موضوع: "نکات اخلاقی"

کاروان زیارتی

25ام تیر, 1397

 

شیخ رجبعلی خیاط(ره) :

در میان کاروان زیارتی مرحوم شیخ رجبعلی خیاط هم دیده می شد.

آن چیزی که به چشم می آمد زن و شوهری بودند که به نظر می رسید رابطه خوبی با هم ندارند. وقتی همه از زیارت برگشتند وسط راه بگو و مگویشان شده بود و خانم یک نیش آزار دهنده ای نثار همسرش نموده بود. وقتی همگی برای استراحت وارد منزل شدند مرحوم شیخ به همه زیارت قبول گفت:

ولی نوبت این خانم که رسید گفت:

تو که هیچ! تو همه (اعمال و زیارتت) را ریختی زمین!

دروغ

22ام تیر, 1397

 

 

دروغ

خبر دادن از چيزی بر خلاف واقع؛ و ضدش راستی است. دروغ گفتن، نوشتن، با اشاره و نقل آن (بدون آگاهی دادن به دروغ بودن) و گوش دادن به آن، از گناهان كبيره و حرام است؛ چه برای امری كوچك باشد يا بزرگ.

كلمه كذب (دروغ) با مشتقاتش، دويست و هشتاد و دو (282) مرتبه در قرآن مجيد آمده است؛ كه به معنای دروغ گفتن، اتهام به دروغ گوی، تكذيب و قبول نكردن رسالت پيغمبران عليهم السلام و سخنان آنان، ادعای دروغين و موارد ديگر كه در همه آنها معنای دروغ موجود می باشد.

آثار زيانبار دروغ

  1. بی ايمانی
  2. نفاق و دورويی
  3. ريا
  4. بی وفای
  5. ظاهرسازی و فريب كاری
  6. دنياگرای
  7. بی اعتمادی
  8. فراموشی و تناقض گوی
  9. تشويش ذهنی و فكری و اضطراب روحی.

ادامه »

یه دروغ ساده

22ام تیر, 1397

 

عَاقِبَةُ الْكَذِبِ النَّدَمُ

 

عاقبت دروغ، پشیمانی است


فیلم کوتاه :

یه دروغ ساده (با موضوع دروغ گویی) بر اساس فرمایش امیرالمومنین امام علی علیه السلام:

زمان: 121 ثانیه (02:01)(4.61 MB)   

 

دروغ

معاونت فرهنگی و هنری مؤسسه دارالحدیث

علم همراه با حلم

19ام تیر, 1397

 

شرح حدیث اخلاقی مقام معظم رهبری درباره “ علم همراه با حلم”

دانلود شرح حدیث اخلاقی توسط رهبر - علم همراه با حلم - کلیپ تصویری (17.15 MB)

دانلود شرح حدیث اخلاقی توسط رهبر -علم همراه با حلم - فایل صوت (650.92 KB)

 امام صادق علیه السلام :
عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ :
مَا جُمِعَ شَيْءٌ إِلَى شَيْءٍ أَفْضَلُ مِنْ حِلْمٍ إِلَى عِلْمٍ
 چيزى با چيزى جمع نشد كه برتر از جمع شدن بردبارى با دانش باشد.

منبع: الخصال : ص 5 ح 11  - بحارالأنوار : ج 2 ص 46 ح 2 
مقام معظم رهبری:

گاهی دو فضیلت که با یکدیگر جمع بشوند، موجب فضیلتِ مضاعفی می‌شوند. لکن در فضیلت‌های با یکدیگر جمع شده، چیزی محبوبتر و با فضیلت‌تر از اجتماع علم با حلم نیست.

نکته:

این کلیپ یکی از برنامه های  مجموعه  «عطر ماندگار» است که تا کنون چند دوره از آن شبها قبل از خبر ساعت 21 شبکه یک سیما پخش گردیده است و شبکه قرآن سیما نیز آن را بازپخش نموده است ، این مجموعه شامل قطعات کوتاهی از شرح احادیث اخلاقی است که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای درس خارج فقه خود بیان می‌کنند.
احادیث گنجانده شده در این مجموعه با مضامین اخلاقی و اجتماعی و قابل استفاده برای عموم جامعه است و شرح حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر احادیث نیز حاوی نکات نو و کاربردی در سبک زندگی اسلامی است.پخش مجموعه عطر ماندگار از ماه رمضان سال 1392 آغاز گردیده و تاکنون چند سری از آن آماده و پخش گردیده است.











چطور از خوابیدن ثواب کسب کنیم؟

15ام تیر, 1397
 
 
حجت الاسلام عالی:
حضرت فرمود که اگر شب می خواهید بخوابید نیت کند .
امام صادق “علیه السلام” به ما یاد داد مثلا نیت کند قبل از نماز صبح بیدارشود آن وقت نفسهایش را تسبیح می نویسند و 20 سالش پر می شود.
 
شیخ بهائی در کتاب کشکول یک محاسبه ی خیلی زیبایی کرده است، شیخ می گوید ببین اگر کسی شبانه روز شش ساعت بخوابد به فرض بیش تر هم نباشد؛ همان شش ساعت یعنی یک چهارم شبانه روز، خب اگر عمر چنین فردی 80 سال شود چقدرش را در خواب بوده است؟ بیست سال، حالا آن خواب غفلت به کنار ، آن که امکان دارد هر 80 سال اش در خواب غفلت باشد نه همان خواب خُر و پفی زیر لحافی مدنظر است. بیست سال اش و فقط در خواب بوده است این بیست سال برایش گناه نمی نویسند خواب است دیگر گناه نیست ولی ثواب هم نمی نویسند، بیست سال است مگر ما چقدر عمر داریم؟ آنوقت آدم می تواند کاری با نیت بکند ، نیت که خرج ندارد که با نیت می تواند این چیزها را جمع بکند .حضرت فرمود که اگر شب می خواهید بخوابید نیت کند . 
 
سخنرانی حجت الاسلام عالی در هیئت انصارالزهرا(س)/اردیبهشت 96

عذر دیگران را بپذیریم

15ام تیر, 1397

 

امام سجاد علیه السلام در روایتی به یکی از سیره های پسندیده اخلاقی در پذیرش عذر دیگران اشاره کرده اند .
 



قال علی بن الحسین علیه السلام:

“إِنْ شَتَمَکَ رَجُلٌ عَنْ یَمینِکَ

ثُمَّ تَحَوَّلَ إِلى یَسارِکَ وَ اعْتَذَرَ إِلَیْکَ فَاقْبَلْ عُذْرَهُ.”

 

اگر مردى از طرف راستت به تو دشنام داد و سپس به سوى چپت گردید و از تو عذرخواهى نمود، عذرش را بپذیر.

 

الکافی ، ج8 ص 153

تفاوت دخترها و پسره

8ام تیر, 1397

دخترها با پسرها در برخی ویژگی ها، تفاوت آشکاری دارند که برای آشنایی کوتاه، به قسمت هایی اشاره می شود:

- تفاوت در عواطف و احساسات

دختران با پسران در عواطف و احساسات تفاوت های آشکاری دارند. دخترها، بهتر و سریع تر تغییرات احساسی و عاطفی دیگران را حس می کنند و آسان تر افکار و احساسات خود را با دیگران سازگار و از دیگران مراقبت می کنند. گفت وگو و تبادل نظر در پسران وسیله ای برای انتقال پیام است؛ اما در دختران بیشتر ابزاری برای ارتباط عاطفی و همدلی است. دختران بیشتر دست خوش احساسات می شوند و در مهار احساسات و پنهان نگاه داشتن آن دقت دارند.

جان گری می گوید: به دلیل عاطفی تر بودن زنان، آنان از شوهرشان بیشتر دل سوزی می خواهند؛ اما مردها بیشتر اعتقاد و اعتماد همسرشان را خواستارند.

وقتی مرد نشان می دهد که به احساسات همسرش و به آنچه در دل او می گذرد اهمیت می دهد، زن حس می کند که شوهرش نگران و دل واپس و غم خوار اوست.

پاپالیا با پذیرش احتمال وجود تفاوت های روان شناختی زن و مرد به دلیل تفاوت زیستی، بر این باور است که برتری زنان در مهارت های زبانی باعث شده زنان بتوانند احساسات خود را بهتر و قوی تر ابراز نمایند.

بسیاری از پژوهش های صورت گرفته نشان می دهد که دوستی و صمیمیت برای دختران بیش از پسران اهمیت دارد و این نشانه قوی بودن عواطف و احساسات در زنان است.

ادامه »

تزکیه نفس

17ام فروردین, 1397

 

«تهذیب نفس» هدف و غایت بعثت پیامبران الهی بوده و از اینرو همواره مورد توجه رهبران الهی از آدم تا خاتم، از خاتم الانبیاء تا خاتم الاوصیاء و مربیان نفوس انسانی بوده است. هر کدام از انبیاء الهی به نوبه خود، بشر را به تزکیه‌ی نفس فراخوانده‌اند و در این راه از هیچ گونه سعی و تلاش دریغ نکرده‌اند. انبیاء و رهبران آسمانی و دینی «خُلق مجسم» بودند و مردم آن زمان به پاکی و طهارت آنها شهادت می‌دادند به همین خاطر مردم به ویژه جوانان تحت تأثیر آنها قرار می‌گرفتند. پس از دوران ائمه اطهار ودر غیبت کبری، علمای دین نیز به مسئله‌ی تهذیب نفس و تهذیب اخلاق توجّهه‌ی ویژه­ای را مبذول داشتند و با نگارش کتب اخلاقی سعی بر آن داشتند تا با تشریح منازل، تنظیم مراحل، تبیین موانع و… این سیر معنوی و روحانی را به صورتی قاعده­مند ارائه کرده و رهپویان طریق کمال را در این مسیر راهنمائی نمایند. از آن جمله می­توان به مکارم الاخلاق طبرسی، جامع السعادات نراقی، المحجة البیضاءفیض کاشانی، معراج السعادة ملامهدی نراقی و… اشاره کرد. تحقیق حاضر در پی آن است تا با استناد به آثار تألیف شده در این زمینه شمِّه­ای از جوانب مختلف این سیر انسان­ساز را به نمایش گذارد و گزارشی مختصری از مراحل، موانع و… آنرا ارائه دهد.

توضیح واژگان کلیدی بحث

الف) تزکیه

تزکیه مصدر ثلاثی مزید از باب تفعیل و از ریشه‌ی لغوی زکا، یزکو، زکاء می­باشد. راغب اصفهانی در بیان معنای واژه‌ی زکات می­نویسد: «زکات، رشد و نموی است که ناشی از برکت خداوند است و هم به امور دنیوی و هم امور اخروی را شامل می­شود.» [1]با این بیان می­توان تزکیه را به معنا دانست[2]: 1- رشد و نمو دادن 2- پاکیزه و اصطلاح کردن.
 

امّا در اصطلاح، تزکیه به معنای پاکیزه کردن و پالایش روح و قلب و نفس از صفات رذیله است به این معنا که انسان تلاش نماید، روح نفس و قلب خویش را پاک و منزه ومطهر نماید. در قرآن کریم واژه تزکیه به کار نرفته اما واژگان هم ریشه آن بیش از پنجاه بار آمده است،

ادامه »

3 کلید طلایی تقویت ترس از خدا

16ام فروردین, 1397

 


ابتدا باید توجه کنیم که معنای ترس از خدا چیست؟

ترس از خدا به معنای ترس از مسؤولیت هایی است که انسان در برابر او دارد . ترس از این که در ادای رسالت و وظیفه خویش کوتاهی کند و به خوبی وظیفه اش را انجام ندهد و به عبارتی، ترس از گناهان خود است. حضرت علی(علیه السلام) در این زمینه می فرماید:

«و لا یخافن الا ذنبه؛ هیچ یک از شما ترس نداشته باشد مگر از گناه خویش.»(نهج البلاغه، کلمه قصار 82)

در کتاب های اخلاقی علمای ما بسیار آمده است که باید از خدا ترسید و این خوف از خدا یعنی شناختن او و درک عظمتش و از طرف دیگر هم شاهدیم که همین نترسیدن مردم از خداوند متعال باعث گستاخی انسان ها شده و سر به طغیان برداشته اند .

مشکل اینجاست که خیلی از مردم رحمت خداوند را به خوبی لمس کرده اند و به همین خاطر در کرم و بخشش او طمع می کنند این طمع در رحمت خدا از مکرهای شیطان است مسأله امید همراه با شناخت و عمل بسیار متفاوت از طمع بدون عمل است اینها دو مقوله جدایند یکی از فضایل و نیکی هاست و دیگری از رذایل است .

اکنون باید دید چگونه ما انسان های طمع کار می توانیم ترس از خدواند متعال را در وجود خود بارور کنیم چگونه می توانیم پیش از آنکه آن روی سکه به ما نشان داده شود خود با در دل داشتن ترس از خدا بیمه کنیم؟

خوف از خدا ممکن است منشأ فراوانى داشته باشد، ولى سرچشمه هاى عمده آن سه چیز است:

معرفت اللّه، انسان وقتى کنار کوه بلندى و یا دریاى وسیع و خروشانى قرار مى گیرد، خوفى در دل او ایجاد مى شود وحشتى به او دست مى دهد، نه به خاطر اینکه ضررى متوجه او مى شود، بلکه این درک عظمت است، موجود کوچک وقتى عظمت موجود بزرگى را درک کند خائف مى شود، مثلا وقتى ساختمان عظیمى را مى بینیم و آسمانخراشى را ملاحظه مى کنیم، خائف مى شویم. این براى چیست؟ چرا وقتى در برابر بزرگى قرار مى گیریم با اینکه فرد خوبى است ولى خود را باخته و خوفى در خود احساس مى کنیم، چرا ابهّت او ما را مى گیرد؟ این چیزى به جز درک عظمت نیست.

ادامه »

چگونه عظمت خدا را درک کنیم؟

16ام فروردین, 1397

 

معرفت ما از همین مفاهیم مادی شروع می شود . بزرگی ای که ما می فهمیم، چیزی است که حجمش زیاد است . سپس متوجه می شویم موجوداتی نیز هستند که حجم ندارند و جسمانی نیستند، توسعه ای در مفهوم بزرگی می دهیم و می گوییم: نوعی بزرگی دیگر نیز داریم که معنوی است . ما چاره ای نداریم، زیرا ذهن ما ابتدا از مفهوم بزرگی جز حجم چیزی درک نمی کند . در نهج البلاغه آمده است که مورچه خیال می کند که خدای او دو شاخک دارد، چون این شاخک برای مورچه خیلی نقش دارد، خیال می کند که اگر موجودی شاخک نداشته باشد، ناقص است . ابتدا باید از همین مسیر مادیات شروع کنیم و کم کم این درک های حسی را تجربه کنیم تا مقداری به درک های ماورایی نزدیک شویم .

حال که شناخت جسمانی ملاک نیست و آن رؤیت قلبی هم که امیرالمؤمنین ( علیه السلام) می فرمود، ما نداریم، چطور عظمت خدا را درک کنیم تا با توجه به عظمت خدا حالت خشوعی در ما پیدا می شود؟

در اصول کافی حدیثی هست که فرمود:

خانمی بود عطر فروش و اسمش زینب عطاره بود . او به خانه پیغمبراکرم ( صلی الله علیه و آله) می آمد و اصحاب از او عطر می خریدند و گاهی خود پیغمبر نیز از او عطر خریداری می کردند . حضرت یک روز که به منزل تشریف آوردند، بوی عطر استشمام کردند و پی بردند که زینب عطاره این جاست . به او فرمودند: «مهما اتینا طابت بیوتنا» شما هر وقت خانه ما می آیی خانه ما خوش بو می شود . او که خانم مؤدبی بود، عرض کرد: یا رسول الله بوی شما از عطر من خوش بوتر است . خانه شما به واسطه عطر شما خوش بو است . سپس عرض کرد: یا رسول الله من امروز برای عطر فروشی خدمت شما نیامده ام، کار دیگری دارم . حضرت فرمودند: چه کار داری؟ او گفت: آمده ام از شما بپرسم چگونه می توانم عظمت خدا را درک کنم؟ می خواهم از شما یاد بگیرم . پاسخی که پیامبر ( صلی الله علیه و آله) فرمودند، ما را به پاسخی که دادیم، مطمئن می کند .

اگر یک انگشتر در بیابانی بیفتد، نسبت این انگشتر با این بیابان چقدر است؟ نمی توانید بگویید انگشتر چه نسبتی با یک بیابان دارد . اما می گویید: خیلی کوچک است . این راهی است برای این که نسبت بین کوچکی و بزرگی را به گونه ای تصور کنیم .

پیغمبر اکرم ( صلی الله علیه و آله) به زینب عطاره فرمودند: کره زمین با این عظمتش نسبت به آن چه او را احاطه کرده است «حلقة ملقاة فی فلات » مثل یک حلقه ای که در بیابان افتاده است . کل کره زمین نسبت به آن چه اطرافش را احاطه کرده است، مثل یک حلقه در یک بیابان است . همه این ها را وقتی نسبت به آسمان اول بسنجید، آسمان آن قدر بزرگ تر است که همه این ها تازه می شود «حلقة ملقاة فی فلات » . وقتی آسمان اول را نسبت به آسمان دوم بسنجید، آسمان دوم آن قدر بزرگ تر است که آسمان اول در مقابل آن «حلقة ملقاة فی فلات » است . همین طور تا برسد به عرش و خورشید .

ادامه »

راه های افزایش محبت بین زوجین

18ام اسفند, 1396

 

زندگی زناشویی، بر پایه محبت، بنا نهاده شده و این امر، نقشی حیاتی را در آن بازی می کند.

حجت الاسلام محمدعلی فیض آبادی پیش از ظهر امروز در جشن میلاد کوثر، در جمع زوج های جوان بجنوردی، در مصلی بجنورد اظهار داشت: الگو پذیری از سیره زندگانی امام علی علیه السلام وحضرت زهرا سلام الله علیها ، با تعامل اخلاقی در زندگی، در نهایت احترام محبت آمیز مرد و زن، منجر به زندگی پایدار می شود.

وی با اشاره به راه های افزایش محبت بین زوجین افزود:

زندگی زناشویی، بر پایه محبت، بنا نهاده شده و این امر، نقشی حیاتی را در آن بازی می کند.

احترام متقابل و اهمیت دادن به یکدیگر، فراهم کردن شرایط مناسب زندگی، سلام کردن، دست دادن، مطیع بودن زن در برابرشوهر، انتقال ندادن اسرار خانه به بیرون، قدردانی و تشکر از همسر، همراهی با همسر در کارهای مختلف، پرهیز از بحث و مجادله های بی ثمر، توجه به خواسته های طرف مقابل و صداقت، امانت، فداکاری و گذشت را از جمله راه های افزایش محبت بین زوجین برشمرد.

وی اظهار داشت:

امام علی علیه السلام ، همسران همدل را عامل آرامش روانی یكدیگر می‌دانست و همواره از مردان می خواست بهترین همسر برای خانم‌هایشان باشند.

کارشناس فرهنگی و مذهبی حوزه علمیه مشهد گفت: ابراز محبت اصل و اساس در زندگی مشترک است و باید مورد توجه بیش از پیش زوجین قرار بگیرد.

وی افزود: ابراز علاقه در هر دوره ای می تواند شکلی متفاوت داشته باشد، اگر می خواهید لذت بیشتری از زندگی مشترک خود ببرید باید از ابراز علاقه به همسرتان خجالت نکشید زیرا ابراز علاقه نشان گر میزان دوست داشتن و محبت شما نسبت به همسرتان است پس نگویید علاقه ام را با رفتارم نشان می دهم، برای ابراز علاقه باید از کلمات زیبا و محبت آمیز استفاده کرد.

حجت الاسلام فیض آبادی خاطرنشان کرد:

همسران می توانند زندگی بسیار شیرین و لذت بخشی داشته باشند به شرط این که از داد و ستد عاطفی به شیوه های مختلف استفاده و به همسر و شریک زندگی خود ابراز محبت کنند.

خبرگزاری حوزه

به نامِ نامی یک اَبَر احساس

16ام اسفند, 1396
روشن نگه داشتن یک چراغ در خانه نه آنقدر کار سنگینی است که از کسی بر نیاد و نه آنقدر نیاز به علم که کسی بلد نباشد. اما این چراغ را فقط یک زن، مادر، دختر می تواند روشن کند و روشن نگه دارد و نه هیچ کسی دیگر.
 
 

زن به ماهو زن

؛گاهی دختر می شود،آنقدر دست پینه بسته پدر را می بوسد که لب هایش پینه می بندد، گاهی آنقدر سنگ صبور بردار می شود که سنگ از روی آن آب می شود و گاهی آنقدر خواهر که عالم شرمنده خواهرانگی اش.گاهی همسر می شود؛ از بیدادهای مردانه، زیباترین شعر را می سراید تا عشقش را نثار کند، گاهی آنقدر می سازد که از هیچ هم می تواند زندگی به بلندی آسمان هفتم بنا کند.گاهی مادر می شود، لقمه هایش را کوچک بر میدارد تا لقمه های بیشتری برای عزیز جانش بماند، گاهی رویاهایش را در رویای خودنگه می دارد تا رویای فرزندانش را محقق کند، گاهی ترک درد دلش را می پوشاند تا دل کسی را به درد نیاورد، گاهی حتی فرشته بودن برایش کم است.همسری، مادری، دختر بودن، نقش هایی که هر کدام به تنهایی برای آباد کردن یک باغ و یا خشک کردن آن کافی است.

مقام زن در جایگاهی که محوریت عشق و محبت بر اساس وجود او بنا شده است. عالم و عالمیان عشق، محبت،دوست داشتن، مهربانی، وفاداری و فداکاری را از زن به عاریه گرفته اند و گاهی فرشته بودن با دو بال سفید هم برای این مخلوق خدا واژه کوچکی است. به نام نامی زن در بنای خانواده سهم زن و مرد یک اندازه نیست به صورت طبیعی، اولاً یکسان نیست، ثانیاً یک اندازه نیست؛ یعنی آنها سهم مشابهی در بنای خانواده ندارند و نیز سهم هر یک هم به یک اندازه و میزان نیست و هر کدام کمّیّت خاصّ خودشان را دارند. پس در اداره‌ی خانواده زن و مرد هر دو سهیم هستند؛ ولی هر یک سهم خاصّ یا کمّیّت خاصّی دارند. مثلاً اگر زن و مرد را در تولید و «تکثیر نوع» که یکی از کارهای اساسی انسان است در نظر بگیریم، می بینیم در این زمینه نقش مرد یک نقش کمتر و نقش زن یک نقش بیشتر و طولانی تر است. مثلاً برای زن دوران بارداری و شیرخوارگی فرزند هست و اصلاً امکان حضانت زن نسبت به فرزند بیش از آنکه مرد چنین امکانی را داشته باشد هست و از این قبیل، یا مثلاً فرض بفرمایید که مسئله ی تأمین معیشت خانواده، این از نظر اسلام مربوط به مرد است، یعنی داده شده به مرد، که آن هم یکی از اجزاء اداره ی خانواده است دیگر، یعنی شما نمی توانید بگویید که اداره ی خانواده یعنی اداره ی داخلی خانواده فقط، که از خانه آدم بیرون نیاید. نه، اداره ی خانواده شامل اداره ی همه ی شئون خانواده است از جمله تأمین معیشت.این مثلاً در شرع اسلام به عهده ی مرد است، زن هیچ‌گونه مسئولیِت و تکلیفی در این مورد ندارد، ولو پولدار هم باشد، ثروتمند هم باشد، توان کار هم داشته باشد، پول هم در بیاورد، آن پولی که در آورده مال خودش است؛ یعنی می تواند صرف معیشت خانواده اصلا نکند و یک چنین تکلیفی ندارد. پس در اداره ی خانواده زن و مرد هر دو سهیم اند، هر کدام سهمی خاص و با کمّیّتی خاص از این را دارند.

