نمی کنند.وجود این انسان ها را نور خدا فراگرفته است.

امام صادق علیه السلام در مورد این دست افراد که شیطان را پیشوای خود قرار نمی دهند می فرمایند:

قال إبليس: خمسة (أشياء) ليس لي فيهن حيلة وسائر الناس في قبضتي …

ابليس گفت: پنج نفر هستند که هيچ چاره اي براي آنها ندارم اما ديگر مردمان در مشت من هستند:

1. هر که با نيت درست به خدا پناه برد و در همه کارهايش به او تکيه کند.

2.کسي که شب و روز بسيار تسبيح خدا گويد.

3.کسي که براي برادر مؤمنش آن پسندد که براي خود مي پسندد.

4.کسي که هر گاه مصيبتي به او مي رسد، بي تابي نمي کند.

5.هر کسي که به آنچه خداوند قسمتش کرده، خرسند است و غم روزيش را نمي خورد.

 الخصال، ج ۱، ص ۲۸۵

حال هر انسانی بهتر است خود را با این اوصاف تطبیق دهد و ببیند که آیا توانسته با اعمالش شیطان را خشمگین کند و در مقابل به ریسمان الهی چنگ زند؟

باشگاه خبرنگاران جوان
اشتراک گذاری این مطلب!

​ذکر و ذاکرین در آئینه قرآن و روایات

28ام دی, 1395

ذکر خداوند حلاوتی دارد که خداوند به تناسب ظرفیت و قابلیت بندگانش از اثرات و نتایج آن، دلهای مفتوح به ایمان را بهره مند می گرداند، با عنایت به اینکه خود شخص نیز باید تحمل بسیار در این زمینه داشته و زهد و ریاضت کشد تا قابل دریافت فیض گردد. با نگاهی بر تعالیم مبین دین اسلام و احادیث وارده از معصومین علیهم السلام درمی یابیم که ارزش هیچ چیز بالاتر از یاد خدا نیست. هدف از خلقت جهان هستی، عبادت پروردگار عالمیان است و آن چیزی جز زنده نگاه داشتن یاد خدا در زندگی افراد بشر نمی باشد. رفع همه گرفتاری ها و مشکلات در ذکر خدا نهفته است. ذکر و یاد خدا زمان و محل خاصی ندارد و قدری برایش تعیین نشده است. بنابراین بشر دائما باید در حضور پروردگار جهان یاد او را زنده نگاه دارد.

یکى از زیباترین جلوه هاى ارتباط عاشقانه با خدا و اساسى ‏ترین راه ‏هاى سیر و سلوک، ذکر است؛ ذکر خدا، از یاد بردن غیر خداست و تداوم و استمرار آن، زنگار گناهان را از روى دل مى ‏زداید؛ زیرا غفلت و فراموشى حق تعالى، ساحت دل را مکدر مى ‏کند. با نگاهی بر تعالیم مبین دین اسلام و احادیث وارده از معصومین علیهم السلام درمی یابیم که ارزش هیچ چیز بالاتر از یاد خدا نیست. هدف از خلقت جهان هستی، عبادت پروردگار عالمیان است و آن چیزی جز زنده نگاه داشتن یاد خدا در زندگی افراد بشر نمی باشد.

رفع همه گرفتاری ها و مشکلات در ذکر خدا نهفته است و رویگردانی از این امر مهم آدمی را در عسرت و تنگی قرار می دهد، به طوری که زندگی بر او تنگ می شود و نه تنها از هدف اصلی در این جهان باز می ماند، بلکه در آخر عمر نیز با خسران و پشیمانی، حسرت روزهایی را می خورد که دیگر راه بازگشتی به آنها نیست. ذکر خدا مرتبه ای است بس والا.

ادامه »

موافقت با نفس، انسان را شقی می کند!

27ام دی, 1395

مراقبه الهی از دیدگاه امیر المومنین علیه السلام:
به بیان امیر مؤمنان علیه السلام: “من ذم نفسه أصلحها / هر که نفس خود را نکوهش کند، آن را به اصلاح و سامان آورد.” من أجهد نفسه فی اصلاحها سعد / هر که نفس خود را در اصلاح آن معاتبه نماید، نیکبخت شود.”

“روش مراقبه و محاسبه زمانی به بار می نشیند که پس از محاسبه نسبت به آنچه شرط شده است، در صورت کوتاهی و نافرمانی و پیمان شکنی، انسان در مقام اصلاح بر آید، چنانکه امیر مؤمنان بدین امر توجه داده و فرموده است:

“من حاسب نفسه وقف علی عیوبه، و أحاط بذنوبه، و استقال الذنوب، و أصلح العیوب

هر که نفس خود را مورد محاسبه قرار دهد، بر عیبهای خویش آگاه شود و از گناهان خود مطلع گردد، و (باید) گناهان خود را بزداید و عیوب خود را اصلاح نماید.

در این مرحله لازم است انسان به جبران کوتاهی و نافرمانی بپردازد و به تناسب خطا و گناهی که صورت گرفته است، بر اساس روشهایی درست، اصلاحگری نماید تا سیر حرکت تربیتی بسامان شود؛ به بیان امیر مؤمنان علیه السلام: “من ذم نفسه أصلحها / هر که نفس خود را نکوهش کند، آن را به اصلاح و سامان آورد.” من أجهد نفسه فی اصلاحها سعد / هر که نفس خود را در اصلاح آن معاتبه نماید، نیکبخت شود.

“مشرب مهر، روشهای تربیت در نهج البلاغه” عنوان کتابی است به قلم دکتر مصطفی دلشاد تهرانی، پژوهشگر دینی. در این کتاب مولف کوشیده است تربیت نفس و رسیدن به صلح و آرامش درون را از منظر امام علی علیه السلام در نهج البلاغه بازگو کند و روش مراقبت از نفس در برابر هر آنچه درون آدمی را به آشوب و ویرانی می کشاند بازگو کند اما با این همه در اثنای بحث گاه از بزرگان معاصر یا آیات و روایات هم بهره برده تا بحث خود را کامل تر به روی علاقمندان عرضه کند. آنچه در ادامه می آید سلسله بحث هایی در این باره است.  

ادامه »

اخلاق را از خانه شروع کنید + دانلود فیلم

27ام دی, 1395

چرا عاقبت خیر در دست متّقین و اهل یقین است؟

18ام دی, 1395

چرا در روایات و همچنین آیات شریفه و مطالب دیگر تبیین به این مضمون هست که «و العاقبة لاهل التقوی و الیقین»؟

چون آن‌ها با اندیشه و تفکّر، جلو می‌روند.

چرا عاقبت خیر در دست متّقین و اهل یقین است؟چرا در روایات و همچنین آیات شریفه و مطالب دیگر تبیین به این مضمون هست که «و العاقبة لاهل التقوی و الیقین»؟
چون آن‌ها با اندیشه و تفکّر، جلو می‌روند. به تعبیر دیگر، عملی از اهل تقوا و یقین، سر نمی‌زند، مگر با تفکّر. در روایتی هم که بیان شد، فرمودند که انسان با تفکّر، به مقام أتقن می‌رسد، «مَنْ أَكْثَرَ الْفِكْرَ فِيمَا تَعْلَمُ أَتْقَنَ‏عِلْمَهُ‏».

لذا اهل یقین با مقام تفکّر حرکت کردند. اهل تقوا احساسی جلو نرفتند، بلکه وقتی تفکّر کردند و فهمیدند، حالا دیگر تا آخرش جلو می‌روند و «فاستقم کما امرت» را به جان می‌خرند و تا آخر می‌روند، دیگر هر چه بادا باد، بلغ ما بلغ. امّا کسی که تفکّر نکند و احساسی باشد، یک موقعی - به اصطلاح سیاسیون - می‌بُرَد و وسط کار عقب می‌نشیند.” سیصد و شصت و ششمین جلسه درس اخلاق آیت الله روح الله قرهی یا موضوع خطورات و مراقبه در محل مهدیه القائم المنتظر برگزار شد. آنچه در ادامه می آید فشرده و اجمالی از این جلسه است.

ادامه »

پایه های ایمانی مومن

18ام دی, 1395
پس محبت خدا، محبت پیغمبر صلی الله علیه و آله و محبت اهل بیت علیهم السلام مثل پایه های ایمان مومن است، پایه های ایمان براین سه محبت استوار است. اگر هر کدام از آنها نباشد دیگران هم نیست این یک نظام محبتی است.

جلسه درس اخلاق با سخنرانی حجت الاسلام صدیقی در مسجد جامع ازگل برگزار شد.

در ادامه متن سخنرانی حجت الاسلام صدیقی را می خوانید:

حجت الاسلام صدیقی: پایه های ایمانی مومن بر محبت خدا، رسول(ص) و اهل بیت(ع) استوار است

تنها راه نجات بشر پناه بردن به کشتی اهل بیت علیهم السلام است

احساس بی پناهی و غربت نکنید کسی که خدا دارد همه چیز دارد، خداوند در قرآن فرموده: آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟ اگر کسی در پناه قدرت برتر باشد هیچ نگرانی برای او نیست. وقتی نگهدار و حافظ شما ذات احدیت خداست از چه چیز می ترسید؟ خدا روزی همه جنبندگان عالم را می دهد، همه ی عالم را برای تو آفریده است. چرا غم روزی میخورید و خودتان را به تشویش و اضطراب مبتلا می کنید؟ خدا را دارید، اگر آلوده و شکست خورده، شیطان گزیده و تیرخورده اید بدانید خدا خیلی کریم است رحمت واسعه او را ببینید.

فَلَا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ1 ؛ چرا از شایعه پراکنی ها علیه خودتان نگران هستید و چرا از توطئه ها می ترسید و نگران هستید؟ نگران نباشید هیچ چیزی برای ما مخفی نیست وقتی ما می دانیم نگران نباشید. وَما اَرْسَلْناكَ اِلّا رَحْمَةً لِلعالَمينَ2؛ خداوند سفره رحمت انبیاء را سفره رحمت خودش قرار دادهو به شما اطمینان داده و به او دسترسی دارد، پیغمبر صلی الله علیه و آله در مکه متولد شده اما ولایت، نبوت و وجود نوری اش درک نشده است، او اسم اعظم حق و جلوه خداست و از بین رفتنی نیست هر جا باشید حضرت با شماست.

ادامه »

چگونه آرزوهایمان را به فرصت تبدیل کنیم

15ام دی, 1395

رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد گفت:

آرزوی طولانی تهدید است، ولی آرزوی کوتاه فرصت. چطور آرزو را کوتاه کنیم؟!

آنچه کوتاه‌کننده‌ آرزو است و آرزو را پیشران می‌کند، صدق عمل است. در مقابل، آنچه شخص را بیچاره می‌کند، تردید در عمل است.

حجت‌الاسلام محمدجواد حاج‌علی‌اکبری در جلسه دیگری از سلسله جلسات «شرح صحیفه سجادیه» که در مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی«سرچشمه» برگزار شد، به شرح دعای چهلم صحیفه سجادیه پرداخت. مشروح این سخنان را در ادامه می‌خوانیم:


یاد مرگ، موضوع دعای چهلم صحیفه‌ سجادیه

«وَ کَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ إِذَا نُعِیَ إِلَیْهِ مَیِّتٌ، أَوْ ذَکَرَ الْمَوْت»؛ موضوع بحث ما، چهلمین دعای صحیفه‌ مبارکه‌ سجادیه است و مربوط به جایی است که خبر مرگ شخصی را به حضرت می‌دادند یا خود حضرت به یاد مرگ می‌افتادند.

از عنوان دعا استفاده می‌شود که وقتی خبر رحلت کسی به انسان برسد، یا به هر دلیلی خودش به یاد مرگ افتاد، فرصت مغتنمی پیش آمده که نباید آن را از دست داد. از این فرصت مغتنم می‌توان استفاده کرد و فیض، دعا، ذکر و درخواست داشت. اصل این دعا برای ما پیام دارد و پیامش این است که این فرصت را باید غنیمت شمرد و استفاده کرد.

سؤال مهم این است که از چنین فرصتی چگونه استفاده کنیم و چه ذکری داشته باشیم؟

این کار بزرگی است که در دعای چهلم انجام گرفته و امام، کار ما را آسان کرده است و با داشتن این دعای نورانی، نقشه‌ روشنی برای بهره‌برداری از چنین فرصتی را داریم.

غیر از روش تفصیلی که در دعای هشتم داشتیم، روش گزارشی هم داریم و گزارش، چیزی بین ترجمه و شرح است. در این دعا گزارش داریم و به تعبیری، ترجمه‌ تفسیری یا ترجمه‌ تفصیلی می‌کنیم. بنابراین برداشت‌های اصلی از متن دعا رخ می‌دهد و هدفی که در این دعا نقطه‌ی مرکزی است، برجسته‌سازی می‌شود. ضمناً برخی از مستندات از قرآن کریم و کلمات اولیای خدا نیز در گوشه و کنار متن صحیفه‌ مبارکه نقل می‌شود.

موضوع این دعا، مسئله‌ی مرگ و یاد مرگ است که موضوع بسیار مهمی است و در اواخر دعای هشتم، این مسئله را تا حدی بررسی کردیم؛ همان‌جا که حضرت از مرگ بدون آمادگی، به خدای متعال پناه بردند.

ادامه »

مرا یاد کنید، تا شما را یاد کنم

14ام دی, 1395

معنای جمله «فَاذْكُرُوني‏ أَذْكُرْكُمْ»

سؤال: معنای جمله «فَاذْكُرُوني‏ أَذْكُرْكُمْ؛ پس مرا یاد کنید، تا شما را یاد کنم»۱ چیست؟

جواب: در برخی تفاسیر معنای آن، این‌گونه ذکر شده است: «أذْکرونی بِالدعآءِ أَذْکرْکمْ بِالإجابَةِ؛ مرا با دعا یاد کنید، تا من نیز با اجابت آن، شما را یاد کنم».۲
و در روایات شارحه مرویه آمده است: «أَنَا مَعَ عَبْدِي إِذَا ذَكَرَنِي فَمَنْ ذَكَرَنِي فِي نَفْسِهِ ذَكَرْتُهُ فِي نَفْسِي وَ مَنْ ذَكَرَنِي فِي مَلَإٍ ذَكَرْتُهُ فِي مَلَإٍ خَيْرٍ مِنْهُ؛ هرگاه بنده‌ام مرا یاد کند، من با اویم؛ بنابراین، هرکس مرا در دل خود یاد کند، او را در نزد خود یاد می‌کنم و هرکس مرا در میان گروهی یاد کند، او را در میان گروهی بهتر از آن یاد خواهم نمود».۳

«ذَكَرَنِي فِي مَلَإٍ» یعنی مَلَأ را به یاد خدا منتفع کند و خود نیز به ذکر خدا منتفع شود و «ذَكَرْتُهُ فِي مَلَإٍ» یعنی «نافِعینَ بِذِکری لَه؛ او را در میان گروهی بهتر از آدمیان یاد می‌کنم»؛ به‌گونه‌ای‌که آنها از اینکه او را یاد می‌کنم، بهره می‌برند.

 در محضر بهجت، ج۱، ص۱۶

  • ۱. بقره: ۱۵۲.
  • ۲. ر.ک: المیزان، ج۱، ص۳۴۱؛ مجمع‌الزوائد هیثمی، ج۱۰، ص۱۴۹؛ المعجم‌ الصغیر طبرانی، ج۲، ص۹۲؛ کنزالعمال، ج۱۵، ص۸۷۴؛ الدرالمنشور، ج۱، ص۱۴۹.
  • ۳. مستدرک‌الوسائل، ج۵، ص۲۹۸. نیز ر.ک: اصول کافی، ج۲، ص۴۹۸؛ وسائل‌الشیعة، ج۷، ص۱۵۹؛ مستدرک‌الوسائل، ج۵، ص۲۹۷؛ شرح نهج‌البلاغه، ج۱۰، ص۱۵۴؛ عدةالداعی، ص۲۴۸.
اشتراک گذاری این مطلب!

لقمه حرام تا چهل روز اثر دارد

11ام دی, 1395

آتش جهنم در موضوعی با نام لقمه حرام جمع شده است که می تواند نسلی را از راه راست منحرف کند و به بیراهه ببرد.

یکی از موضوعاتی که بزرگان دین همواره بر آن تاکیید دارند کسب روزی حلال است.در همین راستا آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)می گوید:

حدیث دارد که مردم چهار دسته اند:

یک دسته مالشان حلال است. خمس می دهند و در راه حلال هم مصرف می کنند. اینها بهشتی هستند. سه دسته دیگر هم به جهنم می روند. آن دسته ای که بهشتی هستند، مالشان حلال ِحلال است، از حلال پیدا می کنند و در راه حلال هم مصرف می کنند.

دسته دوم مالشان را از حلال پیدا می کنند، خمس هم می دهند، اما در راه حرام خرج می کنند. زمان قدیم من دیدم شخصی که عرقچین داشت و پالتو می پوشید، اما برای عروسی پسرش ، مطرب آورده بود، خودش هم دم در حیاط ایستاده بود و ذکر می گفت. تو نمی رفت. می گفت : «اشکال دارد!» صدای مطرب توی کوچه مۍآمد. من این صحنه را دیدم. آن شخص حاجی هم بود.

دسته سوم برعکس هستند، مالشان را از حرام پیدا می کنند، تو اداره رشوه می دهند، ربا می خورند، اما در روضه هم شرکت می کنند ، با همان پول ربا و رشوه ، عاشورا روضه می رود.

دسته چهارم آن کسی است که نشُسته پاک است. مالش را از حرام پیدا می کند و در راه حرام هم خرج می کند. رشوه و ربا می خورد و بعد هم مشروب و قمار و نااهلی و … لذا این دعا را بخوانید، همیشه بگویید: «اَللّٰهُمَ ارْزُقنیٖ رِزقاً حَلالاً طَیِّباً» خدایا ، روزی حلال نصیب من کن. اگر انسان یک لقمه حرام بخورد تا چهل روز اثر می گذارد.

سی چهل سال پیش ، شخصی مرا یک جایی برد تا کار ارثی او را درست کنم، جوان بودم ، حالا دیگه حال این کارها رو ندارم . وقتی رفتم شام هم بهم داد. شب به منزل برگشتم ، خواب دیدم، غذا می خورم و وسط غذا فضله دیدم. تا این خواب را دیدم فهمیدم که دیشب این غذا اشکال داشته که من خوردم.

اوایلی که آیت الله نجفی مرعشی( ره) به قم آمده بودند، یک شب ایشان را مهمان می کنند، امشب در خواب می بیند امام زمان (عج) بہ او مےفرمایند: «دستت را سر هر سفره ای دراز نکن!»

بعد تحقیق می کند و می فهمد که دیشب، آنجایی که مهمان شده بود، مالشان شلوغ بوده …

انسان وسواس بشود خوب است، در نجاست و طهارت وسواس نشوید، در شکمتان وسواس بشوید. در حلال و حرام وسواس بشوید؛ البته نه خیلی زیاد که شب شام نخورید بخوابید.

به خانه می روید ، اگر پدری متدین دارید، دیگر نپرسید که گوشت از کجا خریدی؟ ذبح شرعی کرده اند یا نکرده اند؟ مقدسی را بگذار کنار و غذایی که جلویت گذاشته اند را بخور. جاهایی که لاابالی هستند ، می‌گویم که وسواس شوید و نخورید.

کتاب بدیع_الحکمة حکمت ص۲۶

اشتراک گذاری این مطلب!

پندهای شنیدنی

10ام دی, 1395

پندهای شنیدنی از میرزا جواد آقای ملکی تبریزی

پندهای عرفانیمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی ،می فرماید:
 
۱. دنیا، دار بلا و امتحان است
 
همه افراد به نحوى گرفتارى و مشکل دارند، گرفتارى دنیا خلاصى ندارد و لیکن به برکت و عنایت اهل‌بیت علیهم‌السلام زودگذر است، کارى کنید که در آخرت گرفتار نباشید. عمل در دنیا، میزان در آخرت است؛ پس عمل خود را خالصانه و براى رضایت خدا انجام دهید تا درب‌هاى رحمت بر شما باز شود.
 
۲. استفاده از عمر
 
بدانید که جوانى سرمایه‌اى بزرگ، اما زودگذر است که قابل برگشت نمى‌باشد؛ بنابراین از افرادى که معاشرت با آنان عمر انسان را هدر مى‌دهد بپرهیزید و در انجام وظایف شرعى و تحصیل کمالات کوشا باشید و بدانید دقت در مسائل شرعى در رأس همه امور است.
 
۳. برنامه‌هاى نجات‌بخش
 
انسان در هر حال باید برنامه‌ریزى داشته باشد تا در آخر عمر پشیمان نگردد. ساعاتى را براى عبادت و انجام واجبات در نظر بگیرد و زمانى را به فراگیرى معارف الهى، اخلاق حسنه، تهذیب نفس و مسائل شرعى اختصاص دهد، همان‌گونه که زمانى را هم براى رفع نیاز دنیوى خود قرار داده و آنچه که حلال و ستوده است انجام دهد.
وارث
اشتراک گذاری این مطلب!

