« نسل جوان امروز برای عقب راندن دشمن از نسل اول آماده تر استسبک زندگی مدرن،حجاب عصر ظهور »

صبر در سلوک معنوي

نوشته شده توسطرحیمی 19ام اسفند, 1396

 

مسلّم است كه هر كار مهمّي با مشكلات و سختي‌هايي همراه است؛ به‌ويژه اينكه اگر آن فعّاليت و مأموريت با اميال و منافع عدّه‌اي مغايرت داشته باشد.


صبر(1)

دستورالعمل مهم و تعيين‌كنندۀ ديگر در موفّقيت پيامبر اكرم«صلی الله علیه و آله و سلم»، شكيبايي و صبر در مواجهه با مشكلات است: «وَاصْبِرْ عَلَي ما يَقُولُون؛ و بر آنچه مى‌گويند صبر كن».(2)

مسلّم است كه هر كار مهمّي با مشكلات و سختي‌هايي همراه است؛ به‌ويژه اينكه اگر آن فعّاليت و مأموريت با اميال و منافع عدّه‌اي مغايرت داشته باشد. بنابراين رسالت پيامبر«صلی الله علیه و آله و سلم» كه عبارت بود از مقابله با جهالت‌ها و ظلم و ستم ستمگران و فرهنگ طاغوت و سوق دادن جامعه به سوي نيكي‌‌ها، با دشمنان متعددي مواجه بود. اوّلين عكس‌العمل بت‌پرستان و اشراف و ستمگران، خيل تهمت‌ها و نسبت‌هاي ناروا را به همراه داشت. از اين‌‌رو، خداوند براي آمادگي پيامبر، با پيشگويي برخورد آنان، به آن حضرت مي‌فرمايد: اي رسول گرامي! اين كار، صبر و استقامت لازم دارد.

هر چند صبر در مقابل مشکلات و تحمّل مصائب با تلخي همراه است؛ امّا ميوه‌اي شيرين دارد. صبر و استقامت آن حضرت در سیزده سال اوّل بعثت و پشت سر نهادن هشتاد و چهار جنگ در مدینه و موفّقيّت ایشان در فراگيري اسلام را به همراه داشت. زندگي پرفراز و نشيب پيامبر اكرم«صلی الله علیه و آله و سلم» بيانگر اين نكتۀ مهم است كه صبر از عوامل مهم در موفّقيت ايشان به شمار مي‌آيد.

به صبر اُمّ‌ الفضائل مي‌گويند. همۀ فضيلت‌ها متوقّف بر صبر و استقامت است. اگر انسان بخواهد مُهذّب شود بايد اين صبر و استقامت را در سير و سلوک داشته باشد. اگر کسی بخواهد عالم شود، صبر مي‌خواهد، استقامت در علم مي‌خواهد. اگر کسي بخواهد فضيلتي از فضائل انساني راه پيدا کند، صبر و استقامت مي‌خواهد. پيدا کردن ملکۀ تقوا متوقّف بر صبر و استقامت است. اگر در خانواده زن و شوهر بخواهند با هم يک زندگي موفّق داشته باشند، و اولاد شايسته تحويل اجتماع دهند، بايد صبور باشند.

كسی كه در طلب رسيدن به خداوند یگانه است و كاميابي روز قيامت را در سر می‌پروراند، باید صبر و شکیبائی پیامبر اکرم«صلی الله علیه و آله و سلم» را سرمشق زندگی خود قرار دهد و از استقامت مسلمانان صدر اسلام پند بگیرد. پيامبر اكرم«صلی الله علیه و آله و سلم» در طي بيست و سه سال که بار سنگین رسالت را به دوش می‌کشیدند، آن چنان آزار دیدند و اذيّت شدند كه فرمودند:

«مَا أوذِيَ نَبي مِثل مَا أوذِيت؛ هيچ پيامبري به مانند من آزار و اذيت نشد».(3)

>مسلمانان و پیروان مکتب رسول الله«صلی الله علیه و آله و سلم» در هشتاد و چهار جنگ طاقت فرسا شرکت کردند و با اينكه از لحاظ تعداد رزمندگان و تجهیزات جنگی، در مرتبه‌ای بسیار پائین‌تر از دشمن قرار داشتند، استقامت ورزیدند و پیروزی نهائی را به اسلام اختصاص دادند. در جنگ «ذات الرّقاع»، مسلمانان اسب و شتر نداشتند و باید مسیر جنگ را با پای پیاده طی می‌کردند و این در حالی بود که توان تهیۀ پای افزار نیز از آنان سلب شده بود و مجبور بودند مسيری که ريگزار بود را با پای برهنه طی کنند. برخی از آنان پارچه‌های کهنه که همراه داشتند را به پای خود بستند ولی این پارچه‌ها نیز نتوانست از جراحت کف پای آنان بکاهد. با پای مجروح و بدنی خسته جنگیدند و میوۀ صبر و استقامت خود را هنگام پیروزی بر دشمن چیدند.

پیروزی در هر میدانی محتاج صبر و شکیبائی است. جوانان بايد بدانند كه براي موفّق شدن در كارها به دو بال علم و عمل نياز دارند. و باید از تخصّص و تعهّد کافی برخوردار باشند. و با این دو بال، به سوی موفّقیّت و پیروزی پرواز نمایند. به دست آوردن دو بال تخصّص و تعهّد، مرهون صبر است و بدون صبر کسی صعود نمی‌کند.