همسری، مادری، دختر بودن، نقش هایی که هر کدام به تنهایی برای آباد کردن یک باغ و یا خشک کردن آن کافی است. مقام زن در جایگاهی که محوریت عشق و محبت بر اساس وجود او بنا شده است. عالم و عالمیان عشق، محبت،دوست داشتن، مهربانی، وفاداری و فداکاری را از زن به عاریه گرفته اند و گاهی فرشته بودن با دو بال سفید هم برای این مخلوق خدا واژه کوچکی است.

خانواده را هم زن به وجود می آورد و اداره می کند؛ این را بدانید عنصر اصلی تشکیل خانواده زن است، نه مرد. بدون مرد، ممکن است خانواده ای باشد.زن خانواده اگر عاقل و با تدبیر و خانه‌دار باشد، خانواده را حفظ می کند. امّا اگر زن از خانواده‌ای گرفته شد، مرد نمی تواند خانواده را حفط کند. بنابراین، خانواده را زن حفظ می کند. زن در نگاه نخستین و به عنوان بزرگ‌ترین و اولین مسئولیت مسئولیت حفظ و اداره ی کانون گرم خانواده را که ما آن را پایه ی تشکّل اجتماعی خودمان می دانیم بر عهده دارد. این کار به عهده ی مرد نیست و از مرد بر نمی آید.

ادامه »

آبروی مومن

12ام اسفند, 1396

 

اگر کسی از آبروی مؤمنی دفاع کرد،

بهشت بر او واجب می‌شود

رهبرانقلاب:

«مَنْ رَدَّ عَنْ عِرْضِ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ الْبَتَّةَ»*

 

آبروی مؤمن این‌قدر مهم است که اگر کسی از آبروی مؤمن خود دفاع کند - به‌حسب این روایت [امیرالمؤمنین علیه السلام از قول پیامبرصلی الله علیه و آله] - بهشت بر او واجب می‌شود.

حالا معنای واجب شدن بهشت این نیست که دیگر در هر صورت هر کار کردیم  و نشدو هر جور شد  این یک تعهد الهی است که آدم را به بهشت ببرد؛ نه، همه چیز دست خود ما است…

به‌هر حال آنچه در این روایت مورد توجه است و مورد اهتمام است، است.

شایعه درست کردن علیه مسلمان، را بازگو کردن علیه یک مسلمان، که گاهی یک حرفی علیه کسی زده می‌شود که آبروی او را به خطر می‌اندازد و ما [هم] می‌شنویم آن را - و خب، گاهی خود ما هم ابتداکننده نیستیم اما همان را نقل می‌کنیم، نقل ما را هم دیگری نقل می‌کند و همین‌طور این شایعه گسترش پیدا می‌کند علیه یک مسلمانی؛ در حالی که بعد معلوم می‌شود که هیچ چیز نبوده یا اگر هم چیزی هم باشد نباید منتشر کرد و نبایستی آبروی یک مسلمانی را در خط انداخت؛ چه برسد به اینکه در موارد متعددی هم خلاف واقع است.۱۳۸۳/۱۰/۲۱
*ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۱۴۵

نفاق و دوری از قرآن مهمترین دلیل افول و سقوط جامعه دینی است

4ام اسفند, 1396

 

حجت الاسلام والمسلمین رفیعی در حسینیه امام خمینی (ره) گفت:

نفاق از جمله عوامل مهم برای سقوط جامعه دینی است، در قرآن آیات زیادی درباره منافقان مطرح شده است.

حجت الاسلام والمسلمین ناصر رفیعی دوشنبه شب به مناسبت شهات حضرت زهرا سلام الله علیها که در حسینیه امام خمینی(ره) و با حضور رهبر معظم انقلاب برگزار شد، درباره اهمیت مطالعه تاریخ، اظهار داشت: علت مراجعه به تاریخ اسلام در 14 قرن پیش و طرح مسائل مربوط به غدیر، کربلا یا شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها آگاهی و درس گرفتن از تاریخ برای امروز است.

وی با استناد به روایت امیرمومنان امام علی علیه السلام که خطاب به فرزند خود امام حسن علیه السلام می‌فرمایند من عمر کوتاهی داشتم اما شرح حال گذشتگان را دیدم گویا که با آنها زندگی کردم، عنوان کرد:

مطالعه تاریخ قلب را محکم، حقیقت را آشکار کرده و به انسان آگاهی و موعظه می‌دهد، کما اینکه بخش زیادی از قرآن کریم هم به تاریخ پیامبران می‌پردازد که انسان‌ها در همه عصرها را موعظه دهد.

حجت الاسلام والمسلمین رفیعی درباره علل افول و سقوط جامعه دینی، بیان داشت: نفاق از جمله عوامل مهم برای سقوط جامعه دینی است چراکه منافق در چهره ارزشی ظاهر می‌شود از نظر پیامبر صلی الله علیه و آله خطر منافق از خطر کافران بیشتر است.

استاد حوزه علمیه با بیان اینکه در قرآن آیات زیادی درباره منافقان مطرح شده است، اظهار داشت: منافقان چنان در جامعه دینی نفوذ دارند که بر اساس آیات قرآن حتی در اطراف پیامبر صلی الله علیه و آله نیز هستند و به سادگی شناخته نمی‌شوند.

وی با بیان اینکه نفاق در بخش‌های مختلف اخلاقی، اعتقادی و زبانی نمود پیدا می‌کند و هر کدام درجاتی دارد، گفت: منافقان انسان‌هایی دروغگو، بدقول و خائن به امانت هستند.

حجت الاسلام والمسلمین رفیعی با اشاره به عامل دیگر سقوط جامعه دینی، عنوان کرد: دوری از قرآن عامل مهم دیگری برای فراموش کردن ارزش‌های دینی و سقوط جامعه است، در حالیکه ما باید همواره ابعاد مختلف زندگی فردی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خود را به قرآن عرضه کنیم.

استاد حوزه علمیه افزود: اگر پس از پیامبر صلی الله علیه و آله جامعه اسلامی به قرآن پشت نکرده و به آن عمل می‌کرد بنی امیه و بنی عباس به مدت 7 قرن حکومت ظالمانه را نداشتند، متاسفانه مردم در عصرهای مختلف همواره نسبت به قرآن سستی دارند.

وی با اشاره به عامل دیگر سقوط جامعه دینی، ابراز کرد: از جمله عوامل سقوط جامعه دینی شکستن حرمت پیامبر صلی الله علیه و آله بود که گفتار و دستورات ایشان را عملی نکردند، به محض اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله رحلت فرمودند حرمت اهل بیت ایشان را با کنار زدن ولایت امیرمومنان امام علی علیه السلام و به شهادت رساندن دخترشان حضرت زهرا سلام الله علیها ، شکستند، در حالیکه همه آنها نسبت به غدیر آگاهی داشتند.

حجت الاسلام والمسلمین رفیعی در پایان با اشاره به عامل دیگر سقوط جامعه دینی، خاطرنشان کرد: شیطان هم از دیگر عوامل سقوط جامعه اسلامی است که از طریق شهوت، ثروت و غضب وارد عمل می‌شود.

وارث

خوف ممدوح چیست؟

27ام بهمن, 1396

 

درس اخلاق آیت‌الله قرهی:

خوف ممدوح چیست؟/ راز سلطان‌العارفین/ معنی قربة الی الله نزد عرفا

یکی از خصوصیات خوف ممدوح این است که عامل می‌شود انسان عمل کند. از ترس اینکه نکند از قرب الی الله دور شود، پس عمل می‌کند. البته دو حال دارد، یک حالش این است که انسانها می‌ترسند که نکند به جهنم بروند.

آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران در تازه ترین جلسه اخلاق خود به موضوع «خوف‌های ممدوح» اشاره کرد که مشروح آن در ادامه می‌آید:

دو قوه در وجود انسان، عامل هلاکت و نجات!

پروردگار عالم، بندگان خود را در دنیا، به دو صفتی قرار داد که این دو، هم میتواند عامل نجات باشد و هم اگر انسان دقت نکند، عامل هلاکت شود.

بیان کردیم: خدای متعال، قوایی در وجود انسان قرار داد که این قوا، اگر به خوبی از آن، استفاده شود، انسان را به قرب الی الله میرساند. آن دو مقوله ای هم که در وجود انسان است - عنوان غضب و میوه ی آن، عنوان خوف ممدوح است - یکی خوف است و یکی رجا. اگر در این خوف و رجاء. اگر انسان آن خوف و رجائی که پروردگار عالم مدنظر مبارکشان هست، انجام دهد و مراقب آن خوف و رجا باشد، طبعاً رشد میکند و این، عامل نجات و صلاح و فلاح اوست.

ادامه »

حقيقت مرگ چیست؟

26ام بهمن, 1396

از آنجايى كه روح از عالم مجردات بوده و از موطن اصلى خود، به نظام مادى و دنياى خاكى هبوط كرده است؛ با مرگ، به سوى عالمى كه از سنخ عالم روح و موطن اصلیاش است، قدم برمی دارد.

 

 

قرآن كريم از مرگ با عنوان «توفّى» ياد كرده است.[1] اين واژه در لغت، به معناى «گرفتن چيزى به طور تمام و كمال» است؛ به عبارت ديگر در زبان عربى، هر گاه كسى چيزى را به كمال و تمام و بدون هيچ كم و كاستى دريافت كند، از اين كلمه استفاده می شود. [2]
قرآن می فرماید:
«اللّه  يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِى لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِى قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمّىً »؛ [3]
«خدا روح مردم را هنگام مرگشان به تمامى باز میستاند، و [ نيز] روحى را كه در [ موقع ]خوابش نمرده است، می گیرد . پس آن [ نفسى] كه مرگ را بر او واجب كرده، نگه می دارد و آن ديگر [ نفس ها] را تا هنگامى معيّن [ به سوى زندگى دنيا ]باز پس میفرستد» .
در اين آيه، هم از مرگ و هم از خواب ـ كه شباهتى به مرگ دارد ـ به «توفّى» و سپس به «امساك» تعبير شده است؛ نه به «قبض». علاوه بر آنكه موت را وصفى براى روح شمرده است؛ يعنى، روح به وسيله موت، بدن مادى را ترك كرده و وفات می کند.
به بيان ديگر، آنچه از اين آيه و مشابه آن استفاده می شود، آن است كه مرگ، تحويل گرفتن است؛ يعنى، آدمى هنگام مرگ با تمام شخصيتش ـ كه همان روح او است ـ در اختيار مأموران الهى قرار می گیرد و آنان انسان را دريافت می کنند. بنابراين، مرگ از ديدگاه اسلام، نيستى و نابودى نيست؛ بلكه انتقال از عالمى به عالم ديگر بوده و در حقيقت روز مرگ، هنگام بازگشت به خدا و سوق به سوى او است. [4]
همچنين از آنجايى كه روح از عالم مجردات بوده و از موطن اصلى خود، به نظام مادى و دنياى خاكى هبوط كرده است؛ با مرگ، به سوى عالمى كه از سنخ عالم روح و موطن اصلیاش است، قدم برمی دارد.

ادامه »

چه کسانی کمتر به یاد مرگ هستند؟

23ام بهمن, 1396

 

 

امام على علیه السلام فرمودند:

کسى که از همه بیشتر آرزو دارد، از همه کمتر به یاد مرگ است.
خاصیت به یاد مرگ بودن این است که اگر شخص در رفاه و سرور است و غرور او را فراگرفته، با یاد مرگ، عالم دنیا بر او تنگ مى شود و دیگر نمى تواند بر دارایى محدود خود ببالد و یا مغرور شود و اگر شخصى است که در تنگناى زندگى قرار گرفته و رنج مى برد، باز وقتى به یاد مرگ بیفتد، دنیا بر او وسیع و راحت مى شود و از سختى هاى چند روزه دنیا رنج نمى برد.
 
لذا امیر مومنان حضرت علی علیه السلام مى فرمایند:
 
«کسى که زیاد به یاد مرگ باشد،
از دنیا به اندکش راضى مى شود».
 
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله مى فرمایند:
مرگ را بسیار یاد کنید، زیرا مرگ گناهان را پاک مى کند و میل و رغبت به دنیا را مى کاهد.
 
آری مرگ، دریچه عالم بقا است، چنان که در حدیثى از على (علیه السلام) آمده که:
«هر خانه اى درى دارد و در خانه آخرت، مرگ است».
توجه به مرگ اثر عمیقى در شکستن شهوات، و پایان دادن به آرزوهاى دور و دراز، و زدودن زنگار غفلت از آینه دل دارد، لذا در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم:
«یاد مرگ شهوت هاى سرکش را در درون آدمى مى میراند، ریشه هاى غفلت را از دل بر مى کند، قلب را به وعده هاى الهى نیرو مى بخشد، به طبع آدمى نرمى و لطافت مى دهد، نشانه هاى هواپرستى را در هم مى شکند، آتش حرص را خاموش مى کند؛ و دنیا را در نظر انسان کوچک مى کند، و این است معنى سخنى که پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرموده: یک ساعت فکر کردن از یک سال عبادت بهتر است».
جام نیوز

10ویروس نابودگر کلامی!

21ام بهمن, 1396

 

ده ویروس نابودگر کلامی:

1. نصیحت تکراری
2. تذکر مداوم
3. سرزنش
4. منت گذاشتن
5. مقایسه کردن
6. جر و بحث کردن
7. برچسب منفی زدن
8. پیش بینی منفی(نفوس بد)
9. گله و شکایت مداوم
10. متهم کردن

 

تبیان

 

نورانیت و قطع امید از صفات محبین اهل بیت علیهم السلام

19ام بهمن, 1396

 

حجت الاسلام حائری زاده:

یکی از  ویژگی های محبین اهل بیت علیهم السلام نشاط در شب زنده داری و نافلۀ شب است. برای اینکه انسان در نافلۀ شب سرحال باشد باید شب ها زود بخوابد. امام سجاد علیه السلام فرمودند: کسانی که در دل شب با خدا خلوت می کنند خداوند از نور خودش به آنها می دهد. این نورانیت برای نافلۀ شب و سحرخیزی است.

روایت داریم که شبها که می خواهید بخوابید، قبل از خوابتان وضو بگیرید بعد بخوابید، با این کار ثواب شب زنده دار را برای شما می نویسند.

آیت الله جوادی آملی می فرمودند وقتی شما می خوابید این گونه نیست که خواب شما و خواب ما صرفا برای استراحت باشد، خواب یک سیر معنوی است و روح ما را به عالم بالا می برد. خواب مانند یک کانالی است برای دریافت معارف نه صرفاً برای استراحت. به همین جهت ما آداب خوابیدن داریم.

روایت داریم که هرشب سورۀ واقعه را بخوانید زیرا دو خاصیت دارد، اولین خاصیتش این است که همنشین امیرالمؤمنین می شوید و دومین آن اینکه هیچ وقت فقیر نمی شوید.

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله فرمودند:

علامت دیگر برای محبین اهل بیت علیهم السلام این است که از آنچه که در دست مردم است قطع امید کند. نگاهش به دست مردم نباشد.

قسمتی از سخنرانی حجت الاسلام حائری زاده

هیئت عبدالله بن الحسن علیه السلام شب چهارم محرم 1393

عمر مؤمن قیمت ندارد خیلی با ارزش است

17ام بهمن, 1396
 
حجت الاسلام پناهیان؛
امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:

بقیۀ عمر مؤمن قیمت ندارد خیلی با ارزش است و نمی توانید قیمتی برایش تعیین کنید. برای چه
 
امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:
 
بقیۀ عمر مؤمن قیمت ندارد خیلی با ارزش است و نمی توانید قیمتی برایش تعیین کنید. برای چه؟
 
می توانید شما تدارک کنید هرچه را که قبلا فوت شده است و می توانی زنده بکنی را هر چه را که در گذشته مرده بود. اینجا خیلی فرح بخش با زمان برخورد می شود.
 
هیچ کس نمی تواند درباره گذشته غصه نخورد و اشک نریزد این در جای خودش محفوظ است ولی از این طرف می فرمایند: زمان آینده شما قیمتش بی نظیر است. چون شما در آینده می توانید از لحظه و زمانتان طوری استفاده کنید که زمان از دست داده زمان گذشته را جبران کنید. اینجا سختی و زمختی و خشونت زمان کاهش پیدا می کند و ناگهان باغی از بهشت به روی انسان باز می شود.
 
سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در مسجد امام حسین علیه السلام، رمضان 93

شهوت سلطه‌طلبی از شهوت جنسی و مالی بسیار بدتر است

17ام بهمن, 1396

حجت الاسلام والمسلمین پناهیان با بیان اینکه در جامعه ما گناه با شهوات جنسی، مالی و غیره در نظر گرفته می‌شود، گفت:

شهوت سلطه‌طلبی ناشناخته و از شهوت جنسی و مالی بسیار بدتر است.

حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان استاد حوزه علمیه شامگاه شنبه ۱۴ بهمن ماه در مراسم سوگواری حضرت زهرا سلام الله علیها که در دانشگاه شریف برگزار شد، گفت: طغیان و سلطه بر دیگران آخرین صفت بد از وجود انسان خارج می‌شود حتی اگر شخص به درجه صدیقین رسیده باشد.

وی افزود: طغیان و سلطه بر دیگران عامل قتل انبیا و اوصیا شد و هر پبامبری مبعوث شده ابتدا برای توحید و سپس برای از بین بردن این صفت مبعوث شده است چرکه آثار بسیار شومی دارد.

حجت الاسلام والمسلمین پناهیان با بیان اینکه در قرآن کریم تصریح شده که کار پبامبران توحید و مبارزه با طاغوتیان است، اظهار داشت:

بدترین نوع ظلم ذیل همین صفت انجام می‌گیرد، این صفت آخرین صفتی است که از قلوب صدیقین خارج شده و بدترین گناهی است که انسان انجام می‌دهد.

استاد حوزه علمیه با بیان اینکه در جامعه ما گناه با شهوات جنسی، مالی و غیره در نظر گرفته می‌شود، گفت: شهوت سلطه‌طلبی ناشناخته و از شهوت جنسی و مالی بسیار بدتر است و متاسفانه این مسئله حتی در جامعه ما که از اطلاعات مذهبی بالایی برخوردار است ناشناخته مانده است.

ادامه »

رابطه و تأثیرگذاری متقابل عقل و ادب

15ام بهمن, 1396

 

آیت‌الله مجتبی تهرانی (ره):
 
رابطه ادب با عقل چنان بدیهی و تنگاتنگ است که بی‌ادبی در فرهنگ قرآن و سیره اولیاء و انبیاء به سفاهت تعبیر شده و در جهت تأدیب انسان‌ها روایات و احادیث فراوان نقل شده‌اند که در این سلسله بحث‌ها بدانها پرداخته شده است.
ادب به ‏عنوان یکی از موضوعات اخلاقی و معرفتی به دو بخش تقسیم می‎شود: ادب انسانی که ریشه در عقل عملی دارد و ادب الهی ریشه در عقل نظری. اگر انسان همسو با حاکمیت عقل عملی رفتار کند و بر اساس آن صاحب روش رفتاری شود، از نظر انسانی با ادب شده است و اگر در بستر عقل نظری از مرزهای شناخته شدۀ الهی حفاظت عملی نماید، به ادب الهی رسیده است.
رابطۀ عقل و ادب تنگاتنگ و مستقیم است و می‌توان گفت ادب به یک معنا ثمره و نتیجۀ عقل است. در روایت آمده است: «الْآدَابُ‏ تَلْقِیحُ‏ الْأَفْهَامِ‏ وَ نَتَائِجُ الْأَذْهَان‏»؛(1) روش‎های رفتاری انسان ثمرۀ نگاه‌ها و برداشت‌ها و نتیجۀ بُعد عقلانی اوست. مراد از «ذهن»، بعد عقلانی انسان است.  
ادب بر شکوفایی عقل تأثیر دارد. در روایت دیگری آمده است: «إِنَ‏ بِذَوِی‏ الْعُقُولِ‏ مِنَ الْحَاجَه إِلَى الْأَدَبِ کَمَا یَظْمَأُ الزَّرْعُ إِلَى الْمَطَرِ»؛(2) احتیاج موجودات عاقل به ادب، مانند احتیاج گیاه به آب است و عقل آنگاه مُثمر ثمر خواهد بود که همراه با رفتار نیکو باشد و ادب از آن نشأت بگیرد. به یک‌معنا ادب، موجب شکوفایی و رشد عقل می‌شود.  
 روایت به این نکته نیز اشاره می‌کند که موجود دارای عقل امّا بی‏ادب، با موجودی که عقل ندارد مساوی است. عقلی که در کنارش ادب نباشد، با بی‎عقلی فرقی نمی‏کند، چون فایده و کارایی ندارد.
در روایت دیگری با صراحت کامل به نیازمندی عقل، نسبت به ادب اشاره شده و آمده است: «کُلُّ شَیْ‏ءٍ یَحْتَاجُ إِلَى الْعَقْلِ وَ الْعَقْلُ‏ یَحْتَاجُ‏ إِلَى الْأَدَب‏»؛(3) هر چیزی احتیاج به عقل دارد و عقل نیز محتاج ادب است.  

 

ادامه »

حبّی که انسان را به تمام سعادت‌های عالم می‌رساند

14ام بهمن, 1396

 



یکی از خصوصیّاتی را که سعادت ایجاد می‌کند، که بی‌بی‌دو عالم در خطبه‌ای بیان فرمودند. عنوانش «حرّم له الشرک» است، یعنی برای او دیگر شرک حرام می‌شود. «و هو من المخلصین» یعنی انسان را به سمت اخلاص می‌برد.

آیت الله روح الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران در تازه ترین جلسه اخلاق خود به موضوع “” پرداخت که مشروح آن در ادامه می آید:

تمام سعادت‌های دنیا و آخرت در حبّ به ولایت‌الله است. فرمودند: «هل الدین الا الحبّ» که توأم با این معرفت به آن حضرات، اسّ و اساس، همین می‌شود. نکته‌ی مهم این‌جاست که هر سعادتی، ظلّ این سعادت عظمی است.

گاهی تصوّر می‌شود سعادت این است که انسان، خانه‌ای، ماشینی، زندگی خوبی، همسر خوبی و … داشته باشد، البته این‌ها هم اگر به عنوان وسیله‌ای برای قرب الی الله باشد، به نوعی سعادت محسوب می‌شود، امّا حتّی این‌ها هم در ظلّ سعادت عظمایی است که اگر آن به وجود آمد، همه چیز به وجود می‌آید.

بی‌بی‌دوعالم(صلوات اللّه و سلامه علیها) جمله‌ای دارند که عجیب است، فرمودند: «اِنَّ السَّعیدَ، کُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَن أحَبَّ عَلّیاً فی حَیاتِه وَ بَعدَ مَوتِه»[1]، به درستی که حقیقت و واقعیّت و تمامی سعادت (إنّ چون تحقیقیّه هست، معنای حقیقت و واقعیّت در این‌جا می‌دهد) و حقّی که سعادت به گردن انسان دارد، همه برای آن کسی قرار داده می‌شود که امیرالمؤمنین(صلوات اللّه و سلامه علیه) را در حیاتش و بعد از وفاتش، دوست داشته باشد.

یعنی کسی که حبّ ولایت را داشت، تمام سعادت و حقیقت سعادت را دارد. آنچه که از اوّل تا آخر سعادت بتوان تبیین کرد در حبّ امیرالمؤمنین(صلوات اللّه و سلامه علیه) قرار دارد. «حبّ علیّاً» یعنی حبّ به ولایت؛ چون محبّت، خصوصیّتی دارد که هیچ چیزی نمی‌تواند داشته باشد.

جمله‌ای که بهشتی بودن ابن ابی الحدید معتزلی را می‌رساند

ابن ابی الحدید معتزلی، جمله‌ای دارد که اگر شرح نهج البلاغه را نمی‌نوشت و خیلی از مطالب را که راجع به مولی‌الموالی گفته، نمی‌گفت، همین یک جمله را که بیان کرده است، یقیناً بهشتی است. او بیان می‌کند:

چرا با وجود معجزات کثیره‌ای که خلفا و دیگران از امیرالمؤمنین(صلوات اللّه و سلامه علیه) دیدند و خودشان هم در آخر اقرار کرده و بیان کردند که اگر علی نبود، ما هلاک می‌شدیم (همه‌ی آن‌ها بیان کردند: «لو لا علی لهلک ابابکر»، «لو لا علی لهلک عمر»، «لو لا علی لهلک عثمان»)، تسلیم نشدند و عداوت ورزیدند؟!