بصیرت در فضای مجازی(3)

8ام دی, 1395

 

در فضای مجازی مراقب چهره ها و شخصیت های پنهان در نقاب ها باشیم.اینجا بسیاری ماسک مهربانی و عطوفت بر چهره دارند و هویت واقعی خویش را در زیر لعاب خوش آب ورنگی از الفاظ و کلمات زیبا مخفی کرده اند.مراقب باشیم الفاظ زیبا و به ظاهر محبت آمیز دلمان را نلغزاند و فکرمان را اسیر نکند که در این صورت آرام آرام از نزدیکان و عزیزان خود فاصله خواهیم گرفت و دنیای خویش را بر اساس رابطه قلبی با شخصیت های موهوم خواهیم ساخت.در این فضا چه آسان، باطل لباسی از حق و جذابیت بر خود می پوشد.فراموش نکنیم که زبان و ادبیات ابزار بزرگی برای فریب دیگران در این فضا است.

 عـَنْ أَبـِي عـَبـْدِ اللَّهِ ع قَالَ ذَاتَ يَوْمٍ تَجِدُ الرَّجُلَ لَا يُخْطِئُ بِلَامٍ وَ لَا وَاوٍ خَطِيباً مـِصـْقـَعـاً وَ لَقـَلْبُهُ أَشَدُّ ظُلْمَةً مِنَ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ وَ تَجِدُ الرَّجُلَ لَا يَسْتَطِيعُ يُعَبِّرُ عَمَّا فِي قَلْبِهِ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبُهُ يَزْهَرُ كَمَا يَزْهَرُ الْمِصْبَاحُ (اصول كافى جلد 4 صفحه : 151 رواية : 1)

ترجمه :
 حضرت صادق عليه السلام فرمود: (گاهى ) مردى را مى بينيد كه در سخنورى در يك لام يا واوى خطا نكند، خطيب (و سخنورى ) است و زبردست و شيوا و هـمانا دلش از شب تاريك و ظلمانى تاريكتر و سياهتر است ، و (گاهى ) مردى را بينى كه نتواند آنچه در دل دارد به زبان آورد، اما دلش مانند چراغ نورافشانى كند.

نوشته:رقیه رحیمی

مطالب مرتبط:

بصیرت در فضای مجازی(1)

بصیرت در فضای مجازی(2)

اشتراک گذاری این مطلب!

بصیرت در فضای مجازی(2)

8ام دی, 1395

ارتباط رو در رو (face to face) خودبخود باعث رعایت شئونات اخلاقی بسیاری می شود.در فضای حقیقی شاید خیلی ها نتوانند اموری را که به راحتی فضای حقیقی مرتکب شوند،انجام دهند.در فضای مجازی برای برخی ،حریم ها برداشته شده است و همه کس را به حریم خصوصی خویش راه می دهند.مراقب باشیم این بیماری به ما سرایت نکند و ما را حریصانه به چهاردیواری خصوصی دیگران نکشاند.در این فضا هم همانند فضای حقیقی چشم سر و چشم دل را از نگاه آلوده به صحنه های خصوصی بربندیم.

«پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم»:

اَلحياءُ جَوهرٌ يُزيلُهُ الطَّمَعُ.(زبدة‌الاحاديث، ج 1، ص 167)

حيا يک گوهري است که حرص و طمع آن را از انسان سلب مي‌کند. (آدم طمعکار ديگر حُجب و حيا ندارد) 

مطلب ار : رقیه رحیمی

مطالب مرتبط:

بصیرت در فضای مجازی(1)

بصیرت در فضای مجازی(3)

اشتراک گذاری این مطلب!

گناهانی که دامن نسل را می‌گیرد

4ام دی, 1395

بنابر متون معارف مکتوب، آثار وضعی برخی از گناهان روی نسل گناهکار نیز تاثیر می‌گذارد. این سخن آیا با عدالت پروردگار منافات ندارد؟ 

 خوشنوسی

 بنا بر پاره‌ای از آیات قرآن، اعمال گذشتگان بر آیندگان اثر می‌گذارد. به دیگر سخن، آثار رفتار آدمی نه تنها او بلکه دامن نسلش را هم می‌گیرد. بر عکس آن نیز صادق است یعنی گاهی فرزندان نیز به نعمت پدران و نیاکانشان متنعم می‌شوند.آیات متعددی از قرآن ناظر بدین معناست از جمله کریمه90 سوره یوسف، 28 سوره زخرف و الخ که ما در اینجا تنها به یک نمونه اشاره می کنیم: 

 وَ لْیَخْشَ الَّذینَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلاً سَدیداً نساء/9

كسانى كه اگر فرزندان ناتوانى از خود بیادگار بگذارند از آینده آنان مى‏ترسند، باید (از ستم درباره یتیمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهیزند، و سخنى استوار بگویند.)

 شاید در نگاه نخست این آیه با آیات دیگر قرآن ناهماهنگ جلوه كند، زیرا قرآن كریم هر كس را مسئول اعمال خود معرفی می‏كند و بار وی را بر دوش خود او می‏نهد:

ولاتَكسِبُ كُلُّ نَفسٍ إلاّعَلَیها ولاتَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ اُخری(انعام/164)

 با توجه به این نکته، آیات و روایاتی که دلالت دارند که گناهان تاثیر خود را حتی برای افرادی که دخالتی هم در آن ندارند می‌گذارد، چه توجیهی داشته و آیا با عدالت و حکمت خداوند، منافات ندارد!؟

 

برای روشن شدن این مسئله آن را در چند بخش بررسی می‌کنیم:

 تاثیر ستمکاری پدران

 آثار وضعی گناه در فرزندانی که از لقمه حرام و یا از طریق نامشروع به دنیا می‌آیند نیز از جمله اسباب و مسببات بوده و علت تامه و غیر قابل تخلف به شمار نمی‌آید و بسیار دیده شده است که از پدرانی فاسد و مشرک، فرزندانی صالح به وجود آمده‌اند

 

روایاتی که دلالت می‌کند ستمکاری پدران در نسل آنها تاثیر می‌گذارد به صورت مطلق نیست، بلکه تنها صورتی را شامل می‌شود که فرزندان راضی به افعال آنان باشند؛ از این رو رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرماید: “کسی که کردار قومی‌ را دوست بدارد با آنها در آن اعمال شریک است‌". [1] اما اگر فرزندان از اعمال زشت پدران بی زاری جویند و با اراده خود، شریک در ظلم آنان نشوند، و اگر اموال حرامی‌ از گذشتگان وارد زندگی آنان شده است، با برگشت دادن آن اموال به صاحبانش، در صدد جبران برآیند، در این صورت چنین اولادی از مورد این اخبار بیرون خواهد بود؛ زیرا انتقام از آنها خلاف عدل است.

ادامه »

توجه به خدا

3ام دی, 1395

 

ای عزیزان من!

بیائید و خود را قدری متوجه حضرت حق بنمائید تا باز به فطرت رجوع بنمائید و این آلودگیها برای شما آلودگی نباشد و سرا پا صفات حسنه و نیکی از شما صادر شود،

بیائید و از مرحله علم و آشنائی پروردگار قدمی فراتر بگذاریم [که] به قرب حق شما را دعوت می کنند.

شما چرا اسیر این قرب های خاکی شده اید و از مجالست با دوست و همه چیز خود غفلت دارید؟

گمان نکنید این کار، کار مشکلی است یا آن که مال اشخاصِ عالمِ فهمیده [است]، نه به خدا، مشکل است ولی چون عنایت کنند این گوهر حضرت حق است تمام مشکلاتش رفع می شود.

از جهت افراد هم هر فردی که بنا بگذارد با خداوند قدری آشنا باشد[شود] کارهای خود را بر طبق وظیفه و خلوص انجام دهد و در مقام عبودیت کوتاهی نکند، و لو اینکه پست ترین اشخاص جامعه باشد، بهترین اشخاص خواهد شد از نظر مقرّبین دربار الهی.

سعادت پرور، پندنامه سعادت ص ۵۹

اشتراک گذاری این مطلب!

خوش رفتاری

29ام آذر, 1395

 

خوش رفتاری

چگونه مي توانيم اخلاق خوبي داشته باشيم پرخاش نكنيم و با همه با ملايمت برخورد كنيم به خصوص‌ با پدر و مادر و اطرافيان نزديك؟

 

پاسخ:

 

ابتدا يك طرح كلي دربارة اين‌كه چگونه مي‌توان اخلاق خوبي داشت ارائه نموده و سپس راهكارهايي در مورد ترك پرخاش در روابط بيان مي كنيم.

قدم اول موفقيت در هر كاري «خواستن » است و اگر دوست داريد اخلاق خوبي داشته باشيد قبل از هر چيز بايد بخواهيد كه انسان با اخلاقي باشيد و اين خواستن، تنها با گفتن زباني حاصل نمي شود بلكه لازم است از عمق دل و جانتان واقعاً آن‌را بخواهيد و نشانه چنين خواستني اين است كه شما را به «حركت و تلاش» وادار مي‌كند و انگيزه شما را تقويت مي كند و شما را به هنگام بد اخلاقي، ملامت و سرزنش مي كند. خواستن توانستن است بنابراين كاملاً به خود مطمئن باشيد كه مي توانيد روحيه خود را تغيير دهيد. ولي توجه داشته باشيد كه هيچ گاه اين خواست را كم رنگ نكنيد بلكه آنرا هر روز تقويت و پررنگ تر نماييد و هر چه اين خواست قلبي شما شديدتر و جدي تر باشد تلاش و انگيزه شما براي رسيدن به هدف بيشتر مي شود و زودتر به آن مي رسيد.

ادامه »

چهار موقعیتی که باید عفو کرد

28ام آذر, 1395

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام دکتر ناصر رفیعی

موضوع عفو یکی از چند موضوع اجتماعی است که در بسیاری از آیات و روایات پیرامون آن صحبت شده است، اما آن‌چنان‌که باید در فضای رسانه‌ای کشور به آن پرداخته نشده است. به‌همین دلیل، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR گفت‌وگویی را در همین زمینه با حجت‌الاسلام دکتر ناصر رفیعی، دانشیار و دکتری علوم قرآن و حدیث، و رئیس مدرسه‌ی تاریخ و ادیان جامعة المصطفی صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌و‌سلم ترتیب داده است.


  * یکی از موضوعاتی که همواره در قرآن و روایات بر آن تأکید شده، موضوع عفو و گذشت است، اگر ممکن است کمی درباره‌ی جایگاه قرآنی و روایی عفو توضیح بفرمایید.

موضوع عفو از موضوعات گسترده‌ی روایی و قرآنی ماست. یکی از صفات خدا، «غفور» و «ستار» است:

«یَا مَنْ‌ أَظْهَرَ الْجَمِیلَ‌ وَ سَتَرَ الْقَبِیح‌»، آشکارکننده‌ی خوبی‌ها و پوشاننده‌ی بدی‌هاست. این است که مکرر در آیات قرآن، سخن از عفو و غفران و بخشش آمده است. خداوند در قرآن می‌فرماید:

«قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ»،

‌ای بندگانی که گناه و بدی کرد‌ه‌اید،

«لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ»،

از رحمت خدا مأیوس نشوید.

اینها در مورد خداوند تبارک و تعالی بود. پیغمبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هم وقتی مبعوث شد همین رویه را در پیش گرفتند. در روایتی از امام صادق علیه‌السلام داریم خداوند ابتدای بعثت، سه دستور به ایشان داد که در همان آیه‌ی معروف نیز وجود دارد:

«خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ».

ای پیغمبر! اول ببخش، بعد آگاه کن و سپس از جاهلین اعراض کن.

البته نمی‌خواهم بگویم این‌ها ترتیب دارد، این‌ها سه نوع برخورد است با سه نوع مخاطب متفاوت.

یک وقت مخاطب شما خطاکار است، او را ببخش، «خُذِ الْعَفْوَ»؛

یک وقت ناآگاه است او را آگاه کن؛ «وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ»

یک وقت نادان است، کشش ندارد، ضعیف است آن را از او اعراض کن، اصلاً سر به سرش نگذار، «وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ».

بنابراین «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ» هر کدام یک مرحله‌ و مخاطب خاصی را طی می‌کند. صریح آیات قرآن هم فراوان است که «فَاعْفُ عَنْهُمْ»، ای پیغمبر عفو کن و ببخش.

ادامه »

چهار عمل اساسی برای رستگار شدن !

28ام آذر, 1395

 خداوند چهار عمل را باعث فلاح می داند

و اگر شخصی آنها را انجام دهد، امید فلاح داشته باشد؛

زیرا ممکن است در این مسیر خیلی ها جا بمانند و عاقبت به خیر نشوند.

 رستگاری

 

در این آیه “یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

ای کسانی که ایمان آورده اید! [در برابر سختی ها] صبر داشته باشید، و [در برابر دشمن] مقاومت پیشه سازید و [از مرزها] نگهبانی کنید و از خدا پروا نمائید، باشد که ظفرمند شوید."(آل عمران/200) خداوند این چهار عمل را باعث فلاح می داند و اگر شخصی آنها را انجام دهد، امید فلاح داشته باشد؛ زیرا ممکن است در این مسیر خیلی ها جا بمانند و عاقبت به خیر نشوند.
در ادامه به بررسی اجمالی این 4 عمل می پردازیم:

 

ایمان

 رستگاری و ایمان در شعار اسلام (یا أیها الناس قولوا لا إله  إلا اللّه تفلحوا) (عن طارق المحاربی أنه قال: رأیت رسول اللّه (صلی الله و علیه وآله) فی السوق یقول: یا أیها الناس قولوا: لا إله  إلا اللّه تفلحوا، و رجل خلفه یرمیه بالحجارة و قد أدمى عقبیه… رازى،  فخر الدین(م 606 ق) ، تفسیر مفاتیح الغیب،  ج 32، ص349) که با نوای مخلصانه ی پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) و مسلمانان نخستین در کوچه بازارهای شهر مکه طنین انداز بود و فطرت انسان ها را نوازش می داد، گره خورده است و در قرآن کریم نیز به گونه ی خاصی بازتاب داده شده است؛ چنان که در سوره مبارکه مومنون می خوانیم:

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُوْمِنُونَ؛ به راستی که مومنان رستگار شدند.» (مومنون/1) یعنی مومنان همین که به خدا و وعد و وعیدهایش ایمان آوردند، در راه رستگاری قدم نهاده اند، هرچند ممکن است در این راه دزدان خطر آفرینی کمین کرده باشند. قرآن کریم در اکثر موارد با شاید و به شکل مشروط (قره/189، آل عمران/130) از رستگار شدن انسان سخن گفته است؛ اما این آیه به طور قطع مومنان را رستگار دانسته.

رسول بزرگوار اسلام (صلی الله و علیه وآله) می فرمایند:«قَد أفلَحَ مَن  أخلَص قَلبَه لِلإیمانِ…؛ رستگار است آن که دلش را برای ایمان خالص کرده است» (محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، ج7، ص549) البته هرگز نباید فراموش کرد که هر ایمانی نمی تواند مومن را بر سفره ی رستگاری بنشاند؛ بلکه ایمانی این مهم را تحقق می بخشد که همراه با عمل به مقتضای ایمان باشد و قرآن نیز هرگاه پای ایمان را وسط می کشد، از عملی به مقتضای آن نیز می گوید که جمله (وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ)، پس از بسیاری از (الَّذِینَ آمَنُوا)، اثبات کننده ی این ادعا است.

ادامه »

نماز شب و اجر بیدار کردن دیگران(خاطره ای خواندنی)

15ام آذر, 1395
 



یکی از طلاب نسل اول فیضیه بابل ( دهه 60) نقل میکرد که شبها حاج آقا (حاج آقا فاضل استر آبادی) عبا به سر میکشیدن و میومدن ساختمان یکی یکی درب میزدن و میگفتن “عمو الله اکبر نماز شب”  با این ندا طلبه ها رو واسه نماز شب بیدار میکردن


یه روز متوجه شدیم که یکی از دوستان لهجه حاج آقا رو به خوبی تقلید میکنه و خیلی شبها زودتر از ایشون خودش میاد میگه «عمو الله اکبر نماز شب»

چند نفر تصمیم گرفتیم حالشو بگیریم شب حجره تو تاریکی منتظرش نشسته بودیم به وقتش با همون ندای الله کبرش عبا به سر وارد حجره شد یه دفعه پتو رو انداختیم سرش کمی مشت و مالش کردیم به محض افتادن پتو دیدیم ای دل غافل خود حاج آقاست بعد گفتن :عمو این اجر بیدار کردن واسه نماز شبه؟
اشتراک گذاری این مطلب!

هر جا کم آوردی این ذکر را بگو!!

15ام آذر, 1395

آیت الله مجتهدی می فرمودند: 

هر جا کم آوردی …
حوصله نداشتی …
پول نداشتی …
کار نداشتی …
باطریت تموم شد …
تسبیح رو بردار صد بار بگو

《استغفرالله ربی و اتوب الیه》
آروم میشی …
 
دوشنبه های اخلاقی/ هرجا کم آوردی این ذکر را بگو
منبع:سایت وارث
اشتراک گذاری این مطلب!

نماهنگ موج (درباره جانبازان اعصاب و روان)

13ام آذر, 1395

سال هایی نه چندان دور، همان زمان که ما نوزادی در گهواره بودیم یا اصلاً هنوز پای به این دنیا ننهاده بودیم، جوانانی بودند که از زندگی خود چشم پوشیدند و تمام هستی خود را کف دست گذاشته و راهی جبهه های جنگی شدند که دشمن بعثی بر ایران تحمیل کرده بود، از پیر و جوان گرفته تا کارگر و کارمند، معلم و دانشجو و دانش آموز و با شجاعت و فداکاری خود و به پشتوانه ایمان به خدا تا آخرین لحظه مقاومت کردند و حتی ذره ای از خاک دیار پارس را به دشمن واگذار نکردند.
و حالا سال هاست که از آن روزها می گذرد. همه ما بزرگ شدیم و مدرسه رفتیم و دانشگاه و درگیر زندگی خود شدیم، ولی یادمان رفت آن روزها را. آن روزها که جوانان عزیزی را از ما گرفت و خانواده های بسیاری را تا ابد داغدار کرد و بر بعضی زخمی زد که هیچ چیز آن را التیام نمی بخشد.
آری جانبازان را می گویم. همان ها که امروز در گوشه ای از خانه یا آسایشگاه بر تخت افتاده اند، یکی شان نفس کم می آورد، یکی سال هاست که تخت مونس او شده و یکی هم که انگار نه انگار. جانباز اعصاب و روان را می گویم، همو که هر وقت موج انفجار او را گرفت، دیگر هیچ کس را نمی شناسد نه زن، نه فرزند و نه پدر و مادر. همه از دستش عاصی شده اند و تحملی برای اطرافیانش باقی نگذاشته است. مدتی او را به آسایشگاه جانبازان اعصاب و روان می آورند تا شاید چند روزی یا چند ماهی و شاید برای همیشه از دست فریادها، شیشه شکستن ها و کتک زدن هایش آرامش یابند. او همان رزمنده جوان سال های نه چندان دور است که حالا به او می گوییم جانباز اعصاب و روان، شاید هم روانی…!

نماهنگ موج با صدای محمدحسین کاظمی و به کارگردانی سعید سراجی با اشاره به موضوع جانبازان روان ساخته شده که اشاره به ادامه دار بودن راه شهدا توسط مدافعان حرم می باشد. تقدیم به روح شهدا!

دریافت کنید

اشتراک گذاری این مطلب!

چرا غیبت از زنا بدتر است؟؟

13ام آذر, 1395

 
رسول گرامی خدا حضرت محمد صلی‌الله علیه و آله در سخن ارزشمند دلیل بدتر بودن غیبت از گناه زنا را بیان فرموده‌اند.

 پيامبر خدا حضرت محمد صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله فرمودند:

غيبت‏ كردن بدتر از زناست. عرض شد: چگونه؟ فرمود: مرد زنا مى‏‌كند و سپس توبه مى‏‌نمايد و خدا توبه‏‌اش را مى‏‌پذيرد. 
امّا غيبت كننده آمرزيده نمى‏‌شود، تا زمانى كه غيبت شونده او را ببخشد.


عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم:

الغِيبَةُ أشَدُّ مِن الزِّنا ، قيلَ: وكيفَ؟ قالَ: الرجلُ يَزني ثُمّ يَتوبُ فَيَتُوبُ اللّه‏ُ علَيهِ، وإنّ صاحِبَ الغِيبةِ لايُغفَرُ لَهُ حتّى يَغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ.

«الترغيب والترهيب، جلد 3، صفحه 511 »


سخنرانی زیبای آیت الله مجتهدی درباره غیبت

کلیپ گناه غیبت با سخنرانی دکتر رائفی پور

کلیپی تکان دهنده و تأثیر گذار درباره  غیبت

غیبت نکنیم!(استاد پناهیان)


اشتراک گذاری این مطلب!

چگونه نزد دیگران محبوب شوم؟؟؟

13ام آذر, 1395

 

 
 
 
راه های افزایش محبوبیت
 
 
انسان موجودی اجتماعی است و برای نیازهای عاطفی و مادی و مانند آن نیازمند دیگران است. از این رو میان انسان ها ارتباط اجتماعی شکل می گیرد که یکی از آنها در قالب دوستی و رفاقت و صداقت است. نویسنده در مطلب حاضر راه های افزایش محبوبیت در جامعه و کسب دوستان را تبیین کرده است.
 

