موضوعات: "گلستان قرآن" یا "قرآن" یا "تفسیر" یا "تدبر در کلام وحی"

تلاوت مجلسی آیات15-31سوره نمل متولی عبدالعال

21ام آبان, 1396

فایل صوتی تلاوت مجلسی آیات15-31سوره نمل متولی عبدالعال قابل دریافت است.

تلاوت مجلسی آیات15-31سوره نمل متولی عبدالعال

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ عِلْمًا وَقَالَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ
و به راستى به داوود و سليمان دانشى عطا كرديم و آن دو گفتند ستايش خدايى را كه ما را بر بسيارى از بندگان باايمانش برترى داده است (۱۵)

وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَأُوتِينَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ
و سليمان از داوود ميراث يافت و گفت اى مردم ما زبان پرندگان را تعليم يافته‏ ايم و از هر چيزى به ما داده شده است راستى كه اين همان امتياز آشكار است (۱۶)

وَحُشِرَ لِسُلَيْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ وَالطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ
و براى سليمان سپاهيانش از جن و انس و پرندگان جمع‏آورى شدند و [براى رژه] دسته دسته گرديدند (۱۷)

حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِ النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
تا آنگاه كه به وادى مورچگان رسيدند مورچه‏ اى [به زبان خويش] گفت اى مورچگان به خانه ‏هايتان داخل شويد مبادا سليمان و سپاهيانش نديده و ندانسته شما را پايمال كنند (۱۸)

فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِنْ قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ
[سليمان] از گفتار او دهان به خنده گشود و گفت پروردگارا در دلم افكن تا نعمتى را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشته اى سپاس بگزارم و به كار شايسته‏ اى كه آن را مى ‏پسندى بپردازم و مرا به رحمت‏ خويش در ميان بندگان شايسته‏ ات داخل كن (۱۹)

وَتَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقَالَ مَا لِيَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ
و جوياى [حال] پرندگان شد و گفت مرا چه شده است كه هدهد را نمى ‏بينم يا شايد از غايبان است (۲۰)

لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِيدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ
قطعا او را به عذابى سخت عذاب مى ‏كنم يا سرش را مى برم مگر آنكه دليلى روشن براى من بياورد (۲۱)

فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقَالَ أَحَطْتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ
پس ديرى نپاييد كه [هدهد آمد و] گفت از چيزى آگاهى يافتم كه از آن آگاهى نيافته‏ اى و براى تو از سبا گزارشى درست آورده‏ ام (۲۲)

إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَأُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِيمٌ
من [آنجا] زنى را يافتم كه بر آنها سلطنت میکرد و از هر چيزى به او داده شده بود و تختى بزرگ داشت (۲۳)

وَجَدْتُهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ
او و قومش را چنين يافتم كه به جاى خدا به خورشيد سجده مى كنند و شيطان اعمالشان را برايشان آراسته و آنان را از راه [راست] باز داشته بود در نتيجه [به حق] راه نيافته بودند (۲۴)

أَلَّا يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَيَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ
[آرى شيطان چنين كرده بود] تا براى خدايى كه نهان را در آسمانها و زمين بيرون مى ‏آورد و آنچه را پنهان مى داريد و آنچه را آشكار مى ‏نماييد مى‏ داند سجده نكنند (۲۵)

اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ
خداى يكتا كه هيچ خدايى جز او نيست پروردگار عرش بزرگ است (۲۶)

قَالَ سَنَنْظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكَاذِبِينَ
گفت‏ خواهيم ديد آيا راست گفته‏ اى يا از دروغگويان بوده‏ اى (۲۷)

اذْهَبْ بِكِتَابِي هَذَا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ مَاذَا يَرْجِعُونَ
اين نامه مرا ببر و به سوى آنها بيفكن آنگاه از ايشان روى برتاب پس ببين چه پاسخ مى‏ دهند (۲۸)

قَالَتْ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتَابٌ كَرِيمٌ
[ملكه سبا] گفت اى سران [كشور] نامه‏ اى ارجمند براى من آمده است (۲۹)

إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
كه از طرف سليمان است و [مضمون آن] اين است به نام خداوند رحمتگر مهربان (۳۰)

أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ
بر من بزرگى مكنيد و مرا از در اطاعت درآييد (۳۱)

اشتراک گذاری این مطلب!

روضه خداوند در قرآن کریم

16ام مهر, 1396

 

حجت‌الاسلام قرائتی در یکی از جلسات درس‌هایی از قرآن گفت:
مشرکان دختر زنده را در گور می‌کردند، خداوند می‌فرماید:
«بِأَىّ‏ِ ذَنبٍ قُتِلَتْ»(تکویر/9) به چه گناهی این را کشتید؟
خداوند برای دختر مشرک هم روضه خوانده است.
حجت‌الاسلام «محسن قرائتی» استاد تفسیر قرآن کریم بیش از 30 سال است به تدریس معارف قرآن و اهل‌بیت علیه السلام می‌پردازد و سال‌ها است که پنج‌شنبه‌ها در برنامه درس‌هایی از قرآن میهمان خانه‌های ایرانیان است.
 
با توجه به تأکید مقام معظم رهبری مبنی بر توجه به انس عمومی با قرآن و توجه به مفاهیم الهی، خبرگزاری فارس گزیده‌ای از تفسیر قرآن حجت‌الاسلام قرائتی در سال‌های گذشته را در اختیار علاقه‌مندان  قرار می‌دهد.
 
در ادامه بخشی از تفسیر قرآن حجت‌الاسلام قرائتی در برنامه درس‌هایی از قرآن با موضوع «آداب عزاداری برای امام حسین علیه السلام » که در 11 آذرماه سال 1389 ایراد شده است، تقدیم می‌شود.

ادامه »

در روز و شب صلوات بفرستید و از آن غافل نشوید

1ام مهر, 1396
 
حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد مطرح کرد:

در احادیث مختلف آمده که در روز و شب صلوات بفرستید و از آن غافل نشوید

خطیب حرم مطهر رضوی با اشاره به این که خداوند در آیه ۵۹ سوره نساء، مؤمنان را به اطاعت از خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله و اولی الامر دستور می‌دهد، تصریح کرد:
این آیه از دلایل قرآنی شیعیان در اثبات عصمت و امامت امام علی علیه السلام و ائمه معصوم علیه السلام است.
در احادیث مختلف آمده که در روز و شب صلوات بفرستید و از آن غافل نشویدحجت الاسلام والمسلمین حبیب الله فرحزاد، در ویژه برنامه فرهنگی حرم امام رضا علیه السلام که در صحن جامع رضوی برگزار شد، اظهار کرد:
صلوات فرستادن، دعای مستجاب است، در احادیث مختلف آمده که در روز و شب صلوات بفرستید و از آن غافل نشوید.
وی ادامه داد:
ذکر صلوات انسان را به رحمت الهی وصل و قلب انسان را نورانی می‏‌کند، کسانی که از این دنیا می‌‏روند یا بهشتی هستند یا جهنمی، لذا با فرستادن صلوات می‏‌توانیم خویش را به رحمت خدا وصل کنیم و اهل بهشت شویم.
این کارشناس مذهبی تاکید کرد:
ذکر صلوات انسان را از وسوسه‌‏های شیطان در امان نگه ‏داشته و شیاطین را دور می‏‌کند و سنگین‌‏ترین عمل در کفه ترازوی اعمال انسان در روز قیامت است.

ادامه »

قرآن دواست یا شفا؟

23ام شهریور, 1396

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خداي سبحان فرمود:

ما راه درمان را به مؤمنین نشان مي‌دهيم نه تنها طبيب مي‌فرستيم نه تنها دارو مي‌فرستيم بلكه شفا مي‌فرستيم؛

نفرمود قرآن دواست نفرمود «و ننزّل من القرآن ما هو دواء» بلکه فرمود:

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ

ممكن است كسي دارو مصرف كند و شفا پيدا نكند اما ممكن نيست چیزی شفا باشد و انسان شفا پيدا نكند؛

لذا فرمود ما شفابخشيم اما ﴿لِلْمُؤْمِنِينَ﴾خداي سبحان اين شفا و اين عنايت را به افراد با ایمان عطا كرده است.

خيلي‌ها كه گرفتار رذايل اخلاقي‌اند براي اين است که بنيان مرصوص و محكمي ندارند چرا که با خرافات زندگي مي‌كنند، با شانس زندگي مي‌كنند با بخت و اتفاق زندگي مي‌كنند. كسي كه موحد نباشد ناچار به خرافاتی نظير شانس و امثال شانس تن در مي‌دهد.

حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی،درس اخلاق91/10/7 



اشتراک گذاری این مطلب!

آیه مباهله اعلان تقرب خاص اهل‌بیت علیهم السلام به خداوند است

23ام شهریور, 1396

پایگاه اطلاع رسانی آیت الله صافی گلپایگانی به مناسبت روز 24 ذی الحجه و روز مباهله متن زیر را از کتاب “پرتوی از عظمت امام حسین علیه السلام” منتشر کرد.

(فَمَنْ حاجَّكَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْانَدْعُ اَبْناءَنا وَ اَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّه عَلَی الْكاذِبینَ)

از مظاهر و دلائل قوّت ایمان پیغمبر ‎صلی الله علیه وآله به رسالتش داستان مباهله است، زیرا پیشنهاد مباهله از طرف آن حضرت اگر مؤمن به دعوت خود نبود، یك انتحار واقعی و دادن سند بطلان دعوت به دست دشمن بود؛ چون حال از دو قسم بیرون نبود، یا نفرین نصارای نجران در حق آن جناب مستجاب می‎شد، و یا آن‌كه نه نفرین نصاری و نه نفرین پیغمبر ‎صلی الله علیه وآله به آنها مستجاب می‎گشت كه در هر دو صورت بطلان ادعای آن حضرت آشكار می‎گشت، و هیچ خردمندی كه مدعی نبوّت باشد، چنین پیشنهادی نداده و سند بطلان دعوای خود را به دست مردم نخواهد داد مگر آن‌كه صد در صد اطمینان به استجابت دعای خود و هلاكت دشمن داشته باشد، و پیغمبر اكرم ‎صلی الله علیه وآله‎ چون یقین جزمی به صحّت رسالت و استجابت دعای خود و نابودی دشمن در صورت مباهله داشت با كمال شجاعت و صراحت پیشنهاد مباهله داد.

شركت‌دادن علی و حسن و حسین و فاطمه زهرا ‎علیهم السّلام‎ در مباهله كه به تعیین و امر خداوند بود نیز دلیل بر این است كه این چهار نور مقدّس كه با پیغمبر در مباهله حاضر شدند، شایسته‎ترین و گرامی‎ترین خلق در نزد خدا، و عزیزترین همه در نزد پیغمبر خدا بوده‎اند.

آیه مباهله اعلان جلالت مقام، و تقرب خاصّ آنها به خداوند متعال است. جریان مباهله را مفسّرین بزرگ و محدّثین و مورّخین در كتاب‌های تفسیر و حدیث و تاریخ نقل كرده‎اند، و از اینكه مصادر و مدارك آن را نشان بدهیم بی‎نیازیم. اما در عین حال چندین كتاب را نام می‎بریم تا هركس خواست مراجعه نماید:

تفسیر طبری، بیضاوی، نیشابوری، كشاف، الدرالمنثور، اسباب النزول واحدی، اكلیل سیوطی، مصابیح السنة، سُنن ترمذی و كُتُب دیگر.

اشتراک گذاری این مطلب!

اعمال مخصوص روز مباهله

23ام شهریور, 1396

 

روز بیست و چهارم ذی الحجه روزی است كه رسول خدا صَلَّی اللَّهِ عَلِیهِ وَاله با نصارای نجران مُباهَلَه كرد و پیش از آنكه خواست مُباهله كند عبا بر دُوش مبارك گرفت و حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه و حَسَن و حسین عَلیهمُ السلام را داخل در زیر عبا نمود و گفت پروردگارا هر پیغمبری را اهل بیتی بوده است كه مخصوص ترین خلق بوده اند به او خداوندا اینها اهل بیت منند پس از ایشان برطرف كن شك و گناه را و پاك كن ایشان را پاك كردنی پس جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر در شاءن ایشان آورد پس حضرت رسول صَلَّی اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله آن چهار بزرگوار را بیرون برد از برای مباهله چون نگاه نصاری بر ایشان افتاد و حقّیّت آن حضرت و آثار نزول عذاب مشاهده كردند جُراءَت مُباهله ننمودند واستدعای مصالحه و قبول جزیه نمودند و در این روز نیز حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در حال ركوع انگشتری خود را به سائل داد و آیه اِنَّما وَلِیُّكُمُ اللّهُ در شانش نازل شد.

در كل این روز روز شریفی است و در آن چند عمل وارد است:

اول: غسل، که نشان پالایش ظاهر از هر آلودگی و آمادگی برای آرایش جان و صفای باطن است؛

دوم: روزه، که سبب شادابی درون است؛

سوّم: خواندن دو ركعت نماز، كه در وقت و كيفيت و ثواب مانند نماز روز عيد غدير است، و اينكه «آية الكرسى» در نماز مباهله بايد تا«هم فيها خالدون» خوانده شود.

هم چنین در این روز خواندن زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام به ویژه زیارت جامعه روایت شده است. احسان به فقرا و محرومان به تأسّی از مولی الموحدین علی علیه السلام که در رکوع نمازش به نیازمند احسان فرمود، سفارش شده است.

چهارم: خواندن دعاى مباهله مى باشد، كه شبيه به دعاى سحر ماه رمضان است، و شيخ طوسى و سيّد ابن طاووس نقل كرده اند، ولى بين روايات آن دو بزرگوار اختلاف زيادى است، و من روايت شيخ طوسى را در كتاب «مصباح» برگزيده ام كه فرموده است: دعاى روز مباهله همراه با فضيلت آن، از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده، و آن دعا اين است:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ بَهَائِكَ بِأَبْهَاهُ وَ كُلُّ بَهَائِكَ بَهِيٌّ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِبَهَائِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِأَجَلِّهِ وَ كُلُّ جَلالِكَ جَلِيلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِجَلالِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ جَمَالِكَ بِأَجْمَلِهِ وَ كُلُّ جَمَالِكَ جَمِيلٌ؛

خدايا از تو درخواست مى كنم از زيبايى ات به حق برترين مرتبه زيبايى ات، و همه مراتب آن زيباست، خدايا از تو درخواست میكنم به همه مراتب زيبايیات.خدايا از تو درخواست مى كنم از بزرگى ات به حق برترين مرتبه بزرگى ات، و همه مراتب بزرگى ات بزرگ است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه مراتب عظمتت.خدايا از تو درخواست میكنم از جمالت، به حق برترين مرتبه جمالت، و همه مراتب جمال تو جميل است، خدايا از تو درخواست میكنم به همه مراتب جمالت.

پنجم: دعايى كه شيخ طوسى و سيّد ابن طاووس پس از دو ركعت نماز و هفتاد مرتبه استغفار، روايت كرده اند بخواند، اول آن دعا «الحمد للّه ربّ العالمين» است.

در اين روز دادن صدقه به تهيدستان به خاطر پيروى از مولاى همه مردان و زنان با ايمان، و زيارت آن حضرت، شايسته است، و مناسب تر زيارت جامعه است.

روز بيست و پنجم: روز بس شريفى است، و روزى است كه سوره «هل اتى» در حق اهل بيت علیهم السلام نازل شد براى اينكه سه روز روزه گرفتند و افطارى خود را به مسكين و يتيم و اسير دادند و خود با آب افطار نمودند! و سزاوار است شيعيان اهل بيت علیهم السلام در اين ايام به ويژه در شب بيست و پنجم در دادن صدقه به مساكين و ايتام، سعى در اطعام ايشان، و روزه داشتن اين روز پيروى از مولای خود كنند.

از آنجا كه بعضى از علما اين روز را روز مباهله می دانند، مناسب است زيارت جامعه و دعاى مباهله را نيز در اين روز نیز بخوانند.

باشگاه خبرنگاران

اشتراک گذاری این مطلب!

تلاوت مجلسی شحات محمد انور سوره انشراح

13ام شهریور, 1396

 

در این گزارش تلاوت مجلسی شحات محمد انور سوره انشراح قابل  مشاهده و دریافت است.

دانلودتلاوت مجلسی شحات محمد انور سوره انشراح

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ﴿۱﴾
آيا براى تو سينه‏ ات را نگشاده‏ ايم (۱)


وَوَضَعْنَا عَنْكَ وِزْرَكَ ﴿۲﴾
و بار گرانت را از [دوش] تو برنداشتيم (۲)


الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ ﴿۳﴾
[بارى] كه [گويى] پشت تو را شكست (۳)


وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ ﴿۴﴾
و نامت را براى تو بلند گردانيديم (۴)


فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ﴿۵﴾
پس [بدان كه] با دشوارى آسانى است (۵)


إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ﴿۶﴾
آرى با دشوارى آسانى است (۶)


فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ ﴿۷﴾
پس چون فراغت‏ يافتى به طاعت دركوش (۷)


وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ ﴿۸﴾
و با اشتياق به سوى پروردگارت روى آور (۸)

اشتراک گذاری این مطلب!

تلاوت مجلسی متولی عبدالعال آیات 189 - 200 سوره آل عمران

11ام شهریور, 1396
 

 

 

  دانلودتلاوت مجلسی متولی عبدالعال آیات 189 تا 200 سوره آل عمران

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۱۸۹﴾
و فرمانروايى آسمانها و زمين از آن خداست و خداوند بر هر چيزى تواناست (۱۸۹)
 

إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ ﴿۱۹۰﴾
مسلما در آفرينش آسمانها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز براى خردمندان نشانه‏ هايى [قانع كننده] است (۱۹۰)
 

الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ﴿۱۹۱﴾
همانان كه خدا را [در همه احوال] ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مى كنند و در آفرينش آسمانها و زمين مى‏ انديشند [كه] پروردگارا اينها را بيهوده نيافريده‏ اى منزهى تو پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار (۱۹۱)
 

رَبَّنَا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ﴿۱۹۲﴾
پروردگارا هر كه را تو در آتش درآورى يقينا رسوايش كرده‏ اى و براى ستمكاران ياورانى نيست (۱۹۲)
 

رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ ﴿۱۹۳﴾
پروردگارا ما شنيديم كه دعوتگرى به ايمان فرا مى‏ خواند كه به پروردگار خود ايمان آوريد پس ايمان آورديم پروردگارا گناهان ما را بيامرز و بديهاى ما را بزداى و ما را در زمره نيكان بميران (۱۹۳)
 

رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ ﴿۱۹۴﴾
پروردگارا و آنچه را كه به وسيله فرستادگانت به ما وعده داده‏ اى به ما عطا كن و ما را روز رستاخيز رسوا مگردان زيرا تو وعده‏ ات را خلاف نمى ‏كنى (۱۹۴)
 

ادامه »

راه رسیدن به عالی ترین درجات با حداقل ایمان و عمل صالح!

7ام شهریور, 1396

بدون محاسبه نفس، کار خوب کردن مانند کشت دیمی است؛ دقت لازم است و اگر محاسبه نفس صورت بگیرد، از حداقل امکانات، بیشترین بهره را خواهیم برد و از حداقل ایمان و عمل صالح به بالاترین مراتب خواهیم رسید.

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان، استاد حوزه و دانشگاه در ماه محرم سال 95 در هیئت نور تهران، سلسله مطالب و سخنرانی هایی با موضوع «محاسبه نفس» را ایراد کرده است که بنا داریم، در 12 شماره به آنها بپردازیم که در ادامه شماره اول آن را مطالعه می کنید:

محاسبه نفس آثار بسیار زیادی در سبک زندگی انسان دارد و اگر به آن توجه نشود، آثار بسیار مخربی خواهد داشت، در باب اهمیت این موضوع، اهل بیت علیه السلام فرمودند:

«لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِب نَفسَهُ فی کُلِّ یَومٍ؛

از ما نیست کسی که هر روز به حساب نفس خود نرسد»،

بنابراین کافی است ما محاسبه نفس نکنیم که در این صورت خوبی های خود را از دست داده ایم، مانند اینکه بنا داشته باشیم، ماشینی را درست کنیم و پیچ و مهره های آن را به ما داده باشند تا بخش های مختلف را به هم متصل کنیم و ما به جای وصل آنها، مانند کشت دیمی، پیچ و مهره ها را روی ماشین تنها بریزیم، در این صورت مردم به ما خواهند گفت؛ چه می کنی؟ هر پیچ و مهره را باید در جای خود دقیق قرار داد که حتی امروز برای این امر ربات تهیه شده است تا بصورت دقیق، محاسبه کند و پیچ و مهره را جای خود قرار دهد.

بدون محاسبه نفس، کار خوب کردن مانند کشت دیمی است زیرا دقت لازم است و اگر محاسبه نفس صورت بگیرد، از حداقل امکانات، بیشترین بهره را خواهیم برد و از حداقل ایمان و عمل صالح به بالاترین مراتب خواهیم رسید.

محاسبه نفس باید در سبک زندگی تبدیل به یک رویه شود و نباید تنها گاهی مانند: حج، روزه و جهاد به آن پرداخت بلکه باید یک رویه باشد تا روحیه ما را تغییر دهد زیرا افرادی که اهل محاسبه نفس هستند، روحیات و خلقیات متفاوتی با یکدیگر دارند و سبک نگاه این افراد نسبت به هستی متفاوت است. بسیاری از بخش های زندگی را باید به گونه ای طراحی کرد که اهل محاسبه نفس شویم، پیرمردی تجارت را بنا داشت، کنار بگذارد و بازنشسته شود و مغازه های خود را در اختیار شاگردانش قرار دهد و روزهای آخر عمر را به عبادت و استراحت بپردازم، این خبر به امام صادق علیه السلام رسید و ایشان فرمودند:

«نباید این کار را کند و باید تا پایان عمر تجارت کند والا عقل او کم خواهد شد».

ادامه »

«رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً» یعنی چه؟

5ام شهریور, 1396

 

امام صادق علیه السلام در روایتی به تفسیر آیه «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً» پرداختند و مصداق خیر دنیا و آخرت را معرفی کردند.
یکی از دعاهایی که در قرآن کریم به کار رفته و ما انسان‌ها معمولاً از آن در قنوت نماز استفاده می‌کنیم، «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً» است، دعایی قرآنی که با بیان آن، بهترین خیرات دنیا و آخرت را از درگاه الهی می‌خواهیم، اما سوالی که ممکن است برای خیلی‌ها مطرح شود این است که به راستی خیر دنیا و آخرت که این ما انسان‌ها آن را از خداوند درخواست می‌کنیم، چیست؟
 
در همین راستا، امام صادق علیه السلام در حدیثی در بیان مصداق خیر دنیا و آخرت می‌فرماید:
 
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً»(بقره/201):
 
رِضْوَانُ اللَّهِ وَ الْجَنَّةُ فِی الْآخِرَةِ وَ الْمَعَاشُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ فِی الدُّنْیَا.
 
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً» فرمود:
 
رضایت خداوند و  [ورود به] بهشت خیر آخرت  و فراهم بودن زندگی و اخلاق نیکو، خیر دنیا است.
 
کافی،‌ج55،‌ ص71
 

 خبرگزاری تسنیم
اشتراک گذاری این مطلب!

اصل خیرات ما را بیمه می کند

5ام شهریور, 1396

 

حجت الاسلام هاشمی نژاد:
اصحاب متحیر شدند از این حرف.
گفتند این چه حرفی است؟
شما وجودتان خیر و برکت است
امام علی علیه السلام  می فرمایند من در دوران عمرم به هیچکس خوبی نکردم.
اصحاب متحیر شدند از این حرف. گفتند این چه حرفی است؟ شما وجودتان خیر و برکت است.
 
 حضرت فرمودند به این دلیل می گویم؛ کلام قرآن:
 
إن أحسنتم أحسنتم لأنفسکم وإن أسأتم فلها (آیه 7 سوره مبارکه اسرا)
 
 ” اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی می‌کنید؛واگربدی کنید باز هم به خودمی‌کنید “
 
اصل خیرات ما را بیمه می کند. 
 
هرچه کنی به خود کنی    گر همه  نیک  و بد کنی
 
 
منبع: سخنرانی حجت الاسلام هاشمی نژاد؛ حسینیه کاشانی/ تیر96

اشتراک گذاری این مطلب!

سه چیزی که به خدا شکایت می کنند

14ام مرداد, 1396

 

امام صادق علیه السلام فرمود سه چیز هستند که از دست انسان ها به خداوند عزّ و جل شکایت می کنند.

متن روایت را از کتاب خصال شیخ صدوق(ره) منتشر می کند.

أَبِو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

ثَلَاثَةٌ يَشْكُونَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَسْجِدٌ خَرَابٌ لَا يُصَلِّي فِيهِ أَهْلُهُ وَ عَالِمٌ بَيْنَ جُهَّالٍ وَ مُصْحَفٌ مُعَلَّقٌ قَدْ وَقَعَ عَلَيْهِ غُبَارٌ لَا يُقْرَأُ فِيهِ.

امام صادق علیه السلام فرمود:

سه چیز به خدای عزوجل شکایت می کنند:

۱. مسجدی که خراب است و کسی در آن نماز نمی خواند.

۲. عالمی که میان افراد نادان گرفتار شده

۳. قرآنی که کنار گذاشته شده، گرد و غبار بر آن نشسته و خوانده نمی شود.

خصال شیخ صدوق، ج1، ص142

 

اشتراک گذاری این مطلب!

اگر زن ها با قرآن مأنوس شوند...

13ام مرداد, 1396

 


سخنـــی نـابــــــ💠

💠 حضرت سیــدعلی حسینـی خـامنه ای 💠


اگر زن ها با قرآن مأنوس شوند،

بسیاری از مشکلات جامعه حل خواهد شد.

••• ┄┅═══💠═══┅┄ •••

اشتراک گذاری این مطلب!

شدیدترین تهدیدهای قرآن!

7ام مرداد, 1396


واژه «ویل» در آیات متعددی از قرآن مجید و به صورتهای مختلف به کار رفته است؛ اما از آن رو که دو سوره مکی قرآن؛ “همزه” و مطففین"؛ سوره هایی هستند که با این کلمه شروع شده اند، مورد اهتمام بیشتری قرار می گیرند.

ویل للمطففین: وای بر کم فروشان…

ویل لکل همزه لمزه: وای بر عیبجویان طعنه زننده…

تهدید اهل تطفیف و کم فروشان در کیل و وزن و نیز تهدید عیبجویان و غیبت کنندگانی که حریص بر جمع مال و زندگی زمینی هستند.

مذمت مطففین از آن روست که آنچه را بر خود روا می دارند برای دیگران ناروا انگاشته و آنچه را که برای خود ناروا می دارند، در حق دیگران روا می انگارند و چنان با دیگران تعامل می کنند که برای خود نمی پسندند.