ادامه »

چه کنم تا در زندگی زمین نخورم ؟

13ام بهمن, 1396

 

همه ما در زندگیمان بارها شکست خورده ایم. برخی دوباره کمر راست کرده ایم و به راهمان ادامه داده ایم و بسیاری دیگر برای همیشه مأیوس و نا امید شده ایم. گاهی انسان در پی راه حلی می گردد که هنگام شکست و زمین گیر شدن بتواند دوباره برخیزد و به راه خود ادامه دهد و شکست خود را جبران نماید. اما شاید از آن مهمتر این سوال است که چه کنم که اصلاً در زندگی شکست نخورم؟
 
پاسخ را با یک مثال ساده بیان خواهم کرد. تصور کن در اتوبوس ایستاده ای. با هر ترمزی که راننده محترم می گیرد همه کسانی که مثل تو ایستاده اند به جلو پرتاب می شوند. در این شرایط اگر کسی دستش را به دستگیره ای نگرفته باشد حتما به زمین خواهند خورد.  حتی گاهی با وجود اینکه دستگیره را گرفته اند ممکن است به خاطر شدت حرکت اتوبوس دستگیره از دستشان رها شود و زمین بخورند. 
زندگی هم مثل همین اتوبوس در حال حرکت است. پستی و بلندی مسیر ممکن است انسان را زمین بزند در این شرایط انسان باید به دستگیره محکمی چنگ بزند تا خودش را حفظ کند. 

 

آن دستگیره چیست؟

 
تنها دستگیره ای که میتوان به آن اعتماد کرد خداست. انسان باید به خدا ایمان و اعتماد داشته باشد و تنها راهی را برود که او فرمان داده است. این راه, راه امن است 
 
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ‏ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ (بقره 256)
در قبول دين، اكراهى نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنا بر اين، كسى كه به طاغوت [بت و شيطان، و هر موجود طغيانگر] كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى چنگ زده است، كه گسستن براى آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست. 
بله. پروردگار انسان که خیر و صلاح او را می خواهد هر گز کسانی را که به او تمسک کنند گمراه نمیکند. 
وَ مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ‏ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ وَ إِلَى اللَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ (22لقمان)
كسى كه روى خود را تسليم خدا كند در حالى كه نيكوكار باشد، به دستگيره محكمى چنگ زده (و به تكيه‏گاه مطمئنى تكيه كرده است)؛ و عاقبت همه كارها به سوى خداست. 

نویسنده: سید مهدی خدایی




ترمزهایی در جاده زندگی

13ام بهمن, 1396

 

وجود ترمز در هر وسیله ی نقلیه ای، نقش اساسی و کارساز را بر عهده دارد؛ چرا که بدون آن کنترل و هدایت ماشین در جاده های نه چندان خطرناک و معمولی نیز کاری بسیار سخت و خطرناک به شمار می آید. این در حالی است  که فقدان این عنصر و ابزار مهم در جاده های پر پیچ و خم کوهستانی این وسیله ارزشمند را به ارابه ای مرگبار و هولناک تبدیل می نماید.
به راستی اگر انسان به خوبی بیندیشد و خود را در جاده زندگی به درستی بنگرد، زندگی و حیات او بی شباهت به رانندگی در یک جاده پر فراز و نشیب نیست. از این رو اگر در مسیر زندگی خود را به اهرم های بازدارنده و نگه دارنده ای مجهز نکند، زندگی او همانند رانندگی با ماشینی بدون ترمز در جاده هایی خطرناک خواهد بود.
در آموزه های اسلامی قوی ترین اهرم های بازدارنده در جاده زندگی به شرح زیر آمده است:
 
1-تفکر و اندیشه سالم و صحیح
یکی از مهمترین و با ارزش ترین اهرم های باز دارنده در جاده زندگی، استفاده و بهره مندی از اندیشه و تفکر است. آموزه های اسلامی در رهنمودهای خود تأکید و سفارش فراوانی بر این موضوع داشته و همگان را به بهره گیری از آن در زندگی تشویق کرده است. آیات و روایات بی شماری حاکی از اهمیت و ارزش این عنصر کار آمد در زندگی است.
کتاب شریف کافی روایت بسیار زیبا و ارزشمندی را در خصوص اهرم تفکر و اندیشه نقل می نماید:
فردی نزد رسول خدا(صلی الله علیه و اله) آمد و عرض کرد:
ای رسول خدا! توصیه و سفارشی به من نما،
آن حضرت سه بار از آن شخص پرس
یدند:
اگر سفارشی کنم انجام می دهی؟
آن شخص در هر سه بار پاسخ داد: آری ای رسول خدا!  
پیامبر اکرم(صلی الله الله علیه و اله) فرمودند:
به تو سفارش می کنم که هرگاه خواستی کاری انجام دهی در  سر انجام آن تدبر نما؛ اگر مایه رشد و هدایت بود انجام بده و اگر مایه گمراهی بود از آن بپرهیز.[1]

ادامه »

بجای تظاهر کردن، قلب را باید صاف کرد

30ام دی, 1396

 

در محضر مجتهدی:

در پیشگاه خداوند به گناهانی که انجام داده‌ای،

به بدی‌هایی که در قلبت مخفی کرده‌ای اعتراف کن.

زمانی حضرت موسی بن عمران علیه السلام یاران خود را پند و اندرز می ‌داد که ناگاه مردی برخاست و پیراهن خود را پاره کرد. خداوند عزوجل به او وحی کرد: «ای موسی به او بگو که پیراهن خود را پاره نکن، بلکه دلت را برای (محبت و عشق به من) بگشای».

آیت‌الله مجتهدی در شرح این حدیث می‌گوید:

یک روز حضرت موسی علیه السلام اصحابش را موعظه می‌کرد که ناگهان یک نفر از جایش بلند شد، و در حالی که ناراحت شده بود، پیراهنش را پاره کرد. بعضی‌ها هستند که وقتی موعظه می‌شنوند، حالشان منقلب می‌شود؛ من شصت سال پیش دیدم که «آمیرزا چلویی» مشغول موعظه بود که یک نفر غش کرد؛ ما قدیم دیده بودیم افرادی را که غش می‌کردند.

ایشان ادامه دادند: «پیراهنت را پاره نکن، قلبت را صاف کن»، یعنی در پیشگاه من به گناهانی که انجام داده‌ای، به بدی‌هایی که در قلبت مخفی کرده‌ای اعتراف کن. همه چیز را بگو؛ حالا باید از مردم حلالیت بطلبی، پیراهن پاره نکن و تظاهر ننما. بعضی‌ها در هیئت تظاهر می‌کنند، داد و فریاد می‌کنند، نمی‌گذارند مردم به روضه گوش کنند و حال آنکه وقتی تحقیق می‌کنی می‌بینی همین آدم نصف مالش حرام است.

آیت‌الله مجتهدی تهرانی بیان کرد: حدیث خوبی است، مرحوم مجلسی در شرح این حدیث می‌گوید: «هدف از این حدیث، توبیخ آن شخص بود، خداوند می‌خواهد این شخص به خاطر گناهانی که در باطن خود پنهان کرده توبیخ کند».

وی در پایان گفت: باید ریشه‌ای درست شویم، نه اینکه دو میلیون خرج کنیم تا بر دیوار خشتی، رنگ روغن بزنیم. اگر اصلاح شویم، آن وقت است که گریه ما فایده دارد، پیراهن پاره کردنمان فایده دارد؛ درحالی که تظاهر به مقدسی که خوبی ها را نمایش دهیم و بدی ها را مخفی کنیم، فایده ای ندارد.

احسن الحدیث

بجای تظاهر کردن، قلب را باید صاف کرد

30ام دی, 1396

 

در محضر مجتهدی:

در پیشگاه خداوند به گناهانی که انجام داده‌ای،

به بدی‌هایی که در قلبت مخفی کرده‌ای اعتراف کن.

زمانی حضرت موسی بن عمران علیه السلام یاران خود را پند و اندرز می ‌داد که ناگاه مردی برخاست و پیراهن خود را پاره کرد. خداوند عزوجل به او وحی کرد: «ای موسی به او بگو که پیراهن خود را پاره نکن، بلکه دلت را برای (محبت و عشق به من) بگشای».

آیت‌الله مجتهدی در شرح این حدیث می‌گوید:

یک روز حضرت موسی علیه السلام اصحابش را موعظه می‌کرد که ناگهان یک نفر از جایش بلند شد، و در حالی که ناراحت شده بود، پیراهنش را پاره کرد. بعضی‌ها هستند که وقتی موعظه می‌شنوند، حالشان منقلب می‌شود؛ من شصت سال پیش دیدم که «آمیرزا چلویی» مشغول موعظه بود که یک نفر غش کرد؛ ما قدیم دیده بودیم افرادی را که غش می‌کردند.

ایشان ادامه دادند: «پیراهنت را پاره نکن، قلبت را صاف کن»، یعنی در پیشگاه من به گناهانی که انجام داده‌ای، به بدی‌هایی که در قلبت مخفی کرده‌ای اعتراف کن. همه چیز را بگو؛ حالا باید از مردم حلالیت بطلبی، پیراهن پاره نکن و تظاهر ننما. بعضی‌ها در هیئت تظاهر می‌کنند، داد و فریاد می‌کنند، نمی‌گذارند مردم به روضه گوش کنند و حال آنکه وقتی تحقیق می‌کنی می‌بینی همین آدم نصف مالش حرام است.

آیت‌الله مجتهدی تهرانی بیان کرد: حدیث خوبی است، مرحوم مجلسی در شرح این حدیث می‌گوید: «هدف از این حدیث، توبیخ آن شخص بود، خداوند می‌خواهد این شخص به خاطر گناهانی که در باطن خود پنهان کرده توبیخ کند».

وی در پایان گفت: باید ریشه‌ای درست شویم، نه اینکه دو میلیون خرج کنیم تا بر دیوار خشتی، رنگ روغن بزنیم. اگر اصلاح شویم، آن وقت است که گریه ما فایده دارد، پیراهن پاره کردنمان فایده دارد؛ درحالی که تظاهر به مقدسی که خوبی ها را نمایش دهیم و بدی ها را مخفی کنیم، فایده ای ندارد.

احسن الحدیث

مسافر سحر

29ام دی, 1396

 

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

 

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

آن شب قدر که این تازه براتم دادند

 

سحرگاهان بیست و هفتمین روز دی ماه 1334، مصادف با شب شهادت حضرت فاطمه زهرا علیها السلام، لحظات عروج قهرمان عالم تشیع حضرت نواب صفوی بود که جانش با نغمه توحید دمساز افتاد و افتخار حماسه سازی در راه احیای ارزش های الهی و اعتلای پرچم حق در اقصی نقاط جهان را به نام خود ثبت کرده بود.

یکی از افسران مأمور اجرای اعدام آن شهید سرافراز گفته است:

«نواب صفوی با کرامت و بزرگواری خود احترامش را به من تحمیل کرد و من هنوز هم هرگاه صدای آژیر آمبولانس ها را می شنوم، بدنم می لرزد و به یاد شب شهادت نوّاب می افتم که نوّاب با عشق به یارانش می گفت: خلیلم، مظفّرم، محمّدم عجله کنید، غسل شهادت کنید. جدّه ام حضرت زهرای مرضیه علیها السلام منتظر ماست.»[1]

 

 

پی نوشت

[1] نشريه يالثارات، ش 163، ص 7.

 

زیباترین خصلت‌ها

2ام دی, 1396

 

زیباترین خصلت سه چیز است:

۱- وقار بدون مهابت

۲- گشاده دستی

۳- اشتغال داشتن به غیر بهره‌های دنیوی

دریافت فایل

مجموعه «عطر ماندگار» شامل قطعات کوتاهی از شرح احادیث اخلاقی با بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای درس خارج فقه است. احادیث گنجانده شده در این مجموعه با مضامین اخلاقی و اجتماعی و قابل استفاده برای عموم جامعه است. منبع احادیثی که در این مجموعه شرح داده می‌شوند کتاب «الشافی فی العقاید، الاخلاق و الاحکام و امالی» است.

غضب، از آتش و هم جنس شیطان است

1ام دی, 1396

 

آیت الله قرهی:

وجود مقدّس حضرت صادق القول و الفعل، امام جعفر صادق(صلوات اللّه و سلامه علیه) از پیامبر اکرم(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) نقل می‌کنند که حضرت فرمودند:

دلیری در این است که موقعی که شما خشمگین می‌شوید و به واسطه‌ی این شدّت غضب، چهره‌تان سرخ شده، موهایتان به لرزه درمی‌آید؛ بتوانید خودتان را کنترل کنید.

ذیل این روایت ملّاصدرا می‌گوید: معلوم می‌شود که غضب، آتش است و در انسان وجود دارد.

در نهج‌الفصاحه هست که پیغمبر اکرم(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمودند:

«أَلاَ وَإِنَّ الغَضَبَ جَمْرَةٌ فِی قَلْبِ ابْنِ آدَمَ».

«جمرة» تکه‌های آتش است که بر سر گرزها می‌گذاشتند و در جنگ‌ها پرتاب می‌کردند. بدانید غضب، پاره‌ی آتشی است که در قلب بنی‌آدم وجود دارد.

«أَمَا رَأَیْتُمْ إِلَی حُمْرَةِ عَیْنَیْهِ وَانْتِفَاخِ أَوْدَاجِهِ»،

مگر نمی‌بینید (همزه استفهامیّه بر سر «ما»، یعنی لا شک و لا ریب که حقیقتاً این‌گونه هست) به حقیقت موقع غضب، چشمانشان سرخ می‌شود و رگ‌های گردنشان باد می‌کند.

«فَمَنْ أَحَسَّ بِشَیْءٍ مِنْ ذَلِکَ فَلْیَلْصَقْ بِالْأَرْضِ»

هر کسی چنین احساسی پیدا کرد، بر روی زمین بنشیند.

بحث ما چیز دیگری است، امّا حضرت در این‌جا دستورالعملی می‌دهند و آن این که می‌فرمایند:

اگر غضبناک شدید و در حال ایستاده هستید، به طرف دیگری بروید و بنشینید. یک مطلب هم که وضو گرفتن است که در جلسه‌ی گذشته بیان کردیم. امّا مطلب دیگری هم که بسیار عجیب اثر دارد، صلوات فرستادن است. قدیمی‌های ما این مطلب را زیاد به کار می‌بردند و می‌گفتند: صلوات بفرستید، تمام شود که شاید بعضی‌ها هم بگویند: حالا چه وقت صلوات فرستادن هست، می‌خواهم حرفم را بزنم و …! در حالی که این مطلب در باب روایات هم بیان شده است و بسیار اثرگذار است.

لذا معلوم می‌شود که غضب از نفس امّاره است و این نفس امّاره انسان را بدبخت و بیچاره کرده و به هلاکت می‌اندازد. من وامثال من که هنوز به نفس مطمئنّه نرسیدیم، اگر غضب در اختیار نفس مطمئنّه باشد، شجاعت است. امّا ما غضب کردیم، بدانیم که از نفس امّاره است. شیطان هم که هم جنس خودش، آتش، را می‌بیند، خیلی خوشش می‌آید.

اتّفاقاً شیطان وقتی به ابراهیم خلیل رسید، گفت: من در باب ملوک و کسانی که کار در دستشان هست (مانند افرادی که در جایی مدیریتی دارند و …)، با چیزی از جنس خودم یعنی غضب وارد می‌شوم، «فسلطهم بالغضب فان الغضب کیدی عظیم»، من بر این‌ها به واسطه‌ی همان غضب، مسلّط می‌شوم و کید بزرگ من برای این‌ها، غضب است.

گاهی ما هم در این مطالب گرفتار می‌شویم. مثلاً پدر در خانه فکر می‌کند چون ولایت دارد باید غضب کند. لذا این مطلب برای ما و شما هم هستیم. خدای ناکرده بی‌ادبی و بی‌تربیتی می‌کنیم و به همسر و فرزندمان حرف زشت می‌زنیم، چون احساس می‌کنیم ما مالکشان هستیم و بر آن‌ها تسلّط داریم.

وارث

دستورالعمل جامع

24ام آذر, 1396

 

یاد خدا در همه حال

سؤال: از محضرتان تقاضامندم دستورالعمل جامعی برای استفاده، ذکر فرمایید.

جواب: باسمه‌تعالی، دستورالعمل جامع و مانع، «یاد خداست» در حلال و حرام؛ یعنی همیشه.

به‌سوی محبوب، ص۸۶

بالاترین ذکر

8ام آذر, 1396

 

بالاترین ذکر ، همین ذکری است که عرض می کنم:

نیت بکند که اگر خدا به او صد سال عمر داد، یک دفعه هم عالما عامدا مختارا معصیت خدا را نکند، این بالاترین ذکر است.

ذکر عملی است! اگر همه ما این ذکر را داشته باشیم، همه ما با فضل خدا اهل بهشتیم، همه ما با فضل خدا اهل بهشتیم، اگر این ذکرمان دوام داشته باشد.

عوامل ثبات و زوال ایمان

8ام آذر, 1396

 

ما از بزرگانِ اهل معنا و اهل توحید هم مکرّر شنیدیم این معنا را که توصیۀ اوّل، ترک گناه است بعد نوبت می‌رسد به انجام کارهای خوب و اذکار و اوراد و نوافل و مستحبات و امثال اینها. اوّل، ترک گناه است.

دریافت فایل

مجموعه «عطر ماندگار» شامل قطعات کوتاهی از شرح احادیث اخلاقی با بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای درس خارج فقه است. احادیث گنجانده شده در این مجموعه با مضامین اخلاقی و اجتماعی و قابل استفاده برای عموم جامعه است. منبع احادیثی که در این مجموعه شرح داده می‌شوند کتاب «الشافی فی العقاید، الاخلاق و الاحکام و امالی» است.

ترک گناه

30ام فروردین, 1396

 

هرگاه نفسش او را وسوسه نمود بلافاصله از جا برخیزد و خود را چنان سرگرم عمل مثبتى نماید كه اندیشه عمل زشت را از یاد ببرد.

دین مبین اسلام همانند سایر ادیان الهی توصیه هایی جهت رشد انسان در مسیر تعالی و تكامل دارد كه قسمتی از آن ها دستوراتی مبنی بر ترك اعمالی است كه گناه نامیده می شوند و مشخص هم هستند و در این میان بزرگان دین و آموزه‌های اسلامی نیز توصیه هایی را در مورد روش های ترك گناه بیان كرده اند كه در اینجا به مواردی از آن اشاره می‌كنیم:
 

۱. توجه به قبح و زشتى آن عادات(به گناه) از نظر عقل.
  ۲. در نظر گرفتن كیفرى كه از نظر شرع بر آن مترتب گردیده است.(محاكمه كردن نفس و توجه دادن آن به عقوبت گناه و سلب توفیقات و دور شدن از رحمت الهی)
  ۳. داشتن اراده‏اى محكم در جهت رفع آن عادات كه نشانه همت بالا و بلند انسان در روى آوردن به فضایل و دورى از رذایل است.
  ۴. استمداد از خداوند متعال با دعا و نیایش و توسل به ائمّه اطهار(علیهم السّلام)
  خداوند متعال در قرآن كریم می‌فرماید:
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ یزَكِّی مَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ(نور/۲۱)
  و اگر فضل و رحمت الهی بر شما نبود، هرگز احدی از شما پاک نمی‌شد؛ ولی خداوند هر که را بخواهد تزکیه می‌کند، و خدا شنوا و داناست!
و همچنین می‌فرماید:
  َلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّیطَانَ إِلَّا قَلِیلًا(نساء/۸۳)
  و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عده کمی، همگی از شیطان پیروی می‌کردید (و گمراه می‌شدید).
بنابراین باید توجه داشته باشیم كه خداوند متعال كه دستور بر ترك گناه داده است، خود نیز انسان را در این امر یاری می‌كند.
  ۵. جایگزین سازى اعمال و عادات نیكو؛ مانند: شركت دائمى در نماز جماعت، خواندن نماز شب، زیارت اهل قبور، دعا.
  ۶. هرگاه نفسش او را وسوسه نمود بلافاصله از جا برخیزد و خود را چنان سرگرم عمل مثبتى نماید كه اندیشه عمل زشت را از یاد ببرد. مثلا به ورزش با دوستان خود بپردازد به مسجد و نماز جماعت یا دعا برود به دیدار دوستان یا نزدیكان خوب خود بشتابد به كارهاى عادى زندگى؛ مانند: خرید مایحتاج و … بپردازد.
  ۷. مطالعات خود را پیرامون معاد عذاب گناه و… افزون سازد.
  ۸. از شركت در محیط‌هاى آلوده كننده و همنشینى با دوستان ناباب بپرهیزد.
  ۹. عوامل تحریك كننده پیرامون خود را حتى‏‌الامكان از بین ببرد.
  ۱۰. سعى كند هیچ گاه در تنهایى نماند.
  ۱۱. همه روزه با خداى خود مشارطه كند كه مرتكب گناه نشود و هم از او مدد جوید و شبانگاه به محاسبه اعمال خود بپردازد. پس اگر ترك گناه كرد خدا را سپاس گوید و باز مدد جوید و اگر خداى نخواسته خلاف كرد استغفار كند و تصمیم بگیرد كه مجددا ترك كند.
  ۱۲. عادات خوب را مانند شركت دائمى در نماز جماعت و … تقویت كند. چه با نفى عادات زشت راه كسب اعمال شایسته باز شده و در شعاع تكرار و تلقین و میل شدید به آنها عادات خوب در نفس ظهور فعلى پیدا خواهد كرد. امیرالمومنینعلیه السلام فرموده است: «غیروا العادات تسهل علیكم الطاعات؛ عادات [زشت] را تغییر دهید پیروى از [فرمان‏‌هاى] خدا بر شما آسان مى‏‌شود»، (شرح غرر، ج ۴، ص ۳۸۱) و «بغلبه العادات الوصول الى شرف المقامات؛ با غلبه و چیره شدن بر عادت‌‏هاى [زشت [رسیدن به مقامات بلند آسان مى‌شود»، (شرح غرر، ج ۳، ص ۲۲۹).

فردا

برنامه ای برای تقوا

18ام فروردین, 1396
 





 
آیت ‌الله خوشوقت (ره) :
برنامه‌ات خواندن رساله و ياد گرفتن واجب و حرام است.
 
تقوا برنامه نداردهر وقت واجب پيش آمد كرد، انجام بدهي و حرام پیش آمد ترک كنی، این برنامه شخصي شماست.
از رساله بايد ياد بگيريد، الآن ظهر می‌شود گفته‌اند بايد نماز بخوانيد.
فردا ماه رمضان است بايد روزه بگيري، بيرون مي‌روي زن نامحرم مي‌آيد بايد نگاه نكني، حرف مي‌زني بايد دروغ نگويي؛…
 
اين‌ها برنامه‌اي است كه در شئون زندگي پياده كردنش واجب و لازم است.
 
مال بعضي‌‌‌ها زود پيش مي‌آيد، مال بعضي‌ها دیر پيش مي‌آيد. و بعضي‌ها زياد پيش مي‌آيد و بعضي ها كم، اشخاص مختلفند.
 
يک كسي در يک ماه در محيط زندگي‌اش یک زن نمي‌بيند، يک كسي با كم و زيادش روزي هزار تا مي‌بيند، شخص وظيفه‌اش را بايد در هر صورت انجام دهد.
وارث
 

 
 

نمي‌توانم نفس امّاره‌ام را كنترل كنم، چه كنم؟!

18ام فروردین, 1396
 
پای درس اخلاق حضرت آیت الله خوشوقت(ره)
 
آدمي كه مي‌خواهد به خدا نزديك شود، بايد از دنيا فاصله بگيرد، و طبيعي است آدم كم‌پول مي‌شود!

نمي‌توانم نفس امّاره‌ام را كنترل كنم، چه كنم؟!