ارتباط و محبوبیت اجتماعی، نیاز بشر

انسان، خیر و خوبی را دوست می دارد و از شر و بدی بیزاری می جوید؛ زیرا فطرت بشر گرایش به کمال دارد. کمال خواهی بشر به این معناست که انسان نسبت به نواقص و فقر خود آگاه است. هر حرکتی که انسان انجام می دهد در پاسخ به انگیزه کمال خواهی و نقص گریزی اوست. بر همین اساس می کوشد تا به کمالی برسد که نقصی در آن نیست. خردمندان این کمال را در خالق و آفریدگار خود یافته و می کوشند تا بدان متصل شوند و از غنای خداوندگار حمید، مستغنی شوند.[1]

البته نظام احسن خداوند این گونه سامان یافته که انسان در ذات خویش نیازمند جفت و زوج باشد؛ چنانکه دیگر موجودات آفرینش را این گونه آفریده است.[2] پس نیاز انسان به دیگر همنوعان و دست کم جنس مخالف، یک نیاز طبیعی و فطری است.

انسان برای اینکه به درستی از دیگران بهره مند شود، نیازمند ارتباط درست و صحیحی است که بدون هیچ گونه تنش و خشونت و برخوردی نیازهای خود را برآورده سازد و دیگران به وی گرایش ویژه ای پیدا کنند. این گرایش زمانی شکل می گیرد که دیگران او را دارای ویژگی هایی بدانند که می تواند به سبب همان صفات و ویژگی ها، نیازهای آنان را به آسانی و بهترین وجه برآورده سازد. اینجاست که مسئله محبوبیت و ستایش و ثنا، مطرح می شود؛ زیرا ستایش دیگران زمانی شکل می گیرد که فرد به ویژگی های برجسته ای شناخته شود. وجود این ویژگی ها موجب ستایش دیگران و محبوبیت در نزد آنان می شود. پس هر کسی دوست می دارد با کسی که دارای برجستگی ها و ویژگی های انحصاری یا برتری است ارتباط پیدا کرده و از وی بهره مند شود؛ زیرا کمالی در او می یابد و می کوشد تا خود را به آن برساند و این گونه از نقص و کمبود بگریزد.

اصلاح ارتباط با خدا، سبب اصلاح ارتباط با خلق

اما از آنجا که کمال مطلق خداوند است و خاستگاه و منشأ هر کمال و خیری خداوند تبارک و تعالی است، باید گفت فردی که دارای برجستگی های کمالی است، آن را از خداوند دارد؛ زیرا بشر به طور طبیعی فاقد چیز کمالی است.[3] پس این کمالی که در فرد است کمالی است که خداوند به او بخشیده است.

بر همین اساس هر کسی بخواهد در جامعه به محبوبیت برسد و به سبب وجود کمالی ممدوح دیگران شود و مردم به ثنا و ستایش وی بپردازند، می بایست خودش را به خداوند وصل کرده و رابطه خویش را با خدا اصلاح کند، وگرنه رابطه او با خلق و دیگران به هم می خورد؛ زیرا هرگونه فساد ارتباطی با خدا، به معنای قطع بهره مندی از کمالی است که خداوند به شخص داده است و قطع ارتباط و افاضات الهی نیز به معنای تبدیل نعمت به نقمت و در نهایت بازگشت به فقر و نداری است که پیش از آن دارا بوده است.

از همین رو امامان معصوم(ع) اصلاح ارتباط صحیح با خداوند را عامل اصلاح میان انسان و دیگران دانسته و می فرمایند: من اصلح فیما بینه و بین الله اصلح الله ما بینه و بین الناس؛ کسی که بین خود و خدایش را اصلاح کند خداوند بین او و مردم را اصلاح می کند.[4]


سه صفت برجسته افزایش محبوبیت

امام حسن عسکری(ع) سه صفت برجسته را مهم ترین عامل در محبوبیت در میان خلق و افزایش دوستان صدیق و صادق می داند و می فرماید: من کان الورع سجیته، والکرم طبیعته، والحلم خلته، کثر صدیقه و الثناء علیه؛ هر کس ورع و احتیاط در روش زندگی اش، بزرگواری و سخاوت و صبر و بردباری برنامه اش باشد؛ دوستانش زیاد و تعریف کنندگانش بسیار خواهند بود.[5]

ادامه »

راز با حیا شدن

27ام شهریور, 1395
یکی از شاخه های حیا این است که انسان نسبت به اوامر و نواهی الهی در خفا و آشکار مراقب باشد.
می‌خواهی بی‌حیا نباشی، اتّفاقاً ابتدا مهم این است که در خفا،مراقب باشی و بعد در آشکار. لذا در تنهایی‌ات هم بی‌حیا نباش، یعنی چه؟
خیلی مواظب باشد، مراقب باشد، چه در نشستن، چه برخاستن و … . در تنهایی نعوذبالله چیزهایی نبیند. اگر حیا را در تنهایی رعایت کردی، در علن صددرصد بیشتر است. کسی که در سرّ و خفایش، باحیاست، صددرصد در علن هم حیا دارد. 
اشتراک گذاری این مطلب!

سه اثر نفاق

15ام شهریور, 1395
نورِ ضعیف آتشى كه منافقان، خود برافروختند و نور خیره كننده برقِ آسمان، هیچ یك نتوانست راهنماى آنان در مسیر زندگى گردد

 استاد قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیه بیستم سوره بقره پرداخته است.

«يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» (بقره،20)

نزدیك است كه روشنىِ برقِ آسمان، نور چشم آنان (منافقان) را برباید. هرگاه كه برق آسمان در آن صحراى تاریك، براى آنان روشنى بخشد، چند قدمى در آن حركت مى ‏كنند، اما چون راهشان را تاریك كند از حركت بازایستند. اگر خدا مى ‏خواست شنوایى و بینایى ‏شان را برمى ‏گرفت كه همانا خدا بر همه چیز تواناست.

رعد و برق آسمان، كه معمولا نشانه نزول باران و رحمت است، براى بعضى سبب وحشت و دلهره است.

نورِ ضعیف آتشى كه منافقان، خود برافروختند و نور خیره كننده برقِ آسمان، هیچ یك نتوانست راهنماى آنان در مسیر زندگى گردد. زیرا اوّلى را دوام و بقایى نبود و دوّمى تنها بشارت ‏گر نزول بارانى بود كه براى او جز مصیبت چیزى را به دنبال نداشت.

آرى وحىِ الهى، برق خیره ‏كننده آسمان است كه منافقان، با اظهار ایمان مى ‏خواهند از پرتو این نور استفاده كنند، اما قرآن به گونه ‏اى آنان را رسوا مى ‏سازد كه به ناچار از ادامه راه با مؤمنان باز مى ‏ایستند و این سردرگمى، كیفر دنیوىِ نفاق با خدا و مؤمنان است.

از این آیه مى ‏آموزیم كه:

* منافق، از خود نورى ندارد و به دنبال حركت در پرتو نور مؤمنان است؛

* گرچه منافق، گاهى چند قدمى به جلو برمى ‏دارد، امّا پیشرفتى ندارد و از حركت باز مى ‏ایستد؛

* منافق نمى ‏تواند خدا را فریب دهد و از قهر و كیفر او بگریزد.

منبع: خبرگزاری حوزه

اشتراک گذاری این مطلب!

رفیقی برگزین که پاپیچت شود.

25ام مرداد, 1395

حاج آقا مجتبی تهرانی:

رفیقی برگزین که پاپیچت شود.

مثلا تامن می آیم حرفی بزنم،می گوید:

پشت سرمردم حرف نزن،این کار حرام است عزیزمن!

تا می خواهم کاری انجام دهم سنگ جلوی پایم می اندازد،ولی سنگ هایش سنگ الهی است.

پاپیچم می شود ولی برای اینکه من خلافی مرتکب نشوم!

رفیق

رفیق واقعی پاپیچ می شود
ولی برای اینکه من خلافی مرتکب نشوم!

اشتراک گذاری این مطلب!

پرهیز از مواضع تهمت و رازداری

12ام مرداد, 1395

وقتی در موقفی، در جایی خودتان را قرار می‌دهید که جای تهمت است،

اگر کسی به شما سوء ظنّ بُرد، او را ملامت نکنید!

از مواقف تهمت دوری کنید!

دریافت فایل

 00:00 01:39

مجموعه «عطر ماندگار» شامل قطعات کوتاهی از شرح احادیث اخلاقی با بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای درس خارج فقه است. احادیث گنجانده شده در این مجموعه با مضامین اخلاقی و اجتماعی و قابل استفاده برای عموم جامعه است. منبع احادیثی که در این مجموعه شرح داده می‌شوند کتاب «الشافی فی العقاید، الاخلاق و الاحکام و امالی» است.



اشتراک گذاری این مطلب!

مسیر رسیدن به لذت ایمان

24ام تیر, 1395

 

مسیر چشیدن «لذت ایمان»

وقتی مردم در حسینیه جماران شعار می دادند «روح منی خمینی، بت‌شکنی خمینی»؛ برای امام -رحمت‌الله‌علیه- لذتی نداشت، چون امام -رحمت‌الله‌علیه- از «ایمان به خدا» لذتی برده بود که این ابراز محبت‌های مردم در مقابل محبت‌های خدا هیچ بود.

امام آنقدر ترک شهوات و خوشی‌ها کرده بود که به «لذت ایمان» رسیده بود.

بر اساس فرمایش رسول خدا -صلی‌الله‌علیه‌وآله- کسی‌ که دوست دارد لذت‌های دیگر را بچشد، هیچ‌گاه به «لذت ایمان» نمی‌رسد؛ چه برسد به کسی که پی‌گیر و دل‌بسته‌ی لذت‌های دیگر است.

لذت و شهوت هم، منحصر در شهوات جنسی نیست، بلکه همه‌ی دل بخواهی‌های وجود انسان را در بر می‌گیرد که گاهی سلبی است (مانند غضب که چیزی را از خودت دفع می‌کنی) و گاهی ایجابی است (که منفعتی را به سمت خودت جلب می‌کنی).

منبع:سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در سلسله مباحثی تحت عنوان «تنها مسیر».

اشتراک گذاری این مطلب!

خصایصی از انسان که سبب تبدیل سیئات به حسنات می شود

24ام تیر, 1395

حجت الاسلام علوی تهرانی؛

منبرهای یک دقیقه ای/خصایصی از انسان که سبب تبدیل سیئات به حسنات می شود چهار خصلت در هر کس باشد گر چه سر تا پا غرق در گناه باشد،خداوند تمام آنها را به حسنات تبدیل می کند.

1) راستگویی؛
2 ) حیاء؛
3 ) اخلاق نیکو؛
4 ) سپاسگزار نعمت ها

 این خصوصیات را اگر فردی داشته باشد، گناهانش تبدیل به حسنات می شود.

تبدیل، یکی از راههای بخشش گناهان است، یک حقیقت قرآنی و بر گرفته از قرآن است.

منبع: وارث/سخنرانی حجت الاسلام علوی تهرانی در حسینیه جلوه ، بهمن 94

اشتراک گذاری این مطلب!

پارچه ای تعارفی که آیت الله کوهستانی را زاهد کرد؟!

20ام تیر, 1395

آیت الله کوهستانیمقابله کردن با نفس از راه‌های رسیدن به مراتب والای زهد و بندگی است و اینکه مومن با از دست دادن چیزی ناراحت نشود یا با بدست آوردن دنیا خوشحال نگردد، ملاک و معیار خوبی برای سنجش عیار تقوا و بندگی اوست.

خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

لِّكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا ءَاتَى كُمْ شوری/23

تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به آنچه به شما داده است شادمانی نکنید.

یکی از تجار متدین می‌گفت:

یک روز من از آیت‌الله کوهستانی پرسیدم شما چگونه به این مقام زهد و تقوا رسیدید؟

فرمود: به‌وسیله جهاد با نفس.

سپس افزودند: نجف در صحن حضرت امیر (علیه السلام) حجره‌ای داشتم مشغول تحصیل علم بودم و با کمال قناعت و سادگی زندگی می‌کردم یک روز از جانب مادرم یک طاقه پارچه قبایی از جنس برک (پارچه‌ای نرم و ضخیم از پشم شتر یا کرک بز که از آن لباس زمستانی می‌دوزند) به دست من رسید از دیدن آن پارچه خوب و مرغوب بسیار احساس خوشحالی کردم، ولی ناگهان به فکرم رسید این قبای نو و قیمتی فردا از من عبای نو و قیمتی می‌خواهد، روز دیگر باید نعلین مناسب آن‌ها تهیه و این لباس‌های جدید و عالی خانه نو سپس اثاثیه نو می‌خواهند، بالاخره فکرم به اینجا رسید هر چه زودتر این «طاقه برک» تا مرا گرفتار هوا و هوس نکرده او را از خود دور کنم به همین سبب صبح زود آن طاقه پارچه را بردم به یک طلبه مستحقی دادم تا اینکه خیالم راحت شد.(با اقتباس و ویراست از کتاب مقامات مردان خدا)

سلطان به جهان پرده سرایی زد و رفت 

درویش به دهر، پشت پایی زد و رفت(رضای فارسی)

منبع: حوزه

اشتراک گذاری این مطلب!

ماجرای عالمی که به فرد تکفیر کننده‌اش، اقتدا کرد

14ام تیر, 1395

عِبَادُ الرَّحْمَنِ چه خوب می شد اگر نگاهمان نسبت به یکدیگر با حسن ظن و خضوع وخشوع بود تا با کوچکترین بی احترامی از سوی دوست و آشنای دیرینه‌ای، از کوره در نرویم و با غرور و تکبر مسیری را نرویم که به کینه توزی و ناراحتی های بلند مدت ختم شود.

 خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

 وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا فرقان/63

 و بندگان خداى رحمان، كسانى‏اند كه روى زمين با تواضع و فروتنى راه مى‏روند

 آقا محمود نواده مرحوم وحید بهبهانی و از علمای بزرگ و عالیقدر است. حاج میرزا مسیح که یکی از علمای معاصر ایشان بود در اثر سوءتفاهمی، آقا محمود را تکفیر کرده بود، مدتی گذشت تا آنکه حاج میرزا مسیح به قصد زیارت آستان مقدسه حضرت معصومه (علیهاالسلام) به قم مشرف شد و در آن شهر در مسجد امام حسن عسکری(علیه السلام) نماز جماعت می‌خواند، از قضا آقا محمود نیز برای زیارت قبلاً به قم آمده بودند و در آن روزها هنگامی‌که متوجه شد میرزا مسیح اقامه جماعت می‌کند، برای شرکت در نماز جماعت خاضعانه و بدون هیچ ناراحتی حاضر شد و به میرزا اقتدا نمود.

 نزدیکان آقا محمود به او گفتند: میرزا شما را تکفیر کرده و شما به او اقتدا می‌کنید؟

در پاسخ گفت: مسئله‌ای رخ نداده و چیزی نیست، منافاتی ندارد که امر برای میرزا مشتبه شده باشد و مرا کافر بداند ولی من وی را عادل بدانم و طبق مبانی فقهی هر دو نفر مطابق نظریه خویش عمل نموده‌ایم زیرا او طبق اخبار اشتباهی که در دست دارد من را تکفیر کرد و من هم ایشان را عادل می دانم و به او اقتدا می‌کنم و هر دو مثاب و مأجور هستیم.

 جریان که به اطلاع حاج میرزا مسیح رسید شگفت‌زده به دیدار آقا محمود شتافت و جدایی به دوستی تبدیل شد و همواره از اخلاق والای آقا محمود در تعجب بود.

 1.     با اقتباس و ویراست از کتاب قصص العلماء

اشتراک گذاری این مطلب!

خطر غرور (سی روز، سی گفتار )

23ام خرداد, 1395
http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1390/1390051653962243.jpgپایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در ایام ماه مبارک رمضان، به صورت روزانه گفتار و توصیه‌هایی اخلاقی از رهبر معظم انقلاب را منتشر نموده است.

روز ششم: «خطر غرور»

اگر بخواهیم استغفار -این نعمت الهی- را به‌دست بیاوریم، دو خصلت را باید از خودمان دور کنیم: یکی غفلت و دیگری غرور.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  بالاترین خطر
غفلت، یعنی انسان به‌کلّی متوجّه و متنبّه نباشد که گناهی از او سر می‌زند؛ مثل بعضی از مردم. حالا عرض نمی‌کنم بسیاری -کار به کم و زیادش ندارم- ممکن است در بعضی از جوامع، کمتر باشند. به هر حال، این نوع آدم‌ها در دنیا و در میان افراد انسان‌ها هستند که غافلند و گناه می‌کنند؛ بدون این که متوجّه باشند خلافی از آن‌ها سر می‌زند. دروغ می‌گوید، توطئه می‌کند، غیبت می‌کند، ضرر می‌رساند، شرّ می‌رساند، ویرانی درست می‌کند، قتل مرتکب می‌شود، برای انسان‌های گوناگون و بی‌گناه پاپوش درست می‌کند، در افق‌های دورتر و در سطح وسیع‌تر، برای ملت‌ها خواب‌های وحشتناک می‌بیند، مردم را گمراه می‌کند، اصلاً متنبّه هم نیست که این کارهای خلاف را انجام می‌دهد. اگر کسی به او بگوید که گناه می‌کنی، ممکن است از روی بی‌خیالی، قهقهه‌ای هم بزند و تمسخر کند: گناه؟ چه گناهی!

ادامه »

حسود اگر درمان نشود ایمانش کامل نمی شود

18ام خرداد, 1395

 

استاد فاطمی نیا:
 
منبرهای یک دقیقه ای/ بر اقتضائاتتان غلبه کنید تا درهای بسیاری به روی شما باز شودمرحوم شهید ثانی درباره حسادت رساله ای دارند که در آنجا می فرمایند:
بنشینیم فکر کنیم که چرا حسد داریم؟
خیلی از آدم ها با توهم زندگی می کنند، آدم حسود درگیر اوهام است، انسان حسود اگر درمان نشود ایمانش کامل نمی شود.
اگر حسد تازه رسیده باشد می توان علاجش کرد ولی اگر ماند و کهنه شد علاج پذیر نیست مگر اینکه ترتیب اثر ندهد.
 
منبع: وارث/سخنرانی استاد فاطمی نیا در حسینیه فاطمه الزهرا(س) در تاریخ 1393/10/02

اشتراک گذاری این مطلب!

سفارشات امام صادق (علیه السلام) به روزه‌ داران

17ام خرداد, 1395

استقبال از ماه خدا

 

ماه رمضان امام صادق علیه السلام می فرماید: از جمله اینکه حالت تو در حال روزه‌ات این باشد که خود را مشرف به آخرت بینی و حالتت حالت خضوع و خشوع و انکسار و خواری باشد و حالتت حالت بنده ترسان از مولایش و دلت پاک از عیوب و باطنت مبرای از حیله و مکر باشد و از آنچه غیر از خدا باشد بیزاری جوئی و در روزه خود ولایت خود را برای خدا خالص گردانی و از خدای قهار حقا بیمناک باشی و جان و بدن خود را برای محبت و ذکر او فارغ گردانی و بدن خود را برای عمل به اوامر او و آنچه تو را به آن دعوت کرده است و غیر اینها از آنچه در باب آن توصیه شده است مهیا سازی و جوارح خود را از محظورات و مخالفات به ویژه زبان را حتی از مجادله و سوگند راست محفوظ داری.


سپس در آخر روایت فرمود:
اگر به آنچه برای تو بیان شد عمل کردی حقا به آنچه برای روزه دار حق است عمل کرده‌ای و اگر از اینها کم گذاشتی از فضیلت روزه خود کم گذاشته‌ای و ثواب آن به اندازه کمبود از آن چیزی است که بیان شد.
من می‌گویم: پس به آنچه در این وصایا از وظایف روزه دار است نظر کن و سپس در تأثیرات آن تأمل نما و بدان که اگر کسی خود را مشرف به آخرت بیند دل خود را از دنیا خارج سازد و جز به تهیه توشه آخرت نپردازد و همچنین اگر قلبش خاضع شود و شکسته و خوار گردد از فرح به غیر خدا دوری کزیند و میل به آن ننماید و هر کس روح و بدنش برای خدا، خوار و ذلیل باشد و از هر چیزی سوای خدا بیزاری جوید روح و قلب و بدن و تمامت او در ذکر خدا و محبت خدا و عبادت خدا غرقه شود و روزه دار روزه مقربین باشد. خدا به حق مقربانش، ما را چنین روزه‌ای روزی گرداند هر چند که یک روز در عمرمان باشد.

کتاب ترجمه المراقبات – ص 207
تالیف: عارف کامل میرزاجواد آقاملکی تبریزی(ره)

منبع:خبرگزاری تسنیم،

 

اشتراک گذاری این مطلب!

داستان، مؤذن و گناه چشم چرانی

13ام خرداد, 1395

پرسيدند:

چشم آدم گنهکار ميتونه امام زمان رو ببينه؟!