اینان حق را براى خود می خواهند اما برای دیگران خیر! و با این کار زمینه ساز تباهی زندگی خود و اجتماع می شوند. (رک: تفسیر المیزان؛ ج ۲۰ ص۲۳۰ تا ۲۴۰)

مالی که برای رفع نیازِ زندگى طلب نشود، افزوده شدنش حرص را بیشتر و بیشتر می کند تا جایی که همچون بتی تمام وجوه زندگی این اشخاص را فرا می گیرد و آنگاه به فرمان این معبود خودساخته، کسانی که فارغ از این بت پرستی هستند؛ شایست چوب تکفیر و استهزا و سخریه خواهند بود.

ادامه »

در تربیت ۱۰ میلیون حافظ قرآن چه کرده ایم؟

2ام مرداد, 1396

 

باید تمام ظرفیت های فرهنگی، رسانه ای و مردمی کشور بسیج شود تا مطالبه رهبری در تربیت ۱۰ میلیون حافظ قرآن محقق شود، با شرایط کنونی و اقدامات فعلی به مطالبه رهبری دست نمی یابیم.

برنامه رادیویی “افق” که روزهای شنبه هر هفته از شبکه رادیویی قرآن پخش می‌شود، عصر دیروز به پیگیری مطالبات مقام معظم رهبری در حوزه حفظ قرآن کریم پرداخت.
حجت الاسلام علیرضا شاهسونی، مدیر مؤسسه بیت الاحزان و محمدمهدی عزیززاده، سرپرست دبیرخانه کمیسیون تبلیغ و ترویج شورای توسعه فرهنگ قرآنی مهمانان حضوری این برنامه بودند.
آیت الله حاج ابوالقاسم از اعضای خبرگان رهبری در ابتدای این برنامه راهکار رسیدن به مطالبات رهبری در تحقق ده میلیون حافظ قرآن را اینطور بیان کرد:
فعالیت های قرآنی را مردمی کنیم
عمده مشکلات جامعه اسلامی ریشه در دوری افراد از قرآن کریم دارد، باید توجه داشت که تلاش های خوبی در این چند سال شکل گرفته و از سوی مراکز مردمی عزمی شایسته تقدیر صورت گرفته و سازمان های قرآنی تلاش خوبی در عرصه ترویج حفظ قرآن داشته اند.
ولی آنچه که اتفاق افتاده نسبت به آنچه که باید اتفاق بیفتد هیچ است و اگر بخواهیم ده میلیون حافظ قرآن داشته باشیم باید یک تجدید نظر جدی چه به لحاظ ساختار، چه به لحاظ تامین هزینه و نیروی انسانی و چه به لحاظ حمایت های مادی و معنوی صورت گیرد، چراکه وضعیت تصمیمات قرآنی از سوی مسئولان گاهی در یک چالش هایی گیر می کند و ممکن است یک اتفاق و تصمیم چند ماه پشت در شورای توسعه فرهنگ قرآنی بماند.
به نظرم می رسد باید مقداری فعالیت های قرآنی را به سمت فعالیت های مردمی ببریم و مردم را در مسائل قرآنی مشارکت دهیم، در این راستا کسانی که در عرصه فرهنگ سازی نقش دارند مردم را با اهمیت امور قرآنی در جامعه آشنا کنند و آنها را به این سمت سوق دهند.

ادامه »

نرمش و پیوند دوستى با دشمن خدا ممنوع!

21ام تیر, 1396

 

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ کفَرُوا بِما جاءَکمْ مِنَ الْحَقِّ یخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِیاکمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکمْ إِنْ کنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِی سَبِیلِی وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِی تُسِرُّونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَیتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ یفْعَلْهُ مِنْکمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ[1]

ای کسانی که ایمان آورده اید! دشمن من و دشمن خود را دوست نگیرید. شما با آنان طرح دوستی می افکنید، در حالی که آنان نسبت به حقّی که برای شما آمده است، کفر ورزیده اند. (علاوه بر آن که) آنان شما و پیامبر را به خاطر ایمان به خدا که پروردگار شما است، (از مکه) اخراج و آواره نموده اند. اگر شما برای جهاد در راه من وطلب رضای من (از وطن) بیرون آمده اید (با آنان دوستی نکنید). شما مخفیانه دوستی خود را به آنان می رسانید در حالی که من به آنچه مخفیانه و آنچه آشکارا انجام دهید آگاه ترم و هر کس از شما چنین کند، قطعاً از راه راست گم گشته است.

نکته ها:

کلمۀ«عدو» هم به یک نفر و هم به گروهی از افراد اطلاق می شود، ولی در اینجا مراد، گروه است؛ زیرا در مقابل آن، کلمۀ«أَوْلِیاءَ» که جمع است، به کار رفته است. [2]

مراد از اخراج پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان، بدرفتاری با آنان بود تا جایی که پیامبر و مسلمانان برای رهایی از بدرفتاری کفّار، خودشان از مکه خارج شدند. [3]

در تفاسیر می خوانیم: یکی از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله، نامه ای را به زنی داد تا برای مشرکان مکه ببرد و آنان را از تصمیم پیامبر صلی الله علیه و آله مبنی بر فتح مکه آگاه کند.

جبرئیل، موضوع را به رسول اکرم خبر داد و پیامبر صلی الله علیه و آله، حضرت علی علیه السلام، و جمع دیگری را برای پس گرفتن نامه از آن زن، به سوی مکه فرستاد و فرمود:

«در فلان منطقه آن زن را خواهید یافت». گروه اعزامی حرکت کردند و در همان نقطه ای که پیامبر فرموده بود، آن زن را یافتند و سراغ نامه را از او گرفتند. زن از وجود چنین نامه ای اظهار بی اطلاعی کرد. بعضی از اصحاب، سخنان زن را باور کردند و خواستند به مدینه برگردند، امّا حضرت علی علیه السلام فرمود: «نه جبرئیل به پیامبر دروغ گفته و نه آن حضرت به ما، بنابراین قطعاً نامۀمورد نظر در نزد این زن است». سپس شمشیر کشید که نامه را بگیرد. زن که مسئله را جدّی دید، نامه را از میان موهای سرش بیرون آورد و آن را تحویل داد.

ادامه »

حجاب و پوشش در قرآن

21ام تیر, 1396

 

«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیوتًا غَیرَ بُیوتِکمْ حَتَّی تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَی أَهْلِهَا ذَلِکمْ خَیرٌ لَکمْ لَعَلَّکمْ تَذَکرُونَ (٢٧)فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِیهَا أَحَدًا فَلا تَدْخُلُوهَا حَتَّی یؤْذَنَ لَکمْ وَإِنْ قِیلَ لَکمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْکی لَکمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ (٢٨)لَیسَ عَلَیکمْ جُنَاحٌ أَنْ تَدْخُلُوا بُیوتًا غَیرَ مَسْکـونَةٍ فِیهَا مَتَاعٌ لَکمْ وَاللَّهُ یعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَکتُمُونَ (٢٩)قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِک أَزْکی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یصْنَعُونَ (٣٠)وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیوبِهِنَّ وَلا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکتْ أَیمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیرِ أُولِی الإرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یظْهَرُوا عَلَی عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ مَا یخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعًا أَیهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ (٣١). »

آیات مربوط به موضوع حجاب در دو سوره از قرآن آمده است، یکی سوره نور و دیگر سوره احزاب. ما تفسیر آیات را بیان می کنیم وسپس به مسائل فقهی و بحث روایات و نقل فتوای فقها می پردازیم. در سوره نور آیه ای که مربوط به مطلب است آیه 31 می باشد. چند آیه قبل از آن آیه متعرض وظیفه اذن گرفتن برای ورود در منازل است و در حکم مقدمه این آیه می باشد. تفسیر آیات را از آنجا شروع می کنیم:

ای کسانی که ایمان آوردید!به خانه دیگران داخل نشوید مگر آنکه قبلا آنان را آگاه سازید و بر اهل خانه سلام کنید این برای شما بهتر است. باشد که پند گیرید.

اگر کسی را در خانه نیافتید داخل نشوید تا به شما اجازه داده شود. اگر گفته شدباز گردید، بازگردید که پاکیزه تر است برای شما. خدا بدانچه انجام می دهیدداناست.

باکی نیست که در خانه هایی که محل سکنا نیست و نفعی در آنجا دارید(بدون اجازه)داخل شوید. خدا آنچه را آشکار می کنید و آنچه را نهان می دارید آگاه است.

به مردان مؤمن بگو دیدگان فرو خوابانند و دامن ها حفظ کنند. این برای شما پاکیزه تراست. خدا بدانچه می کنید آگاه است.

به زنان مؤمنه بگو دیدگان خویش فرو خوابانند و دامن های خویش حفظ کنند وزیور خویش آشکار نکنند مگر آنچه پیداست، سرپوشهای خویش بر گریبان هابزنند، زیور خویش آشکار نکنند مگر برای شوهران یا پدران یا پدر شوهران یاپسران یا پسر شوهران یا برادران یا برادرزادگان یا خواهر زادگان یا زنان یامملوکانشان یا مردان طفیلی که حاجت به زن ندارند یا کودکانی که از راز زنان آگاه نیستند(یا بر کامجویی از زنان توانا نیستند)و پای به زمین نکوبند که زیورهای مخفی شان دانسته شود. ای گروه مؤمنان!همگی به سوی خداوند توبه برید، باشد که رستگار شوید.

مفاد آیه اول و دوم این است که مؤمنین نباید سر زده و بدون اجازه به خانه کسی داخل شوند. در آیه سوم مکان های عمومی و جاهایی که برای سکـونت نیست از این دستور استثنا می گردد. سپس دو آیه دیگر مربوط به وظایف زن و مرد است درمعاشرت با یکدیگر که شامل چند قسمت است:

1- هر مسلمان، چه مرد و چه زن، باید از چشم چرانی و نظر بازی اجتناب کند.

2- مسلمان، خواه مرد یا زن، باید پاکدامن باشد و عورت خود را از دیگران بپوشد.

3- زنان باید پوشش داشته باشند و آرایش و زیور خود را بر دیگران آشکارنسازند و در صدد تحریک و جلب توجه مردان برنیایند.

4- دو استثنا برای لزوم پوشش زن ذکر شده که یکی با جمله «وَلا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» بیان شده است و نسبت به عموم مردان است و دیگری با جمله « وَلا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلا لِبُعُولَتِهِنَّ. . . » ذکر شده و نداشتن پوشش را برای زن نسبت به عده خاصی تجویز می کند.

ادامه »

کلام خدا

21ام تیر, 1396

 

وَمَا كَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَنْ يفْتَرَى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَينَ يدَيهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لَا رَيبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ(يونس/37)

و چنان نیست كه این قرآن از سوى غیر خدا و به دروغ ساخته شده باشد، بلكه تصدیقى است براى كتب آسمانى پیشین وتوضیحى از آن كتاب است. شكّى در آن نیست كه از سوى پروردگار جهانیان است.

1-جامعیّت قرآن و محتواى آن به گونه ‏اى است كه افترا و انتساب آن به غیرخدا به آن نمى‏چسبد. «ان یفترى»
2- كتاب ‏هاى آسمانى مؤیّد یكدیگرند. تفاوت در اجمال و تفصیلِ محتواى آنهاست. «تصدیق الّذى بین یدیه»
3- قرآن وسیله ‏ى رشد و تربیت است. «هذا القرآن… من ربّ العالمین»

اشتراک گذاری این مطلب!

شفاء مومنان در چیست؟

16ام تیر, 1396

 

از امام صادق علیه السلام نقل است که فرمود:

«هر کس این سوره را بخواند و وقتی در این آیه که صحبت از پدر و مادر می شود منقلب شود در بهشت قنطار به او داده خواهد شد . قنطار 1200 اوقیه است و هر اوقیه از دنیا و هر آنچه در آن است بهتر بود.

 

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ۙ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا ﴿اسراء/٨٢﴾

و از قرآن آنچه را براى مؤمنان شفا و رحمت است نازل مى‌كنيم، ولى ستمگران را جز زيان نمى‌افزايد.


1- چون قرآن از جانب خدایى است كه خالق بشر و فطرتِ اوست، قوانین آن نیز با فطرت مطابق و نجات دهنده ‏ى اوست. «شفاء»
2- آنچه از سوى خداى رحمان و رحیم باشد، رحمت است. «رحمة للمؤمنین»
3- چون كافران به اوامر و نواهى قرآن عمل نمى‏ كنند، نزول هر دستور، جرمشان را بیشتر و خسارتشان را افزون‏ تر مى‏سازد. «لایزید الظالمین الا خساراً»

 

سوره اسراء

تعداد آیات: 111

مکی یا مدنی: مکی

نام های دیگر سوره: بنی اسرائیل، سبحان

«ايـن سـوره بـنـا بـر مـشـهـور از سـوره هـائى اسـت كـه در مـكـه نازل شده است و طبعا ويژگيهاى سوره هاى مكى در آن جمع است ، از جمله دعوت مؤ ثر به تـوحـيـد، و تـوجـه دادن بـه مـعاد، و نصائح سودمند، و مبارزه با هر گونه شرك و ظلم وانحراف بطور كلى ميتوان گفت آيات اين سوره بر محور امور زير دور مى زند.

ادامه »

سابقه شرک و گناه مانع کسب مقام امامت است

12ام تیر, 1396

 


  ازآیه ۱۲۴ بقره به بعد، ضمن هجده آیه، سخن از پیامبر بزرگ الهى، قهرمان توحید و معمار بناى كعبه است حضرت ابراهیم علیه ‏السلام است، او با پیروزى در آزمایش‏هاى گوناگون الهى، به مقام امامت رسید.

 
 وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيتِي قَالَ لَا ينَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ(البقرة/124)

و چون ابراهيم را پروردگارش با کلماتي بيازمود و وي آن همه را به انجام رسانيد [خدا به او] فرمود من تو را پيشواي مردم قرار دادم [ابراهيم] پرسيد از دودمانم [چطور] فرمود پيمان من به ستمكاران نمي ‏رسد

  حضرت ابراهیم علیه ‏السلام در میان پیامبران جایگاه و منزلت خاصى دارد. نام او 69 مرتبه و در 25 سوره قرآن آمده و از او همانند پیامبر اسلام به عنوان اسوه و نمونه یاد شده است.

 در این سوره نیز از این آیه به بعد، ضمن هجده آیه، سخن از این پیامبر بزرگ الهى، قهرمان توحید و معمار بناى كعبه است. او با پیروزى در آزمایش‏هاى گوناگون الهى، به مقام امامت رسید.

 آزمایش از سنت‏هاى حتمى الهى براى همه مردم است. البته آزمایش‏هاى خداوند مثل آزمایش‏هاى بشرى نیست كه براى آگاه شدنِ باشد، زیرا او همه چیز را مى‏داند.

 این آزمایش‏ها براى بروز استعدادها و نیك و بد انسانهاست تا مشخص شود هر كس براساس اختیارى كه خداوند به او داده چه راهى را انتخاب مى‏كند، تا كیفر و پاداش آنرا دریافت دارد.

 در این آیه نیز منظور از (كَلِمات) یك سلسله وظائف سنگینى است كه خداوند بر دوش ابراهیم گذارد و او از عهده انجام همه آنها برآمد، كه به برخى از آنها اشاره مى‏كنیم:

 ابراهیم در میان اقوام و خویشان خود تنها موحّد بود اما علیه شرك و بت‏پرستى قیام كرد و به تنهایى وارد بتخانه شد و همه بتها را شكست. با آنكه بت‏پرستان به جزاى این كارش، او را در آتش انداختند ولى او با خونسردى كامل و با ایمان و یقین به خدا وارد آتش گشت و به امر الهى، آتش بر او سرد و ایمن شد.

 با آنكه در سنّ پیرى خداوند فرزندى نصیب آنها كرده بود، ولى چون امر الهى آمد، فرزندش اسماعیل را براى قربانى به قربانگاه برد.

 ابراهیم، مقام امامت را براى نسل و ذریه خود نیز طلب مى‏كند امّا خداوند در پاسخ مى‏فرماید: این مقام، موروثى نیست بلكه هر كس كه لیاقت داشته باشد آنرا دریافت مى ‏كند.

 مقام امامت بالاتر از مقام رسالت است. «رسول» مأمور ابلاغ احكام الهى و بشارت و انذار مردم است اما «امام» مسئول تحقق بخشیدن به آن احكام و اجراى عدالت اجتماعى در میان مردم است.

 این آیه به روشنى بیان مى‏دارد كه امامت، عهد و امانت الهى است كه به ظالمان و گنهكاران نمى‏رسد. بر این اساس ما شیعیان معتقد هستیم كه امام نیز همچون پیامبر باید معصوم باشد و كسى كه سابقه شرك و گناه داشته باشد لایق امامت نیست.

خبرگزاری حوزه

اشتراک گذاری این مطلب!

سَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ

2ام تیر, 1396

 

از سری تصاویر قرآنی تصویری مزین به فراز ابتدایی آیه ۱۳۳ سوره آل عمران

در این فراز می خوانیم:

«سَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ»

«بشتابید براى نیل به آمرزشى از جانب پروردگار خود»

اشتراک گذاری این مطلب!

چه سوره هایی را در شب قدر بخوانیم؟

24ام خرداد, 1396

 

شب قدر برترین و مهم‌ترین شب سال در فرهنگ اسلامی است.

چه سوره هایی را در شب قدر بخوانیم

شب قدر برترین و مهم‌ترین شب سال در فرهنگ اسلامی است. بنابر روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله ، شب قدر از موهبت‌های خدا بر مسلمانان است و هیچ‌یک از امت‌های پیشین از این موهبت برخوردار نبوده‌اند.در قرآن کریم، سوره‌ای کامل به توصیف و ستایش شب قدر اختصاص یافته و بدین نام (سوره قدر) خوانده شده است. در این سوره، ارزش شب قدر بیشتر از هزار ماه دانسته شده است.آیات یکم تا ششم سوره دخان نیز به اهمیت و رخدادهای شب قدر می‌پردازد.

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که بهترین ماه‌، رمضان است و قلب ماه رمضان، شب قدر است.
همچنین از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کرده‌اند که شب قدر، سَروَر شب‌هاست.بنابر منابع روایی و فقهی، روزهای قدر نیز همانند شب‌های آن گرانقدر و با فضیلت‌اند.در برخی از روایات آمده است که فاطمه سلام الله علیها سرّ شب قدر است هر کس منزلت فاطمه سلام الله علیها را درک کند، شب قدر را درک کرده است.
وقوع برخی حوادث همانند شهادت امام علی علیه السلام در دهه سوم ماه رمضان، بر اهمیت این شب‌ها، نزد شیعیان افزوده است و آنان در این شب در کنار اهتمام به اعمال مستحب مخصوص این شب‌ها، برای آن امام نیز سوگواری می‌کنند
 
در کنار تمام اعمال نیکویی که در شبهای قدر انجام می دهید تلاوت دو سوره ی روم و عنکبوت را فراموش نکنید علی الخصوص در شب بیست و سوم  ، چرا که  امام صادق علیه السلام فرمودند:
 
تلاوت کننده این دو سوره در این شب از اهل بهشت است.
 
در این شب، درهای جهنم بسته می‌شود و درهای بهشت، گشوده می‌شود و شیطان در این شب بیرون نمی‌آید تا صبح آن طلوع کند و درهای آسمان و رحمت بر روی بندگانش گشوده می‌شود و شب قبولی اعمال است.
 
 دلیل قرائت سوره روم و عنکبوت در شب قدر، روایتی است که از امام معصوم علیهم السلام در فضیلت تلاوت این سوره‌ها در شب قدر نقل شده است:
«… عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الْعَنْکَبُوتِ وَ الرُّومِ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ لَیْلَةَ ثَلَاثَةٍ وَ عِشْرِینَ فَهُوَ وَ اللَّهِ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ لَا أَسْتَثْنِی فِیهِ أَبَداً وَ لَا أَخَافُ أَنْ یَکْتُبَ اللَّهُ عَلَیَّ فِی یَمِینِی إِثْماً وَ إِنَّ لِهَاتَیْنِ السُّورَتَیْنِ مِنَ اللَّهِ مَکَاناً»؛[1]
ابو بصیر مى‏‌گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس در شب بیست و سوم ماه رمضان سوره عنکبوت و روم را بخواند، به خدا سوگند که او از اهل بهشت خواهد بود، و من هرگز کسى را از این حکم استثنا نمى‌‏کنم و بیم آن ندارم که در این سوگند خداوند گناهى بر من بنویسد، این دو سوره نزد خدا جایگاهى عظیم دارند.

 
 
باشگاه خبرنگاران
 
اشتراک گذاری این مطلب!

خواندن قرآن

10ام خرداد, 1396

 

 

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

 اِنَّ هَذِهِ القُلُوب تَصدأ کما یصدَأ ُالحَدید اِذا أصابَهُ المَاءِی قیلَ: وَما جَلَاؤُها؟

قالَ رسولُ الله (صلی الله علیه و آله) : کثرَة ذِکرَ المَوتِ وَ تِلاوَةَ القُرآنِی 

 

دل ها مانند آهن هنگام رسیدن آب به آن زنگ می زند،

گفتند: صیقل آن چیست؟

آن حضرت فرمود: زیادی یاد مرگ و خواندن قرآنی

 (کنز العمال، ج 15، ص 549، ح 42130)

 

اشتراک گذاری این مطلب!

این دردها برای خودمان خوب است.

14ام اردیبهشت, 1396

 

يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَي اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُفاطر/35

 

ای مردم ، شمایید که به خدا نیازمندید ،

و خداست که بی نیاز است و کارهایش همه پسندیده و زیباست .

حجت الاسلام عالی:

این دردها برای خودمان خوب است

فرض کنید همه ی انسان ها در رفاه و راحتی بودند و از مریضی هم خبری نبود،

این انسانی که هیچ دردی ندارد دیگر خدا را بنده نخواهد بود و فریاد انا الحق را می زند.

از امام کاظم علیه السلام پرسیدند:

چه چیزی باعث شد که خداوند ما را از عالم بالا به پایین بیاورد؟

امام کاظم علیه السلام فرمودند:

اگر انسان ها در همان عالم بالا می ماندند یعنی همان بهشتی که حضرت آدم در آنجا بود و هیچ رنجی به آن راه نداشت، دیگر انسان ها ضعف های خود را نمی دیدند اما او را در عالم دنیا قرار دادند که این ها را درک کند و بفهمد چقدر به خدا نیاز دارد و این زانو زدن برای خودمان خوب است.

وارث/سخنرانی حجت الاسلام عالی در مسجد الزهرا(سلام الله علیها) - دی 95

اشتراک گذاری این مطلب!

و رحمتی وسعت کل شیء

14ام اردیبهشت, 1396

 

اشتراک گذاری این مطلب!

خصلتی که ابلیس را از «درگاه خدا» بیرون کرد

14ام اردیبهشت, 1396

 

خداوند در آیاتی از قرآن به خصلتی اشاره کرده است که باعث اخراج شیطان از درگاه الهی شد.
از جمله خصلت‎هایی که ممکن است گریبانگیر افراد شود و زمینه را برای خطاهای بعدی فراهم کند، صفتی است که درست در مقابل تواضع و فروتنی قرار دارد که همان تکبر است. این خصلت به قدری ناپسند است که خداوند در آیات قرآن آن را به بدترین افراد نسبت داده که در رأس آنها ابلیس است.
 
امام کاظم(علیه السلام) در مذمت خصلت تکبر فرمودند:
«زراعت در زمین هموار مى‎روید، نه بر سنگ سخت و چنین است که حکمت در دل‎هاى متواضع جاى مى‎گیرد نه در دلهاى متکبر. خداوند متعال، تواضع را وسیله عقل و تکبر را وسیله جهل قرار داده است.» (تحف العقول، ص396)
 
از سوی دیگر همان طور که اشاره شد خداوند تکبر را به بدترین و دشمن‎ترین موجود بشریت یعنی ابلیس نسبت داده است تا جایی که به واسطه همین خصلت او را از درگاه خود اخراج کرد.
 
خداوند متعال در سوره صاد آیه74 در بیان علت عدم سجده ابلیس بر آدم(ع) می‎فرماید:  
«إِلَّا إِبْلِیسَ اسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ؛ مگر ابلیس [که] تکبر کرد و از کافران شد.»
 
در ادامه می‎فرماید:
«قَالَ یَا إِبْلِیسُ مَا مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعَالِینَ؛
فرمود اى ابلیس چه چیز تو را مانع شد که براى چیزى که به دستان قدرت خویش خلق کردم سجده آورى آیا تکبر کردی یا از [جمله] برترى‏جویانى.»
 
و در آیات بعد می‎فرماید:
«قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ؛ فرمود پس از آن [مقام] بیرون شو که تو رانده‏‎اى.»
 
بر اساس این آیات، خداوند مهم‎ترین علت‎های عدم سجده ابلیس بر آدم(علیه السلام) را تکبر معرفی کرده است که زمینه کفر او را فراهم می‎کند.
 

 خبرگزاری تسنیم
اشتراک گذاری این مطلب!

«ساهُونَ» به چه معناست؟

13ام اردیبهشت, 1396
 
«ساهُونَ» به چه معناست؟قرآن می‌فرماید:
«فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ» (ماعون/5-4)
وای بر نمازگزارانی که در نمازشان «ساهُونَ» هستند؛
اما «ساهُونَ» به چه معناست؟
حجت‌الاسلام «محسن قرائتی» استاد تفسیر قرآن کریم:
 

- «حَیَّ عَلَى خَیْرِ الْعَمَلِ» منظور از خیر العمل، نماز است. اذان به عبادت «کار» گفته است. پس نماز کار است. از طرف دیگر کار هم عبادت است:

قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام: «الْکَادُّ عَلَى عِیَالِهِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»(کافی، ج‏5، ص‏88)

کسی که برای خرجی زن و بچه‌اش کار می‌کند مثل مجاهد فی سبیل الله است. 

 
- قرآن می‌فرماید: «فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ» ماعون/5-4؛
 
وای بر نمازگزارانی که در نمازشان «ساهُونَ» هستند. در کنز الدقایق راجع به «ساهُونَ» آمده است:
«ساهُونَ» یعنی کسانی که نمازشان را در اول وقت نمی‌خوانند.
وای به حال آنها! یعنی کارهای دیگر را مهم‌تر از نماز می‌داند.
 
- قرآن می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُکارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُون» نساء/43
وقتی حال نداری، نماز نخوان. وقتی مست هستید نماز نخوانید. تا اینکه بفهمید که چه می‌گویید. یعنی در نماز باید فهمید که چه می‌گوییم. حدیث داریم: از نماز آن مقداری قبول می‌شود که با حواس جمع خوانده شود. 
 
