موضوع: "تفسیر"

و قطعاً آزمایش می شوید ...

نوشته شده توسطرحیمی 12ام مرداد, 1397

 

وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ ﴿بقره/155﴾

و قطعا شما را به چيزى از [قبيل] ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مى ‏آزماييم و مژده ده شكيبايان را.

رحمان چیست؟!

نوشته شده توسطرحیمی 24ام تیر, 1397
 

مشاهده آیه در سوره

وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَٰنِ

قَالُوا وَمَا الرَّحْمَٰنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا ۩


مشاهده آیه در سوره

و هنگامی که به آنان گفته شود: «برای خداوند رحمان سجده کنید!» می‌گویند: «رحمان چیست؟! (ما اصلاً رحمان را نمی‌شناسیم!) آیا برای چیزی سجده کنیم که تو به ما دستور می‌دهی؟!» (این سخن را می‌گویند) و بر نفرتشان افزوده می‌شود!

And when it is said to them, “Prostrate to the Most Merciful,” they say, “And what is the Most Merciful? Should we prostrate to that which you order us?” And it increases them in aversion.

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا وَ زادَهُمْ نُفُوراً «60»

 

نکته ها

در اين آيه دو بار كلمه‌ى‌ «ما» مطرح شده است كه براى جمادات به كار مى‌رود. هدف كفّار از اين تعبير، تحقير ذات مقدّس الهى بود. لذا به جاى «و من الرحمن» گفتند: «مَا الرَّحْمنُ» و به جاى «لمن تأمرنا» گفتند: «لِما تَأْمُرُنا». كلمه‌ى «رحمن» رمز رحمت دائمى و بى‌پايان و از صفات اختصاصى پرودگار است. «4»


«1». هود، 119.إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ ۚ وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمْ ۗ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ

«2». الرحمن، 1- 2.بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ الرَّحْمَٰنُ *عَلَّمَ الْقُرْآنَ

«3». انعام، 12.قُلْ لِمَنْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ قُلْ لِلَّهِ ۚ كَتَبَ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ ۚ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ ۚ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ

«4». تفسير اطيب‌البيان.

جلد 6 - صفحه 276

پیام ها

1- سجده، مظهر يكتاپرستى و روح اديان توحيدى است. «اسْجُدُوا» (از ميان همه‌ى تكاليف، تنها سخن از سجده به ميان آمده است)

2- در امر به معروف، به دليل امر خود اشاره كنيد. «اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ» (دليل سجده شما، رحمت گسترده‌ى خداوند است)

3- كفر و لجاجت باعث مى‌شود دعوت انبيا نه تنها كارساز نباشد، بلكه مايه‌ى زدگى و نفرت بيشتر كفّار از كلام حقّ شود. «زادَهُمْ نُفُوراً

ادامه »

روزهای آفرینش

نوشته شده توسطرحیمی 23ام تیر, 1397
 
مشاهده آیه در سوره
 

الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ

ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۚ الرَّحْمَٰنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا


مشاهده آیه در سوره

 

همان (خدایی) که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو وجود دارد، در شش روز ( شش دوران) آفرید; سپس بر عرش (قدرت) قرار گرفت (وبه تدبیر جهان پرداخت، او خداوند) رحمان است; از او بخواه که از همه چیز آگاه است! (آيه 59 از سوره مبارکه فرقان)

He who created the heavens and the earth and what is between them in six days and then established Himself above the Throne - the Most Merciful, so ask about Him one well informed.

 

ادامه »

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم

نوشته شده توسطرحیمی 21ام تیر, 1397

 

همه کار به نام خدا

قرآن در آغاز هر سوره (به جز سوره برائت) و در خلال چندین آیه دیگر به ما آموخته که هر کار را با نام خدا آغاز کنیم، و فضاى روح و جان خویش را با نامش عطرآگین سازیم.به نام «الله» که جامع همه صفات کمالیه است. خداوندى که «رحمن» و «رحیم» است. این نام مقدّس قلب را جلا، روح را صفا، و جان را نشاط مى بخشد.
یادآورى رحمت عام و خاصش، دنیایى از امید به همراه مى آورد. یادآورى قدرت و توانائى اش به انسان در برابر انبوه مشکلات، قدرت و توان مى دهد. مسلّماً هر کارى را با این روحیه آغاز کنیم به انجام مى رسد; و هر جهاد و تلاشى را با این برنامه شروع نماییم پیروز خواهیم شد.
 