گفت:

شمرهم امام زمانشو ديد !!!

اما نشناخت.



مرد زاهد، چشمان پاک

زن زیبایی به عقد مرد زاهد و مومنی در آمد. مرد بسیار قانع بود و زن تحمل این همه ساده زیستی را نداشت. روزی تاب و توان زن به سر رسید و با عصبانیت رو به مرد گفت: حالا که به خواسته های من توجه نمی کنی، خود به کوچه و برزن می روم تا همگان بدانند که تو چه زنی داری و چگونه به او بی توجهی می کنی،
من زر و زیور می خواهم! مرد در خانه را باز کرد و روبه زن می گوید: برو هر جا دلت می خواهد!
زن با نا باوری از خانه خارج شد، زیبا و زیبنده!
غروب به خانه آمد . مرد خندان گفت: خوب! شهر چه طور بود؟ رفتی؟ گشتی؟
چه سود که هیچ مردی تو را نگاه نکرد . زن متعجب گفت: تو از کجا می دانی؟
مرد جواب داد: و نیز می دانم در کوچه پسرکی چادرت را کشید! زن باز هم متعجب گفت : مگر مرا تعقیب کرده بودی؟ مرد به چشمان زن نگاه کرد و گفت: تمام عمر سعی بر این داشتم تا به ناموس مردم نگاه نیاندازم، مگر یکبار که در کودکی چادر زنی را کشیدم!

ادامه »

توصیه های آیت الله جاودان برای ايام پاياني ماه شعبان

11ام خرداد, 1395

آیت الله جاودان:

اگر انسان توبه کند به همه چیز رسیده است. اگر کسی یک گناهی دارد، اگر بتواند همین را جمع کند واقعا ماه شعبان را برده است. فرمودند یک کاری کن وقتی که وقتی ماه رمضان می آید، خود را برای خدا خالص گردانیده باشی. حال ما که نمی توانیم خیلی خودمان را خالص کنیم اما اگر توانستیم یکی دو گناهی را کنار بگذاریم یا یک اخلاق بدی را کنار بگذاریم خیلی خوب است. اخلاق بد یک گناه عمیق تری است. مثلا من اصلا نتوانم ببینم کسی بلند تر از من حرف بزند، خب این یک جهنم بالفعل است.

” تا آنکه چون ماه مبارک در آید خالص گردانیده باشی خود را از برای خدا “

اینها مربوط به قبل ماه رمضان است. حال ببینیم که برای ماه رمضان چه فرمودنده اند:

” و مگذار در گردن خود امانت و حق کسی را “

می خواهی وارد ماه رمضان شوی، هرچه امانت مردم است پس بده.
 
برای دانلود در سایز اصلی بر روی تصویر کلیک نمایید.

اشتراک گذاری این مطلب!

التزام مرحوم قاضی به غسل جمعه و اسراف نکردن آب

7ام خرداد, 1395

 

پدرم نقل کرد: روز جمعه ای به منزل آقای قاضی رفتم بعد از اتمام روضه چند نفری نشستند و مشغول صحبت شدیم، نزدیک زوال که شد آقای قاضی فرمود: ببخشید، اگر اجازه بدهید من یک غسل جمعه ای بکنم؛ چون من ملتزم به انجام آن هستم.

التزام مرحوم قاضی به غسل جمعه و اسراف نکردن آب

یکی از اشخاصی که به مرحوم آقای قاضی علاقه داشت و رابطه دوستی و رفاقت با هم داشتند مرحوم آیت الله میرزا باقر زنجانی( متوفی1394ق) بود که از مدرسین ممتاز و مجتهدین نامی نجف به شمار می رفت.
فرزند معظم له جناب حجة الاسلام شیخ محمود زنجانی نقل کردند: « پدرم صمیمیت زیادی با مرحوم قاضی داشت و از جوانی با هم دوست و رفیق بودند. البته ایشان در سلک و روش عرفانی مرحوم قاضی نبود و چه بسا هم به طور مطلق قبولش نداشت ولی سیّد را شخصی اهل معنی و بزرگوار می دانست. روزهای جمعه که در منزل آقای قاضی روضه برقرار می شد، تشریف می برد و ایشان هم برای روضه منزل ما می آمدند.
پدرم نقل کرد: روز جمعه ای به منزل آقای قاضی رفتم بعد از اتمام روضه چند نفری نشستند و مشغول صحبت شدیم، نزدیک زوال که شد آقای قاضی فرمود:
ببخشید، اگر اجازه بدهید من یک غسل جمعه ای بکنم؛ چون من ملتزم به انجام آن هستم. و پس از آن بلند شد و در ایوان منزل عریان شده و لنگی به کمر بست و یک پارچ کوچک را که در حدود دو لیوان آب می گرفت پر از آب کرده در کنار خود گذاشت، سپس پارچه ای را داخل پارچ کرده و خیس نمود و با آن سر خود را مرطوب کرد پس از آن صورت، بعد بدن و بالاخره تمام بدن را خیس کرد و سپس با حوله پاک نمود و لباسهایش را پوشیده و نزد ما آمد و نشست. ما که متعجبانه به ایشان نگاه می کردیم گفتیم: آقای قاضی! غسل شما این بود؟!
قاضی فرمود: « بلی! این غسل سنت{ مستحب } است که در آن نباید اسراف بشود. » و ما از این رفتار بی آلایش و بدون تکلف ایشان بسیار تحت تأثیر قرار گرفتیم. »
منبع: کتاب اسوه عارفان – ص 174/خبرگزاری تسنیم

iv style="direction: rtl; text-align: justify;"> 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

نامه عرفانی و اخلاقی آیت الله آقا محمد بیدآبادی به میرزای قمی

6ام خرداد, 1395

این نامه یکی از مهم ترین نامه هایی است که بیدآبادی در سیر و سلوک نگاشته است و به همین جهت «آداب سیر و سلوک» و «رساله سیر و سلوک» نامیده شده است. مخاطبِ این نامه فقیه بزرگ سده سیزدهم میرزا ابوالقاسم قمی رحمه الله مشهور به میرزای قمی (م 1231 ق) است، که شرح حالش در ضمن شاگردان بیدآبادی ذکر گردید. میرزای قمی خود استادی وارسته و انسانی شایسته بوده و هنگامی قصد زیارت عتبات عالیات (کربلای معلی، نجف اشرف، کاظمین و سامرا) را داشته، از بیدآبادی تقاضای دستور العملی برای زیارت و درک بهره های معنوی بیشتر از مشاهد مشرفه می نماید. بیدآبادی نیز رساله حاضر را در جواب وی و مسائل متعدد و آداب ظریف زیارت و حضور قلب در عبادت را برای میرزای قمی تشریح می کند. بین میرزا قمی و بیدآبادی صمیمیت کامل وجود داشته و میرزا از مریدان آن مرحوم به شمار می رفته است. چون طرف خطاب بیدآبادی در این نامه فقیه بزرگ و آگاهی مانند میرزای قمی بوده لذا نامه را به عربی نگاشته و در آن عصاره اندیشه ها و نظرات خویش را در سیر و سلوک بیان نموده است. و چون واقف بوده که مخاطبش از فقها است و ممکن است برخی اصطلاحات رایج در عرفان و سیر و سلوک را قبول نداشته باشد از آوردن اصطلاحات عرفانی خودداری نموده است. با توجه به این ویژگی ها این نامه از سایر نامه های وی، بیشتر مورد توجه اندیشوران قرار گرفته، و نمونه کاملی از یک دستور سیرو سلوک عرفانی شیعی است.

1- ستایش و ثنا پروردگاری را سزاست که فطرت انسان ها را با اسمای جمال و جلال خود در چهل صباح بسرشت [1] و رازهای اسمای خود را در نهاد وی به ودیعت نهاد. و درک معانی و قدرت بیان آن ها را به وی بیاموخت.

2- و سپس با دادن توانِ بکارگیری دلیل و برهان و نحوه کسب یقین وی را گرامی داشت. تا او با استفاده از دلیل و برهان به درک حقایق قرآن و احادیث با عنایت الهی نائل آید.

3-پروردگاری که نعمت هایش را بر مؤمنان با فرستادن پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم تکمیل نمود و نعمت هدایت را به اتمام رسانید تا آن حضرت آیات الهی را بر ایشان بخواند و آنان را تربیت نموده و کتاب و حکمت را یادشان دهد[2]. تا آنچه را که عقول ایشان یارای درک و رسیدن به آن را نداشته به واسطه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یاد گیرند. و مردمان را در روز بازپسین حجّتی بر خدا نباشد و نگویند: خدایا اگر پیامبری می فرستادی ما اطاعت وی را کرده رستگار می شدیم.

4-خدایی که ظاهر بیانات پیامبران را برای هدایت عموم مردم که خواهان نعمت های ظاهری می باشند شریعت و قانون؛ و حکمت ها و رازهای پوشیده در کارهای آنان را برای مرض های قلبی و بیماری های روانی شفا و نجات؛ و حقیقت های ظاهره از حالات درونی آنان را برای رسیدن اهل حقیقت به بارگاه قدس خویش سبب و وسیله قرار داد.

5-پس قلب ها و دل هایمان از درخشش کلمات پرنور آن حضرت نورانی گشت و با تابش ستارگان هدایت و حکمت های پرنور وی، از تاریکی مناقشه های علمای علم کلام و از اشتباهات سخنان همسان حکیمان مشّائی و اشراقی رهایی یافت.

ادامه »

مسیر چشیدن «لذت ایمان»

5ام خرداد, 1395

 

وقتی مردم در حسینیه جماران شعار می دادند «روح منی خمینی، بت‌شکنی خمینی»؛ برای امام -رحمت‌الله‌علیه- لذتی نداشت، چون امام -رحمت‌الله‌علیه- از «ایمان به خدا» لذتی برده بود که این ابراز محبت‌های مردم در مقابل محبت‌های خدا هیچ بود.

امام آنقدر ترک شهوات و خوشی‌ها کرده بود که به «لذت ایمان» رسیده بود.

بر اساس فرمایش رسول خدا -صلی‌الله‌علیه‌وآله- کسی‌ که دوست دارد لذت‌های دیگر را بچشد، هیچ‌گاه به «لذت ایمان» نمی‌رسد؛ چه برسد به کسی که پی‌گیر و دل‌بسته‌ی لذت‌های دیگر است.

لذت و شهوت هم، منحصر در شهوات جنسی نیست، بلکه همه‌ی دل بخواهی‌های وجود انسان را در بر می‌گیرد که گاهی سلبی است (مانند غضب که چیزی را از خودت دفع می‌کنی) و گاهی ایجابی است (که منفعتی را به سمت خودت جلب می‌کنی).

منبع:سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در سلسله مباحثی تحت عنوان «تنها مسیر».

اشتراک گذاری این مطلب!

سه رکن سیر و سلوک از منظر شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی(ره)

5ام خرداد, 1395

شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی

به مناسبت سالروز رحلت عارف روشن ضمیر؛
بدانید، معیار امر و طریقه ما بر سه چیز است؛ شب زنده ‌داری، لقمه حلال و توجه به نماز، به ویژه نماز اول وقت و حضور قلب در آن.

به مناسبت 17 شعبان سالروز رحلت عارف بالله شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی مروری کوتاه بر شخصیت ویژه این عالم اهل سیرو سلوک کرده که در ذیل می آید.

شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی از عارفان قرن سیزدهم و چهاردهم است. وی در سال ۱۲۷۹ در اصفهان به دنیا آمد. اشتهار وی به نخودکی در اواخر عمر به سبب اقامتش در نخودک، یکی از روستاهای اطراف مشهد بود.

پدر نخودکی، علی اکبر مقدادی فردی عامی و از کاسبان اصفهان و متصف به زهد و پارسایی بود وی همچنین مرید محمدصادق تخت پولادی، مشهور به استجابت دعا و کرامت بود.

* عبادت سحرگاهی از طفولیت

از دیگر افتخارات ملا علی ‌اکبر ـ پدر مرحوم شیخ حسنعلی ـ که بعدها آن فرزند خلف و صالح با عشق و علاقه آن را دنبال کرد، خدمت به سادات و فرزندان حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام بود. مرحوم ملا علی ‌اکبر در تربیت و پرورش فرزندش، نهایت دقت و تلاش را به عمل آورد. وی فرزند دلبندش را از همان کودکی در هر سحرگاه که خود برای عبادت و شب زنده‌داری برمی ‌خاست، بیدار می ‌کرد تا او لذت مناجات، نماز، دعا و راز و نیاز را از همان سال ‌های کودکی بچشد و ذکر و یاد خدا، شیره جانش شود.

ادامه »

جهنم محل دل کندن است

4ام خرداد, 1395

 

بلا خیر است در روایت داریم که اگر کسی تا 40روز بلایی سرش نیاید اهل جهنم است.

اول جهنم است مرز جهنم کجاست؟ محل دل کندن، که دل کندن سخت است.

 

منبرهای یک دقیقه ای/ جهنم محل دل کندن استجهنمی ها دو دسته می شوند، یک دسته بلاخره بیرون می آیند و وارد بهشت می شوند اما یک دسته می مانند و آنها کسانی هستند که این لجن در ذات و وجودشان وارد شده است. و تا ابد می مانند و هیچ راه نجاتی برایشان وجود ندارد و کسانی هستند که خداوند راجع به آنها می گوید ” صمٌ بکمٌ فهم لا یرجعون” دیگر بازگشتی ندارند و کسانی هستند که به شدت در عمق دنیا غرق می شوند و نقطه اوج این عده را کفر می گویند. کافر هم به کسی می گویند که مانع نور شده است، پوشاننده نور است که این نور هم نور محمد و آل محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) است که آن نور را شخص کافر کتمان می کند.

 

بلا خیر است در روایت داریم که اگر کسی تا 40روز بلایی سرش نیاید اهل جهنم است.

اول جهنم است مرز جهنم کجاست؟

محل دل کندن، که دل کندن سخت است. از آن ساده تر چیست؟

بلا، که محل دل کندن است. از آن ساده تر اینکه شخص صدقه دهد، نماز بخواند اینها همه جایگاه های دل کندن است.

نماز بهترین جا برای دل کندن از دنیا است. اگر میخواهیم بلا سرمان نیاید، جهنم نرویم نماز بخوانیم، درست نماز بخوانیم، اگر جهنم را نمی توانی تحمل کنی، طاقت بلا را هم نداری، پس نماز بخوان، روزه بگیر در همه اینها دل کندن است.

منبع: وارث/ سخنرانی حجت الاسلام شیخ محمود ابوالقاسمی در هیئت عشاق العباس ؛ 25 اسفند 1392

اشتراک گذاری این مطلب!

از خدا بخواهیم تا یاری مان کند.

25ام اردیبهشت, 1395
حجت الاسلام دارستانی:
 

عاقبت بخیری یعنی صفحه آخر عمر انسان خوب بسته شود. خیلی ها خوب  شروع کردند ولی عاقبت به خیر نشدند و خیلی ها بد شروع کردند و خوب تمام کردند همانند: طیب، مصطفی پادگان، رسول ترک خوب تمام کردند اینها هیچ کس فکر نمی کرد این ها عاقبت به خیر شوند.

آنچه تا لب گور باید نگرانش باشیم عاقبت به خیری است. در مسیر بندگی ابتدا و انتها بندگی است. هرچه بنده تر شویم نزد خدا مقرب تر می شویم.

چرا اوایل که با خداوند رفیق می شویم حالمان خوب است ولی این حال خوب ادامه دار نیست یا سقوط می کنیم و یا در همان سطح می مانیم و اوج نمی گیریم؟

زیرا اوایل هیچ در دست نداشتیم و از خدا می خواستیم که یاریمان کند. ولی کم کم دچار کبر شدیم. اوایل برای بیدار شدن سحر از او درخواست می کردیم بعدها مغرور شدیم و گفتیم خودمان بیدار می شویم.

منبع: وارث/بخشی از سخنرانی حجت الاسلام دارستانی در هیئت مکتب الزهرا سلام الله علیها؛

اشتراک گذاری این مطلب!

آیت الله غروی اصفهانی روزی هزار بار سوره قدر را می خواند

21ام اردیبهشت, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيلَةِ الْقَدْرِ(القدر/1)
ما [قرآن را] در شب قدر نازل کرديم

وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيلَةُ الْقَدْرِ(القدر/2)
و از شب قدر چه آگاهت کرد

لَيلَةُ الْقَدْرِ خَيرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ(القدر/3)
شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است

تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ(القدر/4)
در آن [شب] فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براي هر کاري [که مقرر شده است] فرود آيند

سَلَامٌ هِي حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ(القدر/5)
[آن شب] تا دم صبح صلح و سلام است


آینه:

آیت الله العظمی غروی اصفهانی (ره) فرموده بودند: «خوب است انسان در شبانه روز هزار مرتبه سوره قدر را بخواند».

آیت الله العظمی محمد حسین غروی اصفهانی (ره) ارادت و عشق عجیبی به اهل بیت علیهم السلام به ویژه حضرت زهرا سلام الله علیها داشتند و در مجالس عزای حسینی علیه السلام  خودشان مبادرت به پذیرایی کرده و کفش های مردم را جفت می کردند و در هنگام پذیرایی نیز پیوسته چیزی می خواندند.

مرحوم آیت الله شیخ علی محمد بروجردی از شاگردان برجسته آیت الله قاضی (ره) از ایشان می پرسند: آقا چه می خوانید؟

ایشان فرموده بودند: «خوب است انسان در شبانه روز هزار مرتبه سوره قدر را بخواند».

از ویژگی های بارز این عالم ربانی این بود هر روز عصر به زیارت بارگاه مطهر امیرالمومنین علیه السلام می رفتند و زیارت عاشورا را با صد لعن و سلام می خواندند. آن مرحوم از خدا خواسته بود تا آخر عمر توفیق انجام این اعمال را به ایشان بدهد و خداوند هم توفیق داد؛ به طوری که هر روز هزار مرتبه سوره قدر و زیارت عاشورا با صد لعن و سلام را قرائت می نمودند.                            

    منبع: مؤسسه سیره علماء

اشتراک گذاری این مطلب!

به جای اینکه عابد باشی عبد باش …

18ام اردیبهشت, 1395

علامه حسن زاده آملی:

ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ” ﻋـﺎﺑـﺪ” ﺑﺎﺷﯽ،

” ﻋـَﺒﺪ” ﺑـﺎﺵ !

ﺷـﯿﻄﺎﻥ ﻫﻢ ﻗﺮﯾﺐ ﺑﻪ ۶۰۰۰ ﺳـﺎﻝ ﻋﺒـﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩ،

ﻋـﺎﺑـﺪ ﺷﺪ، ﺍﻣﺎ

“ﻋـَﺒـﺪ ” ﻧـﺸﺪ …

ﺗــﺎ ﻋـَﺒـﺪ ﻧـﺸﻮﯼ، ﻋﺒﺎﺩﺗﺖ ﺳـﻮﺩﯼ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻧـﺪﺍﺭﺩ؛

ﻋـَﺒﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﯾﻌﻨﯽ:

ﺑﺒـﯿﻦ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﭼﻪ ﻣﯽﺧـﻮﺍﻫﺪ، ﻧﻪ ﺩﻟﺖ…

نکته‌ای که اولیاء خدا تأکید شدیدی روی آن دارند و به عنوان بهترین راه، برای عبد شدنِ پروردگار عالم می‌دانند؛ این است که انسان از کسانی که شر هستند دوری بجوید

و به کسانی که خیرند، نزدیک شود.

 

همنشین اثر عجیبی دارد. این مطلب، آن‌قدر مهم است که باید مدام تکرار شود؛

چون در هر زمینه‌ای که ورود پیدا کنی، چه مبحث اخلاقی، چه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و … می‌بینی

 

آنچه که موثر است، همنشین است.

ادامه »

هفت خصلت که بنده را عابد می‌کند

18ام اردیبهشت, 1395

از اخبار معراجیه هست که از جانب خدا وحی شد:

ای احمد صلی الله علیه و آله ! آیا می دانی چه وقت بنده عابد می شود؟

حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: خیر،

خدای تعالی فرمود:

وقتی که هفت خصلت در او جمع باشد؛

  1. تقوائی که مانع از گناه شود.
  2. سکوت از سخنان بیهوده.
  3. ترسی که هرروز به گریه او بیفزاید.
  4. حیائی که در تنهائی از من شرم کند.
  5. قناعت به غذای ضروری.
  6. دشمنی دنیا برای اینکه من آن را دشمن دارم.
  7. دوستی نیکان.

منابع:
المواعظ العددیه، باب هفتم، ص195، فصل دوم
زبده الاحادیث، جلداول، ص144
نصایح، نوشته مرحوم ایت الله مشکینی
احادیث الطلاب
آموزه های اخلاقی در کلام معصومین(علیه السلام)

 

اشتراک گذاری این مطلب!

​کفاره با برکت فراموش کردن یک عمل مستحبی

12ام اردیبهشت, 1395

چند روزی را در این دنیا و بر سر سفره پر زرق و برق آن به میهمانی هستیم، حال اگر از همه جا غافل شویم و غرق در زینت های دنیا گردیم همه چیز را باخته ایم، اما اگر از فرصت انفاق بهره ببریم، سعادتمند خواهیم شد.