سؤال: منظور از سلام در آيه اذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاما چيست؟
جواب: گاهي افراد لات سر كوچه و بازار مي‌ايستند و به عابرين متلك مي‌گويند، اين‌جا آدم برود بهتر است يا بايستد با اين افراد بگو مگو كند؟ مسلماً برود بهتر است؛ يك حرف سلامت‌آميز بگويد و برود.

سؤال: آيا موسيقي مقدس داريم؟
جواب: نه؛ موسيقي يا حلال است يا حرام.

سؤال: نشانه قبول شدن عبادت چيست؟
جواب: هروقت گناه نكنيم، نشانه قبولي عبادت است.

سؤال: معناي حديث بك عرقتك چيست؟
جواب: اگر خدا خود را در قرآن معرفي نمي‌كرد، چه كسي مي‌توانست خدا را بشناسد؟ قرآن در اواخر برخي آيات توصيفاتي از خدا ذكر كرد تا مؤمنين نيز خدا را با آن صفات توصيف كنند.

 
سؤال: حبس كردن و كتك زدن بچه در چه صورت جايز است؟
جواب: جايز نيست.

 
سؤال: درباره حفظ قرآن.
جواب: كساني كه مي‌خواهند قرآن را حفظ كنند ببينند مي‌توانند، بعدها هم در اثر ممارست اين مقداري را كه حفظ كرده‌اند، نگه‌‌دارند يا نه؛ اگر نمي‌توانند حفظ نكنند، چون در كتاب كافي روايت داريم كه اگر كسي قرآن را حفظ كند بعد در اثر تنبلي يادش برود مبتلا به عذاب مي‌شود.

 
سؤال: توسل به ائمه عليهم‌السلام خواندن غيرخداست؟
جواب: نه، خواندن كساني است كه خدا گفته؛ اگر سراغ ائمه عليهم‌السلام نروند، سراغ كساني مي‌روند كه بلد نيستند و گمراه مي‌شوند. لذا تمام وسايلي كه مردم را به اهل‌بيت عليهم‌السلام نزديك كند منسوب به خدا و عبادت است.

 
سؤال: براي جلوگيري از اوهام و كينه‌ها چه بايد كرد؟
جواب: ترك گناه همه اين‌ها را درست مي‌كند.

 
سؤال: چه چيز موجب محبت حضرت حق مي‌شود؟
جواب: تقوي و توبه، إن الله يحب المتقين، إن الله يحب التوابين.

 
سؤال: نمي‌توانم نفس امّاره‌ام را كنترل كنم، چه كنم اراده‌ام ضعيف است؟
جواب: همان اراده ضعيف را به كار بگير، كم‌كم تقويت مي‌شود.

 
سؤال: آيا از اهل معصيت بايد دوري كرد؟
جواب: بله، مگر از بستگان باشد. با ارحام، ولو كافر هم باشند نمي‌توان قهر كرد. البته در صله‌رحم هم نبايد افراط كرد. چندوقت يك‌بار تلفني هم احوال‌پرسي هم شود كافي است. پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمود: صلوا أرحامكم ولو بالسلام.

 
سؤال: فاميل سببي ارحام حساب مي‌شوند؟
جواب: نه؛ كساني كه به يك يا دو واسطه از يك رحم به دنيا آمدند، ارحامند و مابقي فاميل سببي‌اند. مثلا مادرخانم و پدرخانم اين‌ها فاميل‌اند ولي ارحام نيستند.

 
سؤال: آيا عزاداري در پيشرفت معنوي مؤثر است؟
جواب: يكي از وظايف ما حفظ عزاداري اهل‌بيت عليهم‌السلام است، اگر اين نبود ما هم مثل كشورهاي اسلامي لائيك مي‌شديم. خدا اين عزاداري‌ها را براي حفظ دين قرار داده است.

 
سؤال: نداشتن امكانات مادي حركت به سمت حق‌تعالي را تسهيل مي‌كند؟
جواب: آدمي كه مي‌خواهد به خدا نزديك شود، بايد از دنيا فاصله بگيرد، و طبيعي است آدم كم‌پول مي‌شود.

 
سؤال: راه موحد شدن؟
جواب: اطاعت از خدا و معرفت اوست.

 
سؤال: آيا تنها عامل رسيدن به فرقان تقوي است؟
جواب: تقوي عملي است كه يكي از نتايج آن بصيرت است، بعد در اثر ادامه تقوي، فرقان بيشتر مي‌شود. انسان با ديدن باطن اشخاص مي‌فهمد چه كساني منافق و چه كساني مؤمن هستند.

 
سؤال: براي رفع بلا چه بايد كرد؟
جواب: به اندازه بلا صدقه بدهيد و گناه نكنيد.

 
سؤال: چه عملي در تبديل سيئات به حسنات مؤثر است؟
جواب: توبه.

 
سؤال: براي حضور قلب در نماز بايد چه كرد؟
جواب: ترك گناه و تقويت ايمان.
 
مرکز مجازی مهدویت

هم دنیا و هم اخرت

16ام فروردین, 1396
 
اسلام به انسان نمي گويد چيزي نداشته باشد و اين تفکر غلط است. عاقبت را داشتن به معني نداشتن دنيا نيست. امام علي عليه السلام فرمودند:
هر کس به خاطر اخرتش از دنيا بگذرد، نه دنيا را دارد و نه اخرت را 1
خداوند به انسان دستور داده است در زندگي تلاش کند به نيازهايش برسد و در اين مسير موفق به رسيدن به خدا شود. به همين دليل به انسان اختيار داده شده است وقتي به دنيا مي ايد دست بسته امده و در هنگام مرگ نيز همين طور است.
آمدن انسان به دنيا در اين زمان محدود براي امتحاني است که خداوند مقرر کرده در مقام قضا و قدر خداوند مجبور است و در مقام تفيض مختار است و به همان اندازه که مجبور است اختيار دارد.لا اکراه في الدين 2
در دين شما هيچ اجباري نيست .
انسان مي تواند هر ديني را انتخاب کند ولي در اخرت بابت اين انتخاب مورد سوال قرار مي گيرد. انسان در حد فاصل حيوانات و ملائکه  قرار دارد .
وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْض 3
تمام  زمين و اسمان به تسخير انسان است و مي تواند با اختيارش دارد از آنها استفاده کند. وقتي کسي زاهد است در زندگي دنبال خدا است.
 
1.نهج البلاغه حکمت 133
2. سوره مبارکه بقره، آيه 255
3.سوره مبارکه جاثيه، آيه 13

وابستگی به دنیا

16ام فروردین, 1396

 


شيخ عبدالله انصاري داراي ثروت فراوان بود. درويشي نزد ايشان رفت و گفت شما اين همه دارايي داريد در صورتي که من از صبح تا شب در حال رفت و امد هستم و از دنيا استفاده مي کنم در حالي که شما در بند اين خانه و اموالتان هستيد.

شيخ فرمودند: شما سخن درستي گفتيد بهتر است با هم برويم.

چند قدمي که از خانه شيخ دور شدند درويش گفت بايد برگرديم من کشکول خود را جا گذاشته ام.

شيخ گفت: من تمام زندگيم را رها کردم و همراه تو امدم حال تو مي خواهي به خاطر يک کشکول برگردي.

پس ببين که تو به ان کشکول وابسته اي و من به همه ان خانه و زندگي وابسته نبودم.

ثمره خوش رفتاری با زن و فرزند

5ام فروردین, 1396

 

در محضر مجتهدی؛

ثمره خوش رفتاری با زن و فرزند

اخلاق خوب با خانواده نتیجه های بسیاری دارد که خداوند به انسان عطا می کند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد خوش رفتاری با زن و فرزند می فرماید:

هر مردی که بر بد اخلاقی زن خود صبر کند خدای متعال پاداش ایوب پیامبر را به او می بخشد و هر زنی که بر بداخلاقی شوهرش شکیبایی کند خدای متعال پاداش آسیه دختر مزاحم(زن فرعون)را به او ارزانی می دارد.

در مورد این حدیث آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)می گوید: بعضی مردها انگار با خودشان هم قهر هستند.مردهایی را می شناسم که با هزار من عسل هم نمی شود آنها را خورد.زن بدبخت اینها چه گناهی کرده است؟

در حدیث آمده:زن خوش اخلاق در خانه مرد بداخلاق غریب است و برعکس.

همچنین مرحوم مجتهدی می گوید:

خوشا به حال آن زن و مردی که هر دو آنها خوش اخلاق اند.

در حدیث آمده:

هرکس به خانواده خود نیکی کند و با آنها خوش رفتار باشد خداوند بر طول عمرش می افزاید.

کسانی که با زن و بچه هایشان خوب رفتار می کنند، با بچه ها توپ بازی می کنند، به همسرشان در خانه کمک می کنند ظرف و لباس می شویند اینها صد سال هم عمر می کنند.اینها همه اش امتحان شده همه اش تجربه است.پیرمردی 90 ساله با زنش به ماه عسل رفت به او گفتم:ماه عسل رفته بودی؟ گفت: نه شیره هم نیست.شوخی می کرد.پس کسانی که با زن و بچه هاشان خوب هستند عمر طولانی می کنند.

باشگاه خبرنگاران

كوچكی نفس

23ام اسفند, 1395

اين رذيلت، ضدّ بزرگي نفس و شخصيّت است و اگر پيامد و اثر سوئي جز تزلزل در كارها، ترديد و دو دلي، سستی اراده، عدم توان تصميم‌گيری، بي‌تابي در برابر بلايا و سختيها و دردها نداشت، براي رذالت و ناپسندي آن كافي بود. در حالي كه دارای آثار و عواقب سوئي است كه موجب تيره‌روزي انسان در دو جهان می‌گردد.

از جمله اين آثار سوء، يكي دست آلودن به كارهاي پست از نظر شرع و عرف است، به گونه‌اي كه چنين فردي براي رسيدن به منافع دنيوي به هر كار زشتي دست مي‌زند.

ديگر آنكه به دليل ناتواني در ارضاي تمايلات، سبب ايجاد عقده ی حقارت در افراد مي‌شود، به گونه‌اي كه بيشتر افراد كم شخصيّت، گرفتار عقده ی حقارت و آثار سوء آن، مانند تكبّر هستند. چنين افرادي،‌ به هنگام گرفتاري، بي‌تاب و به گاهِ برخورداري از نعمت،‌ مانع احسانند. چنان كه قرآن‌كريم مي‌فرمايد:

(انّ‌ الانسان خلق هلوعاً. اذا مسّه الشّرّ جزوعاً و اذا مسّه الخير منوعاً.) [1]

همانا انسان، حريص آفريده شده است. هنگامي كه شرّي به او رسد، بسيار بي‌تاب مي‌شود. و هنگامي كه خيري به او رسد، بسيار بازدارنده است.

و نيز مي‌فرمايد:

(فامّا الانسان اذا ما ابتليه ربّه فاكرمه و نعّمه فيقول ربّي اكرمن. و اما اذا ما ابتليه فقدر عليه رزقه فيقول ربّي اهانن كلاّ… ) [2]

و اما انسان، چون پروردگارش او را بيازمايد و به او اكرام و نعمت بخشد، گويد پروردگارم مرا گرامي داشت. و اما چون، روزي‌اش تنگ گردد، گويد پروردگارم مرا خوار كرد. [هرگز] چنين نيست…

از ديگر آثار كوچكي نفس، سلطه‌پذيري است كه مصيبتي بزرگ و آتشي سوزان است كه مملكت يا شهري را به آتش مي‌كشد. تاريخ، گواه است كه ستمگران و استثمارگران به ويژه در قرنهاي اخير تنها از طريق افراد بدبخت و درمانده‌اي كه گرفتار كم شخصيّتي و عقده ی حقارت بوده‌اند، توانسته‌اند بر كشورهاي اسلامي غيراسلامي سلطه پيدا كنند.

اين صفت ناپسند، امّ‌‌الرّذايل است، همان‌طور كه صفت ضدّ آن، يعني بزرگي شخصيت،‌ امّ ‌الفضايل است.

ادامه »

خدا اجازه نمی‌دهد...

22ام اسفند, 1395

علاقۀ خدا به ما بیشتر از آن است که اجازه بدهد به راحتی خود را نابود کنیم، یا کسی به سهولت ما را خراب کند.

او می‌داند ما کسی را غیر از او نداریم که حمایت و هدایتمان کند.

خدا اساساً ما را از سر علاقه آفریده و هر کسی می‌تواند در زندگی خود ببیند که خدا چگونه مانع از خراب شدن بنده‌اش می‌شود.

تقوا چیست؟

19ام اسفند, 1395
آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)در تعریف تقوا و داشتن خوف الهی می گوید: راجع به خوف یک حدیثی بگویم، رسول خدا صلی الله علیه و آله با اصحاب در جایی نشسته بودند، یک جوان آمد، بیابانهای حجاز ریگ های گرم، لباسهایش را درآورد و بنا کرد روی ریگ ها غلتیدن. پیامبر هم از دور نگاه می‌کرد که این جوان دارد بدن لختش را روی ریگ های حجاز که می گویند تخم مرغ روی آن ریگ ها بگذارند می‌پزند می‌گذارد. 
مرحوم مجتهدی در مورد گرمای طاقت فرسای سرزمین حجاز می گوید:قدیم می گفتند در مکه اگر تخم مرغ را روی زمین بگذارید، یه خرده که بگذرد می‌شود آن را خورد و تخم مرغ پخته می شود.
 
سپس ایشان در ادامه این حدیث می گوید:آن جوان خودش به خودش می گفت: بچش حرارت آتش دنیا را قبل از آنکه گرفتار آتش جهنم شوی. وقتی بلند شد که لباسش را بپوشد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله)به یک نفر فرمود: بروید به این جوان بگویید بیاید.
 
 رفتند صدایش کردند ، حضرت فرمود: این چه کاری بود که کردی؟ برای چه کردی؟
جوان گفت: خوف خدا مرا به این کار وادار می‌کند که می‌آیم لباسهایم را در می آورم این بدنم را روی ریگ های داغ حجاز می چسبانم و می‌گویم:
بچش حرارت آتش دنیا را قبل از آنکه گرفتار آتش جهنم شوی
 حضرت فرمود: خوف حقیقی این است.
 
 مرحوم مجتهدی در ادامه این داستان می گوید: آن جوان راهش را کشید که برود، حضرت به اصحابش فرمود: بروید و به این شخص بگویید دعایتان کند. دعای این شخص مستجاب است. آن جوان سه تا دعا کرد:
اَللهُمَّ اجْمَعْ اَمْرَنا عَلَی الهُدیٰ وَاجْعَلِ التَّقْویٰ زادَنا وَالْجَنَّةِ مَآبَنا.
آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) در مورد این سه دعا می گوید:
این سه دعا را حفظ کنید. همیشه بعد از نماز این دعا را بخوانید: خدایا امر ما را بر هدایت قرار ده، و زاد و توشه ما را چی قرار بده؟ تقوا.
 
مرحوم مجتهدی در تبیین تقوا و در شرح این حدیث می گوید: بهترین زاد و توشه برای عالم آخرت چیست؟ تقوا. تقوا چیست؟ تقوا این است که انسان از خدا بترسد. گناه نکند. واجبات خدا را به جای آورد. به چراغ قرمز دین که رسید ترمز ‌کند. به چراغ سبز دین که رسید برود. به حرام ترمز کند، به حلال آزاد است، این تقواست.پس بهترین زاد و توشه برای عالم آخرت تقواست. تقوا یعنی اعمال ما یک جوری باشد که اگر ما خبر نداشته باشیم، و ماموری ماهواره گذاشته باشد که اعمال ما را یک هفته زیر نظر بگیرد، سخنان ما، نگاه های ما، همه را و بعد از یک هفته بگویند: دیشب تلویزیون همه اعمال یک هفته این آقا را گذاشته و نشان داده، من اگر بشنوم ناراحت نشوم. اگر ناراحت نشدم باتقوا هستم. اما اگر ناراحت بشوم و بگویم وای وای چه کارهایی من کرده ام، همه را دیشب نشان داده اند، من تقوا ندارم.
 
کتاب بدیع الحکمه حکمت ۳۲ از مواعظ آیت الله مجتهدی تهرانی(ره)
 

پست‌ترین گناهان کدام‌اند؟

10ام اسفند, 1395

امام صادق علیه السلام، پلیدترین گناهان را بیان فرمودند.

عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام،:

قَالَ أَقْذَرُ الذُّنُوبِ ثَلَاثَةٌ قَتْلُ الْبَهِيمَةِ وَ حَبْسُ مَهْرِ الْمَرْأَةِ وَ مَنْعُ الْأَجِيرِ أَجْرَهُ.

 

امام صادق عليه السلام فرمود:

پست‌ترين گناهان سه گناه است:

كشتن حيوان؛

ندادن مهريه زن؛

نپرداختن مزد كارگر.

 

مكارم الأخلاق، ص: 237.

 

قضاوت در مورد افراد را از شیخ انصاری بیاموزیم

4ام اسفند, 1395

یکی از معضلات جامعه امروزی ما این است که به‌راحتی درباره افراد قضاوت می‌شود، بدون آنکه حکمی ثابت شود، اتهامات فراوانی زده می‌شود، غافل از آن‌که به فرموده قرآن فرشتگان همواره در حال ثبت تک‌تک اعمال ما هستند و باید بسیار دقت کرد.

 خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَٰفِظِينَ كِرَامًا كَٰتِبِينَ انفطار/10و11

و قطعاً بر شما نگهبانانى (گماشته شده‌(اند؛ (فرشتگان‌) بزرگوارى كه نويسندگان (اعمال شما) هستند؛

 

نقل کرده اند که از شیخ انصاری درباره مولوی استفتاء می‌کنند که مولوی چگونه آدمی است؟ 

 شیخ که می‌خواهد از روی موازین حرف بزند و میداند تک‌تک سخنان و اعمال ما مورد سوال قرار میگیرند، در پاسخ می‌نویسد:

من کتاب مثنوی را کم مطالعه کرده ام ولی در جوانی قدری آن را دیده ام و این شعر از آن زمان در نظرم مانده است که مولوی می‌گوید

هرکسی از ظن خود شد یار من                            از درون من نجست اسرار من 
وقتی مولوی درباره معاصران خود در 600 سال قبل می‌گوید: که اینان تشخیص نمی‌دهند که من چکاره ام، من چگونه درباره او قضاوت کنم
مرحوم شیخ با دقت و به گونه ای جواب می‌دهند که مسئولیت شرعی نداشته باشد.1

  1. با اقتباس و ویراست از کتاب حکایت پارسایان

حقوق رفاقت و معاشرت

3ام اسفند, 1395


حقوق رفاقت و معاشرت

انسان، هنگامی که با معاشری صالح و دوستی پاک نهاد و رفیقی نیک سیرت و مصاحبی شایسته رفاقت و دوستی برقرار کرد، آن دو از نظر اسلام حقوقی بر یکدیگر پیدا می کنند که ادای آن حقوق گاهی لازم و زمانی واجب و وقتی هم مستحب است، مگر این که با اختیار خود، عهده یکدیگر را از اداء حقوق آزاد نمایند. اسلام، در زمینه حقوق دوستی و معاشرت حقایقی را ارائه داده است که انسان از وسعت قوانین این مکتب و برنامه های فراگیرش نسبت به همه امور، به ویژه باب معاشرت شگفت زده می شود. مسلماً تفصیل و توضیح هر حق و بیان تمام آثار، مقتضی این مختصر نیست، به ناچار به بخشی از این حقوق اشاره می شود.

حقوق معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام

امیرالمؤمنین علی علیه السلام از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله روایت می کند که آن حضرت فرمود:

بر عهده مسلمان نسبت به برادر دینی اش سی حق قرار دارد که از آن آزاد نمی شود مگر به ادا کردن یا چشم پوشی طرف مقابل:

لغزشش را گذشت کند، بر گریه و اشک دیده اش رحمت آورد، عیبش را بپوشاند، از خطایش درگذرد، عذر و پوزشش را بپذیرد، از غیبتش جلوگیری نموده و آن را رد کند، خیرخواهی اش را نسبت به او تداوم بخشد، دوستی اش را حفظ نماید، عهد و پیمانش را رعایت کند، در بیماری به عیادتش رود، در تشییع جنازه اش حاضر شود، دعوتش را بپذیرد، هدیه اش را قبول کند، نیکی و عطایش را تلافی نماید، نعمتش را سپاس گزارد، یاری و کمک به او را نیکو انجام دهد، با رعایت عفت و پاکدامنی زوجه اش را حفظ کند، حاجتش را روا نماید، در رسیدن به خواسته اش او را همراهی کند، به هنگام عطسه او دعایش کند، به گم شده اش هدایتش نماید، سلامش را پاسخ دهد، کلامش را دلنشین نماید، بخشش او را نیک شمارد، سوگندش را تصدیق نماید، دوستش را دوست بدارد با او دشمنی نورزد، چه ظالم باشد چه مظلوم او را یاری دهد اما یاری اش در ظالم بودنش به اینکه از ظلمش جلوگیری کند و اما یاری اش در مظلوم بودنش به این که او را در گفتن حقش یاری دهد، او را تسلیم بلا و گرفتاری ننماید و خوارش ندارد، از خیر و خوبی آنچه برای خود دوست دارد برای او هم دوست بدارد و آنچه از بدی برای خود نمی پسندد برای او هم نپسندد.

سپس فرمود:

از رسول خدا شنیدم: یکی از شما چیزی از حقوق برادر دینی اش را وامی گذارد، پس در قیامت آن را از او مطالبه می کند، بر این اساس به نفع صاحب حق حکم داده می شود و بر ضد واگذارنده حق قضاوت می شود[1]

ادامه »

شیطان در نماز شب به سراغ شما می‌آید!

2ام اسفند, 1395
توصیه اخلاقی رهبر معظم انقلاب به جامعه مؤمن و انقلابی
شیطان در نماز شب به سراغ شما می‌آید!
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای یکی از جلسات درس خارج فقه، با قرائت حدیثی درباره تلاش شیطان برای فریفتن انسانها، فرمودند:
«برادران! مراقب شیطان باشیم، در بهترین حالات، شیطان می‌آید سراغ انسان. در وقت نماز شب که مشغول عبادتید، مشغول تضرّعید، همان وقت شیطان می‌آید سراغ شما. بستگی دارد که من و شما چه‌جور آدمی باشیم؛ یک وقت ما را وسوسه می‌کند بوسیلۀ عُجب، یک وقت ما را وسوسه می‌کند بوسیلۀ ریا، یک وقت وسوسه می‌کند بوسیلۀ ایجاد شک و تردید در این کاری که داریم می‌کنیم. … بارها عرض کرده‌ایم اینکه شیطان در قرآن کریم این‌همه اسمش تکرار شده، چه اسم شیطان، چه اسم ابلیس برای خاطر این است که اهمیتِ این دشمنِ خطرناک را ما فراموش نکنیم…
شیطان انس هم همینجور است:
شیاطین انس هم همینجورند، آنها هم از شیطانِ جنّ الهام می‌گیرند، به یکدیگر کمک می‌کنند برای اینکه ما را منصرف کنند، منحرف کنند از صراط مستقیم. ثبات بر صراط مستقیم، آن چیزی است که انسان هر روزی بارها و بارها از خدای متعال می‌خواهد:
«اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیم‌». خب، شما که در صراط مستقیم‌اید، «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیم‌» یعنی: ثبِّتنا علیه، یعنی در سرِ دو راهی‌ها، ما را به آن راهی که صراط مستقیم است، هدایت کن! یعنی ما را مستمراً بر این صراط قرار بده که از آن منصرف و منحرف نشویم. اینها درس برای ما است، درس واقعی برای ما اینهاست، اینها را بایستی رعایت بکنیم، که اگر شد، انشاءالله سعادت دنیا و آخرت برای ما است.

پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای

صدقه

1ام اسفند, 1395

راه سیدالشهدا علیه السلام

29ام بهمن, 1395

محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد. سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشكار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است.

توصیه های  اخلاقی از آیت الله بهجت (ره)

مطالب زیر گزیده ای از توصیه ها و وصایای آیت الله سید علی قاضی (ره) است كه به شاگردان و اطرافیان خود فرموده اند و ما آن ها را به اختصار ذكر می نماییم. باشد كه كلامش چون صاعقه ای بر قلبمان بدرخشد و راهنمایمان در تاریكی ها باشد.


