موضوعات: "گلستان قرآن" یا "قرآن" یا "تفسیر" یا "تدبر در کلام وحی"

اگر زن‌ها با قرآن مأنوس شوندمشکلات جامعه حل می شود

نوشته شده توسطرحیمی 16ام مهر, 1397

 

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR بر اساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، پوستر «اگر زن‌ها با قرآن مأنوس شوند» را منتشر می‌کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:

«اگر زنها با قرآن مأنوس بشوند، بسیاری از مشکلات جامعه حل خواهد شد؛ چون انسانهای نسل بعد در دامن زن پرورش پیدا میکند و زنِ آشنای با قرآن و مأنوس با قرآن و متفاهم با مفاهیم قرآن، خیلی میتواند در تربیت فرزند تأثیراتی داشته باشد» ۱۳۸۸/۷/۲۸

 

تو بخوان و بخواه، من به تو نزدیکم!

نوشته شده توسطرحیمی 10ام مهر, 1397
 
 


قرآن کریم می فرماید:

و إذا سألک عبادی عنی فإنّی قریبٌ أجیب دعوة الداع إذا دعان فلیستجیبوا لی و لیؤمنوا بی لعلهم یرشدون[1]

هرگاه بندگانم در باره من از تو بپرسند، پس بگو: من نزدیکم و دعای درخواست کننده را هرگاه مرا بخواند استجابت می کنم، پس باید بندگان هم مرا اجابت نموده بپذیرند و باید به من ایمان آورند تا راه یابند.

خداوند پس از بیان حکم روزه، در آیات قبل، بندگانش را ترغیب و تشویق می کند به دعا خواندن و درخواست خواسته هایشان از پروردگارشان. خدا در قرآن به دعا و دعا کردن تأکید کرده و در آیه های مختلفی اهمیت اصل مسئله دعا را، صرف نظر از کمیت و کیفیتش، تذکر داده است.

شان نزول

عرب بیابانی از رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله پرسید:

 آیا پروردگار ما نزدیک است تا با او راز و نیاز کنیم یا دور است تا با صدای بلند او را بخوانیم؟

پس از آن، این آیه نازل شد.[2] گرچه درباره شان مزول آیه اختلاف در تفاسیر شیعه و اهل سنت وجود دارد.[3] علت نزدیک بودن خدا به بندگان همین است که دعا کنندگان بنده اویند، و علت اجابت بی قید و شرط دعای ایشان همان نزدیکی خدا به ایشان است.[4]

پیام ها

1.بندگی و عبودیت دلیل نزدیکی و قرب به خداوند است.

2.دعا کننده، مورد محبّت پروردگار قرار می گیرد و دعا کردن، همراه و همرنگ شدن با کلّ هستی است.

3.دعا باید خالصانه باشد و واقعا از صمیم دل خدا را بخواند نه اینکه صِرف لقلقه زبان یا عادت باشد.

پی نوشت ها

[1] بقره/186

[2] قرائتی، محسن، نور، ج1، ص288

[3] سیوطی، الدرالمنثور، ج1، ص194-آلوسی، روح المعانی،ج12، ص266

[4] المیزان، ج 2، ص41




فایل های پیوستی دانلود سوره بقره آیه 186 با صدای عبدالباسط 
 




 
 
المیزان، ج 2، ص41- سیوطی، الدرالمنثور، ج1، ص194-آلوسی، روح المعانی،ج12، ص266
حوزه




منظور از بندگان صالح خدا در قرآن، چه کسانی است؟

نوشته شده توسطرحیمی 10ام مهر, 1397

 

چه کسانی، وارث زمین خواهند شد؟

منظور از بندگان صالح خدا در قرآن، چه کسانی است؟

 

وَ لَقَدْ کتَبْنَا فی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّلِحُون

سوره نبیاء، آیه 105.

در «زبور» بعد از ذکر (تورات) حکم کردیم: «بندگان شایسته ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد!»

 

تفسیر آیه

«ارض» به مجموع کره زمین گفته می شود و سراسر جهان را شامل می گردد.

منظور از «زبور» کتاب داود، و «ذکر» به معنی تورات است، و به این ترتیب معنی آیه چنین می شود، «ما، در زبور، بعد از تورات، چنین نوشتیم که این زمین را بندگان صالح ما به ارث خواهند برد».

“زبور داود” یا به تعبیری که در کتب “عهد قدیم” آمده “مزامیر داود” عبارت است از مجموعه ای از مناجاتها و نیایشها و اندرزهای داود پیامبر. بعضی مفسران نیز احتمال داده اند که منظور از “زبور” در اینجا تمام کتب انبیای پیشین است.