خداوند متعال در قرآن می فرماید:

«مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ»( بقره/3)

از آنچه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏ كنند

حکایت؛ صاحب بن عباد در کودکی هر گاه برای تعلم و قرائت قرآن به مسجد می رفته مادر او یک دینار و یک درهم به او می ‏داده و می‏ گفته این پول را به اولین فقیری که می‏بینی بده تا از بلایا دور باشی، او بدین منوال عمل می‏کرد تا زمانی که بزرگ شد باز هر شب برای اینکه فراموش نکند به خادم خود می‏ گفت: یک دینار و یک درهم زیر، زیرانداز بگذار تا صبح به فقیر بدهد.

مدتی وضع بدین ترتیب بود تا اینکه یک شب خادم فراموش نمود دینار و درهم را در جای همیشگی بگذارد چون صاحب طبق معمول پس از نماز صبح زیرانداز را کنار زد، دینار و درهمی ندید این را به فال بد گرفت و به نزدیک شدن مرگ خود تاویل نمود، آنگاه به خادمان گفت: آنچه در این جا فرش و زیر انداز هست بردارید و به اولین نیازمندی که می‏ بینید بدهید، تا کفاره تاخیر امروز در پرداخت دینار و درهم باشد.

خادم، مرد هاشمی نابینائی را دید که زنی دست او را گرفته است، به او گفت، اینها را از ما قبول کن، مرد پرسید اینها چیست؟

گفت: یک زیرانداز دیبا و یک پشتی دیبا است با شنیدن این سخن، مرد نابینا از هوش رفت.

صاحب بن عباد را از واقعه آگاه ساختند صاحب بر سر آن مرد حاضر شد و بر او آب پاشید چون به هوش آمد، علت تغییر حال او را جویا شد که مرد گفت: اگر سخن مرا نمی‏ پذیرید از این زن بپرسید! به او گفتند خودت تعریف کن! مرد نابینا گفت: من آبرومند هستم، دختری دارم که شخصی به خواستگاریش آمد، برای او جهیزیه‏ ای تهیه کردیم، اما دیشب مادرش گفت؛ دلم می ‏خواهد برای دخترمان یک زیرانداز و پشتی دیبا تهیه کنیم و من به او گفتم ما از کجا چنین چیزهائی فراهم کنیم؟ امروز که در کوچه این آقایان را دیدم و آن خواسته همسرم محقق شد، حق داشتم که از هوش بروم.

صاحب بن عباد پس از شنیدن این ماجرا جهیزیه ‏ای مناسب خرید و تحویل پدر دختر داد و داماد او را طلبید و دست مایه ‏ای ارزشمندی هم در اختیارش‏ گذاشت. 1

ای رهروی که خیر به مردم رسانده ای آسوده رو، که بار تو بر دوش سائل است2

1. با اقتباس و ویراست از کتاب داستان هایی از علما

2. صائب تبریزی

منبع: خبرگزاری حوزه

 

اشتراک گذاری این مطلب!

چقدر به مرگ نزدیکیم، ولی در فکر آن نیستیم!

11ام اردیبهشت, 1395

انسان چقدر به مرگ نزدیک است و درعین‌حال چقدر آن را دور می‌پندارد و از آن غافل است! آقای حائری۱ می‌فرمود: «در خواب دیدم که عزرائیل به من فرمود: شما باید استراحت کنید».

با اینکه می‌دانیم خواهیم مرد، بلکه فقط وقت مرگ معلوم و یا مظنون ما نیست؛ زیرا هر شب در عوالمی از برزخ می‌رویم که هیچ اختیارش دست ما نیست، چنان‌که قرآن شریف می‌فرماید:

«قَضَی عَلَیهَا الْمَوْتَ؛ مرگ را به‌صورت حتمی بر آن نوشته است»۲همچنین می‌فرماید:

«فَيُمْسِكُ الَّتي‏ قَضى‏ عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْری؛ آن‌گاه نَفْسِ کسی را که خداوند مرگ او را حتمی نموده نگاه می‌دارد و دیگری را رها می‌کند».۳

و در سجده نخست بعد از بیدار شدن از خواب برای انجام نماز شب مستحب، وارد شده است که گفته شود:

«أَلْحَمْدُ لله الذی أَحْیانی بَعْدَ ما أَماتَنی؛ سپاس خدایی را که مرا بعد از مرگ، زنده گردانید»،۴

بااین‌همه، این‌گونه از مرگ غافل هستیم! بله، اشخاصی بودند که همیشه مهیا، منتظر و به یاد مرگ بودند.

منبع:در محضر بهجت، ج۱، ص۲۸

۱.مرحوم حاج شیخ مرتضی حائری، فرزند حاج شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه علمیه قم.
۲.زمر: ۴۲.
۳.همان.
۴.اصول کافی، ج‌۲، ص‌۵۳۹؛ من لایحضره الفقیه، ج‌۱، ص‌۴۸۰.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

​ویژگی کسانی که کمبود محبت دارند!

11ام اردیبهشت, 1395

انسان نیازمند به محبت است.

اگر کسی خود را بی‌نیاز نشان داد، یا دارد عزّت خود را حفظ می‌کند یا مغرور است و یا ناامید از دریافت محبت است.

انسان اگر نیازش به محبت شدید بشود از هر کسی محبت را می‌پذیرد و به خطا می‌افتد ولی اگر چشم و دل سیر باشد، دیگر جز از خدا و اولیاء خدا محبت نمی‌پذیرد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع: بیان معنوی/استادپناهیان

اشتراک گذاری این مطلب!

نیت خوب و پاک

1ام اردیبهشت, 1395

خدا غذا را برای شما می‌خواهد. وقتی شما آماده و طالب هستید غذای خوب می‌فرستد، زیبا و فشنگ و با برکت. این به نیّت‌ها مربوط است. البته گوینده هم وظیفه‌ای دارد. باید نیّت کند که خدایا من چیزی ندارم.

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود:

قلب شما هرکجا هست من هم همان‌جا هستم. شما هر چه دوست دارید برایتان می‌گویم. هر چه مطالبی بهتر و عالی‌تر بشنوید مربوط به خود شماست. قشنگ وضو می‌گیری. نیّت قشنگی هم که داری. یعنی هر چه بخواهی زیباست. خداوند به شما مرحمت کرده است. خوش به حال نیت‌های شما و خوش به حال من که دچار نیت‌های شما هستم. نیّت خوب گوینده را همان جا می‌برد که دوست دارید. با ادب به مجلس بیایید. گوینده در اختیار مستمع است. اگر مستمع با ادب بنشیند و طالب خیر باشد، خدا گوینده را بر می‌گرداند.

از وعّاظ بپرسید: چه شد امشب منبر خوبی داشتید؟

می‌گوید: اتفاقا راجع به موضوعی مطالعه کرده بودم، اما تا آمدم بسم‌ا… بگویم همه یادم رفت و خدا مرا این جا آورد.

اگر دیدید منبری غیر عادی شد و چیز خوب و عالی از کار در آمد با این که خوب از کار در نیامد، هر دو مربوط به مستمعین است. مستمعین او را به این جا کشانده‌اند. مستمع هرچه قشنگ‌ترف زیباتر و با ادب‌تر باشد، گوینده به همان سو می‌رود. ریش گوینده به دست مستمع است.

خدا غذا را برای شما می‌خواهد. وقتی شما آماده و طالب هستید غذای خوب می‌فرستد، زیبا و فشنگ و با برکت. این به نیّت‌ها مربوط است. البته گوینده هم وظیفه‌ای دارد. باید نیّت کند که خدایا من چیزی ندارم. هر چه خیر است برای بندگانت مرحمت کن. ولی شما هم آماده باش. از خدا بخواه که چیزهای خوب نصیبت کند.

کتاب طوبی محبت – ص 160
مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی

اشتراک گذاری این مطلب!

آثار و فوايد ذكر خدا

31ام فروردین, 1395

«ذكر الهى» چون نسيم فرحبخش، حيات معنوى را به انسان هديه مى كند; قلب خسته و افسرده انسان با «ياد خدا» طراوت مى يابد و در كشاكش مشكلات و انبوه گرفتاريها به ياد معشوق است كه اطمينان و آرامش را براى جانها به ارمغان مى آورد.

انسانى كه در هر لحظه به ياد خداوند و فقر و احتياج خويش به ذات اقدس الهى و عقاب و ثواب باشد، در درون خويش راهى براى رشد و نمو رذائل اخلاقى و ارتكاب معاصى نخواهد گذاشت و همواره در صدد رشد و تعالى خويش مى باشد.

بنابراين «ذكر و ياد خدا» از مهم ترين عوامل رسيدن به قرب الهى است كه انسان را از جهان ماده به عالم معنا و معنويت مى رساند.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا * وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا» (احزاب41/42)

اى كسانى كه ايمان آورده ايد، خدا را بسيار ياد كنيد و او را در صبحگاه و شامگاه تسبيح كنيد.

 

مفهوم ذكر

 

«ذكر» در لغت به معناى «ياد كردن» است، خواه با زبان باشد يا با قلب يا هردو، خواه بعد از نسيان باشد يا در ادامه ذكر. و نيز «ذكر» به معناى «حفظ شىء» است و خلاف نسيان مى باشد.
به بيان ديگر، «ذكر» عبارتست از اينكه آدمى نيروى ادراك خود را متوجه ياد شده كند، يا به اينكه نام او را ببرد و يا صفات او را به زبان جارى كند و مصداق مهمتر اينكه در قلب به ياد او باشد.
طبق اين معنا ذكر معناى عامى دارد كه هر چيزى را شامل مى شود، امّا آنچه خداوند در قرآن كريم به آن امر فرموده، «ذكر خداوند» و «يادآورى نعمتهاى الهى» مى باشد كه در سايه آن انسان غبار غفلت و دورى را از قلب خود بزدايد و برجان و روح خسته خويش، با باران ياد الهى گلهاى طاعت و بندگى را بروياند.

ادامه »

10 فضیلت اخلاقی برتر از دیدگاه امام صادق علیه السلام

28ام فروردین, 1395

امام صادق علیه السلام فرمود: مکارم اخلاق ده چیز است، اگر می‌توانی آن‌ها را داشته باش…

 

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند:
مکارم اخلاق ده چیز است، اگر می‌توانی آن‌ها را داشته باش، زیرا گاهی شخصی آن‌ها را دارد و فرزندش ندارد، و گاهی در فرزند هست و در پدرش نیست، و گاهی در برده هست و در آزاد نیست.

عرض شد آنها چه هستند؟

امام علیه السلام فرمود:
1. صادقانه و شجاعانه در راه خدا جنگیدن.               
2. راستگویی.         
3. امانت داری.              
4. صله رحم.            
5. پذیرایی از مهمان.            
6. غذا دادن به سائل (کسی که غذا می طلبد)
7. جبران کردن نیکی ها.          
8. انجام ندادن کاری که باعث مذمت همسایه شود( یعنی مراعات نکردن حق همسایه ).         
9. مراعات حق رفیق.                        
10. و سر همه مکارم بهتر و عالی‌تر ازهمه (حیا و شرم) است زیرا کسی که در برابر خالق و مخلوق حیا و شرم داشته باشد همه این مکارم اخلاق را رعایت می‌کند.      
منابع:
مستدرک الوسائل، جلد11، ص190 
الکافی، جلد2، ص55
وسائل الشیعه، جلد15، ص182
احادیث الطلاب، ح3097
الخصال، جلد2، ص431
امالی طوسی، ص10
بحارالانوار، جلد69، ص372
بحارالانوار، جلد70، ص367
اشتراک گذاری این مطلب!

سرمشق نیکو

23ام فروردین, 1395
یک سرمشق نیکو من می خواهم عرض بکنم به جوانان عزیزمان، جوان های انقلابی و مؤمن و عاشق امام، که حرف می زنند، می نویسند، اقدام می کنند؛ کاملًا رعایت کنید. اینجور نباشد که مخالفت با یک کسی، ما را وارد کند که نسبت به آن کس از جاده حق تعدی کنیم، تجاوز کنیم، ظلم کنیم؛ نه، ظلم نباید کرد. به هیچ کس نباید ظلم کرد.

من یک خاطره از امام (رحمه الله) نقل می کنم. ما یک شب در خدمت امام (رحمه الله) بودیم.

من از ایشان پرسیدم: نظر شما نسبت به فلان کس چیست؟ نمی خواهم اسم بیاورم؛ یکی از چهره های معروف دنیای اسلام در دوران نزدیک به ما که همه نام او را شنیدند، همه می شناسند- امام (رحمه الله) تأملی کردند،

گفتند: «نمی شناسم». بعد هم یک جمله مذمت آمیزی راجع به آن شخص گفتند. این تمام شد.

من فردای آن روز یا پس فردا- درست یادم نیست- صبح با امام (رحمه الله) کاری داشتم، رفتم خدمت ایشان. به مجردی که وارد اتاق شدم و نشستم، قبل از اینکه من کاری را که داشتم، مطرح کنم، ایشان گفتند: «راجع به آن کسی که شما دیشب یا پریشب سؤال کردید،” همین، نمی شناسم"؛ یعنی آن جمله مذمت آمیزی را که بعد از «نمی شناسم» گفته بودند، پاک کردند.

ببینید، این خیلی مهم است. آن جمله مذمت آمیز نه فحش بود، نه دشنام بود، نه تهمت بود؛ خوشبختانه من هم به کلی از یادم رفته که آن جمله چه بود؛ یعنی یا تصرف معنوی ایشان بود یا کم حافظگی من بود؛ نمی دانم چه بود، اما این قدر یادم هست که یک جمله مذمت آمیزی بود. همین را ایشان آن شب گفتند، دو روز بعدش یا یک روز بعدش آن را پاک کردند؛ گفتند:” نه، همان نمی شناسم". ببنید، اسوه است.[1]

« لَقَدْ کانَ لَکمْ فی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یرْجُوا اللّهَ وَ الْیوْمَ اْلآخِرَ وَ ذَکرَ اللّهَ کثیرًا»[2]؛

«برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آن ها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند، و خدا را بسیار یاد می کنند».[3]

پی نوشت

[1] مقام معظم رهبرى( مد)، خطبه‏ هاى نماز جمعه تهران در حرم امام خمينى( ره)، 14/ 3/ 1389.

[2]  احزاب( 33): 21.

[3] جمعى از نويسندگان، نامه جامعه، 111جلد، توس - قم - ايران، چاپ: 1، 1383 ه.ش.

منبع : نامه جامعه، شماره 110، ص: 56

اشتراک گذاری این مطلب!

هدیه ای که شیخ اعظم به دشمن خود داد.

22ام فروردین, 1395

 

شیخ انصاریاز صفات بارز بندگان صالح و مخلص خداوند متعال عفو و گذشت است اما فضیلت برتر مومن واقعی این است که هنگامی که به او بدی کنند و او را مورد آزار قرار دهند علاوه بر بخشش و گذشت، بدی را با نیکی پاسخ دهد.


خداوند متعال در قرآن می فرماید:

 

وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ فصلت/34

 

هرگز نیکی و بدی یکسان نیستند، پس بدی را با نیکوترین خصلت دفع کن.

یکی از فرزندان مرحوم شیخ انصاری به واسطه نقل می‏کند، مردی روی قبر شیخ افتاده بود و با شدت گریه می‏کرد، وقتی علت گریه ‏اش را پرسیدند، گفت جماعتی مرا وادار کردند تا شیخ را به قتل برسانم من شمشیرم را برداشتم و نیمه شب رفتم منزل شیخ، وقتی وارد اطاق شدم، دیدم روی سجاده در حال نماز است، چون نشست من دستم را با شمشیر بلند کردم که بزنم در همان حال دستم بی حرکت ماند و خودم هم قادر به حرکت نبودم به همان حال ماندم تا او از نماز فارغ شد، بدون آنکه بطرف من برگردد گفت:

خداوندا من چه کرده ‏ام که فلان کس و فلان کس اسم همه آن جماعت را برد، فلان شخص ( اسم مرا برد ) را فرستاده ‏اند که مرا بکشد، خدایا من آنها را بخشیدم تو هم آنها را ببخش. آن وقت من التماس کردم و عرض کردم آقا مرا ببخشید.

 

 فرمود: آهسته حرف بزن کسی نفهمد، برو بخانه ‏ات ولی صبح به نزد من بیا صبح شد، در فکر بودم بروم یا نروم و اگر نروم چه خواهد شد که بالاخره به خودم جرات داده و رفتم دیدم مردم در مسجد دور او را گرفته ‏اند، رفتم جلو سلام کردم، مخفیانه کیسه ‏ای پول به من داد و فرمود: برو با این پول کاسبی کن. من آن پول را آورده سرمایه خود قرار دادم و کاسبی کردم، از برکت آن پول امروز یکی از تجار بازارم و هر چه دارم از برکت صاحب این قبر دارم.(با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در میدان عمل)

 

اشتراک گذاری این مطلب!

رکن اولیای خدا

19ام فروردین, 1395

اولياء آنهايی هستند كه خداوند در وصف آنان فرموده است:

«أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ».

این نصّ قرآن است. تمام عالم، بدون استثنا، همه مبتلا به دو آفت هستند:

ترس و حزن.

ترس از چه؟ از اينكه آنچه دارم، نبازم.

حزن از چه؟ از اینکه آنچه ندارم، چه جور به او برسم.

همه در اين بين، بين الخوف و الحزن گرفتار هستند. حالا كسانی كه به مقامی رسيده‌اند كه « لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»، اينها كيان‌اند؟! اين در قرآن است.

اما مفسّر قرآن خاتم پيغمبران (صلی الله علیه وآله) است. و بیان آن حضرت اين است:

اولياء الله كسانی هستند كه «سَكَتُوا فَكَانَ سُكُوتُهُمْ ذِكْراً وَ نَظَرُوا فَكَانَ نَظَرُهُمْ عِبْرَةً وَ نَطَقُوا فَكَانَ نُطْقُهُمْ حِكْمَةً وَ مَشَوْا فَكَانَ مَشْيُهُمْ بَيْنَ النَّاسِ بَرَكَةً»؛ نظر آنها عبرت است. مشی آنها، قدم آنها بركت است. سكوتشان ذكر است. نطقشان حكمت است. اگر آجال مكتوبه‌ی الهيه بر آنها نبود، «لَمْ تَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ خَوْفاً مِنَ الْعِقَاب وَ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ».

اين اكسير احمر كجا پيدا می‌شود؟!

اينها همگی، من الأولين و الآخرين، ركنشان اميرالمؤمنين (علیه السلام) است! حالا آن كسی كه خودش ركن تمام اوليای خداست، بايد ديد ركن او كيست؛ ركن او هم فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) است!

منبع:نکته ها/دفتر حضرت آيت الله العظمى وحيد خراسانى

 

اشتراک گذاری این مطلب!

چکار کنیم طول عمر بیشتری داشته باشیم؟

17ام فروردین, 1395
 
قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام: یعِیشُ النَّاسُ بِإِحْسَانِهِمْ أَکثَرَ مِمَّا یعِیشُونَ بِأَعْمَارِهِمْ وَ یمُوتُونَ بِذُنُوبِهِمْ أَکثَرَ مِمَّا یمُوتُونَ بِآجَالِهِمْ(مجلسی، بحارالانوار، ج 5، ص 140)

امام صادق علیه السلام فرمودند: مردم با احسان[و کارهای نیک] خود بیش تر از آن زندگی می کنند که با عمرشان[که مقدّر شده است]؛ و با گناهانشان بیش تر می میرند تا[تمام شدن] عمرشان[که مقدّر شده است].