 

شرح کلمات آیه

بسیارى از علماى لغت معتقدند که واژه « اسم » در اصل از ماده « سموّ » (بر وزن عُلّو) به معناى ارتفاع و بلندى گرفته شده، و از آنجا که نامگذارى سبب معرفت و شناخت و علّو مقام هر چیز است; واژه « اسم » در این معنا به کار رفته. (1)

«رحمان» و «رحیم»; این دو واژه از ماده « رحمت » گرفته شده، و معروف این است که « رحمان » کسى است که رحمت اش عام است، و همگان را شامل مى شود، در حالى که « رحیم » به کسى گفته مى شود که رحمت اش خاص است، بنابراین رحمانیت خداوند سبب شده است که فیض نعمت اش دوست و دشمن، و مؤمن و کافر را شامل شود; ولى رحیمیّت او ایجاب مى کند که مؤمنان را مشمول مواهب خاصّى در دنیا و آخرت قرار دهد که دور افتادگان از خدا و بى خبران از آن محروم اند.

شاهد این تفاوت امور زیر است:
1. « رحمان » صیغه مبالغه است، و « رحیم » صفت مشبهه; و صیغه مبالغه تأکید بیشترى را مى رساند و دلیل بر گستردگى این نوع رحمت است. ولى بعضى هر دو را صفت مشبهه و یا هر دو را صیغه مبالغه دانسته اند، امّا با این حال تصریح کرده اند که « رحمان » مبالغه بیشترى را مى رساند. (2)

ادامه »

پروردگارا بر علم من بیفزا

نوشته شده توسطرحیمی 17ام تیر, 1397
 
مشاهده آیه در سوره

فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ ۗ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ

مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضَىٰ إِلَيْكَ وَحْيُهُ ۖ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا

مشاهده آیه در سوره

 پس بلند مرتبه است و بزرگوار خدایی که به حق و راستی پادشاه ملک وجود است
و تو (ای رسول) پیش از آنکه وحی قرآن تمام و کامل به تو رسد تعجیل در (تلاوت و تعلیم) آن مکن و دائم بگو:
 
پروردگارا بر علم من بیفزا
 
 
So high is Allah, the Sovereign, the Truth. And, , do not hasten with the Qur’an before its revelation is completed to you, and say, “My Lord, increase me in knowledge.”
 
 

فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى‌ إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً «114»

پس (بدان كه) بلند مرتبه است خداى فرمانرواى بر حقّ، و تو (اى پيامبر!) بر خواندن قرآن پيش از آنكه وحى آن بر تو پايان يابد شتاب مكن و بگو:

پروردگارا! علم مرا زياد كن.

نکته ها

از عبارت‌ «لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ» «1» به‌دست مى‌آيد كه پيامبراكرم صلى الله عليه و آله مجموعه آيات قرآن را مى‌دانسته و آن را پيش‌خوانى مى‌كرده است واين خود دليل روشنى است بر آنكه قرآن مجيد دو بار بر پيامبر نازل شده است، يكبار به صورت دفعى و بار ديگر به شكل تدريجى و آنچه را پيامبر در نزول دفعى در شب قدر دريافت كرده بوده، در هنگام نزول تدريجى، قبل از وحى مى‌خوانده است. «2»

ميان شتابزدگى و عجله از يك طرف و سرعت و سبقت كه در قرآن با عباراتِ‌ «سارِعُوا» «3»، «سابِقُوا» «4» مورد ستايش و دستور قرار گرفته از طرف ديگر، تفاوت و اختلاف اساسى وجود دارد. حُسن سرعت و سبقت در جايى است كه تمام مسائل محاسبه و تنظيم شده باشد، لذا نبايد فرصت و وقت را از دست داد، ولى شتابزدگى و عجله در جايى است كه هنوز موعد انجام نرسيده و يا نياز به تكميل و بررسى است، از اين روى مى‌بايست درنگ كرد.