- برای نماز هم بهترین مکانها مسجد است. قرآن می‌فرماید:
«یا بَنی‏ آدَمَ خُذُوا زینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ» اعراف/31
زینت‌هایتان را به مسجد ببرید. 
 


اشتراک گذاری این مطلب!

تغییر سرنوشت انسان

13ام اردیبهشت, 1396
 
آثار گناه – تغییر سرنوشت انسان

 

لَهُ مُعَقِّبتٌ مِّن بَینِ یدَیهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَایغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یغَیرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَإِذَآ أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ [1]

برای او، مأمورانی است که پی در پی، از پیش رویش، و از پشت سرش، او را از فرمان الهی (حوادث غیر حتمی) حفظ می کنند؛ در حقیقت خدا آن (سرنوشتی) که در قومی است را تغییر نمی دهد تا این که آنچه را در خودشان است، تغییر دهند؛ و هنگامی که خدا برای قومی (به خاطر اعمالشان) بدی بخواهد، پس هیچ بازگشتی برای آن نخواهد بود؛ و جز او، هیچ سرپرستی برای آنان نخواهد بود.

نکته ها و اشاره ها:

1.واژه ی «مُعَقِّبات» به معنای گروهی است که همواره کاری را دنبال می کنند و در این جا مقصود فرشتگانی است که مأموریت دارند در شب و روز همواره به سراغ انسان بیایند و از پیش رو و پشت سر نگهبان او باشند.[2]

2.انواع بیماری ها و حوادث و خطرها هر لحظه انسان را تهدید می کند و خدا انسان ها را حفظ می کند. همه ی ما در زندگی خود بارها احساس کرده ایم که نیرویی غیبی ما را محافظت می کند و از خطرها می رهاند و ممکن نیست که همه ی این امور تصادفی باشد.

3.در حدیثی از امام صادق علیه السلام حکایت شده که هیچ بنده ای نیست مگر این که دو فرشته با او هستند و او را محافظت می کنند، اما هنگامی که فرمان قطعی خدا فرا رسد، او را تسلیم حوادث می کنند.[3]

از این گونه احادیث استفاده می شود که آن فرشتگان انسان را در برابر حوادث غیرقطعی محافظت می کنند، ولی- همان طور که در پایان آیه یادآور شده است- اگر فرمان حتمی الهی فرا رسد کسی نمی تواند کاری و کمکی بنماید.

 جایی که تیغ قهر برآرد مهابتت ویران کند به سیل عرم جنّت سبا

 (سعدی)

4.ما وجود چنین فرشتگانی را با حواسّ معمولی درک نمی کنیم، اما هیچ دلیلی برای نفی آنها نداریم و آیات و احادیث وجود آنها را اثبات می کند.

5.این آیه یک قانون کلی جامعه شناختی اسلام را بیان می کند که می گوید: «سرنوشت شما قبل از هر چیز و هر کس به دست خود شماست و هرگونه تغییر در سرنوشت شما، بر اساس تغییرات درونی و اراده ی شما شکل می گیرد و خوش بختی یا بدبختی شما را رقم می زند.»

این یک اصل قرآن و یکی از پایه های جهان بینی و جامعه شناسی اسلام است که می گوید بدبختی جوامع عقب افتاده از عوامل درونی ناشی می شود و اگر استعمارگران و جهان خواران در درون انسان ها و ملت ها پایگاهی نداشته باشند، نمی توانند کاری از پیش ببرند.

6.برای بررسی عوامل سقوط تمدن ها و پیشرفت و عقب ماندگی ملت ها، نباید به دنبال علل خیالی شانس و بخت و اقبال بود بلکه باید علت را در ضعف درونی و مشکلات داخلی خود جست و جو کرد.

7.در حدیثی از امام سجاد علیه السلام حکایت شده که گناهانی که نعمت ها را تغییر می دهند عبارت اند از: ظلم به مردم، ناسپاسی خدا و رها کردن کار خیری که انسان بدان عادت کرده است.[4]

آموزه ها و پیام ها:

1.انسان تحت حمایت و حفاظت نیروهای غیبی است.

2.تغییرات ظاهری اجتماعی از تغییرات درونی انسان ها سرچشمه می گیرد.

3.سرنوشت ملت ها به دست خود آنهاست.

4.اگر می خواهید سرنوشت ملت را تغییر دهید، از خود شروع کنید.

5.در برابر اراده ی قطعی خدا امداد هیچ کس سودی ندارد.

پی نوشت:

[1] سوره رعد، آیه 11

[2]  مجمع البيان، ج 6، ص 431.

[3]  تفسير برهان، ج 2، ص 283؛ نهج البلاغه، كلمه‏ى قصار 201؛ خصائص الائمه، ص 114 و بحارالانوار، ج 5، ص 140.

[4] تفسير صافى، ج 3، ص 61؛ تفسير نور الثقلين، ج 2، ص 487؛ معانى الأخبار، ص 270 و امالى طوسى، ص 13.

اشتراک گذاری این مطلب!

مراد از ارسال پیامبران به زبان قوم خود چیست؟

31ام فروردین, 1396
 

پیامبر اکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم رسالت الهی خویش را با صلابت، قاطعیت و بیان صریح ابلاغ می‌کرد؛ ولی همراه با نرمش و ملایمت و بدون سازش یا محافظه‌کاری؛ فراخوان پیامبر به اسلام تدریجی بود.

 

در آستانه فرا رسیدن سالروزمبعث پیامبر ختمی مرتبط( صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ، واکنش مخالفان در برابر پیام الهی و نظام اسلامی  و جایگاه بعثت در جهانی بودن دین اسلام را به قلم حضرت آیت الله جوادی آملی منتشر می کند.

* واکنش مخالفان در برابر پیام الهی و نظام اسلامی

جامعه حجاز از گروه‌های مردمی زیر تشکیل شده بود:

أ. مشرکان مکه که با همه توان خود برای سرکوبی مکتب و نظام نوپای اسلام بسیج شده بودند.

ب. منافقان داخلی که بیش‌از یک‌سوم مسلمانان را تشکیل می‌دادند و برای بیگانگان جاسوسی می‌کردند و در مقاطع حساس به نظام اسلامی ضربه می‌زدند، چنان‌که در جنگ احد از میان هزار سرباز مسلمان بیش‌از سیصد نفر از رفتن به جبهه سر باز زدند. نفاق در این مقطع تاریخی، عنصری قوی و کمرشکن بود، از این‌رو بسیاری از آیات مدنی از توطئه‌های منافقان پرده برمی‌دارد.

ادامه »

قرآن بزرگترین لذت انسان است

28ام فروردین, 1396

حجت الاسلام پناهیان:

هنگام قرآن خواندن بايد از آن لذّت برد که براي فهم آيات اين قاعده لازم است.

اگر کسي بتواند زيبايي قرآن را درک کند قرآن هداياي خود را به او خواهد داد که انسان احساس مي کند خدا با او صحبت مي کند و اين دلنشين ترين حس دنيا است.

سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در جشن میلاد امیرالمونین علیه السلام در حسینیه آیت الله حق شناس-فروردین 96

اشتراک گذاری این مطلب!

منظور از صراط مستقیم کیست؟

27ام فروردین, 1396
 
هذَا صِرَاطٌ عَلَیَّ مُسْتَقِیمٌ قدس‌سره
 
«فرمود: این راهی است راست [که] به سوی من [منتهی می‌شود]».
  
از حضرت امام صادق علیه السلام ذیل آیه «هذا صراط علی مستقیم» روایت شده فرمود: 
 
منظور از «صراط» امیرالمؤمنین علیه السلام می‌باشد و این راه حضرت علی علیه السلام است که مستقیم و مایه هدایت و سعادت عالم بشریت است. [۱]
 
ابن شاذان روایت نموده که حضرت امام باقر علیه السلام فرمود: پدرم امام زین العابدین علیه السلام فرمودند:
 
روزی عمر بن خطاب در حضور پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله از جای خود بلند شده گفت: ای رسول خدا! همیشه درباره علی بن ابی طالب علیه السلام می‌فرمایید «انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی» تو یا علی! نزد من به منزله هارون نسبت به موسی می‌باشی جز آنکه پس از من نبوت و پیغمبری وجود نخواهد داشت،
 
 مقام هارون و موسی در قرآن تصریح و بیان گردیده ولی برای علی علیه السلام در قرآن ذکری نشده است؟
  
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله از گفتار او سخت غضبناک شده فرمودند:
 
ای عرب خشن! ای سخت دل! مگر قول خداوند را که در قرآن می‌فرماید: «هذا صراط علیَّ مستقیم» را نشنیده ای.[۲]         
ابوحمزه ثمالی روایت نموده که از حضرت امام صادق علیه السلام در خصوص آیه «هذا صراط علیَّ مستقیم» سؤال نمودم، فرمود: 
 
قسم به خدا! مقصود علی علیه السلام است و اوست میزان و صراط مستقیم. [۳]
 
منابع؛
[۱]: مناقب ابن شهر آشوب: ج۲ ص۳۰۲. 
[۲]: مائة منقبه منقبت: ص۸۵. 
[۳]: بصائر الدرجات: ص۵۳۲.
وارث
 

اشتراک گذاری این مطلب!

اصرار علامه طباطبایی بر تکیه نزدن بر متکا!

26ام فروردین, 1396
 

اطرافیان ما انتظاری جزء اینکه به آن‌ها احترام بگذاریم و نسبت به آنان توجه داشته باشیم از ما ندارند و به‌راحتی با قدردانی از آن‌ها می‌توان انس و الفت را فزونی بخشید؛ در ضمن احترام گذاشتن و تکریم هم نوع نشانه عظمت و بزرگواری خود شخص است.

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

لَقَدْ کَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ اسراء/70

به‌یقین ما فرزندان آدم را کرامت و شرافت بخشیدیم.

 

یکی از شاگردان علامه سید محمدحسین طباطبائی می‌گوید:

قریب به چهل سال آخر عمر علامه، دیده نشد که ایشان در مجلس به متکا و بالش تکیه زنند، بلکه در مقابل واردین مؤدب و قدری جلوتر از دیوار می‌نشستند.

یکی از شاگردانشان برای دیدنشان به مشهد مقدس رفته بود، هنگامی‌که بر علامه وارد شد، ایشان به دستور طبیب که گفته بودند، روی زمین سخت ننشیند، روی تشکی نشسته بود
 
وقتی این شاگرد وارد شد، علامه از روی تشک برخاستند و او را به نشستن روی تشک دعوت کردند، ولی او خودداری نمود و هر چه علامه اصرار کرد قبول نکرد، مدتی هر دو سر پا ایستادند تا این‌که علامه فرمود

روی تشک بنشینید تا من جمله‌ای را به شما بگویم، آن شخص امتثال نموده و روی تشک نشست، درحالی‌که علامه خود روی زمین نشستند و بعد فرمودند: جمله‌ای را که می‌خواستم عرض کنم، این است که آنجا نرم‌تر است.

 با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در میدان عمل
اشتراک گذاری این مطلب!

صدقات چگونه باطل می شوند؟؟

25ام فروردین, 1396

 

در دین اسلام و برخی  از روایات اسلامى و دین وارد شده که صدقه دادن مستحب است، حتی برای آن مقداری تعیین نشده تا هرکس به اندازه توانش این کار را انجام دهد و مى تواند با اندک چیزى به این دستور الهى عمل کند. این عمل اختصاص به اغنیا ندارد، بلکه از هر غنى و فقیر شایسته است.  
 
صدقه پنهانی
 
البته تمام اقسام صدقه خوب است، چه در شب باشد یا در روز؛ چه پنهان باشد و چه آشکارا، امّا در آیات و روایات به صدقه دادن در پنهانى سفارش شده است، زیرا اولا این عمل عبادى، مصون از ریا است و ثانیاً شخص مستمند دیگر مورد خجلت واقع نمى شود.
 
آیات قرآن در موارد متعدّدى به این امر اشاره کرده، در سوره بقره مى فرماید:
(اَلَّذینَ یُنْفِقُونَ اَمْوالَهُمْ بِالَّیْلِ وَالنَّهار سِرّاً وَ عَلانِیةً فَلَهُمْ اَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوفٌ عَلَیْهِم وَ لا هَمْ یَحْزَنوُنَ) ;
آن‌ها که اموال خود را به هنگام شب و روز، پنهان و آشکار، انفاق مى کنند، مزدشان نزد پروردگارشان محفوظ است و ترسى بر آن‌ها نیست و غمگین هم نمى شوند. (بقره (۲)، آیه ۲۷۴)
 
در احادیث بسیارى آمده که آیه فوق درباره على (علیه السلام) نازل شده است، زیرا آن حضرت دِرهمى در شب، و درهمى در روز، و درهمى آشکارا، و درهمى در نهان انفاق مى کرد. (تفسیر صافى، ج. ۱، ذیل آیه شریفه، ص. ۳۰۱)
 

و امام باقر (علیه السلام) نیز فرمودند: نیکى و صدقه پنهانى فقر را از بین مى برد. (الکافى، ج. ۴، ص. ۲)

ادامه »

هواپرستی

25ام فروردین, 1396

 

أَرَءَيْتَ مَنِ اتَّخَذَإِلَهَهُ هَوَيهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلاً(فرقان/43)

آیا دیدی کسی را که هوای نفسش را معبود خود برگزیده است؟!

آیا تو می‌توانی او را هدایت کنی (یا به دفاع از او برخیزی)؟!

1- ریشه‏ ى بت‏ پرستى، هواپرستى است. «صبرنا على الهتنا - اتّخذ الهه هواه»

2- خداجویى در فطرت هر انسانى وجود دارد، لكن او در مصداق و یافتن حقّ گرفتار اشتباه مى‏شود. «اتّخذ الهه هواه»

3- انبیا مسئولیّتى در هدایت اجبارى هواپرستان ندارند. «أفأنت تكون علیه وكیلا»

4- انسان داراى اختیار است. «أفأنت تكون علیه وكیلا»

5 - تربیت و ایمان باید بدون اجبار و اكراه باشد. «أفأنت تكون علیه وكیلا»

 

تفیسیر نور:

به هر معبودى غیر از حقّ، هوى گفته مى‏شود. [307]

هوى‏ پرستى از نظر قرآن و روایات:
هواپرستى، سرچشمه غفلت است. «و لاتُطِع مَن أغفَلنا قَلبه عن ذِكرنا واتّبع هَواه» [308]
هواپرستى، سرچشمه ‏ى كفر است. «مَن لا یؤمن بها و اتّبع هَواه» [309]
هواپرستى، بدترین انحراف است. «و مَن أضلّ ممّن اتّبع هَواه» [310]
هواپرستى، مانع قضاوت عادلانه است. «فَاحكُم بین النّاس بالحقّ و لا تتّبع الهَوى» [311]
هواپرستى، سرچشمه‏ ى فساد است. «لو اتّبَع الحقّ أهوائهم لفَسدتِ السّموات والارض» [312]
هواپرستى، سرچشمه ‏ى غصّه‏ هاست.
هواپرست، ایمان ندارد.
هواپرست، بى عقل است.
آغاز فتنه‏ ها پیروى از هوسها و ایجاد بدعت‏ها مى‏باشد.
هوا وهوسها انسان را كر وكور كرده وقدرت تشخیص حقّ از باطل را مى‏گیرد.
شجاع‏ترین مردم كسانى هستند كه بر هوس‏هاى خود غلبه كنند.
پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: هوى را بدان سبب هوى‏ نامیده ‏اند كه صاحب خود را فرو مى ‏افكند. [313]


307) تفسیر قرطبى.
308) كهف، 28.
309) طه، 16.
310) قصص، 50.
311) ص، 26.
312) مؤمنون، 71.
313) مجموعه احادیث از میزان‏الحكمة مى‏باشد.

 

تفسیر نمونه:

گمراه تر از چهارپايان
جالب اينكه قرآن مجيد در آيات اين سوره ، سخنان مشركان را يكجا نقل نميكند بلكه بخشى از آن را نقل كرده به پاسخگوئى و اندرز و انذار مى پردازد سپس بخش ديگرى را به همين ترتيب ادامه مى دهد.
آيات مورد بحث بازگو كننده نمونه ديگرى از منطق مشركان و كيفيت برخورد آنها با پيامبر اسلام و دعوت راستين او است .
نخست مى گويد: آنها هنگامى كه تو را مى بينند، تنها كارى كه انجام مى دهند اين است كه به باد مسخره ات گرفته مى گويند آيا اين همان كسى است كه خدا او را به عنوان پيامبر مبعوث كرده است (و اذا رأ وك ان يتخذونك الا هزوا ا هذا الذى بعث الله رسولا ).

ادامه »

دربانی دل

19ام فروردین, 1396

اشتراک گذاری این مطلب!

خواندن سوره توحید در ماه رجب ما را چگونه وارد عرصه قیامت می کند؟

19ام فروردین, 1396

 


سیّد بن طاووس در «اقبال» فضیلت فراوانى براى خواندن سوره «توحید» در ماه رجب نقل کرده است.

از جمله از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده است:

که هر کس با نیت پاک در ماه رجب، ۱۰ هزار مرتبه سوره «توحید» را بخواند، وارد عرصه قیامت شود در حالى که از گناه پاک باشد مانند روزى که از مادر متولد شده است و ۷۰ فرشته به استقبال او مى‌آیند و به وى بشارت بهشت را مى‌دهند، همچنین آن حضرت براى هزار بار خواندن سوره «توحید» در این ماه و حتى صد بار نیز پاداش زیادى ذکر کرد.

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿۳﴾ وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
بگو اوست‏ خداى یگانه * خداى صمد [ثابت متعالى] * (کسى را) نزاده و زاده نشده است *و هیچ کس او را همتا نیست

دانلود سوره توحید

اشتراک گذاری این مطلب!

خدایا! صلاح من ...

16ام فروردین, 1396
امام سجاد عليه ‏السلام :

بار خدايا! تو مى‏ دانى كه كار دنيا و آخرتِ مرا چه چيز به صلاح مى‏ آورد؛ پس حاجت‏هايم را عطا فرما.

صحیفه سجادیه : ص 95، دعای 22


اشتراک گذاری این مطلب!

نعمتی مشترک میان زنان و مردان بهشتی

16ام فروردین, 1396
 
از جمله موارد نعمت های بهشتی که پیرامون آن سوالات و ابهاماتی بوجود آمده است، نعمت متنعم شدن از حورالعین است. برخی با توجه به سیاق برخی از آیات اینگونه سوال می کنند، در بهشت به مردان وعده ی حورالعین داده شده، پس زنان چه پاداشی می گیرند؟

قران کتابی جامع در راستای هدایت و تربیت بشری است و تمامی ابعاد آن در این راستا نقش ویژه ایی ایفا می کنند. یکی از این ابعاد، توجه به وعده(1) و وعیدهایی (2) است که در قرآن آمده که نقش اساسی را در تربیت آدمی و ایجاد انگیزه ی وی دارد. (3)


فلسفه ی اصلی از بیان این وعده های الهی،  ایجاد انگیزه برای تربیت انسان است یعنی خداوند متعال با بیان این دسته از آیات، موجب می شود که آدمی در راستای اصلاح امور خود گام بردارد؛ چرا که خصلت ذاتی انسان به گونه ای است که تا میل به انجام کاری در وجودش نباشد، آن را انجام نمی دهد، بنابراین وعده های الهی انگیزه ای برای ایجاد چنین میلی در انسان می باشد.

نکته ی اولیه و مهمی که در بیان نعمت ها و نقمت های اخروی باید توجه داشت این است که همه این موارد، برای زن و مرد یکسان است و مختص به گروهی خاص نمی باشد؛ چنانچه در آیات شریفه ی قرآن نیز به ان اشاره شده است:
« وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ مَساكِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (توبه/72)

“خداوند به مردان و زنان با ایمان، باغهایى از بهشت وعده داده كه از زیر درختانش نهرها جارى است، جاودانه در آن خواهند بود، و مسكن‏هاى پاكیزه در این بهشت جاودان دارند، همچنین خشنودى پروردگار كه از همه اینها بالاتر است و این است رستگارى بزرگ".»

ادامه »

از خواندن قرآن غافل مشو...

14ام فروردین, 1396

تصویر حدیثی : قرائت قرآن

اشتراک گذاری این مطلب!

گریه شخص مؤمن در برابر آیه‌ای که نازل شد

13ام فروردین, 1396
 
 

قرآن کریم یک مؤمن واقعی باید در برابر دین خدا سخاوتمند باشد و آن را هم برای خود و هم برای دیگران بخواهد و مؤمنین و مؤمنات را امر به نیکی و نهی از بدی کند و البته اول باید از خوش و خانواده‌اش شروع کند، همان‌گونه که لقمان حکیم پسرش را نصیحت کرد.

  

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

يَبُنَىَّ أَقِمِ ٱلصَّلَوةَ وَأْمُرْ بِٱلْمَعْرُوفِ وَٱنْهَ عَنِ ٱلْمُنكَر لقمان/۱۷

پسرم! نماز را برپا دار، و امربه‌معروف و نهی از منکر کن

یکی از آیات هشداردهنده قرآن مجید این آیه است:
یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا و قودها الناس و الحجاره علیها ملائکه غلاظ شداد لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون تحریم/ 6،
کسانی که ایمان آورده‌اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست نگه‌دارید، آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی‌کنند و آنچه را فرمان داده‌شده‌اند، اجرا می‌نمایند.

هنگامی‌که این آیه نازل گردید شخصی از مؤمنان سخت تحت تأثیر قرار گرفت، به‌گونه‌ای که در گوشه‌ای نشسته و گریه می‌کرد و می‌گفت: من از نگهداری خود و کنترل هوای نفسم ناتوانم درعین‌حال طبق این آیه شریفه نگهداری خانواده و بستگانم از انحرافات، به من تکلیف شده است.
رسول اکرم صلی‌الله علیه و آلِه و سلم به او فرمود:
همین اندازه برای تو کافی است که همان‌گونه که خود را امر به نیکی‌ها و نهی از بدی‌ها می‌کنی، خانواده و بستگان خود را نیز امر به خوبی‌ها و نهی از بدی‌ها کنی و وظیفه واجب تو از این حد، بیشتر نیست.1

با اقتباس و ویراست از کتاب هزار و یک حکایت قرآنی


اشتراک گذاری این مطلب!

استراتژی شیطان در گمراه کردن انسان

7ام فروردین, 1396

 

شیطان با روش‌های مختلفی، همچون دادن وعده‌های سست و بی‌اساس و گام به گام، به نوعی مرموز و حساب شده به دنبال گمراه کردن انسان‌ها از مسیر هدایت و سعادت است و انسان هیچگاه نباید با این وعده‌ که روزی توبه خواهد کرد، تن به گناه دهد.

 

 با توجه به اینکه خدای متعال در آیات قرآن کریم، وعده داده است بسیاری از گناهان را می‌بخشد، آیا ما مجاز به ارتکاب گناه هستیم؟ آیا می‌شود به امید شب‌های قدر که درهای رحمت و مغفرت الهی باز است خود را آلوده‌ گناه کنیم؟

برای جواب به این سؤال بسیار لازم و ضروری است که شیوه و استراتژی شیطان در اغواء و گمراه کردن انسان‌ها مورد بررسی قرار گیرد، و در مرتبه دوم، نوع گناهانی که مورد عفو و بخشش الهی قرار نمی‌گیرد نیز روشن شود، آن زمان است که تا حدودی به جواب نزدیکی برای سؤال مورد نظر نزدیک شده‌ایم.

 

استراتژی شیطان در گمراه کردن انسان

 با کمی دقت و تأمل در شیوه و استراتژی شیطان در نحوه اغواء و گمراه کردن انسان‌ها، به این مطلب دست می‌یابیم که شیطان با روش‌های مختلفی، همچون دادن وعده‌های سست و بی‌اساس و گام به گام، به نوعی مرموز و حساب شده به دنبال گمراه کردن انسان‌ها از مسیر هدایت و سعادت است.

 

دشمنی آشکار و پنهان

در آیات متعددی خدای متعال خبر از نوع عملکرد و شیوه برخورد و دشمنی شیطان علیه انسان داده است:

«أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی‏ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ؛

آیا با شما عهد نکردم اى فرزندان آدم که شیطان را نپرستید، که او براى شما دشمن آشکارى است؟!.»

با وجود آیات روشنگرانه فراوانی که خدای متعال در ماهیت و حربه‌های شیطان علیه انسان بیان کرده، با این حال بعضی افراد اصرار زیادی در تبعیت و پیروی از شیطان دارند، نتیجه این دوستی، تبعیت و اطاعت‌پذیری از شیطان چیزی جز عذاب شدید باری تعالی نیست:

«وَ إِذا قیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما وَجَدْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ الشَّیْطانُ یَدْعُوهُمْ إِلى‏ عَذابِ السَّعیرِ؛

و هنگامى که به آنان گفته شود: از آنچه خدا نازل کرده پیروى کنید، مى‌گویند: نه، بلکه ما از چیزى پیروى مى‌کنیم که پدران خود را بر آن یافتیم! آیا حتّى اگر شیطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان کند(باز هم تبعیّت مى‌کنند)؟!

در آیه دیگر خدای متعال می‌فرماید:

«قالَ اذْهَبْ فَمَنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزاؤُکُمْ جَزاءً مَوْفُوراً؛

برو! هر کس از آنان از تو تبعیت کند، جهنم کیفر شماست، کیفرى است فراوان!»

 

ادامه »

چه كسانى آیات قرآن را درك نمى ‏كنند؟

7ام فروردین, 1396

 

یكى دیگر از بهانه ‏هاى یهود آن بود كه به پیامبر مى‏ گفتند: ما از این كتاب تو چیزى نمى ‏فهمیم و مطالب آن براى ما روشن و مفهوم نیست، لذا به تو ایمان نمى‏ آوریم و قرآن را به عنوان معجزه تو نمى ‏پذیریم.

استاد محسن قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیه نود و نهم سوره بقره پرداخته است.

«وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ آياتٍ بَيِّناتٍ وَ ما يَكْفُرُ بِها إِلاَّ الْفاسِقُونَ» (بقره، 99)

(اى پیامبر) همانا ما آیات روشنى را به سوى تو فرستادیم كه جز فاسقان كسى به آنها كفر نمى ‏ورزد.

یكى دیگر از بهانه ‏هاى یهود آن بود كه به پیامبر مى‏ گفتند: ما از این كتاب تو چیزى نمى ‏فهمیم و مطالب آن براى ما روشن و مفهوم نیست، لذا به تو ایمان نمى‏ آوریم و قرآن را به عنوان معجزه تو نمى ‏پذیریم.

خداوند در پاسخ آنها مى ‏فرماید:

آیاتى كه ما نازل كرده ‏ایم، روشن و گویاست، ولى كسانى آن را درك مى ‏كنند كه قلبشان بر اثر گناه تاریك نشده و زمینه پذیرش حق را دارا باشند.