شرح

قبل از این که روایت را معنا کنم، مطلبی را تذکر می دهم. در معارفمان داریم: هر عملی که از ما صادر می شود، اثر وضعی دارد برای انسان. ولو اینکه خود انسان هم نفهمد. برایتان مثالی می زنم: اگر شما یک مایعی که در ظرفی است و خیال کردی آب است و تشنه بودی و خوردی و بعد معلوم شد آب نبود بلکه خمر و مشروب الکلی بود، دانستن و ندانستن تو روی این اثری ندارد و مست می شوی این مستی را اثر وضعی می گویند. چه بدانی، چه ندانی، این خوراک، این اثر را دارد. البتّه احکام شرعی بحث دیگری است و چون نمی دانستی جهنّم ندارد. این مطلب را گفتم تا بدانید اثر وضعی یعنی چه؟

هر عملی که در این عالم انجام می دهیم، اثر وضعی دارد و روی عمر ما اثر می گذارد، مهم این است. یک سنخ اعمال روی عمر انسان می گذارند. چطور؟ این سنخ اعمال تقدیرهای عمر، که خدا تقدیر فرموده را تغییر می دهند. این حرف ها بسیار مهم اند. در روایات داریم که یک سنخ از اعمال، موجب طول عمر می شوند. پای منبرها شنیده اید دیگر. حالا من می خواهم کامل برایتان توضیح دهم. مثلاً فرض کنید صله رحم مستحب است، روایات می گویند: طول عمر می آورد. اگر عمر من مشخّص است، طول عمر یعنی چه؟ معلوم می شود، با عمل خودم تغییر می کند. می توانم با یک سنخ اعمال طولانی اش کنم و از آن طرف می توانم کوتاهش کنم. چگونه؟ مثال می زنم. در روایات داریم، نعوذ بالله، زِنا موت فجأه می آورد. بسیاری از سکته ها به خاطر چیست؟ رواج زنا در جامعه. حالا می روم سراغ روایت. «یعِیشُ النَّاسُ بِإِحْسَانِهِمْ اَکثَرَ مِمَّا یعِیشُونَ بِاَعْمَارِهِمْ»، طول عمر زندگی مردم به سبب اثر وضعی احسان ها و نیکوکاری هایی که می کنند، بیشتر است از طول زندگی آن ها به اعمار؛ یعنی مقدّراتشان در عمر. «وَ یمُوتُونَ بِذُنُوبِهِمْ اَکثَرَ مِمَّا یمُوتُونَ بِآجَالِهِمْ»، از آن طرف مرگ انسان ها به سبب گناهان شان بیشتر است از مرگ آن ها به سبب مقدّرات شان. یعنی زندگی هایی که در دنیا به سبب عمل نیک می شود و مرگ هایی را که به سبب عمل زشت وگناه بوجود می آیند، بیشترند از آن چیزی که از نظر عمر برایت مقدّر شده است. دیگر امیدوارم بترسید از این که گناه عمرتان را کوتاه کند از آن طرف، امیدوار شوید که اطاعت و احسان، عمرتان را طولانی کند. ان شاء الله که مطلب معلوم شده باشد.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی آیت الله حاج شیخ مجتبی تهرانی(ره)


اشتراک گذاری این مطلب!

​تدبیر مرحوم کاشف الغطاء برای کمک به فقرا

16ام فروردین, 1395

کمک کردن به افراد محتاج اگر با نیت خالص و برای جلب رضایت الهی باشد، علاوه بر گره گشایی از کار نیازمندان، تأثیرات زیادی دارد که بعضی از آن آثار، در همین جهان قابل مشاهده بوده و برخی از آن، در جهان دیگر ظاهر می‌گردد.

خداوند متعال در قرآن می فرماید:

وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ (بقره/195)

و در راه خدا انفاق كنيد.

وقتی شیخ جعفر کاشف الغطاء وارد قزوین شد و در خانه حاج عبدالوهاب منزل کرد، تجار کاروانسرای شاه استدعا نمودند، شیخ برای بازدید به بازار تشریف بیاورند، شیخ قبول نموده و به اتفاق حاج عبدالوهاب و سایر ملازمین به سمت بازار حرکت کردند، چون به بازار رسیدند، تجار به استقبال شیخ آمدند و درباره آن که شیخ اول به حجره و مغازه کدام یک وارد شود مجادله شد، چون همه می ‏خواستند شیخ را به حجره خودشان ببرند.

وقتی شیخ کاشف الغطاء از این نزاع مطلع شد، از فرصت استفاده کرد و در وسط بازار ایستاد و فرمود هر که برای کمک به فقرا بیشتر پول بدهد من اول به حجره او وارد خواهم شد، سپس بعضی از تجار ظرفی را پر از درهم و دینارکرده و به حضور شیخ آورند، آن عالم بزرگوار اول فقرا را خواست و آن پول ‏ها را بین آنها تقسیم کرد و پس از آن به حجره تجار تشریف برد. (با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در میدان عمل)

دراز است دست فلک بر بدی

همه نیکویی کن اگر بخردی

                                     فردوسی

منبع:حوزه

اشتراک گذاری این مطلب!

برکات صلوات در کلام آیت‌الله بهجت قدس‌سره

15ام فروردین, 1395

ترک صلوات و دعا کردن به دعاهای شخصی، مانند رها کردن سرچشمه و به‌دنبال جوی آب و یا حوض گشتن است؛ زیرا وقتی برای وسعت مقام و درجه واسطه فیض دعا می‌شود، دعاهای شخصی هم در آن گنجانده شده است.

نکته‌های ناب، ص۷۷

***

خدا می‌داند یک صلواتی را که انسان بفرستد و برای میتی هدیه کند، چه معنویتی، چه صورتی، چه واقعیتی برای همین یک صلوات است. باید به کمی و زیادی متوجه نباشد، به کیفیت این‌ها متوجه باشد.

به‌سوی محبوب، ص۱۱۳ـ۱۱۴

***

کار آسان و کوچک ـ بعد از ملاحظه واجبات و محرمات ـ صلوات فرستادن است؛ صلوات عاشقانه و محبانه. صلوات محبت‌آور است و محبت انسان را بالا می‌کشد.

دیدار با مسئولین ـ ۸۷/۰۲/۲۶
 
پرسش‌ها و پاسخ‌هایی در باب برکات صلوات

 سؤال: برای رفع تحیّر و تشخیص تکلیف در امور مهمه باید چه کار کرد؟

جواب: صلوات زیاد بفرستد؛ [و] در طرق مختلفه که تحیر دارد، استخاره کند.

***

سؤال: کسی است که می‌گوید علاقه‌ای به خواندن قرآن ندارم، چه‌کار کنم؟

جواب: زیاد صلوات بفرستد؛ علاقه دارد یا ندارد؟ صلوات بفرستد، همان هدایتش می کند.

***

سؤال: برای امر ازدواج پسرم ذکری بفرمایید؟

جواب: به همین نیت، زیاد صلوات بفرستید.

***

 دانلود فیلم      دانلود فیلم          دانلود فیلم





اشتراک گذاری این مطلب!

سروران دنیا و آخرت

14ام فروردین, 1395

مجموعه «عطر ماندگار» شامل قطعات کوتاهی از شرح احادیث اخلاقی با بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای درس خارج فقه است. احادیث گنجانده شده در این مجموعه با مضامین اخلاقی و اجتماعی و قابل استفاده برای عموم جامعه است. منبع احادیثی که در این مجموعه شرح داده می‌شوند کتاب «الشافی فی العقاید و الاخلاق و الاحکام» است.

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین

عَن زیدِ بنِ علیٍّ علیه‌السلام عن اَبیه عن جده عن علیٍّ علیهماالسلام قالْ سادَةُ النّاس فِی الدُّنیا اَلأَسخیاء (الامالی شیخ صدوق، صفحه‌ی ۸۴)

انسان سخی یعنی آن کسی که به دیگران پول می‌دهد، به دیگران کمک می‌کند از جمله کمک مالی می‌کند، این [افراد] در دنیا سرورانند؛ اینها برای اهل دنیا رئیس و مُطاعند. اما در آخرت چه؟

در آخرت که بحث پول و رشوه و این حرف‌ها دیگر وجود ندارد. این روایت این را می‌خواهد بگوید.

در این جمله‌ی سادَةُ النّاس فِی الدُّنیا اَلأَسخیاء جنبه‌ی ارزشی مورد لحاظ نیست؛ طبیعت امر را بیان می‌کند؛ این [جمله] معنی‌اش این نیست که این سخاوت بد است یا خوب است؛ بله، اگر این سخاوت در جهت اهداف خوب مثل تقرب الی الله، کمک به فقیر و مستمند و کمک به مؤمن انجام بگیرد، کار خوبی است. اگر هدفِ دادن پول، تحقق یک مقصود مکرّم و قابل قبولی باشد البته خوب است.

اگر نه، هدف از این [سخاوت] اهداف مادی است، اهداف دنیایی است، اهداف خبیث است، برای رسیدن به مقاصد سوء است، خب بله، [این سخاوت] بد است. بنابراین در این جمله نگاه ارزشی نشده است به سخاوت؛ طبیعت امر را می‌خواهد بگوید. سادَةُ النّاس فِی الدُّنیا اَلأَسخیاء؛ اما در آخرت چه؟

و فِی الآخِرَةِ اَلأَتقِیاء

در آخرت، سروران مردم، بزرگان مردم، کسانی که در چشم خلائق عظمت پیدا می‌کنند، انسان‌های باتقوا و پرهیزگار هستند. آنها هستند که میزان آنها میزان ثقیلی است، میزان سنگینی است.

اشتراک گذاری این مطلب!

راه سعادت

11ام فروردین, 1395

پندهای عارفانه در کلام ملا حسین قلی همداني ره:

آسان شدن گناه!

اين‌كه مي‌بيني معصيت در نظرت سهل شده، به جهت اموري چند است كه بعضي از آن‌ها را ذكر مي‌كنيم:

اولاً؛ فكر خود را تماماً متوجه به دنياي دني كرده‌اي. از اين جهت بالمره (بسيار) از نفع و ضرر اخروي غافل شده‌اي. نمي‌داني چه بسيار بسيار منافع و سعادت ابديه از تو فوت شد و چقدر ضررهاي بزرگ به خود زده‌اي!

ثانياً؛ عجز و حاجت و فقر خودت را ملتفت نيستي كه ذره‌ذره بدنت به حفظ كاركنان او كه ملائكه باشند، بر پاست.

ثالثاً؛ نمي‌داني كه در هر آني، در هر جزء از اجزاء بدنت، نعم (نعمت‌هاي) غيرمتناهيه، مرحمت از او شده و مي‌شود كه به بيان و بنان، ممكن نيست حصر آن‌ها. با اين‌حال، چگونه نعمت او را در معصيت او صرف مي‌كني؟

رابعاً؛ چگونه غافلي از عقوبات سخت او؟! مگر نمي‌داني كه مابين مرگ و قيامت هزار غصه هست و آسان‌ترين آن‌ها تلخي جان‌كندن است. چرا از شدايد قيامت، غافلي؟ امان از روزي كه از دهشت و وحشت او، مقربين در خوف و اضطراب مي‌باشند. چرا نباشند؟ از روزي كه زمين و هوايش آتش و جهنم به اطراف خلايق محيط و ملايك غلاظ و شداد در بگير و ببند. نيكان در وحشت و اضطراب و بدان در شكنجه و عذاب، آفتاب در بالاي سر و زمين گرم‌تر از كوره آهنگر. خطر حساب از يك طرف و دهشت صراط از يك طرف، كار هنوز به جهنم نرسيده، از آتش و سلاسل و اغلال او بگويم يا از مار و عقرب‌هايش بيان نمايم؟ خلاصه، اين‌ها مختصرنويسي است و اين فقراتي كه گفته شد، از هزار يك بيان نشد.

البته در اجتناب از معاصي كوتاهي مكن و اگر خداي نخواسته معصيت كردي، توبه نما و دوركعت نماز بجا آور و بعد از نماز، هفتاد مرتبه استغفار كن و سر به استغفار بگذار و در سجده از حضرت پروردگار عفو بخواه، اميدوارم عفو بفرمايد.

معاصي كبيره در بعضي از رساله‌هاي عمليه ثبت شده است؛ ياد بگير و ترك نما و زنهار پيرامون غيبت و دروغ و اذيت مگرد. لااقل يك ساعت به صبح مانده بيدار شو و سجده بجا بياور و آن‌چه در «منهاج‌النجاة» مرحوم ملامحسن فيض رضوان‌الله‌جل‌جلاله‌عليه مذكور است، كافي و شافي است از براي عمل شب و روز تو؛ به همان نحو عمل نما و سعي كن كه عمل و ذكرت، به محض زبان نباشد و با حضور قلب باشد كه عمل بي‌حضور قلب، اصلاح قلب نمي‌كند، اگر چه ثواب كمي دارد.

البته از غذاي حرام فرار كن، مخور مگر حلال. غذا را كم بخور و زياد مخور؛ يعني زياده بر حاجت بنيه مخور. نه‌چندان بخور كه تو را سنگين كند و از عمل باز دارد و نه‌چندان كم بخور كه ضعف آورد و به سبب ضعف از عبادت مانع شود؛ و هر قدر بتواني روزه بگير، به شرطي كه شب، جاي روز را پر نكني!

ادامه »

​تواضع برای خدا

9ام فروردین, 1395

ياسر، خادم حضرت رضا علیه السلام مى گويد:

حضرت رضا هميشه با خدمه و كارگرهاى خود غذا مى‏خورد و دوست داشت كه با آنها بنشيند و صحبت و درد دل كند. بعضى از ناآگاهان به اين كار حضرت ايراد مى كردند و حضرت مى فرمود:

انّ الرب تبارك وتعالى واحد والاب واحد و الام واحده والجزاء بالاعمال.(كافى، کلینی، ج 8، ص 230.)

پروردگار، پدر، و مادر، يكى است و فضيلت فقط و فقط به كردار است.

اشتراک گذاری این مطلب!

​کاربرد صله رحم در رفع گرفتاری ها

2ام فروردین, 1395

كسي كه رحم خود را از خانه دور كند، اين چيزها را هم دارد، مشکل آن است که پير مردي از بستگانتان از شما دلگير و ناراحت شده، شما دل او را شكسته‌ايد، در آن حال آهي كشيده و به سبب آن، گرفتاري به شما روي آورده.

به گزارش«حوزه» يکي از ارادتمندان جناب شيخ جعفر مجتهدي (ره )مي گويد: هنگامي كه خدمت آقاي مجتهدي رسيدم به ايشان عرض كردم: مدتي است عيالم مريض شده و خود نيز دچار گرفتاري متعددي شده‌ام، اگر ممكن است دعايي بفرماييد تا گرفتاريهايم برطرف شود.

آقا تأملي كرده و فرمودند:«بله، كسي كه رحم خود را از خانه دور كند، اين چيزها را هم دارد، مشکل آن است که پير مردي از بستگانتان از شما دلگير و ناراحت شده، شما دل او را شكسته‌ايد، در آن حال آهي كشيده و به سبب آن، گرفتاري به شما روي آورده ‌و تا دل او را بدست نياوريد گرفتاريها برطرف نخواهد شد و عيالتان روز به روز بدتر مي‌شود.»

هر چه در آن موقع فكر كردم چه كسي از من دل آزرده شده به نتيجه‌اي نرسيدم. وقتي به خانه رفتم مسأله را با عيالم در ميان گذاشتم او هم متوجه نشد. بالاخره آنقدر فكر كرديم تا اينكه پي برديم جريان چيست.

قضيه از اين قرار بود مدتي قبل پير مردي درب منزل ما آمد و اظهار داشت: من از اقوام پدرتان هستم اما شما مرا نمي‌شناسيد، اگر امكان دارد به من كمكي كنيد.

بنده كه تا آن موقع او را نديده بودم، گفتم: دروغ نگو، من تا بحال يك مرتبه هم تو را نديده‌ام آنگاه درب را بر روي او بستم و او هم با ناراحتي بسيار آنجا را ترك كرد. وقتي متوجه شدم عيب كار از كجاست شروع به جستجو كردم و بعد از شناسايي آن پيرمرد فهميدم راست مي‌گفته و از اقوام دور ما محسوب مي‌شود.

بالاخره به او كمك نموده و دل او را به دست آوردم و پس از آن زندگيم به حالت عادي بازگشت و گرفتاريهايم يكي پس از ديگري برطرف گرديد و عيالم نيز سلامتيش را بدست آورد.

منبع:حوزه

اشتراک گذاری این مطلب!

بهره ای از کلام بزرگان (مجموعه ای از سخنان آیت الله عبدالکریم حق شناس)+ دانلود

26ام اسفند, 1394

بهره ای از کلام بزرگان (مجموعه ای از سخنان آیت الله عبدالکریم حق شناس)


ردیف

موضوع

زمان

دریافت

1

خدا مؤمن واقعی را اجازه نمی دهد که منحرف شود 

03:41

2

ایمان به خدا و رفیق صالح موجب سعادت است 

04:03

3

اطاعت خدا یعنی وکیل قراردادن خدا 

05:26

4

اطاعت خدا یعنی وکیل قراردادن خدا 

04:28

5

اهمیت ذکرخدا و آثار آن برقلب انسان

04:35

6

قلب پاک سبب عروج انسان( تعالی انسان)

03:04

7

مراحل خلوص عمل درانسان

02:20

8

عوامل ریاضت و قرب به خدا

04:10

9

عوامل و موانع قرب به خدا

05:07

10

ضرورت دوری ازهوای نفس

04:10

ادامه »

تقوی و مراقبت در گفتار

23ام اسفند, 1394

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم الحمدلله رب العالمین

عن سُلیمان بن جعفرِ الجَعفری قالْ سَمِعتُ موسی بن جعفرٍ علیه‌السلام یَقولْ مَرَّ أمیرالمؤمنین علیُّ بنُ ابی‌طالبٍ علیه‌السلام بِالرَّجُلٍ یَتَکَلَّمُ بِفُضولِ الکلام (الامالی شیخ صدوق، صفحه‌ی ۸۵)

سخنان زیادی، سخنان بیهوده، سخنانی که برای گوینده و شنونده هیچ سودی به همراه ندارد، داشت اینجور حرف‌هایی می‌زد.

فَوَقَفَ عَلیه

امیرالمؤمنین دارد در راه عبور می‌کند، می‌بیند که یک نفری ایستاده، دارد همین‌طور حرف بی‌خود می‌زند؛ حرف‌هایی که هیچ فایده‌ای بر آن مترتب نیست؛ نه برای گوینده و نه برای شنونده. حضرت ایستاد.

ثُمَّ قالْ إنَّکَ تُملی عَلی حافِظَیکَ کتاباً إلی رَبِّک

[و به آن مرد فرمود:] تو داری [حرف‌هایت را] املاء می‌کنی بر این دو فرشته‌ای که محافظ و مراقب تو هستند. داری نوشته‌ای را بر اینها املاء می‌کنی؛ تو می‌گویی و اینها هم می‌نویسند.

کلمه به کلمه‌ی آنچه که از زبان من و شما خارج می‌شود نوشته می‌شود. این نوشته بعداً ممکن است به ضرر ما تمام بشود. بدانیم چه داریم می‌گوییم.

فتَکَلَّم بِما یَعنیک

به آن چیزی که برای تو مهم است سخن بگو و زبان باز کن.

وَ دَعْ ما لا یَعنیک

آنچه که برای تو مهم نیست، گفتنش فایده‌ای ندارد یا ضرر دارد، آن را رها کن.
بدان چه داری می‌گویی.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

نقش اثر گذار خلوت شب در رشد معنوی و کمال

21ام اسفند, 1394

امام صادق علیه السلام می فرماید:
پاداش هر کار شایسته ای در قرآن کریم بیان شده است غیر از نماز شب که آنقدر ارزش آن در درگاه الهی والا است که خداوند پاداش آن را بیان ننموده و فرموده :

«هیج کس نمی داند چه چیز. »[عبادت]

همه ما معتقدیم که انسان علاوه بر نیازهای جسمی و طبیعی دارای نیازهای روحی و معنوی هم هست. به تعبیر دیگر انسانیت ما  تنها از بدن تشکیل نشده است بلکه دارای یک بعد دیگر روحی نیز می باشد. اتفاقا این جنبه از وجود ماست که تفاوت ما را به حیوانات آشکار می کند و در این بخش است که مسیر انسانی از راه حیوانی جدا می شود. پس در واقع اساس انسانیت ما به  همین جنبه است این باور ما است که آن را از اصول و مبانی اسلامی اخذ کرده ایم.


ادامه »

راه تمرین برای رشد معنوی

21ام اسفند, 1394

استاد پناهیان:

باید برای رشد معنوی تمرین داشته باشیم،

بدون تمرین‌های سخت نمی‌توان به خدا مقرب شد.

محور تمرین‌ها اطاعت از خداست،

بخصوص در زمینه‌هایی که مخالف دوست‌داشتنی‌های آدم باشد.

پس از مدتی تحمل سختی و اعتماد به وعده‌های خدا، روحیه‌ای لطیف پیدا خواهیم کرد؛ به شرطی که آن را با غرور از بین نبریم.

اشتراک گذاری این مطلب!

فریب دنیا

21ام اسفند, 1394

آیه الله مجتهدی تهرانی ره:

خدا نکند که ما جوری باشیم که به مردم بگوئیم دنیا بد است،

و حرف های زاهدانه بزنیم امّا خودمان در دنیا غوطه ور باشیم.

اشتراک گذاری این مطلب!

از اخلاص در اعمال و عبادات چه می دانید؟

21ام اسفند, 1394

 اخلاص در عبادت در کلام آیةالله مهدوی‌کنی ره:

تزکیه و تهذیب نفس، زدودن روح از صفات ناپسند و کدورت‌هاى معنوى، و تطهیر، پاک کردن ظواهر جسم و بدن از نجاسات و آلودگى‌هاى ظاهرى است) و چون اخلاص امرى قلبى و وجدانى است؛ نمى‌توان آن‌را با ظاهر زیبا و حجم کار ارزیابى کرد. امام صادق علیه‌السلام فرمود: …

اخلاص روح عبودیت و بندگى است و عبادت جز با اخلاص مصداق و مفهومى ندارد. امام صادق علیه‌السلام مى‌فرمایند:

و النّیّة أفضل من‌العمل ألا و إنّ النّیّة هی‌العمل. (اصول کافى/ ٢/١۶/حدیث4)

تزکیه و تهذیب نفس، زدودن روح از صفات ناپسند و کدورت‌هاى معنوى، و تطهیر، پاک کردن ظواهر جسم و بدن از نجاسات و آلودگى‌هاى ظاهرى است) و چون اخلاص امرى قلبى و وجدانى است؛ نمى‌توان آن‌را با ظاهر زیبا و حجم کار ارزیابى کرد. امام صادق علیه‌السلام فرمود: لیست الصّلوة قیامک و قعودک إنّما الصّلوة إخلاصک و أن ترید بها الله وحده. (شرح نهج‌البلاغه ابن‌أبی‌الحدید/١/٣٢5) نماز قیام و قعود و نشستن و برخاستن نیست، بلکه نماز اخلاص و خداخواهى توست. یعنى حقیقت نماز همانا اخلاص نمازگزار است و اخلاص آن است که نماز را تنها براى رضاى خدا به‌جاى آورد.