سؤال دیگری که در اینجا باقی می ماند این است که بندگان صالح خدا (عِبادِی الصَّالِحُونَ) کیانند؟

با توجه به اضافه شدن بندگان به خدا، مساله ایمان و توحید آنها روشن می شود، و با توجه به کلمه“صالحون” که معنی گسترده و وسیعی دارد، همه شایستگیها به ذهن می آید: شایستگی از نظر عمل و تقوا، شایستگی از نظر علم و آگاهی، شایستگی از نظر قدرت و قوت، و شایستگی از نظر تدبیر و نظم و درک اجتماعی.

ادامه »

ملاک رستگاری درقرآن

نوشته شده توسطرحیمی 9ام مهر, 1397

 

اگر ملاک رستگاری در آخرت در گرو اطاعت از امامان معصوم شیعه است، پس چرا قرآن فقط اطاعت خدا و رسول را بیان می کند؟

۱.«و من یطع الله و الرسول فأولئک مع الّذین أنعم الله علیهم من النبیّین والصّدّیقین و الشهداء و الصالحین و حسن أولئک رفیقاً»(نساء/۶۹).
«و هرکس که از خدا و پیامبرش اطاعت کند در روز رستاخیز همنشین کسانی خواهد بود که خدا نعمت خود را بر آنان تمام کرده و از پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان و آنان دوستان خوبی هستند».


۲.« ومن یطع الله و رسوله یدخله جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و ذلک الفوز العظیم»(نساء/۱۳).
«و هر کس از خدا و پیامبرش اطاعت کند- و قوانین او را محترم بشمارد- خداوند وی را به باغهایی از بهشت وارد می کند که همواره آب از زیر درختانش جاری است، جاودانه در آن می ماند».

پاسخ:
اطاعت خدا و رسول او از ارکان اسلام است ولی این آیه ها در مقام بیان تمام ارکان ایمان نیست، به شهادت این که در آیات دیگر، اطاعت «اولی الأمر» را نیز واجب می شمارد، آنجا که می فرماید:

«یا آیها الّذین آمنوا أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم...»(نساء/۵۹)
« ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا و پیامبرش و فرمانروایان خویش، فرمان ببرید…».
در این جا علاوه بر دو مقام پیشین، اولی الأمر نیز اضافه شده است، و در این استدلال فرقی نیست که اولی الامر را چگونه تفسیر کنیم.

در آیۀ دیگر خدا دستور می دهد که اسرار مسائل حساس را نزد همگان بازگو نکنند بلکه آن را به «اولی الامر» ارجاع دهند، (نساء/۸۳).

خداوند امر کرده که رسول او را اطاعت کنیم و او نیز به اطاعت از ثقلین فرمان داده است. احمد بن حنبل می گوید:‌ اطاعت پیشوایان و زمامداران خواه نیکوکار باشد خواه بدکار، یکی از واجبات است. هر کس ردای خلافت بر دوش کند و مردم دور او جمع شوند و یا کسی که با شمشیر به این مقام برسد و خود را از امیر مؤمنان بخواند، اطاعت او لازم است.(۱)

ابوجعفر طحاوی در رسالۀ خود به نام« بیان السنه والجماعه» که امروز دردانشگاه مدینه، کتاب درسی است، می گوید:‌ نافرمانی سلاطین و امیران هر چند ستمگر باشند، جایز نیست و ما هرگز دست از اطاعت آنان بر نمی داریم و اطاعت آنان، اطاعت خداست، تا زمانی که امر به معصیت نکنند.(۲)

گردآورندۀ این پرسش ها حتی از مقام امامت در مکتب خود آگاه نیست، زیرا در احادیث آمده است:

«من مات ولم یکن فی عنقه بیعه‌ امام مات میته‌جاهلیه».(۳)

«هر کس بمیرد در حالی که بیعت امامی را به گردن نداشته باشد، بی ایمان مرده است».

اگر واقعاً فقط اطاعت خدا و رسول او واجب است، دیگر بیعت یا امام هر زمان چه معنی دارد؟
و به خاطر همین مقام برتر امامت پس از رسالت است که امامان معصوم، در تفسیر برخی از آیات به مقام امام و وظایف او اشاره کرده اند تا این افراد تنها به قاضی نروند و دو آیۀ یاد شده در سورۀ نساء را سپر قرار ندهند، و بدانند که علاوه بر اطاعت این دو مقام، اطاعت دیگران نیز مطرح است. و خداوند تعیین مصداق از دیگران را برعهده پیامبرش گذاشت، پیامبر هم در حدیث ثقلین و مانند، اطاعت از اهل بیت را تنها راه نجات دانستند.