از این آیه مى ‏آموزیم كه:

گناه، باعث مى ‏شود تا انسان آمادگى پذیرش حق را از دست بدهد، زیرا اگر بخواهد حق را بپذیرد، دیگر به راحتى نمى ‏تواند گناه كند.

حوزه

اشتراک گذاری این مطلب!

آیاتی از قرآن که انسان را به سفر فرمان می‌دهد !

6ام فروردین, 1396

 

اهمیت سیر و سفر و رشد اجتماعی انسان تا حدی است ، که خداوند متعال در آیاتی از قرآن انسان را به انجام این عمل مهم فرمان می‌دهد.

گردش می‌تواند فرصتی برای بالا بردن روحیه ، کسب مهارت و تجربه برای انسان مهیا کند. قرآن کریم در آیاتی انسان را به گردش تشویق می‌کند و حتی در بعضی آیات ترک جهانگردی را در انسان سرزنش می‌کند.
 
آثار تاریخی هر کشور ، علاوه بر معرفی تمدن و فرهنگ هر منطقه ، بیانگر اتفاقاتی است که در گذشته افتاده و گاه گردش در دل آثار باستانی سیاحتی است در دل هزاران سال تجربه.
 

خرابه کاخ‌های بزرگی که روزی تجلی امپراتوری‌های بزرگ زمین بودند و مردمان ، چنان این حکومت ها را پرتوان و شکست ناپذیر می‌پنداشتند ، که حتی در مخیله‌اشان هم نمی‌گنجید در گوشه ای از زمان ، جا خوش کنند و خاک بخورند.

ادامه »

آیه ای از قرآن که به فیزیک و شیمی می‌پردازد! + تفاسیر

6ام فروردین, 1396

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ(يس/80)

همان کسي که براي شما از درخت سبز، آتش آفريد و شما بوسيله آن، آتش مي‌افروزيد!

خداوند تبارک و تعالی با مثال‌هایی در قرآن کریم علاوه بر اینکه قدرت خود را به بشر متذکر می‌شود، انسان را از گمراهی به سوی هدایتی آشکار سوق می‌دهد.

در فصل بهار درختان زنده سبز می‌شوند .سلولز ، ماده‌ای است که از کربن ، ئیدروژن و اکسیژن بوجود می‌آید و این ماده با آب ترکیب شده و چوب درختان زنده را به وجود می‌آورد .

برای ایجاد کربن و ترکیب عناصر با یک دیگر نیاز است تا انرژی خورشید در درختان ذخیره شود و به گفته دانشمندان نور زغالی که از آتش زدن چوب های درختان بوجود می‌آید ، در واقع انرژی خورشیدی است که سال‌ها در آن درخت ذخیره شده و حالا با سوزاندن این انرژی به طبیعت بر می‌گردد؛ چراکه هنگام سوختن زغال در واقع «کربن» با «اکسیژن» هوا ترکیب شده و گاز کربن را تشکیل مى‌‏دهد، و اکسیژن و هیدروژن (مقدارى آب) آزاد می‌شود. به همین خاطر است که سوزاندن نهال جوان نور کمتری نسبت به زغال درختی کهن از خود متصاعد می‌کند.

این یکی از تفاسیر آیه 80 سوره مبارکه یس در قرآن کریم است.در کتاب تفسیر نمونه جلد هجدهم ، صفحات 462 تا 467 به تفصیل این آیه را با ادله علمی تفسیر کرده است و می‌گوید با دریافت‌های جدید دانشمندان می‌توان از این آیه این نتایج را کسب کرد.

آیه‌ای که به انسان بزرگی خداوند را متذکر می‌شود و می‌فرماید : همان توانمندى که براى شما از درخت سبز ( مَرْخ و عَفار ) که تروتازه است آتشى پدیدار کرد که شما بى درنگ از آن، آتش مى‌افروزید.

این آیه بعد از آیه هفتاد و نهم در پاسخ به کسانی است که قیامت را انکار می‌کنند، آمده است.در آیه 79 سوره مبارکه یس خداوند کریم خطاب به این افراد می‌فرماید :

اى پیامبر(صلی الله علیه و آله)، در پاسخ او بگو: همان توانمندى که نخستین بار آن استخوان‌ها را پدید آورد، آنها را زنده مى‌کند. او به هر آفریده‌اى بسى داناست. ویژگى‌هاى همه خلایق را چه پیش از مرگشان و چه پس از مرگشان مى‌داند، پس زنده کردن مردگان براى او سهل است.

برای توضیح بیشتر درباره آیه هشتاد این سوره مبارک و اینکه چرا خداوند به آتش گرفتن درختان سبز اشاره دارد ، به تفاسیر بیشتری خواهیم پرداخت.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در بخش دیگری از کتاب خود (تفسیر نمونه ) ج ‏18، ص 462، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۷۴خورشیدی ؛ می‌نویسد :

در زمان‌های قدیم در میان اعراب این امر رایج بود که براى آتش افروختن از چوب درختان مخصوص به نام «مرخ» و «عفار» که در بیابان‌هاى حجاز مى‌‏روئید استفاده مى‏‌کردند. مرخ و عفار دو نوع چوب آتش زنه بود که اولى را زیر قرار مى‌‏دادند و دومى را روى آن مى‌‏زدند، و مانند سنگ آتش‏‌زنه جرقه از آن تولید مى‌‏شد، در واقع به جاى کبریت امروز از آن استفاده مى‌‏کردند.

بنابر این تفسیر ، ایشان اینگونه توضیح می‌دهند :

آب و آتش دو چیز متضادند، کسى که مى‏‌تواند آنها را در کنار هم قرار دهد! مسلماً براى او پوشانیدن لباس زندگى بر اندام انسان‌هاى مرده کار مشکلى نیست.

ایشان در صفحه 463 از همین کتاب ادامه می‌دهند و آتش گرفتن درختان سبز را اینطور تفسیر می‌کنند:

خاصیت آتش‌‏افروزى به وسیله چوب درختان، منحصر به چوب‌هاى «مرخ» و «عفار» نیست، بلکه این خاصیت در همه درختان و تمام اجسام عالم وجود دارد (هر چند دو چوب مزبور بر اثر مواد و وضع مخصوصشان آمادگى بیشترى براى این کار دارند).

خلاصه این‌که تمام چوب‌هاى درختان اگر محکم به هم بخورند جرقه مى‌‏دهند حتى چوب درختان سبزبه همین دلیل گاه آتش ‏سوزی‌هاى وسیع و وحشتناکى در دل جنگل‌ها روى مى‌‏دهد. این همان جرقه الکتریسته است که بر اثر اصطکاک و مالش آشکار مى‌شود.

خداوند تبارک و تعالی با مثال‌هایی از این دست علاوه بر اینکه قدرت خود را به بشر متذکر می‌شود و انسان را از گمراهی به سوی هدایتی آشکار سوق می‌دهد، به او می‌گوید که اگرچه این قرآن بیش از هزار و سیصد سال پیش نازل شده ، اما همچنان تازگی دارد و انسان‌ها با کشفیات جدید علمی ، می‌توانند تنها به گوشه‌ای از رموز این کتاب شریف پی ببرند.


باشگاه خبرنگاران/ پوریا سلیمان زاده

اشتراک گذاری این مطلب!

برطرف شدن مشکلات و نیازها با درخواست از خداوند

5ام فروردین, 1396
 
 
بشر، سر تا پا نیاز است. رفع این مشکلات و تأمین این نیازها را از چه کسی باید بخواهیم؟ از خدای متعال که او حاجات ما را می‌داند.
«و اسئلوا اللَّه من فضله ان اللَّه کان بکلّ شی‌ءٍ علیما.(۱)»
خدا می‌داند شما چه می‌خواهید، چه لازم دارید و چه چیز از او می‌طلبید و سؤال می‌کنید. پس، از خدا بخواهید.
در جای دیگر، می‌فرماید:
«و قال ربّکم: ادعونی استجب لکم.(۲)»
پروردگار شما فرموده است: «دعا کنید مرا» یعنی «بخوانید مرا؛ من به شما جواب می‌دهم.»
البته این جواب دادن، به معنای برآمدنِ حاجت نیست.
می‌گوید: «جواب می‌دهم و لبیّک می‌گویم»؛ استجب لکم.
اما این استجابت الهی، در بسیاری از موارد با دادنِ حاجت و آن چیزِ مورد درخواست شما همراه است. پس، این مطلب اوّل که انسان نیازهایی دارد، و رفع این نیازها را، باید از خدا بخواهد. باید درِ خانه‌ی خدا رفت، تا از تضرّع پیش دیگران، بی‌نیاز شد.۱۳۷۳/۱۱/۲۸


۱ ) سوره مبارکه النساء آیه ۳۲
وَلا تَتَمَنَّوا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعضَكُم عَلىٰ بَعضٍ ۚ لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمَّا اكتَسَبوا ۖ وَلِلنِّساءِ نَصيبٌ مِمَّا اكتَسَبنَ ۚ وَاسأَلُوا اللَّهَ مِن فَضلِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُلِّ شَيءٍ عَليمًا
ترجمه:
برتریهایی را که خداوند برای بعضی از شما بر بعضی دیگر قرار داده آرزو نکنید! (این تفاوتهای طبیعی و حقوقی، برای حفظ نظام زندگی شما، و بر طبق عدالت است. ولی با این حال،) مردان نصیبی از آنچه به دست می‌آورند دارند، و زنان نیز نصیبی؛ (و نباید حقوق هیچ‌یک پایمال گردد). و از فضل (و رحمت و برکت) خدا، برای رفع تنگناها طلب کنید! و خداوند به هر چیز داناست.
۲ ) سوره مبارکه غافر آیه ۶۰
وَقالَ رَبُّكُمُ ادعوني أَستَجِب لَكُم ۚ إِنَّ الَّذينَ يَستَكبِرونَ عَن عِبادَتي سَيَدخُلونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ
ترجمه:
پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعای) شما را بپذیرم! کسانی که از عبادت من تکبّر می‌ورزند به زودی با ذلّت وارد دوزخ می‌شوند!»
اشتراک گذاری این مطلب!

میسّر بودن ‌استجابت الهی برای دل معطر به یاد خدا

5ام فروردین, 1396

 

وَقالَ رَبُّكُمُ ادعوني أَستَجِب لَكُم ۚ إِنَّ الَّذينَ يَستَكبِرونَ عَن عِبادَتي سَيَدخُلونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ

آیت الله بهجت (ره):

مگر می شود ما خدا را بخوانیم

و او ما را رها کند و به خود راهنمایی نکند!؟

 

حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی):

میسّر بودن ‌استجابت الهی برای دل معطر به یاد خدا

در حریم قدس یاد الهی، دلِ آلوده را راه نمی‌دهند؛ باید شستشو کنیم. اگر دل توانست با یاد خدا خود را معطّر و مزیّن کند، بدون تردید اجابت الهی برای او میسّر خواهد شد؛ «ادعونی استجب لکم».(۱) هیچ دعایی بی‌استجابت نیست. استجابت به معنای این نیست که خواسته‌ی انسان حتماً برآورده خواهد شد - ممکن است برآورده بشود، ممکن است به علل و مصالح و موجباتی برآورده هم نشود - اما استجابت الهی هست. استجابت الهی، پاسخ و توجه و التفات خداست؛ ولو آن خواسته‌ای که من و شما داریم - که ای بسا خیال می‌کنیم این خواسته به نفع ماست، اما به زیان ماست(۲) - تحقق هم پیدا نکند؛ اما «یا اللَّه» شما بی‌گمان لبّیکی به دنبال خود دارد.۱۳۷۹/۰۴/۱۹


۱ ) سوره مبارکه غافر آیه ۶۰
وَقالَ رَبُّكُمُ ادعوني أَستَجِب لَكُم ۚ إِنَّ الَّذينَ يَستَكبِرونَ عَن عِبادَتي سَيَدخُلونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ
ترجمه:
پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعای) شما را بپذیرم! کسانی که از عبادت من تکبّر می‌ورزند به زودی با ذلّت وارد دوزخ می‌شوند!»
۲ ) سوره مبارکه البقرة آیه ۲۱۶
كُتِبَ عَلَيكُمُ القِتالُ وَهُوَ كُرهٌ لَكُم ۖ وَعَسىٰ أَن تَكرَهوا شَيئًا وَهُوَ خَيرٌ لَكُم ۖ وَعَسىٰ أَن تُحِبّوا شَيئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُم ۗ وَاللَّهُ يَعلَمُ وَأَنتُم لا تَعلَمونَ
ترجمه:
جهاد در راه خدا، بر شما مقرّر شد؛ در حالی که برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا می‌داند، و شما نمی‌دانید.
اشتراک گذاری این مطلب!

تقوا راه رسیدن ایمان به غیب

2ام فروردین, 1396

حضرت امام خامنه ای:
در این جمع صمیمی و دیدار صمیمانه، مقدمتاً مطلبی را عرض می‌کنم و آن، این است که حد فاصل ادیان الهی و خیل عظیم مؤمنین عالم با بقیه‌ی مردم و انسانها، از زمان حضرت آدم تا امروز - که هریک اینها عالمی بودند - عبارت است از ایمان به غیب، یعنی ماورای دنیای احساسات ما و معادلات و محاسبات بشریِ مبتنی بر این حواس. حد فاصل و نقطه‌ی اصلی، این‌جاست. آیه‌ی «الّذین یؤمنون بالغیب»(۱) در اول سوره‌ی بقره، به همین نکته اشاره می‌کند.

ایمان به غیب، به معنای بی‌اعتنایی به دنیای شهادت - یعنی همین دنیای ارتباطاتِ مشهود و مفهوم همه - نیست؛ به اینها که نباید بی‌اعتنایی کرد. چشم می‌بیند، حواس احساس می‌کنند و عقل ادراک می‌کند. باید برطبق اینها عمل کرد. ایمان به غیب، معنایش این است که ماورای آنچه که در محدوده‌ی حواس ظاهری و ادراک مادّی انسان هست، عالم دیگری، آن هم نه یک عالم بلبشویِ هرکس هرکسیِ تصادفیِ بخت و اقبالی، بلکه عالمِ منظمِ علت و معلولیِ دقیقی وجود دارد. یعنی ماورای این عالم مُلک، ملکوت و عالم معنایی هست. این عالم معنا، متعلق به قیامت و برزخ و بعد از مرگ نیست؛ متعلق به همین الانِ من و شماست و باید به آن معتقد بود. البته نقطه‌ی اصلی، بلکه کل معنای حقیقی همه‌ی عوالم، ذات مقدس باریتعالی است که او منشأ حیات و وجود و فعل و انفعالات و حرکت و همه چیز است؛ لیکن در این عالم غیب، خیلی چیزهای دیگر هم می‌گنجد که باید به آنها معتقد بود.۱۳۶۹/۰۶/۲۹


۱ ) سوره مبارکه البقرة آیه ۳
الَّذينَ يُؤمِنونَ بِالغَيبِ وَيُقيمونَ الصَّلاةَ وَمِمّا رَزَقناهُم يُنفِقونَ
ترجمه:
(پرهیزکاران) کسانی هستند که به غیب [=آنچه از حس پوشیده و پنهان است‌] ایمان می‌آورند؛ و نماز را برپا می‌دارند؛ و از تمام نعمتها و مواهبی که به آنان روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند.
اشتراک گذاری این مطلب!

آیا با انفاق فقیر می شویم!

2ام فروردین, 1396

الَّذينَ يُؤمِنونَ بِالغَيبِ وَيُقيمونَ الصَّلاةَ وَمِمّا رَزَقناهُم يُنفِقونَ﴿بقره/3﴾

(پرهیزکاران) کسانی هستند که به غیب [=آنچه از حس پوشیده و پنهان است‌] ایمان می‌آورند؛ و نماز را برپا می‌دارند؛ و از تمام نعمتها و مواهبی که به آنان روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند.

ایمان به غیب و ذکر اولین هدیه بعثت‌ها


از همان ابتدا که این حادثه[بعثت] به وقوع پیوست، دو چیز به‌صورت هدفی روشن، در آن وجود داشت: یکی ایجاد آن تحرّک درونی، روحانی و نفسانی در توجّه دادن باطن انسان به خدای متعال. این، آن نکته‌ی اوّل است. یعنی مسأله‌ی ایمان، توجّه به پروردگار عالم، یا به تعبیر بسیاری از آیات قرآن، «ذکر». آنچه خدای متعال به وسیله‌ی بعثت، در درجه‌ی اوّل به انسانها می‌دهد، ذکر و تذکّر و به خود آمدن انسان است. این، قدم اوّل است. تا این نشود، هیچ‌یک از اهدافِ بعثتها و نبوّتها، تحقّق نمی‌یابد. «انّما تنذر مَن اتّبع الذّکر.(۱)» کسی که این تذکّر را در خود به‌وجود آورد و از آن پیروی کند، بعد از آن زمان، قابل انذار، اصلاح، ارشاد، تکامل و مبارزه در راه هدفهای اجتماعی است. این، قدم اوّل است. بشر، وقتی از معنویّت غافل شد، همه‌ی درهای اصلاح و صلاح به روی او بسته می‌شود. امروز به دنیای مادّی نگاه کنید! امروز آنچه که در دنیای مادّی، می‌تواند کلید همه‌ی اصلاحات و سعادتها محسوب شود، همین است که انسانها به خود آیند، متذکّر شوند، هدف خلقت را از ورای این ظواهر مادّی جستجو کنند و در ورای این ظواهر مادّی زندگی، که همین خور و خواب، شهوات، قدرت، مال‌پرستی و این چیزهاست، دنبال حقیقتی بگردند. ریشه‌ی فساد، عدمِ توجه به این باطنِ حقیقیِ عالم است. سرّ، معنا و باطن زندگی و حیات انسان، این است: متوجه یک مبدأ و تکلیف بودن. منتظر یک الهام بودن. گوش به فرمان یک مبدأ حاکم و قادر و صاحب اختیارِ از غیب بودن. این، اصل قضیه است؛ که باز تعبیر دیگر قرآنی، همان «ایمان به غیب» است: «الّذین یؤمنون بالغیب.(۲)» در این ظواهرِ مادّیِ زندگی غرق نمی‌شوند. زندگی را در همین خور و خواب، شهوات، تمایلات انسانی، قدرت، ریاست و امثال اینها، خلاصه نمی‌کنند. این، اوّلین هدیه‌ی بعثتها به انسانها و اوّلین هدف پیغمبر است؛ که آنها را متذکّر کند و به آنها ایمان بدهد؛ آن هم ایمان به غیب.۱۳۷۴/۰۹/۲۹

iv class="atch">۱ ) سوره مبارکه يس آیه ۱۱
إِنَّما تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكرَ وَخَشِيَ الرَّحمٰنَ بِالغَيبِ ۖ فَبَشِّرهُ بِمَغفِرَةٍ وَأَجرٍ كَريمٍ
ترجمه:
تو فقط کسی را انذار می‌کنی که از این یادآوری (الهی) پیروی کند و از خداوند رحمان در نهان بترسد؛ چنین کسی را به آمرزش و پاداشی پرارزش بشارت ده!
۲ ) سوره مبارکه البقرة آیه ۳
الَّذينَ يُؤمِنونَ بِالغَيبِ وَيُقيمونَ الصَّلاةَ وَمِمّا رَزَقناهُم يُنفِقونَ
ترجمه:
(پرهیزکاران) کسانی هستند که به غیب [=آنچه از حس پوشیده و پنهان است‌] ایمان می‌آورند؛ و نماز را برپا می‌دارند؛ و از تمام نعمتها و مواهبی که به آنان روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند.
اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث عید

30ام اسفند, 1395

قالَ عيسَى بْنُ مَرْيَمَ:

اَللّهُمَّ رَبَّنا، أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ، تَكُونُ

لَنا عِيْـدا لاَِوَّلِنا وَ آخِرنا، وَ آيَةً مِنْكَ،

وَ اُرزُقُنا وَ أَنْتَ خَيْرُالرَّازِقينَ،

آيه 114، سوره مائده

عيسى بن مريم عليه السلام عرضه داشت:

بارالها، پروردگارا! فرو فرست بر ما «مائده اى» از آسمان تا براى ما عيد باشد، براى پيشينيان و پسينيان، و نشانه و آيتى از تو باشد. و ما را روزى بخش، زيرا تو بهترين روزى دهندگانى.


مائده آسمانى «انقلاب اسلامى» با دعا و دعوت حياتبخش «روح اللّه » در عصر قحطى ايمان و شعور گسترده شد،
مظلومان ومحرومان وپابرهنگان را عيد پيروزى رسيد، و دوباره اولين انسان مظلوم و دربند:
«هابيل و هبه اللّه »
با اولين مظلوم تاريخ:«على ولىّ اللّه »
و آخرين و بزرگترين انقلابى آزاديبخش:«م… بقية اللّه »
در چهره الهىِ«خمينى روح اللّه »
متجلى شد.
و كدام دل را يارى آن است تا در طلوع خورشيد عيد جز نام و ياد او بينديشد؟!
و كدامين قلم را توان آن است، تا در مقدمه حديث عيد عزيزان، جز كلام بهار آفرين «روح اللّه » سخنى بنگارد؟!

«… در اعيادى كه اسلام به ما عنايت فرموده است، آنچه كه در همه اعياد انسان ملاحظه مى كند، همه اش مسئله ذكر و دعاست، نماز است، روزه است… و در اين عيد هم ـ عيد نوروز ـ كه عيد ملى است و اسلامى نيست، لكن اسلام هم مخالفتى با آن ندارد باز مى بينيم در روايتى كه وارد شده از آداب امروز روزه گرفتن است، از آداب امروز دعا كردن است، نماز خواندن است، و اين به ما مى فهماند كه اگر ملتى بخواهد به راه راست برود و بخواهد استقلال خودش را، آزادى خودش را حفظ كند بايد در عيدش و غيرعيدش تذكر داشته باشد… به ياد خدا باشد، براى خدا باشد.»(ـ صحيفه نور، ج 17، 215 ـ پيام نوروزى سال 1362)

«… البته از عيدهائى كه اسلام تأسيس فرموده است ـ بحسب نظرهاى مختلف ـ برداشت هاى مختلفى وجود دارد، آن برداشتى كه اهل معرفت از عيد دارند با آن برداشتى كه ديگران مى كنند بسيار متفاوت است، آنها بعد از رياضت هائى كه در ماه رمضان مى كنند روز عيد را روز لقاء اللّه مى دانند، و آن روز براى آنها «ألغيرك من الظهور ماليس لك» است، آنها همه چيز را از او مى دانند، و آن روز را عيد مى كنند براى اينكه بعد از رياضت، يوم ورود به حضرت است.
و در عيد قربان نيز بعد از اينكه تمام عزيزانشان را از دست دادند مهيا براى ملاقات مى شوند، بعد از اينكه نفس خودشان را كشتند و هرچه عزيز است در راه خدا از آن گذشتند آنوقت است كه روز لقاء است.
و جمعه هم در اثر اجتماعاتى كه مسلمين باهم دارند، اهل معرفت مهيا مى شوند براى لقاء اللّه . پس برداشت آنها از عيد غير برداشت ماست و ما اميدواريم كه به تبع اولياء خدا به جلوه اى از آن جلوه ها برسيم و ذره اى از آن معارف در قلب ما واقع بشود.

… خداوند همه را توفيق دهد كه قدر نعمت هاى خدا را بدانند و بدانند كه همه چيز از اوست… اگر، همه چيز را از خدا بدانيم و.. اين را واقعا در قلبمان ادراك كنيم، عيد مى شود براى كسانى كه شهيد داده اند، عيد مى شود براى كسانى كه مجروح شدند، عيد مى شود براى كسانى كه در راه خدا عزيزانشان را از دست دادند. براى اينكه اين عزيزان، عزيزان خدا هستند، اينها همه از او هستند و من اميدوارم كه اين حس و اين ايمان در ما پيدا بشود و تقويت بشود.»(صحيفه نور، ج 18، 259 ـ 260 ـ پيام نوروزى سال 1363)

بدان اميد كه آرزوها و خواسته هاى آن فروغ هميشه جاويد به دست «يداللّهى» و گامهاى استوار آيت حق و يادگار بى مانند «خمينى»، «حضرت آية اللّه خامنه اى» يكى پس از ديگرى جامه عمل پوشد و با تحقق اين وعده الهى هر روزِ شيعيان رنجديده و شاهدان شهيد داده نوروز گـردد .

فَارزُقنا وَأَنتَ خَيرُالرّازِقين

عيد آمد عيد، پس شادى كنيد
لب ز لب بگشوده، قنّادى كنيد
شربت ذكر خدا شيرين تر است
جلوه نور خدا رنگين تر است
كام جان از ياد او شيرين كنيد
سر درِ دل را به نور آذين كنيد
شادى عيد از بهار بندگى است
عيد بى تقوا و طاعت، عيد نيست
عيد مردم همره نقل و نبات
عيد اهل دل، رواج صالحات
عيد يعنى روز تازه، سال نو
يعنى اخلاق جديد و حال نو
عيد را تنها چراغانى ندان
يا هياهوى خيابانى ندان
عيد با كفش و كلاه تازه نيست
جز به رفتار و نگاه تازه نيست
عيدهايى كز پى رنگى بود
مايه اندوه و دلتنگى بود
عيد بيدار دل و جانت بود
رونق اخلاق و ايمانت بود
قلب تو بايد چراغانى شود
در رضاى حق دل فانى شود
عيد ما شور و سرور ماندگار
عيدى ما رحمت پروردگار
عيد ما روز ظهور قائم است
چون سرور شادمانى دائم است
مى شود آن دم بهار بى خزان
اين جهان پير مى گردد جوان
مى شود بر چيده چون ظلم و ستم
مى نشيند شادمانى جاى غم
عيد ما يعنى كه جانها روشن است
دل ز ايمان و ولايت گلشن است
قلب خود را نورافشانى كنيم

آسمان دل چراغانى كنيم.

ادامه »

سال خود را با هفت‌سین قرآنی آغاز کنید

29ام اسفند, 1395

پس ندایی بر می‌خیزد که “سلام بر شما ای بهشتیان"، نظر لطف خداوند چنان بهشتیان را مجذوب می‌کند که از همه چیز جز او غافل می‌شوند، و همه نعمت‌های بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می‌سپارند.

 
سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم
 
سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین
 
سلامٌ علی اِبراهیم
 
سلامُ عَلی موُسی و هارون
 
سلامُ علی آلِ یاسین
 
سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ
 
سلامُ هیَ حتّی مَطلَعِ الفَجر
 
 
نوروز از قدیم الایام با چیدن سفره هفت‌سین و جوش و خروش لحظات سال تحویل همراه بوده، گویا تحول بهار و نو شدن جهان، انقلابی بزرگ در انسان و آن عظیمی در طبیعت رقم می‌خورد.