اخلاص داراى مراتبى است که نخستین مرتبه آن، این است که عبادت از ریا و تظاهر و خودنمایى خالص باشد. بدیهى است کسى که براى خداوند نماز مى‌گزارد و در ضمن از او حاجت مى‌خواهد و یا انتظار پاداش و ثواب دارد، ریاکار نیست. البته چنین شخصى اخلاصش کامل نیست؛ زیرا اخلاص کامل آن است که بنده جز خدا نخواهد و در دلش چیزى جز او نباشد، چنان‌که امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند: ما أنعم‌الله عزوجل على عبد أجلّ من أن لا یکون فی قلبه مع الله غیره. (مستدرک‌الوسایل/١/101) هیچ نعمتى بالاتر از این نیست که در دل بنده چیزى جز خدا نباشد. اخلاص از شرایط عمومى تمام عبادات است که فقیهان آن‌را شرط صحّت عمل، حکیمان شرط قبول و عارفان شرط وصول دانسته‌اند.

ادامه »

از یاد مرگ غفلت نکنیم

20ام اسفند, 1394

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
الحمدلله رب العالمین

فی الکافی عن أمیرالمؤمنین علیه‌السلام ما أنزَلَ الموتَ حَقَّ مَنزَلَتِه مَن عَدَّ غَداً مِن أجَلِه (الشافی، صفحه‌ی ۸۷۷)

یک مهلتی، سرآمدی داریم ما که تا آن سرآمد حیات ما ادامه پیدا خواهد کرد. اجل یعنی سرآمد.

اگر کسی فردا را هم داخل در مدت مهلت خود و سرآمد خود بداند، مرگ را درست نشناخته است.

«مرگ را در جایگاه خود قرار نداده است» یعنی مرگ را درست نشناخته است؛ کسی که تصور کند فردا هم جزو آن مدت فرصت ما و حیات ما هست. اگر کسی اینجور تصوری بکند، مرگ را نشناخته است.

منبع: مجموعه «عطر ماندگار» شامل قطعات کوتاهی ازشرح احادیث اخلاقی با بیان رهبر معظم انقلاب

اشتراک گذاری این مطلب!

سرمایه گذاری اخلاقی راه نفوذ دشمن را مسدود می کند

19ام اسفند, 1394

حجت الاسلام هادی حسینخانی  حجت الاسلام والمسلمین هادی حسینخانی، امروز در جلسه شورای حوزه علمیه استان ایلام، با اشاره به ضرورت توجه به بُعد تهذیبی و اخلاقی طلاب، گفت: معاونت تهذیب حوزه تلاش دارد که تهذیب و اخلاق را در بین طلاب توسعه دهد.

  معاون تهذیب حوزه های علمیه کشور با بیان این که با اشاره به هجمه های فرهنگی دشمن، تصریح کرد: باید با تلاش مضاعف و ترویج آموزه های دینی در جامعه، حجم فعالیت های دشمن در زمینه تهاجم فرهنگی و تخریب ستون های معنویی را کنترل و با عنایت پروردگار از میان برداریم .

 حجت الاسلام والمسلمین حسینخانی به مسئله نفوذ دشمن و نقش طلاب و روحانیون در مقابله با آن اشاره کرد و افزود: این امر محتاج سرمایه گذاری بر روی طلاب است تا بتواند تاثیر و آسیب نفوذ دشمن را کند یا نابود کنند، البته نکته مهم آشنایی طلاب با خطرات دشمن در زمینه فکری، فرهنگی و معنوی در سطح فراملی، ملی و استانی است.

 معاون تهذیب حوزه های علمیه کشور یادآور شد: این معاونت سرمایه گذاری تهذیبی و اخلاقی بر روی طلاب را در دستور کار دارد تا با رشد روحی و فکری، اخلاقی و علمی بتوانند به ماموریت های خود در جامعه عمل کنند.

 وی  با بیان این که معاونت تهذیب همه ظرفیت های خود را بکار گرفته تا از حجم مشکلات معنویی و مادی حوزه های استان ها و شهرستان ها بکاهد، ابراز داشت: ما باید موانع سر راه طلاب را برداریم تا آنان بتوانند با تحصیل علم و تهذیب در جامعه اثرگذار باشند.

 منبع:خبرگزاری «حوزه»

اشتراک گذاری این مطلب!

آرامش عمیق و واقعى

5ام اسفند, 1394

استاد پناهیان:

آرامش به این نیست که گناهان گذشته را فراموش کنى

و یا به مرگ و مجازات آینده فکر نکنى!

غفلت از گذشته و آینده تنها یک آرامش سطحى و کاذب مى‌آورد،

آرامش عمیق و واقعى در این است که درباره گذشته و آینده‌ات بارها با خدا حرف بزنى و مناجات کنى؛

آنگاه این خداست که به تو آرامش می‌دهد و تو را نوازش مى‌کند.

اشتراک گذاری این مطلب!

مهمترین حرف انبیاء علیهم السلام

29ام بهمن, 1394

در یکی از سوره‌های قرآن،[1] آیات زیادی پشت سر هم از قول انبیا علیهم السلام نقل می­کند که آن پیغمبر آمد و گفت:

«يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ»[2]

پیغمبر دیگر هم آمد و گفت:

«يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ».[3]

در آن سوره، چند تا از انبیا علیهم السلام را نقل می­کند که همه حرفشان این است:

«يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ».

حرفشان این بود که در برابر بت و خورشید و آب و ماه و ستاره، بندگی و بردگی نکنید؛ فقط در برابر خدا که آفریدگار شماست، بندگی و اطاعت فرمان کنید.

سخن انبیا علیهم السلام از اول تا آخر همین مسأله بندگی در برابر خداست.

قرآن کریم این مسأله را مُتقَن­تر، محکمتر، مُبیَّن­تر و مبتنی بر فلسفه وجود بیان کرده است که فطرت هر انسانی می­پذیرد. در هیچ شریعتی- با اینکه همه شرایع دعوت به بندگی در برابر خداست - این گونه که قرآن کریم توضیح داده، تفسیر فرموده و تبیین کرده، نیامده است. در هیچکدام از کتابهای آسمانی به این صراحت و روشنی و وضوح که از راه، تعبیر به صراط مستقیم فرموده، نیامده است.

خود خدا هم صراط مستقیم را تفسیر فرموده به بندگی در برابر خدا یعنی همان «اُعْبُدُوا اللَّهَ».

برگرفته از مجموعه بیانات معلم اخلاق و معرفت حضرت آیت الله خوشوقت ره درکتاب طریق بندگی

[1]. اعراف، 59 و 65 و 73 و 85 ؛ هود، 50 و 61 و84

[2]. اعراف، 59

[3]. أعراف،

اشتراک گذاری این مطلب!

صدقه زبان

28ام بهمن, 1394

حضرت امیرمؤمنان علی(علیه السلام) فرمودند:

با صدقه دادن، روزی را به سوی خدا نازل کنید و کسی که به گرفتن عوض از جانب خداوند تعالی، باور داشته باشد، به بخشیدن و عطا کردن، سخی و جوانمرد است و در آن بخل نمی‌ورزد.

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمودند:

با فضیلت‌ترین صدقه، صدقه زبان است.

عرض کردند: یا رسول‌الله صدقه زبان چیست؟

 

صدقه بر پنج قسم است:

اول: صدقه مال، که همان بذل و تصدق و انفاق است.

دوم: صدقه جاه و مقام، که شجاعت و واسطه شدن است (برای رفع حوائج و مشکلات دیگران).

سوم: صدقه عقل و نظر، که همان مشورت و شور دادن است.
از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمودند: صدقه بدهید بر برادرانتان با علمی که او را راهنمایی کند و رأی و نظری که او را استوار سازد و آموزش را اصلاح نماید.

چهارم: صدقه علم، و آن بذل علم به اهلش و نشر و گسترش آن بذل علم به اهلش و نشر و گسترش آن بر مستحق آن است.
حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) در این رابطه فرموده اند: از صدقه اینکه آدمی علم را به مردم تعلیم دهد و فرمود: زکات علم، یاد دادن آن به کسی که نمی‌داند.

پنجم: صدقه زبان، که همان اصلاح و وساطت بین مردم و کوشش در خاموش کردن چیزهایی که موجب افروختن کینه‌ها و خصوصیات‌هاست و اصلاح و آشتی دادن میان افراد.
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمودند: با فضیلت‌ترین صدقه، صدقه زبان است.

عرض کردند: یا رسول‌الله صدقه زبان چیست؟

فرمودند: شفاعتی که به واسطه آن، اسیری(بیچاره و مظلومی) را آزاد کند و از ریختن خونی مانع گردد و به برادر خویش خیری رساند و بدی و ناخوشایندی را از او دفع نماید.

باشگاه خبرنگاران

منابع:

1-نهج‌البلاغه، ص 494، حکمت 137 و 138
2-بحارالانوار، ج 75، ص68
3-کافی، ج 4، ص 3
4-مشکاة‌الانوار، ص 70
5-آموزه‌های اخلاقی در کلام معصومین، ص 260 – 249 – 250
6-بحارالانوار ، ج 73 ، ص 138
7-عدةالداعی، ص 71 – 72
8- بحارالانوار ، ج 93، ص 137

اشتراک گذاری این مطلب!

اولیای خدا آن کُن فَیَکُون را با بسم الله دارند.

27ام بهمن, 1394

حجت الاسلام و المسلمین محمدعلی جاودان در جلسه اخلاق هفتگی مطرح کردند:

می گویند اولیاء خدا آن کُن فَیَکُون را با بسم الله دارند.

کُن فَیَکُون یعنی بی حدی.

یک قدرت بی حد در یک زمان بی انتها.

این خیلی فضل بزرگی است که خدای متعال به بندگان خودش مرحمت کرده است.

 "می گوییم مگر شما چقدر کوشیدی؟ چقدر زحمت کشیدی؟ هفتاد سال. آدمی نداریم که هفتاد سال.. مگر صاحبان عصمت. صاحبان عصمت همه هفتاد سال شان در راه خدا بوده. آنهای دیگر تا بزرگ شوند و دوره بچگی بگذرانند و به عقل برسند و به ثمر برسند و چیز فهم شوند و بعد خدا را انتخاب کنند و بعد به وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ برسند طول می کشد. آدم به این زودی که به اینجا نمی رسد. زحمت دارد. طول می کشد.

خب؟ می گوییم شصت سال می شود. من شصت سال زحمت کشیدم. خب شصت سال زحمت.

خب بفرمایید یک بهشتی داریم خیلی خوب. شصت سال در مقابل شصت سال دیگر. شما به یک سلطنت می رسی. سلطنت یعنی به یک بی حدی. لا حدی. حد از تو برداشته می شود. اینجور اختیاردار می شوی. هرچه بخواهی می شود. هرچه بخواهی می شود. کُن فَیَکُون چگونه است؟ می گویند اولیاء خدا آن کُن فَیَکُون را با بسم الله دارند. تو به یک کُن فَیَکُون می رسی. کُن فَیَکُون یعنی بی حدی. در چه زمانی؟ زمان هم حد ندارد. زمانش هم حد ندارد. به یک قدرت بی حد در یک زمان بی انتها. خب این را در مقابل چقدر به آدم می دهند؟ چقدر؟ چه عرض کنیم؟ این فضل نیست؟ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ. این خیلی فضل بزرگی است. خدای متعال به بندگان خودش مرحمت کرده است.” آنچه در ادامه می آید برگزیده ای از بیانات حجت الااسلام و المسلمین محمدعلی جاودان در آخرین نشست اخلاقی خود در جمع علاقمندان مباحث اخلاقی به نقل از پایگاه خبری ایشان است.

ادامه »

طلبه باید به این باور برسد که متعلق به امام زمان(عج) است

27ام بهمن, 1394

حجت الاسلام و المسلمین صدیقی در جمع طلاب اهواز:

طلبه باید به این باور برسد که متعلق به امام زمان(عج) است

اگر حضرت امام خمینی(ره) تکیه‌گاهشان به آقا امام زمان(عج) نبود، در آن دورانی که شرق و غرب علیه ایران آتش می‌ریختند، با صراحت و قدرت هرچه تمام اعلام نمی‌کردند که «جنگ جنگ تا رفع کامل ظلم».

حجت‌الاسلام‌والمسلمین صدیقی، امام‌جمعه موقت تهران، امروز در جلسه اخلاق طلاب مدرسه علمیه امام خمینی(ره) اهواز، بابیان این‌که طلاب، افسران، سنگر نشینان، مرزداران و زمینه‌سازان ظهور حضرت ولیعصر(عج) هستید، اظهار داشت:

طلبگی یعنی حرکت در مسیر خلیفه الهی! و از آنجایی‌که محیط مدارس امام زمان(عج) و حوزه‌های امام صادق علیه السلام ، محیط انسان‌سازی بوده، یک طلبه باید در این صراط گام بردارد.

دبیرکب بنیاد بین المللی غدیر افزود: یک طلبه در قدم اول، باید ظرفیت الهی خویش را با نور خدا پر کند تا در مسیر خلیفه الهی قرار گیرد.

الفبای طلبگی مناعت طبع و عزت‌نفس است

این استاد اخلاق حوزه‌ علمیه، الفبای طلبگی را مناعت طبع و عزت‌نفس نامید و تصریح کرد: طلبه واقعی فردی است که اگر خواست از گرسنگی بمیرد، نباید چشمش به دست این‌ و آن باشد، بلکه فقط نگاهش را به امام زمان(عج) معطوف کند.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین صدیقی افزود: طلبه باید به این باور برسد که متعلق به آقا امام زمان(عج) است و بدون اذن ایشان، برای دریافت مساعده و کمک، حق مراجعه به هیچ فردی را ندارد؛ چراکه طلبه پشتیبان و صاحب دارد و آن حضرت حجت(عج) است.

وی در ادامه بابیان این‌که اقتدار امام خمینی(ره) برگرفته از مناعت طبشان بود، اظهار داشت: اگر امام(ره) تکیه‌گاهشان به آقا امام زمان(عج) نبود، در آن دورانی که شرق و غرب علیه ایران آتش می‌ریختند، با صراحت و قدرت هرچه تمام اعلام نمی‌کرد که «جنگ جنگ تا رفع کامل ظلم»، پس لزوم مناعت طبع از واجبات طلاب و روحانیون است.

ادامه »

دنیا پارک موقت است!

27ام بهمن, 1394


پیامبر اکرم صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَالِهِ وَ سَلَّمَ می فرماید:

الدُّنْیا دَارُ مَنْ لَا دَارَ لَهُ وَ مَالُ مَنْ لَا مَالَ لَهُ لَهَا یجْمَعُ مَنْ لَا عَقْلَ لَهُ وَ عَلَیهَا یعَادِی مَنْ لَا عِلْمَ لَهُ وَ عَلَیهَا یحْسُدُ مَنْ لَا ثِقَةَ لَهُ وَ لَهَا یسْعَی مَنْ لَا یقِینَ لَهُ[مجموعه ورام، جلد1، صفحه 130]

رسول اکرم صلّی الله علَیه و آله و سلَّم فرمودند:

دنیا خانه کسی است که خانه ندارد و ثروت و مال کسی است که ثروت و مال ندارد. کسی که عقل و خرد ندارد، دنیا را برای خودِ دنیا جمع می­ کند و کسانی که علم و آگاهی ندارند، برای دنیا، نزاع و دشمنی می­کنند. کسانی که به خداوند اعتماد ندارند، بر سر دنیا حسد می­ ورزند و کسانی برای خودِ دنیا و به دست آوردن آن سعی و تلاش می کنند که معاد و آخرت را باور ندارند.

شرح حدیث

انسانی که خانۀ آخرت را از دست داده است، دنیا را به عنوان خانۀ خود قرار داده و از آن بیرون نمی ­رود. کسی که خانۀ آخرت را دارد، در خانۀ اجاره ­ای دنیا نمی ­نشیند و انسانی که دستش از سرمایه و ثروت اخروی خالی است، امور مادی دنیایی را سرمایه خود می­ داند که می­ گذارد و می­ رود و کسی که از عقل و خرد بی ­بهره است، به دنبال جمع کردن همین امور دنیایی برای خود دنیا است، نه برای بهره بردن از امور دنیایی برای روزی که باید حساب آن را پس بدهد که از کجا آورده و در چه راهی خرج کرده است. انسان ­هایی که نادان هستند، بر سر همین امور دنیایی با یکدیگر به نزاع و دشمنی می ­پردازند اما هر دو آنها دنیا را می ­گذارند و می­روند. آن هم برای کسانی که برایشان فاتحه هم نخواهند خواند. اینها بر سر همین دنیا حسد، یعنی آرزوی زوال نعمت برای دیگران را دارند. این انسان­ ها اعتماد و اتکای به خداوند نداشته و باور و یقین به معاد و آخرت هم ندارند.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی آیت الله حاج شیخ مجتبی تهرانی

اشتراک گذاری این مطلب!

آزمون سید بحرالعلوم از مرحوم نراقی(ره)

25ام بهمن, 1394

هر انسانی برای رسیدن به درجات عالیه نیاز به فراگیری علم دارد،

اما آن علمی که در اسلام بر آن تأکید شده است، علم همراه با عمل است

و الا عالمی که فقط مردم را نصیحت کند و خودش به علمش عمل نکند،

هیچ ارج و قربی نزد خداوند متعال ندارد.


خداوند متعال در قرآن می فرماید:

« کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَاللَّهِ انْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ » صف/3

نزد خدا بسیار خشم ‏آور است که سخنى بگویید و بدان عمل نکنید.

آینه:

حکایت؛ مرحوم ملا مهدی نراقی که در اکثر علوم متبحر و استاد بود، وقتی کتاب جامع السعادات را که در علم اخلاق و تزکیه نفس است تالیف کرد یک نسخه از خدمت مرحوم سید بحرالعلوم ارسال کرد تا آنکه پس از مدتی خود به زیارت عتبات عالیات رفته و وارد نجف اشرف شد، علماء برای احترام و تجلیل از این عالم ربانی به دیدن او آمدند، فقط مرحوم بحرالعلوم از آمدن به ملاقات ایشان خودداری کرد و تشریف نیاورد تا آنکه پس از چند روز مرحوم نراقی به دیدار سید بحرالعلوم رفت، اما باز سید به مرحوم نراقی چندان و توجهی نکرد و مرحوم نراقی خاشعانه پس از چندی باز بقصد زیارت مرحوم بحرالعلوم به منزل ایشان تشریف آورد و ساعتی در خدمت ایشان بود ولی این دفعه هم مانند مرتبه اول سید به ایشان اعتنائی نکرد، مرحوم نراقی برگشت، مجدداً پس از چند روز قصد زیارت سید را کرد بدون آنکه فکر کند، من تازه وارد و مهمانم و می‏بایست سید به دیدن من بیاید یا آنکه دو مرتبه است من به زیارت سید رفته ‏ام و او بمن اعتنائی نکرده و احترام نگذاشته است.

پس بلند شد و بسوی منزل سید روانه شد در مرتبه سوم تا مرحوم نراقی به در خانه سید رسید، سید با پای برهنه به استقبال او آمد و او را به آغوش کشیده و بوسید و با احترام و تجلیل زیاد وارد منزل کرده و خود هم با کمال گرمی و محبت مشغول پذیرائی و احوال پرسی شد، پس از ادای احترام فرمود: شما کتابی در اخلاق و تزکیه نفس نوشته ‏اید و یک نسخه ای هم برای من فرستاده‏ اید و من هم آن کتاب را از اول تا آخر با دقت خوانده ‏ام الحق کتاب خوبی است و در اخلاق و خودسازی کم نظیر است.

علت آنکه در این مدت که شما به نجف اشرف تشریف آورده ‏اید و چند مرتبه هم به منزل من آمده ‏اید و من در این مدت به دیدن شما بلکه به بازدید شما هم نیامده ‏ام، این بود که می‏خواستم ببینم همان طوری که در کتاب خود راجع با اخلاق اسلامی و تزکیه نفس و کشتن هوا و نفس نوشته ‏اید در مقام عمل و در میدان مبارزه با نفس و هوا هم عملاً به آن مقام رسیده ‏اید، یا مانند بعضی از نویسندگان و گویندگانی که خوب می نویسند و خوب می‏گویند، اما خود از گفته و نوشته‏ های خود عملاً بیگانه و اجنبی هستند می‏باشید؟! (با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در میدان عمل)

علم چندان که بیشتر خوانی

چون عمل در تو نیست نادانى(سعدی)

حوزه

اشتراک گذاری این مطلب!