انسان باید صبر را از یک دانۀ گندم بیاموزد. هنگامی که دانۀ گندم کاشته می‌شود، اوّل بايد شكفته شود، بعد ريشه پيدا كند، سپس سر از خاك بيرون بياورد و بعد سبزه پيدا كند و در ميان گل و لاي بماند، استقامت ورزد تا رشد پيدا كند و كم كم بزرگ شود و خوشه كند. پس از آن، همين خوشه می‌تواند استكمال داشته باشد. تکامل دانۀ گندم در این است که پس از تحمّل مشكلات درون خاک و استقامت در برابر گرما و سرمای خارج خاک، رشد کند و آمادۀ برداشت شود. پس از برداشت گندم را به آسیاب می‌برند و زیر سنگ آسیاب به آرد مبدّل می‌کنند و پس از آنکه آرد را خمیر کردند، او را در آتش تنور می‌گدازند تا پخته شود. اگر گندم این مراحل سخت را صبورانه تحمّل ننماید، هیچگاه پخته نمی‌شود و نمی‌تواند در راه استکمال گام نهد. وقتی از زیر سنگ آسیاب و از درون آتش تنور با سربلندی خارج شود، آنگاه انسانی آن را می‌خورد و به جزئی از بدن انسان مبدّل می‌گردد و استکمال او آغاز خواهد شد. در این صورت لیاقت طی منازل هفتگانه را در بدن انسان، پیدا می‌کند و می‌تواند به لقاء الله نائل شود. سالک باید صبر دانۀ گندم و تحمّل او در برابر شدائدی همچون سنگ آسیاب و آتش تنور را در نظر بگیرد و قدم در راه گذارد و در مواجهه با موانعی که در مسیر او ایجاد می‌شود، شکیبائی پیشه کند تا به مقصود برسد.

صبر و استقامت امیرالمؤمنین حضرت علي«سلام الله علیه» در شصت و سه سال عمر با برکت آن حضرت ستودنی است. آن امام بزرگوار علاوه بر آنکه در همۀ مصائب و مشکلات پیامبر اکرم«صلی الله علیه و آله و سلم»همواره همراه آن نبیّ گرامی بودند و رنج و زحمت مقابله با کفّار و مشرکین را تحمّل كردند، پس از رحلت حضرت ختمی مرتبت«صلی الله علیه و آله و سلم» و هنگامی که خلافت ایشان غصب شد، صبر و استقامتی به یاد ماندنی آفریدند و به تعبير خود آن حضرت، گويا خار در چشم و استخوان در گلوي داشتند.(4)  و در مدّت بیست و پنج سال که به اصطلاح خانه نشین بودند، حاصل استقامت ایشان، احداث بيست و شش مزرعه برای بهره‌مندی فقرا و مستمندان بود. پس از آن هم پنج سال حکومت کردند و در آن مدّت با سه جنگ مهم و اساسی جمل، صفّین و نهروان مواجه شدند که هرکدام برای در هم شکستن صبر فولادین امیرالمؤمنین«سلام الله علیه» کافی بود. امّا استقامت آن حضرت، از زوال تشيّع جلوگیری کرد. نکتۀ قابل توجّه اینکه امیرالمومنین«سلام الله علیه» در همان پنج سال حکومت، علیرغم هجوم مشکلات سیاسی و کارشکنی دشمنان، توانستند اقتصاد اسلام را در ممالک تحت حکومت خود حاکم کنند. آن چنان که می‌فرمایند: در این حکومت، فقیر و بی‌مسکن و محتاج به ازدواج وجود ندارد.(5)  یک رفاه کامل از نظر خوراك، پوشاك،‌ مسكن و ازدواج، برای مردم فراهم کرده بودند. آن همه موفّقیّت و سربلندی، در پرتو صبر و استقامت نصیب امیرالمؤمنین«سلام الله علیه» شد. انجام هر کاري و به سرانجام رساندن هر مأموريتي با مشکلات عديده‌اي همراه خواهد بود و انسان بايد همراه با فعاليتي که دارد، صبورانه مشکلات را تحمّل کند و به رفع موانع بپردازد.

صبر در سلوک معنوي

کسي که مي‌خواهد مسير تقرّب به سوي حق‌تعالي را بپيمايد، بايد در مقابل شدائد و سختي‌هاي اين راه پر پيچ و خم صبور باشد. اساساً رسيدن به هيچ موفّقيّتي بدون پشت سر گذاشتن مشکلات و مواجهه با موانع، امکان‌پذير نيست و حرکت به سوی خدای سبحان نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود و موانع و مشکلاتی مخصوص به خود دارد که محتاج صبر فراوان است. صبر در سلوک معنوی ثمرات والائی برای سالک دارد. چنانچه قرآن کریم مي‌فرمايد:

«إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي‏ كُنْتُمْ تُوعَدُونَ، نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ؛ بي ترديد کساني که گفتند: پروردگار ما «الله» است، سپس پايداري نمودند، فرشتگان بر انها فرود آيند و (گويند) که هرگز مترسيد و غمگين نشويد و شما را مژده باد به بهشتي که (در دنيا) وعده داده مي‌شديد. ما سرپرستان و دوستان و ياران شما در دنيا و‌ آخرتيم».(6)