ادامه »

پخش اخبار محرمانه و شایعات همیشه به مسلمانان ضربه زده است

نوشته شده توسطرحیمی 16ام تیر, 1397

 

وَإِذَا جَآءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رُدُّوهُ إلى الرَّسُولِ وَإِلَى‏ أُولِى الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَنَ إِلَّا قَلِيلاً

هنگامى كه خبرى (و شایعه‏اى) از ایمنى یا ترس (پیروزى یا شكست) به آنان (منافقان) برسد، آن را فاش ساخته و پخش مى‏كنند، در حالى كه اگر آن را (پیش از نشر) به پیامبر و اولیاى امور خود ارجاع دهند، قطعاً آنان كه اهل درك و فهم و استنباطند، حقیقت آن را در مى‏یابند. و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، به جز اندكى، پیروى از شیطان مى‏كردید.

And when there comes to them information about [public] security or fear, they spread it around. But if they had referred it back to the Messenger or to those of authority among them, then the ones who [can] draw correct conclusions from it would have known about it. And if not for the favor of Allah upon you and His mercy, you would have followed Satan, except for a few.

نکته ها
نشر و پخش اخبار محرمانه و شایعات همیشه به مسلمانان ضربه زده است. نشر اخبار سرى معمولاً از روى سادگى، انتقام، ضربه زدن، آلت دست شدن، طمع مادّى، خودنمایى و اظهار اطلاعات صورت مى‏گیرد.

اسلام به خاطر جامعیّتى كه دارد، به این مسأله پرداخته و در این آیه از افشاى رازهاى نظامى نكوهش مى‏كند و نقل اخبار پیروزى یا شكست را پیش از عرضه به پیشوایان، عامل غرور نابجا یا وحشت بى‏مورد از دشمن مى‏داند. و اگر هشدارها و عنایت‏هاى الهى نبود، مسلمانان بیشتر در این مسیر شیطانى (افشاى سر) قرار مى‏گرفتند.
امام صادق‏ علیه السلام فرمودند: كسى كه اسرار ما را فاش كند، همانند كسى است كه به روى ما شمشیر كشیده باشد.[334]
امام باقرعلیه السلام مى‏فرماید: مراد از اهل‏استنباط در آیه، ائمّه معصومین هستند.[335]
334) وسائل، ج 27، ص 197.
335) وسائل، ج 27، ص‏200.
پيام ها
1- رازدارى و حفظ اخبار امنیّتى وظیفه مسلمانان است و افشاى اسرار آنها حرام است. «اذا جاءهم امر… اذاعوا به»
2- پخش شایعات، از حربه‏ هاى منافقان است. «اذاعوا» (با توجّه با آیات قبل)
3- اخبار جبهه و اسرار نظامى باید به یك نقطه برسد و پس از ارزیابى و تشخیص به اندازه‏ى مصلحت منتشر گردد. «ردّوه الى الرسول»
4- عوام و عموم مردم، باید به اهل استنباط رجوع كنند. «ردوه الى الرسول…»
5 - اولى الامر باید از میان خودِ مؤمنین باشد. «اولى‏الامر منهم»
6- مسلمانان باید داراى حكومت و تشكیلات و رهبرى باشند. اولى الامر صاحب دولت و حكومت و قدرت است. «الى اولى‏الامر منهم»
7- مسائل نظامى، سیاسى و امنیّتى باید تحت یك مدیریّت داراى اجتهاد و استنباط باشد. «لعلمه الّذین یستنبطونه»
8 - كنترل و هدایت اخبار امنیّتى و اسرار اجتماعى، ایجاد تشكیلات خبرى براى جمع‏آورى و ارزیابى خبرهاى سرنوشت‏ساز و عرضه آن به مردم از شئون رهبرى است. «لعلمه الّذین یستنبطونه»
9- بین ولایت و فقاهت رابطه ‏ى تنگاتنگ است. اولوالامر باید اهل استنباط باشند. «اولى الامر… یستنبطونه»
10- استنباط، تنها مخصوص احكام فقهى نیست. «امر من الامن او الخوف… یستنبطونه»
11- خنثى سازى توطئه از راه قراردادن مراجع صلاحیّت‏دار در جریان اخبار و بررسى آنها، مصداق فضل ورحمت الهى است. «ردّوه الى الرسول… فضل اللّه»
12- تعیین رسول اللّه و اولوالامر بعنوان مرجع مردم، و رهانیدن مردم از پیروى شیطان بزرگ‏ترین فضل و رحمت خدا است. «و لولا فضل اللَّه علیكم و رحمته…»
13- مركزیّت صحیح مانع انحراف است و جامعه‏ ى بى رهبر در دام شیطان مى‏افتد. «لولا فضل اللّه لاتّبعتم»
14- انتشار اخبار نظامى و عدم مراجعه به رهبران الهى، پیروى از شیطان است. «لاتّبعتم الشیطان»
15- اكثر مردم فریب شایعات را مى‏خورند. «لاتّبعتم الشیطان الا قلیلاً»