نماز

شما را سفارش می كنم به اینكه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 ركعت است؛ پس اگر نتوانستید، 44 ركعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [نماز اهل انابه و توبه هشت ركعت هنگام زوال است.]
مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می كنند كه می فرمودند: «اگر كسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن كند.»
 مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند: روزی یكی را به محضر آقای قاضی آوردند كه مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش كند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند: «به این آقا بگویید كه نماز را در اول وقت بخواند.» بعد معلوم شد كه آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است.
اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نكنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ كردید همه چیزتان محفوظ می ماند و تسبیح صدیقه كبری سلام الله علیها كه از ذكر كبیر به شمار می آید و آیت الكرسی در تعقیب نماز ترك نشود.

ادامه »

علما و نهی از غیبت در مجالس

22ام بهمن, 1395

مرحوم حاج آقا حسین قمی خیلی مقید بود که در مجلسش غیبت نشود، حتی بعضی از معاصرین به او اعتراض می‌کردند که تو نمی‌گذاری ما حرف بزنیم، فوراً می‌گویی، غیبت نکن!

مرحوم آقا سید عبدالهادی شیرازی، از مراجع تقلید نجف اشرف، نیز تقیّدی را که حاج آقا حسین رحمه‌الله در ترک و جلوگیری از غیبت داشت، دارا بود. ما در ابتدا می‌گفتیم گویا محال است که کسی چنین تقیّدی را داشته باشد، ولی وقتی با او اختلاط و معاشرت کردیم، دیدیم نه بابا ممکن است و هیچ هم محال نیست.

 در محضر بهجت، ج۱، ص۱۹

بی‌احترامیِ زن به شوهرش، فرآیند بی‌حجابی دخترشان است!

15ام بهمن, 1395

استاد پناهیان:

یک مادری آمد به بنده گفت:

«حاج‌آقا! من خودم همۀ بچه‌های دبیرستان را محجبه کرده‌ام ولی از دوتا دختر خودم عاجز مانده‌ام و نمی‌دانم به آنها چه بگویم؟!

گفتم: شما آقای خانه را چقدر تحویل می‌گیری؟

گفت: آقای خانه که کارگر است! ایشان که نمی‌تواند چیزی بفهمد که به بچه‌ها بگوید!

گفتم: کافی است شما یک‌بار پیش بچه‌هایتان گفته باشی: «آقا تو چیزی نمی‌فهمی!» در این‌صورت، احتمالاً دخترهای شما باحجاب نمی‌شوند، بلکه بدحجاب‌تر هم می‌شوند. آقای خانه، آقای خانه است، احترامش را حفظ کن، دختربچه با مادرش محجبه نمی‌شود، با پدرش محجبه می‌شود؛ پدری که سلطان خانه است.

شما این فرآیندها را درست کنید. این سلسله رفتارهای احترام‌آمیز را در خانه در ارتباط با پدر خانه انجام دهید، آن‌وقت حجاب دختر شما درست می‌شود.

بیان معنوی

مرجعی که پیش از وفات مُهر خود را شکست + عکس

29ام دی, 1395

قانون نانوشته‌ای میان مراجع تقلید وجود داشت که بلافاصله بعد از رحلت، مُهر آن‌ها شکسته می‌شد تا جلوی سوءاستفاده‌های احتمالی گرفته شود. جالب اینکه یکی از مراجع ثلاث، قبل از وفات خود به این سنت عمل کرد!

آیت‌الله سیدمحمد حجّت کوه‌‏کمره‏‌ای در سال ۱۲۷۱ شمسی در تبریز به دنیا آمد. کوه‌کمر منطقه‌ای از توابع اَهَر در آذربایجان شرقی است.

سیدمحمد پس از تحصیل مقدمات در تبریز راهی نجف اشرف شد و از محضر آیات عظام سید محمدکاظم یزدی، میرزا حبیب‏‌الله رشتی، شیخ الشریعه اصفهانی، میرزای نایینی و آقاضیاءالدین عراقی بهره برد. سپس راهی قم شد و از درس آیت‏‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی (مؤسس حوزه علمیه) بهره برد و مورد توجه و لطف استاد قرار گرفت، به طوری که وی را به عنوان یکی از دو وصی شرعی خود انتخاب کرد.

این عالم ربانی پس از رحلت آیت‌‏الله حائری، زعامت اجرایی و علمی حوزه را با همکاری آیات محمدتقی خوانساری و سید صدرالدین صدر به دوش کشید، به همین دلیل به مراجع ثلاث (سه‌گانه) مشهور شدند.

آیت‌الله کوه‌کمره‌ای در ۲۹ دی ۱۳۳۱ در سن ۶۰ سالگی رحلت کرد و در مدرسه حجتیه قم مدفون خاکسپاری شد.

در احوالات ایشان نقل شده است که در روزهای پایانی عمر و زمانی که در بستر بیماری بود، جمعی از نزدیکان و وصی خود را احضار می‌کند و به آنان می‌گوید که من از این بیماری فعلی سلامتی نخواهم یافت و به دیدار حق خواهم شتافت و می‌خواهم در حضور شما، مهر خود را بشکنم تا پس از من از آن سوء استفاده نشود. بزرگان حاضر در جلسه این امر را به استخاره منوط می‌کنند. آیت‌الله کوه‌کمره‌ای استخاره می‌کند و آیه ۱۴ سوره رعد (له دعوة الحق؛ دعوت حق فقط ویژه خداست) می‌آید و بر همگان روشن می‌شود که رحلت ایشان نزدیک است. بنابراین به وصیت ایشان مبنی بر شکستن مهر مرجعیت عمل می‌کنند و به تقریر علامه طباطبائی، بعدها نیز به عنوان یکی از ویژگی‌های آن مرحوم، در متن سنگ قبر شریفش ذکر می‌شود.

بر اساس این گزارش، نقش مهم «مُهر مرجعیت» تا زمانی پررنگ بود که امور به صورت سنتی و کاملا تحت نظر مراجع تقلید انجام می‌پذیرفت، اما در دهه‌‌های اخیر به‌واسطه گسترش امورات دفاتر و سیستمی شدن امور مالی و سایر برنامه‌های دفاتر، عملا نقش نمادین «مُهر مرجع» جای خود را به اطلاعیه‌های رسمی داد.

 فارس

نصیحت پدر

28ام دی, 1395

پدر چون دور عمرش منقضی گشت

مرا این یک نصیحت کرد و بگذشت


که شهوت آتش است از وی بپرهیز

بخود بر آتش دوزخ مکن تیز


در آن آتش نداری طاقت سوز

به صبر آبی براین آتش زن امروز

نرم افزار سپهر سخن، گلستان سعدی،باب هشتم، آداب صحبت،قسمت38/2

شیطان با این پنج نفر مشکل دارد

28ام دی, 1395

***************************************************

خداوند در قرآن می فرماید :

از شیطان تبعیت نکنید و او دشمنی آشکار برای شماست.

در جهان عده ای با رفتارشان شیطان را خشمگین می کنند.

***************************************************


شاید در طول یک روز انسان چند بار فریب حیله گری شیطان را بخورد و در محضر خداوند مرتکب گناه شود.اما برخی ها هم وجود دارند که به بهترین شکل از دین خود پاسداری می کنند و تسلیم هوای نفس نشده و با شیطان معامله نمی کنند.وجود این انسان ها را نور خدا فراگرفته است.

امام صادق علیه السلام در مورد این دست افراد که شیطان را پیشوای خود قرار نمی دهند می فرمایند:

قال إبليس: خمسة (أشياء) ليس لي فيهن حيلة وسائر الناس في قبضتي …

ابليس گفت: پنج نفر هستند که هيچ چاره اي براي آنها ندارم اما ديگر مردمان در مشت من هستند:

1. هر که با نيت درست به خدا پناه برد و در همه کارهايش به او تکيه کند.

2.کسي که شب و روز بسيار تسبيح خدا گويد.

3.کسي که براي برادر مؤمنش آن پسندد که براي خود مي پسندد.

4.کسي که هر گاه مصيبتي به او مي رسد، بي تابي نمي کند.

5.هر کسي که به آنچه خداوند قسمتش کرده، خرسند است و غم روزيش را نمي خورد.

 الخصال، ج ۱، ص ۲۸۵

حال هر انسانی بهتر است خود را با این اوصاف تطبیق دهد و ببیند که آیا توانسته با اعمالش شیطان را خشمگین کند و در مقابل به ریسمان الهی چنگ زند؟

باشگاه خبرنگاران جوان

اخلاق را از خانه شروع کنید + دانلود فیلم

27ام دی, 1395

چرا عاقبت خیر در دست متّقین و اهل یقین است؟

18ام دی, 1395

چرا در روایات و همچنین آیات شریفه و مطالب دیگر تبیین به این مضمون هست که «و العاقبة لاهل التقوی و الیقین»؟

چون آن‌ها با اندیشه و تفکّر، جلو می‌روند.

چرا عاقبت خیر در دست متّقین و اهل یقین است؟چرا در روایات و همچنین آیات شریفه و مطالب دیگر تبیین به این مضمون هست که «و العاقبة لاهل التقوی و الیقین»؟
چون آن‌ها با اندیشه و تفکّر، جلو می‌روند. به تعبیر دیگر، عملی از اهل تقوا و یقین، سر نمی‌زند، مگر با تفکّر. در روایتی هم که بیان شد، فرمودند که انسان با تفکّر، به مقام أتقن می‌رسد، «مَنْ أَكْثَرَ الْفِكْرَ فِيمَا تَعْلَمُ أَتْقَنَ‏عِلْمَهُ‏».

لذا اهل یقین با مقام تفکّر حرکت کردند. اهل تقوا احساسی جلو نرفتند، بلکه وقتی تفکّر کردند و فهمیدند، حالا دیگر تا آخرش جلو می‌روند و «فاستقم کما امرت» را به جان می‌خرند و تا آخر می‌روند، دیگر هر چه بادا باد، بلغ ما بلغ. امّا کسی که تفکّر نکند و احساسی باشد، یک موقعی - به اصطلاح سیاسیون - می‌بُرَد و وسط کار عقب می‌نشیند.” سیصد و شصت و ششمین جلسه درس اخلاق آیت الله روح الله قرهی یا موضوع خطورات و مراقبه در محل مهدیه القائم المنتظر برگزار شد. آنچه در ادامه می آید فشرده و اجمالی از این جلسه است.

ادامه »

پایه های ایمانی مومن

18ام دی, 1395
پس محبت خدا، محبت پیغمبر صلی الله علیه و آله و محبت اهل بیت علیهم السلام مثل پایه های ایمان مومن است، پایه های ایمان براین سه محبت استوار است. اگر هر کدام از آنها نباشد دیگران هم نیست این یک نظام محبتی است.

جلسه درس اخلاق با سخنرانی حجت الاسلام صدیقی در مسجد جامع ازگل برگزار شد.

در ادامه متن سخنرانی حجت الاسلام صدیقی را می خوانید:

حجت الاسلام صدیقی: پایه های ایمانی مومن بر محبت خدا، رسول(ص) و اهل بیت(ع) استوار است

تنها راه نجات بشر پناه بردن به کشتی اهل بیت علیهم السلام است

احساس بی پناهی و غربت نکنید کسی که خدا دارد همه چیز دارد، خداوند در قرآن فرموده: آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟ اگر کسی در پناه قدرت برتر باشد هیچ نگرانی برای او نیست. وقتی نگهدار و حافظ شما ذات احدیت خداست از چه چیز می ترسید؟ خدا روزی همه جنبندگان عالم را می دهد، همه ی عالم را برای تو آفریده است. چرا غم روزی میخورید و خودتان را به تشویش و اضطراب مبتلا می کنید؟ خدا را دارید، اگر آلوده و شکست خورده، شیطان گزیده و تیرخورده اید بدانید خدا خیلی کریم است رحمت واسعه او را ببینید.

فَلَا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ1 ؛ چرا از شایعه پراکنی ها علیه خودتان نگران هستید و چرا از توطئه ها می ترسید و نگران هستید؟ نگران نباشید هیچ چیزی برای ما مخفی نیست وقتی ما می دانیم نگران نباشید. وَما اَرْسَلْناكَ اِلّا رَحْمَةً لِلعالَمينَ2؛ خداوند سفره رحمت انبیاء را سفره رحمت خودش قرار دادهو به شما اطمینان داده و به او دسترسی دارد، پیغمبر صلی الله علیه و آله در مکه متولد شده اما ولایت، نبوت و وجود نوری اش درک نشده است، او اسم اعظم حق و جلوه خداست و از بین رفتنی نیست هر جا باشید حضرت با شماست.

ادامه »

لقمه حرام تا چهل روز اثر دارد

11ام دی, 1395

آتش جهنم در موضوعی با نام لقمه حرام جمع شده است که می تواند نسلی را از راه راست منحرف کند و به بیراهه ببرد.

یکی از موضوعاتی که بزرگان دین همواره بر آن تاکیید دارند کسب روزی حلال است.در همین راستا آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)می گوید:

حدیث دارد که مردم چهار دسته اند:

یک دسته مالشان حلال است. خمس می دهند و در راه حلال هم مصرف می کنند. اینها بهشتی هستند. سه دسته دیگر هم به جهنم می روند. آن دسته ای که بهشتی هستند، مالشان حلال ِحلال است، از حلال پیدا می کنند و در راه حلال هم مصرف می کنند.

دسته دوم مالشان را از حلال پیدا می کنند، خمس هم می دهند، اما در راه حرام خرج می کنند. زمان قدیم من دیدم شخصی که عرقچین داشت و پالتو می پوشید، اما برای عروسی پسرش ، مطرب آورده بود، خودش هم دم در حیاط ایستاده بود و ذکر می گفت. تو نمی رفت. می گفت : «اشکال دارد!» صدای مطرب توی کوچه مۍآمد. من این صحنه را دیدم. آن شخص حاجی هم بود.

دسته سوم برعکس هستند، مالشان را از حرام پیدا می کنند، تو اداره رشوه می دهند، ربا می خورند، اما در روضه هم شرکت می کنند ، با همان پول ربا و رشوه ، عاشورا روضه می رود.

دسته چهارم آن کسی است که نشُسته پاک است. مالش را از حرام پیدا می کند و در راه حرام هم خرج می کند. رشوه و ربا می خورد و بعد هم مشروب و قمار و نااهلی و … لذا این دعا را بخوانید، همیشه بگویید: «اَللّٰهُمَ ارْزُقنیٖ رِزقاً حَلالاً طَیِّباً» خدایا ، روزی حلال نصیب من کن. اگر انسان یک لقمه حرام بخورد تا چهل روز اثر می گذارد.

سی چهل سال پیش ، شخصی مرا یک جایی برد تا کار ارثی او را درست کنم، جوان بودم ، حالا دیگه حال این کارها رو ندارم . وقتی رفتم شام هم بهم داد. شب به منزل برگشتم ، خواب دیدم، غذا می خورم و وسط غذا فضله دیدم. تا این خواب را دیدم فهمیدم که دیشب این غذا اشکال داشته که من خوردم.

اوایلی که آیت الله نجفی مرعشی( ره) به قم آمده بودند، یک شب ایشان را مهمان می کنند، امشب در خواب می بیند امام زمان (عج) بہ او مےفرمایند: «دستت را سر هر سفره ای دراز نکن!»

بعد تحقیق می کند و می فهمد که دیشب، آنجایی که مهمان شده بود، مالشان شلوغ بوده …

انسان وسواس بشود خوب است، در نجاست و طهارت وسواس نشوید، در شکمتان وسواس بشوید. در حلال و حرام وسواس بشوید؛ البته نه خیلی زیاد که شب شام نخورید بخوابید.

به خانه می روید ، اگر پدری متدین دارید، دیگر نپرسید که گوشت از کجا خریدی؟ ذبح شرعی کرده اند یا نکرده اند؟ مقدسی را بگذار کنار و غذایی که جلویت گذاشته اند را بخور. جاهایی که لاابالی هستند ، می‌گویم که وسواس شوید و نخورید.

کتاب بدیع_الحکمة حکمت ص۲۶

پندهای شنیدنی

10ام دی, 1395

پندهای شنیدنی از میرزا جواد آقای ملکی تبریزی

پندهای عرفانیمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی ،می فرماید:
 
۱. دنیا، دار بلا و امتحان است
 
همه افراد به نحوى گرفتارى و مشکل دارند، گرفتارى دنیا خلاصى ندارد و لیکن به برکت و عنایت اهل‌بیت علیهم‌السلام زودگذر است، کارى کنید که در آخرت گرفتار نباشید. عمل در دنیا، میزان در آخرت است؛ پس عمل خود را خالصانه و براى رضایت خدا انجام دهید تا درب‌هاى رحمت بر شما باز شود.
 
۲. استفاده از عمر
 
بدانید که جوانى سرمایه‌اى بزرگ، اما زودگذر است که قابل برگشت نمى‌باشد؛ بنابراین از افرادى که معاشرت با آنان عمر انسان را هدر مى‌دهد بپرهیزید و در انجام وظایف شرعى و تحصیل کمالات کوشا باشید و بدانید دقت در مسائل شرعى در رأس همه امور است.
 
۳. برنامه‌هاى نجات‌بخش
 
انسان در هر حال باید برنامه‌ریزى داشته باشد تا در آخر عمر پشیمان نگردد. ساعاتى را براى عبادت و انجام واجبات در نظر بگیرد و زمانى را به فراگیرى معارف الهى، اخلاق حسنه، تهذیب نفس و مسائل شرعى اختصاص دهد، همان‌گونه که زمانى را هم براى رفع نیاز دنیوى خود قرار داده و آنچه که حلال و ستوده است انجام دهد.
وارث

بصیرت در فضای مجازی(3)

8ام دی, 1395

 

در فضای مجازی مراقب چهره ها و شخصیت های پنهان در نقاب ها باشیم.اینجا بسیاری ماسک مهربانی و عطوفت بر چهره دارند و هویت واقعی خویش را در زیر لعاب خوش آب ورنگی از الفاظ و کلمات زیبا مخفی کرده اند.مراقب باشیم الفاظ زیبا و به ظاهر محبت آمیز دلمان را نلغزاند و فکرمان را اسیر نکند که در این صورت آرام آرام از نزدیکان و عزیزان خود فاصله خواهیم گرفت و دنیای خویش را بر اساس رابطه قلبی با شخصیت های موهوم خواهیم ساخت.در این فضا چه آسان، باطل لباسی از حق و جذابیت بر خود می پوشد.فراموش نکنیم که زبان و ادبیات ابزار بزرگی برای فریب دیگران در این فضا است.

 عـَنْ أَبـِي عـَبـْدِ اللَّهِ ع قَالَ ذَاتَ يَوْمٍ تَجِدُ الرَّجُلَ لَا يُخْطِئُ بِلَامٍ وَ لَا وَاوٍ خَطِيباً مـِصـْقـَعـاً وَ لَقـَلْبُهُ أَشَدُّ ظُلْمَةً مِنَ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ وَ تَجِدُ الرَّجُلَ لَا يَسْتَطِيعُ يُعَبِّرُ عَمَّا فِي قَلْبِهِ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبُهُ يَزْهَرُ كَمَا يَزْهَرُ الْمِصْبَاحُ (اصول كافى جلد 4 صفحه : 151 رواية : 1)

ترجمه :
 حضرت صادق عليه السلام فرمود: (گاهى ) مردى را مى بينيد كه در سخنورى در يك لام يا واوى خطا نكند، خطيب (و سخنورى ) است و زبردست و شيوا و هـمانا دلش از شب تاريك و ظلمانى تاريكتر و سياهتر است ، و (گاهى ) مردى را بينى كه نتواند آنچه در دل دارد به زبان آورد، اما دلش مانند چراغ نورافشانى كند.

نوشته:رقیه رحیمی

مطالب مرتبط:

بصیرت در فضای مجازی(1)

بصیرت در فضای مجازی(2)

بصیرت در فضای مجازی(2)

8ام دی, 1395

ارتباط رو در رو (face to face) خودبخود باعث رعایت شئونات اخلاقی بسیاری می شود.در فضای حقیقی شاید خیلی ها نتوانند اموری را که به راحتی فضای حقیقی مرتکب شوند،انجام دهند.در فضای مجازی برای برخی ،حریم ها برداشته شده است و همه کس را به حریم خصوصی خویش راه می دهند.مراقب باشیم این بیماری به ما سرایت نکند و ما را حریصانه به چهاردیواری خصوصی دیگران نکشاند.در این فضا هم همانند فضای حقیقی چشم سر و چشم دل را از نگاه آلوده به صحنه های خصوصی بربندیم.

«پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم»:

اَلحياءُ جَوهرٌ يُزيلُهُ الطَّمَعُ.(زبدة‌الاحاديث، ج 1، ص 167)

حيا يک گوهري است که حرص و طمع آن را از انسان سلب مي‌کند. (آدم طمعکار ديگر حُجب و حيا ندارد) 

مطلب ار : رقیه رحیمی

مطالب مرتبط:

بصیرت در فضای مجازی(1)

بصیرت در فضای مجازی(3)

گناهانی که دامن نسل را می‌گیرد

4ام دی, 1395

بنابر متون معارف مکتوب، آثار وضعی برخی از گناهان روی نسل گناهکار نیز تاثیر می‌گذارد. این سخن آیا با عدالت پروردگار منافات ندارد؟ 

 خوشنوسی

 بنا بر پاره‌ای از آیات قرآن، اعمال گذشتگان بر آیندگان اثر می‌گذارد. به دیگر سخن، آثار رفتار آدمی نه تنها او بلکه دامن نسلش را هم می‌گیرد. بر عکس آن نیز صادق است یعنی گاهی فرزندان نیز به نعمت پدران و نیاکانشان متنعم می‌شوند.آیات متعددی از قرآن ناظر بدین معناست از جمله کریمه90 سوره یوسف، 28 سوره زخرف و الخ که ما در اینجا تنها به یک نمونه اشاره می کنیم: 

 وَ لْیَخْشَ الَّذینَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلاً سَدیداً نساء/9

كسانى كه اگر فرزندان ناتوانى از خود بیادگار بگذارند از آینده آنان مى‏ترسند، باید (از ستم درباره یتیمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهیزند، و سخنى استوار بگویند.)

 شاید در نگاه نخست این آیه با آیات دیگر قرآن ناهماهنگ جلوه كند، زیرا قرآن كریم هر كس را مسئول اعمال خود معرفی می‏كند و بار وی را بر دوش خود او می‏نهد:

ولاتَكسِبُ كُلُّ نَفسٍ إلاّعَلَیها ولاتَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ اُخری(انعام/164)

 با توجه به این نکته، آیات و روایاتی که دلالت دارند که گناهان تاثیر خود را حتی برای افرادی که دخالتی هم در آن ندارند می‌گذارد، چه توجیهی داشته و آیا با عدالت و حکمت خداوند، منافات ندارد!؟

 

برای روشن شدن این مسئله آن را در چند بخش بررسی می‌کنیم:

 تاثیر ستمکاری پدران

 آثار وضعی گناه در فرزندانی که از لقمه حرام و یا از طریق نامشروع به دنیا می‌آیند نیز از جمله اسباب و مسببات بوده و علت تامه و غیر قابل تخلف به شمار نمی‌آید و بسیار دیده شده است که از پدرانی فاسد و مشرک، فرزندانی صالح به وجود آمده‌اند

 

روایاتی که دلالت می‌کند ستمکاری پدران در نسل آنها تاثیر می‌گذارد به صورت مطلق نیست، بلکه تنها صورتی را شامل می‌شود که فرزندان راضی به افعال آنان باشند؛ از این رو رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرماید: “کسی که کردار قومی‌ را دوست بدارد با آنها در آن اعمال شریک است‌". [1] اما اگر فرزندان از اعمال زشت پدران بی زاری جویند و با اراده خود، شریک در ظلم آنان نشوند، و اگر اموال حرامی‌ از گذشتگان وارد زندگی آنان شده است، با برگشت دادن آن اموال به صاحبانش، در صدد جبران برآیند، در این صورت چنین اولادی از مورد این اخبار بیرون خواهد بود؛ زیرا انتقام از آنها خلاف عدل است.