از اين آيۀ شریفه معلوم مي‌شود كه لیاقت نزول ملائكه، منحصر به وجود مبارک پیامبران الهی نیست، بلكه فرشتگان بر ائمۀ طاهرين«سلام الله علیهم» و در مرتبۀ بعدی بر اهل معرفت نیز نازل می‌شوند و ضمن اینکه مفتخر به مکالمه با اهل دل هستند، به آنان می‌گویند: «أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا»، يعني ای کسی که راه تقرّب به پروردگار متعال را می‌پیمائی، مواظب باش از گذشته‌ها اصلاً و ابداً غصّه نداشته باشي و با يك دنيا نشاط، از آينده نیز هراسی در دل راه ندهی كه ما در اين دنيا يار و ياور تو هستيم و نمي‌گذاريم شيطان انسي و شيطان جنّي بر تو حكومت كند و در آخرت نیز با تو خواهیم بود.«نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ».

سالک باید از میان طوفان حوادث دنیای مادّی حرکت کند تا به مقصد برسد. دنيا به مثابۀ يک دريا است که طوفان و آشفتگي دارد. کسي که در دريا مسيري را طي مي‌کند، بايد منتظر امواج سهمگين و طوفان‌هاي شديد باشد و جزر و مدّ دريا را تحمّل نمايد. رسول الله«صل الله علیه و آله» مي‌فرمايند:

«الدُّنْيَا بَحْرٌ عَمِيقٌ قَدْ غَرِقَ فِيهَا خَلْق كَثِيرٌ؛ دنيا دريايى عميق است كه بسيارى در آن غرق می شوند».(7) 

بسياري از مردم تاب و تحمل طوفان و گردآب را ندارند و تسليم مشکلات مي‌شوند و از مقصود باز مي‌مانند. صبر و استقامت مي‌تواند انسان را از بين امواج دريا عبور دهد و به مقصود برساند. اگر کسي در این دریای طوفانی صبوري پيشه نکند، در همان ابتداي ورود به دور خود مي‌چرخد و نهايتاً غرق خواهد شد و اين همان سقوط به ورطۀ غفلت است.

اگر سالک در سير خود به مانع يا مشکلي برخورد، اوّلاً بايد تلاش کند و به حل مشکل بپردازد، اگر گره‌اي در کار او ايجاد شده است با صبر و حوصله، سعي کند گره را باز کند. ثانياً اگر حل مشکل ميسّر نشد، حق ندارد در پشت مانع بايستد، بلکه بايد از کنار مانعِ پيشِ رو، عبور کند و به حرکت خود ادامه دهد. ثالثاً اگر مانع نظير سدّ محکمي در مقابل او خودنمايي کرد و اجازۀ عبور به وي نداد، بايد به تحمل شدائد و سختي‌ها تن سپارد و با به دوش گرفتن مشکل، بدون هيچ توقفي حرکت خود را ادامه دهد. در هر صورت توقّف در مسير حرکت ممنوع است و سقوط و گمراهي سالک را به همراه خواهد داشت. و گويا در قاموس انسان نوشته شده است: «توقّف ممنوع!»

سیر و سلوک نیز نظیر هر امر دیگری ممکن است با شکست‌های متعدّد مواجه شود. آنچه سالک را از مسیر حرکت خارج می‌سازد، هراس از شکست و ناامیدی از ادامۀ حرکت است. سالک باید اگر حتّي هزار مرتبه با شکست روبرو شد، هراسی در دل راه ندهد و با صبر و حوصله مجدداً حرکت خود را از سر گیرد. خداوند متعال کسانی را که پس از شکست در مسیر حرکت به سوی او باز می‌گردند و در جهت جبران خساراتی که به خود وارد نموده‌اند، بر می‌آیند دوست دارد. چنانکه قرآن کریم می‌فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ؛ هر آينه خدا توبه‌كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد».(8) 

اگر چنین صبری همراه سالک باشد، به لقای پروردگار متعال نائل خواهد شد و مخاطب آیات الهی می‌گردد که فرمود:«يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعي‏ إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً ، فَادْخُلي‏ في‏ عِبادي، وَ ادْخُلي‏ جَنَّتي؛ اى روح آرامش يافته، خشنود و پسنديده به سوى پروردگارت باز گرد، و در زمره بندگان من داخل شو، و به بهشت من درآى».(9)

و همچنين:

«إِنَّ الْمُتَّقينَ في‏ جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ ، في‏ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِر؛ پرهيزگاران در باغها و كنار جويبارانند. در جايگاهى پسنديده، نزد فرمانروايى توانا ».(10)

جايگاه كسي كه به واقع راه را پيموده است، نزد خود خداوند است و در لحظۀ مرگ به او خطاب مي‌شود: اي كسي كه به مقام لقاء‌ رسيده‌اي نزد پروردگار خود بيا. نمي‌گويد بيا در بهشت! بلکه او را به مقام عنداللهی دعوت می‌نماید و این پاداش صبر و استقامت او است.