 

آن روزی که مال و فرزندان سود نبخشند....

نوشته شده توسطرحیمی 13ام تیر, 1397
 

مشاهده آیه در سوره

 

يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ


مشاهده آیه در سوره
آن روزی که مال و فرزندان (هیچ به حال انسان) سود نبخشند.
 
“The Day whereon neither wealth nor sons will avail,
 
 
تفسیر نور:
 

وَ اغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كانَ مِنَ الضَّالِّينَ «86»

(ابراهيم در ادامه‌ى دعاهايش گفت:) پدرم را ببخش كه بى شك او از گمراهان است.

وَ لا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ «87» يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ «88» إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ «89»

و روزى كه همه مبعوث مى‌شوند، مرا خوار مگردان. روزى كه مال و فرزندان براى انسان نفعى ندارند. مگر كسى كه با روح و قلب پاك به سوى خدا آيد.

نکته ها
مشهور آن است كه مراد از پدر، عموى ابراهيم است و به گفته‌ى قرآن، مؤمن نبايد در حقّ كافر دعا كند. بنابراين اگر حضرت ابراهيم براى عموى كافرش دعا كرد، به خاطر اين بود كه به او وعده‌ى دعا داده بود، زيرا هنوز به ايمان آوردن او اميد داشت. «سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي» «1» لكن همين كه يقين كرد او ايمان نمى‌آورد، از عموى خود تبرّى جست. «وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ» «2»

روحِ پاك، روحى است كه از وابستگى به دنيا وآلودگى به شرك، كفر، نفاق، تكبّر و همه‌ى امراض قلبى پاك باشد وچون خداوند درباره‌ى منافقان مى‌فرمايد: «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ»* پس قلبِ سليم، قلب مؤمن است.

ادامه »

هدف از آفرینش چیست؟

نوشته شده توسطرحیمی 1ام تیر, 1397

همه ما در درون خود با اين سؤال مواجه هستيم كه چرا ما خلق شديم؟ اين سؤال با ذكر دو مطلب حل مى‏شود. اول اينكه هدف خدا از آفرينش چيست؟ دوم اينكه هدف از خلق شدن ما چيست؟

پاسخ مطلب اول اين است كه هر كس كارى را انجام مى‏دهد براى آن است كه نقص خود را با آن كار برطرف كند. احتياجى دارد و مى‏خواهد آن احتياج را برطرف كند، تا به كمال برسد. به عبارت دیگر یک فاعل ناقص ، برای نکمیل نقص خود دست به انجام کاری می زند مثلا کسی احساس گرسنگی یا تشنگی می کند و به دنبال تهیه آب و غذا می رود. اما اگر در خود احساس نقصی نکند و بی نقص باشد دیگر معنی ندارد کاری را با هدف تکمیل نقایص و نیازهای خود انجام دهد.