 
در این بین یکی از کارهای ایرانیان برای استقبال از سال جدید «سفره هفت‌سین» است که بطور معمول ساعاتی پیش از تحویل سال نو گسترده شده و سیزدهم فروردین جمع می‌شود. اما طبق حدیث امام صادق (ع) که می فرمایند: «کل یوم لا یعصی اللّه فیه فهو یوم عید» هر روزی که در آن گناه نباشد، عید است، برخی از خانواده های ایرانی و مسلمان در کنار سفره هفت‌سین خود، به هفت‌سین قرآنی نیز اعتقاد خاصی دارند.
 
هفت‌سین قرآنی را با آب و زعفران در یک بشقاب نوشته و سر سفره هفت سین قرار می‌دهند و بعد از تحویل سال کمی آب روی آن ریخته و می‌نوشند و سلامتی و حاجات خود را از خدای خوب و مهربان درخواست می‌کنند. نوشیدن این هفت‌سین برای شفای بیماران توصیه شده است. 
 
هفت سین قرآنی هفت آیه‌ای از قرآن است که با سلام شروع شده است: 
 
۱- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/۵۸) 
 
 ” از جانب پروردگار ی مهربان به آنان سلام گفته می‌شود." 
 
 این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا، چنان روح انسان را در خود غرق می‌کند و به او لذت، شادی و معنویت می‌بخشد، که با هیچ نعمتی برابر نیست، آری شنیدن ندای محبوب، ندایی آمیخته با محبت و آکنده از لطف، سرتا پای بهشتیان را غرق سرور می‌کند، که یک لحظه آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد. 
 
از پیامبر اکرم (ص) روایت شده: ” در همان حال که بهشتیان غرق در نعمت‌های بهشتی هستند نوری بر بالای سرایشان آشکار می‌شود؛ نور لطف خداوند که بر آنها پرتو افکنده است. 
 

 پس ندایی بر می‌خیزد که “سلام بر شما ای بهشتیان"، نظر لطف خداوند چنان بهشتیان را مجذوب می‌کند که از همه چیز جز او غافل می‌شوند، و همه نعمت‌های بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می‌سپارند. 

ادامه »

ملاک ازدواج و انتخاب همسر آینده در اسلام و قرآن

28ام اسفند, 1395
قرآن کریم و اسلام برای رسیدن به موفقیت در تمام زمینه‌ها توصیه هایی ارزنده ارائه کرده اند. دانستن ملاک ازدواج و انتخاب همسر در قرآن یعنی قدم اصلی برای ساخت یک زندگی مشترک موفق و پایدار.
 
ملاک ازدواج و انتخاب همسر آینده در اسلام و قرآن
 
ملاک ازدواج موفق می‌تواند ده‌ها و یا شاید صد‌ها گزینه در بر داشته باشد، ولی آیا برای داشتن یک زندگی مشترک موفق و دلخواه ملاک‌های اصلی باید مادی باشند یا معنویات هم می‌تواند دخیل باشد؟ با توجّه به اهمیّتی که همسر در زندگی دارد و آثاری که بر آن مترتّب است ونقشی که هر یک از زن و مرد در آن دارند، می‌بایست برای انتخاب همسر ملاک‌ها و دستورالعمل هایی وجود داشته باشد تا افراد با توجّه به آن ملاک ها، همسر مورد نظر خود را انتخاب نمایند و سعادت دنیا و آخرت را به دست آورند.
 
در ازدواج، افراد دارای سلیقه‌های مختلفی هستند و هر شخصی برای خود ملاک هایی در نظر می‌گیرد، امّا از نظر قرآن کریم، و سنّت ملاک‌های مورد توجّه است:
توصیه‌ها و ملاک ازدواج در قرآن به شرح زیر است.
 
 ۱. اسلام و ایمان:
 

یکی از شرایط انتخاب همسر که در واقع شریک زندگی است، اسلام و بُعد مذهبی عقیدتی فرد می‌باشد. زن و مرد می‌بایست در این امر هم فکر و هم عقیده باشند و اگر یکی از آن‌ها مشرک باشد، عقد و ازدواج آن‌ها باطل خواهد بود.

ادامه »

صفتی که انسان را از دیدن حقایق كور مى ‏سازد!

27ام اسفند, 1395

خداوند در كوه طور امورى را از بنى ‏اسرائیل پیمان گرفت و از آنان خواست كه بر انجام آن پایبند باشند؛ امّا آنان با آن كه شنیدند ولى نافرمانى كردند.

استاد محسن قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیه نود و سوم سوره بقره پرداخته است.

«وَ إِذْ أَخَذْنا ميثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اسْمَعُوا قالُوا سَمِعْنا وَ عَصَيْنا وَ أُشْرِبُوا في‏ قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَما يَأْمُرُكُمْ بِهِ إيمانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ» (بقره، 93)

و به یاد آرید آن هنگام را كه از شما پیمان گرفتیم و كوه طور را بر فراز شما بالا بردیم (و گفتیم) آنچه را (از تورات و دستورات آن) به شما داده ‏ایم محكم بگیرید و گوش دهید. (امّا آنان) گفتند شنیدیم و نافرمانى كردیم و در دل‏ هایشان به سبب كفرشان، گوساله را جاى داده ‏اند. (اى پیامبر به آنان) بگو چه بد است آنچه كه ایمانتان شما را به آن فرمان مى ‏دهد، اگر ایمان دارید.

بنى ‏اسرائیل مى‏ گفتند:

ما فقط به پیامبرى ایمان مى ‏آوریم كه از خودمان باشد و فقط به كتاب او عمل مى ‏كنیم.

قرآن در آیات قبل چند نمونه را بیان كرد تا نشان دهد كه آنان حتى به پیامبر خود موسى و كتاب او تورات، ایمان ندارند و برخلاف آن عمل مى‏ كنند. این آیه نیز یكى دیگر از آن موارد را یادآورى مى ‏كند.

خداوند در كوه طور امورى را از بنى ‏اسرائیل پیمان گرفت و از آنان خواست كه بر انجام آن پایبند باشند؛ امّا آنان با آن كه شنیدند ولى نافرمانى كردند.

زیرا عشق به گوساله طلایى سامرى، چنان در اعماقِ قلبشان ریشه دوانده بود كه جایى براى تفكر و ایمان باقى نگذاشته بود و جالب آن كه با همه این نافرمانى باز هم ادعاى ایمان داشتند!.

قرآن در پاسخ آنها مى‏ گوید: آیا ایمانتان به شما دستور مى ‏دهد پیمان خدا را بشكنید؟، گوساله را بپرستید و پیامبران الهى را بكشید؟. اگر چنین است، پس ایمانتان دستوراتِ بدى به شما مى‏ دهد.

از این آیه مى ‏آموزیم كه:

عشق و علاقه افراطى به غیر خدا، هر چه و هر كه باشد، خطرناك است، زیرا انسان را از دیدن حقایق كور مى ‏سازد.

حوزه

اشتراک گذاری این مطلب!

هر کس

26ام اسفند, 1395

تصویر حدیثی : آیات منتخب

اشتراک گذاری این مطلب!

حکم تلاوت قرآن در حالت دراز کشیده

23ام اسفند, 1395

سوال:
آیا خواندن قرآن کریم در حالت دراز کشیده و از حفظ اشکال دارد؟ آیا قرآن خواندن در این حالت ثواب نیز دارد یا فقط اشکال ندارد؟

پاسخ:

اشکال ندارد و ثواب هم دارد.

پایگاه اطلاع رسانی آية الله مظاهری 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

از پروردگارتان بخواهید....

19ام اسفند, 1395

استغفروا ربکم ثم توبوا الیه

«اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً»

«از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس، به سوى او بازگردید»

آیه ۵۲ سوره مبارکه هود

اشتراک گذاری این مطلب!

اشک‌های اقبال لاهوری بر صفحات قرآن کریم

18ام اسفند, 1395

 أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ ٱلْقُرْءَانَ نساء/82

آیا درباره قرآن نمی‌اندیشند؟!


مرحوم اقبال لاهوری از آغاز عمر، قرآن را به آواز بلند قرائت می‌کرد. روزی هنگام تلاوت، پدرش از کنار او گذشت و گفت: اقبال! روزی تو را نکته‌ای درباره قرآن خواهم گفت. چندی بعد هنگامی‌که اقبال مانند همیشه مشغول خواندن قرآن بود، پدرش گفت: قرآن را چنان بخوان که گویی الآن از جانب خدا بر تو نازل می‌گردد. این سخن پرمعنی در دلش تأثیر عمیقی گذاشت. بعدازآن روز، اقبال، قرآن را همواره با لحن جالبی قرائت می‌نمود و در آن حال گریه می‌کرد حتی اوراق مصحف نیز از اشک‌های او تر می‌شد. این نسخه قرآن در کتابخانه اسلامیِ کالج لاهور محفوظ می‌باشد.

اقبال طی نامه‌ای به خواهرش نوشت: هنگامی‌که نگاهی به زندگی گذشته‌ام می‌کنم، بسیار متأسف می‌شوم زیرا که خدا به من نیروی فکری اعطا کرده بود، اگر این نیرو را در مطالعه و تحقیق علوم دینی و قرآن صرف می‌نمودم، لااقل خدمتی به دین اسلام انجام می‌دادم.
آخرین کتاب اقبال لاهوری، حواشی قرآن مجید نام دارد که به زبان انگلیسی نگاشته است.

نقش قرآن چون که بر عالم نشست
نقشه‌های پاپ و کاهن را شکست(اقبال لاهوری)

با اقتباس و ویراست از کتاب هزار و یک حکایت قرآنی

اشتراک گذاری این مطلب!

شرح صدر برای چه کسانی محقق می شود؟

17ام اسفند, 1395

شرح صدر برای چه کسانی محقق می شود؟

قرآن، اصول و قواعد را مطرح كرده و عهده دار بیان سنن و کلیّات می باشد و فروع را به عهده انبیاء و اولیاء خود گذاشته است .

حجت الاسلام والمسلمین فعالی در ادامه سلسله جلسات «زندگی معنوی» به منظور بررسی زندگی معنوی وآرمانی در موسسه آل یاسین به تبیین قواعد و سنن در قرآن پرداخت که در ذیل می آید؛

بحثي پيرامون آيه « أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ» بيان شد 

أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى‏ نُورٍ مِنْ رَبِّه (زمر/22)

اين آيه در بردارنده نكاتي مي‌باشد.

نکته اول: قرآن اصول و قواعد را مطرح كرده، فروع را به عهده انبیاء و اولیاء خود گذاشته است. قرآن عهده دار بیان سنن و کلیّات است.

قواعد و سنن در قرآن

* بیان‌گر طبیعت (جهان طبیعت) جسم و زمین است. حدود700 آیه در مورد جهان طبيعت مي‌باشد.

* سنن اجتماعی؛ ناظر به روابط میان انسانها در روابط اقتصادی، سیاسی و بین الملل مي‌باشد. 

* سنن سلوکی؛‌ قرآن حاوی یک سری قوانین عرفانی، معنوی و سلوکی مي‌باشد.

بحث در بخش سوم يعني سنن سلوكي مي‌باشد. در قرآن قوانین سلوکی و عرفانی فراوان وجود دارد. قانون از دو عنصر صورت و ماده تشكيل شده است. صورت قانون به اين شکل مي‌باشد: «اگر … آنگاه… است». امّا ماده قانون از  شرط يا مقدّم و جزاء یا تالی تشكيل شده است.

قوانین سلوکی و معنوی در قرآن به دو شکل بیان می گردد: مصرّح و مضمر.

ادامه »

دعایی که پیامبرصلی‌ الله علیه و آله و سلم نپسندید

14ام اسفند, 1395
یکی از ابزار تقرب بندگان به پروردگار متعال، دعا و درخواست کردن از درگاه اوست، قادر متعال در قرآن کریم به ما چگونه دعا کردن را آموخته است.

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ  بقره/201

پروردگارا به ما در دنیا (نیکی) عطا کن و در آخرت نیز (نیکی) مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه‌دار

پیامبر مهربان (صلی‌الله علیه و آله و سلم) که همواره جویای حال یاران خود می‌شد، دریافت که یکی از یارانش بیمار و بستری‌شده است. به عیادت او رفت و بر بالینش نشست. پس از احوال‌پرسی، بیمار گفت: یا رسول‌الله! نماز مغرب را با شما به جماعت خواندم، شما سوره قارعه را در نماز خواندید، من آن‌چنان تحت تأثیر قرار گرفتم که به خدا عرض کردم اگر در نزد تو گناهکارم، طاقت عذاب آخرت را ندارم، در همین دنیا مرا عذاب کن. اکنون ای رسول خدا می‌بینی که دعایم اجابت شده و بیمار شده‌ام

پیامبر فرمود: دعای درستی نکرده‌ای، می‌بایست در دعا به پیروی از قرآن کریم بگویی:

رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ بقره/201

«پروردگارا به ما در دنیا نیکی عطا کن و در آخرت نیز نیکی مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه‌دار).

با اقتباس و ویراست از کتاب هزار و یک حکایت قرآنی

اشتراک گذاری این مطلب!

ذکر کثیر از نگاه امام صادق علیه السلام

14ام اسفند, 1395

يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا(الأحزاب/41)
اي کساني که ايمان آورده ‏ايد خدا را ياد کنيد يادي بسيار

امام صادق علیه السلام، مقدار ذکر کثیر روزانه را بیان فرمودند.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي قَوْلِهِ تَعَالَى «اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً» قَالَ إِذَا ذَكَرَ الْعَبْدُ رَبَّهُ فِي الْيَوْمِ مِائَةَ مَرَّةٍ كَانَ ذَلِكَ كَثِيراً.

‏امام صادق عليه السلام در تبیین آیه 41 سوره احزاب فرمودند:

چنانچه بنده در روز صد بار پروردگارش را ياد كند، اين ذِكرِ كثير است.

النوادر(للأشعري)، ص: 137

اشتراک گذاری این مطلب!

پرکاربردترین آیات قرآن در کلام امام خامنه ای

13ام اسفند, 1395
آیه «نصرت الهی» بیشترین تکرار را در بیانات منتشرشده در دوران رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای داشته است.


سایت khamenei.ir نوشت:
سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مملو از آیات قرآنی است و این خصیصه از دیرباز با بیانات ایشان گره خورده است؛ به‌طوری‌که سخنرانی‌ها و دروس ایشان با تکیه بر مبانی و مفاهیم قرآنی شکل می‌گرفته است.

 سلسله جلسات معرفتی ایشان در ماه رمضان سال 1353 که بعدها با عنوان «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» منتشر گردید، شاهدی بر این مدعا است. این روش ایشان در استفاده از آیات و مباحث قرآنی در دوران رهبری نیز ادامه یافت. پایگاه اطلاع‌رسانی Khamenei.ir ، قصد دارد در سلسله مطالبی «پرکاربردترین آیات قرآن در کلام رهبر انقلاب» را مورد بررسی قرار دهد. یادداشت زیر نخستین قسمت از این مطالب است.

ممکن است برای شما این سؤال پیش آمده باشد که رهبر انقلاب کدام آیات را بیشتر در سخنرانی‌های خود استفاده کرده‌اند؟ آیه‌ی «نصرت الهی» بیشترین تکرار را در بیانات منتشر شده در دوران رهبری ایشان داشته است:

«الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَرِهِم بِغَیرِ حَقٍ إِلا أَن یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاس بَعْضهُم بِبَعْضٍ لَهُدِّمَت صوَمِعُ وَ بِیَعٌ وَ صلَوَتٌ وَ مَسجِدُ یُذْکرُ فِیهَا اسمُ اللَّهِ کثِیراً وَ لَیَنصرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِىُّ عَزِیزٌ»

آیه‌ی 40 سوره‌ی مبارکه‌ی حج


آیات 39 تا 46 سوره‌ی مبارکه‌ی حج

«آنان که از خانه‌هاى خود به ناحق اخراج شدند (و جرمى نداشتند) جز آن‌که مى‌گفتند: «پروردگار ما خداى یکتاست» و اگر خداوند برخى از مردم را با برخى دیگر دفع نمى‌کرد (در هر عصرى کفار را از مجتمع دینى و امکنه‌ی مذهبى به وسیله‌ی مؤمنین دفع نمى‌کرد) البته دیرهاى راهبان و کلیساهاى ترسایان و کنشت‌هاى جهودان و مسجدهاى مسلمانان که بسیارى از اوقات نام خدا در آن‌ها ذکر مى‌شود ویران مى‌گردید. و بى‌تردید خدا هر که را که او را یارى مى‌کند یارى خواهد کرد، همانا خدا نیرومند و شکست‌ناپذیر است.»

این آیه در مجموع بیانات منتشر شده از رهبر انقلاب، حدود 67 بار تکرار شده است که اگر آیات هم مضمون با آن را نیز به این تعداد اضافه کنیم بر تعداد آن‌ها افزوده خواهد شد.1

ادامه »

یاد خدا در همه حال

9ام اسفند, 1395

 

الَّذِینَ یذْکرُونَ اللَّهَ قِیماً وَ قُعُوداً وَ عَلَی جُنُوبِهِمْ وَ یتَفَکرُونَ فِی خَلْقِ السَّموتِ وَ الأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بطِلًا سُبْحنَک فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ سوره آل عمران، آیه 191

 (همان) کسانی که [در حال ] ایستاده و نشسته، و بر پهلوهایشان [آرمیده ]، خدا را یاد می کنند؛ و در آفرینش آسمان ها و زمین تفکر می کنند؛ (در حالی که می گویند: ای) پروردگار ما! این [ها] را بیهوده نیافریده ای؛ منزّهی تو؛ پس ما را از عذابِ آتش، حفظ کن!

اشتراک گذاری این مطلب!

قبل از خواب چه سوره‌هایی بخوانیم؟

9ام اسفند, 1395

در عصر کنونی و با وجود مشکلات بسیاری در زندگی که بسیاری از آن ها ناشی از زندگی صنعتی است، بسیاری از افراد شب ها نمی توانند به راحتی و با آرامش به خواب بروند و از این جهت، صبح ها به هنگام برخاستن از خواب، احساس خستگی مداوم دارند.
 
در این شرایط سوره هایی در قرآن کریم مورد توجه قرار گرفته که مسلمان ها با خواندن آن ها در هنگام خواب می توانند آرامش بیشتری به دست آورند.
 
در هر حال شما هر کار مستحبی را قبل از خواب انجام دهید در کسب آرامش مؤثر خواهد بود.
 
از صلوات غافل نباشید که حلّال مشکلات است؛ «دعای فرج» را زمزمه کنید و در نهایت در رختخواب کارهای روزتان را مرور نمایید. هرکدام اشتباه بوده سعی کنید جبران کنید و به فکر آن باشید که دیگر تکرار نشود و یا اگر قابل اصلاح است اصلاح کنید.
 
خود را به ایزد منان سپرده و گونه خود را بر زمین بگذارید و بگوید «الهی لا تکلنی الی نفسی طرفة عین ابدا» ؛ خداوندا مرا لحظه ای(چشم بر هم زدنی)  به خودم وامگذار.
 
دعا هنگام خواب
 
1- گفتن سه بار تسبیحات اربعه .
 
2- سه بار خواندن سوره توحید.
 
3- چهارده بار صلوات به نیابت 14معصوم .
 
4- طلب مغفرت برای تمام مؤمنان و مردگان .
 
5- گفتن تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) .
 
6- خواندن آیت الکرسی،فلق،ناس و کافرون .
 
7- خواندن این دعا که به منزله‌ی هزار نماز است: یَفْعَلُ اللهُ ما یشاءُبِقُدْرَتِهِ وَ یَحْکُمُ ما یُریدُ بِعِزَّتِهِ
 

ادامه »

اهمیت دعا در میدان جنگ

8ام اسفند, 1395

 

وَ مَا کانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَن قَالُواْ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ إِسْرفَنَا فِی أَمْرِنَا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انْصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکفِرِینَ [1]

و سخنشان جز این نبود که گفتند: « [ای ] پروردگار ما! [پیامد] گناهان ما و زیاده روی های ما را در کارمان، برای ما، بیامرز، و گام های ما را استوار دار؛ و ما را بر گروه کافران پیروز گردان. »

 

نکته ها و اشاره ها:

1- مجاهدان حقیقی به جای فرافکنی و نسبت دادن شکست خود به دیگران و یا به عوامل موهوم و مرموز، عوامل شکست را در درون خودشان جست جو می کنند و به فکر جبران اشتباهات خویش هستند.

 چون هر چه می رسد به تو از کرده های توست جرم فلک کدام و گناه زمانه چیست؟

 (صائب)

2- مردان الهی در میدان های جنگ دست به دعا برمی داشتند و در کنار عوامل نظامی، به عوامل معنوی و روحی نیز توجه داشتند. آری؛ دعا در میدان جنگ ارزش ویژه ای دارد.

3- آیۀفوق با بیان شیوۀدعای رادمردان، به ما می آموزد که در هنگام دعا، ابتدا توبه و استغفار کنید، سپس از خدا یاری بجویید؛ اول پاک شوید، بعد کمک بخواهید.

4- گناه و اسراف کاری از عوامل شکست و مشکلات در جنگ است؛ چون سرپیچی از فرمان رهبر و اسراف در سرمایه های شخصی و اجتماعی و نابودی آنها، موجب ضعف و شکست می گردد.

5- در آیۀ قبل بیان شد که مردان خدا در مقابل دشمن تسلیم نمی شوند و در این آیه بیان شده که در مقابل خدا تسلیم و عذرخواهند. هر کس در مقابل خدا تسلیم باشد، در مقابل مستکبران و ستمگران کرنش نمی کند.

 

آموزه ها و پیام ها:

1- استواری و پیروزی شما در جنگ به دست خداست، پس دعا کنید و از او یاری بخواهید.

2- خلافکاری و تجاوزگری زمینه ساز شکست شماست.

3- رزمندگان اسلام در هنگام جنگ به دعا و معنویات اهمیت زیادی می دهند.

4- در میدان جنگ نیز به فکر پاک سازی و بازسازی خود باشید.

پی نوشت:

[1] سوره آل عمران، آیه147

تفسیر قرآن مهر، جلد سوم، صفحه 288

اشتراک گذاری این مطلب!

آیا شیطان به دست امام زمان(عج) کشته می شود؟

7ام اسفند, 1395
بر اساس آیه « و نفخ فی الصور فصعق من فی السماوات و من فی الارض» در پی نفخ صور همگان خواهند مرد. اما آیا تا پیش از آن گستره حیات شیطان تا کجاست از این آیه به دست نمی آید. 
 
بر پایه برخی روایات، ابلیس در میان نفخه نخست و دوم می میرد. 
 
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان،پایان كار شیطان را برپایی حكومت حضرت مهدی (عج) دانسته كه بر اساس برخی روایات، ابلیس به دست مبارك آن حضرت یا طبق روایات رجعت، پس از جنگ با لشكر امیرالمومنین، علی(علیه السلام) ، در حوالی كوفه می گریزد و به دست پیامبر (صلی الله و علیه وآله) بر صخره بیت المقدس كشته می شود. 
 
برخی پایان حیات ابلیس را مقارن با پایان حیات انسان بر روی كره خاكی دانسته اند. 
 
استاد علامه جوادی آملی (حفظه الله) در باب پایان کار شیطان فرموده اند:
 
تا آخرین انسان هست، او (ابلیس) هم هست. برای اینکه آخرین انسان را هم اغوا می کند، وسوسه می کند. این چنین نیست که شیطان قبل از یک عده ای بمیرد. آن وقت آن عده ، هیچ وسوسه ای ندارند. اگر وسوسه نداشتند که به کمال نمی رسند. 
 
انسان وقتی به کمال می رسد که جهاد اکبر داشته باشد. اگر هیچ گرایشی به طرف رذیلت نبود، انسان که طبعاً به طرف رذیلت و گناه میل ندارد. شهوت می خواهد، لباس می خواهد، غذا می خواهد نه حرام، و همه اینها از سنخ حلالش هست
 
آنکه انسان را به طرف حرام تشویق می کند، ابلیس است و الا انسان فطرتا به دنبال حلال می رود. 
 
1. زمر/68
2. التفسیر الكبیر ، ج 54 ، ص 367 – ج11 ، ص 108
3. المیزان ، ج 12 ، ص161-160
4. بحارالانوار، ج53 ، ص 42 وج 6 ، ص 254
5. المیزان ، ج 8 ، ص 28-27
6. دروس تفسیر سوره اعراف،آیت الله جوادی آملی،جزوه نهم،ص11
باشگاه خبرنگاران
اشتراک گذاری این مطلب!

مقاوم سازی در برابر مغضوبان و گمراهان

7ام اسفند, 1395

صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ غَیرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیهِمْ وَ لَا الضَّالِّینَ[1]

(خداوندا! ما را به) راه کسانی که آنها را مشمول نعمت خود ساختی، (هدایت کن) نه غضب شدگان و نه گمراهان!

 

نکته ها:

این آیه راه مستقیم را، راه کسانی معرّفی می کند که مورد نعمت الهی واقع شده اند و عبارتند از: انبیا، صدّیقین، شهدا و صالحین.[2] توجّه به راه این بزرگواران و آرزوی پیمودن آن و تلقین این آرزو به خود، ما را از خطر کجروی و قرار گرفتن در خطوط انحرافی باز می دارد. بعد از این درخواست، از خداوند تقاضا دارد که او را در مسیر غضب شدگان و گمراهان قرار ندهد. زیرا بنی اسرائیل نیز به گفته قرآن، مورد نعمت قرار گرفتند، ولی در اثر ناسپاسی و لجاجت گرفتار غضب شدند.

قرآن، مردم را به سه دسته تقسیم می نماید: کسانی که مورد نعمت هدایت قرار گرفته و ثابت قدم ماندند، غضب شدگان و گمراهان. مراد از نعمت در «أَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ»، نعمتِ هدایت است. زیرا در آیۀ قبل سخن از هدایت بود. علاوه بر آنکه نعمت های مادی را کفّار و منحرفین و دیگران نیز دارند. هدایت شدگان نیز مورد خطرند و باید دائماً از خدا بخواهیم که مسیر ما، به غضب و گمراهی کشیده نشود.

ادامه »

بیشتر مومنان مشرکند؟

7ام اسفند, 1395

إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ(لقمان/13)

منظور از شرک در آیه 106 سوره یوسف که اکثر مۆمنان گرفتار آن هستند، چیست؟

قرآن کریم در آیه 106 سوره یوسف مى‏‌فرماید: «بیشتر مومنان مشرک‌اند» منظور از شرک در این آیه که اکثر مۆمنان گرفتار آن هستند، چیست؟

تعریف دقیق مفهوم شرک، همانند مفهوم توحید، در ضمن اقسام آن ممکن است:

1- شرک ذاتی؛ یعنی، اعتقاد به مرکب بودن ذات خداوند، یا اعتقاد به تعدد ذات الهی (وجود دو یا چند خدا)

2- شرک صفاتی؛ یعنی، اعتقاد به این که صفات خدا، وجودی مستقل از ذات خداوند دارند به تعبیر دیگر مغایر با ذات و زاید بر ذات هستند.