اقسام صبر

1‌ـ‌ صبر در مصيبت

قسم اوّل صبر، صبر در برابر مصائبي است که در زندگي نصيب انسان مي‌شود. هر انساني ممکن است در طول زندگي خود با مصائبي از قبيل مرگ و فقدان نزديکان، فقر و تنگدستي، بيماري‌هاي صعب‌العلاج، معلوليّت جسمي فرزندان و… مواجه شود. معنی صبر در مصیبت آن است که انسان بتواند در ناملایمات و مشکلات و مصائبی که به او وارد می‌شود، خود را حفظ نماید.

چگونگيِ برخورد با اين مصائب تأثير به سزايي در نحوۀ زندگي آيندۀ انسان‌ها دارد. اگر شکيبايي پيشه کنند، به يک زندگي آرام و مطمئن دست خواهند يافت و در صورت ناشکيبي و بي‌صبري، دنيا و آخرت خود را تباه مي‌کنند.

نکته‌اي که در اين مجال شايان توجّه است اينکه بسياري از مصائب، از الطاف خفيّۀ خداي تعالي است و الطاف خفيّۀحق‌تعالي نيز والاتر و مهم‌تر از الطاف جليّه است.

اگر همۀ انسان‌ها تا ابد زنده بمانند، غوغايي در عالم پديدار مي‌شود و ديگر در جهان جايي براي زندگي افرادي که به دنيا مي‌آيند يافت نمي‌شود و مصيبت مرگ در برابر مصيبتي که در اثر زنده ماندن انسان‌ها متوجّه آدميان خواهد شد، بسيار ناچيز است. افزون بر اين، گاهي اوقات مرگ انسان‌ها موجب عاقبت به خيري آنان و اطرافيان آن‌ها مي‌گردد. جواني که به مرگ نابهنگام دچار مي‌شود، ممکن است در صورت ادامۀ حيات، موجب بي‌ديني و شقاوت خود و خانواده و نزديکان شود.

اگر همۀ انسان‌ها از تموّل کافي برخوردار باشند، مشاغل به درستي تقسيم نمي‌شود. کسي حاضر نيست مشاغل سخت را بر عهده بگيرد و بدين سبب بسياري از امور معطّل مي‌ماند. در برخي موارد نيز دينداري و عفت آدمي در فقر و تنگدستي او نهفته است و در صورت کسب ثروت، دين و غيرت و عفّت خود را از دست مي‌دهد. چه‌بسيار مشاهده مي‌شود افرادي که وضعيت مالي آنان بهبود مي‌يابد و به‌ثروتي دست مي‌يابند، به تدريج نسبت به واجبات ديني بي‌تفاوت مي‌شوند و در وهلۀ اوّل، چادر را نشانۀ عقب‌ ماندگي مي‌دانند و به بدحجابي و پس از آن بي‌حجابي روي مي‌آورند. اگر اشخاص فقير احتمال بدهند که در صورت رفع تنگدستي، دختر آنان لاابالي و موجب آبروريزي مي‌شود، هيچ‌گاه آرزوي ثروت را در سر نمي‌پرورانند و در مقابل سختي‌هاي زندگي صبوري پيشه مي‌کنند. البتۀ در بين خانواده‌هاي متموّل نيز افراد مؤمن که مقيّد به انجام واجبات هستند و در حفظ حجاب و عفت خود مي‌کوشند، به وفور يافت مي‌شود و اين موضوع بستگي به ظرفيّت آدمي دارد.

علی کلّ‌ حالٍ اکثر مصائب، از نظر انسان مصيبت است؛ ولي در حقيقت نعمتي از سوي حق‌‌تعالي است که از الطاف خفيّۀ خداوند شمرده مي‌شود.

خداوند متعال به کساني که در مقابل مصيبت خود را نمي‌بازند و صبر و استقامت مي‌ورزند بشارت داده است. آنجا که مي‌فرمايد:

«وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ؛ و حتما شما را به اندكى از ترس و گرسنگى و كاهشى از مال‏ها و جان‏ها و محصولات آزمايش خواهيم نمود و شكيبايان را مژده ده».(11)

خداي سبحان به واسطۀ مصائبي که به انسان وارد مي‌شود، او را امتحان مي‌کند. گاهي اوقات امتحان به منظور اين است که شخصي که در معرض آزمايش قرار گرفته است، متوجّه ميزان توانمندي خود شود. معلّم از توان علمي شاگرد خود خبر دارد ولي با امتحان به او مي‌فهماند که چه مقدار بر مطالبي که آموخته است تسلّط دارد.

گاهي نيز امتحان الهي به سبب زدودن ناخالصي‌ها و رذائل است. امتحاني که مهندس معدني در کوره‌اي با چندين هزار درجۀ حرارت، از سنگ معدني به عمل مي‌آورد از همين قبيل است. اگر سنگ معدني آن شدائد را تحمّل ننمايد، تبديل به طلاي ناب نمي‌شود.

بنابر تعبير قرآن کريم، انسان بايد در اين دنيا هر دوگونۀ امتحان را پشت سر بگذارد تا منازل سير و سلوک را بپيمايد و به لقاي پروردگار متعال نايل آيد.