عروسی که از امام قول شفاعت گرفت

25ام بهمن, 1394

از مصادیق رأفت و رحمت الهی این است که اجازه می دهد بعضی از اولیاء الله بعض دیگر از بندگان را شفاعت کنند، چه خوب است که مومن اگر نمی تواند شفیع کسی باشد، حداقل لیاقت این را داشته باشد که شفاعت شود.


خداوند متعال در قرآن می فرماید:

وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى انبیا/28

آنان، جز کسانی که خداوند از آنها رضایت دارد، شفاعت نمی کنند

آینه:

حکایت؛ آقای مصطفی زمانی نقل می‏کند هر روز تعداد زیادی از مردم برای اجرای صیغه نکاح بدست امام خمینی نوبت می‏گرفتند، حضرت امام هم با کمال ملاطفت و مهربانی با آنها برخورد می‏کرد و در پایان نصیحت می‏فرمود که باهم بسازید و باهم خوب باشید، معمولاً در جریان خطبه یکی از آقایون طرف قبول و وکیل از جانب مرد می شد و امام هم از طرف دختر وکیل می شد.

روزی جریان جالبی در این ارتباط پیش آمد، هنگامی که از دختری سوال کردند که آیا به بنده وکالت می دهید تا شما را به ازدواج این مرد درآورم؟

دختر در جواب امام عرض کرد: من شما را وکیل کردم در دنیا بشرط آنکه شما در آخرت از من شفاعت کنید، امام مقداری مکث و تأمل کرده و آنگاه فرمودند:

معلوم نیست که من در آخرت بتوانم شفاعت کنم ولی اگر خداوند متعال به من اجازه شفاعت داد، از تو شفاعت خواهم کرد.

مسلما این توفیق جالبی بود برای آن دختر خانم که توانست از حضرت امام قول شفاعت در آخرت را بگیرد.

با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در میدان عمل

اشتراک گذاری این مطلب!

خشوع مومن

14ام بهمن, 1394

کسی که در هر امتحانی بر جای خودش می ماند، در آن امتحان آخری که لحظه مرگ پیش می آید، آنجا هم می ماند. به سلامت از لحظه مرگ می گذرد. که این خیلی مهم است…

أعوذ باللهِ من الشَّیطانِ الرَّجیم. بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم. الحَمدُ للهِ رَبِّ العالمین وَ لا حَولَ وَ لا قوَة إلا بالله العَلیِّ العَظیم وَ الصَّلاة وَ السَّلام عَلی سَیِّدِنا وَ نبیِّنا خاتم الأنبیاء وَ المُرسَلین أبِی القاسِم مُحمَّد وَ عَلی آلِهِ الطیِبینَ الطاهِرینَ المَعصومین سِیَّما بَقیة اللهِ فِی الأرَضین أرواحُنا وَ أرواحُ العالمینَ لِترابِ مَقدَمِهِ الفِداء وَ لعنة الله عَلی أعدائِهم أجمَعین من الانِ إلی قیام یَوم الدّین

 اَعوذُ بالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم. بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم. قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ.[ آیه 1 و 2 سوره مومنون] یکی از نشانه های مومن این است که او در نماز خاشع است. مومن که می گوییم یعنی مومنی که نصاب ایمان را دارد. نصاب ایمان را دارد یعنی ایمانش مقبول است. مشکلی در ایمانش نیست. جایی از ایمانش عیب ندارد. کمبود ندارد. خدای متعال او را مومن می داند. کسی که اینچنین مومنی هست… ببینید به عنوان اولین نشانه فرمودند که این کسان به فلاح و رستگاری می رسند. دیگران به فلاح و رستگاری نمی رسند؟

چرا ممکن است دیگران هم برسند اما اینها حتما می رسند. کسی که نصاب لازم از ایمان را دارد، نصاب لازم از ایمان را دارد و ایمانش مشکلی ندارد و جایی از ایمانش کم نیست. اگر جایی از ایمانش کم باشد، ناگزیر در آن بخش، منافق است. این حرف مشکلی است ها. وقتی ایمان کافی نیست، آدم کمبود دارد. ظاهر من هم مومن است. اما یک جاهایی کمبود دارم. واقعا آدم می ترسد آن لفظ را بگوید. خب. الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ. نشانه آنها این است که در نماز خاشع اند.

خب تکلیف ما زود روشن می شود دیگر. در نماز خاشع نیستیم. پس ما آن مومنی که خدای متعال او را به عنوان ایمان می پذیرد و نصاب ایمان را دارد، نیستیم. دودوتا چهارتا دیگر. قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ. من ندارم. خشوع در صلاة را ندارم. پس آن مومنی که اینجا فرمودند نیستم.

نشانه دوم، [در آیه بعد می فرماید:] وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ. ما می خواهیم بگوییم بین این سه بخش یک پیوند جدی هست. مومنان کسانی هستند که از لغو اعراض می کنند. در زندگی شان لغو نیست. حرف لغو نمی زنند. من گاهی می بینم بعضی از دوستان بین دوتا نماز، مدتی یا همه اش را دارند با پهلو دستی حرف می زنند. خب. اگر آدم از لغو اعراض داشته باشد، نمازش هم درست می شود. نماز درست مال آدمی است که از لغو اعراض دارد.

ادامه »

گناه ترك احسان عظيم است‏.

6ام بهمن, 1394

من از وضع او كمترين اطلاعى نداشتم،

سيد گفت اگر آگاهى داشتى و كمك نميكردى يهودى بلكه كافر بودى!!

فقيه بزرگ سيدجوادعاملى مؤلف كتاب باعظمت مفتاح الكرامة ميگويد: شبى در حال غذا خوردن بودم كه دق الباب كردند، به نظرم رسيد كوبنده در خادم جناب سيدمهدى بحرالعلوم است، با عجله در را باز كردم، خادم سيد گفت غذاى‏ سيد را آماده و در برابرش نهاده ايم و ايشان منتظر شما هستند به شتاب حركت كنيد!

همراه خادم به خانه سيد رفتم، همين كه خدمت سيد رسيدم و چشم او به من افتاد گفت: از خدا نميترسى كه مراقب او نيستى، آيا از حضرت حق حيا نميكنى؟!

پرسيدم چه اتفاقى افتاده؟ گفت، مردى از برادران هم كيش تو براى خانواده‏ اش هرشب خرماى زاهدى نسيه ميگرفت و وضع مالى‏اش اجازه نميداد غير خرما تهيه كند، اينك يك هفته بر آنان گذشته كه گندم و برنج نچشيده ‏اند و جز خرماى زاهدى چيزى نيافته اند، امروز رفته از بقال همان خرما را بخرد، بقال به او گفته: بدهى و قرض شما از فلان مبلغ بيشتر شده و من خرما به شما نميفروشم، آن مرد آبرودار شرمنده شده و چيزى نخريده و به خانه برگشته و امشب خود و خانواده‏ اش بدون شام و غذا شب را به روز ميآورند ولى تو خوب ميخورى و با اين كه او را ميشناسى و همسايه توست و نامش فلانى است به او توجه ندارى!!

به سيد گفتم: من از وضع او كمترين اطلاعى نداشتم، سيد گفت اگر آگاهى داشتى و كمك نميكردى يهودى بلكه كافر بودى!!

اين خشم و درشتى من براى اين است كه چرا از وضع و حال برادران دينى ات تجسس نميكنى و از همسايه احوال نميپرسى، اكنون اين ظرف‏هاى غذا را خادمم برميدارد با او در خانه آن مرد برو و بگو:

علاقه داشتم امشب باهم غذا بخوريم و اين كيسه را كه مقدارى پول در آن است زير حصير او بگذار و ظرف‏هاى غذا را نيز برمگردان.

خادم ظرف‏هاى پر از غذا را كه در سينى بزرگى بود برداشت و تا درب خانه آن مرد آورد، آنجا از او گرفتم و در را كوبيدم، آن مرد در را باز كرد من وارد شده گفتم:

ميل داشتم امشب باهم غذا بخوريم، پذيرفت، هنگامى كه سينى را جلو كشيد ملاحظه كرد از غذاها بوى خوشى استشمام ميشود و اين غذا غذاى ثروتمندان و ارباب نعمت است.

به من گفت: سيدجواد اعراب نميتوانند چنين غذائى تهيه كنند، بايد اين غذا مربوط به شخص متمكنى باشد، داستانش را بگو تا بخورم، آنقدر بر خواسته خود پافشارى كرد تا حكايت را شرح دادم.

سوگند ياد كرد و گفت: جز خدا احدى تا الآن از حال من آگاهى نداشت، حتى همسايگان نزديك نميدانستند زندگى من چگونه ميگذرد چه رسد به كسانى كه دورند و اين پيش آمد را از سيد بسيار عجيب و شگفت آور شمرد.

مرد تهيدست شيخ محمد نجم عاملى نام داشت، پولى كه در كيسه قرار داشت شصت عدد شوش بود كه واحد پول آن زمان است و هر شوشى دو ريال و اندى ميشد.

منبع:انصاریان،تفسير حكيم، ج‏3، ص: 290

اشتراک گذاری این مطلب!

از كجا شروع كنيم؟/ تهذيب نفس نوعى جهاد است.

6ام بهمن, 1394

درباره علم اخلاق و نتائج و آثار و انگيزه ها و شاخ و برگهاى آن مطالبی شنیده ايم; اكنون موقع آن است كه با در دست داشتن اين اطّلاعات و آگاهيهاى كلّى، راه تهذيب نفس را شروع كنيم; و يا به تعبير ديگر، از مسائل ذهنى به مسائل عينى بپردازيم، و از كلّيات وارد جزئيّات شويم.

ولى در اينجا نيز لازم است توقّف كنيم و آمادگيهاى لازم را براى اين سفر روحانى فراهم سازيم، تا در مسير راه، گرفتار سرگردانى و حيرانى و بى برنامگى و بى نقشه بودن نشويم، و نيز لازم است به امور زير توجّه شود:

1 ـ سه ديدگاه در چگونگى برخورد با مسائل اخلاقى

2 ـ آيا در هر مرحله استاد و راهنمايى لازم است؟

3 ـ نقش واعظ درون و واعظ برون

4 ـ امورى كه مى تواند به انسان براى رسيدن به اين هدف بسيار بزرگ كمك كند;

مانند: ياد خدا، عبادات و دعاها، و زيارات، اندرزهاى مداوم، و تلقين.

5 ـ پاك بودن محيط

 

* * *

 

ديدگاه اوّل: تهذيب نفس نوعى جهاد است.

ديدگاه اوّل، ديدگاهى است كه مى گويد: تهذيب نفس نوعى جهاد و مبارزه با دشمنان درونى است، كه در كمين انسانها هستند.

اين ديدگاه از حديث معروف پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) گرفته شده است آنجا كه مى خوانيم: پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) گروهى از مجاهدان اسلام را به سوى ميدان جهاد فرستاد، هنگامى كه از جهاد بازگشتند فرمود: «مَرْحَبًا بِقَوْم قَضَوُا الْجِهادَ الاَْصْغَرَ وَبَقِىَ عَلَيْهِمُ الْجِهادُ الاَْكْبَرُ فَقيلَ يارُسُولَ اللّهِ مَاالْجِهادُ الاَْكْبَرُ، قالَ(صلى الله عليه وآله): جِهادُ النَّفْسِ;

آفرين بر جمعيّتى كه جهاد اصغر را انجام دادند و جهاد اكبر بردوش آنها مانده است; كسى عرض كرد: اى رسول خدا! جهاد اكبر چيست؟ فرمود: جهاد با نفس.»(وسائل الشّيعه، جلد 11، صفحه 122 (باب اوّل، جهاد النّفس)

در بحارالانوار در ذيل همين حديث چنين آمده است:

«ثُمَّ قالَ(صلى الله عليه وآله): اَفْضَلُ الْجِهادِ مَنْ جاهَدَ نَفْسَهُ الَّتى بَيْنَ جَنْبَيْهِ;

سپس فرمود برترين جهاد، جهاد با نفسى است كه در ميان دو پهلو قرار گرفته است.»(بحارالانوار، جلد 67، صفحه 65)

بعضى از آيات قرآنى كه در زمينه جهاد وارد شده نيز به جهاد اكبر تفسير شده است، يا از اين نظر كه ناظر به خصوص جهاد با نفس است، و يا از اين نظر كه مفهوم عامّى دارد كه هر دو بخش از جهاد را شامل مى شود.

در تفسير قمى در ذيل آيه 6 سوره عنكبوت:

«وَمَنْ جاهَدَ فَاِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ اِنَّ اللّهَ لَغَنِىٌ عَنِ الْعالَمينَ;

كسى كه جهاد كند براى خود جهاد مى كند، چرا كه خداوند از همه جهانيان بى نياز است.»

مى خوانيم: وَمَنْ جاهَدَ… قالَ نَفْسَهُ عَنِ الْشَّهَواتِ وَاللَّذّاتِ وَالمَعاصِى;

يعنى، منظور مبارزه با نفس در برابر شهوات و لذّات نامشروع و گناهان است.»(تفسير قمى، جلد 2، صفحه 148، و بحارالانوار، جلد 67، صفحه 65)

اين تفسير از آنجا سرچشمه مى گيرد كه در اين آيه فايده جهاد را متوجّه خود انسان مى كند، و اين بيشتر در جهاد با نفس است، بويژه اين كه در آيه قبل از آن سخن از لقاءاللّه است (مَنْ كانَ يَرجُوا لِقاءَ اللّهِ…) و مى دانيم لقاءاللّه و شهود الهى و رسيدن به قرب او هدف اصلى جهاد با نفس مى باشد.

در آخرين آيه سوره عنكبوت نيز آمده است:

«وَالَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَاِنَّ اللّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنينَ;

آنها كه در راه ما (با خلوص نيّت) جهاد كنند به يقين هدايتشان خواهيم كرد و خدا با نيكوكاران است.»

اين آيه نيز به قرينه فينا (در طريق ما) و جمله لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا (آنها را به راههاى خود هدايت مى كنيم) بيشتر ناظر به جهاد اكبر است; و يا مفهوم عامّى دارد كه هر دو جهاد را شامل مى شود.

در آيه 78 سوره حج نيز آمده است: «وَجاهِدُوا فِى اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَاجْتَباكُمْ وَما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدِّينِ مِنْ حَرَج;

در راه خدا جهاد كنيد و حقّ جهادش را ادا نمائيد، او شما را برگزيده و در دين (و آيين خود) كار سنگين و شاقّى بر شما نگذارده است.»

غالب مفسّران اسلامى جهاد را در اين آيه به مفهوم عام كه شامل جهاد اكبر و اصغر هر دو مى شود، يا به معنى خصوص جهاد اكبر تفسير كرده اند، چنان كه مرحوم علاّمه طبرسى در مجمع البيان از اكثر مفسّران نقل مى كند كه منظور از حقّ جهاد، اخلاص نيّت و انجام اعمال طاعات براى خداست.(مجمع البيان، جلد 7، صفحه 97.)

مرحوم علاّمه مجلسى نيز اين آيه را در زمره آياتى كه ناظر به جهاد اكبر است در بحارالانوار آورده است.(بحارالانوار، جلد 67، صفحه 63.)

در حديث معروف ابوذر نيز آمده است كه مى گويد: «قُلْتُ يارَسُولَ اللّهِ اَىُّ الْجِهادِ اَفْضَلُ; عرض كردم كدام جهاد برتر است؟»

فرمود: «اَنْ يُجاهِدَ الرَّجُلُ نَفْسَهُ وَهَواهُ; برترين جهاد آن است كه انسان با نفس و هواى خويش جهاد كند.»(ميزان الحكمه، جلد 2، صفحه 141)

در حديثى كه در بحث گذشته درباره جنود عقل و جهل آورديم نيز اين ديدگاه بخوبى نمايان است كه صحنه وجود انسان را به ميدان جنگى تشبيه مى كند كه در يك طرف عقل و لشكريانش قرار دارد، و در طرف ديگر جهل و هواى نفس با لشكريانش،اين دو لشكر دائماً در حال پيكارند و پيشرفت انسان در كمالات نفسانى از اين طريق حاصل مى شود كه جنود عقل بر جنود جهل پيروز شود، پيروزى موضعى آن نيز سبب پيشرفت نسبى در كمالات انسانى است.

«اخلاق در قرآن»

 

اشتراک گذاری این مطلب!

خاطره یک خبرنگار از شاگرد شیخ رجبعلی خیاط

5ام بهمن, 1394

امام زمان کسی را ندارد برایش کار کند.

یک مشت رفیق دست و پا چلفتی مثل من دارد که هیچ کاری ازشان ساخته نیست.

اسلام غریب است.

محسن مهدیان روزنامه نگار اصولگرا در اینستاگرام خود از منبر استاد عزت الله مومنی شاگرد شیخ رجبعلی خیاط نوشته است.


مهدیان نوشته است: وقتی خدمت شان رسیدیم طلیعه صادقانه و دیباچه صمیمانه سخن شان این بود:

“فقرا دیگر تاب ندارند.

دیگر تحمل ندارند.

کار ما شده تنها یک جمله؛ انشاالله درست می شود.

پس کی؟

کی امام زمان می آید؟

حاج عزت الله مومنی ۹۷ سال سن دارد و شاگرد شیخ رجبعلی خیاط است. هر هفته برای اهالی محل، محفل اخلاق دارد. راه نشین سخنش شدیم. حرفهایی ساده که بجای زبان از قلبش می جوشید. همه سفره و رزق این منبر پر رقائق یک جمله بود. حرف برادر مومنت را بشنو و دلش را شاد کن. خدمت کن به هر طریقی که می توانی. یار فقرا و محتاجان باش. از شیخ رجبعلی هم که حرف می زند سرش را می انداخت پایین. گویی رسم ادب است. می گفت: من شاگرد شیخ رجبعلی خیاط نیستم. مرا رها کنید. شاگرد شیخ رجبعلی خیاط مرحوم مرشد چلویی بود که لقمه کباب می گرفت و دهن بچه یتیم می گذاشت.

اما من حتی نمی توانم الان دل شما ها را شاد کنم. فریاد می زد و زبانه های آتش افسوس از سینه اش بلند بود: امام زمان کسی را ندارد برایش کار کند. یک مشت رفیق دست و پا چلفتی مثل من دارد که هیچ کاری ازشان ساخته نیست. اسلام غریب است.

یاد خاطره ای از حاج عزت الله افتادم. نقل شده وقتی دستشویی های جمکران گرفته بود، آستین و پاچه شلوار بالا زد و در شرایطی سخت راه چاه دستشویی ها را باز کرد. و وقتی بیرون آمد گفته بود به امام زمان بگویید اسم مرا جز توالت شورها بنویسد.

از اتاق حاج عزت الله که بیرون آمدیم خبرنگارما مختصری با تاخیر آمد. از ماجرای تاخیر پرسیدم که با حال حیران و به تعبیر خودش “مو به تنش سیخ شده بود” که گفت: امروز حواسم به جلسه نبود. همه فکرم مشغول مراسم ازدواج چند روز آینده ام بود. هنگام خداحافظی حاج عزت الله در گوشم گفت: “نگران برنامه ازدواجت نباش. درست می شود.”

خبرنامه دانشجویان ایران

اشتراک گذاری این مطلب!

علت رواج شهوت در جامعه

5ام بهمن, 1394

شهر اسلامی یعنی مردم با اذان صبح مساجد از خواب بیدار شوند، با شنیدن اذان ظهر کسب و کارشان را متوقف کنند و مهیای نماز اول وقت شوند. شهر اسلامی و معماری اسلامی یعنی اول مسجد شهر ساخته شود و بعد بر اساس آن خیابان کشی صورت گیرد.

چند دقیقه در فیلم های صدا و سیما صرف نماز شده است؟

اگر مناسب بوده که باید تشکر کنیم اما اگر کم بوده باید جبران کرد. نشست خبری بیست و چهارمین اجلاس سراسری نماز با حضور حجت الاسلام قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز در سالن جلسات این ستاد برگزار شد. این اجلاس با عنوان «نماز و سنجش دستاوردها» ششم بهمن در قزوین برگزار می شود.

قرائتی گفت: نماز ستادی ندارد. مسئول ندارد. همه مردم ستاد و مسئول اقامه نماز هستیم چون همه بنده خداییم. خدا در قرآن دستور داده است که اطرافیانتان را به نماز دعوت کنید.

وی افزود: چند دقیقه در فیلم های صداوسیما صرف نماز شده است؟ اگر مناسب بوده که باید تشکر کنیم اما اگر کم بوده باید جبران کرد. ناشر مسلمان ما چه درصدی از آثارش را به نماز و فرهنگ نماز اختصاص داده است؟ این سوال را همه در مسئولیت هایی که هستیم باید از خودمان بپرسیم.

رئیس ستاد اقامه نماز گفت: تقوا، ایمان و دین تخصصی نیست. نمی شود گفت که فلانی متخصص نماز اول وقت است اما همسرداری اش خوب نیست. خیاطی تخصصی است. یکی پیراهن می دوزد و یکی پرده اتاق می دوزد. دندانپزشکی تخصصی است و کار هر کسی نیست اما دین تخصصی نیست.

ادامه »


 
فراخوان چی شد طلبه شدم