ادامه »

توجه به خدا

3ام دی, 1395

 

ای عزیزان من!

بیائید و خود را قدری متوجه حضرت حق بنمائید تا باز به فطرت رجوع بنمائید و این آلودگیها برای شما آلودگی نباشد و سرا پا صفات حسنه و نیکی از شما صادر شود،

بیائید و از مرحله علم و آشنائی پروردگار قدمی فراتر بگذاریم [که] به قرب حق شما را دعوت می کنند.

شما چرا اسیر این قرب های خاکی شده اید و از مجالست با دوست و همه چیز خود غفلت دارید؟

گمان نکنید این کار، کار مشکلی است یا آن که مال اشخاصِ عالمِ فهمیده [است]، نه به خدا، مشکل است ولی چون عنایت کنند این گوهر حضرت حق است تمام مشکلاتش رفع می شود.

از جهت افراد هم هر فردی که بنا بگذارد با خداوند قدری آشنا باشد[شود] کارهای خود را بر طبق وظیفه و خلوص انجام دهد و در مقام عبودیت کوتاهی نکند، و لو اینکه پست ترین اشخاص جامعه باشد، بهترین اشخاص خواهد شد از نظر مقرّبین دربار الهی.

سعادت پرور، پندنامه سعادت ص ۵۹

خوش رفتاری

29ام آذر, 1395

 

خوش رفتاری

چگونه مي توانيم اخلاق خوبي داشته باشيم پرخاش نكنيم و با همه با ملايمت برخورد كنيم به خصوص‌ با پدر و مادر و اطرافيان نزديك؟

 

پاسخ:

 

ابتدا يك طرح كلي دربارة اين‌كه چگونه مي‌توان اخلاق خوبي داشت ارائه نموده و سپس راهكارهايي در مورد ترك پرخاش در روابط بيان مي كنيم.

قدم اول موفقيت در هر كاري «خواستن » است و اگر دوست داريد اخلاق خوبي داشته باشيد قبل از هر چيز بايد بخواهيد كه انسان با اخلاقي باشيد و اين خواستن، تنها با گفتن زباني حاصل نمي شود بلكه لازم است از عمق دل و جانتان واقعاً آن‌را بخواهيد و نشانه چنين خواستني اين است كه شما را به «حركت و تلاش» وادار مي‌كند و انگيزه شما را تقويت مي كند و شما را به هنگام بد اخلاقي، ملامت و سرزنش مي كند. خواستن توانستن است بنابراين كاملاً به خود مطمئن باشيد كه مي توانيد روحيه خود را تغيير دهيد. ولي توجه داشته باشيد كه هيچ گاه اين خواست را كم رنگ نكنيد بلكه آنرا هر روز تقويت و پررنگ تر نماييد و هر چه اين خواست قلبي شما شديدتر و جدي تر باشد تلاش و انگيزه شما براي رسيدن به هدف بيشتر مي شود و زودتر به آن مي رسيد.

ادامه »

چهار موقعیتی که باید عفو کرد

28ام آذر, 1395

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام دکتر ناصر رفیعی

موضوع عفو یکی از چند موضوع اجتماعی است که در بسیاری از آیات و روایات پیرامون آن صحبت شده است، اما آن‌چنان‌که باید در فضای رسانه‌ای کشور به آن پرداخته نشده است. به‌همین دلیل، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR گفت‌وگویی را در همین زمینه با حجت‌الاسلام دکتر ناصر رفیعی، دانشیار و دکتری علوم قرآن و حدیث، و رئیس مدرسه‌ی تاریخ و ادیان جامعة المصطفی صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌و‌سلم ترتیب داده است.


  * یکی از موضوعاتی که همواره در قرآن و روایات بر آن تأکید شده، موضوع عفو و گذشت است، اگر ممکن است کمی درباره‌ی جایگاه قرآنی و روایی عفو توضیح بفرمایید.

موضوع عفو از موضوعات گسترده‌ی روایی و قرآنی ماست. یکی از صفات خدا، «غفور» و «ستار» است:

«یَا مَنْ‌ أَظْهَرَ الْجَمِیلَ‌ وَ سَتَرَ الْقَبِیح‌»، آشکارکننده‌ی خوبی‌ها و پوشاننده‌ی بدی‌هاست. این است که مکرر در آیات قرآن، سخن از عفو و غفران و بخشش آمده است. خداوند در قرآن می‌فرماید:

«قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ»،

‌ای بندگانی که گناه و بدی کرد‌ه‌اید،

«لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ»،

از رحمت خدا مأیوس نشوید.

اینها در مورد خداوند تبارک و تعالی بود. پیغمبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هم وقتی مبعوث شد همین رویه را در پیش گرفتند. در روایتی از امام صادق علیه‌السلام داریم خداوند ابتدای بعثت، سه دستور به ایشان داد که در همان آیه‌ی معروف نیز وجود دارد:

«خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ».

ای پیغمبر! اول ببخش، بعد آگاه کن و سپس از جاهلین اعراض کن.

البته نمی‌خواهم بگویم این‌ها ترتیب دارد، این‌ها سه نوع برخورد است با سه نوع مخاطب متفاوت.

یک وقت مخاطب شما خطاکار است، او را ببخش، «خُذِ الْعَفْوَ»؛

یک وقت ناآگاه است او را آگاه کن؛ «وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ»

یک وقت نادان است، کشش ندارد، ضعیف است آن را از او اعراض کن، اصلاً سر به سرش نگذار، «وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ».

بنابراین «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ» هر کدام یک مرحله‌ و مخاطب خاصی را طی می‌کند. صریح آیات قرآن هم فراوان است که «فَاعْفُ عَنْهُمْ»، ای پیغمبر عفو کن و ببخش.

ادامه »

چهار عمل اساسی برای رستگار شدن !

28ام آذر, 1395

 خداوند چهار عمل را باعث فلاح می داند

و اگر شخصی آنها را انجام دهد، امید فلاح داشته باشد؛

زیرا ممکن است در این مسیر خیلی ها جا بمانند و عاقبت به خیر نشوند.

 رستگاری

 

در این آیه “یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

ای کسانی که ایمان آورده اید! [در برابر سختی ها] صبر داشته باشید، و [در برابر دشمن] مقاومت پیشه سازید و [از مرزها] نگهبانی کنید و از خدا پروا نمائید، باشد که ظفرمند شوید."(آل عمران/200) خداوند این چهار عمل را باعث فلاح می داند و اگر شخصی آنها را انجام دهد، امید فلاح داشته باشد؛ زیرا ممکن است در این مسیر خیلی ها جا بمانند و عاقبت به خیر نشوند.
در ادامه به بررسی اجمالی این 4 عمل می پردازیم:

 

ایمان

 رستگاری و ایمان در شعار اسلام (یا أیها الناس قولوا لا إله  إلا اللّه تفلحوا) (عن طارق المحاربی أنه قال: رأیت رسول اللّه (صلی الله و علیه وآله) فی السوق یقول: یا أیها الناس قولوا: لا إله  إلا اللّه تفلحوا، و رجل خلفه یرمیه بالحجارة و قد أدمى عقبیه… رازى،  فخر الدین(م 606 ق) ، تفسیر مفاتیح الغیب،  ج 32، ص349) که با نوای مخلصانه ی پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) و مسلمانان نخستین در کوچه بازارهای شهر مکه طنین انداز بود و فطرت انسان ها را نوازش می داد، گره خورده است و در قرآن کریم نیز به گونه ی خاصی بازتاب داده شده است؛ چنان که در سوره مبارکه مومنون می خوانیم:

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُوْمِنُونَ؛ به راستی که مومنان رستگار شدند.» (مومنون/1) یعنی مومنان همین که به خدا و وعد و وعیدهایش ایمان آوردند، در راه رستگاری قدم نهاده اند، هرچند ممکن است در این راه دزدان خطر آفرینی کمین کرده باشند. قرآن کریم در اکثر موارد با شاید و به شکل مشروط (قره/189، آل عمران/130) از رستگار شدن انسان سخن گفته است؛ اما این آیه به طور قطع مومنان را رستگار دانسته.

رسول بزرگوار اسلام (صلی الله و علیه وآله) می فرمایند:«قَد أفلَحَ مَن  أخلَص قَلبَه لِلإیمانِ…؛ رستگار است آن که دلش را برای ایمان خالص کرده است» (محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، ج7، ص549) البته هرگز نباید فراموش کرد که هر ایمانی نمی تواند مومن را بر سفره ی رستگاری بنشاند؛ بلکه ایمانی این مهم را تحقق می بخشد که همراه با عمل به مقتضای ایمان باشد و قرآن نیز هرگاه پای ایمان را وسط می کشد، از عملی به مقتضای آن نیز می گوید که جمله (وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ)، پس از بسیاری از (الَّذِینَ آمَنُوا)، اثبات کننده ی این ادعا است.

ادامه »

نماز شب و اجر بیدار کردن دیگران(خاطره ای خواندنی)

15ام آذر, 1395
 



یکی از طلاب نسل اول فیضیه بابل ( دهه 60) نقل میکرد که شبها حاج آقا (حاج آقا فاضل استر آبادی) عبا به سر میکشیدن و میومدن ساختمان یکی یکی درب میزدن و میگفتن “عمو الله اکبر نماز شب”  با این ندا طلبه ها رو واسه نماز شب بیدار میکردن


یه روز متوجه شدیم که یکی از دوستان لهجه حاج آقا رو به خوبی تقلید میکنه و خیلی شبها زودتر از ایشون خودش میاد میگه «عمو الله اکبر نماز شب»

چند نفر تصمیم گرفتیم حالشو بگیریم شب حجره تو تاریکی منتظرش نشسته بودیم به وقتش با همون ندای الله کبرش عبا به سر وارد حجره شد یه دفعه پتو رو انداختیم سرش کمی مشت و مالش کردیم به محض افتادن پتو دیدیم ای دل غافل خود حاج آقاست بعد گفتن :عمو این اجر بیدار کردن واسه نماز شبه؟

هر جا کم آوردی این ذکر را بگو!!

15ام آذر, 1395

آیت الله مجتهدی می فرمودند: 

هر جا کم آوردی …
حوصله نداشتی …
پول نداشتی …
کار نداشتی …
باطریت تموم شد …
تسبیح رو بردار صد بار بگو

《استغفرالله ربی و اتوب الیه》
آروم میشی …
 
دوشنبه های اخلاقی/ هرجا کم آوردی این ذکر را بگو
منبع:سایت وارث

چرا غیبت از زنا بدتر است؟؟

13ام آذر, 1395

 
رسول گرامی خدا حضرت محمد صلی‌الله علیه و آله در سخن ارزشمند دلیل بدتر بودن غیبت از گناه زنا را بیان فرموده‌اند.

 پيامبر خدا حضرت محمد صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله فرمودند:

غيبت‏ كردن بدتر از زناست. عرض شد: چگونه؟ فرمود: مرد زنا مى‏‌كند و سپس توبه مى‏‌نمايد و خدا توبه‏‌اش را مى‏‌پذيرد. 
امّا غيبت كننده آمرزيده نمى‏‌شود، تا زمانى كه غيبت شونده او را ببخشد.


عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم:

الغِيبَةُ أشَدُّ مِن الزِّنا ، قيلَ: وكيفَ؟ قالَ: الرجلُ يَزني ثُمّ يَتوبُ فَيَتُوبُ اللّه‏ُ علَيهِ، وإنّ صاحِبَ الغِيبةِ لايُغفَرُ لَهُ حتّى يَغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ.

«الترغيب والترهيب، جلد 3، صفحه 511 »


سخنرانی زیبای آیت الله مجتهدی درباره غیبت

کلیپ گناه غیبت با سخنرانی دکتر رائفی پور

کلیپی تکان دهنده و تأثیر گذار درباره  غیبت

غیبت نکنیم!(استاد پناهیان)


چگونه نزد دیگران محبوب شوم؟؟؟

13ام آذر, 1395

 

 
 
 
راه های افزایش محبوبیت
 
 
انسان موجودی اجتماعی است و برای نیازهای عاطفی و مادی و مانند آن نیازمند دیگران است. از این رو میان انسان ها ارتباط اجتماعی شکل می گیرد که یکی از آنها در قالب دوستی و رفاقت و صداقت است. نویسنده در مطلب حاضر راه های افزایش محبوبیت در جامعه و کسب دوستان را تبیین کرده است.
 

ارتباط و محبوبیت اجتماعی، نیاز بشر

انسان، خیر و خوبی را دوست می دارد و از شر و بدی بیزاری می جوید؛ زیرا فطرت بشر گرایش به کمال دارد. کمال خواهی بشر به این معناست که انسان نسبت به نواقص و فقر خود آگاه است. هر حرکتی که انسان انجام می دهد در پاسخ به انگیزه کمال خواهی و نقص گریزی اوست. بر همین اساس می کوشد تا به کمالی برسد که نقصی در آن نیست. خردمندان این کمال را در خالق و آفریدگار خود یافته و می کوشند تا بدان متصل شوند و از غنای خداوندگار حمید، مستغنی شوند.[1]

البته نظام احسن خداوند این گونه سامان یافته که انسان در ذات خویش نیازمند جفت و زوج باشد؛ چنانکه دیگر موجودات آفرینش را این گونه آفریده است.[2] پس نیاز انسان به دیگر همنوعان و دست کم جنس مخالف، یک نیاز طبیعی و فطری است.

انسان برای اینکه به درستی از دیگران بهره مند شود، نیازمند ارتباط درست و صحیحی است که بدون هیچ گونه تنش و خشونت و برخوردی نیازهای خود را برآورده سازد و دیگران به وی گرایش ویژه ای پیدا کنند. این گرایش زمانی شکل می گیرد که دیگران او را دارای ویژگی هایی بدانند که می تواند به سبب همان صفات و ویژگی ها، نیازهای آنان را به آسانی و بهترین وجه برآورده سازد. اینجاست که مسئله محبوبیت و ستایش و ثنا، مطرح می شود؛ زیرا ستایش دیگران زمانی شکل می گیرد که فرد به ویژگی های برجسته ای شناخته شود. وجود این ویژگی ها موجب ستایش دیگران و محبوبیت در نزد آنان می شود. پس هر کسی دوست می دارد با کسی که دارای برجستگی ها و ویژگی های انحصاری یا برتری است ارتباط پیدا کرده و از وی بهره مند شود؛ زیرا کمالی در او می یابد و می کوشد تا خود را به آن برساند و این گونه از نقص و کمبود بگریزد.

اصلاح ارتباط با خدا، سبب اصلاح ارتباط با خلق

اما از آنجا که کمال مطلق خداوند است و خاستگاه و منشأ هر کمال و خیری خداوند تبارک و تعالی است، باید گفت فردی که دارای برجستگی های کمالی است، آن را از خداوند دارد؛ زیرا بشر به طور طبیعی فاقد چیز کمالی است.[3] پس این کمالی که در فرد است کمالی است که خداوند به او بخشیده است.

بر همین اساس هر کسی بخواهد در جامعه به محبوبیت برسد و به سبب وجود کمالی ممدوح دیگران شود و مردم به ثنا و ستایش وی بپردازند، می بایست خودش را به خداوند وصل کرده و رابطه خویش را با خدا اصلاح کند، وگرنه رابطه او با خلق و دیگران به هم می خورد؛ زیرا هرگونه فساد ارتباطی با خدا، به معنای قطع بهره مندی از کمالی است که خداوند به شخص داده است و قطع ارتباط و افاضات الهی نیز به معنای تبدیل نعمت به نقمت و در نهایت بازگشت به فقر و نداری است که پیش از آن دارا بوده است.

از همین رو امامان معصوم(ع) اصلاح ارتباط صحیح با خداوند را عامل اصلاح میان انسان و دیگران دانسته و می فرمایند: من اصلح فیما بینه و بین الله اصلح الله ما بینه و بین الناس؛ کسی که بین خود و خدایش را اصلاح کند خداوند بین او و مردم را اصلاح می کند.[4]


سه صفت برجسته افزایش محبوبیت

امام حسن عسکری(ع) سه صفت برجسته را مهم ترین عامل در محبوبیت در میان خلق و افزایش دوستان صدیق و صادق می داند و می فرماید: من کان الورع سجیته، والکرم طبیعته، والحلم خلته، کثر صدیقه و الثناء علیه؛ هر کس ورع و احتیاط در روش زندگی اش، بزرگواری و سخاوت و صبر و بردباری برنامه اش باشد؛ دوستانش زیاد و تعریف کنندگانش بسیار خواهند بود.[5]

ادامه »

راز با حیا شدن

27ام شهریور, 1395
یکی از شاخه های حیا این است که انسان نسبت به اوامر و نواهی الهی در خفا و آشکار مراقب باشد.
می‌خواهی بی‌حیا نباشی، اتّفاقاً ابتدا مهم این است که در خفا،مراقب باشی و بعد در آشکار. لذا در تنهایی‌ات هم بی‌حیا نباش، یعنی چه؟
خیلی مواظب باشد، مراقب باشد، چه در نشستن، چه برخاستن و … . در تنهایی نعوذبالله چیزهایی نبیند. اگر حیا را در تنهایی رعایت کردی، در علن صددرصد بیشتر است. کسی که در سرّ و خفایش، باحیاست، صددرصد در علن هم حیا دارد. 

سه اثر نفاق

15ام شهریور, 1395
نورِ ضعیف آتشى كه منافقان، خود برافروختند و نور خیره كننده برقِ آسمان، هیچ یك نتوانست راهنماى آنان در مسیر زندگى گردد

 استاد قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیه بیستم سوره بقره پرداخته است.

«يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» (بقره،20)

نزدیك است كه روشنىِ برقِ آسمان، نور چشم آنان (منافقان) را برباید. هرگاه كه برق آسمان در آن صحراى تاریك، براى آنان روشنى بخشد، چند قدمى در آن حركت مى ‏كنند، اما چون راهشان را تاریك كند از حركت بازایستند. اگر خدا مى ‏خواست شنوایى و بینایى ‏شان را برمى ‏گرفت كه همانا خدا بر همه چیز تواناست.

رعد و برق آسمان، كه معمولا نشانه نزول باران و رحمت است، براى بعضى سبب وحشت و دلهره است.

نورِ ضعیف آتشى كه منافقان، خود برافروختند و نور خیره كننده برقِ آسمان، هیچ یك نتوانست راهنماى آنان در مسیر زندگى گردد. زیرا اوّلى را دوام و بقایى نبود و دوّمى تنها بشارت ‏گر نزول بارانى بود كه براى او جز مصیبت چیزى را به دنبال نداشت.

آرى وحىِ الهى، برق خیره ‏كننده آسمان است كه منافقان، با اظهار ایمان مى ‏خواهند از پرتو این نور استفاده كنند، اما قرآن به گونه ‏اى آنان را رسوا مى ‏سازد كه به ناچار از ادامه راه با مؤمنان باز مى ‏ایستند و این سردرگمى، كیفر دنیوىِ نفاق با خدا و مؤمنان است.

از این آیه مى ‏آموزیم كه:

* منافق، از خود نورى ندارد و به دنبال حركت در پرتو نور مؤمنان است؛

* گرچه منافق، گاهى چند قدمى به جلو برمى ‏دارد، امّا پیشرفتى ندارد و از حركت باز مى ‏ایستد؛

* منافق نمى ‏تواند خدا را فریب دهد و از قهر و كیفر او بگریزد.

منبع: خبرگزاری حوزه

رفیقی برگزین که پاپیچت شود.

25ام مرداد, 1395

حاج آقا مجتبی تهرانی:

رفیقی برگزین که پاپیچت شود.

مثلا تامن می آیم حرفی بزنم،می گوید:

پشت سرمردم حرف نزن،این کار حرام است عزیزمن!

تا می خواهم کاری انجام دهم سنگ جلوی پایم می اندازد،ولی سنگ هایش سنگ الهی است.

پاپیچم می شود ولی برای اینکه من خلافی مرتکب نشوم!

رفیق

رفیق واقعی پاپیچ می شود
ولی برای اینکه من خلافی مرتکب نشوم!

پرهیز از مواضع تهمت و رازداری

12ام مرداد, 1395

وقتی در موقفی، در جایی خودتان را قرار می‌دهید که جای تهمت است،

اگر کسی به شما سوء ظنّ بُرد، او را ملامت نکنید!

از مواقف تهمت دوری کنید!

دریافت فایل

 00:00 01:39

مجموعه «عطر ماندگار» شامل قطعات کوتاهی از شرح احادیث اخلاقی با بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای درس خارج فقه است. احادیث گنجانده شده در این مجموعه با مضامین اخلاقی و اجتماعی و قابل استفاده برای عموم جامعه است. منبع احادیثی که در این مجموعه شرح داده می‌شوند کتاب «الشافی فی العقاید، الاخلاق و الاحکام و امالی» است.



مسیر رسیدن به لذت ایمان

24ام تیر, 1395

 

مسیر چشیدن «لذت ایمان»

وقتی مردم در حسینیه جماران شعار می دادند «روح منی خمینی، بت‌شکنی خمینی»؛ برای امام -رحمت‌الله‌علیه- لذتی نداشت، چون امام -رحمت‌الله‌علیه- از «ایمان به خدا» لذتی برده بود که این ابراز محبت‌های مردم در مقابل محبت‌های خدا هیچ بود.

امام آنقدر ترک شهوات و خوشی‌ها کرده بود که به «لذت ایمان» رسیده بود.

بر اساس فرمایش رسول خدا -صلی‌الله‌علیه‌وآله- کسی‌ که دوست دارد لذت‌های دیگر را بچشد، هیچ‌گاه به «لذت ایمان» نمی‌رسد؛ چه برسد به کسی که پی‌گیر و دل‌بسته‌ی لذت‌های دیگر است.

لذت و شهوت هم، منحصر در شهوات جنسی نیست، بلکه همه‌ی دل بخواهی‌های وجود انسان را در بر می‌گیرد که گاهی سلبی است (مانند غضب که چیزی را از خودت دفع می‌کنی) و گاهی ایجابی است (که منفعتی را به سمت خودت جلب می‌کنی).

منبع:سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در سلسله مباحثی تحت عنوان «تنها مسیر».

خصایصی از انسان که سبب تبدیل سیئات به حسنات می شود

24ام تیر, 1395

حجت الاسلام علوی تهرانی؛

منبرهای یک دقیقه ای/خصایصی از انسان که سبب تبدیل سیئات به حسنات می شود چهار خصلت در هر کس باشد گر چه سر تا پا غرق در گناه باشد،خداوند تمام آنها را به حسنات تبدیل می کند.

1) راستگویی؛
2 ) حیاء؛
3 ) اخلاق نیکو؛
4 ) سپاسگزار نعمت ها

 این خصوصیات را اگر فردی داشته باشد، گناهانش تبدیل به حسنات می شود.

تبدیل، یکی از راههای بخشش گناهان است، یک حقیقت قرآنی و بر گرفته از قرآن است.

منبع: وارث/سخنرانی حجت الاسلام علوی تهرانی در حسینیه جلوه ، بهمن 94

پارچه ای تعارفی که آیت الله کوهستانی را زاهد کرد؟!

20ام تیر, 1395

آیت الله کوهستانیمقابله کردن با نفس از راه‌های رسیدن به مراتب والای زهد و بندگی است و اینکه مومن با از دست دادن چیزی ناراحت نشود یا با بدست آوردن دنیا خوشحال نگردد، ملاک و معیار خوبی برای سنجش عیار تقوا و بندگی اوست.

خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

لِّكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا ءَاتَى كُمْ شوری/23

تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به آنچه به شما داده است شادمانی نکنید.

یکی از تجار متدین می‌گفت:

یک روز من از آیت‌الله کوهستانی پرسیدم شما چگونه به این مقام زهد و تقوا رسیدید؟

فرمود: به‌وسیله جهاد با نفس.