بنده‌اي که در امتحانات الهي موفّق و سربلند شود، هنگام مصيبت نیز ثابت و استوار می‌ماند و ايستادگي مي‌‌کند و چون مي‌داند بازگشت او به سوي حق‌تعالي است، آن مصيبت او را از پاي درنمي‌آورد.

«الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون؛ همان كسانى كه چون مصيبتى بر آنها وارد شود گويند: همانا ما از آنِ خداييم و همانا به سوى او باز خواهيم گشت».(12)

کمال بندگان، مرهون صبر آنان در شدائد و سختي‌ها است. خداوند به بنده‌اي که در برابر مصائب زندگي صابر است درود مي‌فرستد.

«أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ؛ آنها هستند كه بر آنها درودها و رحمتى از جانب پروردگارشان مى‏رسد، و آنها هستند كه ره‌يافته‏اند».(13)

افزون بر درود و رحمت بي‌منتهاي خداوند منّان، هدايت عنائيۀ او نيز شامل چنين بندگاني مي‌شود. يعني دست عنايت خداوند روي سر کساني واقع مي‌شود که در مصيبت صابر باشند. بنده‌اي که هدايت عنائيۀ حق‌تعالي را به خود جلب کند، دنيا و آخرتي آباد و روشن خواهد داشت. خداوند تبارک و تعالي را در همۀ شئونات و مراحل زندگي يار و ياور خود مي‌يابد و با دلي آرام و قلبي مطمئن به سوي لقاي پروردگار متعال حرکت مي‌کند تا به مقصد برسد.

نمونۀ بارز این مرتبه از صبر، در روحیّات خاندان حضرت ابی عبدالله الحسین«سلام الله علیه» به ویژه در رفتار امام سجاد«سلام الله علیه» و حضرت زینب کبری«سلام الله علیها» مشاهده می‌شود. آن بزرگواران با آن همه مصائبی که در کربلا دیدند و با آن همه مشکلاتی که در زمان اسارت برای آنان حاصل شد، به ایراد خطبه‌هایی پرداختند که ستون حکومت بنی امیّه را به لرزه در آورد. اگر صبر و استقامت آنان نبود، حتماً قضيۀ کربلا در کربلا تمام می‌شد و به‌ جايي نمي‌رسيد. صبر و استقامت حضرت زینب«سلام الله علیها» توانست خون امام حسين«سلام الله علیه» را زنده کند و اهداف قیام آن حضرت را به سراسر عالم منتشر نماید و پایه‌های حکومت ظالمانۀ بنی امیّه را متزلزل سازد. حضرت زینب«سلام الله علیها» راجع به گذشته و آنچه رخ داده بود، غم و غصه نداشت. لذا فرمود: «مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلا»(14)  و با وجود اینکه اسیرِ بدترینِ انسان‌ها بود، از آینده نیز ترسی به دل نداشت و فرمود: «ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ يَا ابْنَ مَرْجَانَة»(15) .گفتن این جمله و رفتاری که حضرت زینب«سلام الله علیها» از خود نشان‌ دادند، نیاز به صبر و استقامتی فوق‌العاده دارد که عقیلۀ بنی‌هاشم از آن برخوردار بود. در نتیجۀ همین مقاومت‌ها، رسالت عاشورا در سراسر ممالک اسلامی طنین انداز شد و خشم مسلمانان را برانگیخت و قیام‌های متعدّدی به وجود آورد که موجب فروپاشی حکومت ظلم شد. 

صبوری مردم ایران در هشت سال جنگ تحميلي نیز مثال زدنی است. اگر صبر و استقامت جوانان این کشور و خانواده‌های آنان نبود، اکنون بیگانگان در ایران حکومت مي‌کردند. انصافاً صبر و استقامت در آن دوران سخت بود. زیرا هر یک از شهداء، به دنيا و آن چه در دنيا است ارزش داشتند. امّا شهيد شدند تا اين نظام باقي بماند. جانبازان عزیز که اکنون زنده هستند ولی هر روز آنان یک شهادت است، با ایثار خود نگذاشتند این کشور به دست بیگانه بیفتد. همچنین خانوادۀ شهدا و جانبازان، در مدّت جنگ و پس از آن، صبر و استقامت بی نظیری از خود نشان داده‌اند که درود خداوند بر آنان باد.

 2ـ‌ صبر در عبادت

قسم دیگر صبر، صبر در عبادت است. اهميّت ويژه به واجبات و مستحبّات، نشانۀ صبوري در عبادات است.

کسب توفيق حضور قلب در عبادات، وابسته به‌رعايت آداب ظاهري و باطني عبادات است و بدون خضوع و خشوع، حضور قلب حاصل نمي‌گردد. کسي که بنا دارد در عبادات خود خاضع و خاشع باشد، بايد صبور باشد. عبادتي که با‌ عجله و در حال سبک‌سري انجام شود، نه خضوع دارد و نه خشوع. چنين عبادتي مقبول درگاه پروردگار عالم نيست و به سوي بنده برگردانده مي‌شود.

حضور قلب در نماز و توجّه به ارکان و معاني اين عبادت با فضيلت نیز، از صبر نمازگزار سرچشمه مي‌گيرد.