پس فاعل نا متناهی ای چون خدا که کمال محض و مطلق است و هیچ کمبود و احتیاجی ندارد دیگر این سؤال صحيح نيست كه كمال مطلق براى چه اين كار را انجام مى‏دهد. هر فاعلى كارى را انجام مى‏دهد كه به كمال برسد، خود كمال مطلق به چه منظور كارى را انجام مى‏دهد؟

بلكه درباره كمال مطلق اينطور گفته مى‏شود كه: او چون كمال مطلق و خَيِّر محض است و يكى از شعب كمال، جود و سخا است، از چنين ذاتى، جز خير و احسان و جود، صادر نمى‏شود و آن افاضه هستى است، افاضه هستى بهترين جود است.

در سوره ابراهيم فرمود: «إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ» اگر همه مردم روى زمين كافر شوند نقصى بر خدا وارد نيست و كمبودى براى خدا ايجاد نمى‏شود.

بعضى‏ها كارى را انجام مى‏دهند براى اين كه سودى ببرند، مثلًا كسى خانه‏اى مى‏سازد كه در آن سكونت كند يا خانه‏اى مى‏سازد كه بفروشد و از آن سود ببرد. غرض از خانه سازى در اين جا، سود بردن صاحب خانه است.

گاه هدف از ساختن اين بنا سود بردن نيست، جود كردن است، مثل كسى كه وضع مالى‏اش از راه حلال درست است، مسكن دارد و در عين حال براى دانشجويان خوابگاه مى‏سازد. او سودى نمى‏برد ولى جود مى‏كند، اگر اين كار را نكند ناقص است، سخا ندارد، چون مى‏خواهد به جود و سخا كه يك كمال است برسد خوابگاه مى‏سازد.

پس بعضى‏ها ناقصند، كار انجام مى‏دهند تا سود ببرند، بعضى‏ها ناقصند كارى انجام مى‏دهند تا جود كنند. ذات اقدس اله نه از قسم اول است نه از قسم دوم، نه جهان را آفريد كه سودى ببرد و نه جهان را آفريد كه جودى كند [كه اگر نكرده بود معاذاللّه ناقص بود] او غَنّىٌ عَنِ الْعالَمين است.

كسى كه هستى محض و كمال صرف است كمبودى ندارد تا كارى را انجام دهد و آن كمبود را رفع كند؛ بلكه چون عين كمال است، جود و سخا از او ترشح مى‏شود و نشأت مى‏گيرد. او خودش هدف است و عين الهدف، منزّه از آن است كه هدف داشته باشد.

اما در پاسخ به سوال دوم که هدف از خلق شدن ما چیست ؟ باید گفت انسان، موجودى است كه هم مى‏انديشد و هم عمل می کند  پس از دو جهت باید هدف از خلقت انسان را بررسی کرد اول انسان از حیث اندیشه و معرفت، چه افق هایی برای وی در نظر گرفته شده است دوم: انسان از حیث عمل باید چکار کند؟

اما از حیث اندیشه و معرفت، خداوند در قرآن می فرماید هدف از آفرينش انسان اين است كه او جهان را با ديدگاه الهى ببيند و بشناسد:

«اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً» اين مجموعه آفريده شد تا شما با ديد الهى جهان را ببينيد و بدانيد همه اين‏ها مخلوق يك مبدأ است، مبدأيى بنام خدا كه عين قدرت است و «بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدير» است، عين علم است و «بكل شى‏ء عليم» است، چيزى از علم و قدرت او خارج نيست.

ادامه »

نرمش و پیوند دوستى با دشمن خدا ممنوع!

نوشته شده توسطرحیمی 21ام تیر, 1396

 

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ کفَرُوا بِما جاءَکمْ مِنَ الْحَقِّ یخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِیاکمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکمْ إِنْ کنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِی سَبِیلِی وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِی تُسِرُّونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَیتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ یفْعَلْهُ مِنْکمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ[1]

ای کسانی که ایمان آورده اید! دشمن من و دشمن خود را دوست نگیرید. شما با آنان طرح دوستی می افکنید، در حالی که آنان نسبت به حقّی که برای شما آمده است، کفر ورزیده اند. (علاوه بر آن که) آنان شما و پیامبر را به خاطر ایمان به خدا که پروردگار شما است، (از مکه) اخراج و آواره نموده اند. اگر شما برای جهاد در راه من وطلب رضای من (از وطن) بیرون آمده اید (با آنان دوستی نکنید). شما مخفیانه دوستی خود را به آنان می رسانید در حالی که من به آنچه مخفیانه و آنچه آشکارا انجام دهید آگاه ترم و هر کس از شما چنین کند، قطعاً از راه راست گم گشته است.