پی نوشت ها:
۱. تاریخ المذاهب الإسلامیه، محمد ابو زهره، ج۲، ۳۲۲.
۲. شرح العقیده الطحاویه، ص ۱۱۰-۱۱۱.
۳. مسند احمد، ج۲، ص۹۶.

الشیعه

صبور باشیم...

نوشته شده توسطرحیمی 19ام مرداد, 1397

تحمل مصیبت:

صبر اوج احترام به حکمت خداست

الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

[همان‌] كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد، مى‌گويند:
«ما از آنِ خدا هستيم، و به سوى او باز مى‌گرديم.»

(آیه 156 سوره بقره)

ادامه »

آزمایش الهی از منظر قرآن کریم

نوشته شده توسطرحیمی 12ام مرداد, 1397

 

فلسفه آزمایش الهی به تکامل رسیدن انسان یعنی رحمت الهی و برگشت انسان به‌سوی خداست و راهکارهای برون‌رفت و موفقیت از آزمایش، صبر، تقوا و تسلیم در برابر خداوند است. 

در فرهنگ قرآنی با توجه به ریشه لغوی کلمه که در بردارنده معنای تداوم و تکرار است و عبارت است از مجموعه برنامه‌های مستمر و مداوم که در رابطه با انسان و عملکرد و رفتار جاری است و از آن جایی که آزمایش یک سنت همگانی الهی است و تاثیر بسزایی در سعادت و شقاوت و پاداش و کیفر انسان‌ها دارد. لازم است که زوایای این بحث بررسی شود.

آزمایش الهی از نظر زمان و مکان یک امر مقطعی و منطقه‌ای نیست که مخصوص دوره و زمان خاصی باشد و یا به منطقه و کشور خاصی محدود شود و ساکنان نقاط دیگر از قلمرو و آزمایش الهی خارج شوند بلکه نسبت آزمایش و امتحان از این نظر دائمی و جهان‌شمولی است تا روزی که دنیایی وجود دارد و در آن نوع بشر زندگی می‌کند، آزمایش الهی هم وجود دارد و در قرآن متجاوز از بیست مورد امتحان و آزمایش به خدا نسبت داده شده است واین یک قانون کلی و سنت دائمی پروردگار است که برای شکوفا کردن استعدادهای نهفته و پرورش دادن بندگان آنان را می‌آزماید:

در آیه‌ای از قرآن کریم می‌فرماید:

«لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ  (بقره/۱۵۵)

و قطعاً شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، زیان مالى و جانى و كمبود محصولات، آزمایش مى‏كنیم و صابران (در این حوادث و بلاها را) بشارت بده.

در آیه ای دیگری خداوند متعال می فرماید:

«أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لا يُفْتَنُون (عنکبوت/۲)

آیا مردم گمان کردند به حال خود رها مي شوند و آزمایش نمي‌شوند».

«إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ

ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم و او را مى‌آزماييم».

ادامه »

و قطعاً آزمایش می شوید ...

نوشته شده توسطرحیمی 12ام مرداد, 1397

 

وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ ﴿بقره/155﴾

و قطعا شما را به چيزى از [قبيل] ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مى ‏آزماييم و مژده ده شكيبايان را.

و خدا می‌ بیند...

نوشته شده توسطرحیمی 25ام تیر, 1397

 

 

أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَىٰ

 

آیا انسان نمی‌ داند که خدا می‌ بیند؟

 

Does he not know that Allah sees?

فیلم کوتاه: و خدا می‌ بیند (با موضوع مراقبه) بر اساس آیه شریفه 14 سوره علق:

زمان: 114 ثانیه (01:54)

 

معاونت فرهنگی و هنری مؤسسه دارالحدیث

 

كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى‌ «6» أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى‌ «7» إِنَّ إِلى‌ رَبِّكَ الرُّجْعى‌ «8» أَ رَأَيْتَ الَّذِي يَنْهى‌ «9» عَبْداً إِذا صَلَّى «10» أَ رَأَيْتَ إِنْ كانَ عَلَى الْهُدى‌ «11» أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوى‌ «12» أَ رَأَيْتَ إِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى «13» أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى‌ «14»

نه چنين است (كه مى‌پندارند). بى‌گمان آدمى طغيان مى‌كند. چون خود را بى‌نياز مى‌بيند. همانا بازگشت همه به سوى پروردگار توست. آيا ديدى آن كه منع مى‌كند. بنده‌اى را كه نماز مى‌خواند. آيا انديشيده‌اى كه اگر (آن بنده) بر طريق هدايت باشد يا به تقوا سفارش كند. (سزاى نهى كننده او جز آتش نيست) آيا انديشيده‌اى كه اگر تكذيب كند و روى برتابد (فقط خود را هلاك ساخته است؟) آيا او نمى‌داند كه خداوند مى‌بيند.