سپس افزودند: نجف در صحن حضرت امیر (علیه السلام) حجره‌ای داشتم مشغول تحصیل علم بودم و با کمال قناعت و سادگی زندگی می‌کردم یک روز از جانب مادرم یک طاقه پارچه قبایی از جنس برک (پارچه‌ای نرم و ضخیم از پشم شتر یا کرک بز که از آن لباس زمستانی می‌دوزند) به دست من رسید از دیدن آن پارچه خوب و مرغوب بسیار احساس خوشحالی کردم، ولی ناگهان به فکرم رسید این قبای نو و قیمتی فردا از من عبای نو و قیمتی می‌خواهد، روز دیگر باید نعلین مناسب آن‌ها تهیه و این لباس‌های جدید و عالی خانه نو سپس اثاثیه نو می‌خواهند، بالاخره فکرم به اینجا رسید هر چه زودتر این «طاقه برک» تا مرا گرفتار هوا و هوس نکرده او را از خود دور کنم به همین سبب صبح زود آن طاقه پارچه را بردم به یک طلبه مستحقی دادم تا اینکه خیالم راحت شد.(با اقتباس و ویراست از کتاب مقامات مردان خدا)

سلطان به جهان پرده سرایی زد و رفت 

درویش به دهر، پشت پایی زد و رفت(رضای فارسی)

منبع: حوزه

ماجرای عالمی که به فرد تکفیر کننده‌اش، اقتدا کرد

14ام تیر, 1395

عِبَادُ الرَّحْمَنِ چه خوب می شد اگر نگاهمان نسبت به یکدیگر با حسن ظن و خضوع وخشوع بود تا با کوچکترین بی احترامی از سوی دوست و آشنای دیرینه‌ای، از کوره در نرویم و با غرور و تکبر مسیری را نرویم که به کینه توزی و ناراحتی های بلند مدت ختم شود.

 خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

 وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا فرقان/63

 و بندگان خداى رحمان، كسانى‏اند كه روى زمين با تواضع و فروتنى راه مى‏روند

 آقا محمود نواده مرحوم وحید بهبهانی و از علمای بزرگ و عالیقدر است. حاج میرزا مسیح که یکی از علمای معاصر ایشان بود در اثر سوءتفاهمی، آقا محمود را تکفیر کرده بود، مدتی گذشت تا آنکه حاج میرزا مسیح به قصد زیارت آستان مقدسه حضرت معصومه (علیهاالسلام) به قم مشرف شد و در آن شهر در مسجد امام حسن عسکری(علیه السلام) نماز جماعت می‌خواند، از قضا آقا محمود نیز برای زیارت قبلاً به قم آمده بودند و در آن روزها هنگامی‌که متوجه شد میرزا مسیح اقامه جماعت می‌کند، برای شرکت در نماز جماعت خاضعانه و بدون هیچ ناراحتی حاضر شد و به میرزا اقتدا نمود.

 نزدیکان آقا محمود به او گفتند: میرزا شما را تکفیر کرده و شما به او اقتدا می‌کنید؟

در پاسخ گفت: مسئله‌ای رخ نداده و چیزی نیست، منافاتی ندارد که امر برای میرزا مشتبه شده باشد و مرا کافر بداند ولی من وی را عادل بدانم و طبق مبانی فقهی هر دو نفر مطابق نظریه خویش عمل نموده‌ایم زیرا او طبق اخبار اشتباهی که در دست دارد من را تکفیر کرد و من هم ایشان را عادل می دانم و به او اقتدا می‌کنم و هر دو مثاب و مأجور هستیم.

 جریان که به اطلاع حاج میرزا مسیح رسید شگفت‌زده به دیدار آقا محمود شتافت و جدایی به دوستی تبدیل شد و همواره از اخلاق والای آقا محمود در تعجب بود.

 1.     با اقتباس و ویراست از کتاب قصص العلماء

خطر غرور (سی روز، سی گفتار )

23ام خرداد, 1395
http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1390/1390051653962243.jpgپایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در ایام ماه مبارک رمضان، به صورت روزانه گفتار و توصیه‌هایی اخلاقی از رهبر معظم انقلاب را منتشر نموده است.

روز ششم: «خطر غرور»

اگر بخواهیم استغفار -این نعمت الهی- را به‌دست بیاوریم، دو خصلت را باید از خودمان دور کنیم: یکی غفلت و دیگری غرور.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  بالاترین خطر
غفلت، یعنی انسان به‌کلّی متوجّه و متنبّه نباشد که گناهی از او سر می‌زند؛ مثل بعضی از مردم. حالا عرض نمی‌کنم بسیاری -کار به کم و زیادش ندارم- ممکن است در بعضی از جوامع، کمتر باشند. به هر حال، این نوع آدم‌ها در دنیا و در میان افراد انسان‌ها هستند که غافلند و گناه می‌کنند؛ بدون این که متوجّه باشند خلافی از آن‌ها سر می‌زند. دروغ می‌گوید، توطئه می‌کند، غیبت می‌کند، ضرر می‌رساند، شرّ می‌رساند، ویرانی درست می‌کند، قتل مرتکب می‌شود، برای انسان‌های گوناگون و بی‌گناه پاپوش درست می‌کند، در افق‌های دورتر و در سطح وسیع‌تر، برای ملت‌ها خواب‌های وحشتناک می‌بیند، مردم را گمراه می‌کند، اصلاً متنبّه هم نیست که این کارهای خلاف را انجام می‌دهد. اگر کسی به او بگوید که گناه می‌کنی، ممکن است از روی بی‌خیالی، قهقهه‌ای هم بزند و تمسخر کند: گناه؟ چه گناهی!

ادامه »

حسود اگر درمان نشود ایمانش کامل نمی شود

18ام خرداد, 1395

 

استاد فاطمی نیا:
 
منبرهای یک دقیقه ای/ بر اقتضائاتتان غلبه کنید تا درهای بسیاری به روی شما باز شودمرحوم شهید ثانی درباره حسادت رساله ای دارند که در آنجا می فرمایند:
بنشینیم فکر کنیم که چرا حسد داریم؟
خیلی از آدم ها با توهم زندگی می کنند، آدم حسود درگیر اوهام است، انسان حسود اگر درمان نشود ایمانش کامل نمی شود.
اگر حسد تازه رسیده باشد می توان علاجش کرد ولی اگر ماند و کهنه شد علاج پذیر نیست مگر اینکه ترتیب اثر ندهد.
 
منبع: وارث/سخنرانی استاد فاطمی نیا در حسینیه فاطمه الزهرا(س) در تاریخ 1393/10/02

سفارشات امام صادق (علیه السلام) به روزه‌ داران

17ام خرداد, 1395

استقبال از ماه خدا

 

ماه رمضان امام صادق علیه السلام می فرماید: از جمله اینکه حالت تو در حال روزه‌ات این باشد که خود را مشرف به آخرت بینی و حالتت حالت خضوع و خشوع و انکسار و خواری باشد و حالتت حالت بنده ترسان از مولایش و دلت پاک از عیوب و باطنت مبرای از حیله و مکر باشد و از آنچه غیر از خدا باشد بیزاری جوئی و در روزه خود ولایت خود را برای خدا خالص گردانی و از خدای قهار حقا بیمناک باشی و جان و بدن خود را برای محبت و ذکر او فارغ گردانی و بدن خود را برای عمل به اوامر او و آنچه تو را به آن دعوت کرده است و غیر اینها از آنچه در باب آن توصیه شده است مهیا سازی و جوارح خود را از محظورات و مخالفات به ویژه زبان را حتی از مجادله و سوگند راست محفوظ داری.


سپس در آخر روایت فرمود:
اگر به آنچه برای تو بیان شد عمل کردی حقا به آنچه برای روزه دار حق است عمل کرده‌ای و اگر از اینها کم گذاشتی از فضیلت روزه خود کم گذاشته‌ای و ثواب آن به اندازه کمبود از آن چیزی است که بیان شد.
من می‌گویم: پس به آنچه در این وصایا از وظایف روزه دار است نظر کن و سپس در تأثیرات آن تأمل نما و بدان که اگر کسی خود را مشرف به آخرت بیند دل خود را از دنیا خارج سازد و جز به تهیه توشه آخرت نپردازد و همچنین اگر قلبش خاضع شود و شکسته و خوار گردد از فرح به غیر خدا دوری کزیند و میل به آن ننماید و هر کس روح و بدنش برای خدا، خوار و ذلیل باشد و از هر چیزی سوای خدا بیزاری جوید روح و قلب و بدن و تمامت او در ذکر خدا و محبت خدا و عبادت خدا غرقه شود و روزه دار روزه مقربین باشد. خدا به حق مقربانش، ما را چنین روزه‌ای روزی گرداند هر چند که یک روز در عمرمان باشد.

کتاب ترجمه المراقبات – ص 207
تالیف: عارف کامل میرزاجواد آقاملکی تبریزی(ره)

منبع:خبرگزاری تسنیم،

 

داستان، مؤذن و گناه چشم چرانی

13ام خرداد, 1395

پرسيدند:

چشم آدم گنهکار ميتونه امام زمان رو ببينه؟!

گفت:

شمرهم امام زمانشو ديد !!!

اما نشناخت.



مرد زاهد، چشمان پاک

زن زیبایی به عقد مرد زاهد و مومنی در آمد. مرد بسیار قانع بود و زن تحمل این همه ساده زیستی را نداشت. روزی تاب و توان زن به سر رسید و با عصبانیت رو به مرد گفت: حالا که به خواسته های من توجه نمی کنی، خود به کوچه و برزن می روم تا همگان بدانند که تو چه زنی داری و چگونه به او بی توجهی می کنی،
من زر و زیور می خواهم! مرد در خانه را باز کرد و روبه زن می گوید: برو هر جا دلت می خواهد!
زن با نا باوری از خانه خارج شد، زیبا و زیبنده!
غروب به خانه آمد . مرد خندان گفت: خوب! شهر چه طور بود؟ رفتی؟ گشتی؟
چه سود که هیچ مردی تو را نگاه نکرد . زن متعجب گفت: تو از کجا می دانی؟
مرد جواب داد: و نیز می دانم در کوچه پسرکی چادرت را کشید! زن باز هم متعجب گفت : مگر مرا تعقیب کرده بودی؟ مرد به چشمان زن نگاه کرد و گفت: تمام عمر سعی بر این داشتم تا به ناموس مردم نگاه نیاندازم، مگر یکبار که در کودکی چادر زنی را کشیدم!

ادامه »

توصیه های آیت الله جاودان برای ايام پاياني ماه شعبان

11ام خرداد, 1395

آیت الله جاودان:

اگر انسان توبه کند به همه چیز رسیده است. اگر کسی یک گناهی دارد، اگر بتواند همین را جمع کند واقعا ماه شعبان را برده است. فرمودند یک کاری کن وقتی که وقتی ماه رمضان می آید، خود را برای خدا خالص گردانیده باشی. حال ما که نمی توانیم خیلی خودمان را خالص کنیم اما اگر توانستیم یکی دو گناهی را کنار بگذاریم یا یک اخلاق بدی را کنار بگذاریم خیلی خوب است. اخلاق بد یک گناه عمیق تری است. مثلا من اصلا نتوانم ببینم کسی بلند تر از من حرف بزند، خب این یک جهنم بالفعل است.

” تا آنکه چون ماه مبارک در آید خالص گردانیده باشی خود را از برای خدا “

اینها مربوط به قبل ماه رمضان است. حال ببینیم که برای ماه رمضان چه فرمودنده اند:

” و مگذار در گردن خود امانت و حق کسی را “

می خواهی وارد ماه رمضان شوی، هرچه امانت مردم است پس بده.
 
برای دانلود در سایز اصلی بر روی تصویر کلیک نمایید.

التزام مرحوم قاضی به غسل جمعه و اسراف نکردن آب

7ام خرداد, 1395

 

پدرم نقل کرد: روز جمعه ای به منزل آقای قاضی رفتم بعد از اتمام روضه چند نفری نشستند و مشغول صحبت شدیم، نزدیک زوال که شد آقای قاضی فرمود: ببخشید، اگر اجازه بدهید من یک غسل جمعه ای بکنم؛ چون من ملتزم به انجام آن هستم.

التزام مرحوم قاضی به غسل جمعه و اسراف نکردن آب

یکی از اشخاصی که به مرحوم آقای قاضی علاقه داشت و رابطه دوستی و رفاقت با هم داشتند مرحوم آیت الله میرزا باقر زنجانی( متوفی1394ق) بود که از مدرسین ممتاز و مجتهدین نامی نجف به شمار می رفت.
فرزند معظم له جناب حجة الاسلام شیخ محمود زنجانی نقل کردند: « پدرم صمیمیت زیادی با مرحوم قاضی داشت و از جوانی با هم دوست و رفیق بودند. البته ایشان در سلک و روش عرفانی مرحوم قاضی نبود و چه بسا هم به طور مطلق قبولش نداشت ولی سیّد را شخصی اهل معنی و بزرگوار می دانست. روزهای جمعه که در منزل آقای قاضی روضه برقرار می شد، تشریف می برد و ایشان هم برای روضه منزل ما می آمدند.
پدرم نقل کرد: روز جمعه ای به منزل آقای قاضی رفتم بعد از اتمام روضه چند نفری نشستند و مشغول صحبت شدیم، نزدیک زوال که شد آقای قاضی فرمود:
ببخشید، اگر اجازه بدهید من یک غسل جمعه ای بکنم؛ چون من ملتزم به انجام آن هستم. و پس از آن بلند شد و در ایوان منزل عریان شده و لنگی به کمر بست و یک پارچ کوچک را که در حدود دو لیوان آب می گرفت پر از آب کرده در کنار خود گذاشت، سپس پارچه ای را داخل پارچ کرده و خیس نمود و با آن سر خود را مرطوب کرد پس از آن صورت، بعد بدن و بالاخره تمام بدن را خیس کرد و سپس با حوله پاک نمود و لباسهایش را پوشیده و نزد ما آمد و نشست. ما که متعجبانه به ایشان نگاه می کردیم گفتیم: آقای قاضی! غسل شما این بود؟!
قاضی فرمود: « بلی! این غسل سنت{ مستحب } است که در آن نباید اسراف بشود. » و ما از این رفتار بی آلایش و بدون تکلف ایشان بسیار تحت تأثیر قرار گرفتیم. »
منبع: کتاب اسوه عارفان – ص 174/خبرگزاری تسنیم

iv style="direction: rtl; text-align: justify;"> 

 

نامه عرفانی و اخلاقی آیت الله آقا محمد بیدآبادی به میرزای قمی

6ام خرداد, 1395

این نامه یکی از مهم ترین نامه هایی است که بیدآبادی در سیر و سلوک نگاشته است و به همین جهت «آداب سیر و سلوک» و «رساله سیر و سلوک» نامیده شده است. مخاطبِ این نامه فقیه بزرگ سده سیزدهم میرزا ابوالقاسم قمی رحمه الله مشهور به میرزای قمی (م 1231 ق) است، که شرح حالش در ضمن شاگردان بیدآبادی ذکر گردید. میرزای قمی خود استادی وارسته و انسانی شایسته بوده و هنگامی قصد زیارت عتبات عالیات (کربلای معلی، نجف اشرف، کاظمین و سامرا) را داشته، از بیدآبادی تقاضای دستور العملی برای زیارت و درک بهره های معنوی بیشتر از مشاهد مشرفه می نماید. بیدآبادی نیز رساله حاضر را در جواب وی و مسائل متعدد و آداب ظریف زیارت و حضور قلب در عبادت را برای میرزای قمی تشریح می کند. بین میرزا قمی و بیدآبادی صمیمیت کامل وجود داشته و میرزا از مریدان آن مرحوم به شمار می رفته است. چون طرف خطاب بیدآبادی در این نامه فقیه بزرگ و آگاهی مانند میرزای قمی بوده لذا نامه را به عربی نگاشته و در آن عصاره اندیشه ها و نظرات خویش را در سیر و سلوک بیان نموده است. و چون واقف بوده که مخاطبش از فقها است و ممکن است برخی اصطلاحات رایج در عرفان و سیر و سلوک را قبول نداشته باشد از آوردن اصطلاحات عرفانی خودداری نموده است. با توجه به این ویژگی ها این نامه از سایر نامه های وی، بیشتر مورد توجه اندیشوران قرار گرفته، و نمونه کاملی از یک دستور سیرو سلوک عرفانی شیعی است.

1- ستایش و ثنا پروردگاری را سزاست که فطرت انسان ها را با اسمای جمال و جلال خود در چهل صباح بسرشت [1] و رازهای اسمای خود را در نهاد وی به ودیعت نهاد. و درک معانی و قدرت بیان آن ها را به وی بیاموخت.

2- و سپس با دادن توانِ بکارگیری دلیل و برهان و نحوه کسب یقین وی را گرامی داشت. تا او با استفاده از دلیل و برهان به درک حقایق قرآن و احادیث با عنایت الهی نائل آید.

3-پروردگاری که نعمت هایش را بر مؤمنان با فرستادن پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم تکمیل نمود و نعمت هدایت را به اتمام رسانید تا آن حضرت آیات الهی را بر ایشان بخواند و آنان را تربیت نموده و کتاب و حکمت را یادشان دهد[2]. تا آنچه را که عقول ایشان یارای درک و رسیدن به آن را نداشته به واسطه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یاد گیرند. و مردمان را در روز بازپسین حجّتی بر خدا نباشد و نگویند: خدایا اگر پیامبری می فرستادی ما اطاعت وی را کرده رستگار می شدیم.

4-خدایی که ظاهر بیانات پیامبران را برای هدایت عموم مردم که خواهان نعمت های ظاهری می باشند شریعت و قانون؛ و حکمت ها و رازهای پوشیده در کارهای آنان را برای مرض های قلبی و بیماری های روانی شفا و نجات؛ و حقیقت های ظاهره از حالات درونی آنان را برای رسیدن اهل حقیقت به بارگاه قدس خویش سبب و وسیله قرار داد.

5-پس قلب ها و دل هایمان از درخشش کلمات پرنور آن حضرت نورانی گشت و با تابش ستارگان هدایت و حکمت های پرنور وی، از تاریکی مناقشه های علمای علم کلام و از اشتباهات سخنان همسان حکیمان مشّائی و اشراقی رهایی یافت.

ادامه »

مسیر چشیدن «لذت ایمان»

5ام خرداد, 1395

 

وقتی مردم در حسینیه جماران شعار می دادند «روح منی خمینی، بت‌شکنی خمینی»؛ برای امام -رحمت‌الله‌علیه- لذتی نداشت، چون امام -رحمت‌الله‌علیه- از «ایمان به خدا» لذتی برده بود که این ابراز محبت‌های مردم در مقابل محبت‌های خدا هیچ بود.

امام آنقدر ترک شهوات و خوشی‌ها کرده بود که به «لذت ایمان» رسیده بود.

بر اساس فرمایش رسول خدا -صلی‌الله‌علیه‌وآله- کسی‌ که دوست دارد لذت‌های دیگر را بچشد، هیچ‌گاه به «لذت ایمان» نمی‌رسد؛ چه برسد به کسی که پی‌گیر و دل‌بسته‌ی لذت‌های دیگر است.

لذت و شهوت هم، منحصر در شهوات جنسی نیست، بلکه همه‌ی دل بخواهی‌های وجود انسان را در بر می‌گیرد که گاهی سلبی است (مانند غضب که چیزی را از خودت دفع می‌کنی) و گاهی ایجابی است (که منفعتی را به سمت خودت جلب می‌کنی).

منبع:سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در سلسله مباحثی تحت عنوان «تنها مسیر».

سه رکن سیر و سلوک از منظر شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی(ره)

5ام خرداد, 1395

شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی

به مناسبت سالروز رحلت عارف روشن ضمیر؛
بدانید، معیار امر و طریقه ما بر سه چیز است؛ شب زنده ‌داری، لقمه حلال و توجه به نماز، به ویژه نماز اول وقت و حضور قلب در آن.

به مناسبت 17 شعبان سالروز رحلت عارف بالله شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی مروری کوتاه بر شخصیت ویژه این عالم اهل سیرو سلوک کرده که در ذیل می آید.

شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی از عارفان قرن سیزدهم و چهاردهم است. وی در سال ۱۲۷۹ در اصفهان به دنیا آمد. اشتهار وی به نخودکی در اواخر عمر به سبب اقامتش در نخودک، یکی از روستاهای اطراف مشهد بود.

پدر نخودکی، علی اکبر مقدادی فردی عامی و از کاسبان اصفهان و متصف به زهد و پارسایی بود وی همچنین مرید محمدصادق تخت پولادی، مشهور به استجابت دعا و کرامت بود.

* عبادت سحرگاهی از طفولیت

از دیگر افتخارات ملا علی ‌اکبر ـ پدر مرحوم شیخ حسنعلی ـ که بعدها آن فرزند خلف و صالح با عشق و علاقه آن را دنبال کرد، خدمت به سادات و فرزندان حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام بود. مرحوم ملا علی ‌اکبر در تربیت و پرورش فرزندش، نهایت دقت و تلاش را به عمل آورد. وی فرزند دلبندش را از همان کودکی در هر سحرگاه که خود برای عبادت و شب زنده‌داری برمی ‌خاست، بیدار می ‌کرد تا او لذت مناجات، نماز، دعا و راز و نیاز را از همان سال ‌های کودکی بچشد و ذکر و یاد خدا، شیره جانش شود.

ادامه »

جهنم محل دل کندن است

4ام خرداد, 1395

 

بلا خیر است در روایت داریم که اگر کسی تا 40روز بلایی سرش نیاید اهل جهنم است.

اول جهنم است مرز جهنم کجاست؟ محل دل کندن، که دل کندن سخت است.

 

منبرهای یک دقیقه ای/ جهنم محل دل کندن استجهنمی ها دو دسته می شوند، یک دسته بلاخره بیرون می آیند و وارد بهشت می شوند اما یک دسته می مانند و آنها کسانی هستند که این لجن در ذات و وجودشان وارد شده است. و تا ابد می مانند و هیچ راه نجاتی برایشان وجود ندارد و کسانی هستند که خداوند راجع به آنها می گوید ” صمٌ بکمٌ فهم لا یرجعون” دیگر بازگشتی ندارند و کسانی هستند که به شدت در عمق دنیا غرق می شوند و نقطه اوج این عده را کفر می گویند. کافر هم به کسی می گویند که مانع نور شده است، پوشاننده نور است که این نور هم نور محمد و آل محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) است که آن نور را شخص کافر کتمان می کند.

 

بلا خیر است در روایت داریم که اگر کسی تا 40روز بلایی سرش نیاید اهل جهنم است.

اول جهنم است مرز جهنم کجاست؟

محل دل کندن، که دل کندن سخت است. از آن ساده تر چیست؟

بلا، که محل دل کندن است. از آن ساده تر اینکه شخص صدقه دهد، نماز بخواند اینها همه جایگاه های دل کندن است.

نماز بهترین جا برای دل کندن از دنیا است. اگر میخواهیم بلا سرمان نیاید، جهنم نرویم نماز بخوانیم، درست نماز بخوانیم، اگر جهنم را نمی توانی تحمل کنی، طاقت بلا را هم نداری، پس نماز بخوان، روزه بگیر در همه اینها دل کندن است.

منبع: وارث/ سخنرانی حجت الاسلام شیخ محمود ابوالقاسمی در هیئت عشاق العباس ؛ 25 اسفند 1392

از خدا بخواهیم تا یاری مان کند.

25ام اردیبهشت, 1395
حجت الاسلام دارستانی:
 

عاقبت بخیری یعنی صفحه آخر عمر انسان خوب بسته شود. خیلی ها خوب  شروع کردند ولی عاقبت به خیر نشدند و خیلی ها بد شروع کردند و خوب تمام کردند همانند: طیب، مصطفی پادگان، رسول ترک خوب تمام کردند اینها هیچ کس فکر نمی کرد این ها عاقبت به خیر شوند.

آنچه تا لب گور باید نگرانش باشیم عاقبت به خیری است. در مسیر بندگی ابتدا و انتها بندگی است. هرچه بنده تر شویم نزد خدا مقرب تر می شویم.