نکته ها:

کلمۀ«عدو» هم به یک نفر و هم به گروهی از افراد اطلاق می شود، ولی در اینجا مراد، گروه است؛ زیرا در مقابل آن، کلمۀ«أَوْلِیاءَ» که جمع است، به کار رفته است. [2]

مراد از اخراج پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان، بدرفتاری با آنان بود تا جایی که پیامبر و مسلمانان برای رهایی از بدرفتاری کفّار، خودشان از مکه خارج شدند. [3]

در تفاسیر می خوانیم: یکی از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله، نامه ای را به زنی داد تا برای مشرکان مکه ببرد و آنان را از تصمیم پیامبر صلی الله علیه و آله مبنی بر فتح مکه آگاه کند.

جبرئیل، موضوع را به رسول اکرم خبر داد و پیامبر صلی الله علیه و آله، حضرت علی علیه السلام، و جمع دیگری را برای پس گرفتن نامه از آن زن، به سوی مکه فرستاد و فرمود:

«در فلان منطقه آن زن را خواهید یافت». گروه اعزامی حرکت کردند و در همان نقطه ای که پیامبر فرموده بود، آن زن را یافتند و سراغ نامه را از او گرفتند. زن از وجود چنین نامه ای اظهار بی اطلاعی کرد. بعضی از اصحاب، سخنان زن را باور کردند و خواستند به مدینه برگردند، امّا حضرت علی علیه السلام فرمود: «نه جبرئیل به پیامبر دروغ گفته و نه آن حضرت به ما، بنابراین قطعاً نامۀمورد نظر در نزد این زن است». سپس شمشیر کشید که نامه را بگیرد. زن که مسئله را جدّی دید، نامه را از میان موهای سرش بیرون آورد و آن را تحویل داد.

ادامه »

شفاء مومنان در چیست؟

نوشته شده توسطرحیمی 16ام تیر, 1396

 

از امام صادق علیه السلام نقل است که فرمود:

«هر کس این سوره را بخواند و وقتی در این آیه که صحبت از پدر و مادر می شود منقلب شود در بهشت قنطار به او داده خواهد شد . قنطار 1200 اوقیه است و هر اوقیه از دنیا و هر آنچه در آن است بهتر بود.

 

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ۙ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا ﴿اسراء/٨٢﴾

و از قرآن آنچه را براى مؤمنان شفا و رحمت است نازل مى‌كنيم، ولى ستمگران را جز زيان نمى‌افزايد.


1- چون قرآن از جانب خدایى است كه خالق بشر و فطرتِ اوست، قوانین آن نیز با فطرت مطابق و نجات دهنده ‏ى اوست. «شفاء»
2- آنچه از سوى خداى رحمان و رحیم باشد، رحمت است. «رحمة للمؤمنین»
3- چون كافران به اوامر و نواهى قرآن عمل نمى‏ كنند، نزول هر دستور، جرمشان را بیشتر و خسارتشان را افزون‏ تر مى‏سازد. «لایزید الظالمین الا خساراً»

 

سوره اسراء

تعداد آیات: 111

مکی یا مدنی: مکی

نام های دیگر سوره: بنی اسرائیل، سبحان

«ايـن سـوره بـنـا بـر مـشـهـور از سـوره هـائى اسـت كـه در مـكـه نازل شده است و طبعا ويژگيهاى سوره هاى مكى در آن جمع است ، از جمله دعوت مؤ ثر به تـوحـيـد، و تـوجـه دادن بـه مـعاد، و نصائح سودمند، و مبارزه با هر گونه شرك و ظلم وانحراف بطور كلى ميتوان گفت آيات اين سوره بر محور امور زير دور مى زند.

ادامه »