نماز، سلوک صابران است و سالک بايد به نماز واقعي دست يابد. يعني نماز او به فرصتي براي گفتگو و مکالمه با خداي سبحان تبديل شود. و اين گفتگو کم‌کم حالت معاشقه به خود بگيرد. یعنی وقتي حمد و سوره مي‌خواند، دريابد که حق‌تعالي با زبان او در حال گفتگو با او است. و در هنگام اداي اذکار رکوع، سجده، قيام و قعود، توجّه داشته باشد که در حال مکالمه با پروردگار خويش است. به عبارت روشن‌تر خود را در محضر خداي خودش بيابد و صبورانه به معاشقه با او ادامه دهد.

نماز شب، عبادتی بزرگ و فضيلتي بي‌همتا است و اهتمام به آن، محتاج صبر و استقامت است. اگر کسي صبور نباشد، نمي‌تواند عبادت و نماز نيمه شب را به خواب و استراحت ترجيح دهد.

کسي مي‌تواند ادّعا کند در به‌‌جا آوردن عبادات صابر است که انجام اعمال عبادي را به هر کار ديگري مقدّم بدارد. هنگام نماز، همۀ امور زندگي خود را فداي نماز اوّل وقت و نماز جماعت کند، در ماه مبارک رمضان برنامۀ زندگي خود را به گونه‌اي تنظيم کند که به روزه و عبادت او لطمه وارد نشود، هنگام استطاعت، به انجام فريضۀ حج اهتمام ورزد و امر به معروف و نهي از منکر را از امور واجب و مهم زندگي خود بر شمرد.

افرادي که در پرداخت ديون شرعي خصوصاً خمس و زکات کوتاهي مي‌کنند، صبر در عبادت ندارند. اگر مردم باور داشته باشند که بايد خمس اموال خود را پرداخت کنند و صبورانه «حق ‌الله» و «حق ‌النّاس» را از دارايي خود جدا کنند و به اهل آن بپردازند، بسياري از معضلات اقتصادي حل خواهد شد.

صبوري در عبادات موجب مي‌شود بنده همۀ اعمال خود را خالصانه براي رضای خداوند متعال انجام دهد. در اين صورت خداي سبحان نيز به ياري او مي‌شتابد، توفيق حرکت به سوي خودش را به چنين بنده‌اي عطا مي‌فرمايد و دعاي او را مستجاب مي‌نمايد. آن چنان که مي‌فرمايد:

«وَ كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنين؛ و يارى دادن مؤمنان بر عهده ما بود‏».(16)

«وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنينَ؛ و مؤمنان را اينچنين مى‌رهانيم».17

 3ـ‌ صبر در معصيت

قسم بعدي صبر، صبر در برابر معصيت است. اجتناب از گناه و دوري گزيدن از عصيان، نيازمند صبر و استقامتي فولادين و همتي والا است که موجب تقويت ارادۀ انسان نيز مي‌گردد. انسان با صبر در برابر معصیت به مقامی می رسد که می تواند در مقابل غرائز و شهوات و در برابر هوي و هوس، عرض اندام کند. این قسم از صبر نیز بسیار مشکل، امّا ثمربخش است. نتیجه و ثمرۀ این مرتبه از صبر، فوراً برای انسان نمایان می‌شود. صبر در ترک معاصی به مراتب از صبر در به جا آوردن واجبات سخت‌تر است. ولی شیرینی دوری از گناه و ترک لذّت حرام، زودتر به انسان چشانده می‌شود و قابلیت درک لذّت معنوی آن بیشتر است.

خداوند متعال به کسي که از معصيت پرهيز نمايد، مقام فرقان عنايت مي‌فرمايد. چنين کسي مي‌تواند بين حق و باطل تميز دهد و راه درست را از بيراهه تشخيص دهد.

«إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقانا؛ اگر از خدا بترسيد شما را بصيرت شناخت حق از باطل دهد».(18)

اگر از خدا پروا كنيد براى شما نيرويى جدا كننده (تشخيص‏دهنده حق از باطل) قرار مى‏دهد.

«وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِب؛ و كسى كه از خدا پروا كند براى او راه خروجى (از مشكلات) قرار مى‏دهد، و او را از راهى كه گمان نمى‏برد روزى مى‏دهد».(19)

مقام فرقان سبب‌ساز راهيابي سالک به مقصد نهايي مي‌شود و از راهي که گمان نمي‌برد او را به مطلوب حقيقي مي‌رساند و اين نائل شدن به اين مقام، مرهون کسب تقوا است.

تسلّط شيطان بر نفس آدمي تا زماني ادامه مي‌يابد که او متّقي شود و به مجرّد دوري جستن از گناه و کسب تقوا، شيطان رجيم نيز از انسان فاصله مي‌گيرد و قدرت تسلط بر او را از دست مي‌دهد. رهايي از تسلط شيطان، راه‌هاي انحراف و گمراهي را در سير حرکت سالک مسدود مي‌کند و او را منزل سلامت و هدايت، رهنمون مي‌شود.

«إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَي الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلي‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَي الَّذينَ يَتَوَلَّوْنَهُ؛ چرا كه او را بر كسانى كه ايمان آورده‏اند و بر پروردگار خود توكل مى‏كنند تسلطى نيست، جز اين نيست كه تسلط او بر كسانى است كه او را به يارى و سرپرستى مى‏گيرند».(20) 

تبعيّت از فرامين خداوند منّان موجب فروپاشي نظام سلطۀ شيطان در قلب انسان مي‌گردد و حکومت الله «جل‌ّ جلاله» را در دل او اسقرار مي‌بخشد.

دروغ، غيبت، تهمت، شايعه‌پراکني، بد حجابي،‌ ربا، رشوه و ديگر مصاديق گناه و معصيت، حکومت شيطان و اعوان او را در دل انسان تثبيت مي‌نمايند و او را از مسير سعادت و نيکبختي دور مي‌سازند.

سالک بايد با صبر و استقامت از گناه چشم‌پوشي کند و به کنترل اعضاء و جوارح خود بپردازد. يعني چشم خود را از نگاه آلوده و حرام و گوش خود را از شنيدني‌هاي حرام نظير غيبت و تهمت و ترانه‌هاي مبتذل، باز دارد. زبان هر کسي عامل بسيار مؤثري براي سقوط و تباهي او محسوب مي‌شود. از اين رو طالب معرفت بايد از زبان خود مراقبت جدّي به عمل آورد و از گناهان لساني پرهيز نمايد.

اجتناب از همۀ گناهاني که ذکر شد، با صبر و استقامت سالک ميسّر مي‌شود و بدون صبر خودداري از معصيت ممکن نيست.

پروردگار متعال به کساني که در برابر گناه استقامت مي‌ورزند و از معصيت دوري مي‌جويند، پاداش عطا مي‌فرمايد و گناهان آنان را مي‌آمرزد.

«إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَريما؛ اگر از گناهان بزرگى كه از آنها نهى مى‏شويد دورى گزينيد ما گناهان كوچك شما را از شما مى‏زداييم و شما را به جايگاهى گرامى درمى‏آوريم».(21)

کسي که براي رضاي خداي سبحان، چشم خود را از نگاه به نامحرم باز دارد يا از شنيدن موسيقي حرام، دست بردارد و يا تاجري که هنگام خريد و فروش براي اطاعت فرمان پروردگار دروغ نگويد، پاداشي همانند آمرزش گناهان در انتظار او خواهد بود.

استاد عظيم‌‌الشأن ما علامه طباطبايي«ره» از قول يكي از دوستان خود نقل مي‌كردند كه گفته بود: در راه كربلا بودم و در صندلي پهلوي من يك جوان نشسته بود. خيلي مؤدّب و مشغول راز و نياز خودش بود. وقتي رسيدیم به جایی که حدود چهار فرسخ تا حرم مطهّر فاصله داشت، دیدم آن جوان يك تلاطم دروني پيدا كرد و شروع كرد به گريه كردن. به وی گفتم: اي جوان چه شده؟ گفت: مي‌داني اينجا كجاست؟ اينجا كربلا است. من هم اینک شنیدم که امام حسين«سلام الله علیه» به همۀ ما خوش‌آمد گفتند.

آن شخص می‌گوید: خيلي تعجّب كردم و با خود گفتم اين جوان به كجا رسيده است كه صداي خوش آمد گوئی امام حسين«سلام الله علیه» را مي‌شنود. از او پرسيدم تو چه كرده‌اي و چه شد كه به اين مقام رسيدي؟ جوان گفت: من سر تا پا گناه بودم. عادت به گناهان خود کرده بودم و نمی‌توانستم دست از عصیان بکشم. شبي در يك جلسۀ گناه تا نيمه شب ماندم و بعد از خروج از جلسه، به خدا گفتم: خدایا دست من را بگير، اي خدا خسته شده‌ام. از اين نوع زندگي و از گناه كردن خسته شده‌ام. به طور جدّی و همراه با انصراف از گناهان گذشته از خداوند طلب اصلاح کردم. صبح فردا عالم شهر مرا خواست و قبول كرد كه من شاگرد او بشوم. اوّل يك دوره اعتقادات به من آموخت. سپس گفت: تو اعتقادات را از نظر علمی آموختی. ولي به تنهایی كاربرد ندارد. تو را به خواندن قرآن و دعا و توسّل به اهل بيت«سلام الله علیهم»، مخصوصاً توسّل به حضرت عصر«ارواحنافداه» سفارش مي‌كنم. اگر هم گناه كردي، فوراً جبران كن. فوراً از خداوند عذر خواهي كن. در اين صورت می‌توان گفت كه دلت اصول دين را پذيرفته است. بعد از مدّتي هم استادم به من گفت: الحمدلله عقل و دل تو اعتقادات و دين را باوركرده است. امّا اکنون لازم است قدری اعتقادات خود را با «ولایت»، تزئین كني تا تکمیل شود. به همین جهت من را به كربلاي معلّي فرستاد. آمده‌ام به کربلا تا  از امام حسين«سلام الله علیه» يك توفيق و جذبه‌اي بگيرم و برگردم.

استقامت در انصراف از گناهانی که برای انسان به صورت عادت در آمده است، مشکل است. امّا پاداشی اینچنین دارد.