3- شرک افعالی؛ یعنی، اعتقاد به وجود دو یا چند مۆثر مستقل در عالم هستی ؛ به گونه‏ای که هیچ یک مقهور اراده و قدرت دیگری نباشد، یعنی، ذات یگانه الهی را تنها مۆثر مستقل در عالم هستی نداند.

یکی از بارزترین مصادیق شرک افعالی، اعتقاد به تمایز خالق شرور از خالق خیرات است. پیروان آیین مانی و برخی از پیروان زردشت، معتقدند که خداوند فقط خیرها و نیکی‏ها را می‏آفریند و امور شر و بد به وسیله موجود و مخلوقی شریر (اهریمن) به صورت مستقل و بدوناین که خداوند خالق نیکی‏ها بتواند دخالتی در آن داشته باشد، آفریده می‏شود.

4- شرک عملی: اگر اعمال و نیات انسان بر اساس توحید نظری و برآمده از آن نباشد انسان دچار شرک در مقام عمل می‏شود .

عمده‏ترین جلوه شرک عملی شرک در عبادت و پرستش است. بت پرستی و پرستش اجرام آسمانی و پدیده‏های طبیعی از بارزترین انواع شرک عبادی به شمار می‏رود که همواره در میان برخی از ملت‏ها و اقوام وجود داشته است.

شرک خفی: هر یک از اقسام توحید – اعم از نظری و عملی – دارای مراتب و درجاتی است به طور کلی توحید امری تشکیکی و دارای مراتب مختلف از جهت قوت و ضعف است .

ادامه »

خدایا! در صراط مستقیم قرارمان ده!

5ام اسفند, 1395

 

اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقییم

(خداوندا!) ما را به راه راست هدایت فرما.

 

نکته ها

راه های غیر الهی متعدّدی در برابر انسان قرار دارد که او باید یکی را انتخاب کند: *راه خواسته ها و توقعات های خود. * راه انتظارات وهوس های مردم. * راه وسوسه های شیطان. * راه طاغوت ها. * راه نیاکان و پیشینیان. * راه خدا و اولیای خدا. انسان مؤمن، راه خداوند واولیای او را انتخاب می کند که بر دیگر راه ها امتیازاتی دارد:

الف:راه الهی ثابت است، بر خلاف راه های طاغوت ها و هوس های مردم و هوس های شخصی که هر روز تغییر می کنند. ب:یک راه بیشتر نیست، در حالی که راه های دیگر متعدّد و پراکنده اند. ج:در پیمودن آن، انسان به مسیر و مقصد مطمئن است. د:در پیمودن آن، شکست و باخت وجود ندارد.

راه مستقیم، راه خداست. «إِنَّ رَبِّی عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»[1]

* راه مستقیم، راه انبیاست. «إِنَّک لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»[2]

* راه مستقیم، راه بندگی خداست. «وَ أَنِ اعْبُدُونِی هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ»[3]

* راه مستقیم، توکل وتکیه بر خداست. «مَنْ یعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»[4]

* راه مستقیم، یکتاپرستی و تنها یاری خواستن از اوست.[5]

* راه مستقیم، کتاب خداوند است.[6]* راه مستقیم، راه فطرت سالم است.[7]

ادامه »

دنیا و آخرت با هم منافاتی ندارند

3ام اسفند, 1395

 

وَ مِنْهُمْ مَنْ یقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ[1]

(اما) بعضی از مردم می گویند: پروردگارا! در دنیا به ما نیکی عطا کن و در آخرت نیز نیکی مرحمت فرما و ما را از عذاب آتش نگهدار.

نکته ها:

یکی از راههای شناخت مردم، آشنایی با آرزوها و دعاهای آنان است. در آیه قبل، درخواست گروه اوّل از خداوند مربوط به دنیا بود و کاری به خیر و شرّ آن نداشتند، ولی در این آیه درخواست گروه دوّم از خداوند، «حَسَنَةً» است در دنیا و آخرت. در دیدگاه گروه اوّل؛ دنیا به خودی خود مطلوب است، ولی در دید گروه دوّم؛ دنیایی ارزشمند است که حسنه باشد و به آخرت منتهی گردد.

در روایات نمونه ها و مصادیقی برای نیکی های دنیا و آخرت نقل شده است [2]، ولی حسنه در انحصار چند نمونه نیست.امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: مقصود خشنودی خدا و بهشت در آخرت و زندگی دنیا و خوش اخلاقی در دنیا می باشد. [3]

در دعاها، هدف های کلّی مطرح شود و تعیین مصداق به عهده خداوند گذاشته شود. ما از خداوند حسنه و سعادت می خواهیم، ولی در اینکه رشد و صلاح ما در چیست؟ آنرا به عهدۀخداوند می گذاریم. چون ما به خاطر محدودیت های علمی و عدم آگاهی از آینده و ابعاد روحی خودمان، نمی توانیم مصادیق جزئی را تعیین بنمائیم. به همین جهت توصیه شده است از خداوند وسیله کار را نخواهید، خودِ کار را بخواهید. زیرا ممکن است خداوند از وسیلۀ دیگری که به فکر و ذهن ما نمی آید، کاری را برای ما محقّق سازد. مثلًا از خداوند توفیق زیارت حج را بخواهید، امّا نگویید: خدایا مالی به من بده تا به مکه بروم. چون خداوند گاهی سبب را به گونه ای قرار می دهد که ما فکر آن را نمی کردیم.

پیام ها:

1- دنیا و آخرت با هم منافاتی ندارند، به شرط آنکه انسان به دنبال حسنه و نیکی باشد. «فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً»

2- هر رفاهی مذموم نیست، بلکه زندگانی نیکو، مطلوب نیز هست. «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً»

3- دوزخ، حساب جدایی دارد. با اینکه از خداوند نیکی آخرت را می خواهند، ولی برای نجات از آتش، جداگانه دعا می کنند.[4] «قِنا عَذابَ النَّارِ»

پی نوشت:

[1] سوره البقرة، آيه 201

[2] تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 199.

[3] كافى، ج 5، ص 71.

[4] در دعاها براى نجات از آتش، اصرار و تكرار عجيبى است. مثلا در دعاى مجير حدود هفتاد بار مى‏خوانيم:« اجرنا من النار يا رب» پروردگارا! ما را از آتش جهنّم نجات بده. ويا در دعاى جوشن كبير كه صد بند دارد در پايان هر بند آن مى‏گوييم:« خلصنا من النار يا رب»

تفسیر نور، ج 1، صفحه 315

اشتراک گذاری این مطلب!

راز تکرار داستان ابلیس در قرآن

3ام اسفند, 1395
 

چرا قرآن در چند جا داستان ابليس را نقل کرده است؟!

برای اينکه به ما بفهماند که ما بايد خودسازی کنيم. بايد لجوج نباشيم

حضرت آیت الله مظاهری در درس اخلاق خود دربارۀ «رابطۀ انسان با قرآن» به بررسی اصول دین در قرآن و اخلاق در قرآن پرداخته اند.

در بحث ارتباط با قرآن، مطالبی همچون؛ «ارتباط از نظر خواندن و حفظ کردن»، «تدبّر در قرآن (ارتباط با قرآن)» و «عمل به قرآن» بیان شد.

موضوع این جلسه اصول دين قرآن، يعنی اعتقادات است. بايد اعتقادات ما عالی و در سرحد اجتهاد باشد. استدلال ‌های قرآن برای اصول دين، همه فهم امّا پرمحتواست. قرآن از حیث اثبات وجود خدا، وحدانيت با مراتب آن، فضائل،‌ نبوت، امامت و معاد، خيلی خوب بحث کرده است؛ مسلمان بايد از نظر عمل به اصول دين و اعتقاد به آن از قرآن برداشت داشته باشد.

مجتهد در اعتقادات باشیم

اگر به ما بگويند به چه دليل معاد جسمانی وجود دارد؟ فوراً‌ آيه ‌ای را نشان دهيم. اگر به ما بگويند به چه دليل اميرالمؤمنين علیه السلام خليفۀ اوّل و برتر از همه است و اهل ‌بيت سلام‌ الله‌ عليهم امامان ما هستند؟ فوراً‌ بايد از قرآن نشان دهيم و بالاخره بايد در اعتقادات مجتهد باشيم.

اين (اصول دین) واجب ‌تر از صورت اوّل (فروع دین) است. البته صورت اوّل واجب است و معلوم است کسی که متّقی نباشد، جهنّمی است. کسی که آشنا به رسالۀ مرجع تقليد خود نباشد،‌ نمی ‌تواند سعادتمند شود؛ امّا پايه، اصول دين است و اين قسم دوّم از قسم اول خيلی بالاتر است.

قسم اول (فروع دین) تعبّدی بود، امّا قسم دوّم (اصول دین) اجتهادی است و تعبّدی نيست. در اصول دين اجتهاد وجود دارد. اين که شخصی بگويد: پدرم یا جامعه می‌گويند: ائمه دوازده نفرند و اينها اوصيای رسول الله هستند،‌ اين فايده ندارد. بايد با استدلال بگويد: نبوّت و ولایت داريم، اين هم دليلش است. قرآن در اين باره خيلی رسا صحبت کرده و ما بايد ضمن تبعیت از قرآن، آشنايی و تدبر در قرآن دربارۀ اصول دين داشته باشيم.

ادامه »

مرگ نعمت است یا بلا؟

26ام بهمن, 1395

مرگ از جمله سنت های تغییرناپذیر الهی است و هر جانداری روزی می میرد:

«کُلُّ نفسٍ ذائِقَةُ المَوتِ»؛ (آل عمران/ 185) و «کُلُّ مَن عَلَیها فانٍ»؛ (الرحمن/ 26)

خیلی اوقات دیده ایم که فردی پیر و فرتوت و فرسوده همچون یک تکه گوشت در گوشه ای از بیمارستان خوابیده و زنده است اما جوانی رعنا و سالم را ناگهان می شنویم که از دنیا رفته است؛ دردناک است اما واقعیت دارد … به واقع این مرگ چیست؛ نعمت است یا بلا؟

برای بررسی بیشتر از منابع دینی چون آیات و روایات بهره مند می شویم…

در سوره الرحمن سخن از نعمت هایی که از جانب خداوند بر بندگان رسیده فراوان آمده است. در حقیقت باید این نکته را مد نظر داشت که هر خلقتی برای این که بتواند در زمره نعمت قرار گیرد، لازم نیست در تمام موارد موجب راحتی و خوشی باشد، بلکه برای نعمت بودن همین بس که خیر بیشتری داشته باشد و وقتی که آن را به صورت کلی در نظر می گیریم، می بینیم سود آن بیشتر از ضررش است، هرچند گاهی در موارد خاص موجب عذاب نیز شده باشد.

ادامه »

وقتی قرآن از جوانمردی سخن می گوید

25ام بهمن, 1395
کسی که پیوسته بر سجاده است و دستانش به دعاست اما مروت و صفا را تجربه نکرده و عاطفه و عشق و احساس را تمرین نمی کند، همچون باغبانی است که خرمن خرمن پوست در آغوش خاک می نهد غافل از آنکه حتی یکی کارگر نشده، و از خاک سر بلند نمی کند!

جوانمردی در قرآن

اذْ أَوَى الْفِتْیَةُ إِلى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا ءَاتِنَا مِن لَّدُنك رَحْمَةً وَ هَیىْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشداً “(10 کهف)

زمانى را به خاطر بیاور كه آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: پروردگارا ما را از سوى خودت رحمتى عطا كن، و راه نجاتى براى ما فراهم ساز.

در فرهنگ عربی دو تعبیر رایج در مورد جوان وجود دارد:

یكی «فتی» و دیگری «شاب.» اولی از ریشه «فتی فتو (طراوت و شادابی)» و دومی از ریشه «شبّ (شكوفایی و برخورداری از حرارت)» است. (معجم مقاییس اللغه، ج4، ص473. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص625.)

در حقیقت می توان گفت که دین مجموعه ای است از اعمالی چون نماز و روزه و… در کنار اخلاقیاتی چون صداقت و پاکی و جوانمردی و اعمالی که حکم پوسته را برای در برگرفتن مغز دین که همان جوانمردی است دارند.

از این رو کسی که نماز می گزارد اما بی صفا بوده و از عاطفه و عشق نصیبی ندارد، و یا از احساس و آدمیت و آقایی و جوانمردی و گذشت و گذشتن برای خدا و گذاشتن برای مردم بی بهره است، درست به باغبانی می ماند که تنها پوست ها را کاشته باشد! حال آنکه خروار خروار پوست اگر کاشته شوند از آن میان حتی یکی سبز نشده، و جوانه نمی زند، و بالا نیامده، و به ثمر نمی نشیند. همچنانکه اگر مغزها را به تنهایی بکارند گویی نکاشته اند.

تنها مغزها به همراه پوست ها و پوست ها به همراه مغزها سبز می شوند.

پس، کسی که می گوید دلت پاک باشد و تنها در پی پاک ساختن دل است اما نمازش را نمی گزارد همچون باغبانی است که در این مزرعه دنیا مغز می کارد اما بی پوست!

و کسی که پیوسته بر سجاده است و دستانش به دعاست اما مروت و صفا را تجربه نکرده ، همچون باغبانی است که خرمن خرمن پوست در آغوش خاک می نهد غافل از آنکه حتی یکی کارگر نشده، و از خاک سر بلند نمی کند! 

ادامه »

امید بخش ترین آیه قرآن کریم کدام است؟

23ام بهمن, 1395

حضرت علی علیه السلام بر جمعی وارد شده و از آنها سؤال فرمودند:

]آیا می دانید امید بخش ترین آیه قرآن کدام است؟!

نقل است هرکس به فراخور حال خویش آیه ای را عنوان کرد. بعضی گفتند: آیه

«إِنَّ اللّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ»[1]

یعنی خداوند جز شرک، گناهان دیگر را می بخشد.
 
بعض دیگر بر آن بودند که این آیه است؛

«وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللّهَ یَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَحیمًا»[2]

یعنی هرکس خلافکار و ظالم باشد ولی استغفار کند، خداوند را بخشنده و مهربان خواهد یافت.
 
عدّه ای اظهار داشتند آیه

«یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعًا»[3]

یعنی ای بندگان من که در حقّ خود اسراف کرده اید! از رحمت خدا مأیوس نشوید، زیرا او همه گناهان را می بخشد.
 
تعدادی هم نظر به این آیه داشتند؛

«وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ»[4]

یعنی کسانی که اگر کار زشتی انجام دادند و به خودشان ظلم کردند، یاد خداوند می کنند و برای گناهان خویش استغفار می نمایند، و کیست جز خداوند که گناهان را ببخشد.
 
بعد از اینکه حضرت نظرات آنان را شنید، فرمودند:
 
از حبیبم رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود:

امید بخش ترین آیه در قرآن این آیه است:

«وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفًا مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ»[5]
 
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله ادامه دادند:

یا علی! سوگند به خداوندی که مرا بشیر و نذیر به سوی مردم مبعوث کرد، وقتی که انسان برای نماز وضو بگیرد، گناهانش ریخته می شود، و زمانی که رو به قبله کند، پاک می شود. یا علی! مثال اقامه کننده نمازهای روزانه، مثل کسی است که هر روز پنج مرتبه در نهر آبی که جلوی منزل اوست خود را شستشو کند.[6]
 
[1]. نساء، 48.
 
[2]. نساء، 110.
 
[3]. زمر، 53.
 
[4]. آل عمران، 134.
 
[5]. هود، 114.
 
[6]. تفاسیر مجمع البیان و کنزالدقائق‏.

 ندای وحی

اشتراک گذاری این مطلب!

امید بخش ترین آیه قرآن کریم کدام است؟

23ام بهمن, 1395

نقل است هرکس به فراخور حال خویش آیه ای را عنوان کرد. بعضی گفتند: آیه «إِنَّ اللّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ»[1] یعنی خداوند جز شرک، گناهان دیگر را می بخشد.
 
بعض دیگر بر آن بودند که این آیه است؛ «وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللّهَ یَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَحیمًا»[2] یعنی هرکس خلافکار و ظالم باشد ولی استغفار کند، خداوند را بخشنده و مهربان خواهد یافت.
 
عدّه ای اظهار داشتند آیه «یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعًا»[3] یعنی ای بندگان من که در حقّ خود اسراف کرده اید! از رحمت خدا مأیوس نشوید، زیرا او همه گناهان را می بخشد.
 
تعدادی هم نظر به این آیه داشتند؛ «وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ»[4] یعنی کسانی که اگر کار زشتی انجام دادند و به خودشان ظلم کردند، یاد خداوند می کنند و برای گناهان خویش استغفار می نمایند، و کیست جز خداوند که گناهان را ببخشد.
 
بعد از اینکه حضرت نظرات آنان را شنید، فرمودند:

ادامه »

بزرگترین خیانت کدام است؟

14ام بهمن, 1395

در صدر اسلام، برخى از یهود، وقتى مسلمانان را مى ‏دیدند، مى ‏گفتند چون نشانه ‏هاى پیامبرِ شما در توراتِ ما آمده است، ما نیز به دین شما ایمان مى ‏آوریم، ولى همین افراد وقتى به یكدیگر مى ‏رسیدند، همدیگر را…

استاد محسن قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیات هفتادو ششم و هفتادو هفتم سوره بقره پرداخته است.

«وَ إِذا لَقُوا الَّذينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ قالُوا أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ» (بقره، 76) «أَوَلا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ» (بقره، 77)

(گروهى از یهود) هنگامى كه مؤمنان را ملاقات كنند، مى‏ گویند: «ایمان آوردیم»، ولى هنگامى كه با یكدیگر خلوت مى ‏كنند، (به یكدیگر اعتراض كرده و) مى ‏گویند: «چرا مطالبى را كه خداوند (درباره پیامبر اسلام) براى شما بیان كرده، (براى مسلمانان) بازگو مى ‏كنید، تا آنان (در قیامت) در پیشگاه خداوند علیه شما احتجاج و استدلال كنند. آیا نمى ‏اندیشید؟»

آیا آنها نمى‏ دانند كه آنچه را پنهان سازند و آنچه را آشكار كنند، خداوند مى ‏داند؟.

در صدر اسلام، برخى از یهود، وقتى مسلمانان را مى ‏دیدند، مى ‏گفتند چون نشانه ‏هاى پیامبرِ شما در توراتِ ما آمده است، ما نیز به دین شما ایمان مى ‏آوریم، ولى همین افراد وقتى به یكدیگر مى ‏رسیدند، همدیگر را مورد سرزنش قرار مى ‏دادند كه چرا نشانه ‏هاى «محمّد» را براى مسلمانان بازگو مى ‏كنید؟ مگر نمى ‏دانید كه آنها همین مطالب را علیه شما در قیامت به كار مى ‏گیرند.

نتیجه آن تحریفِ حقایق، از سوى دانشمندانِ یهود، و این كتمانِ حقیقت، از سوى عموم مردم، آن شد كه امروزه میلیون ‏ها یهودى و مسیحى در جهان وجود داشته باشد.

از این آیه مى‏ آموزیم كه:

بزرگ ‏ترین خیانت، خیانت فرهنگى است. كتمان و تحریف حقایق، خیانتى است كه نسل ‏هاى بسیارى را به انحراف و بیراهه مى‏كشاند.

اشتراک گذاری این مطلب!

اصلی ترین عامل ایجاد «انس» در انسان / گام دوم

29ام دی, 1395

اصلی ترین نکته جلسه اول:

انسان می‌توان با اختیار و اراده خودش با چیزهایی که با آن ها در ارتباط است، مأنوس شود.

این چیزها ممکن است یک صدا، یک تصویر، یک مکان، یک شخص یا حتی یک فعالیت خاص باشند.

در این جلسه می‌خواهم در مورد عواملی که منجر به انس ما با چیزی می‌شود صحبت کنم.

این کار را با ذکر یک مثال شروع می کنم:

شما عاشق تماشا کردن فوتبال هستید.

لیگ اسپانیا و انگلیس را دنبال می‌کنید. در رده‌بندی لیگ‌های جهان هر دو از برترین‌ها هستند. اسم لیگ فوتبال انگلستان، «لیگ برتر» و اسم لیگ اسپانیا، «لالیگا» است. هر دو دارای ۲۰ تیم هستند. در انگلستان همیشه بازی‌های بین آرسنال و منچستر یونایتد، زیبا و دارای هیجان زیادی هست. چند سالی است که تیم چلسی توسط یک فرد پولدار خریداری شده است، او پول زیادی به این تیم تزریق کرده و اکنون چلسی هم از مدعیان قهرمانی در انگلستان و اروپاست. اخیرا منچسترسیتی هم به این جمع پیوسته است. این تیم هم در سال ۲۰۰۸ توسط گروه تجاری ابوظبی خریداری شده است. آن ها اکنون با پول فراوانِ مالکانشان، بازی‌های خوبی از خود ارائه می‌دهند. لیورپول هم برای خودش ماجرایی دارد. تیمی که با اینکه سال‌هاست مقام قهرمانی را در لیگ برتر به دست نیاورده است اما در سال‌های اخیر یک بار قهرمان باشگاه‌های اروپا شده است…

ادامه »

حدود ارتباط با نامحرم چگونه باید باشد؟

29ام دی, 1395

 

در این نوشتار اصلا و به هیچ عنوان قصد دستیابی به یک حکم فقهی در مورد ارتباط با نامحرم را ندارم؛ چون صلاحیت آن را ندارم! هدف نگاهی اخلاقی به روایات این باب است. می خواهم به یک نکته مهم تذکر دهم که در این رابطه حواسمان باید به چه چیزی باشد.

در ابتدا و برای آماده شدن، لطفا آیه و ۲ روایت زیر را نگاهی بیاندازید:

۱- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:

إِذَا جَلَسَتِ الْمَرْأَهُ مَجْلِساً فَقَامَتْ‏ عَنْهُ‏ فَلَا یَجْلِسُ‏ فِی مَجْلِسِهَا رَجُلٌ حَتَّى یَبْرُد.

هنگامی که زنی در جایی نشست و از آنجا بلند شد، در آنجا مردی ننشیند تا اینکه گرمای ایجاد شده در آن مکان از بین برود و سرد بشود.

۲- آیه ۳۲ سوره احزاب:

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ.

صدایتان را نازک نکنید تا کسی که در قلبش مرض است به طمع نیفتد.

۳- وصیت امیرالمومنین علیه السلام به امام حسن علیه السلام:

واکْفُـفْ علَیهِنَّ مِن أبْصارِهِنَّ بحَجْبِکَ إیّاهُنَّ ، فإنَّ شِدَّهَ الحِجابِ خَیرٌ لکَ ولَهُنَّ ، ولَیس خُروجُهُنَّ بأشَدَّ مِن إدْخالِکَ مَن لا یُوثَقُ بهِ علَیهِنَّ ، وإنِ اسْتَطَعْتَ أنْ لا یَعْرِفْنَ غَیرَکَ فافْعَلْ.

براى این که دیده‏شان به نامحرمان نیفتد آنها (زنان) را در پرده نگه دار ؛ زیرا هر چه بیشتر در پرده باشند براى تو و آنها بهتر است و بیرون رفتن آنها بدتر از این نیست که اشخاص نامطمئن بر آنان وارد کنى. اگر توانى کارى کنى که مردى جز تو را نشناسند این کار را بکن.

ادامه »

انس با قرآن / گام اول

28ام دی, 1395

انس با قرآن | معنای «انس» و انواع آن

همه ما دوست داریم با قرآن انس پیدا کنیم یا اگر انسی داریم، آن را بیشتر کنیم.

در این مجموعه می‌خواهم با نگاهی به مقوله انس با قرآن، نکاتی را بیان کنم که در عملی شدن این آرزو کمک فراوانی می‌کند؛ ان شاء الله.

مفهوم انس

انس کلمه‌ای است که کم و بیش از معنای آن با خبریم. هنگامی که با این واژه مواجه می‌شویم اینگونه نیستیم که برایمان گنگ باشد و از آن درکی نداشته باشیم. بنابراین نیازی هم نیست که در اینجا ابتدا به تعریف کردن این لغت بپردازیم.

اما قصد دارم که کمی به واکاوی این مفهوم پرداخته تا روشن شودچگونه و چه میزان مفهوم انس در زندگی ما جاری است:

از خانه خارج شده‌ایم، در حال قدم برداشتن هستیم که دستمان را به سمت جیبمان می‌بریم، به ناگاه متوجه می‌شویم تلفن همراه خود را به همراه نیاورده‌ایم، گویی گام‌هایمان سست می‌شود، دو دل هستیم که بر گردیم و تلفن همراه را برداریم یا به راه رفتن ادامه دهیم. هنوز در حالی که در حال قدم زدن هستیم، با خود کلنجار می‌رویم. آن قدر دور شده‌ایم که دیگر امکان برگشتن نیست…

تا زمانی که به خانه بر گردیم، هر گاه متوجه نبود تلفن همراه می‌شویم، انگار چیزی کم داریم، گاهی نگرانی تمام وجودمان را فرا می گیرد…

به خانه که می‌رسیم، دیگر خبری از آن نگرانی نیست. همه چیز به آرامش تبدیل می‌شود. از روز بعد، تا چندین روز، هر گاه که از منزل بیرون می‌آییم، ناخودآگاه خاطره آن روز به یادمان می‌آید لذا حواسمان است که تلفن همراه را جا نگذاریم…

به مثال فوق دقت کنید. خودتان را در آن فضا قرار دهید، به یقین برای شما هم چنین اتفاقی در طول زندگیتان بارها افتاده است، اگرچه ممکن است در مورد تلفن همراه چنین حسی نداشته باشید اما حتماً در زندگی خود این احساس را تجربه کرده اید. این احساس برگفته از انسی است که میان شما و آن وسیله خاص وجود داشته است.

ادامه »

مبارزه با فکر طبقاتی

28ام دی, 1395

وَ کذلِک فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِیقُولُوا أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَیهِمْ مِنْ بَینِنا أَ لَیسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاکرِینَ [1]

و این گونه بعضی از مردم را به وسیلۀ بعضی دیگر آزمایش کردیم، تا(از روی استهزا) بگویند: آیا اینانند آنهایی که خداوند، از میان ما بر آنها منّت نهاده است؟ آیا خداوند به حال شاکران داناتر نیست؟

نکته ها

بارها قرآن، بلند پروازی و پر توقّعی سرمایه داران کافر را مطرح و محکوم کرده است. آنان توقّع داشتند وحی و قرآن بر آنان نازل شود، از جمله:

«أَ أُلْقِی الذِّکرُ عَلَیهِ مِنْ بَینِنا»[2] آیا در میان ما وحی بر او نازل شد؟!

«لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلی رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیتَینِ عَظِیمٍ»[3] چرا وحی بر مرد بزرگی از آن دو قریه نازل نشد؟! مؤمن واقعی، شاکر نعمت ایمان است. شخصی نزد امام کاظم علیه السلام از فقر خود شکایت کرد. حضرت فرمود: غنی ترین افراد به نظر تو کیست؟ گفت: هارون الرشید. پرسید: آیا حاضری ایمان خود را بدهی و ثروت او را بگیری؟ گفت: نه. فرمود: پس تو غنی تری، چون چیزی داری که حاضر به مبادله با ثروت او نیستی.[4]

پیام ها

1- تفاوت های اجتماعی، گاهی وسیلۀآزمایش و شکوفا شدن خصلت ها و رشد آنهاست. اغنیا، با فقرا آزمایش می شوند. «فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ»

2- برخی اغنیا، فقرا را تحقیر می کنند و خود را ارزشمند می پندارند. أَ هؤُلاءِ…مِنْ بَینِنا

3- فقرای با ایمان، برگزیدگان خدایند. «مَنَّ اللَّهُ عَلَیهِمْ»

4- پاسخ توهین های کافران، با نوازش و مهر الهی به مؤمنان داده می شود. أَ هؤُلاءِ…بِأَعْلَمَ بِالشَّاکرِینَ

5- منّت الهی بر فقیران، نتیجۀ شکر آنان است. مَنَّ اللَّهُ…بِالشَّاکرِینَ

6- خداوند طبق حکمتش عمل می کند، نه توقّع مردم. «أَ لَیسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاکرِینَ»

7- انبیا، نمونۀ بارز شاکران هستند. «بِالشَّاکرِینَ»(فقرایی هم که هدایت انبیا را پذیرفته اند، شاکر نعمت هدایت هستند.) «بِأَعْلَمَ بِالشَّاکرِینَ»[5]

 تفسیر نور، ج 2، ص467-تفسیر نمونه، ج 5، ص 251

پی نوشت ها

[1] سوره أنعام، آيه 53

[2]. قمر، 25.

[3]  زخرف، 31.

[4] تفسير اطيب‏البيان.

[5] محسن قرائتى، تفسير نور، 10جلد، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن - تهران، چاپ: 4، 1389.

اشتراک گذاری این مطلب!

اگر می‌خواهید از شیطان در امان باشید، قرآن بخوانید

28ام دی, 1395

تفسیر قرآن آیت الله قرهی؛

می‌خواهید گرفتار نشوید و شیطان شما را فریب ندهد، ببینید قرآن چه می‌گوید. راه‌های نجات در قرآن است.

اگر می‌خواهید از شیطان در امان باشید، قرآن بخوانید/ راه درک قرآنمتن جلسه اخیر تفسیر قرآن آیت الله قرهی را در ادامه می خوانید؛

قال رسول اللّه(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم): 

«إِنْ أَرَدْتُمْ‏ عَیْشَ‏ السُّعَدَاءِ وَ مَوْتَ الشُّهَدَاءِ وَ النَّجَاةَ یَوْمَ الْحَسْرَةِ وَ الظِّلَّ یَوْمَ الْحَرُورِ وَ الْهُدَی یَوْمَ الضَّلَالَةِ فَادْرُسُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ کَلَامُ الرَّحْمَنِ وَ حِرْزٌ مِنَ الشَّیْطَانِ وَ رُجْحَانٌ فِی الْمِیزَان‏».

در ابتدا می‌خواهیم بیان کنیم تفسیر چیست و چه فرقی با ترجمان دارد؟

مطلب دیگر این که قرآن بما هو قرآن، هم از دیدگاه خود قرآن چیست و هم از دیدگاه دیگران؟

تبرّکاً و تیمناً این روایت شریف را بیان کنیم که پیامبر عظیم‌الشّأن(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمودند: اگر شما زندگی سعادتمندان عالم  و مرگ شهدا را می‌خواهید … . چه کسی از این‌ها بدش می‌آید؟!

خداوند به حبیبش هم فرمود: «إنّک میّت و إنّهم میّتون»

حبیب من! تو می‌میری، آن‌ها هم می‌میرند.  امّا بالاترین مرگ، شهدا در راه خداست.

یادم نمی‌رود، بعد از شهادت شهید مطهّری(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، خدمت علّامه طباطبایی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) رسیدیم، فرمودند: ایشان هم مداد العلماء بود و هم دماء الشهداء. اگر این‌طور باشد و انسان هر دو را داشته باشد، نورٌ علی نور می‌شود.

ادامه »

قانون عمومى مرگ‏

28ام دی, 1395


کلُ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوکمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیرِ فِتْنَةً وَ إِلَینا تُرْجَعُونَ [1]

هر نفسی چشنده مرگ است و ما شما را با مبتلا کردن به بدی هاو خوبی ها آزمایش می کنیم و بسوی ما باز گردانده می شوید.


نکته ها:

حضرت علی علیه السلام دربارۀ«نَبْلُوکمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیرِ» فرمودند: سلامتی و غنی، خیر، و بیماری و فقر، شرّ است و هر دو برای امتحان می باشد. [2]


سیمای مرگ در قرآن و روایات

1- آمادگی برای مرگ، نشانۀاولیای خداست. «إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکمْ أَوْلِیاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ»[3]

2- جایگاه مرگ در زندگی انسان ها همچون گردنبند بر روی سینۀدختران است. «خطّ الموت علی وُلد آدم مَخطّ القلاده علی جید الفتاة»[4]

3- مرگ، پایان راه نیست، بلکه به منزلۀتغییر در حیات و شیوۀزندگی است، مانند لباسی که تعویض می شود. [5]

4- هر کس از انسان ها به نحوی از این جهان رخت برمی بندند، بعضی با سخت ترین حالات و عدّه ای مثل بو کردن گل. [6]

5- ترس انسان از مرگ مانند ترس راننده ای است که یا سوخت ندارد «آه من قلة الزاد و طول الطریق»، [7] یا بار قاچاق و کالای ممنوعه حمل می کند (گناهکار است) و یا آمادۀرانندگی نیست، وگرنه ترس چرا؟

ادامه »

تقابل مومن و کافر در قرآن

25ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

مؤمن کافر
وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ ..(البقرة/285)
 و همه مؤمنان (نيز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ايمان آورده‌اند؛ …
وَمَنْ يكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ …(النساء/136)
کسي که خدا و فرشتگان او و کتابها و پيامبرانش و روز واپسين را انکار کند، …
إِنَّ الَّذِينَ يكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيرِيدُونَ أَنْ يفَرِّقُوا بَينَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيرِيدُونَ أَنْ يتَّخِذُوا بَينَ ذَلِكَ سَبِيلًا *أُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا(النساء150/151)
کساني که خدا و پيامبران او را انکار مي‌کنند، و مي‌خواهند ميان خدا و پيامبرانش تبعيض قائل شوند، و مي‌گويند: «به بعضي ايمان مي‌آوريم، و بعضي را انکار مي کنيم» و مي‌خواهند در ميان اين دو، راهي براي خود انتخاب کنند…*آنها کافران حقيقي‌اند؛ و براي کافران، مجازات خوارکننده‌اي فراهم ساخته‌ايم.
وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يفَرِّقُوا بَينَ أَحَدٍ مِنْهُمْ أُولَئِكَ سَوْفَ يؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا(النساء/152)
(ولي) کساني که به خدا و رسولان او ايمان آورده، و ميان احدي از آنها فرق نمي‌گذارند، پاداششان را خواهد داد؛ خداوند، آمرزنده و مهربان است.

وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ (محمد/3)

و کساني که ايمان آوردند از همان حق که از جانب پروردگارشان است پيروي کردند

بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ(محمد/3)

آنان که کفر ورزيدند از باطل پيروي کردند.

ويژگيهای مومن و منافق و کافر

محقق : حجه الاسلام صفری

) ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ ([1]

 

قرآن كتاب هدايت براي متقين

خداوند متعال در سوره مباركه “حمد” انسان ها را بر اساس راهشان بسوي خدا به سه دسته هدايت شدگان و مغضوبين و گمراهان تقسيم كرد. ودر اوّل سوره بقره نيز مردم را در ارتباط با دين اسلام وايمانشان به خدا، به سه دسته تقسيم كرده و سپس وپژگي هر يك از آنها ا بيان نموده است.

گروه اوّل- متقين

گروه دوّم – کفار

گروه سوّم – منافقين

ويژگيهای متقين

دسته اول متقين است. متقين يعني پرهيزگاران كه اسلام را با تمام ابعادش پذيرفته اند وبه دستورات آن عمل مي كنند خداي متعال اين گروه را با ذكر خصوصيتشان بيان مي كند،خصوصيت وويژگي متقين اين است .

) الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ( [2]

ادامه »

​رزق بی پایان

24ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَيرْزُقْهُ مِنْ حَيثُ لَا يحْتَسِبُ وَمَنْ يتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيءٍ قَدْرًا(الطلاق/3)

و او را از جايي که گمان ندارد روزي مي‌دهد؛ و هر کس بر خدا توکل کند، کفايت امرش را مي‌کند؛ خداوند فرمان خود را به انجام مي‌رساند؛ و خدا براي هر چيزي اندازه‌اي قرار داده است!

پیامها:

1- كسانى كه با گناه زندگى خود را تأمین مى‏كنند، راه دریافت روزى ‏هاى پیش بینى نشده را به روى خود مى‏بندند «و من یتق اللّه… یرزقه من حیث لایحتسب»

2- اراده خدا در چارچوب محاسبات انسان نیست.«یرزقه من حیث لایحتسب »

3- رعایت امور معنوى، در زندگى مادّى اثر گذار است. (امدادهاى غیبى، در زندگى انسان نقش مؤثرى دارند.) «من حیث لایحتسب»

4- انسان متقى، خواست خود را در مسیر خواست و اراده خدا قرار مى‏دهد و چون اراده الهى بن بست ندارد، انسان متقى نیز به بن بست نخواهد رسید. «و من یتق اللّه یجعل له مخرجاً»

5- همیشه رزق زیاد وابسته به كار زیاد نیست. «و من یتق اللّه… یرزقه» (همان گونه كه همیشه مقدار و كمّیت آن مهم نیست. امام صادق‏ علیه السلام در تفسیر «یرزقه من حیث لایحتسب» فرمود: خداوند در آنچه به او داده بركت مى‏دهد.(تفسير نور الثقلين))

6- تقوا و توكل دو اهرم براى خروج از بن بست است. «و من یتق اللّه… و من یتوكل على اللّه…»

7- بدون لطف خداوند، هیچ عامل دیگرى كارآمد و كافى نیست. «فهو حسبه»

8- در اراده و خواست تمام افراد و حكومت‏ها، احتمال شكست و ناكارآمدى و بن بست وجود دارد. تنها امرى كه شكست در آن راه ندارد، خواست و اراده خداوند است. «انّ اللّه بالغ امره»

9- دلیل توكل ما، قدرت بى نهایت الهى است. «و من یتوكل … انّ اللّه بالغ امره»

10- معناى توكل ما و قدرت خداوند آن نیست كه انسان به همه خواسته‏ هاى خود مى‏رسد، زیرا تمام امور هستى قانونمند است و حساب و كتاب دارد. «و من یتوكل على اللّه فهو حسبه ان اللّه بالغ امره قد جعل اللّه لكل شى‏ءٍ قدراً»

اشتراک گذاری این مطلب!

کمک مالی

22ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ(الحديد/18)

مردان و زنان انفاق‌کننده، و آنها که (از اين راه) به خدا «قرض الحسنه» دهند، (اين قرض الحسنه) براي آنان مضاعف مي‌شود و پاداش پرارزشي دارند!

پیامها:

1- براى دریافت الطاف الهى، هم صدقه و كمك ‏هاى بلاعوض لازم است و هم قرض الحسنه و كمك‏هایى كه برگشت دارد. «المصّدقین… اقرضوا اللّه»

2- وام به بندگان خدا، به منزله وام دادن به خداوند است. «اقرضوا اللّه» به جاى «اقرضوا النّاس»

3- زن و مرد در حقّ مالكیّت و حلّ مشكلات اقتصادى و رشد معنوى و رسیدن به كمالات اخروى هم پاى یكدیگرند. «ان المصّدقین و المصّدقات»

4- مهم نجات فقرا، از فقر است، خواه از طریق انفاق باشد از طریق قرض. «المصّدقین… اقرضوا…»

5 - قرض وانفاق، در ظاهر كم‏ شدن و كندن مال است، و در واقع رشد است. «یضاعف»

6- انفاق و وام، نشانه كرم است، و پاداش كریم، اجر كریم است. «المصدقین… أقرضوا… لهم اجر كریم»


اشتراک گذاری این مطلب!

یاران ممتاز

21ام دی, 1395

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَينَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا(الفتح/29)

محمد (صلی الله علیه و آله) فرستاده خداست؛ و کساني که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند؛ پيوسته آنها را در حال رکوع و سجود مي‌بيني در حالي که همواره فضل خدا و رضاي او را مي‌طلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است؛ اين توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است، همانند زراعتي که جوانه‌هاي خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته تا محکم شده و بر پاي خود ايستاده است و بقدري نمو و رشد کرده که زارعان را به شگفتي وامي‌دارد؛ اين براي آن است که کافران را به خشم آورد (ولي) کساني از آنها را که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده‌اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظيمي داده است.

 

پیامها:

1 - مسلمانان باید در برابر دشمن؛ خشونت، قاطعیّت، صلابت و شدّت داشته و در برابر دیگر مؤمنان؛ رأفت، مودّت، رحمت و عطوفت، مهر و احساسات داشته باشند. «اشداء على الكفّار رحماء بینهم»

2- ملاك مهر و قهر، ایمان و كفر است، نه قوم و قبیله و مال و ثروت. «اشداء على الكفّار رحماء بینهم»

3- بخش‏هایى از تورات و انجیل فعلى، دست نخورده و تحریف نشده است، لذا قرآن در مواردى به آنها استناد مى‏كند. «ذلك مثلهم فى التّوراة و… الانجیل»

4- در كتب آسمانى قبل نیز پیش ‏گویى ‏هایى بوده است. در تورات و انجیل، سیماى یاران پیامبر اسلام مطرح شده است. «ذلك مثلهم فى التّوراة و… الانجیل»

ادامه »

دینداران واقعی

20ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَلَا هُمْ يحْزَنُونَ(الأحقاف/13)

کساني که گفتند: «پروردگار ما الله است»، سپس استقامت کردند، نه ترسي براي آنان است و نه اندوهگين مي‌شوند.


پیامها:

1- ایمان به خدا، خوف از دیگران را از بین مى‏برد. «ربّنا اللّه… لاخوف علیهم»

2- تنها كسانى از گذشته خود پشیمان نمى‏شوند كه همواره در راه خدا حركت مى‏كنند. «ربنّا اللّه ثم استقاموا… لا هم یحزنون»

3- جزاى استوارى ایمان و استمرار نیكى‏ها، جاودانه بودن در بهشت و نعمت‏هاى بهشتى است. «استقاموا… خالدین فیها»

4 - بهشت، پاداش اهل عمل است، نه اهل سخن. «جزاءً بما كانوا یعملون»

 

فرمایش حضرت امام حسین علیه السلام :…‌ دینداران‌ واقعی‌ چه‌ بسیار اندكند

قَالَ الْفَرَزْدَقُ: لَقِیَنِی‌ الْحُسَیْنُ علیه‌السلام فِی‌ مُنْصَرَفِی‌ مِنَ الْكُوفَه. فَقَالَ: مَا وَرَاكَ یَا أَبَا فِرَاسٍ؟!

 قُلْتُ: أَصْدُقُكَ؟! قَالَ علیه‌السلام:الصِّدْقَ أُرِیدُ!

 قُلْتُ: أَمَّا الْقُلُوبُ فَمَعَكَ، وَأَمَّا السُّیُوفُ فَمَعَ بَنِی‌ أُمَیَّه؛ وَالنَّصْرُ مِنْ عِنْدِ اللَهِ.

 قَالَ: مَا أَرَاكَ إلَّا صَدَقْتَ! النَّاسُ عَبِیدُ الدُّنْیَا وَالدِّینُ لَغْوٌ عَلَی‌ أَلْسِنَتِهِمْ، یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ بِهِ مَعَایِشُهُمْ؛ فَإذَا مُحِّصُوا بِالْبَلآءِ قَلَّ الدَّیَّانُونَ.

 «فرزدق‌ می‌گوید: چون‌ از درنگ‌ در كوفه‌ انصراف‌ پیدا كرده‌، باز می‌گشتم‌، حسین‌ علیه‌ السّلام‌ مرا در راه‌ دیدار كرد و گفت‌: ای‌ أبوفراس‌! پشت‌ سرت‌ چه‌ خبر بود؟

 گفتم‌: راستش‌ را به‌ تو بگویم‌؟! فرمود: آری‌، من‌ راستش‌ را می‌خواهم‌! گفتم‌: دل‌های‌ كوفیان‌ همه‌ با توست‌؛ ولیكن‌ شمشیرهایشان‌ همه‌ بر كمك‌ و مساعدت‌ بنی‌ اُمیّه‌ است‌؛ و یاری‌ و نصرت‌ هم‌ از جانب‌ خداست‌!

 فرمود:

آری‌! این‌ سخنی‌ است‌ كه‌ تو از روی‌ صدق‌ و راستی‌ گفتی‌! مردم‌ همگی‌ بردگان‌ و بندگان‌ مال‌ دنیا هستند؛ و تلفّظ‌ به‌ دینداری‌ فقط‌ كلام‌ لغو و بی‌محتوائی‌ است‌ كه‌ بر سر زبان‌هایشان‌ جاری‌ است‌. پاسداری‌ از دینشان‌ فقط‌ در محدوده‌ای‌ است‌ كه‌ در پرتو آن‌، معیشت‌‌های‌ فراوان‌ به‌ دست‌ آورند؛ و چون‌ با غِربال‌ امتحان‌ و ابتلاء آزمایش‌ شوند معلوم‌ می‌شود كه‌ دینداران‌ واقعی‌ چه‌ بسیار اندكند.»

ادامه »

خشم و عفو

19ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَالَّذِينَ يجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يغْفِرُونَ(شوري/37)

همان کساني که از گناهان بزرگ و اعمال زشت اجتناب مي‌ورزند، و هنگامي که خشمگين شوند عفو مي‌کنند.

پیام ها:

1- منشأ بسیارى از گناهان شهوت و غضب است، اول دورى از شهوت را مطرح كرد بعد دورى از غضب را. «یجتنبون… الفواحش و اذا ما غضبوا»

2- مؤمن بر نفس خود تسلّط دارد. «یجتنبون… یغفرون»

3- غضب یك غریزه است لكن كنترل آن لازم است. «غضبوا»

4 - مؤمنان به هنگام غضب خودشان عفو مى‏كنند، نه به خاطر وساطت دیگران. «هم یغفرون»


عفو و فروخوردن خشم:

«وَ الکَاظِمینَ الغَیظَ، و العَافینَ عنِ النَّاسِ، والله یحبُّ المُحسِنینَ.»[306] ترجمه: در وصف مؤمنان گوید که: خشم فروخورندگان، و از مردمان عفوکنندگان، و خدا نیکوکاران را دوست دارد.[307]

° «و اِنْ تَعْفُوا اَقْرَبُ لِلتَّقوی، و لا تَنْسَوا الفَضْلَ بَینَکُم! وَ اِذَا خاطَبَهُم الجَاهِلونَ قالوُا سلاَما.»[308] ترجمه: اگر عفو کنید به تقوی نزدیک­تر باشد، و فضل در میان خود فراموش مکنید چون جاهلان با ایشان خطاب کنند سلام گویند، یعنی حلم را کار فرمایند.[309]

° اَلعَفْوُ لا یزیدُ العَبدُ الّا عِزّاً، فاعفُوا! یعِزُّکُم اللهُ. ترجمه: عفو نیفزاید بنده را الا عزت، پس عفو کنید که خدا شما را عزیز گرداند.[310]

° «مَن دَعا عَلی مَن ظَلمَهُ، فقد انتَصَرَ. یا معشر المُوحّدینَ! انّ اللهَ عَفا عَنکم، فلیعفُ بعضُکُم عن بعضٍ.» ترجمه: هرکه بر ظالم خود دعا کند، داد خود بستده باشد. ای جماعت موحدان! خدا از شما عفو می­کند، شما از یکدیگر عفو کنید! [311]

ادامه »

از دیدگاه قرآن وجود کدام ویژگی ها در یک سخن ضروری است؟

17ام دی, 1395

ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﻭﯾﮋﮔﯽِ ﺳﺨﻦ ﺧﻮﺏ، ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﻗﺮﺁﻥ ﮐﺮﯾﻢ را در این گزارش بخوانید.

در کتاب آسمانی ما مسلمانان؛ نکته ها و اندرزهای بی شماری برای اهل معرفت وجود دارد. یکی از این نکات ناب و ارزشمند دوازده ویژگی است که برای سخن خوب برشمرده است. امید به آنکه همگی ما عامل به دستورات این کتاب آسمانی باشیم.

این نکات ارزشمند به شرح زیر است:

1. حرفی که می زنیم ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪ: ﻻ ﺗَﻘْﻒُ ﻣﺎ ﻟَﻴْﺲَ ﻟَﻚَ ﺑِﻪِ ﻋِﻠْﻢٌ (36 اسراء)

2. با یکدیگر به نرمی سخن بگوییم (تا حرفمان موثر باشد) : ﻗَﻮْﻻً ﻟَّﻴِّﻨﺎً (44 طه)

3. ﺣﺮﻓﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﯿﻢ: ﻟِﻢَ ﺗَﻘُﻮﻟُﻮﻥَ ﻣَﺎ ﻻ ﺗَﻔْﻌَﻠُﻮﻥَ (2 صف)

4. ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪ و عادلانه سخن بگوییم: ﻭَ ﺇِﺫَﺍ ﻗُﻠْﺘُﻢْ ﻓَﺎﻋْﺪِﻟُﻮﺍ (152 انعام)

5. ﺣﺮﻓﻤﺎﻥ استوار و محکم (و با دلیل) ﺑﺎﺷﺪ: ﻗَﻮْﻟًﺎ ﺳَﺪِیداً (9 نساء)

6. با گفتار نرم و آمیخته با لطف سخن بگوییم: ﻗَﻮْﻻً ﻣَّﯿْﺴُﻮﺭﺍً (28 اسراء)

7. ﮐﻼممان ﺭﺳﺎ ﺑﺎﺷﺪ تا در دلها بنشیند: ﻗَﻮْﻻً بَلیغاً (63 نساء)

8. با یکدیگر به ﺯﯾﺒﺎیی سخن بگوییم: وَ ﻗُﻮﻟُﻮا لِلنّاسِ ﺣُﺴﻨﺎً (83 بقره)

9. برای سخن گفتن، ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﻢ: ﯾَﻘُﻮﻝُ ﺍﻟَّﺘﯽ ﻫِﯽَ ﺃﺣْﺴَﻦ (53 اسراء)

10. با گفتار خوش و نیکو با یکدیگر برخورد کنیم: ﻭَ ﻗُﻮﻟُﻮﺍ ﻟَﻬُﻢ ﻗَﻮﻻً ﻣَﻌﺮﻭﻓﺎً (5 نساء)

11. در گفتگو و معاشرت، رعایت احترام و بزرگداشت دیگران را بنماییم: ﻗَﻮﻻً ﻛَﺮﻳﻤﺎً (23 اسراء)

12. تلاش کنیم ﺗﺎ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ، سخنان پاکیزه ﺑﺎﺏ ﺷﻮﺩ: وَ ﻫُﺪﻭﺍ ﺍِﻟﯽَ ﺍﻟﻄَّﯿِّﺐِ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻘَﻮﻝِ (24 حج)

اشتراک گذاری این مطلب!

چرا خدا بندگان را فراموش می‌کند؟

17ام دی, 1395

————————————————————————————————————–

آیا گاهی پدر و مادرتان شما را فراموش کرده است؟

چه حس و حالی به شما دست داده؟

وقتی از محبت بی دریغشان شما را محروم کرده اند، حتی یک تماس تلفنی با شما نگرفته اند.

این یک مثال برای آشنا شدن ذهن شماست.

————————————————————————————————————–

 اگر پادشاه عالم خداوند آسمان و زمین و مالک دنیا و آخرت شما را فراموش کند و لطف و رحمتش را از شما دریغ کند و دعایتان را مستجاب نکند ،رزق و روزی شما را قطع کند و سلامتی را از شما بگیرد چه می‌شود؟

 آیا می‌شود خدا ما را فراموش کند در حالی که نیازمند واقعی به او هستیم؟

 

خودشناسی و معرفت نفس

 خودشناسی و معرفت نفس که مقابل خود فراموشی است سودمندترین شناخت ها و بزرگترین عامل رستگاری است ؛ معرفة النفس انفع المعارف .

 خودشناسی در این است که انسان بداند:

 1- موجودی ابدی است و نابودی و زوال ندارد و چنین نیست که مرگ پایان زندگی باشد.

 2- سعادت و شقاوت او در گرو کردارهای اوست سود و زیان رفتار او به خود او برمی گردد و اگر به دیگران هم سود و زیانی می‌رسد بالعرض اوست.

 3- همه شئون مثبت و منفی در زندگی در دست خداست ،زندگی و مرگ ،فقر و فنا،ذلت و عزت و خیر و شر و همه امور به دست خداست . انسان فقیر محضر خداست و آرامش او جز با توجه به خدا و را بطه با آن قدرت لایزال محقق نمی‌شود.

 4- دنیا جایگاه همیشگی او نیست . دنیا برای انسان کوچک است و برای آن هم آفریده نشده است.

 بدیهی است انتساب فراموشی به خدا،واقعی نیست ؛ زیرا یک نقص و عیب است و این در ذات خدا راه ندارد بلکه کنایه از این است که خدا با آنها مثل شخص فراموشکار رفتار می‌کند.یعنی هیچ گونه سهمی از رحمت و توفیق خود برای آنها قائل نمی‌شود

ادامه »

مقاومت | پایبندی به ارزشهای اساسی

17ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ(فصلت/30)

به يقين کساني که گفتند: «پروردگار ما خداوند يگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل مي‌شوند که: «نترسيد و غمگين مباشيد، و بشارت باد بر شما به آن بهشتي که به شما وعده داده شده است!