ادامه »

خداوندا چگونه وضو بگیریم؟

نوشته شده توسطرحیمی 25ام تیر, 1397

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ‌ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ‌ إِلَى‌ الصَّلاَةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ‌ وَ أَيْدِيَکُمْ‌ إِلَى‌ الْمَرَافِقِ‌ وَ امْسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ‌ وَ أَرْجُلَکُمْ‌ إِلَى‌ الْکَعْبَيْنِ‌ وَ إِنْ‌ کُنْتُمْ‌ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ‌ کُنْتُمْ‌ مَرْضَى‌ أَوْ عَلَى‌ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ‌ مِنَ‌ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ‌ النِّسَاءَ فَلَمْ‌ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ‌ وَ أَيْدِيکُمْ‌ مِنْهُ‌ مَا يُرِيدُ اللَّهُ‌ لِيَجْعَلَ‌ عَلَيْکُمْ‌ مِنْ‌ حَرَجٍ‌ وَ لٰکِنْ‌ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَکُمْ‌ وَ لِيُتِمَ‌ نِعْمَتَهُ‌ عَلَيْکُمْ‌ لَعَلَّکُمْ‌ تَشْکُرُونَ‌

ای کسانی که ایمان آورده‌اید!

هنگامی که به نماز می‌ایستید، صورت و دستها را تا آرنج بشویید!

و سر و پاها را تا مفصل [= برآمدگی پشت پا] مسح کنید!

و اگر جنب باشید، خود را بشویید (و غسل کنید)!

و اگر بیمار یا مسافر باشید، یا یکی از شما از محل پستی آمده [= قضای حاجت کرده‌]، یا با زنان تماس گرفته (و آمیزش جنسی کرده‌اید)،

و آب (برای غسل یا وضو) نیابید، با خاک پاکی تیمم کنید!

و از آن، بر صورت [= پیشانی‌] و دستها بکشید!

خداوند نمی‌خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند؛ بلکه می‌خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید؛ شاید شکر او را بجا آورید!

(سوره مائده آیه 6)

O you who have believed, when you rise to [perform] prayer, wash your faces and your forearms to the elbows and wipe over your heads and wash your feet to the ankles. And if you are in a state of janabah, then purify yourselves. But if you are ill or on a journey or one of you comes from the place of relieving himself or you have contacted women and do not find water, then seek clean earth and wipe over your faces and hands with it. Allah does not intend to make difficulty for you, but He intends to purify you and complete His favor upon you that you may be grateful.

نکته ها

در آيه‌ى 43 سوره‌ى نساء، به موضوع غسل و تيمّم اشاره شد، در اينجا علاوه بر آن دو، به مسأله‌ى وضو هم اشاره شده است.

واژه‌ى «قيام»، هرگاه با حرف «الى» همراه شود، به معناى اراده كردن است. «إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ» يعنى هرگاه تصميم به نماز خواندن گرفتيد.

كلمه‌ى «جنب»، به زن و مرد، مفرد و جمع، بطور يكسان اطلاق مى‌شود.

مراد از فرمان‌ «فَاطَّهَّرُوا» انجام غسل است. به قرينه اين‌كه در آيه‌ى 43 سوره‌ى نساء به جاى‌ «فَاطَّهَّرُوا»، «تَغْتَسِلُوا» فرموده است.

قيد «إِلَى الْمَرافِقِ»، براى بيان محدوده‌ى شستن است، نه جهت شستن. از آنجا كه كلمه‌ى «يَد» در زبان عربى، هم به دست، از انگشتان تا مچ و هم به دست، از انگشتان تا آرنج و هم به دست، از انگشتان تا كتف، اطلاق مى‌شود اين آيه مى‌فرمايد: در وضو، دست تا آرنج را بشوييد، نه كمتر و نه بيشتر.

ادامه »

پاک و ناپاک مساوی نیستند (عکس نوشته و پوستر)

نوشته شده توسطرحیمی 25ام تیر, 1397

 


قُلْ لَا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ

بگو: ناپاک و پاک [مانند کافر و مؤمن، معصیت و طاعت، حرام و حلال، و معیوب و سالم] یکسان نیستند؛ هر چند فراوانی ناپاک ها تو را به شگفت آورد.