ملکۀ عدالت در اثر مداومت بر اجتناب از گناه، در وجود آدمي پديدار مي‌شود. اگر پرهيز از نگاه آلوده براي انسان به صورت يک عادت درآيد، به تدريج ملکۀ عدالت به سراغ او مي‌آيد و به طور ناخودآگاه از گناه چشم پرهيز مي‌نمايد. کسي که از نعمت ملکۀ عدالت برخوردار شود، آثار سوء گناه را درک مي‌کند و به همين جهت نمي‌تواند به سمت معصيت حرکت نمايد. پيمودن مسير تقرب به درگاه پرورگار متعال نیز بدون ملکۀ عدالت ميسّر نمي‌شود.

اين مطلب را مکرّراً متذکّر شده‌ايم که انسان باید مراقب باشد گناه نکند، که گناه موجب ذلت دنيا و آخرت است. ولي اگر گناهي مرتکب شد، لازم است فوراً توبه کند و از خدای رحمان و رحیم، عذرخواهي نماید و اجازه ندهد گناه برای او به صورت عادت درآید. از گناه روی گناه بپرهیزد که موجب بدبختی او می‌شود. مواظب باشد در سرازیری گناه واقع نشود، زیرا در این صورت نظير آدمي که در اتومبیلِ ترمز بریده نشسته است، به درۀ شقاوت سقوط می‌کند. و نهایتاً اگر گناه کرد و -‌العياذ بالله- گناه او تکرار شد و به صورت عادت درآمد، باید مراقب باشد، آن گناه را توجيه نکند، که توجيه گناه انسان را مي‌رساند بدانجا که نفس لوّامه را به نفس محسّنه مبدّل مي‌کند. و هر کار بدی را در نظر او، به صورت یک امر نیکو جلوه می‌دهد:

«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرينَ أَعْمالاً، الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعا؛ بگو: آيا شما را آگاه كنيم كه كردار چه كسانى بيش از همه به زيانشان بود؟ آنهايى كه كوششان در زندگى دنيا تباه شد و مى‌پنداشتند كارى نيكو مى‌كنند».(22)

وقتی چنین شد، توفیق توبه از انسان سلب می‌گردد. چون کسی گمان می‌برد کار نیک انجام داده است و اعمالش نزد خودش نیکو جلوه می‌کند، نیازی به توبه و انابه در خود احساس نمی‌کند. کسی توبه می‌کند که بفهمد مرتکب گناه شده است. بزرگترین مصیبتی‌ که نصیب انسان توجیه‌گر می‌شود، این است که به‌تصوّر برخورداری از بهترین و روشن‌ترین پروندۀ اعمال، بدون توبه از دنیا می‌رود.

گناه موجب سقوط آدمي است و مانع بزرگي براي سیر انسان در منازل سیر و سلوک محسوب مي‌شود. ائمۀ هدي«سلام الله علیهم» نه تنها هيچ مبادرتي به گناه نداشتند، بلکه فکر عصيان نيز به ذهن آن بزرگواران خطور نمي‌کرد و افزون بر اين، گناه ديگران وجود نازنين آنان را به لرزه در مي‌آرود. آن ذوات مقدّس وقتي مشاهده مي‌نمودند کسي گناه مي‌کند، متلاطم مي‌شدند و با گناهکار برخورد قاطع مي‌نمودند. شاهد اين مدّعا در روايات فراواني وجود دارد که در اين مجال فرصت بازگويي آن نيست.

سيرۀ علماي ربّاني و اهل سير و سلوک نيز اهميّت ويژۀ طالبان معرفت به اجتناب از گناه را حکايت مي‌کند و اين از استقامت سالکان الي‌الله در برابر عصيان، سرچشمه مي‌گيرد.

تقويت ارتباط جوانان با روحانيّت از طريق مسجد و نماز جماعت، موجب رسوخ ملکۀ عدالت در دل آنان مي‌شود و به صبر و استقامت آنان در برابر گناه و معصيت، کمک مي‌نمايد.

منابع:
1  - برگرفته از مباحث اخلاقی آیت الله مظاهری حفظه الله.
2  -  المزمل/ 10
3  - مجلسی. محمدباقر.ب حارالانوار. تحقيق: سيد إبراهيم ميانجي ، محمد الباقر بهبودي. دارالاحیاء التراث. بیروت. چاپ سوم. ١٤٠٣ ق- ١٩٨٣ م. ج 39 ص 56.
4  - شریف رضی. نهج البلاغه. تحقیق: صبحی صالح. دارالکتاب. بیروت. خطبه سوم. ص 48.
5  - بحارالأنوار، ج 40، ص 327.
6  - فصلت/ 30.
7  - تفسیر منسوب به امام عسکری علییه السلام. تحقيق: مدرسة الإمام المهدي (ع). ١٤٠٩ق. ص432
8  - البقرة/ 222
9  - الفجر/ 30-27
10  - القمر/ 55-54
11  - البقرة/ 155
12  - البقره/ 156.
13  - البقرة/ 157
14  - بحارالأنوار، ج 45، ص 116
15  - همان.
16  - الروم/ 47
17  - الانبیاء/ 88
18  - الانفال/ 29.
19  - الطلاق/ 3-2.
20  - النحل/ 100-99.
21  - النساء/ 31.
22  - الکهف/ 104-103

گروه حوزه علمیه تبیان

 


 
سوگواره عاشورایی