 

پیامها:

1- آن چه ایمان را بارور مى‏كند و به نتیجه مى‏رساند، مقاومت است وگرنه چه بسیار مؤمنانى كه بد عاقبت شدند. «قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقاموا»

2- استقامت، در كنار ایمان ارزش است وگرنه كفّار نیز بر باطل خود استقامت دارند. «قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقاموا»

3- فرشتگان بر غیر پیامبران نیز نازل مى‏شوند. «تتنزّل علیهم الملائكة»

4- بر مؤمنان مقاوم فرشتگان نازل مى‏شوند. «تتنزّل علیهم الملائكة» و بر گناهكاران، شیاطین. «هل انبّئكم على من تنزل الشیاطین تنزّل على كل افّاك اثیم»(شعراء/221)

5 - مقاومتِ در راه حقّ، هم خوف از آینده را برطرف مى‏كند. «لا تخافوا» و هم حزن و اندوه نسبت به گذشته را. «لا تحزنوا»

6- بالاترین هدیه ‏ى آسمانى كه فرشتگان براى مؤمنان مقاوم مى‏آورند، آرامش روحى و روانى است. «لا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا»

کسانی سر کار بیایند که مصداق انّ الّذین قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقاموا باشند

ادامه »

عباد الرحمن

16ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا(الفرقان/63)

بندگان (خاص خداوند) رحمان، کساني هستند که با آرامش و بي‌تکبر بر زمين راه مي‌روند؛ و هنگامي که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مي‌گويند (و با بي‌اعتنايي و بزرگواري مي‌گذرند)

پیام ها:
1- ایمان واعتقاد انسان، در رفتار شخصى او مؤثّر است. «عبادالرحمن… یمشون»

2 - تواضع، ثمره‏ ى بندگى و نخستین نشانه‏ ى آن است. «هوناً»

3- سرچشمه‏ ى مدارا و نرمخویى بندگان خدا، ایمان است، نه ترس و ضعف آنان. «عباد الرحمن الّذین یمشون…»

4- مُدارا و حلم و حوصله، از صفات بارز مؤمنان است. «قالوا سلاما»

5- تواضع باید هم در عمل باشد، «یمشون… هونا»، هم در كلام، «قالوا سلاما» و هم در عبادت. «سجداً و قیاماً»

6- با افراد نادان و فرومایه مجادله نكنید. «قالوا سلاما» (آنان سخنى در شأن خود مى‏گویند، ولى شما سخنى عالمانه و كریمانه بگویید)

 

عباد الرحمن چه کسانی هستند؟

آیات 63 تا 68 سوره فرقان به بیان صفات عباد الرحمن همچون تواضع، رفتار آنها در برابر جاهلان، عبادت و انفاق پرداخته است .

موضوع بحث عبادالرحمن از روایتی در جلد سوم اصول کافی گرفته شده است: روزی همام نزد امام علی علیه السلام آمد و از او در مورد صفات مؤمنان پرسید و امام شروع به برشمردن این صفات کردند; تا اینکه همام روح از بدنش خارج شد و جان سپرد.

ادامه »

همانندی

15ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيبَاتُ لِلطَّيبِينَ وَالطَّيبُونَ لِلطَّيبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ(النور/26)

زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند، و مردان ناپاک نيز به زنان ناپاک تعلق دارند؛ و زنان پاک از آن مردان پاک، و مردان پاک از آن زنان پاکند!

نکته ها:

1- طبع افراد پلید چنین است كه به سراغ پلیدى‏ها مى‏روند، برخلاف افراد پاك طینت كه به سراغ خوبى‏ها مى‏روند. «الخبیثیات للخبیثین… الطیّبات للطیّبین»

2- بهره‏ گیرى از نعمت‏ها و طیّبات، حقّ اهل ایمان است. «والطّیّبات للطّیبّین»

3- سالم ماندن نسل‏هاى پاك، از توصیه‏ هاى قرآن است. «والطیّبات للطّیبّین»

4- حمایت از پاكدامن‏ ها لازم است. «اولئك مبرؤن ممّا یقولون»

5 - معنویّات بر مادیّات مقدّم است. (در قرآن هر جا عبارت «رزق كریم» آمده، قبلش عبارت «لهم مغفرة» آمده است.)

  این آیه یك اصل كلّى را مطرح مى‏كند كه در انتخاب همسر باید دقّت كرد و اصل را بر ایمان و پاكدامنى گذاشت، نه زیبایى و ثروت. معنایش این نیست كه اگر مردى یا زنى خوب بود حتماً همسرش نیز خوب بوده و مشمول مغفرت و رزق كریم و اهل بهشت است. زیرا قرآن ملاك را ایمان و تقوا و عمل صالح مى‏داند و لذا با اینكه حضرت نوح و لوط، طیّب بودند، امّا همسرانشان از خبیثات و دوزخى‏اند.

كلمه ‏ى «طیّب» به معناى دلپسند و مطلوب است و در قرآن در توصیف مال، ذرّیه، فرزند، كلام، شهر، همسر، غذا و رزق، مسكن، درخت و تحیّت آمده است و در مقابل آن كلمه‏ى «خَبیث» است كه آن هم براى مال، انسان، همسر، سخن، عمل و شجره به عنوان وصف مطرح شده است.

این آیه را چند نوع مى‏توان معنا كرد:

الف: با توجّه به آیات قبل كه درباره‏ى تهمت به زنان پاكدامن و ماجراى افك بود و با توجّه به جمله‏ى: «مبرّئون ممّا یقولون»، معناى آیه این باشد كه كلمات خبیث مثل تهمت و افترا، شایسته افراد خبیث و سخنان پاك شایسته‏ى افراد پاك است و مردم پلید سخن زشت مى‏گویند و مردم پاك، سخنان پاك مى‏گویند.

ب: ممكن‏است مراد آیه بیان یك حكم شرعى‏باشد كه ازدواج پاكان با ناپاكان ممنوع است. نظیر آیه اوّل همین سوره كه فرمود: «الزّانى لایَنكح الاّ زانیة» مرد زناكار جز زن زناكار را به همسرى نگیرد، همان گونه كه روایتى از امام باقرعلیه السلام این معنا را تأیید مى‏كند.(39)

ج: ممكن است مراد آیه همسویى فكرى، عقیدتى، اخلاقى وبه اصطلاح هم‏شأن و هم‏كفو بودن همسر باشد. یعنى هر كس بطور طبیعى به سراغ همفكر خود مى‏رود.

ذرّه‏اى كه در همه ارض و سماست‏
جنس خود را همچو كاه و كهرباست‏

ناریان مر ناریان را جاذبند
نوریان مر نوریان را طالبند

در قرآن، براى رزق اوصافى ذكر شده است از جمله:

«رزقاً حسنا»(40)، (رزقٌ كریم»(41)، (رَزَقكم اللّه حلالاً طیّبا»(42)، (یَرزُقه من حیث لایَحتسب»(43)، (یُرزَقون فیها بغیر حساب»(44)

 مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن

اشتراک گذاری این مطلب!

معجزات ختم سوره مبارکه حشر

14ام دی, 1395

سوره مبارکه حشر از جمله سوره های بسیار زیبا و مفهومی قرآن کریم است که سه آیه انتهایی آن اسما جلاله خداست.

از نبي مكرم اسلام(صلی الله علیه و آله) روايت شده است: هر كس سوره حشر را قرائت كند بهشت و جهنم و عرش و كرسي و حجاب هاي آن و آسمان هاي هفتگانه و زمين هاي هفتگانه و هوا و بادها و پرندگان و درختان و كوهها و خورشيد و ماه و فرشتگان، همگي بر او درود و صلوات مي فرستند و براي او طلب مغفرت و امرزش مي كنند و اگر همان روز يا شب قرائت سوره حشر، از دنيا برود شهيد محسوب مي شود.

روایت است كه هركس سوره مباركه حشر را جهت بر آمدن حوائج و حل مشكلات عظیم چهل و یك روز هر روز یك مرتبه بخواند.حاجتش برآورده و مشكلش حل شود . بسیاری از بزرگان تجربه كرده اند ( اما بشرط آن كه اگر یك روز هم فوت شود .یا فراموش كند باید ختم را از سرگیرد )

 امام خمینی(ره) در وصایای خود به فرزندش حاج احمد آقا می فرمایند: پسرم سوره ی مبارکه حشر را مطالعه کن که گنجینه هایی از معارف و تربیت در آن است و ارزش آن را دارد که انسان یک عمر در آنها تفکر کند و از آنها توشه بردار
خصوصا آیات اواخر آن از آنجا که میفرماید:

أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ … تا آخر سوره

آیه الله كشمیری(ره) نقل شده كه درباره سوره مباركه حشر می فرمودند : سوره حشر مخصوصا چهار آیه آخر آن دارای امتیازات بسیاری است . از جمله یك روش خواندن آن به این طریق است:

روش اول

برای حل مشکلات عظیم و برآورده شدن حوائج، چهل و یک روز ، و هر روز یک بار بخواند، حاجت او برآورده و مشکلش حل شود.

ادامه »

بندگان برگزیده

14ام دی, 1395

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

أُولَئِكَ يجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيةً وَسَلَامًا(الفرقان/75)

(آري،) آنها هستند که درجات عالي بهشت در برابر شکيباييشان به آنان پاداش داده مي‌شود؛ و در آن، با تحيت و سلام روبه‌رو مي‌شوند.


نکته ها:

1- بهشت را به بها دهند، نه بهانه. «یُجزون… بما صبروا»

2- بنده‏ ى خدا شدن، به صبر و پشتكار نیاز دارد. «بما صبروا»

بهشت را به بها دهند، نه به بهانه

أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِکُم مَّثَلُ الَّذِینَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِکُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِیبٌ (بقره/214)

می پندارید که به بهشت خواهید رفت؟ و هنوز آنچه بر سر پیشینیانِ شما آمده بر سر شمانیامده؟ به ایشان سختی و رنج رسید و متزلزل شدند تا آنجا که پیامبر و مؤمنانی که با اوبودند گفتند: پس یاریِ خدا کی خواهد رسید؟ بدانید که یاری خدا نزدیک است.

«بَأساء» از مادّة «بَأس» به معنای سختی و ناپسند است؛ و «بَأساء» سختیهایی است که به بدن مربوط نباشد، مثل گرفتاری مالی و غیر آن.

«ضَرّاء» از مادّة «ضَرر» ساخته شده و در اصل به معنای زمین گیری و سختی و نقص اموال و انفس است و ضد «سَرّاء»؛ اما اگر با کلمة «بَأساء» بیاید، گرفتاریهای بدنی، مانند مرض، از آن اراده می شود.

ادامه »

پاداش عمل صالح

13ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ(الحج/50)

آنها که ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، آمرزش و روزي پر ارزشي براي آنهاست!


نکته ها:

1- ایمان از عمل صالح جدا نیست، (هر دو با هم شرط بهره‏ گیرى از پاداش ‏هاى الهى است). «آمنوا و عملوا الصّالحات لهم مغفرة …»

2- پاداش معنوى، بر پاداش مادّى مقدّم است. «مغفرة - رزق كریم»

3 - رزقى ارزش دارد كه با كرامت و تكریم باشد. «رزق كریم»

 

رزق كریم چیست؟

 “رزق کریم” در چندین آیه قرآن آمده است از جمله :

أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿أنفال/۴﴾
آنان هستند كه حقا مؤمنند براى آنان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزى نيكو خواهد بود.

 فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ﴿حج/۵۰﴾
پس آنان كه گرويده و كارهاى شايسته كرده‏اند آمرزش و روزى نيكو براى ايشان خواهد بود.

 لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ﴿سبأ/۴﴾
تا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏ اند به پاداش رساند آنانند كه آمرزش و روزى خوش برايشان خواهد بود.

 الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ﴿نور/۲۶﴾
زنان پليد براى مردان پليدند و مردان پليد براى زنان پليد و زنان پاك براى مردان پاكند و مردان پاك براى زنان پاك اينان از آنچه در باره ايشان مى‏ گويند بر كنارند براى آنان آمرزش و روزى نيكو خواهد بود .


منظور از رزق کریم در آیات قرآن علامه طباطبایی (ره) می فرمایند:

« رزق كريم » نعمتهاى بهشتى است كه نيكان از آن ارتزاق مى كنند. ترجمه تفسير الميزان،ج 9 ،ص 12.

ایشان در جای دیگر می فرمایند: رزق كريم يعنى بهشت با همه نعمتهاى آن (بهشت و هر چه در آن است رزق کریم است.) ترجمه تفسير الميزان ،ج 14 ، ص 552 ؛ترجمه تفسير الميزان ،ج 16 ،ص538

ادامه »

علت تکرار برخی از آیات یا جریانات در قرآن کریم چیست؟

12ام دی, 1395

در قرآن کریم برخی از آیات بارها تکرار شده اند که خداوند متعال از این کار هدفی داشته است.


قرآن کتاب تربيت است و تربيت بر ذکر و يادآوري و تکرار است. اما در قرآن تکرار به معنايي که در ذهن ما است، وجود ندارد؛زيرا در هر موردي که مثلا داستان موسي بيان شده، گوشه اي از آن براي بيان پيامي خاص بيان شده و در جاهاي ديگر از زاويه هاي ديگر براي رساندن پيام هاي ديگر؛ و چون تکرار معهود و متعارف، در قرآن نيست و هر موردي پيام و نکته خاص خود را دارد و در هر بار با تامل خواندن هم ، تلاوت کننده به نکته هاي جديدي دست مي يابد، به همين جهت تلاوت کننده از تلاوت هاي پي در پي خسته نمي شود بلکه قرآن هميشه براي او جديد و داراي پيام هاي جديد است.

اگر در داستان حضرت موسي در مواضع مختلف دقت کنيد، مي بينيد در هر موردي يک زاويه روشن و بيان شده و از آن درس هايي ارائه شده که در موارد ديگر، آن زاويه مدنظر نبوده و زاويه ديگري مورد نظر واقع شده است.

اگر با تامل به اين نکته به قرآن مراجعه کنيد ، تکرار نمي يابيد و اگر تکرار يافتيد، با ما هم در ميان بگذاريد.

البته جمله هاي تکراري در قرآن هست ، ولي همين جمله ها، مفهوم ها و مفاد مختلف دارند . در مواردي هم تاکيد است که تکرار را لازم مي سازد.

بعضى از مفسران بر اين اعتقادند كه يك آيه در هر بار تكرار ، معناى ويژه اى را القا مى كند .

برخي از حكمت هاي تكرار در قرآن به این ترتیب است:

۱.آياتى كه تكرار شده اند ، هر كدام اهداف خاصى را تعقيب مى كنند . اين گونه نيست كه آيات تكرارى ، همه يك مسأله را مورد بررسى قرار دهند ; بلكه آيات قرآن كريم به مناسبت هاى مختلف مكرر شده است .

ادامه »

خوابی که از بیدار بودن بهتر است!

12ام دی, 1395

یکی از اولیای خدا می گوید:

در خواب دیدم که دست حریف و دشمن خود را به دهان گرفته و به شدت گاز می گیرم ولی یک مرتبه هراسان از خواب پریدم و دیدم دست خود را در دهان دارم و آن را گاز گرفته ام، همانجا دریافتم که خواسته اند با این خواب مرا بیدار کنند و به من بفهمانند که تو اگر فکر می کنی به دیگری آسیب می رسانی در خوابی و نه بیدار، یا بهتر بگویم می خواستند به من بفهمانند: مگر در خواب ببینی که به دیگری آسیب می زنی.
 
زهی مراتب خوابی که به زبیداری است [حافظ]
 
رهایی از غفلت

ترسیمی از هندسه ی عالم

 این هندسه عالم است که انسان هر رفتاری که با دیگران دارد گویی که با خود داشته باشد، درست مثل سایه دیوار که آرام آرام به خود دیوار باز می گردد یا انعکاس فریادی، وقتی در یک فضای وسیع در بسته یا در میان کوه های سر به فلک کشیده، زده می شود …

گرچه دیوار افکند سایه دراز

باز گردد سوی او، آن سایه باز

[مثنوی معنوی]

و این چنین قرآن کریم می فرماید:

وَ ما یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرُونَ

این جماعت منافق و کسانی که از انان تبعیت و پیروی می کنند، نه خدا را فریب داده و نه مردم را، بلکه خویش را فریب داده و کلاه بر سر خود می نهند، اما شعور درک این حقیقت را ندارند.

ادامه »

چرا بعضی پولدار و بعضی فقیرند؟

12ام دی, 1395

———————————————————————————————————–

شاید این سوال بارها و بارها در ذهن شما نقش بسته است که چرا در اطراف ما بعضی اینقدر پول و ثروت دارند که نمی دانند با ثروت خودشان چه کار کنند و بعضی اینقدر فقیر و مستضعف هستند که برای یک لقمه نان شبشان محتاجند و شب و روز تلاش و کوشش می کنند اما به جایی نمی رسند؟

———————————————————————————————————–

با اینکه هر دو گروه شب و روز تلاش می کنند اما آن عده که فقیر هستند انگار سرعتشان خیلی کمتر از سرعت پول و ثروت است که هر چه میدوند باز به آن نمی رسند ولی برای عده ای دیگر سرعت ثروت آنقدر کم است که با یک پیاده روی ساده هم می توانند به آن نزدیک شوند؟

رمز و راز این تفاوت ها در چیست؟ و آیا این تفاوت ها تأثیری در زندگی ما دارد و اصلاً بهتر نبود که همه انسان ها یا فقیر بودند و یا اینکه همه ثروتمند بودند تا اینکه دیگر هیچ وقت فقیران به حال و روز ثروتمندان حسرت نخورند و مرهمی بود برای بدبختی و نداریی آنها؟

برای یافتن پاسخ این سوالات لازم است آیات متعددی از قرآن کریم را مورد بررسی قرار دهیم تا با رهنمودهای روشن کننده قرآن پاسخی درست و صحیح را برای این سوالات بیابیم؟

یکی از مسائلی که در قرآن کریم به طور گسترده به آن پرداخته شده مسئله رزق و روزی است چرا که دغدغه بسیاری از افراد است و برای تأمین رزق و روزی خود از هیچ تلاش و کوششی مضایقه نمی کنند .

(إِنَّ رَبَّكَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ إِنَّهُ كانَ بِعِبادِهِ خَبیراً بَصیراً

بى‏گمان، پروردگار تو براى هر كه بخواهد، روزى را گشاده یا تنگ مى‏گرداند. در حقیقت، او به [حال‏] بندگانش آگاه بیناست.)(الإسراء: 30)

آنچه در این آیه قابل توجه است این می باشد که این آیه با کلمه ربک شروع شده است که از این تعبیر بسیار زیبا فهمیده می شود که عالم تحت تدبیر مدیری مدبر و علیم و حکیم اداره و تنظیم می شود و در نتیجه تفاوت رزق و روزی افراد نیز کاملاً حکیمانه و تحت تدابیر ویژه خداوند است و هرگز بدون دلیل نخواهد بود.

ادامه »

ثروتمند مغرور در مقابل مؤمن تهی دست

12ام دی, 1395

ثروتمند مغرور

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَينِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَينِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَينَهُمَا زَرْعًا(الکهف/32)

….

وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا(الکهف/34)

وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ هَذِهِ أَبَدًا(الکهف/35)

وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِنْ رُدِدْتُ إِلَى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيرًا مِنْهَا مُنْقَلَبًا(الکهف/36)

(اي پيامبر!) براي آنان مثالي بزن: آن دو مرد، که براي يکي از آنها دو باغ از انواع انگورها قرار داديم؛ و گرداگرد آن دو (باغ) را با درختان نخل پوشانديم؛ و در ميانشان زراعت پر برکتي قرارداديم.

صاحب اين باغ، درآمد فراواني داشت؛ به همين جهت، به دوستش -در حالي که با او گفتگو مي‌کرد- چنين گفت: «من از نظر ثروت از تو برتر، و از نظر نفرات نيرومندترم!»
و در حالي که نسبت به خود ستمکار بود، در باغ خويش گام نهاد، و گفت: «من گمان نمي‌کنم هرگز اين باغ نابود شود!
و باور نمي‌کنم قيامت برپا گردد! و اگر به سوي پروردگارم بازگردانده شوم (و قيامتي در کار باشد)، جايگاهي بهتر از اين جا خواهم يافت!»

******************

مؤمن تهی دست

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا(الکهف/37)

لَكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَدًا(الکهف/38)

وَلَوْلَا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مَالًا وَوَلَدًا(الکهف/39)

فَعَسَى رَبِّي أَنْ يؤْتِينِ خَيرًا مِنْ جَنَّتِكَ وَيرْسِلَ عَلَيهَا حُسْبَانًا مِنَ السَّمَاءِ فَتُصْبِحَ صَعِيدًا زَلَقًا(الکهف/40)

دوست (با ايمان) وي -در حالي که با او گفتگو مي‌کرد- گفت: «آيا به خدايي که تو را از خاک، و سپس از نطفه آفريد، و پس از آن تو را مرد کاملي قرار داد ، کافر شدي؟!

ولي من کسي هستم که «الله» پروردگار من است؛ و هيچ کس را شريک پروردگارم قرارنمي‌دهم!

چرا هنگامي که وارد باغت شدي، نگفتي اين نعمتي است که خدا خواسته است؟! قوت (و نيرويي) جز از ناحيه خدا نيست! و اگر مي‌بيني من از نظر مال و فرزند از تو کمترم (مطلب مهمي نيست)!  

شايد پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد؛ و مجازات حساب شده‌اي از آسمان بر باغ تو فروفرستد، بگونه‌اي که آن را به زمين بي‌گياه لغزنده‌اي مبدل کند!


*داستان صاحبان باغ(داستان های قرآن)

بسم الله الرحمن الرحیم

قرآن مجید یك داستان شیرین دارد كه این داستان را می‌خواهم برایتان بگویم. و یك درس‌های جالبی بگیریم.

یكی از سوره‌های قرآن سوره كهف است. در سوره كهف یك داستانی را نقل می‌كند. این داستان را شرح می‌دهم. متن قرآن و درس آموزنده‌ای برای هر فرد است.

«وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَیْنِ جَعَلْنا لِأَحَدِهِما جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنابٍ وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنا بَیْنَهُما زَرْعاً»(كهف/32) می‌گوید «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً» یك مثلی برای اینها بزن «مَثَلاً رَجُلَیْنِ» یعنی دو مرد. دو مرد بودند «رَجُلَیْنِ جَعَلْنا لِأَحَدِهِما جَنَّتَیْنِ» یكی از آن‌ها دو باغ داشت «مِنْ أَعْنابٍ» یعنی مملو از انگور. یك نفر دو باغ بزرگ داشت كه وسط باغ مملو بود از درختهای انگور و دور باغ نیز درخت‌های خرما بود. چه باغ زیبایی است كه وسط آن همه درخت انگور و دور تادور هم درخت خرما.

ادامه »

بهترین مدافع

12ام دی, 1395

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّ اللَّهَ يدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ(الحج/38)

خداوند از کساني که ايمان آورده‌اند دفاع مي‌کند؛ خداوند هيچ خيانتکار ناسپاسي را دوست ندارد!

نکته ها:
1- مؤمنان، تنها و بى‏ مدافع نیستند. «اِنّ اللّه یُدافع عن الّذین آمنوا»

2- عنصرى كه نصرت و دفاع خدا را جلب مى‏كند، ایمان است. «عن الّذین آمنوا» «و كان حقّاً عَلینا نَصرالمؤمنین» [40]

3- قهر و غضب خداوند، بر اساس معیارهاست. «یدافع عن الّذین آمنوا - لایحبّ كل خَوّان» (دین خداوند امانتى در دست ماست كه نباید به آن خیانت شود) «لایحبّ كلّ خَوّان …»

اشتراک گذاری این مطلب!

نتیجه دوستی با خدا

11ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

أَلَا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَلَا هُمْ يحْزَنُونَ(يونس/62)

آگاه باشيد (دوستان و) اولياي خدا، نه ترسي دارند و نه غمگين مي‌شوند!


نکته ها:
1- كسى كه ولىّ خدا باشد، خدا هم ولىّ اوست. [آیاتِ 257 بقره «اللَّه ولىّ الذین آمنوا»، 68 آل عمران «واللَّه ولىّ المؤمنین» و19 جاثیه «واللَّه ولىّ المتقین»] «انّ اولیاء اللّه لاخوف علیهم»

2- كسى كه خوف الهى داشته باشد، خوفى دیگر نخواهد داشت. «اولياي خدا» (آن را كه حساب پاك است، از محاسبه چه باك است)

3- اولیاى خدا، آینده‏ اى روشن وبدون بیم واندوه دارند. «انّ اولیاء اللّه لاخوف علیهم و لا هم یحزنون»


ریشه لغوی
اولیاء جمع وَلیّ بر وزن فعیل و از ریشه «و ل ی» است.
وَلْی در لغت به معنای قرب و نزدیکی است. [۱] [۲]
برخی آن را در اصل به معنای وقوع چیزی پس از چیزی، همراه با رابطه‌ای بین آن دو دانسته و استعمال آن را در معانی دیگری مانند نزدیکی، دوستی، یاری و پیروی، از آثار آن اصل به حساب آورده‌اند. [۳]
برای ولیّ نیز معانی گوناگونی مانند دوستدار، رفیق و یاری کننده ذکر شده‌است [۴] که در هر یک از آن‌ها نوعی قرب و نزدیکی وجود دارد.
اولیاءاللّه ترکیبی اضافی است و مراد از آن کسانی هستند که از دوستی و قرب الهی برخوردارند.
ولیّ خدا شدن لازمه ایمان به خداست، بنابراین هر مؤمنی از اولیاء اللّه است. ولی درجات اولیاء اللّه به مقدار درجه ایمانشان متفاوت است. [۵]
گرچه دارندگان هر یک از مراتب ایمان از اولیاء اللّه هستند.

مراد از اولیاء اللّه در قرآن
ولی مراد از اولیاء اللّه در قرآن ، کسانی هستند که به درجه عالی ایمان و عبودیت رسیده‌اند. [۶]
آنان کاملانی هستند که از لباس بشریت بیرون آمده، و از قدس جبروت گذشته و در قدس لاهوت وارد شده‌اند و آن‌ها موحّدان حقیقی‌اند و در حدیث قدسی در مورد ایشان آمده‌است:اولیای مرا کسی جز من نمی‌شناسد. [۷]
البته این گروه نیز خود دارای مراتبی هستند، زیرا کمال ولایت پایانی نداشته، مراتب اولیاء اللّه نامتناهی است. [۸]
برخی نیز ولیّ اللّه را کسی دانسته‌اند که فرشته با او سخن گوید یا کارهای نیک به او الهام شود. [۹]
رسیدن به درجه عالی ایمان و عبودیت و برخورداری از این مرتبه ولایت، موجب می‌شود انسان نوعی ولایت تکوینی بر عالم پیدا کرده، بتواند در آن تصرّف کند، چنان که سرپرستی دیگر انسان‌ها و‌تدبیر امور آنان را نیز خداوند به چنین انسان‌هایی واگذار می‌کند.

ادامه »


 
مهمان امام