چرا اوایل که با خداوند رفیق می شویم حالمان خوب است ولی این حال خوب ادامه دار نیست یا سقوط می کنیم و یا در همان سطح می مانیم و اوج نمی گیریم؟

زیرا اوایل هیچ در دست نداشتیم و از خدا می خواستیم که یاریمان کند. ولی کم کم دچار کبر شدیم. اوایل برای بیدار شدن سحر از او درخواست می کردیم بعدها مغرور شدیم و گفتیم خودمان بیدار می شویم.

منبع: وارث/بخشی از سخنرانی حجت الاسلام دارستانی در هیئت مکتب الزهرا سلام الله علیها؛

آیت الله غروی اصفهانی روزی هزار بار سوره قدر را می خواند

21ام اردیبهشت, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيلَةِ الْقَدْرِ(القدر/1)
ما [قرآن را] در شب قدر نازل کرديم

وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيلَةُ الْقَدْرِ(القدر/2)
و از شب قدر چه آگاهت کرد

لَيلَةُ الْقَدْرِ خَيرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ(القدر/3)
شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است

تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ(القدر/4)
در آن [شب] فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براي هر کاري [که مقرر شده است] فرود آيند

سَلَامٌ هِي حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ(القدر/5)
[آن شب] تا دم صبح صلح و سلام است


آینه:

آیت الله العظمی غروی اصفهانی (ره) فرموده بودند: «خوب است انسان در شبانه روز هزار مرتبه سوره قدر را بخواند».

آیت الله العظمی محمد حسین غروی اصفهانی (ره) ارادت و عشق عجیبی به اهل بیت علیهم السلام به ویژه حضرت زهرا سلام الله علیها داشتند و در مجالس عزای حسینی علیه السلام  خودشان مبادرت به پذیرایی کرده و کفش های مردم را جفت می کردند و در هنگام پذیرایی نیز پیوسته چیزی می خواندند.

مرحوم آیت الله شیخ علی محمد بروجردی از شاگردان برجسته آیت الله قاضی (ره) از ایشان می پرسند: آقا چه می خوانید؟

ایشان فرموده بودند: «خوب است انسان در شبانه روز هزار مرتبه سوره قدر را بخواند».

از ویژگی های بارز این عالم ربانی این بود هر روز عصر به زیارت بارگاه مطهر امیرالمومنین علیه السلام می رفتند و زیارت عاشورا را با صد لعن و سلام می خواندند. آن مرحوم از خدا خواسته بود تا آخر عمر توفیق انجام این اعمال را به ایشان بدهد و خداوند هم توفیق داد؛ به طوری که هر روز هزار مرتبه سوره قدر و زیارت عاشورا با صد لعن و سلام را قرائت می نمودند.                            

    منبع: مؤسسه سیره علماء

به جای اینکه عابد باشی عبد باش …

18ام اردیبهشت, 1395

علامه حسن زاده آملی:

ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ” ﻋـﺎﺑـﺪ” ﺑﺎﺷﯽ،

” ﻋـَﺒﺪ” ﺑـﺎﺵ !

ﺷـﯿﻄﺎﻥ ﻫﻢ ﻗﺮﯾﺐ ﺑﻪ ۶۰۰۰ ﺳـﺎﻝ ﻋﺒـﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩ،

ﻋـﺎﺑـﺪ ﺷﺪ، ﺍﻣﺎ

“ﻋـَﺒـﺪ ” ﻧـﺸﺪ …

ﺗــﺎ ﻋـَﺒـﺪ ﻧـﺸﻮﯼ، ﻋﺒﺎﺩﺗﺖ ﺳـﻮﺩﯼ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻧـﺪﺍﺭﺩ؛

ﻋـَﺒﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﯾﻌﻨﯽ:

ﺑﺒـﯿﻦ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﭼﻪ ﻣﯽﺧـﻮﺍﻫﺪ، ﻧﻪ ﺩﻟﺖ…

نکته‌ای که اولیاء خدا تأکید شدیدی روی آن دارند و به عنوان بهترین راه، برای عبد شدنِ پروردگار عالم می‌دانند؛ این است که انسان از کسانی که شر هستند دوری بجوید

و به کسانی که خیرند، نزدیک شود.

 

همنشین اثر عجیبی دارد. این مطلب، آن‌قدر مهم است که باید مدام تکرار شود؛

چون در هر زمینه‌ای که ورود پیدا کنی، چه مبحث اخلاقی، چه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و … می‌بینی

 

آنچه که موثر است، همنشین است.

ادامه »

هفت خصلت که بنده را عابد می‌کند

18ام اردیبهشت, 1395

از اخبار معراجیه هست که از جانب خدا وحی شد:

ای احمد صلی الله علیه و آله ! آیا می دانی چه وقت بنده عابد می شود؟

حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: خیر،

خدای تعالی فرمود:

وقتی که هفت خصلت در او جمع باشد؛

  1. تقوائی که مانع از گناه شود.
  2. سکوت از سخنان بیهوده.
  3. ترسی که هرروز به گریه او بیفزاید.
  4. حیائی که در تنهائی از من شرم کند.
  5. قناعت به غذای ضروری.
  6. دشمنی دنیا برای اینکه من آن را دشمن دارم.
  7. دوستی نیکان.

منابع:
المواعظ العددیه، باب هفتم، ص195، فصل دوم
زبده الاحادیث، جلداول، ص144
نصایح، نوشته مرحوم ایت الله مشکینی
احادیث الطلاب
آموزه های اخلاقی در کلام معصومین(علیه السلام)

 

​کفاره با برکت فراموش کردن یک عمل مستحبی

12ام اردیبهشت, 1395

چند روزی را در این دنیا و بر سر سفره پر زرق و برق آن به میهمانی هستیم، حال اگر از همه جا غافل شویم و غرق در زینت های دنیا گردیم همه چیز را باخته ایم، اما اگر از فرصت انفاق بهره ببریم، سعادتمند خواهیم شد.

خداوند متعال در قرآن می فرماید:

«مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ»( بقره/3)

از آنچه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏ كنند

حکایت؛ صاحب بن عباد در کودکی هر گاه برای تعلم و قرائت قرآن به مسجد می رفته مادر او یک دینار و یک درهم به او می ‏داده و می‏ گفته این پول را به اولین فقیری که می‏بینی بده تا از بلایا دور باشی، او بدین منوال عمل می‏کرد تا زمانی که بزرگ شد باز هر شب برای اینکه فراموش نکند به خادم خود می‏ گفت: یک دینار و یک درهم زیر، زیرانداز بگذار تا صبح به فقیر بدهد.

مدتی وضع بدین ترتیب بود تا اینکه یک شب خادم فراموش نمود دینار و درهم را در جای همیشگی بگذارد چون صاحب طبق معمول پس از نماز صبح زیرانداز را کنار زد، دینار و درهمی ندید این را به فال بد گرفت و به نزدیک شدن مرگ خود تاویل نمود، آنگاه به خادمان گفت: آنچه در این جا فرش و زیر انداز هست بردارید و به اولین نیازمندی که می‏ بینید بدهید، تا کفاره تاخیر امروز در پرداخت دینار و درهم باشد.

خادم، مرد هاشمی نابینائی را دید که زنی دست او را گرفته است، به او گفت، اینها را از ما قبول کن، مرد پرسید اینها چیست؟

گفت: یک زیرانداز دیبا و یک پشتی دیبا است با شنیدن این سخن، مرد نابینا از هوش رفت.

صاحب بن عباد را از واقعه آگاه ساختند صاحب بر سر آن مرد حاضر شد و بر او آب پاشید چون به هوش آمد، علت تغییر حال او را جویا شد که مرد گفت: اگر سخن مرا نمی‏ پذیرید از این زن بپرسید! به او گفتند خودت تعریف کن! مرد نابینا گفت: من آبرومند هستم، دختری دارم که شخصی به خواستگاریش آمد، برای او جهیزیه‏ ای تهیه کردیم، اما دیشب مادرش گفت؛ دلم می ‏خواهد برای دخترمان یک زیرانداز و پشتی دیبا تهیه کنیم و من به او گفتم ما از کجا چنین چیزهائی فراهم کنیم؟ امروز که در کوچه این آقایان را دیدم و آن خواسته همسرم محقق شد، حق داشتم که از هوش بروم.

صاحب بن عباد پس از شنیدن این ماجرا جهیزیه ‏ای مناسب خرید و تحویل پدر دختر داد و داماد او را طلبید و دست مایه ‏ای ارزشمندی هم در اختیارش‏ گذاشت. 1

ای رهروی که خیر به مردم رسانده ای آسوده رو، که بار تو بر دوش سائل است2

1. با اقتباس و ویراست از کتاب داستان هایی از علما

2. صائب تبریزی

منبع: خبرگزاری حوزه

 

چقدر به مرگ نزدیکیم، ولی در فکر آن نیستیم!

11ام اردیبهشت, 1395

انسان چقدر به مرگ نزدیک است و درعین‌حال چقدر آن را دور می‌پندارد و از آن غافل است! آقای حائری۱ می‌فرمود: «در خواب دیدم که عزرائیل به من فرمود: شما باید استراحت کنید».

با اینکه می‌دانیم خواهیم مرد، بلکه فقط وقت مرگ معلوم و یا مظنون ما نیست؛ زیرا هر شب در عوالمی از برزخ می‌رویم که هیچ اختیارش دست ما نیست، چنان‌که قرآن شریف می‌فرماید:

«قَضَی عَلَیهَا الْمَوْتَ؛ مرگ را به‌صورت حتمی بر آن نوشته است»۲همچنین می‌فرماید:

«فَيُمْسِكُ الَّتي‏ قَضى‏ عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْری؛ آن‌گاه نَفْسِ کسی را که خداوند مرگ او را حتمی نموده نگاه می‌دارد و دیگری را رها می‌کند».۳

و در سجده نخست بعد از بیدار شدن از خواب برای انجام نماز شب مستحب، وارد شده است که گفته شود:

«أَلْحَمْدُ لله الذی أَحْیانی بَعْدَ ما أَماتَنی؛ سپاس خدایی را که مرا بعد از مرگ، زنده گردانید»،۴

بااین‌همه، این‌گونه از مرگ غافل هستیم! بله، اشخاصی بودند که همیشه مهیا، منتظر و به یاد مرگ بودند.

منبع:در محضر بهجت، ج۱، ص۲۸

۱.مرحوم حاج شیخ مرتضی حائری، فرزند حاج شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه علمیه قم.
۲.زمر: ۴۲.
۳.همان.
۴.اصول کافی، ج‌۲، ص‌۵۳۹؛ من لایحضره الفقیه، ج‌۱، ص‌۴۸۰.

 

 

​ویژگی کسانی که کمبود محبت دارند!

11ام اردیبهشت, 1395

انسان نیازمند به محبت است.

اگر کسی خود را بی‌نیاز نشان داد، یا دارد عزّت خود را حفظ می‌کند یا مغرور است و یا ناامید از دریافت محبت است.

انسان اگر نیازش به محبت شدید بشود از هر کسی محبت را می‌پذیرد و به خطا می‌افتد ولی اگر چشم و دل سیر باشد، دیگر جز از خدا و اولیاء خدا محبت نمی‌پذیرد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع: بیان معنوی/استادپناهیان

نیت خوب و پاک

1ام اردیبهشت, 1395

خدا غذا را برای شما می‌خواهد. وقتی شما آماده و طالب هستید غذای خوب می‌فرستد، زیبا و فشنگ و با برکت. این به نیّت‌ها مربوط است. البته گوینده هم وظیفه‌ای دارد. باید نیّت کند که خدایا من چیزی ندارم.

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود:

قلب شما هرکجا هست من هم همان‌جا هستم. شما هر چه دوست دارید برایتان می‌گویم. هر چه مطالبی بهتر و عالی‌تر بشنوید مربوط به خود شماست. قشنگ وضو می‌گیری. نیّت قشنگی هم که داری. یعنی هر چه بخواهی زیباست. خداوند به شما مرحمت کرده است. خوش به حال نیت‌های شما و خوش به حال من که دچار نیت‌های شما هستم. نیّت خوب گوینده را همان جا می‌برد که دوست دارید. با ادب به مجلس بیایید. گوینده در اختیار مستمع است. اگر مستمع با ادب بنشیند و طالب خیر باشد، خدا گوینده را بر می‌گرداند.

از وعّاظ بپرسید: چه شد امشب منبر خوبی داشتید؟

می‌گوید: اتفاقا راجع به موضوعی مطالعه کرده بودم، اما تا آمدم بسم‌ا… بگویم همه یادم رفت و خدا مرا این جا آورد.

اگر دیدید منبری غیر عادی شد و چیز خوب و عالی از کار در آمد با این که خوب از کار در نیامد، هر دو مربوط به مستمعین است. مستمعین او را به این جا کشانده‌اند. مستمع هرچه قشنگ‌ترف زیباتر و با ادب‌تر باشد، گوینده به همان سو می‌رود. ریش گوینده به دست مستمع است.

خدا غذا را برای شما می‌خواهد. وقتی شما آماده و طالب هستید غذای خوب می‌فرستد، زیبا و فشنگ و با برکت. این به نیّت‌ها مربوط است. البته گوینده هم وظیفه‌ای دارد. باید نیّت کند که خدایا من چیزی ندارم. هر چه خیر است برای بندگانت مرحمت کن. ولی شما هم آماده باش. از خدا بخواه که چیزهای خوب نصیبت کند.

کتاب طوبی محبت – ص 160
مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی

آثار و فوايد ذكر خدا

31ام فروردین, 1395

«ذكر الهى» چون نسيم فرحبخش، حيات معنوى را به انسان هديه مى كند; قلب خسته و افسرده انسان با «ياد خدا» طراوت مى يابد و در كشاكش مشكلات و انبوه گرفتاريها به ياد معشوق است كه اطمينان و آرامش را براى جانها به ارمغان مى آورد.

انسانى كه در هر لحظه به ياد خداوند و فقر و احتياج خويش به ذات اقدس الهى و عقاب و ثواب باشد، در درون خويش راهى براى رشد و نمو رذائل اخلاقى و ارتكاب معاصى نخواهد گذاشت و همواره در صدد رشد و تعالى خويش مى باشد.

بنابراين «ذكر و ياد خدا» از مهم ترين عوامل رسيدن به قرب الهى است كه انسان را از جهان ماده به عالم معنا و معنويت مى رساند.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا * وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا» (احزاب41/42)

اى كسانى كه ايمان آورده ايد، خدا را بسيار ياد كنيد و او را در صبحگاه و شامگاه تسبيح كنيد.

 

مفهوم ذكر

 

«ذكر» در لغت به معناى «ياد كردن» است، خواه با زبان باشد يا با قلب يا هردو، خواه بعد از نسيان باشد يا در ادامه ذكر. و نيز «ذكر» به معناى «حفظ شىء» است و خلاف نسيان مى باشد.
به بيان ديگر، «ذكر» عبارتست از اينكه آدمى نيروى ادراك خود را متوجه ياد شده كند، يا به اينكه نام او را ببرد و يا صفات او را به زبان جارى كند و مصداق مهمتر اينكه در قلب به ياد او باشد.
طبق اين معنا ذكر معناى عامى دارد كه هر چيزى را شامل مى شود، امّا آنچه خداوند در قرآن كريم به آن امر فرموده، «ذكر خداوند» و «يادآورى نعمتهاى الهى» مى باشد كه در سايه آن انسان غبار غفلت و دورى را از قلب خود بزدايد و برجان و روح خسته خويش، با باران ياد الهى گلهاى طاعت و بندگى را بروياند.

ادامه »

10 فضیلت اخلاقی برتر از دیدگاه امام صادق علیه السلام

28ام فروردین, 1395

امام صادق علیه السلام فرمود: مکارم اخلاق ده چیز است، اگر می‌توانی آن‌ها را داشته باش…

 

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند:
مکارم اخلاق ده چیز است، اگر می‌توانی آن‌ها را داشته باش، زیرا گاهی شخصی آن‌ها را دارد و فرزندش ندارد، و گاهی در فرزند هست و در پدرش نیست، و گاهی در برده هست و در آزاد نیست.

عرض شد آنها چه هستند؟

امام علیه السلام فرمود:
1. صادقانه و شجاعانه در راه خدا جنگیدن.               
2. راستگویی.         
3. امانت داری.              
4. صله رحم.            
5. پذیرایی از مهمان.            
6. غذا دادن به سائل (کسی که غذا می طلبد)
7. جبران کردن نیکی ها.          
8. انجام ندادن کاری که باعث مذمت همسایه شود( یعنی مراعات نکردن حق همسایه ).         
9. مراعات حق رفیق.                        
10. و سر همه مکارم بهتر و عالی‌تر ازهمه (حیا و شرم) است زیرا کسی که در برابر خالق و مخلوق حیا و شرم داشته باشد همه این مکارم اخلاق را رعایت می‌کند.      
منابع:
مستدرک الوسائل، جلد11، ص190 
الکافی، جلد2، ص55
وسائل الشیعه، جلد15، ص182
احادیث الطلاب، ح3097
الخصال، جلد2، ص431
امالی طوسی، ص10
بحارالانوار، جلد69، ص372
بحارالانوار، جلد70، ص367

سرمشق نیکو

23ام فروردین, 1395
یک سرمشق نیکو من می خواهم عرض بکنم به جوانان عزیزمان، جوان های انقلابی و مؤمن و عاشق امام، که حرف می زنند، می نویسند، اقدام می کنند؛ کاملًا رعایت کنید. اینجور نباشد که مخالفت با یک کسی، ما را وارد کند که نسبت به آن کس از جاده حق تعدی کنیم، تجاوز کنیم، ظلم کنیم؛ نه، ظلم نباید کرد. به هیچ کس نباید ظلم کرد.

من یک خاطره از امام (رحمه الله) نقل می کنم. ما یک شب در خدمت امام (رحمه الله) بودیم.

من از ایشان پرسیدم: نظر شما نسبت به فلان کس چیست؟ نمی خواهم اسم بیاورم؛ یکی از چهره های معروف دنیای اسلام در دوران نزدیک به ما که همه نام او را شنیدند، همه می شناسند- امام (رحمه الله) تأملی کردند،

گفتند: «نمی شناسم». بعد هم یک جمله مذمت آمیزی راجع به آن شخص گفتند. این تمام شد.

من فردای آن روز یا پس فردا- درست یادم نیست- صبح با امام (رحمه الله) کاری داشتم، رفتم خدمت ایشان. به مجردی که وارد اتاق شدم و نشستم، قبل از اینکه من کاری را که داشتم، مطرح کنم، ایشان گفتند: «راجع به آن کسی که شما دیشب یا پریشب سؤال کردید،” همین، نمی شناسم"؛ یعنی آن جمله مذمت آمیزی را که بعد از «نمی شناسم» گفته بودند، پاک کردند.

ببینید، این خیلی مهم است. آن جمله مذمت آمیز نه فحش بود، نه دشنام بود، نه تهمت بود؛ خوشبختانه من هم به کلی از یادم رفته که آن جمله چه بود؛ یعنی یا تصرف معنوی ایشان بود یا کم حافظگی من بود؛ نمی دانم چه بود، اما این قدر یادم هست که یک جمله مذمت آمیزی بود. همین را ایشان آن شب گفتند، دو روز بعدش یا یک روز بعدش آن را پاک کردند؛ گفتند:” نه، همان نمی شناسم". ببنید، اسوه است.[1]

« لَقَدْ کانَ لَکمْ فی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یرْجُوا اللّهَ وَ الْیوْمَ اْلآخِرَ وَ ذَکرَ اللّهَ کثیرًا»[2]؛

«برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آن ها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند، و خدا را بسیار یاد می کنند».[3]

پی نوشت

[1] مقام معظم رهبرى( مد)، خطبه‏ هاى نماز جمعه تهران در حرم امام خمينى( ره)، 14/ 3/ 1389.

[2]  احزاب( 33): 21.

[3] جمعى از نويسندگان، نامه جامعه، 111جلد، توس - قم - ايران، چاپ: 1، 1383 ه.ش.

منبع : نامه جامعه، شماره 110، ص: 56

هدیه ای که شیخ اعظم به دشمن خود داد.

22ام فروردین, 1395

 

شیخ انصاریاز صفات بارز بندگان صالح و مخلص خداوند متعال عفو و گذشت است اما فضیلت برتر مومن واقعی این است که هنگامی که به او بدی کنند و او را مورد آزار قرار دهند علاوه بر بخشش و گذشت، بدی را با نیکی پاسخ دهد.


خداوند متعال در قرآن می فرماید:

 

وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ فصلت/34

 

هرگز نیکی و بدی یکسان نیستند، پس بدی را با نیکوترین خصلت دفع کن.

یکی از فرزندان مرحوم شیخ انصاری به واسطه نقل می‏کند، مردی روی قبر شیخ افتاده بود و با شدت گریه می‏کرد، وقتی علت گریه ‏اش را پرسیدند، گفت جماعتی مرا وادار کردند تا شیخ را به قتل برسانم من شمشیرم را برداشتم و نیمه شب رفتم منزل شیخ، وقتی وارد اطاق شدم، دیدم روی سجاده در حال نماز است، چون نشست من دستم را با شمشیر بلند کردم که بزنم در همان حال دستم بی حرکت ماند و خودم هم قادر به حرکت نبودم به همان حال ماندم تا او از نماز فارغ شد، بدون آنکه بطرف من برگردد گفت:

خداوندا من چه کرده ‏ام که فلان کس و فلان کس اسم همه آن جماعت را برد، فلان شخص ( اسم مرا برد ) را فرستاده ‏اند که مرا بکشد، خدایا من آنها را بخشیدم تو هم آنها را ببخش. آن وقت من التماس کردم و عرض کردم آقا مرا ببخشید.

 

 فرمود: آهسته حرف بزن کسی نفهمد، برو بخانه ‏ات ولی صبح به نزد من بیا صبح شد، در فکر بودم بروم یا نروم و اگر نروم چه خواهد شد که بالاخره به خودم جرات داده و رفتم دیدم مردم در مسجد دور او را گرفته ‏اند، رفتم جلو سلام کردم، مخفیانه کیسه ‏ای پول به من داد و فرمود: برو با این پول کاسبی کن. من آن پول را آورده سرمایه خود قرار دادم و کاسبی کردم، از برکت آن پول امروز یکی از تجار بازارم و هر چه دارم از برکت صاحب این قبر دارم.(با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در میدان عمل)

 

رکن اولیای خدا

19ام فروردین, 1395

اولياء آنهايی هستند كه خداوند در وصف آنان فرموده است:

«أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ».

این نصّ قرآن است. تمام عالم، بدون استثنا، همه مبتلا به دو آفت هستند:

ترس و حزن.

ترس از چه؟ از اينكه آنچه دارم، نبازم.

حزن از چه؟ از اینکه آنچه ندارم، چه جور به او برسم.

همه در اين بين، بين الخوف و الحزن گرفتار هستند. حالا كسانی كه به مقامی رسيده‌اند كه « لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»، اينها كيان‌اند؟! اين در قرآن است.

اما مفسّر قرآن خاتم پيغمبران (صلی الله علیه وآله) است. و بیان آن حضرت اين است:

اولياء الله كسانی هستند كه «سَكَتُوا فَكَانَ سُكُوتُهُمْ ذِكْراً وَ نَظَرُوا فَكَانَ نَظَرُهُمْ عِبْرَةً وَ نَطَقُوا فَكَانَ نُطْقُهُمْ حِكْمَةً وَ مَشَوْا فَكَانَ مَشْيُهُمْ بَيْنَ النَّاسِ بَرَكَةً»؛ نظر آنها عبرت است. مشی آنها، قدم آنها بركت است. سكوتشان ذكر است. نطقشان حكمت است. اگر آجال مكتوبه‌ی الهيه بر آنها نبود، «لَمْ تَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ خَوْفاً مِنَ الْعِقَاب وَ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ».

اين اكسير احمر كجا پيدا می‌شود؟!

اينها همگی، من الأولين و الآخرين، ركنشان اميرالمؤمنين (علیه السلام) است! حالا آن كسی كه خودش ركن تمام اوليای خداست، بايد ديد ركن او كيست؛ ركن او هم فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) است!

منبع:نکته ها/دفتر حضرت آيت الله العظمى وحيد خراسانى

 


 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی