موضوع: "تفسیر"

نرمش و پیوند دوستى با دشمن خدا ممنوع!

21ام تیر, 1396

 

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ کفَرُوا بِما جاءَکمْ مِنَ الْحَقِّ یخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِیاکمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکمْ إِنْ کنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِی سَبِیلِی وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِی تُسِرُّونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَیتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ یفْعَلْهُ مِنْکمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ[1]

ای کسانی که ایمان آورده اید! دشمن من و دشمن خود را دوست نگیرید. شما با آنان طرح دوستی می افکنید، در حالی که آنان نسبت به حقّی که برای شما آمده است، کفر ورزیده اند. (علاوه بر آن که) آنان شما و پیامبر را به خاطر ایمان به خدا که پروردگار شما است، (از مکه) اخراج و آواره نموده اند. اگر شما برای جهاد در راه من وطلب رضای من (از وطن) بیرون آمده اید (با آنان دوستی نکنید). شما مخفیانه دوستی خود را به آنان می رسانید در حالی که من به آنچه مخفیانه و آنچه آشکارا انجام دهید آگاه ترم و هر کس از شما چنین کند، قطعاً از راه راست گم گشته است.

نکته ها:

کلمۀ«عدو» هم به یک نفر و هم به گروهی از افراد اطلاق می شود، ولی در اینجا مراد، گروه است؛ زیرا در مقابل آن، کلمۀ«أَوْلِیاءَ» که جمع است، به کار رفته است. [2]

مراد از اخراج پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان، بدرفتاری با آنان بود تا جایی که پیامبر و مسلمانان برای رهایی از بدرفتاری کفّار، خودشان از مکه خارج شدند. [3]

در تفاسیر می خوانیم: یکی از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله، نامه ای را به زنی داد تا برای مشرکان مکه ببرد و آنان را از تصمیم پیامبر صلی الله علیه و آله مبنی بر فتح مکه آگاه کند.

جبرئیل، موضوع را به رسول اکرم خبر داد و پیامبر صلی الله علیه و آله، حضرت علی علیه السلام، و جمع دیگری را برای پس گرفتن نامه از آن زن، به سوی مکه فرستاد و فرمود:

«در فلان منطقه آن زن را خواهید یافت». گروه اعزامی حرکت کردند و در همان نقطه ای که پیامبر فرموده بود، آن زن را یافتند و سراغ نامه را از او گرفتند. زن از وجود چنین نامه ای اظهار بی اطلاعی کرد. بعضی از اصحاب، سخنان زن را باور کردند و خواستند به مدینه برگردند، امّا حضرت علی علیه السلام فرمود: «نه جبرئیل به پیامبر دروغ گفته و نه آن حضرت به ما، بنابراین قطعاً نامۀمورد نظر در نزد این زن است». سپس شمشیر کشید که نامه را بگیرد. زن که مسئله را جدّی دید، نامه را از میان موهای سرش بیرون آورد و آن را تحویل داد.

ادامه »

شفاء مومنان در چیست؟

16ام تیر, 1396

 

از امام صادق علیه السلام نقل است که فرمود:

«هر کس این سوره را بخواند و وقتی در این آیه که صحبت از پدر و مادر می شود منقلب شود در بهشت قنطار به او داده خواهد شد . قنطار 1200 اوقیه است و هر اوقیه از دنیا و هر آنچه در آن است بهتر بود.

 

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ۙ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا ﴿اسراء/٨٢﴾

و از قرآن آنچه را براى مؤمنان شفا و رحمت است نازل مى‌كنيم، ولى ستمگران را جز زيان نمى‌افزايد.


1- چون قرآن از جانب خدایى است كه خالق بشر و فطرتِ اوست، قوانین آن نیز با فطرت مطابق و نجات دهنده ‏ى اوست. «شفاء»
2- آنچه از سوى خداى رحمان و رحیم باشد، رحمت است. «رحمة للمؤمنین»
3- چون كافران به اوامر و نواهى قرآن عمل نمى‏ كنند، نزول هر دستور، جرمشان را بیشتر و خسارتشان را افزون‏ تر مى‏سازد. «لایزید الظالمین الا خساراً»

 

سوره اسراء

تعداد آیات: 111

مکی یا مدنی: مکی

نام های دیگر سوره: بنی اسرائیل، سبحان

«ايـن سـوره بـنـا بـر مـشـهـور از سـوره هـائى اسـت كـه در مـكـه نازل شده است و طبعا ويژگيهاى سوره هاى مكى در آن جمع است ، از جمله دعوت مؤ ثر به تـوحـيـد، و تـوجـه دادن بـه مـعاد، و نصائح سودمند، و مبارزه با هر گونه شرك و ظلم وانحراف بطور كلى ميتوان گفت آيات اين سوره بر محور امور زير دور مى زند.

ادامه »

سابقه شرک و گناه مانع کسب مقام امامت است

12ام تیر, 1396

 


  ازآیه ۱۲۴ بقره به بعد، ضمن هجده آیه، سخن از پیامبر بزرگ الهى، قهرمان توحید و معمار بناى كعبه است حضرت ابراهیم علیه ‏السلام است، او با پیروزى در آزمایش‏هاى گوناگون الهى، به مقام امامت رسید.

 
 وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيتِي قَالَ لَا ينَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ(البقرة/124)

و چون ابراهيم را پروردگارش با کلماتي بيازمود و وي آن همه را به انجام رسانيد [خدا به او] فرمود من تو را پيشواي مردم قرار دادم [ابراهيم] پرسيد از دودمانم [چطور] فرمود پيمان من به ستمكاران نمي ‏رسد

  حضرت ابراهیم علیه ‏السلام در میان پیامبران جایگاه و منزلت خاصى دارد. نام او 69 مرتبه و در 25 سوره قرآن آمده و از او همانند پیامبر اسلام به عنوان اسوه و نمونه یاد شده است.

 در این سوره نیز از این آیه به بعد، ضمن هجده آیه، سخن از این پیامبر بزرگ الهى، قهرمان توحید و معمار بناى كعبه است. او با پیروزى در آزمایش‏هاى گوناگون الهى، به مقام امامت رسید.

 آزمایش از سنت‏هاى حتمى الهى براى همه مردم است. البته آزمایش‏هاى خداوند مثل آزمایش‏هاى بشرى نیست كه براى آگاه شدنِ باشد، زیرا او همه چیز را مى‏داند.

 این آزمایش‏ها براى بروز استعدادها و نیك و بد انسانهاست تا مشخص شود هر كس براساس اختیارى كه خداوند به او داده چه راهى را انتخاب مى‏كند، تا كیفر و پاداش آنرا دریافت دارد.

 در این آیه نیز منظور از (كَلِمات) یك سلسله وظائف سنگینى است كه خداوند بر دوش ابراهیم گذارد و او از عهده انجام همه آنها برآمد، كه به برخى از آنها اشاره مى‏كنیم:

 ابراهیم در میان اقوام و خویشان خود تنها موحّد بود اما علیه شرك و بت‏پرستى قیام كرد و به تنهایى وارد بتخانه شد و همه بتها را شكست. با آنكه بت‏پرستان به جزاى این كارش، او را در آتش انداختند ولى او با خونسردى كامل و با ایمان و یقین به خدا وارد آتش گشت و به امر الهى، آتش بر او سرد و ایمن شد.

 با آنكه در سنّ پیرى خداوند فرزندى نصیب آنها كرده بود، ولى چون امر الهى آمد، فرزندش اسماعیل را براى قربانى به قربانگاه برد.

 ابراهیم، مقام امامت را براى نسل و ذریه خود نیز طلب مى‏كند امّا خداوند در پاسخ مى‏فرماید: این مقام، موروثى نیست بلكه هر كس كه لیاقت داشته باشد آنرا دریافت مى ‏كند.

 مقام امامت بالاتر از مقام رسالت است. «رسول» مأمور ابلاغ احكام الهى و بشارت و انذار مردم است اما «امام» مسئول تحقق بخشیدن به آن احكام و اجراى عدالت اجتماعى در میان مردم است.

 این آیه به روشنى بیان مى‏دارد كه امامت، عهد و امانت الهى است كه به ظالمان و گنهكاران نمى‏رسد. بر این اساس ما شیعیان معتقد هستیم كه امام نیز همچون پیامبر باید معصوم باشد و كسى كه سابقه شرك و گناه داشته باشد لایق امامت نیست.

خبرگزاری حوزه

اشتراک گذاری این مطلب!

مراد از ارسال پیامبران به زبان قوم خود چیست؟

31ام فروردین, 1396
 

پیامبر اکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم رسالت الهی خویش را با صلابت، قاطعیت و بیان صریح ابلاغ می‌کرد؛ ولی همراه با نرمش و ملایمت و بدون سازش یا محافظه‌کاری؛ فراخوان پیامبر به اسلام تدریجی بود.

 

در آستانه فرا رسیدن سالروزمبعث پیامبر ختمی مرتبط( صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ، واکنش مخالفان در برابر پیام الهی و نظام اسلامی  و جایگاه بعثت در جهانی بودن دین اسلام را به قلم حضرت آیت الله جوادی آملی منتشر می کند.

* واکنش مخالفان در برابر پیام الهی و نظام اسلامی

جامعه حجاز از گروه‌های مردمی زیر تشکیل شده بود:

أ. مشرکان مکه که با همه توان خود برای سرکوبی مکتب و نظام نوپای اسلام بسیج شده بودند.

ب. منافقان داخلی که بیش‌از یک‌سوم مسلمانان را تشکیل می‌دادند و برای بیگانگان جاسوسی می‌کردند و در مقاطع حساس به نظام اسلامی ضربه می‌زدند، چنان‌که در جنگ احد از میان هزار سرباز مسلمان بیش‌از سیصد نفر از رفتن به جبهه سر باز زدند. نفاق در این مقطع تاریخی، عنصری قوی و کمرشکن بود، از این‌رو بسیاری از آیات مدنی از توطئه‌های منافقان پرده برمی‌دارد.

ادامه »

هواپرستی

25ام فروردین, 1396

 

أَرَءَيْتَ مَنِ اتَّخَذَإِلَهَهُ هَوَيهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلاً(فرقان/43)

آیا دیدی کسی را که هوای نفسش را معبود خود برگزیده است؟!

آیا تو می‌توانی او را هدایت کنی (یا به دفاع از او برخیزی)؟!

1- ریشه‏ ى بت‏ پرستى، هواپرستى است. «صبرنا على الهتنا - اتّخذ الهه هواه»

2- خداجویى در فطرت هر انسانى وجود دارد، لكن او در مصداق و یافتن حقّ گرفتار اشتباه مى‏شود. «اتّخذ الهه هواه»

3- انبیا مسئولیّتى در هدایت اجبارى هواپرستان ندارند. «أفأنت تكون علیه وكیلا»

4- انسان داراى اختیار است. «أفأنت تكون علیه وكیلا»

5 - تربیت و ایمان باید بدون اجبار و اكراه باشد. «أفأنت تكون علیه وكیلا»

 

تفیسیر نور:

به هر معبودى غیر از حقّ، هوى گفته مى‏شود. [307]

هوى‏ پرستى از نظر قرآن و روایات:
هواپرستى، سرچشمه غفلت است. «و لاتُطِع مَن أغفَلنا قَلبه عن ذِكرنا واتّبع هَواه» [308]
هواپرستى، سرچشمه ‏ى كفر است. «مَن لا یؤمن بها و اتّبع هَواه» [309]
هواپرستى، بدترین انحراف است. «و مَن أضلّ ممّن اتّبع هَواه» [310]
هواپرستى، مانع قضاوت عادلانه است. «فَاحكُم بین النّاس بالحقّ و لا تتّبع الهَوى» [311]
هواپرستى، سرچشمه‏ ى فساد است. «لو اتّبَع الحقّ أهوائهم لفَسدتِ السّموات والارض» [312]
هواپرستى، سرچشمه ‏ى غصّه‏ هاست.
هواپرست، ایمان ندارد.
هواپرست، بى عقل است.
آغاز فتنه‏ ها پیروى از هوسها و ایجاد بدعت‏ها مى‏باشد.
هوا وهوسها انسان را كر وكور كرده وقدرت تشخیص حقّ از باطل را مى‏گیرد.
شجاع‏ترین مردم كسانى هستند كه بر هوس‏هاى خود غلبه كنند.
پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: هوى را بدان سبب هوى‏ نامیده ‏اند كه صاحب خود را فرو مى ‏افكند. [313]


307) تفسیر قرطبى.
308) كهف، 28.
309) طه، 16.
310) قصص، 50.
311) ص، 26.
312) مؤمنون، 71.
313) مجموعه احادیث از میزان‏الحكمة مى‏باشد.

 

تفسیر نمونه:

گمراه تر از چهارپايان
جالب اينكه قرآن مجيد در آيات اين سوره ، سخنان مشركان را يكجا نقل نميكند بلكه بخشى از آن را نقل كرده به پاسخگوئى و اندرز و انذار مى پردازد سپس بخش ديگرى را به همين ترتيب ادامه مى دهد.
آيات مورد بحث بازگو كننده نمونه ديگرى از منطق مشركان و كيفيت برخورد آنها با پيامبر اسلام و دعوت راستين او است .
نخست مى گويد: آنها هنگامى كه تو را مى بينند، تنها كارى كه انجام مى دهند اين است كه به باد مسخره ات گرفته مى گويند آيا اين همان كسى است كه خدا او را به عنوان پيامبر مبعوث كرده است (و اذا رأ وك ان يتخذونك الا هزوا ا هذا الذى بعث الله رسولا ).

ادامه »

چه كسانى آیات قرآن را درك نمى ‏كنند؟

7ام فروردین, 1396

 

یكى دیگر از بهانه ‏هاى یهود آن بود كه به پیامبر مى‏ گفتند: ما از این كتاب تو چیزى نمى ‏فهمیم و مطالب آن براى ما روشن و مفهوم نیست، لذا به تو ایمان نمى‏ آوریم و قرآن را به عنوان معجزه تو نمى ‏پذیریم.

استاد محسن قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیه نود و نهم سوره بقره پرداخته است.

«وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ آياتٍ بَيِّناتٍ وَ ما يَكْفُرُ بِها إِلاَّ الْفاسِقُونَ» (بقره، 99)

(اى پیامبر) همانا ما آیات روشنى را به سوى تو فرستادیم كه جز فاسقان كسى به آنها كفر نمى ‏ورزد.

یكى دیگر از بهانه ‏هاى یهود آن بود كه به پیامبر مى‏ گفتند: ما از این كتاب تو چیزى نمى ‏فهمیم و مطالب آن براى ما روشن و مفهوم نیست، لذا به تو ایمان نمى‏ آوریم و قرآن را به عنوان معجزه تو نمى ‏پذیریم.

خداوند در پاسخ آنها مى ‏فرماید:

آیاتى كه ما نازل كرده ‏ایم، روشن و گویاست، ولى كسانى آن را درك مى ‏كنند كه قلبشان بر اثر گناه تاریك نشده و زمینه پذیرش حق را دارا باشند.

از این آیه مى ‏آموزیم كه:

گناه، باعث مى ‏شود تا انسان آمادگى پذیرش حق را از دست بدهد، زیرا اگر بخواهد حق را بپذیرد، دیگر به راحتى نمى ‏تواند گناه كند.

حوزه

اشتراک گذاری این مطلب!

آیه ای از قرآن که به فیزیک و شیمی می‌پردازد! + تفاسیر

6ام فروردین, 1396

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ(يس/80)

همان کسي که براي شما از درخت سبز، آتش آفريد و شما بوسيله آن، آتش مي‌افروزيد!

خداوند تبارک و تعالی با مثال‌هایی در قرآن کریم علاوه بر اینکه قدرت خود را به بشر متذکر می‌شود، انسان را از گمراهی به سوی هدایتی آشکار سوق می‌دهد.

در فصل بهار درختان زنده سبز می‌شوند .سلولز ، ماده‌ای است که از کربن ، ئیدروژن و اکسیژن بوجود می‌آید و این ماده با آب ترکیب شده و چوب درختان زنده را به وجود می‌آورد .

برای ایجاد کربن و ترکیب عناصر با یک دیگر نیاز است تا انرژی خورشید در درختان ذخیره شود و به گفته دانشمندان نور زغالی که از آتش زدن چوب های درختان بوجود می‌آید ، در واقع انرژی خورشیدی است که سال‌ها در آن درخت ذخیره شده و حالا با سوزاندن این انرژی به طبیعت بر می‌گردد؛ چراکه هنگام سوختن زغال در واقع «کربن» با «اکسیژن» هوا ترکیب شده و گاز کربن را تشکیل مى‌‏دهد، و اکسیژن و هیدروژن (مقدارى آب) آزاد می‌شود. به همین خاطر است که سوزاندن نهال جوان نور کمتری نسبت به زغال درختی کهن از خود متصاعد می‌کند.

این یکی از تفاسیر آیه 80 سوره مبارکه یس در قرآن کریم است.در کتاب تفسیر نمونه جلد هجدهم ، صفحات 462 تا 467 به تفصیل این آیه را با ادله علمی تفسیر کرده است و می‌گوید با دریافت‌های جدید دانشمندان می‌توان از این آیه این نتایج را کسب کرد.

آیه‌ای که به انسان بزرگی خداوند را متذکر می‌شود و می‌فرماید : همان توانمندى که براى شما از درخت سبز ( مَرْخ و عَفار ) که تروتازه است آتشى پدیدار کرد که شما بى درنگ از آن، آتش مى‌افروزید.

این آیه بعد از آیه هفتاد و نهم در پاسخ به کسانی است که قیامت را انکار می‌کنند، آمده است.در آیه 79 سوره مبارکه یس خداوند کریم خطاب به این افراد می‌فرماید :

اى پیامبر(صلی الله علیه و آله)، در پاسخ او بگو: همان توانمندى که نخستین بار آن استخوان‌ها را پدید آورد، آنها را زنده مى‌کند. او به هر آفریده‌اى بسى داناست. ویژگى‌هاى همه خلایق را چه پیش از مرگشان و چه پس از مرگشان مى‌داند، پس زنده کردن مردگان براى او سهل است.

برای توضیح بیشتر درباره آیه هشتاد این سوره مبارک و اینکه چرا خداوند به آتش گرفتن درختان سبز اشاره دارد ، به تفاسیر بیشتری خواهیم پرداخت.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در بخش دیگری از کتاب خود (تفسیر نمونه ) ج ‏18، ص 462، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۷۴خورشیدی ؛ می‌نویسد :

در زمان‌های قدیم در میان اعراب این امر رایج بود که براى آتش افروختن از چوب درختان مخصوص به نام «مرخ» و «عفار» که در بیابان‌هاى حجاز مى‌‏روئید استفاده مى‏‌کردند. مرخ و عفار دو نوع چوب آتش زنه بود که اولى را زیر قرار مى‌‏دادند و دومى را روى آن مى‌‏زدند، و مانند سنگ آتش‏‌زنه جرقه از آن تولید مى‌‏شد، در واقع به جاى کبریت امروز از آن استفاده مى‌‏کردند.

بنابر این تفسیر ، ایشان اینگونه توضیح می‌دهند :

آب و آتش دو چیز متضادند، کسى که مى‏‌تواند آنها را در کنار هم قرار دهد! مسلماً براى او پوشانیدن لباس زندگى بر اندام انسان‌هاى مرده کار مشکلى نیست.

ایشان در صفحه 463 از همین کتاب ادامه می‌دهند و آتش گرفتن درختان سبز را اینطور تفسیر می‌کنند:

خاصیت آتش‌‏افروزى به وسیله چوب درختان، منحصر به چوب‌هاى «مرخ» و «عفار» نیست، بلکه این خاصیت در همه درختان و تمام اجسام عالم وجود دارد (هر چند دو چوب مزبور بر اثر مواد و وضع مخصوصشان آمادگى بیشترى براى این کار دارند).

خلاصه این‌که تمام چوب‌هاى درختان اگر محکم به هم بخورند جرقه مى‌‏دهند حتى چوب درختان سبزبه همین دلیل گاه آتش ‏سوزی‌هاى وسیع و وحشتناکى در دل جنگل‌ها روى مى‌‏دهد. این همان جرقه الکتریسته است که بر اثر اصطکاک و مالش آشکار مى‌شود.

خداوند تبارک و تعالی با مثال‌هایی از این دست علاوه بر اینکه قدرت خود را به بشر متذکر می‌شود و انسان را از گمراهی به سوی هدایتی آشکار سوق می‌دهد، به او می‌گوید که اگرچه این قرآن بیش از هزار و سیصد سال پیش نازل شده ، اما همچنان تازگی دارد و انسان‌ها با کشفیات جدید علمی ، می‌توانند تنها به گوشه‌ای از رموز این کتاب شریف پی ببرند.


باشگاه خبرنگاران/ پوریا سلیمان زاده

اشتراک گذاری این مطلب!

اهمیت دعا در میدان جنگ

8ام اسفند, 1395

 

وَ مَا کانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَن قَالُواْ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ إِسْرفَنَا فِی أَمْرِنَا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انْصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکفِرِینَ [1]

و سخنشان جز این نبود که گفتند: « [ای ] پروردگار ما! [پیامد] گناهان ما و زیاده روی های ما را در کارمان، برای ما، بیامرز، و گام های ما را استوار دار؛ و ما را بر گروه کافران پیروز گردان. »

 

نکته ها و اشاره ها:

1- مجاهدان حقیقی به جای فرافکنی و نسبت دادن شکست خود به دیگران و یا به عوامل موهوم و مرموز، عوامل شکست را در درون خودشان جست جو می کنند و به فکر جبران اشتباهات خویش هستند.

 چون هر چه می رسد به تو از کرده های توست جرم فلک کدام و گناه زمانه چیست؟

 (صائب)

2- مردان الهی در میدان های جنگ دست به دعا برمی داشتند و در کنار عوامل نظامی، به عوامل معنوی و روحی نیز توجه داشتند. آری؛ دعا در میدان جنگ ارزش ویژه ای دارد.

3- آیۀفوق با بیان شیوۀدعای رادمردان، به ما می آموزد که در هنگام دعا، ابتدا توبه و استغفار کنید، سپس از خدا یاری بجویید؛ اول پاک شوید، بعد کمک بخواهید.

4- گناه و اسراف کاری از عوامل شکست و مشکلات در جنگ است؛ چون سرپیچی از فرمان رهبر و اسراف در سرمایه های شخصی و اجتماعی و نابودی آنها، موجب ضعف و شکست می گردد.

5- در آیۀ قبل بیان شد که مردان خدا در مقابل دشمن تسلیم نمی شوند و در این آیه بیان شده که در مقابل خدا تسلیم و عذرخواهند. هر کس در مقابل خدا تسلیم باشد، در مقابل مستکبران و ستمگران کرنش نمی کند.

 

آموزه ها و پیام ها:

1- استواری و پیروزی شما در جنگ به دست خداست، پس دعا کنید و از او یاری بخواهید.

2- خلافکاری و تجاوزگری زمینه ساز شکست شماست.

3- رزمندگان اسلام در هنگام جنگ به دعا و معنویات اهمیت زیادی می دهند.

4- در میدان جنگ نیز به فکر پاک سازی و بازسازی خود باشید.

پی نوشت:

[1] سوره آل عمران، آیه147

تفسیر قرآن مهر، جلد سوم، صفحه 288

اشتراک گذاری این مطلب!

خدایا! در صراط مستقیم قرارمان ده!

5ام اسفند, 1395

 

اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقییم

(خداوندا!) ما را به راه راست هدایت فرما.

 

نکته ها

راه های غیر الهی متعدّدی در برابر انسان قرار دارد که او باید یکی را انتخاب کند: *راه خواسته ها و توقعات های خود. * راه انتظارات وهوس های مردم. * راه وسوسه های شیطان. * راه طاغوت ها. * راه نیاکان و پیشینیان. * راه خدا و اولیای خدا. انسان مؤمن، راه خداوند واولیای او را انتخاب می کند که بر دیگر راه ها امتیازاتی دارد:

الف:راه الهی ثابت است، بر خلاف راه های طاغوت ها و هوس های مردم و هوس های شخصی که هر روز تغییر می کنند. ب:یک راه بیشتر نیست، در حالی که راه های دیگر متعدّد و پراکنده اند. ج:در پیمودن آن، انسان به مسیر و مقصد مطمئن است. د:در پیمودن آن، شکست و باخت وجود ندارد.

راه مستقیم، راه خداست. «إِنَّ رَبِّی عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»[1]

* راه مستقیم، راه انبیاست. «إِنَّک لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»[2]

* راه مستقیم، راه بندگی خداست. «وَ أَنِ اعْبُدُونِی هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ»[3]

* راه مستقیم، توکل وتکیه بر خداست. «مَنْ یعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»[4]

* راه مستقیم، یکتاپرستی و تنها یاری خواستن از اوست.[5]

* راه مستقیم، کتاب خداوند است.[6]* راه مستقیم، راه فطرت سالم است.[7]

ادامه »

دنیا و آخرت با هم منافاتی ندارند

3ام اسفند, 1395

 

وَ مِنْهُمْ مَنْ یقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ[1]

(اما) بعضی از مردم می گویند: پروردگارا! در دنیا به ما نیکی عطا کن و در آخرت نیز نیکی مرحمت فرما و ما را از عذاب آتش نگهدار.

نکته ها:

یکی از راههای شناخت مردم، آشنایی با آرزوها و دعاهای آنان است. در آیه قبل، درخواست گروه اوّل از خداوند مربوط به دنیا بود و کاری به خیر و شرّ آن نداشتند، ولی در این آیه درخواست گروه دوّم از خداوند، «حَسَنَةً» است در دنیا و آخرت. در دیدگاه گروه اوّل؛ دنیا به خودی خود مطلوب است، ولی در دید گروه دوّم؛ دنیایی ارزشمند است که حسنه باشد و به آخرت منتهی گردد.

در روایات نمونه ها و مصادیقی برای نیکی های دنیا و آخرت نقل شده است [2]، ولی حسنه در انحصار چند نمونه نیست.امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: مقصود خشنودی خدا و بهشت در آخرت و زندگی دنیا و خوش اخلاقی در دنیا می باشد. [3]

در دعاها، هدف های کلّی مطرح شود و تعیین مصداق به عهده خداوند گذاشته شود. ما از خداوند حسنه و سعادت می خواهیم، ولی در اینکه رشد و صلاح ما در چیست؟ آنرا به عهدۀخداوند می گذاریم. چون ما به خاطر محدودیت های علمی و عدم آگاهی از آینده و ابعاد روحی خودمان، نمی توانیم مصادیق جزئی را تعیین بنمائیم. به همین جهت توصیه شده است از خداوند وسیله کار را نخواهید، خودِ کار را بخواهید. زیرا ممکن است خداوند از وسیلۀ دیگری که به فکر و ذهن ما نمی آید، کاری را برای ما محقّق سازد. مثلًا از خداوند توفیق زیارت حج را بخواهید، امّا نگویید: خدایا مالی به من بده تا به مکه بروم. چون خداوند گاهی سبب را به گونه ای قرار می دهد که ما فکر آن را نمی کردیم.

پیام ها:

1- دنیا و آخرت با هم منافاتی ندارند، به شرط آنکه انسان به دنبال حسنه و نیکی باشد. «فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً»

2- هر رفاهی مذموم نیست، بلکه زندگانی نیکو، مطلوب نیز هست. «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً»

3- دوزخ، حساب جدایی دارد. با اینکه از خداوند نیکی آخرت را می خواهند، ولی برای نجات از آتش، جداگانه دعا می کنند.[4] «قِنا عَذابَ النَّارِ»

پی نوشت:

[1] سوره البقرة، آيه 201

[2] تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 199.

[3] كافى، ج 5، ص 71.

[4] در دعاها براى نجات از آتش، اصرار و تكرار عجيبى است. مثلا در دعاى مجير حدود هفتاد بار مى‏خوانيم:« اجرنا من النار يا رب» پروردگارا! ما را از آتش جهنّم نجات بده. ويا در دعاى جوشن كبير كه صد بند دارد در پايان هر بند آن مى‏گوييم:« خلصنا من النار يا رب»

تفسیر نور، ج 1، صفحه 315

اشتراک گذاری این مطلب!

مبارزه با فکر طبقاتی

28ام دی, 1395

وَ کذلِک فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِیقُولُوا أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَیهِمْ مِنْ بَینِنا أَ لَیسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاکرِینَ [1]

و این گونه بعضی از مردم را به وسیلۀ بعضی دیگر آزمایش کردیم، تا(از روی استهزا) بگویند: آیا اینانند آنهایی که خداوند، از میان ما بر آنها منّت نهاده است؟ آیا خداوند به حال شاکران داناتر نیست؟

نکته ها

بارها قرآن، بلند پروازی و پر توقّعی سرمایه داران کافر را مطرح و محکوم کرده است. آنان توقّع داشتند وحی و قرآن بر آنان نازل شود، از جمله:

«أَ أُلْقِی الذِّکرُ عَلَیهِ مِنْ بَینِنا»[2] آیا در میان ما وحی بر او نازل شد؟!

«لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلی رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیتَینِ عَظِیمٍ»[3] چرا وحی بر مرد بزرگی از آن دو قریه نازل نشد؟! مؤمن واقعی، شاکر نعمت ایمان است. شخصی نزد امام کاظم علیه السلام از فقر خود شکایت کرد. حضرت فرمود: غنی ترین افراد به نظر تو کیست؟ گفت: هارون الرشید. پرسید: آیا حاضری ایمان خود را بدهی و ثروت او را بگیری؟ گفت: نه. فرمود: پس تو غنی تری، چون چیزی داری که حاضر به مبادله با ثروت او نیستی.[4]

پیام ها

1- تفاوت های اجتماعی، گاهی وسیلۀآزمایش و شکوفا شدن خصلت ها و رشد آنهاست. اغنیا، با فقرا آزمایش می شوند. «فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ»

2- برخی اغنیا، فقرا را تحقیر می کنند و خود را ارزشمند می پندارند. أَ هؤُلاءِ…مِنْ بَینِنا

3- فقرای با ایمان، برگزیدگان خدایند. «مَنَّ اللَّهُ عَلَیهِمْ»

4- پاسخ توهین های کافران، با نوازش و مهر الهی به مؤمنان داده می شود. أَ هؤُلاءِ…بِأَعْلَمَ بِالشَّاکرِینَ

5- منّت الهی بر فقیران، نتیجۀ شکر آنان است. مَنَّ اللَّهُ…بِالشَّاکرِینَ

6- خداوند طبق حکمتش عمل می کند، نه توقّع مردم. «أَ لَیسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاکرِینَ»

7- انبیا، نمونۀ بارز شاکران هستند. «بِالشَّاکرِینَ»(فقرایی هم که هدایت انبیا را پذیرفته اند، شاکر نعمت هدایت هستند.) «بِأَعْلَمَ بِالشَّاکرِینَ»[5]

 تفسیر نور، ج 2، ص467-تفسیر نمونه، ج 5، ص 251

پی نوشت ها

[1] سوره أنعام، آيه 53

[2]. قمر، 25.

[3]  زخرف، 31.

[4] تفسير اطيب‏البيان.

[5] محسن قرائتى، تفسير نور، 10جلد، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن - تهران، چاپ: 4، 1389.

اشتراک گذاری این مطلب!

قانون عمومى مرگ‏

28ام دی, 1395


کلُ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوکمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیرِ فِتْنَةً وَ إِلَینا تُرْجَعُونَ [1]

هر نفسی چشنده مرگ است و ما شما را با مبتلا کردن به بدی هاو خوبی ها آزمایش می کنیم و بسوی ما باز گردانده می شوید.


نکته ها:

حضرت علی علیه السلام دربارۀ«نَبْلُوکمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیرِ» فرمودند: سلامتی و غنی، خیر، و بیماری و فقر، شرّ است و هر دو برای امتحان می باشد. [2]


سیمای مرگ در قرآن و روایات

1- آمادگی برای مرگ، نشانۀاولیای خداست. «إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکمْ أَوْلِیاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ»[3]

2- جایگاه مرگ در زندگی انسان ها همچون گردنبند بر روی سینۀدختران است. «خطّ الموت علی وُلد آدم مَخطّ القلاده علی جید الفتاة»[4]

3- مرگ، پایان راه نیست، بلکه به منزلۀتغییر در حیات و شیوۀزندگی است، مانند لباسی که تعویض می شود. [5]

4- هر کس از انسان ها به نحوی از این جهان رخت برمی بندند، بعضی با سخت ترین حالات و عدّه ای مثل بو کردن گل. [6]

5- ترس انسان از مرگ مانند ترس راننده ای است که یا سوخت ندارد «آه من قلة الزاد و طول الطریق»، [7] یا بار قاچاق و کالای ممنوعه حمل می کند (گناهکار است) و یا آمادۀرانندگی نیست، وگرنه ترس چرا؟

ادامه »

کمک مالی

22ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ(الحديد/18)

مردان و زنان انفاق‌کننده، و آنها که (از اين راه) به خدا «قرض الحسنه» دهند، (اين قرض الحسنه) براي آنان مضاعف مي‌شود و پاداش پرارزشي دارند!

پیامها:

1- براى دریافت الطاف الهى، هم صدقه و كمك ‏هاى بلاعوض لازم است و هم قرض الحسنه و كمك‏هایى كه برگشت دارد. «المصّدقین… اقرضوا اللّه»

2- وام به بندگان خدا، به منزله وام دادن به خداوند است. «اقرضوا اللّه» به جاى «اقرضوا النّاس»

3- زن و مرد در حقّ مالكیّت و حلّ مشكلات اقتصادى و رشد معنوى و رسیدن به كمالات اخروى هم پاى یكدیگرند. «ان المصّدقین و المصّدقات»

4- مهم نجات فقرا، از فقر است، خواه از طریق انفاق باشد از طریق قرض. «المصّدقین… اقرضوا…»

5 - قرض وانفاق، در ظاهر كم‏ شدن و كندن مال است، و در واقع رشد است. «یضاعف»

6- انفاق و وام، نشانه كرم است، و پاداش كریم، اجر كریم است. «المصدقین… أقرضوا… لهم اجر كریم»


اشتراک گذاری این مطلب!

دینداران واقعی

20ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَلَا هُمْ يحْزَنُونَ(الأحقاف/13)

کساني که گفتند: «پروردگار ما الله است»، سپس استقامت کردند، نه ترسي براي آنان است و نه اندوهگين مي‌شوند.


پیامها:

1- ایمان به خدا، خوف از دیگران را از بین مى‏برد. «ربّنا اللّه… لاخوف علیهم»

2- تنها كسانى از گذشته خود پشیمان نمى‏شوند كه همواره در راه خدا حركت مى‏كنند. «ربنّا اللّه ثم استقاموا… لا هم یحزنون»

3- جزاى استوارى ایمان و استمرار نیكى‏ها، جاودانه بودن در بهشت و نعمت‏هاى بهشتى است. «استقاموا… خالدین فیها»

4 - بهشت، پاداش اهل عمل است، نه اهل سخن. «جزاءً بما كانوا یعملون»

 

فرمایش حضرت امام حسین علیه السلام :…‌ دینداران‌ واقعی‌ چه‌ بسیار اندكند

قَالَ الْفَرَزْدَقُ: لَقِیَنِی‌ الْحُسَیْنُ علیه‌السلام فِی‌ مُنْصَرَفِی‌ مِنَ الْكُوفَه. فَقَالَ: مَا وَرَاكَ یَا أَبَا فِرَاسٍ؟!

 قُلْتُ: أَصْدُقُكَ؟! قَالَ علیه‌السلام:الصِّدْقَ أُرِیدُ!

 قُلْتُ: أَمَّا الْقُلُوبُ فَمَعَكَ، وَأَمَّا السُّیُوفُ فَمَعَ بَنِی‌ أُمَیَّه؛ وَالنَّصْرُ مِنْ عِنْدِ اللَهِ.

 قَالَ: مَا أَرَاكَ إلَّا صَدَقْتَ! النَّاسُ عَبِیدُ الدُّنْیَا وَالدِّینُ لَغْوٌ عَلَی‌ أَلْسِنَتِهِمْ، یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ بِهِ مَعَایِشُهُمْ؛ فَإذَا مُحِّصُوا بِالْبَلآءِ قَلَّ الدَّیَّانُونَ.

 «فرزدق‌ می‌گوید: چون‌ از درنگ‌ در كوفه‌ انصراف‌ پیدا كرده‌، باز می‌گشتم‌، حسین‌ علیه‌ السّلام‌ مرا در راه‌ دیدار كرد و گفت‌: ای‌ أبوفراس‌! پشت‌ سرت‌ چه‌ خبر بود؟

 گفتم‌: راستش‌ را به‌ تو بگویم‌؟! فرمود: آری‌، من‌ راستش‌ را می‌خواهم‌! گفتم‌: دل‌های‌ كوفیان‌ همه‌ با توست‌؛ ولیكن‌ شمشیرهایشان‌ همه‌ بر كمك‌ و مساعدت‌ بنی‌ اُمیّه‌ است‌؛ و یاری‌ و نصرت‌ هم‌ از جانب‌ خداست‌!

 فرمود:

آری‌! این‌ سخنی‌ است‌ كه‌ تو از روی‌ صدق‌ و راستی‌ گفتی‌! مردم‌ همگی‌ بردگان‌ و بندگان‌ مال‌ دنیا هستند؛ و تلفّظ‌ به‌ دینداری‌ فقط‌ كلام‌ لغو و بی‌محتوائی‌ است‌ كه‌ بر سر زبان‌هایشان‌ جاری‌ است‌. پاسداری‌ از دینشان‌ فقط‌ در محدوده‌ای‌ است‌ كه‌ در پرتو آن‌، معیشت‌‌های‌ فراوان‌ به‌ دست‌ آورند؛ و چون‌ با غِربال‌ امتحان‌ و ابتلاء آزمایش‌ شوند معلوم‌ می‌شود كه‌ دینداران‌ واقعی‌ چه‌ بسیار اندكند.»

ادامه »

خشم و عفو

19ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَالَّذِينَ يجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يغْفِرُونَ(شوري/37)

همان کساني که از گناهان بزرگ و اعمال زشت اجتناب مي‌ورزند، و هنگامي که خشمگين شوند عفو مي‌کنند.

پیام ها:

1- منشأ بسیارى از گناهان شهوت و غضب است، اول دورى از شهوت را مطرح كرد بعد دورى از غضب را. «یجتنبون… الفواحش و اذا ما غضبوا»

2- مؤمن بر نفس خود تسلّط دارد. «یجتنبون… یغفرون»

3- غضب یك غریزه است لكن كنترل آن لازم است. «غضبوا»

4 - مؤمنان به هنگام غضب خودشان عفو مى‏كنند، نه به خاطر وساطت دیگران. «هم یغفرون»


عفو و فروخوردن خشم:

«وَ الکَاظِمینَ الغَیظَ، و العَافینَ عنِ النَّاسِ، والله یحبُّ المُحسِنینَ.»[306] ترجمه: در وصف مؤمنان گوید که: خشم فروخورندگان، و از مردمان عفوکنندگان، و خدا نیکوکاران را دوست دارد.[307]

° «و اِنْ تَعْفُوا اَقْرَبُ لِلتَّقوی، و لا تَنْسَوا الفَضْلَ بَینَکُم! وَ اِذَا خاطَبَهُم الجَاهِلونَ قالوُا سلاَما.»[308] ترجمه: اگر عفو کنید به تقوی نزدیک­تر باشد، و فضل در میان خود فراموش مکنید چون جاهلان با ایشان خطاب کنند سلام گویند، یعنی حلم را کار فرمایند.[309]

° اَلعَفْوُ لا یزیدُ العَبدُ الّا عِزّاً، فاعفُوا! یعِزُّکُم اللهُ. ترجمه: عفو نیفزاید بنده را الا عزت، پس عفو کنید که خدا شما را عزیز گرداند.[310]

° «مَن دَعا عَلی مَن ظَلمَهُ، فقد انتَصَرَ. یا معشر المُوحّدینَ! انّ اللهَ عَفا عَنکم، فلیعفُ بعضُکُم عن بعضٍ.» ترجمه: هرکه بر ظالم خود دعا کند، داد خود بستده باشد. ای جماعت موحدان! خدا از شما عفو می­کند، شما از یکدیگر عفو کنید! [311]

ادامه »

مقاومت | پایبندی به ارزشهای اساسی

17ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ(فصلت/30)

به يقين کساني که گفتند: «پروردگار ما خداوند يگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل مي‌شوند که: «نترسيد و غمگين مباشيد، و بشارت باد بر شما به آن بهشتي که به شما وعده داده شده است!

 

پیامها:

1- آن چه ایمان را بارور مى‏كند و به نتیجه مى‏رساند، مقاومت است وگرنه چه بسیار مؤمنانى كه بد عاقبت شدند. «قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقاموا»

2- استقامت، در كنار ایمان ارزش است وگرنه كفّار نیز بر باطل خود استقامت دارند. «قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقاموا»

3- فرشتگان بر غیر پیامبران نیز نازل مى‏شوند. «تتنزّل علیهم الملائكة»

4- بر مؤمنان مقاوم فرشتگان نازل مى‏شوند. «تتنزّل علیهم الملائكة» و بر گناهكاران، شیاطین. «هل انبّئكم على من تنزل الشیاطین تنزّل على كل افّاك اثیم»(شعراء/221)

5 - مقاومتِ در راه حقّ، هم خوف از آینده را برطرف مى‏كند. «لا تخافوا» و هم حزن و اندوه نسبت به گذشته را. «لا تحزنوا»

6- بالاترین هدیه ‏ى آسمانى كه فرشتگان براى مؤمنان مقاوم مى‏آورند، آرامش روحى و روانى است. «لا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا»

کسانی سر کار بیایند که مصداق انّ الّذین قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقاموا باشند

ادامه »

عباد الرحمن

16ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا(الفرقان/63)

بندگان (خاص خداوند) رحمان، کساني هستند که با آرامش و بي‌تکبر بر زمين راه مي‌روند؛ و هنگامي که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مي‌گويند (و با بي‌اعتنايي و بزرگواري مي‌گذرند)

پیام ها:
1- ایمان واعتقاد انسان، در رفتار شخصى او مؤثّر است. «عبادالرحمن… یمشون»

2 - تواضع، ثمره‏ ى بندگى و نخستین نشانه‏ ى آن است. «هوناً»

3- سرچشمه‏ ى مدارا و نرمخویى بندگان خدا، ایمان است، نه ترس و ضعف آنان. «عباد الرحمن الّذین یمشون…»

4- مُدارا و حلم و حوصله، از صفات بارز مؤمنان است. «قالوا سلاما»

5- تواضع باید هم در عمل باشد، «یمشون… هونا»، هم در كلام، «قالوا سلاما» و هم در عبادت. «سجداً و قیاماً»

6- با افراد نادان و فرومایه مجادله نكنید. «قالوا سلاما» (آنان سخنى در شأن خود مى‏گویند، ولى شما سخنى عالمانه و كریمانه بگویید)

 

عباد الرحمن چه کسانی هستند؟

آیات 63 تا 68 سوره فرقان به بیان صفات عباد الرحمن همچون تواضع، رفتار آنها در برابر جاهلان، عبادت و انفاق پرداخته است .

موضوع بحث عبادالرحمن از روایتی در جلد سوم اصول کافی گرفته شده است: روزی همام نزد امام علی علیه السلام آمد و از او در مورد صفات مؤمنان پرسید و امام شروع به برشمردن این صفات کردند; تا اینکه همام روح از بدنش خارج شد و جان سپرد.

ادامه »

همانندی

15ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيبَاتُ لِلطَّيبِينَ وَالطَّيبُونَ لِلطَّيبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ(النور/26)

زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند، و مردان ناپاک نيز به زنان ناپاک تعلق دارند؛ و زنان پاک از آن مردان پاک، و مردان پاک از آن زنان پاکند!

نکته ها:

1- طبع افراد پلید چنین است كه به سراغ پلیدى‏ها مى‏روند، برخلاف افراد پاك طینت كه به سراغ خوبى‏ها مى‏روند. «الخبیثیات للخبیثین… الطیّبات للطیّبین»

2- بهره‏ گیرى از نعمت‏ها و طیّبات، حقّ اهل ایمان است. «والطّیّبات للطّیبّین»

3- سالم ماندن نسل‏هاى پاك، از توصیه‏ هاى قرآن است. «والطیّبات للطّیبّین»

4- حمایت از پاكدامن‏ ها لازم است. «اولئك مبرؤن ممّا یقولون»

5 - معنویّات بر مادیّات مقدّم است. (در قرآن هر جا عبارت «رزق كریم» آمده، قبلش عبارت «لهم مغفرة» آمده است.)

  این آیه یك اصل كلّى را مطرح مى‏كند كه در انتخاب همسر باید دقّت كرد و اصل را بر ایمان و پاكدامنى گذاشت، نه زیبایى و ثروت. معنایش این نیست كه اگر مردى یا زنى خوب بود حتماً همسرش نیز خوب بوده و مشمول مغفرت و رزق كریم و اهل بهشت است. زیرا قرآن ملاك را ایمان و تقوا و عمل صالح مى‏داند و لذا با اینكه حضرت نوح و لوط، طیّب بودند، امّا همسرانشان از خبیثات و دوزخى‏اند.

كلمه ‏ى «طیّب» به معناى دلپسند و مطلوب است و در قرآن در توصیف مال، ذرّیه، فرزند، كلام، شهر، همسر، غذا و رزق، مسكن، درخت و تحیّت آمده است و در مقابل آن كلمه‏ى «خَبیث» است كه آن هم براى مال، انسان، همسر، سخن، عمل و شجره به عنوان وصف مطرح شده است.

این آیه را چند نوع مى‏توان معنا كرد:

الف: با توجّه به آیات قبل كه درباره‏ى تهمت به زنان پاكدامن و ماجراى افك بود و با توجّه به جمله‏ى: «مبرّئون ممّا یقولون»، معناى آیه این باشد كه كلمات خبیث مثل تهمت و افترا، شایسته افراد خبیث و سخنان پاك شایسته‏ى افراد پاك است و مردم پلید سخن زشت مى‏گویند و مردم پاك، سخنان پاك مى‏گویند.

ب: ممكن‏است مراد آیه بیان یك حكم شرعى‏باشد كه ازدواج پاكان با ناپاكان ممنوع است. نظیر آیه اوّل همین سوره كه فرمود: «الزّانى لایَنكح الاّ زانیة» مرد زناكار جز زن زناكار را به همسرى نگیرد، همان گونه كه روایتى از امام باقرعلیه السلام این معنا را تأیید مى‏كند.(39)

ج: ممكن است مراد آیه همسویى فكرى، عقیدتى، اخلاقى وبه اصطلاح هم‏شأن و هم‏كفو بودن همسر باشد. یعنى هر كس بطور طبیعى به سراغ همفكر خود مى‏رود.

ذرّه‏اى كه در همه ارض و سماست‏
جنس خود را همچو كاه و كهرباست‏

ناریان مر ناریان را جاذبند
نوریان مر نوریان را طالبند

در قرآن، براى رزق اوصافى ذكر شده است از جمله:

«رزقاً حسنا»(40)، (رزقٌ كریم»(41)، (رَزَقكم اللّه حلالاً طیّبا»(42)، (یَرزُقه من حیث لایَحتسب»(43)، (یُرزَقون فیها بغیر حساب»(44)

 مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن

اشتراک گذاری این مطلب!

بندگان برگزیده

14ام دی, 1395

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

أُولَئِكَ يجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيةً وَسَلَامًا(الفرقان/75)

(آري،) آنها هستند که درجات عالي بهشت در برابر شکيباييشان به آنان پاداش داده مي‌شود؛ و در آن، با تحيت و سلام روبه‌رو مي‌شوند.


نکته ها:

1- بهشت را به بها دهند، نه بهانه. «یُجزون… بما صبروا»

2- بنده‏ ى خدا شدن، به صبر و پشتكار نیاز دارد. «بما صبروا»

بهشت را به بها دهند، نه به بهانه

أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِکُم مَّثَلُ الَّذِینَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِکُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِیبٌ (بقره/214)

می پندارید که به بهشت خواهید رفت؟ و هنوز آنچه بر سر پیشینیانِ شما آمده بر سر شمانیامده؟ به ایشان سختی و رنج رسید و متزلزل شدند تا آنجا که پیامبر و مؤمنانی که با اوبودند گفتند: پس یاریِ خدا کی خواهد رسید؟ بدانید که یاری خدا نزدیک است.

«بَأساء» از مادّة «بَأس» به معنای سختی و ناپسند است؛ و «بَأساء» سختیهایی است که به بدن مربوط نباشد، مثل گرفتاری مالی و غیر آن.

«ضَرّاء» از مادّة «ضَرر» ساخته شده و در اصل به معنای زمین گیری و سختی و نقص اموال و انفس است و ضد «سَرّاء»؛ اما اگر با کلمة «بَأساء» بیاید، گرفتاریهای بدنی، مانند مرض، از آن اراده می شود.

ادامه »

پاداش عمل صالح

13ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ(الحج/50)

آنها که ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، آمرزش و روزي پر ارزشي براي آنهاست!


نکته ها:

1- ایمان از عمل صالح جدا نیست، (هر دو با هم شرط بهره‏ گیرى از پاداش ‏هاى الهى است). «آمنوا و عملوا الصّالحات لهم مغفرة …»

2- پاداش معنوى، بر پاداش مادّى مقدّم است. «مغفرة - رزق كریم»

3 - رزقى ارزش دارد كه با كرامت و تكریم باشد. «رزق كریم»

 

رزق كریم چیست؟

 “رزق کریم” در چندین آیه قرآن آمده است از جمله :

أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿أنفال/۴﴾
آنان هستند كه حقا مؤمنند براى آنان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزى نيكو خواهد بود.

 فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ﴿حج/۵۰﴾
پس آنان كه گرويده و كارهاى شايسته كرده‏اند آمرزش و روزى نيكو براى ايشان خواهد بود.

 لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ﴿سبأ/۴﴾
تا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏ اند به پاداش رساند آنانند كه آمرزش و روزى خوش برايشان خواهد بود.

 الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ﴿نور/۲۶﴾
زنان پليد براى مردان پليدند و مردان پليد براى زنان پليد و زنان پاك براى مردان پاكند و مردان پاك براى زنان پاك اينان از آنچه در باره ايشان مى‏ گويند بر كنارند براى آنان آمرزش و روزى نيكو خواهد بود .


منظور از رزق کریم در آیات قرآن علامه طباطبایی (ره) می فرمایند:

« رزق كريم » نعمتهاى بهشتى است كه نيكان از آن ارتزاق مى كنند. ترجمه تفسير الميزان،ج 9 ،ص 12.

ایشان در جای دیگر می فرمایند: رزق كريم يعنى بهشت با همه نعمتهاى آن (بهشت و هر چه در آن است رزق کریم است.) ترجمه تفسير الميزان ،ج 14 ، ص 552 ؛ترجمه تفسير الميزان ،ج 16 ،ص538

ادامه »

بهترین مدافع

12ام دی, 1395

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّ اللَّهَ يدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ(الحج/38)

خداوند از کساني که ايمان آورده‌اند دفاع مي‌کند؛ خداوند هيچ خيانتکار ناسپاسي را دوست ندارد!

نکته ها:
1- مؤمنان، تنها و بى‏ مدافع نیستند. «اِنّ اللّه یُدافع عن الّذین آمنوا»

2- عنصرى كه نصرت و دفاع خدا را جلب مى‏كند، ایمان است. «عن الّذین آمنوا» «و كان حقّاً عَلینا نَصرالمؤمنین» [40]

3- قهر و غضب خداوند، بر اساس معیارهاست. «یدافع عن الّذین آمنوا - لایحبّ كل خَوّان» (دین خداوند امانتى در دست ماست كه نباید به آن خیانت شود) «لایحبّ كلّ خَوّان …»

اشتراک گذاری این مطلب!

نتیجه دوستی با خدا

11ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

أَلَا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَلَا هُمْ يحْزَنُونَ(يونس/62)

آگاه باشيد (دوستان و) اولياي خدا، نه ترسي دارند و نه غمگين مي‌شوند!


نکته ها:
1- كسى كه ولىّ خدا باشد، خدا هم ولىّ اوست. [آیاتِ 257 بقره «اللَّه ولىّ الذین آمنوا»، 68 آل عمران «واللَّه ولىّ المؤمنین» و19 جاثیه «واللَّه ولىّ المتقین»] «انّ اولیاء اللّه لاخوف علیهم»

2- كسى كه خوف الهى داشته باشد، خوفى دیگر نخواهد داشت. «اولياي خدا» (آن را كه حساب پاك است، از محاسبه چه باك است)

3- اولیاى خدا، آینده‏ اى روشن وبدون بیم واندوه دارند. «انّ اولیاء اللّه لاخوف علیهم و لا هم یحزنون»


ریشه لغوی
اولیاء جمع وَلیّ بر وزن فعیل و از ریشه «و ل ی» است.
وَلْی در لغت به معنای قرب و نزدیکی است. [۱] [۲]
برخی آن را در اصل به معنای وقوع چیزی پس از چیزی، همراه با رابطه‌ای بین آن دو دانسته و استعمال آن را در معانی دیگری مانند نزدیکی، دوستی، یاری و پیروی، از آثار آن اصل به حساب آورده‌اند. [۳]
برای ولیّ نیز معانی گوناگونی مانند دوستدار، رفیق و یاری کننده ذکر شده‌است [۴] که در هر یک از آن‌ها نوعی قرب و نزدیکی وجود دارد.
اولیاءاللّه ترکیبی اضافی است و مراد از آن کسانی هستند که از دوستی و قرب الهی برخوردارند.
ولیّ خدا شدن لازمه ایمان به خداست، بنابراین هر مؤمنی از اولیاء اللّه است. ولی درجات اولیاء اللّه به مقدار درجه ایمانشان متفاوت است. [۵]
گرچه دارندگان هر یک از مراتب ایمان از اولیاء اللّه هستند.

مراد از اولیاء اللّه در قرآن
ولی مراد از اولیاء اللّه در قرآن ، کسانی هستند که به درجه عالی ایمان و عبودیت رسیده‌اند. [۶]
آنان کاملانی هستند که از لباس بشریت بیرون آمده، و از قدس جبروت گذشته و در قدس لاهوت وارد شده‌اند و آن‌ها موحّدان حقیقی‌اند و در حدیث قدسی در مورد ایشان آمده‌است:اولیای مرا کسی جز من نمی‌شناسد. [۷]
البته این گروه نیز خود دارای مراتبی هستند، زیرا کمال ولایت پایانی نداشته، مراتب اولیاء اللّه نامتناهی است. [۸]
برخی نیز ولیّ اللّه را کسی دانسته‌اند که فرشته با او سخن گوید یا کارهای نیک به او الهام شود. [۹]
رسیدن به درجه عالی ایمان و عبودیت و برخورداری از این مرتبه ولایت، موجب می‌شود انسان نوعی ولایت تکوینی بر عالم پیدا کرده، بتواند در آن تصرّف کند، چنان که سرپرستی دیگر انسان‌ها و‌تدبیر امور آنان را نیز خداوند به چنین انسان‌هایی واگذار می‌کند.

ادامه »

دین حنیف

8ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِي لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ(الأنعام/79)

من روي خود را به سوي کسي کردم که آسمانها و زمين را آفريده؛ من در ايمان خود خالصم؛ و از مشرکان نيستم!


نکته ها:

1- همین كه راه حقّ براى ما روشن شد، با قاطعیّت اعلام كنیم و از تنهایى نهراسیم. «اِنّى وَجّهت»

2- كسى كه از پرستش بت‏ هایى جزیى، مادّى، محدود و فانى بگذرد، به معبودى كلّى، معنوى، بى ‏نهایت و ابدى مى‏رسد. «للّذى فطر السموات والارض»

3- در جلوه‏ ها غرق نشوید كه دیر یا زود، رنگ مى‏بازند، به خدا توجّه كنید كه جلوه آفرین است. «فَطَر السموات والارض»

4- انسان مى‏تواند به جایى برسد كه عقائد باطل نسل ‏ها و عصرها را درهم بشكند. «و ما أنا من المشركین»

5 - توحید ناب، همراه با برائت از شرك است. «و ما أنا من المشركین»


دين حنيف از ديدگاه قرآن

 حنيف كلمه‏اى عربى و به معناى پاك‏دين و متمايل به دين حق است . بعضى از افراد خود را بر دين حنيف مى‏دانستند و يا ديگران آنان را چنين مى‏ شناختند و پيامبر گرامى اسلام نيز به پيروى از ابراهيم عليه‏ السلام بر دين حنيف بود . البته روش و آيين ايشان متفاوت با پيروان دين حنيف به معناى متعارف آن بود . دين حنيف يك دين رسمى داراى تشكيلات و علماء، اصول و فروع نبوده‏ است .

 
1 . مقدمه

 از ديرباز اعتقاد بر اين بود كه گروهى در مكه و اطراف و اكناف جزيرة‏العرب از بتان دورى مى‏جستند و خود را پيروان ابراهيم عليه السلام و فرزندش اسماعيل عليه السلام مى‏دانستند . نبى گرامى اسلام صلى الله عليه و آله را نيز از اين گروه دانسته‏اند; اما يهود به پيروى از اصطلاح سريانى اين كلمه، قبايل مشرك عرب را حنيف مى‏خواند; حال آنكه در لغت عرب، حنيف پاك‏دين و متمايل به دين حق معنا شده است (1) . آنان خود را پيرو ابراهيم عليه السلام دانسته و بر پيامبر صلى الله عليه و آله خرده مى‏گرفتند كه اگر پيرو ابراهيم هستى، او از ماست; چرا قبله او را ترك و سنن او را مهجور داشته‏اى؟
منقول است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به بيت‏المدارس (محل تدريس توارت) در مدينه وارد شد و يهوديان را به اسلام دعوت كرد . يكى از يهوديان پرسيد: تو خود بر چه دينى هستى؟ فرمود: بر ملت ابراهيم عليه‏السلام و دين او . گفتند: ابراهيم كه يهودى بود! فرمود: تورات را بياوريد تا ميان ما و شما داور باشد; اما آنان نپذيرفتند و به حكميت تورات هم تن ندادند (2) . يهود خود را از سلاله يعقوب (اسرائيل) عليه‏السلام مى‏دانستند و دوازده سبط يهود را از دوازده فرزند يعقوب . در اين مناظره ابراهيم عليه‏السلام يعنى نياى بزرگ يعقوب را كه در كتب آنها به پدر عالى و پدر جماعت‏بسيار نامبردار است، پيرو يعقوب معرفى مى‏كند . آنان ابراهيم عليه السلام را پيامبر و بنيانگزار يكتاپرستى و حنيف نمى‏دانستند .

ادامه »

ذکر و تفکر

7ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الَّذِينَ يذْكُرُونَ اللَّهَ قِيامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ(آل عمران/191)

همانها که خدا را در حال ايستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابيده‌اند، ياد مي‌کنند؛ و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مي‌انديشند؛ (و مي‌گويند:)

بار الها! اينها را بيهوده نيافريده‌اي!

منزهي تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار!

1- نشانه ‏ى خردمندى، یاد خدا در هر حال است. «اولوا الالباب الّذین یذكرون اللّه قیاماً و قعوداً و على جنوبهم»

2- ایمان بر اساس فكر و اندیشه ارزشمند است. «یتفكّرون فى خلق السموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً»

3- اگر هستى بیهوده و باطل نیست، ما هم نباید بیهوده و باطل باشیم. «ماخلقت هذا باطلاً… فقنا عذاب النار»

4- هستى هدفدار است، پس هر چه از هدف الهى دور شویم به دوزخ نزدیك مى‏شویم. «فقنا عذاب النّار»

5- ثمره‏ ى عقل و خرد، ترس از قیامت است. «اولوا الالباب… فقنا عذاب النار»

اشتراک گذاری این مطلب!

کظم غیظ

6ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الَّذِينَ ينْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يحِبُّ الْمُحْسِنِينَ(آل عمران/134)

همانها که در توانگري و تنگدستي، انفاق مي‌کنند؛ و خشم خود را فرو مي‌برند؛ و از خطاي مردم درمي‌گذرند؛ و خدا نيکوکاران را دوست دارد.


1- انفاق، سخاوت مى‏خواهد نه ثروت. «فى السرّاء والضرّاء»

2- نه در حال رفاه از محرومان غافل باشیم، و نه در تنگدستى بگوییم كه ما خود گرفتاریم. «فى السرّاء والضرّاء»

3- متّقین محكوم غرایز نیستند، آنان حاكم ومالك خویشتن‏اند. «الكاظمین ‏الغیظ»

4 - تقوا، از سعه‏ ى صدر جدا نیست. «والعافین عن الناس»

5- در عفو خطاكار، ایمان او شرط نیست. «والعافین عن الناس»

6 - كسى كه مى‏خواهد محبوب خدا شود باید از مال بگذرد و خشم وغضب را فرو برد. «واللّه یحبّ المحسنین»

7- انفاق به محرومان و گذشت از خطاى مردم، از مصادیق احسان و نیكوكارى است. «ینفقون، كاظمین، عافین، محسنین»

اشتراک گذاری این مطلب!

تکلیف وتوان

5ام دی, 1395

مفهوم آيه (لا يكلف الله نفسا الا وسعها) چيست؟

معني آيه شريفه «لا يُكَلِّفُ اَللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» ؛ (2:286) اين است كه؛ خداوند هيچ كس را جز به اندازه توانايي‏اش تكليف نمي‏كند. وسع در لغت به معني گشايش و قدرت است، بنابراين مضمون آيه شريفه همان حقيقت عقلي را تأييد مي‏كند كه وظايف و تكاليف الهي هيچ‏گاه بالاتر از ميزان قدرت و توانايي افراد نيست و لذا بايد گفت تمام احكام با همين آيه تفسير و تقييد مي‏گردد و به مواردي كه تحت قدرت انسان است اختصاص مي‏يابد. بديهي است يك قانون‏گذار حكيم و دادگر نمي‏تواند غير از اين قانون وضع نمايد.

لَا يكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَينَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ(البقرة/286)

خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمى‏كند. (انسان،) هر كار (نيكى) را انجام دهد، براى خود انجام داده؛ و هر كار (بدى) كند، به زيان خود كرده است. (مؤمنان مى‏گويند:) پروردگارا! اگر ما فراموش يا خطا كرديم، ما را مؤاخذه مكن! پروردگارا! تكليف سنگينى بر ما قرار مده، آن چنان كه (به خاطر گناه و طغيان،) بر كسانى كه پيش از ما بودند، قرار دادى! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداريم، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوى! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مايى، پس ما را بر جمعيّت كافران، پيروز گردان‏.

 

1- تكالیف الهى، بیش از توان انسان نیست.«لا یكلّف اللّه نفساً الا وسعها» اسلام، دینِ آسانى است، نه سخت ‏گیرى

2- اعمال ما آثارى دارد كه بازتابش به خود ما برمى‏گردد. «لها ما كسبت وعلیها ما…»

3- به تاریخ گذشتگان وحوادث تلخ آنان بنگریم تا درس عبرت گرفته وبه خدا پناه ببریم. «كما حَمَلتْه على الّذین من قبلنا»

4- آداب دعا آن است كه ابتدا به ضعف خود اقرار كنیم؛ «لا طاقة لنا» سپس به عظمت خداوند گواهى دهیم؛ «انت مولینا» آنگاه خواست خود را مطرح كنیم. «واعف عنّا واغفرلنا وارحمنا»

 

بیانات رهبری:

تکلیف الهی به اندازه توانایی انسان است

من آن وقتی که توانائی جسمی بیشتری داشتم، زیادتر در دانشگاه‌ها شرکت میکردم؛ الان هم واقعاً اگر بتوانم و مجال و وقت باشد، دوست دارم در فاصله‌های نزدیک به نزدیک در دانشگاه شرکت کنم؛ منتها دیگر حالا «لا یکلّف اللّه نفسا الّا وسعها»؛(۱) از مثل من و سنین من و اشتغالات من، گمان نمیکنم جوانها خیلی انتظاراتی داشته باشند؛ اما مسئولین کشور نه، میتوانند و باید شرکت کنند. من الان هم از همین جا به مسئولین سفارش میکنم که در جلسات دانشجوئی شرکت کنند؛ بیایند، بشنوند از دانشجوها، و بگویند به دانشجوها.۱۳۹۱/۰۵/۱۶

اشتراک گذاری این مطلب!

کشاورزی در دنیا، کشاورزی در آخرت

2ام دی, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

مَنْ كَانَ يرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ

کسي که کشت آخرت بخواهد براي وي در کِشته ‏اش مي ‏افزاييم

وَمَنْ كَانَ يرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ(شوري/20)

و کسي که کِشت اين دنيا را بخواهد به او از آن مي‏ دهيم و[لي] در آخرت او را نصيبي نيست.

تفسیر نور:

در آيه 20 سوره شوری، انسان به كشاورز، عمل او به كشت ، نيّت او به بذر و دنيا و آخرت، به مزرعه و محل برداشت تشبيه شده است.

آخرت از دنيا مهم‏تر است زيرا:

1- براى آخرت‏ خواهان توسعه و رشد است. «نزد له فى حرثه»

2- آخرت‏ خواهان از دنيا بهره كمى مى‏ برند ولى دنيا خواهان هيچ بهره ‏اى از آخرت ندارند. «ما له فى الاخرة من نصيب»

3- آخرت‏ خواهان به همه اهداف خود مى ‏رسند. «نزد له فى حرثه» ولى دنياخواهان تنها به گوشه ‏اى از اهداف خود مى‏ رسند. «نؤته منها»

1- بر خلاف مخلوقات كه لطيف آنها قوى نيست و قوى آنها لطيف نيست، خداوند هم لطيف است و هم قوى. «لطيف… القوى»

2- قدرت خداوند هرگز شكست نمى‏ پذيرد. «القوى العزيز»

3- رزق الهى برخاسته از لطف خداست. «لطيف بعباده يرزق»

4- قدرت و لطف خدا ضامن روزى‏رسانى به مردم است. «لطيف بعباده يرزق… و هو القوى»

5- انسان در انتخاب راه آزاد است. «من كان يريد… من كان يريد…»

6- ارزش كار انسان وابسته به اهداف دور و نزديك و نيّت اوست. «يريد حرث الاخرة - يريد حرث الدنيا»

7- همه داده‏ها از خداست. «نزد له - نؤته منها» و عطاى خدا متناسب با نيّت و انتخاب انسان است. «من كان يريد…. من كان يريد»

8- نقش انسان تنها در انتخاب و تصميم است، مقدار كاميابى مربوط به اراده خداست. «نزد له - نوته منها»

9- هدف قرار دادن دنيا سبب محروميّت كامل از آخرت است. «يرث حرث الدنيا… ما له فى الاخرة من نصيب»

ادامه »

آنها كه دو سهم از رحمت الهى دارند

1ام دی, 1395

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یؤْتِکمْ کفْلَینِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یجْعَلْ لَکمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یغْفِرْ لَکمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ [1]

 ای کسانی که ایمان آورده اید! از خداوند پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا از رحمت خود، دو بهره به شما عطا کند و برای شما نوری قرار دهد که به وسیله آن (در دنیا و آخرت) راه را طی کنید، و گناهان شما را ببخشد و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

نکته ها:

 

مخاطب این آیه می تواند مسیحیان آیه قبل باشد تا حق ترک دنیا و رهبانیت را ادا کنند و بعد از حضرت عیسی علیه السلام به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ایمان آورند تا هم اجر ایمان به مسیح علیه السلام را داشته باشند و هم پاداش ایمان به محمّد صلی الله علیه و آله را. در حدیثی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می خوانیم:

 آن مسیحیانی که به من ایمان آوردند، حق رهبانیت را ادا کردند. [2]

 البتّه می توان آیه را مستقل از آیه قبل معنا کرد که مقصود آن باشد که مسلمانان، ایمان خود به خدا و رسول را تعمیق بخشند.

 ممکن است مقصود از «کفْلَینِ مِنْ رَحْمَتِهِ»، یکی نور باطنی و یکی دیگر مغفرت الهی باشد که در ادامه آیه آمده است.

 

پیام ها:

 1- لازمه ایمان به خدا، تقوا و پرهیزکاری است. «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ»

 2- همواره باید ایمان خود را عمیق تر کنیم. آمَنُوا. . . آمَنُوا

 3- هر یک از ایمان وتقوا سهمی از رحمت است. آمَنُوا اتَّقُوا. . . کفْلَینِ مِنْ رَحْمَتِهِ

 4- مؤمن متّقی، هرگز در بن بست قرار نمی گیرد. آمَنُوا اتَّقُوا. . . یجْعَلْ لَکمْ نُوراً. . .

 5- مؤمن، معصوم از گناه نیست، ولی متّقی است و با سپر تقوا به میدان می آید.

 لذا خداوند خطاهای او را می بخشد. اتَّقُوا اللَّهَ. . . یغْفِرْ لَکمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ

 6- در دریافت الطاف الهی، سنّ و نژاد و قبیله و ادعا ملاک نیست، ایمان و تقوا ملاک است. اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا. . . یؤْتِکمْ کفْلَینِ مِنْ رَحْمَتِهِ [3]

 

پی نوشت ها

 [1] سوره حديد، آيه 28

 [2] تفسير مجمع البيان.

 [3] محسن قرائتى، تفسير نور، 10جلد، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن - تهران، چاپ: 4، 1389.

تفسیر نور؛ ج 9؛ ص492؛تفسير نمونه، ج‏23، ص: 392

اشتراک گذاری این مطلب!

تهمت به اولیای خدا ممنوع!

28ام آذر, 1395

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَکـونُوا کالَّذِینَ آذَوْا مُوسی فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَ کانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِیهاً[1]

ای کسانی که ایمان آورده اید!

مانند کسانی نباشید که موسی را آزار دادند،

پس خداوند او را از آنچه(درباره اش به افترا) می گفتند، تبرئه فرمود و او نزد خداوند آبرومند بود.

 
در آیۀ57 مسألۀ ایذای پیامبر مطرح شد، در این آیه تأکید می کند که شما مثل بنی اسرائیل نباشید که حضرت موسی را اذیت کردند.
مراد از تهمتی که در مورد حضرت موسی مطرح شده، یا نسبتِ نقص جسمی است، یا نسبت قتل و یا سحر و جنون که شناخت موضوع آن در فهم آیه نقشی ندارد. لعنت بزرگ، شاید همان لعنت آیه 161 سورۀبقره باشد که می فرماید:
«إِنَّ الَّذِینَ کفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ کفَّارٌ أُولئِک عَلَیهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ» کسانی که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، لعنت خداوند و فرشتگان و همۀمردم بر آنها خواهد بود.
 
پیام ها

1- تنها دعایی که از دوزخیان مستجاب می شود، دعا برای عذاب است.[2] «رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَینِ مِنَ الْعَذابِ» چون در آیۀ دیگر می فرماید: «لِکلٍّ ضِعْفٌ»[3]

2- گاهی رهبران الهی، از طرف مؤمنان هدف تهمت و اذیت قرار می گیرند. «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَکـونُوا»

3- لازمۀ ایمان، دوری از تهمت است. یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَکـونُوا…

4- از بی اثر ماندن تهمت به اولیای خدا درس بگیرید و تهمت نزنید. «فَبَرَّأَهُ اللَّهُ»

5- خداوند دامن انبیای خود را از تهمت های دشمنان پاک می کند. فَبَرَّأَهُ اللَّهُ…

6- تبرئۀ مردان خدا از تهمت کافی نیست، باید از آنان تجلیل شود. «فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَ کانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِیهاً»

7- تبرئه از تهمت و داشتن وجاهت، شرط موفقیت در رهبری است. «فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَ کانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِیهاً»

8- کسی را که به مأموریتی می فرستید و مسئولیتی به او می دهید، باید از او حمایت کنید. «فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَ کانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِیهاً»[4]

پی نوشت ها

[1] سوره أحزاب، آیه 69

[2] تفسير اطيب البيان.

[3] اعراف، 37.

[4] محسن قرائتى، تفسير نور، 10جلد، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن - تهران، چاپ: 4، 1389.

حوزه/تفسير الميزان، ج‏16، ص 519-تفسیر نور، ج 7، ص408-تفسير نمونه، ج‏17، ص443

اشتراک گذاری این مطلب!

سیاست شیطان، نفوذ گام به گام

23ام آذر, 1395

سیاست شیطان، نفوذ گام به گام


یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ وَ مَنْ یتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیطانِ فَإِنَّهُ یأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکرِ وَ لَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیکمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَکی مِنْکمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لکنَّ اللَّهَ یزَکی مَنْ یشاءُ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ [1]

 ای کسانی که ایمان آورده اید! گام های شیطان را پیروی نکنید و هرکس پیرو گام های شیطان شود، همانا که او به فحشا و منکر فرمان می دهد. و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، هرگز هیچ یک از شما پاک نمی شد. ولی خداوند هر کس را بخواهد، پاک می سازد و خدا شنوا و داناست.

 

نکته ها

 در آیات 14، 20 و 21 سه بار سخن از فضل و رحمت خداوند آمده است تا بگوید اگر لطف او نبود، معلوم نبود وضع شما چگونه باشد! «خُطُواتِ» جمع «خطوة» به معنای گام است. قرآن در مورد نحوۀ منحرف کردن شیطان، عبارتِ «خطوات الشیطان» را به کار برده است تا بگوید: شیطان، گام به گام انسان را به سوی انجام گناهان می کشاند. در قرآن چند مرتبه از «خُطُواتِ الشَّیطانِ» سخن به میان آمده است؛ یک جا می فرماید: «ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ»[2] همگی در صلح و آشتی درآیید و از گام های شیطان پیروی نکنید. و در جای دیگر می فرماید: «کلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالًا طَیباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ»[3] از چیزهای حلال و دلپسند بخورید و مواظب گام های شیطان باشید و از آن پیروی نکنید. در این آیه نیز پیرامون اشاعۀ فحشا نسبت به مؤمنین می فرماید: از گام های شیطان پیروی نکنید. نمونه گام های شیطان عبارت است از: دوستی با افراد فاسد، شرکت در مجالس آنان، ارتکاب گناهان کوچک، و پس از آن گناهان بزرگ و در نهایت قساوت قلب و بدعاقبتی و پایانی شوم.

 

پیام ها

 1- به ایمان خود مغرور نشویم، توجّه به هشدارهای پی در پی لازم است. «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا»

 2- شیطان برای گمراه کردن مؤمنان، تلاش می کند. «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ»

 3- سیاست شیطان، نفوذ تدریجی و گام به گام است. «خُطُواتِ الشَّیطانِ» (از همان گام اوّل مواظب باشیم). لا تَتّبعوا خُطوات الشیطان»

 5- با مردم مستدل سخن بگوییم. خداوند که می فرماید: از شیطان پیروی نکنید، دلیل آن را ذکر می کند: زیرا او به گناه فرمان می دهد. فَإِنَّهُ یأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ…

 6- شیطان در آغاز وسوسه می کند و به هرکس از وسوسه او پیروی کند فرمان می دهد. وَ مَنْ یتَّبِعْ خُطُواتِ…فَإِنَّهُ یأْمُرُ…

 7- کار شیطان، با نماز در تضادّ است. شیطان به انسان دستور گناه می دهد، «فَإِنَّهُ یأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکرِ» (امّا نماز انسان را از گناه باز می دارد. إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکرِ[4])

 8- تزکیه، بدون توفیق الهی امکان ندارد. وَ لَوْ لا…ما زَکی…

 9- انسان، همواره به لطف خداوند نیاز دارد. (تکرار جمله «لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ» در این آیه و آیات قبل)

 10- در مسیر زندگی انسان، فریب و فحشا وجود دارد، ولی راه توبه و نجات نیز باز است. «وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ»

 11- حتّی اولیای خدا به توفیق الهی نیاز دارند. «ما زَکی مِنْکمْ مِنْ أَحَدٍ»

 12- خداوند حکیم، به مقدار لیاقت و ظرفیت افراد، خیر و سعادت نازل می کند. «یزَکی مَنْ یشاءُ»

 13- علم به اینکه خدا همه چیز را می بیند و می شنود، بهترین عامل بازدارنده از فحشا و منکرات است. «وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»[5]

 

پی نوشت ها

[1] سوره نور، آیه 21

 [2] بقره، 208.

 [3]  بقره، 168.

 [4]  عنكبوت، 45.

 [5] محسن قرائتى، تفسير نور، 10جلد، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن - تهران، چاپ: 4، 1389.

منبع : تفسیر نور، ج 6، ص159-تفسير نمونه، ج‏14، ص410

 

اشتراک گذاری این مطلب!

تشبیه همسر به لباس

20ام آذر, 1395

 

«هُنَّ لِباسٌ لَکمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُن»[1] «آنها لباس شما هستند؛ و شما لباس آنها»

در تشبیه همسر به لباس، نکات و لطایف بسیاری نهفته است، از جمله:

* باید لباس در طرح و رنگ و جنس، مناسب انسان باشد، همسر نیز باید هم کفو انسان و متناسب با فکر و شخصیت انسان باشد.

* لباس مایۀ زینت و آرامش است، همسر و فرزند نیز مایۀزینت و آرامش خانواده اند.

* لباس عیوب انسان را می پوشاند، هریک از زن و مرد نیز باید عیوب و نارسایی های یکدیگر را بپوشانند.

* لباس انسان را از خطر سرما و گرما حفظ می کند، وجود همسر نیز کانون خانواده را از آسیب ها حفظ و آن را گرم و زندگی را از سردی می رهاند.

* لباس حریم انسان است و دوری از لباس، مایۀ رسوایی، دوری از ازدواج و همسر نیز سبب انحراف و رسوایی انسان می گردد.

* در هوای سرد لباس ضخیم و در هوای گرم لباس نازک استفاده می شود، هر یک از دو همسر نیز باید اخلاق و رفتار خود را متناسب با نیاز روحی طرف مقابل تنظیم کند؛ اگر مرد عصبانی است، زن با لطافت با او برخورد کند و اگر زن خسته است، مرد با او مدارا کند.

* انسان باید لباس خود را از آلودگی حفظ کند، هر یک از دو همسر نیز باید دیگری را از آلوده شدن به گناه حفظ نماید.

پی نوشت

[1] .بقره، 187

منبع : قرائتی، محسن، چهار صد نکته از تفسیر نور، ص 344

اشتراک گذاری این مطلب!

پذیرش ولایت کفّار با ایمان سازگار نیست

8ام آبان, 1395

 

 

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَ تُرِیدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَیکمْ سُلْطاناً مُبِیناً[1]

ای کسانی که ایمان آورده اید! کافران را به جای مؤمنان دوست و سرپرست خود نگیرید، آیا می خواهید برای خداوند دلیل و حجّت آشکار علیه خودتان قرار دهید؟

نکته ها:

مؤمنان حقّ ایجاد رابطه با کفّار را ندارند، ولی منافقان با کافران رابطۀتنگاتنگ دارند.

قرآن، کفّار را شیطان های منافقان «خَلَوْا إِلی شَیاطِینِهِمْ»[2] و برادران منافقان معرفی می کند «الَّذِینَ نافَقُوا یقُولُونَ لِإِخْوانِهِمُ الَّذِینَ کفَرُوا»[3] تعبیرات قرآن در آیات 139 و 141 مبین کیفیت رابطۀآنان با کفّار بود.

پیام ها:

1- پذیرش ولایت کفّار با ایمان سازگار نیست. یک دل، دو دوستی برنمی دارد. یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا. . .

2- تولّی و تبرّی، دوستی با مؤمنان و دوری از کافران، لازمۀایمان است. «لا تَتَّخِذُوا الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ»

3- از هر نوع اختلاط، رفاقت و قراردادی که نتیجه اش به زیان مسلمانان باشد، باید پرهیز کرد. «لا تَتَّخِذُوا الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ»

4- در سیاست خارجی، روابط سیاسی و اقتصادی، گزینش ها و عزل و نصب ها، هر اقدامی که به سلطۀکفّار بر مسلمانان انجامد حرام و محکوم است. «لا تَتَّخِذُوا الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ»

5- مسلمان ذلّت پذیر، در برابر خداوند پاسخی ندارد. أَ تُرِیدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ . . . [4]

پی نوشت ها

[1] سوره نساء، آیه 144

[2] بقره، 17.

[3]  حشر، 11.

[4] محسن قرائتى، تفسير نور، 10جلد، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن - تهران، چاپ: 4، 1389.

منبع : تفسیر نور؛ ج 2؛ ص193

اشتراک گذاری این مطلب!

سرانجام دنیا پرستی

31ام شهریور, 1395

بِسمِ اللَّـهِ الرَّحمـٰنِ الرَّحيمِ
الَّذينَ يَستَحِبّونَ الحَياةَ الدُّنيا عَلَى الآخِرَةِ وَيَصُدّونَ عَن سَبيلِ اللَّـهِ وَيَبغونَها عِوَجًا ۚ أُولـٰئِكَ في ضَلالٍ بَعيدٍ(ابراهیم/3)

ترجمه فارسی:

همانان كه زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح مى‌دهند و از راه خدا باز مى‌دارند و آن را منحرف مى‌خواهند. آنها سخت در گمراهى هستند.  (ابراهیم/3)

ترجمه انگلیسی:

Those who love the life of this world more than the Hereafter, who hinder (men) from the Path of Allah and seek therein something crooked: they are astray by a long distance.  (ابراهیم/3)

ترجمه فرانسوی:

Ceux qui préfèrent la vie d’ici-bas à l’au-delà, obstruent le chemin d’Allah et cherchent à le rendre tortueux, ceux-là sont loin dans l’égarement..(ابراهیم/3)

ترجمه سوئدی:

som sätter livet här på jorden högre än det eviga livet och hindrar [andra] att följa Guds väg och vill få den att framstå som krokig. De har nått syndens yttersta gräns!   (ابراهیم/3)

ترجمه روسی:

 Они настоящую жизнь любят больше будущей, уклоняются от пути Божия, стараются искривить его: они в крайнем заблуждении. (ابراهیم/3)

 ترجمه چینی:

他們寧要今世,而不要後世,並阻礙真主的大道,而且想在其中尋求偏邪道,這等人是在深深的迷誤之中的。(ابراهیم/3)

 ترجمه ژاپنی:

かれらは来世よりも現世の生活を愛し,(人びとを)アッラーの道から妨げ,曲げようとするものである。これらは遠く迷い去った者である。.(ابراهیم/3)

 

نکته ها:

زمینه های کفر
1- دنیاگرایى، زمینه ‏ى کفر، مبارزه با دین و ضلالت است. «یستحبّون الحیوة الدنیا… و یصدّون… فى ضلال بعید»

2- سرچشمه ‏ى گمراهى ‏ها عملکرد خود انسان است.«یستحبّون، یصّدون، یبغون»

3- انسان اختیار دارد و مى‏تواند راهى را بر راه دیگر ترجیح دهد و انتخاب کند. «یستحبّون»

4- کفّار سه مرحله را طى مى‏کنند:
اوّل خودشان با دنیاگرایى منحرف مى‏شوند. «یستحبّون»
آنگاه با اعمالشان دیگران را از راه باز مى‏دارند. «یصدون»
سپس با تمام توان مسیر حق ‏طلبان را منحرف مى‏کنند. «یبغونها»

5- روحیّه ‏ى کفر، عامل انحراف طلبى است. «ویل للکافرین… یبغونها»

6- گمراهى، درجات و مراحلى دارد. و هر چه عمیق‏ تر شود رجوع به حق مشکل‏ تر مى‏شود.«ضلال بعید»

منبع : تفسیر نور

بستن راه خدا
بستن راه خدا به یک یا دو موردِ خاصّ منحصر نیست، بلکه تبلیغات ناروا، گناه علنى، ترویج ابزار فساد و غفلت‏آور، القاى شبهه، ایجاد اختلاف، نشریّات و فیلم‏هاى گمراه کننده، بد معرّفى کردن دین حقّ، معرفّى نااهلان به عنوان الگوى دین و ده‏ها نمونه‏ى دیگر از مصادیق بستن راه خداست.
کامیابى از دنیا جایز است، امّا ترجیح دنیا بر آخرت خطرناک است. زیرا دنیاگرایى مانع عبادت، انفاق، جهاد، کسب حلال، صداقت و انجام تکالیف شرعى می‏شود.

منبع : تفسیر نور

معنای کلمه «استحباب»
راغب در مفردات مى‏گوید: «استحباب کفر بر ایمان»، به معناى ترجیح دادن و مقدم داشتن است، و حقیقت معناى «استحباب» این است که آدمى جستجو کند تا چیزى را پیدا کند که دوستش بدارد، و لیکن به خاطر اینکه با کلمه «على» متعدى مى‏شود، معناى ایثار و ترجیح را مى‏دهد و در آیه «وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى‏ عَلَى الْهُدى‏» (فصلت/17) نیز به همین معنا است.

منبع : ترجمه المیزان: ج‏12، ص: 15

ادامه »

حتمیت وقوع عذاب مصداقى از سنت‏هاى جارى در عالم است

28ام شهریور, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قُل لا أَملِكُ لِنَفسي ضَرًّا وَلا نَفعًا إِلّا ما شاءَ اللَّـهُ ۗ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ ۚ إِذا جاءَ أَجَلُهُم فَلا يَستَأخِرونَ ساعَةً ۖ وَلا يَستَقدِمونَ(يونس/49)

ترجمه فارسی:

  بگو: من براى خود زيان و سودى در اختيار ندارم مگر آنچه را كه خدا بخواهد. هر امّتى را اجلى محدود است كه وقتى اجلشان به سر رسيد، نه ساعتى از آن تأخير كنند و نه پيشى گيرند (یونس/47)

ترجمه انگلیسی:

Say: “I have no power over any harm or profit to myself except as Allah willeth. To every people is a term appointed: when their term is reached, not an hour can they cause delay, nor (an hour) can they advance (it in anticipation)." (یونس/47)

ترجمه فرانسوی:

 Dis: «Je ne détiens pour moi rien qui peut me nuire ou me profiter, excepté ce qu’Allah veut. A chaque communauté un terme. Quand leur terme arrive, ils ne peuvent ni le retarder d’une heure ni l’avancer».(یونس/47)

ترجمه سوئدی:

 Säg [Muhammad]: “Jag kan inte ont drabbar mig eller goda och nyttiga ting kommer på min lott, om det inte är Guds vilja . För alla människor är en frist utsatt och de kan varken förkorta den eller förlänga den, ens med ett ögonblick, när den har löpt ut."  (یونس/47)

ترجمه روسی:

Скажи: “Вредное или полезное только тогда могу я себе доставить, когда того захочет Бог. для каждого народа есть определенный срок: когда наступает для них этот срок, тогда и на один час они не замедлят его, ни ускорят". (یونس/47)

 ترجمه چینی:

你說:「我不能為我自己主持禍福,除非真主意欲,每個民族各有一個期限,當他們的期限來臨的時候,他們不能耽延一會兒;(當其未來臨的時候,)他們不能提前的一會兒。」 .(یونس/47)

 ترجمه ژاپنی:

言ってやるがいい。「わたしは,アッラーが御好みにならない限り,自分で害しまたは益する力はない。各々の民には定められた期限がある。かれらの期限が到来すれば,一刻も猶予することは出来ない。また(それに)先んずることも出来ない。」 .(یونس/47)

 

نکته ها:

تعجیز و استهزاء در کلام مشرکین نسبت به وعده الهی و پاسخ خداوند به آنها

جمله سؤالى «مَتى‏ هذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ»، در معناى این است که: چه زمانى پروردگار تو به این وعده‏اى که به تو و تهدیدى که به ما داده وفا مى‏کند؟ چه زمانى است که خدا بین ما و بین تو قضاء مى‏راند، و ما را هلاک و تو و ایمان آورندگان به تو را نجات مى‏دهد؟ و جو زندگى را براى تو صاف و هموار مى‏سازد، تا زمین یکسره در اختیار شما قرار بگیرد، و شما از شر ما راحت شوید، و چرا پروردگار تو در این قضایش عجله نمى‏کند؟

چون کلام مشرکین کلامى بوده که جنبه تعجیز و استهزاء داشته، در حقیقت خواسته‏اند بگویند «پروردگار تو هیچ کارى نمى‏تواند بکند، و این تهدیدهاى تو، بیهوده‏اى بیش نیست، و گرنه چرا عجله نمى‏کنى و آن را عملى نمى‏سازى؟» شاهد بر اینکه مشرکین چنین منظورى داشته‏اند اینست که در آیات بعد که سخن از استعجال مشرکین به میان مى‏آورد از آنان حکایت مى‏کند که گفتند: «لَوْ ما تَأْتِینا بِالْمَلائِکَةِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصَّادِقِینَ»(حجر/7). 

توضیح : آرى، گفتار مشرکین اگر شکافته شود چنین معنایى را مى‏رساند، و چون در چنین معنایى بود خداى سبحان پیامبر خود را تلقین کرد تا در پاسخشان این حقیقت را بیان کند که خود آن جناب مالک نفع و ضرر خودش نیست، نه مى‏تواند ضررى را از خودش دفع کند و نه مى‏تواند منافعش را به سوى خود جلب نماید، و نه در جلب آن عجله کند، مگر آن ضررهایى را که خدا خواسته باشد از آن جناب دفع شود، و آن منافعى که خدا خواسته باشد به سوى آن جناب جلب شود. وقتى آن جناب مالک نفع و ضرر خود نیست چگونه مى‏تواند پیشنهاد آنان را عملى ساخته، در قضاء و عذاب آوردن عجله کند، پس این استعجال مشرکین از جهالت آنان است. [ بستن توضیحات ]

منبع : ترجمه المیزان، ج:‏10، ص: 104

 

ادامه »

سنت الهى در فرستادن رسولان

27ام شهریور, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ (يونس/41)

 ترجمه فارسی:

 و هر امتى را پيامبرى است پس چون پيامبرشان بيايد ميانشان به عدالت داورى شود و بر آنان ستم نرود.(یونس/47)

ترجمه انگلیسی:

To every people (was sent) a messenger: when their messenger comes (before them), the matter will be judged between them with justice, and they will not be wronged. (یونس/47)

ترجمه فرانسوی:

 A chaque communauté un Messager. Et lorsque leur messager vint, tout se décida en équité entre eux et ils ne furent point lésés.(یونس/47)

ترجمه سوئدی:

TILL VARJE folk har ett sändebud och när sändebudet har kommit , skall rättvisa domar avkunnas över dem och ingen skall tillfogas orätt.  (یونس/47)

ترجمه روسی:

каждому народу был свой посланник; вот, и к ним пришел посланник, и суд ннад ними совершается справедливо: никто из них не обижен. (یونس/47)

 ترجمه چینی:

每個民族各有一個使者。當他們族中的使者來臨的時候,他們要被秉公判決,不受冤枉。.(یونس/47)

 ترجمه ژاپنی:

 それぞれの民に対して,使徒が(遺わされたので)ある。かれらの使徒がやって来た時,事はかれらの間で公正に裁決されて,不当に扱われることはない。 .(یونس/47)

 نکته ها:

سنت الهى مبنى بر فرستادن رسول براى همه امم

این آیه شریفه از قضایى الهى خبر مى‏دهد که به دو قضاء تقسیم مى‏شود: یکى اینکه هر امتى از امت‏ها رسولى دارد، که حامل رسالت و پیامهاى خداى تعالى به سوى ایشان است، و مامور است آن پیامها را به آنان ابلاغ نماید.

و قضاء دوم این است که وقتى پیامبر هر امتى به سوى آن امت آمد و رسالت الهى را به آنان ابلاغ نمود، قهرا اختلاف راه انداخته گروهى تصدیقش و گروه دیگر تکذیبش کردند در آن زمان خداى تعالى بین آنان قضاء به حق و عدل مى‏راند، بدون اینکه به آنان ستم روا بدارد. این آن معنایى است که از آیه شریفه با کمک سیاق و زمینه گفتار استفاده مى‏شود.
منبع : ترجمه المیزان، ج:‏10، ص: 102 و 103

تفسیر نور:

1- از سنّت‏ هاى الهى آن است كه هیچ امّتى بدون پیامبر نباشد. «لكل امّةٍ رسول»

2- تاریخ دین، همراه با تاریخ انسانیّت است. [چنانكه در آیه‏ ى دیگرى مى‏خوانیم: «و ان من امّةٍ الاّ خلا فیها نذیر» فاطر/24] «لكل امّةٍ رسول»

3- قهر الهى … بعد از اتمام حجّت و آمدن پیامبران است. «لكل امّةٍ رسول»

4- گسترش قسط و عدل در جامعه، در سایه ‏ى بعثت پیامبران است. «اذا جاء رسولهم قضى بینهم بالقسط»

5 - در قیامت، هر گروهى با پیامبر خودشان حاضر مى‏شوند، سپس میان آنان به عدالت داورى مى‏شود. [ آیه‏ ى دیگر مى‏فرماید: «و جیئ بالنبیّین والشهداء وقضى بینهم بالحقّ» زمر/ 69. ] «جاء رسولهم قضى…»

ادامه »

راه من و شما جداست!

26ام شهریور, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَ إِنْ کَذَّبُوکَ فَقُلْ لي‏ عَمَلي‏ وَ لَکُمْ عَمَلُکُمْ أَنْتُمْ بَريئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَري‏ءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ(يونس/41)

 

ترجمه فارسی:

 و اگر تو را تكذيب كردند، بگو: عمل من از آن من است و عمل شما از آن شماست، و شما از آنچه من انجام مى‌دهم به دوريد و من از آنچه شما انجام مى‌دهيد به دورم (یونس/40)

ترجمه انگلیسی:

If they charge thee with falsehood, say: “My work to me, and yours to you! ye are free from responsibility for what I do, and I for what ye do!” . (یونس/40)

ترجمه فرانسوی:

 Et s’ils te traitent de menteur, dis alors: «A moi mon œuvre, et à vous la vôtre. Vous êtes irresponsables de ce que je fais et je suis irresponsable de ce que vous faites».(یونس/40)

ترجمه سوئدی:

Säg, om de beskyller dig för lögn: “Vad jag gör är mitt [ansvar] och vad ni gör är ert [ansvar]. Ni har ingen skuld till mina handlingar och jag har ingen skuld till era era handlingar." (یونس/40)

ترجمه روسی:

Если они считают тебя лжецом , то скажи: “У меня свое дело, у вас свое дело; вы свободны от того, что делаю я, и я свободен от того, что делаете вы".. (یونس/40)

 ترجمه چینی:

如果他們稱你為說謊者,你就說:「我有我的工作,你們有你們的工作,你們與我所做的事無干,我與你們所做的事無涉。」.(یونس/40)

 ترجمه ژاپنی:

かれらがもしあなたを虚偽の徒とするならば言ってやるがいい。「わたしの所業はわたしのためであり,あなたがたの所業はあなたがたのためである。あなたがたはわたしの行うことに関係なく,わたしはあなたがたの行うことに関係ない。」 .(یونس/40)

 

نکته ها:

تفسیر نور:

1- در مقابل تكذیب كنندگان احساس شكست نكنیم، چون پاداش هدایت و ارشاد را مى‏بریم و مخالفان نیز به كیفر تكذیب و لجاجت خود مى‏رسند ولى برنده‏ ى این معامله ما هستیم. «لى عملى و لكم عملكم»

2- پیامبر در برابر تكذیب ‏كنندگان موضع‏ گیرى قاطعى داشت. «فقل لى عملى و لكم عملكم»

3 - سود وزیان هركس تنها به خود او بر مى‏گردد. «لى عملى ولكم عملكم» (كلمه‏ى «لى» و «لكم» مقدّم بر «عملى» و «عملكم» آمده است)

4- اسلام دین استدلال واخلاق است، نه سازش با كفّار. اگر حقّ را پذیرا نشدند، بیزارى خود را از رفتار وعقاید آنان اعلام كنیم. «انتم بریئون، وانا برى»

5- رضاى به كار دیگران، انسان را شریك در پاداش یا كیفر مى‏كند. «انتم بریئون، وانا برى» (دلیل آنكه مزد هر كس مخصوص خود اوست، این است كه من و شما هیچ یك به كار دیگرى راضى نیستیم)

ادامه »

تقسیم امت اسلام

25ام شهریور, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 وَمِنْهُمْ مَنْ يؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ لَا يؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ(يونس/40)

ترجمه فارسی:

و از آنان کسي است که بدان ايمان مي‏آورد و از آنان کسي است که بدان ايمان نمي‏آورد و پروردگار تو به [حال] فسادگران داناتر است (یونس/40)

ترجمه انگلیسی:

Of them there are some who believe therein, and some who do not: and thy Lord knoweth best those who are out for mischief. (یونس/40)

ترجمه فرانسوی:

 Certains d’entre eux y croient, et d’autres n’y croient pas. Et ton Seigneur connaît le mieux les fauteurs de désordre.(یونس/40)

ترجمه سوئدی:

Det finns bland ditt folk de som kommer att tro [på din förkunnelse] och det finns de som inte kommer att tro; din Herre vet bäst vilka de är som stör ordningen och sprider fördärv [på jorden] (یونس/40)

ترجمه روسی:

 И в сих есть такие, которые веруют в него, и есть в них такие, которые не веруют в него. Господь твой вполне знает этих распространителей нечестия. (یونس/40)

 ترجمه چینی:

 他們中有信它的,有不信它的。你的主是知道作惡者的。.(یونس/40)

 ترجمه ژاپنی:

 かれらの中,ある者はそれ(クルアーン)を信じ,またある者はそれを信じない。あなたの主は,犯罪者を最もよく知っておられる。 .(یونس/40)

 

نکته ها:

تفسیر نور:

1- انسان داراى اختیار است، نه آنكه مجبور باشد. «منهم من یؤمن به و منهم من لایؤمن به»

2- بى‏ ایمانى و فساد، ملازم یكدیگرند. هم گناه مانع ایمان است و هم بى‏ ایمانى انگیزه‏ ى فساد مى‏شود. «لایؤمن به…المفسدین»

3- انسان، زیر نظر پروردگار است. «ربّك اعلم بالمفسدین»

ادامه »

ملاک پرستش

24ام شهریور, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يعِيدُهُ قُلِ اللَّهُ يبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يعِيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ(يونس/34)

ترجمه فارسی:

بگو آيا از شريکان شما کسي هست که آفرينش را آغاز کند و سپس آن را برگرداند بگو خداست که آفرينش را آغاز مي‏کند و باز آن را برمي‏گرداند پس چگونه [از حق] بازگردانيده مي‏شويد(یونس/34)

ترجمه انگلیسی:

Say: “Of your ‘partners’, can any originate creation and repeat it?” Say: “It is Allah Who originates creation and repeats it: then how are ye deluded away (from the truth)?” . (یونس/34)

ترجمه فرانسوی:

Dis: «Parmi vos associés, qui donne la vie par une première création et la redonne [après la mort]?» Dis: «Allah [seul] donne la vie par une première création et la redonne. Comment pouvez-vous vous écarter ? (یونس/34)

ترجمه سوئدی:

Säg: “Finns det bland dessa väsen, som ni sätter vid Guds sida, den som inleder skapelsen och därefter förnyar den?” Säg: “Gud inleder skapelsen och när tiden kommer skall Han förnya den. Hur förvirrade är inte era begrepp!” (یونس/34)

ترجمه روسی:

Скажи: “Из боготворимых вами есть ли кто, который может создать тварь, а потом опять обратить ее в ничто?” Скажи: “Бог созидает тварь и потом обращает её в ничто. Потому как вы легкомысленны!". (یونس/34)

 ترجمه چینی:

 你說:「你們的配主,有能創造萬物,而且加以再造的嗎?」你說:「真主能創造萬物,而且能加以再造。你們怎麼混淆黑白呢?」 .(یونس/34)

 ترجمه ژاپنی:

言ってやるがいい。「あなたがたの神々の中,誰が万有の創造をし,それを繰り返すのか。」言ってやるがいい。「万有を創造され,それからそれを繰り返される御方は,アッラーである。それなのにあなたがたは,どうして(真理から)迷い去るのか。」 .(یونس/34)

 

 

احتجاج دوم براى توحید خداوند، با استناد به مساله ابداء و اعاده خلق 

در این آیه حجتى دیگر به رسول گرامى خود تلقین مى‏کند تا علیه مشرکین اقامه نماید، حجتى از جهت مبدأ و معاد، مى‏فرماید: آن کسى که مبدأ هر موجودى است و معاد و برگشت هر موجودى نیز به سوى او است استحقاق آن را دارد که عبادت شود تا آدمى در روز معاد و روز لقاء او از عذاب الیمش ایمن گشته، به ثواب عظیم او نائل گردد.
و چون مشرکین- یعنى همانهایى که در این حجت خطاب به آنها بوده است- قائل به معاد نبودند، لذا خداى تعالى پیامبرش را دستور داده که خودش پاسخ از این سؤال بدهد، و بگوید: «اللَّهُ یَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَکُونَ».

ادامه »

خدا و رسولش از مشرکين بيزارند/ تبلیغ و تشویق و تنبیه

23ام شهریور, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَيرٌ لَكُمْ وَإِنْ تَوَلَّيتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَبَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ(التوبة/3)

ترجمه فارسی:

و [اين آيات] اعلامي است از جانب خدا و پيامبرش به مردم در روز حج اکبر که خدا و پيامبرش در برابر مشرکان تعهدي ندارند [با اين حال] اگر [از کفر] توبه کنيد آن براي شما بهتر است و اگر روي بگردانيد پس بدانيد که شما خدا را درمانده نخواهيد کرد و کساني را که کفر ورزيدند از عذابي دردناک خبر ده.(توبه/3)

ترجمه انگلیسی:

And an announcement from Allah and His Messenger, to the people (assembled) on the day of the Great Pilgrimage,- that Allah and His Messenger dissolve (treaty) obligations with the Pagans. If then, ye repent, it were best for you; but if ye turn away, know ye that ye cannot frustrate Allah. And proclaim a grievous penalty to those who reject Faith. (3)

ترجمه فرانسوی:

Et proclamation aux gens, de la part d’Allah et de Son messager, au jour du Grand Pèlerinage, qu’Allah et Son messager, désavouent les associateurs. Si vous vous repentez, ce sera mieux pour vous. Mais si vous vous détournez, sachez que vous ne réduirez pas Allah à l’impuissance. Et annonce un châtiment douloureux à ceux qui ne croient pas. (3)

ترجمه سوئدی:

Gud och Hans Sändebud tillkännager för alla människor på den Stora vallfärdens dag: “Gud avvisar avgudadyrkarna, och Hans Sändebud [gör detsamma]. Om ni visar ånger är det för ert eget bästa, men drar ni er undan skall ni veta att ni inte kan uppresa er mot Gud.” Och låt alla förnekare av sanningen veta att ett plågsamt straff [väntar dem]. (3)

ترجمه روسی:

От Бога и посланника Его возглашение людям в честь великого праздника. Бог свободен по отношению Своему к многобожникам; а также и Его посланник. Если вы с раскаянием обратитесь к Нему, это будет лучше для вас; а если отвратитесь, то знайте, что вам не ослабить Бога. Обрадуй неверных вестью о мучительном наказании. (3)

 ترجمه چینی:

(這是)從真主及其使者在大朝之日傳示眾人的通告:真主及其使者對於以物配主者是無干的。如果你們悔過,那對於你們是更好的,如果你們背離,那末,須知你們不能逃避真主的譴責。你以痛苦的刑罰向不信道者報喜吧。 (3)

 ترجمه ژاپنی:

(これは)アッラーとその使徒から,偉大な巡礼の日にあたり,人びとへの(布告された)宣言。「本当にアッラーは,多神教徒と(の盟約)を解約された,その使徒にしても同じこと。それであなたがたがもし悔悟するならば,あなたがたのため最もよい。もし背き去るならば,アッラー(の計画)をあなたがたは頓挫させられないことを知れ。」信仰を拒否する者たちには,痛苦の懲罰を告げてやれ。 (3)

 

تفسیر نور:

قرآن

1- براى جلوگیرى از مظلوم‏ نمایى دشمن و تبلیغ علیه شما، مردم را در جریان بگذارید. «اذانٌ …. الى النّاس»
2- در تبلیغ، از عنصر زمان و مكان غفلت نكنید.
«یوم الحج الأكبر»
3- از تشویق و تهدید، هر دو استفاده كنید.
«ان تبتم… خیرلكم، ان تولیّتم فاعلموا»
4- هنگام قطع روابط، روزنه‏ اى براى پیوند باقى گذارید.
«فان تبتم»
5 - مهلت چهار ماهه، نشان لطف خداست، نه عجز او.
«غیر معجزى اللَّه»

 

ادامه »

توطئه پنهان و آشكار

22ام شهریور, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

فَلَا يحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا يسِرُّونَ وَمَا يعْلِنُونَ(يس/76)

ترجمه فارسی:

پس گفتار آنان تو را غمگين نگرداند که ما آنچه را پنهان و آنچه را آشکار مي‏کنند مي‏دانيم.(يس/76)

ترجمه انگلیسی:

Let not their speech, then, grieve thee. Verily We know what they hide as well as what they disclose. (76)

ترجمه فرانسوی:

Que leurs paroles ne t’affligent donc pas! Nous savons ce qu’ils cachent et ce qu’ils divulguent. (76)

ترجمه سوئدی:

Men gräm dig inte över vad de säger, dessa [förnekare av sanningen]. Vi känner deras hemligheter likaväl som det de öppet tillkännager. (76)

ترجمه روسی:

Итак, да не огорчают тебя слова их; Мы знаем и то, что таят они и то, что обнаруживают. (76)

 ترجمه چینی:

所以不要讓他們的妄言使你憂愁。我的確知道他們所隱匿的,和他們所表現的。 (76)

 ترجمه ژاپنی:

あなたはかれらの言うことで,悲しんではならない。本当にわれは,かれらの隠すことも現わすことも知っている。 (76)

 

تفسیر نور:

1- انبیا نیز به تقویت روحیه نیاز دارند و خداوند به آنان دلدارى مى‏ دهد. «فلا یحزنك»

3- هر كس هدف بلند دارد مورد انواع تهاجم قرار مى‏گیرد. «لا یحزنك قولهم»

4- توجّه به علم و آگاهى خداوند، بهترین وسیله آرامش براى مؤمن و تهدید براى منحرف است. «نعلم»

5 - دشمنان در پنهان و آشكار توطئه‏ ها مى‏كنند. «یسرّون، یعلنون»

ادامه »

راه مستقیم

21ام شهریور, 1395

وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ(يس/61)

و اينکه مرا بپرستيد اين است راه راست.

ترجمه انگلیسی:

“And that ye should worship Me, (for that) this was the Straight Way? (61)

ترجمه فرانسوی:

et à M’adorer? Voilà un chemin bien droit. (61)

ترجمه سوئدی:

och befallde Jag er inte att tillbe Mig? Detta är en rak väg. (61)

ترجمه روسی:

А служите Мне: это прямый путь? (61)

ترجمه چینی:

你們應當崇拜我,這是正路。 (61)

ترجمه ژاپنی:

あなたがたはわれに仕えなさい。それこそ正しい道である。 (61)

تفسیر:

1- راه مستقیم كه هر شبانه روز در نماز از خدا مى‏خواهیم، همان اطاعت از او و عبادت اوست. «اُعبدونى هذا صراط مستقیم»

تفسیر نمونه:

در آيه مذکور براى تاکيد بيشتر و بيان آنچه وظيفه فرزندان آدم است ميفرمايد: آيا من به شما عهد نکردم که مرا بپرستيد و از من اطاعت کنيد که راه مستقيم همين است (و ان اعبدونى هذا صراط مستقيم ).
از يکسو پيمان گرفته که اطاعت شيطان نکنند، چرا که او دشمنى و عداوت خود را از روز نخست آشکار ساخته ، کدام عاقل به فرمان دشمن ديرينه و آشکارش ترتيب اثر ميدهد؟
و در مقابل پيمان گرفته که از او اطاعت کنند، و دليلش را اين قرار ميدهد که صراط مستقيم همين است و اين در حقيقت بهترين محرک انسانها است ، چرا که فى المثل هر کس در وسط بيابان خشک و سوزانى گرفتار شود و جان خود
و همسر و فرزند و اموالش را در خطر دزدان و گرگان ببيند، مهمترين چيزى که به آن ميانديشد پيدا کردن راه مستقيم به سوى مقصد است ، راهى که سريعتر و آسانتر او را به سر منزل نجات برساند.
ضمنا از اين تعبير استفاده ميشود که اين جهان سراى اقامت نيست ، چرا که راه را به کسى ارائه ميدهند که از گذرگاهى عبور ميکند و مقصدى در پيش دارد.

اشتراک گذاری این مطلب!

انسان، از دو حال خارج نیست، یا بنده خداست یا بنده شیطان

20ام شهریور, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ(يس/60)

اي فرزندان آدم مگر با شما عهد نکرده بودم که شيطان را مپرستيد زيرا وي دشمن آشکار شماست.

“Did I not enjoin on you, O ye Children of Adam, that ye should not worship Satan; for that he was to you an enemy avowed?

1- خداوند (از طریق انبیا، عقل و فطرت) از انسان پیمان گرفته است. «ألم اعهد الیكم»

2- شیطان پدر شما را فریب داد و شما فرزندان كسى هستید كه اطاعت شیطان كرد. «یا بنى آدم… لا تعبدوا الشیطان»

3- انسان، از دو حال خارج نیست، یا بنده خداست یا بنده شیطان. «لا تعبدوا الشیطان… اعبدونى»

4 - دشمن بودن شیطان آشكار است. (فكرى كه سنگ و چوب را به جاى خدا براى انسان جلوه مى‏دهد در انحراف آن هیچ‏ گونه ابهامى نیست.) «عدوّ مبین»

اشتراک گذاری این مطلب!

زندگي در بهشت

19ام شهریور, 1395


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُونَ (سوره یس آیه 55)

در اين روز اهل بهشت كار و بارى خوش در پيش دارند.

The inhabitants of Paradise, on that Day, will be happily busy.

Verily the Companions of the Garden shall that Day have joy in all that they do

 1- در بهشت، بیكار نیست. «فى شغل» («شُغُلٍ» كه با تنوین و به اصطلاح نكره آمده به معناى مشغله ‏اى است كه كنه و عمق آن ناشناخته و وصف ‏ناپذیر است.)

2- در بهشت، غم و اندوه نیست. «فاكهون»

3- در بهشت، زندگى بدون مرگ، سلامتى بى مرض، جوانى بى پیرى، عزّت بى‏ذلّت، نعمت بى محنت، بقا بى‏فنا، خشنودى بى خشم و اُنس بى وحشت است. «فى شغل فاكهون»

 

اشتراک گذاری این مطلب!

ویژگی اصلی همسران بهشتی چیست؟

18ام شهریور, 1395
 

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی
در قیامت، زاد و ولدى نیست، امّا از آنجا كه انسان به همسر و همدم نیاز دارد، خداوند براى اهل بهشت همسرانى بهشتى قرار داده كه پاكى و طهارت، ویژگى اصلى آنهاست.

  استاد محسن قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیه بیست و پنجم سوره بقره پرداخته است.

«وَ بَشِّرِ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فيها خالِدُونَ» (بقره،25)

و كسانى را كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده ‏اند، مژده بده كه برایشان باغ ‏هایى است كه نهرها از پاى درختانِ آن جارى مى ‏باشد. هرگاه میوه ‏اى از آن (باغ ‏ها) به اهل بهشت، روزى شود، گویند: «این همان است كه قبلاً روزىِ ما شده بود»، در حالى كه مشابه آن (نعمت ‏هاى دنیوى) به ایشان داده شده است، (نه خودِ آنها). و برایشان در بهشت همسرانى پاك و پاكیزه است و در آنجا جاودانه ‏اند.

به دنبال آیه قبل كه كافران را به آتش دوزخ تهدید كرد، این آیه سرانجامِ مؤمنان را بیان مى ‏دارد، تا از مقایسه سرنوشتِ این دو گروه، حقیقت روشن‏ تر شود. البته ایمان در صورتى مفید است كه همراهِ عمل صالح باشد. نه ایمان و نه عمل، هیچكدام به تنهایى، سعادت انسان را تضمین نمى ‏كند.

ایمان همچون ریشه درخت، و عمل صالح میوه آن است. وجود میوه شیرین دلیل بر سلامتِ ریشه و وجود ریشۀ قوى، سبب پرورش میوه سالم است.

ادامه »

الهی تو را شکر ...

18ام شهریور, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (سوره نحل آیه 14)

و اوست كسى كه دريا را مسخر گردانيد تا از آن گوشت تازه بخوريد و پيرايه ‏اى كه آن را مى ‏پوشيد از آن بيرون آوريد و كشتيها را در آن شكافنده [آب] مى‏ بينى و تا از فضل او بجوييد و باشد كه شما شكر گزاريد.

 1- دریاها با آن همه عظمت وخروش، رام ودر خدمت انسان هستند.«سخّر البحر»

2- دریا، مهم‏ترین منبع تأمین گوشتِ تازه و سالم است. «لحماً طریّاً»

3- خداوند، نه فقط نیازهاى اوّلیه چون آب و غذا، بلكه حتّى زینتِ انسان را نیز تأمین نموده است. «حلیةً تلبسونها»

6- گرچه تلاش براى غذا از انسان است، امّا رزق از خداست. «لتبتغوا من فضله»

7- كامیابى ‏ها باید هدفدار باشد. «لعلكم تشكرون»

اشتراک گذاری این مطلب!

تسخیر هستی

17ام شهریور, 1395

قرآن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالْنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالْنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (سوره نحل آیه 12)

و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او مسخر شده‏اند مسلما در اين [امور] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند نشانه ‏هاست

1- هستى، چه آسمان و چه زمین، براى انسان آفریده شده است. «سخّر لكم …»

2- هستى، در مهار و كنترلِ خداست. «مسخرّات بامره»

3- بهره‏ دهىِ هستى، به فرمان خداست. «بامره»

4- نظام آفرینش كلاس توحید است. «انّ فى ذلك»

5- نظام هستى، تنها براى اهل فكر وتعقل، بستر رشد و توجه است. نه افراد ساده ‏نگر و عادى. «لقوم یعقلون»

 

اشتراک گذاری این مطلب!

تدبّر در هستى

16ام شهریور, 1395

قرآن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 

يُنبِتُ لَكُم بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالأَعْنَابَ وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (سوره نحل آیه 11)

به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما مى‏ روياند قطعا در اينها براى مردمى كه انديشه مى‏ كنند نشانه ‏اى است.

1- رویاندن، كار خداست نه كشاورز. «ینبت لكم»

2- انواع گیاهان و درختان و میوه‏ ها، براى انسان آفریده شده است. «لكم»

3- محصولات وثمرات، عبورگاهند نه توقف ‏گاه، نشانه وعلامتِ راهند نه مقصد.«لآیة»

4- دیدن ودانستن كافى نیست، فكر كردن و تدبّر در هستى لازم است. «لقوم یتفكرون»

 

اشتراک گذاری این مطلب!

سه اثر نفاق

15ام شهریور, 1395
نورِ ضعیف آتشى كه منافقان، خود برافروختند و نور خیره كننده برقِ آسمان، هیچ یك نتوانست راهنماى آنان در مسیر زندگى گردد

 استاد قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیه بیستم سوره بقره پرداخته است.

«يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» (بقره،20)

نزدیك است كه روشنىِ برقِ آسمان، نور چشم آنان (منافقان) را برباید. هرگاه كه برق آسمان در آن صحراى تاریك، براى آنان روشنى بخشد، چند قدمى در آن حركت مى ‏كنند، اما چون راهشان را تاریك كند از حركت بازایستند. اگر خدا مى ‏خواست شنوایى و بینایى ‏شان را برمى ‏گرفت كه همانا خدا بر همه چیز تواناست.

رعد و برق آسمان، كه معمولا نشانه نزول باران و رحمت است، براى بعضى سبب وحشت و دلهره است.

نورِ ضعیف آتشى كه منافقان، خود برافروختند و نور خیره كننده برقِ آسمان، هیچ یك نتوانست راهنماى آنان در مسیر زندگى گردد. زیرا اوّلى را دوام و بقایى نبود و دوّمى تنها بشارت ‏گر نزول بارانى بود كه براى او جز مصیبت چیزى را به دنبال نداشت.

آرى وحىِ الهى، برق خیره ‏كننده آسمان است كه منافقان، با اظهار ایمان مى ‏خواهند از پرتو این نور استفاده كنند، اما قرآن به گونه ‏اى آنان را رسوا مى ‏سازد كه به ناچار از ادامه راه با مؤمنان باز مى ‏ایستند و این سردرگمى، كیفر دنیوىِ نفاق با خدا و مؤمنان است.

از این آیه مى ‏آموزیم كه:

* منافق، از خود نورى ندارد و به دنبال حركت در پرتو نور مؤمنان است؛

* گرچه منافق، گاهى چند قدمى به جلو برمى ‏دارد، امّا پیشرفتى ندارد و از حركت باز مى ‏ایستد؛

* منافق نمى ‏تواند خدا را فریب دهد و از قهر و كیفر او بگریزد.

منبع: خبرگزاری حوزه

اشتراک گذاری این مطلب!

مایه حیات

15ام شهریور, 1395

هُوَ الَّذِي أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لَّكُم مِّنْهُ شَرَابٌ وَمِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ (سوره نحل آیه 10)

اوست كسى كه از آسمان آبى فرود آورد كه [آب] آشاميدنى شما از آن است و روييدنى[هايى] كه [رمه‏هاى خود را] در آن مى‏چرانيد [نيز] از آن است.


1- نزول باران تصادفى نیست، با اراده‏ ى خداوند است. «هو الذى انزل»

2- نزول باران بر اساس بهره‏ مندى انسان‏ها است. «لكم»

3- از یك آب انسان، گیاه وحیوان بهره ‏مند مى‏شوند. «منه شراب و منه شجر…»

 

اشتراک گذاری این مطلب!

حقیقت هدایت

14ام شهریور, 1395


 
وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌ وَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ (سوره نحل آیه 9)

و نمودن راه راست بر عهده خداست و برخى از آن [راهها] كژ است و اگر [خدا] مى‏خواست مسلما همه شما را هدايت مى‏ كرد.

 1- در كنار نعمت‏ هاى مادى (كه در آیات قبل آمد)، به نعمت‏ هاى معنوى كه مهم ‏ترین آنها هدایت است توجّه كنیم. «و على اللَّه قصد السّبیل»

2- خداوند، تنها راه مستقیم را نشان مى‏ دهد، راههاى انحرافى از سوى خود ماست. «و على اللَّه قصد السّبیل و منها جائر»

3- خداوند نخواسته تا مردم به اجبار ایمان بیاورند. پس انحرافِ گروهى از مردم نشانه‏ ى غلبه‏ ى آنان بر اراده‏ ى خداوند و یا عجز پروردگار از هدایت آنان نیست. «لو شاء لهدیكم اجمعین»

4- خداوند انسان را در انتخاب راه آزاد گذارده است. «لو شاء لهدیكم اجمعین»

اشتراک گذاری این مطلب!

طلب بخشش در روز حساب

13ام شهریور, 1395

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَي وَلِلْمُؤْمِنِينَ يوْمَ يقُومُ الْحِسَابُ(الإبراهيم/41)
پروردگارا روزي که حساب برپا مي‏ شود بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشاي.

 

 

رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ

1- در دعا هم به خود توجّه كنید، «واجنبنى - واجعلنى - واغفرلى» و هم به دیگران. «وبنّى - ومن ذریّتى - و لوالدىّ وللمؤمنین»
2- انسان، هم باید به فكر نسل قبل باشد، «ولوالدىّ وللمؤمنین » و هم به فكر نسل بعد. «و من ذریّتى»
3 - در دعا، به فكر قیامت خود، فرزندان و جامعه باشید. «یوم یقوم الحساب»

اشتراک گذاری این مطلب!

توکل بی نظیر

11ام شهریور, 1395

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيتِي بِوَادٍ غَيرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يشْكُرُونَ(الإبراهيم/37)

پروردگارا من [يکي از] فرزندانم را در دره‏اي بي‏ کشت نزد خانه محترم تو سکونت دادم

پروردگارا تا نماز را به پا دارند

پس دلهاي برخي از مردم را به سوي آنان گرايش ده و آنان را از محصولات [مورد نيازشان] روزي ده باشد که سپاسگزاري کنند.

قرآن

1- دیندارى، گاهى با آوارگى، هجرت، دورى از خانواده و محرومیت از امكانات رفاهى همراه است. «اسكنت من ذریّتى بواد غیر زرع»

2- كعبه واطراف آن در زمان حضرت ابراهیم نیز محترم و داراى محدودیت و ممنوعیت بوده است. «بیتك المحرّم»

3- محور و مقصد حركت ابراهیم نماز است. «ربّنا لیقیموا الصلوة»

4- نماز در ادیان قبل نیز بوده است. «لیقیمواالصلوة»

5- محبوبیّت و گرایش دل‏ها به دست خداست. «فاجعل افئدة…»

6- مردان خدا، دنیا را براى هدفى عالى مى‏خواهند. «من الثمرات لعلّهم یشكرون»

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

از فرصت ها استفاده كنید!!!

10ام شهریور, 1395

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قُل لِّعِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُواْ يُقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَيُنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خِلاَلٌ (سوره ابراهیم آیه 31)

به آن بندگانم كه ايمان آورده ‏اند بگو نماز را بر پا دارند و از آنچه به ايشان روزى داده‏ايم پنهان و آشكارا انفاق كنند پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن نه داد و ستدى باشد و نه دوستيى!

1- ایمان قلبى كافى نیست، نماز، انفاق و عمل صالح لازم است. «آمنوا یقیموا الصلوة وینفقوا»
2- اسلام دین جامع است. رابطه با خدا و كمك به محرومین، در كنار هم و شرط قبولى یكدیگرند. «یقیمواالصلوة و ینفقوا»
3- مورد انفاق، تنها مال نیست، از هر چه داریم باید انفاق كنیم. (چه علم و ثروت، چه آبرو و قدرت) « ممّا رزقناهم»
4- انفاق باید گاهى پنهان و گاهى آشكارا باشد. «سرّاً و علانیة»
5- از فرصت‏ها استفاده كنید. «من قبل ان یأتى یوم …»
6- با پول و پارتى نمى‏توان از عذاب قیامت فرار كرد. «لابیع فیه و لا خلال»

اشتراک گذاری این مطلب!

راه گمراهی

9ام شهریور, 1395

قرآن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَجَعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا لِّيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعُواْ فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ (سوره ابراهیم آیه 30)

و براى خدا مانندهايى قرار دادند تا [مردم را] از راه او گمراه كنند بگو برخوردار شويد كه قطعا بازگشت ‏شما به سوى آتش است.

1- از بدترین انواع كفران نعمت، شریك قرار دادن براى خدا و گمراه كردن مردم است. «و جعلوا للَّه انداداً لیضلّوا»

2- خداوند افرادى را به حال خود رها مى‏كند.«قل تمتّعوا»

3- كافران در دنیا كامیابند، ولى آخرت ندارند. «تمتعوا فانّ مصیركم الى النّار»

4 - هر رفاهى نشانه‏ ى مهر نیست، شاید وسیله و مقدّمه ‏ى قهر الهى باشد. «تمتّعوا»

 

اشتراک گذاری این مطلب!

بهشت را به بها دهند نه بهانه

8ام شهریور, 1395

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (سوره نحل آیه 32)

همان كسانى كه فرشتگان جانشان را در حالى كه پاكند مى‏ستانند [و به آنان] مى‏گويند درود بر شما باد به [پاداش] آنچه انجام مى‏داديد به بهشت درآييد
 1- كیفر وپاداش بعضى، از همان لحظه مرگ آغاز مى‏شود. «تتوفاهم الملائكة طیبین… ادخلوا الجنّة» در روایات نیز آمده: قبر؛ یا گودالى از دوزخ است، یا باغى از بهشت.

2- مرگ، نیستى نیست، گرفتن روح است. «تتوفاهم»

3- فرشتگان مأموران الهى‏ اند و خداوند براى هر كار مأمورانى دارد. «تتوفاهم الملائكة»

4- مرگ پاكان همراه با درود فرشتگان است. «تتوفاهم الملائكه یقولون سلام علیكم»

5- سلام كردن، شعار فرشتگان و ادبى آسمانى است. «یقولون سلام علیكم»
(در سلام، دعا، سلامتى و امنیت وجود دارد)

6- بهشت را به بها دهند نه بهانه. «ادخلوا الجنّة بما كنتم تعملون»

 

اشتراک گذاری این مطلب!

پاداش متقین

7ام شهریور, 1395

جَنَّاتُ عَدْنٍ يدْخُلُونَهَا تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُمْ فِيهَا مَا يشَاءُونَ كَذَلِكَ يجْزِي اللَّهُ الْمُتَّقِينَ(النحل/31)

بهشتهاى عدن كه در آن داخل مى ‏شوند رودها از زير [درختان] آنها روان است در آنجا هر چه بخواهند براى آنان [فراهم] است‏خدا اين گونه پرهيزگاران را پاداش مى‏دهد.

 1- در بهشت، باغها و نهرها تنوع و تعدّد دارند. «جنات، انهار»

2- باغ‏ هاى بهشتى، همیشه سبز است. خزان و خشكسالى ندارد. «جنات عدن»

3- پاداش پرهیز از لذات حرام دنیوى، كامیابى‏ هاى بى‏نهایت اخروى است. «مایشاؤون»

4- «ما یشاؤون» بالاتر از «ماتشتهیه الانفس وتلذ الاعین» است. زیرا گاهى انسان چیزى را مى‏خواهد كه در آن لذت نفس و چشم نیست، مقام عرفان و معنویت است. «لهم ما یشاؤون»

5- سنت خداوند بر پاداش نیكوكاران است. «كذالك یجزى اللَّه المتّقین»

 

اشتراک گذاری این مطلب!

سراى پرهيزگاران

6ام شهریور, 1395

وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْاْ مَاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ خَيْرًا لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ سوره نحل آيه 30

و به كسانى كه تقوا پيشه كردند گفته شود پروردگارتان چه نازل كرد مى گويند خوبى براى كسانى كه در اين دنيا نيكى كردند [پاداش] نيكويى است و قطعا سراى آخرت بهتر است و چه نيكوست ‏سراى پرهيزگاران.

1- قضاوت حق، نیاز به روح پاك و پرهیزكار دارد. «للّذین اتّقوا … قالوا خیراً»

2- قرآن در یك كلمه معرّفى مى‏شود، (خیر، خوبى، مایه‏ ى نیكى وسعادت. یك كلمه بجاى صد كلمه) «قالوا خیراً» دعوت قرآن، دعوت به خیر و نیكى است.

3- نیكوكاران، در هر دو جهان به نیكى مى‏رسند . «للّذین احسنوا فى هذه الدنیا حسنة ولدار الآخرة خیر»

4- پاداش الهى، متناسب با عمل انسان است. «للّذین احسنوا …حسنة، للّذین اتّقوا… دار المتقین»

اشتراک گذاری این مطلب!

تكبّر ممنوع ، حتّى در راه رفتن!

4ام شهریور, 1395

وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِى الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ(سوره لقمان آيه 18 )

و روى خود را از مردم (به تكبّر) بر مگردان، و در زمین مغرورانه راه مرو، زیرا خداوند هیچ متكبّر فخر فروشى را دوست ندارد.

1- با مردم، چه مسلمان و چه غیر مسلمان، با خوشرویى رفتار كنیم. «لاتصعّر خدّك للنّاس»

2- تكبّر ممنوع است، حتّى در راه رفتن. «لاتمش فى الارض مرحا»

3- از عامل خشنودى خداوند براى تشویق و از ناخشنودى او براى ترك زشتى‏ ها و گناهان استفاده كنیم. «انّ اللّه لایحبّ»

4- به موهومات، خیالات و بلند پروازى ‏ها خود را گرفتار نسازیم. «مُختال»

5- بر مردم فخر فروشى نكنیم. «انّ اللّه لایحبّ كلّ مُختال فَخور»

اشتراک گذاری این مطلب!

سختيها در مدار رحمت خداوند

3ام شهریور, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلاَ يُنقِذُونِ( سوره یس آيه 23 )

آيا به جاى او خدايانى را بپرستم كه اگر [خداى] رحمان بخواهد به من گزندى برساند نه شفاعتشان به حالم سود مى‏دهد و نه مى‏توانند مرا برهانند.

1 - سختى‏ هایى را كه انسان مى ‏بیند، با اراده خداوند و در مدار رحمت اوست. «اِن یردن الرّحمن بضُرّ»

2- براى توجّه به خداوند، كافى است شرایط سخت و فوق العاده را در پیش خود مجسّم سازیم. «اِن یردن الرّحمن بضُرّ»

پرستش بت ها چه سودی دارد؟

اصولا در پرستش یک معبود انسان هدفی را دنبال می کند و در همه ی آن اهداف عابد نیز منفعت می برد . بت هایی که در شرایط سخت به کمک عابدین خود نمی آید و ناتوان است چگونه لایق پرستش است؟(مرضيه علمدار)

تفسیر نمونه:
در سومین استدلال خود به وضع بتها پرداخته ، و اثبات عبودیت را براى خداوند با نفى عبودیت از بتها تکمیل میکند، مى گوید: آیا غیر از خداوند معبودانى را انتخاب کنم که اگر خداوند رحمن بخواهد زیانى به من برساند شفاعت آنها کمترین فایده اى براى من نخواهد داشت ، و مرا از مجازات او هرگز نجات نخواهند داد (اءاءتخذ من دونه الهة ان یردن الرحمن بضر لا تغن عنى شفاعتهم شیئا و لا ینقذون ).
باز در اینجا از خودش سخن مى گوید تا جنبه تحکم و آمریت نداشته باشد، و دیگران حساب کار خود را برسند.
او در حقیقت انگشت روى بهانه اصلى بت پرستان میگذارد که مى گفتند: ما اینها را به خاطر این پرستش مى کنیم که شفیعان ما در درگاه خدا باشند مى گوید:

چه شفاعتى ؟ و چه کمک و نجاتى ؟

آنها خود نیازمند به کمک و حمایت شما هستند، در تنگناى حوادث چه کارى از آنها براى شما ساخته است ؟!

تعبیر به «الرحمن » در اینجا علاوه بر اینکه اشاره به گستردگى رحمت خداوند و بازگشت همه نعمتها و مواهب به سوى او است ، و این خود دلیلى بر توحید عبادت مى باشد، بیانگر این نکته است که خداوند رحمن ضرر و زیانى براى کسى نمى خواهد، مگر اینکه خلافکارى انسان به منتها درجه خود برسد که او را از محیط گسترده الهى دور و در وادى غضبش گرفتار سازد.

اشتراک گذاری این مطلب!

مبدل شدن زمين و آسمانها

1ام شهریور, 1395

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

يوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ(الإبراهيم/48)

روزي که زمين به غير اين زمين و آسمانها [به غير اين آسمانها] مبدل گردد و [مردم] در برابر خداي يگانه قهار ظاهر شوند

1- تمام خلایق براى رسیدگى به عملكردشان دوباره زنده خواهند شد. «برزوا»
2- در قیامت جایى براى رحم و عطوفت بر ستمگران نیست. «القهار»

اقوال گوناگون مفسرين در معناى مبدل شدن زمين و آسمانها

مفسرين در معناى مبدل شدن زمين و آسمانها اقوال مختلفى دارند:

بعضى گفته اند:آن روز زمين نقره و آسمان طلا مى شود.

چه بسا تعبير كرده اند كه زمين مانند نقره پاك و آسمان مانند طلا درخشان مى شود.

بعضى ديگر گفته اند:زمين جهنم و آسمان بهشت مى شود.

يكى ديگر گفته:زمين يكپارچه نان خوش طعمى مى شود كه مردم در طول روز قيامت از آن مى خورند.

ادامه »

رضایت خدا به چه کسی تعلق می گیرد؟

13ام مرداد, 1395

«وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِینَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً ذلِک الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»[1]

و نخستین پیشگامانِ از مهاجران و انصار و کسانی که با نیکوکاری آنان را پیروی کردند، خداوند از آنها راضی است و آنان نیز از خدا راضی، و (خدا) برای آنان باغهایی فراهم ساخته که نهرها از پای (درختان) آن جاری است، همیشه در آن جاودانه اند. این است رستگاری و کامیابی بزرگ.

نکته ها:

در این آیه، مسلمانانِ صدر اسلام به سه گروه تقسیم شده اند:

۱. پیشگامان در اسلام و هجرت.
۲. پیشگامان در نصرت پیامبر و یاری مهاجران.
۳. متأخّران که راه آنان را ادامه داده اند.

امام صادق علیه السلام فرمودند:

ابتدا خداوند نام مهاجرین با سابقه را برده، سپس نام انصار و یاوران را و سپس نام پیروان آنان را بیان نموده است. بنابراین جایگاه و مقام هر گروه را در جای خود بیان کرده است.[2]

به اتّفاق همه ی مسلمانان، اوّلین زن مسلمان حضرت خدیجه و اوّلین مرد مسلمان به اتّفاق شیعه ونظر بسیاری از اهل سنّت، علی بن ابی طالب علیهما السلام است.[3] چنانکه گفته اند:

میان تاریخ نویسان خلافی نیست که علی بن ابی طالب علیهما السلام، اوّلین مرد مسلمان است.[4] البتّه عدّه ای می گویند: ایمانِ نوجوانی ده ساله چه ارزشی دارد؟ در جواب آنان باید گفت:

نبوّت حضرت عیسی و حضرت یحیی نیز در کودکی بود و ارزش داشت!

ادامه »

دعای روز هفدهم ماه مبارک رمضان + صوت و فیلم

3ام تیر, 1395

 

دعای روز هفدهم ماه مبارک رمضان + صوت و فیلم
 

 

متن، ترجمه ، تفسیر و تصویر گرافیکی دعای روز هفدهم ماه مبارک رمضان را همراه با فایل صوتی و کلیپ تصویری در این گزارش دریافت کنید.

  دعای روز هفدهم ماه رمضان به شرح زیر است:
 

 اَللّهُمَّ اهْدِنى فیهِ لِصالِحِ الاْعْمالِ وَاقْضِ

 
خدایا راهنمائیم کن در آن به کارهاى شایسته و برآور در آن حاجات
 
لى فیهِ الْحَواَّئِجَ وَالاْمالَ یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلَى التَّفْسیرِ وَالسُّؤ الِ یا
 
و آرزوهاى مرا اى کسى که نیازى به شرح حال و درخواست ندارى اى
 
عالِماً بِما فى صُدُورِ الْعالَمینَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطّاهِرینَ روز
 
دانا و آگاه بدانچه در دل مردم جهانیان است درود فرست بر محمد و آل پاکش.
 
 
 

 
 
 
تفسیر آیت‌الله احمدی فقیه یزدی از دعای روز هفدهم رمضان:
در این روز بنده می‌خواهد که توفیق عمل صالح را پیدا کند. عمل صالح عملی است که از عمل خیر بالاتر است. در واقع عمل صالح در زمانی که باید انجام شود، تحقق پیدا می‌کند و جامعیت دارد و از این جهت نسبت به عمل خیر مزیت دارد. 
سپس بنده از خدا می‌خواهد با توجه به شناختی که نسبت به وی دارد، تمامی حاجاتش را برآورده کند. با توجه به آگاهی خداوند نسبت به بندگان، دیگر بنده نیازی نمی‌بیند که خواسته‌هایش را تفسیر کند. حاجاتی که همه در مسیر کمال الهی ست. 
در پایان هم بنده برای برآورده شدن این حاجات صلوات بر محمد(صلی الله علیه و آله) و خاندان مطهر ایشان می‌فرستد. صلواتی که بهترین راه برای ارتباط با خدا و برآورده شدن آرزوهاست.

اشتراک گذاری این مطلب!

دعای روز چهاردهم ماه مبارک رمضان + صوت و فیلم

31ام خرداد, 1395
دعای روز چهاردهم ماه مبارک رمضان + صوت و فیلم
 

 

متن، ترجمه ، تفسیر و تصویر گرافیکی دعای روز چهاردهم ماه مبارک رمضان را همراه با فایل صوتی و کلیپ تصویری در این گزارش دریافت کنید.

اَللّهُمَّ لا تُؤ اخِذْنى فیهِ بِالْعَثَراتِ وَاَقِلْنى فیهِ

خدایا مگیر مرا در این ماه به لغزشها و بازم دار در آن
 
مِنَ الْخَطایا وَالْهَفَواتِ وَلا تَجْعَلْنى فیهِ غَرَضاً لِلْبَلایا وَالاْفاتِ
 
از خطاها و لغزشها و قرارم مده در این روز هدف بلاها و آفات
 
بِعِزَّتِکَ یا عِزَّ الْمُسْلِمینَ
 
به عزتت اى عزت بخش مسلمانان.

iv> 


 
 
تفسیر آیت‌الله احمدی فقیه یزدی از دعای روز چهاردهم رمضان:
در ابتدا بنده از خدا می‌خواهد برای لغزش‌هایی که می‌کند، مؤاخذه نشود. همانند کسی که جنس خریداری شده را پس می‌آورد و فروشنده هم وی را بر نمی‌گرداند و درخواستش را می‌پذیرد، بنده هم می‌خواهد که خداوند درخواستش را قبول کند و وی را مجازات نکند. 
سپس بنده درخواست می‌کند در معرض گناه قرار نگیرد. در اینجا درمعرض گناه قرار گرفتن به سیبل شدن در تیراندازی تشبیه شده است. به این معنا که بنده هر لحظه در معرض برخورد با بلا است. در پایان، بنده خدا را به صفت عزت بخشی‌اش قسم می‌دهد تا در معرض گناه قرار نگیرد.
اشتراک گذاری این مطلب!

دعای روز دوازدهم ماه مبارک رمضان + صوت و فیلم

29ام خرداد, 1395
iv>متن، ترجمه ، تفسیر  و تصویر گرافیکی دعای روز دوازدهم ماه مبارک رمضان را همراه با فایل صوتی و کلیپ تصویری در این گزارش دریافت کنید.

اَللّهُمَّ زَیِّنّى فیهِ بِالسَِّتْرِ وَالْعَفافِ وَاسْتُرْنى
 
خدایا در این ماه مرا به زیور پوشش از گناه و پاکدامنى بیاراى
 
فیهِ بِلِباسِ الْقُنُوعِ وَالْکِفافِ وَاحْمِلْنى فیهِ عَلَى الْعَدْلِ وَالاِْنْصافِ
 
و جامه قناعت و اکتفاى به مقدار حاجت را به برم کن و وادارم کن در این روز به عدالت و انصاف
 
وَ امِنّى فیهِ مِنْ کُلِّ ما اَخافُ بِعِصْمَتِکَ یا عِصْمَةَ الْخاَّئِفینَ
 
و ایمنیم بخش در آن از هر چه که از آن مى ترسم به نگهدارى خودت اى نگهدارنده ترسناکان.
 
 
تفسیر آیت‌الله احمدی فقیه یزدی از دعای دوازدهم رمضان:
در ابتدا بحث زینت مطرح می‌شود، زینتی که مفهوم پوشش را دربر می‌گیرد. به این معنا که مفهوم پوشش زینتی برای انسان خواهد بود. سپس بحث قناعت مطرح می‌شود. انسان همیشه مادیات را مد نظر دارد و نیازش بی‌پایان است. در اینجا بنده از خدا می‌خواهد که او را یاری دهد تا راه قناعت را در پیش گیرد و خواسته‌هایش در حد کفاف باشد. همچنین بنده می‌خواهد به مقام عدل و انصاف برسد. وقتی من به مقام عدل برسم تو مرا از همه بلاها واز هر آنچه می‌ترسم ایمن می‌سازی. در پایان، بنده برای برآورده شدن این حاجت‌ها خدا را به عصمت و نگهبانیش قسم می‌دهد.

ote>
اشتراک گذاری این مطلب!

دعای روز ششم ماه رمضان + صوت و فیلم

23ام خرداد, 1395

متن، ترجمه ، تفسیر و تصویر گرافیکی دعای روز ششم ماه مبارک رمضان را همراه با فایل صوتی و کلیپ تصویری در این گزارش دریافت کنید.

 

اَللّهُمَّ لا تَخْذُلْنى فیهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِیَتِکَ وَلاتَضْرِبْنى بِسِیاطِ نَقِمَتِکَ
 
خدایا در این ماه به خاطر دست زدن به نافرمانیت خوارم مساز و تازیانه هاى عذابت را بر من مزن و از موجبات خشمت
 
وَزَحْزِحْنى فیهِ مِنْ مُوجِباتِ سَخَطِکَ بِمَنِّکَ وَاَیادیکَ یا مُنْتَهى رَغْبَةِ الرّاغِبینَ
 
بدان نعمت بخشى و الطافى که نسبت به بندگان دارى دورم بدار اى آخرین حد اشتیاق مشتاقان.
 
 
دعای روز ششم ماه رمضان + صوت و فیلم
 
تفسیر آیت‌الله احمدی فقیه یزدی از دعای روز ششم ماه رمضان:
در این روز بنده از خدا می‌خواهد به دلیل گناهانی که انجام داده است، خوار نشود و به همین دلیل به وی تازیانه نزند. خداوند به سبب گناهی که بنده مرتکب می‌شود تازیانه به وی می‌زند. تازیانه خدا همان عذاب‌های الهی مانند سیل و زلزله است، تازیانه‌ای که عقوبت یا همان نتیجه کارهای بد انسانیست.
در همین راستا بنده می‌گوید که نتیجه گناهان را از من دور کن.
بنده در پایان خداوند را به منتش قسم می‌دهد؛ به همه آن نعمت‌هایی که به بندگان داده است، تا گناهان وی را ببخشاید.

ote>
اشتراک گذاری این مطلب!

خداوند چگونه به بندگانش فرصت بازگشت می دهد؟ ( شرح دعای افتتاح (4))

22ام خرداد, 1395

 

شرح دعای افتتاح

 

حق متعال پس از مخالفت بندگان و اعمال خلاف ،فرصتی به بندگان می‌دهد و مانعی بین انسان و امور ناگوار قرار می‌دهد ،وقتی این انسان به آن شرایط ملتزم نشد، آن مانع را برمی‌دارد. لذا فرموده است که در این عالم ممکن است انسان را به صفت اشد المعاقبین اش مؤاخذه کند.

حجت الاسلام و المسلمین محمد باقر تحریری در ادامه شرح فقرات دعای افتتاح به  چگونگی سبقت رحمت الهی بر غضب حق متعال اشاره نموده و علت اصلی هجوم امور ناگوار به انسان را غفلت معرفی می کند .

وَ ايْقَنْتُ انَّكَ ارْحَمَ الرَّاحِمِينَ فِي مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ، وَ أَشَدُّ الْمُعاقِبِينَ فِي مَوْضِعِ النَّكالِ وَ النَّقِمَةِ وَ اعْظَمُ الْمُتَجَبِّرِينَ فِي مَوْضِعِ الْكِبْرِياءِ وَ الْعَظَمَةِ.

 در مطالب قبلی بیان شد که در این دعای شریف ما را متوجه کمالات الهیه در عالم می‌کنند که خدای متعال با هر موجودی و در حالات گوناگونی برای انسان به اوصاف ویژه‌ای ظهور و بروز دارد.

سبقت رحمت الهی بر صفت غضب

 صفت رحمت خاصه‌اش ایجاب می‌کند که عواملی را برای انسان الزام می‌کنند و همین‌طور مستحباتی و صفت    سخطش ایجاب می‌کند که از اموری نهی بکند. منهیات در حقیقت از چنین صفت جلالی الهی ظهور یافته است و مقرر فرموده است که اگر کسی پس از اتمام‌حجت بر او با شرایطی مخالفت اوامر او را بکند، آثاری را بر اعمال او مترتب بکند و عقوبت‌هایی را که مقرر فرموده است بر مخالفت‌ها تعلق می‌گیرد در حقیقت مخالفت اوامر یا انجام نواهی الهی موجب نقمت الهی و ظهور صفت منتقم او می‌شود. منتها به جهت سبقت گرفتن صفت رحمت او بر غضبش مقرر فرموده است که این صفت منتقم را سریعاً ظهور ندهد.

لذا حق متعال پس از اعمال خلاف و مخالفت بندگان فرصتی به بندگان می‌دهد و خدای متعال با خصوصیات و شرایطی، مانعی بین انسان و امور ناگوار قرار می‌دهد. وقتی این انسان به آن شرایط ملتزم نشد، آن مانع را برمی‌دارد. لذا فرموده است که در این عالم ممکن است انسان را به صفت اشد المعاقبین اش مؤاخذه کند، که ظهور کامل این صفت در عالم قیامت است که درباره کفار و معاندین و منافقین، این صفت به‌طور کامل ظهور می‌کند. انسان‌ها چه کفار و منافقین و چه مؤمنین به‌حسب مراتب مخالفتشان و دوری‌شان از قرب ربوبی به این صفت مبتلا می‌شوند و از متن کتاب و سنت استفاده می‌شود، ظهور این صفت برای این است که انسان حتی‌الامکان متنبه بشود و به آغوش رحمت واسعه و خاص خدای متعال برگردد.

ادامه »

تفسیر دعای سحر (1)

9ام خرداد, 1395
 

همه موجودات دارای نطق و قول اند. آسمان ها و زمین و آن چه در آسمان و زمین است خدا را تسبیح می کنند. گرچه ما تسبیح ایشان را نمی فهمیم. خوشا به حال کسی که زبانش را حفظ کند و شکمش را از شبهه ناک و حرام بر حذر دارد. خوشا به حال کسی که با حلال افطار کند، خوشا به حال کسی که در ماه رمضان و در تمام مدت عمر مواظب زبانش باشد تا از خواص بشود.
 

پیشگفتار:
دعا يكى از كشش‏هاىِ طبيعى هر انسانى به‏شمار مى‏ رود؛ زيرا وى خود را قادر به تأمين خواسته‏هاى فراوانى- كه دارد- نمى ‏بيند و اگر به چشمِ بصيرت بنگرد حتى در برآورده كردن يكى از آن‏ها هم، به شدّت فقير و ناتوان است، چنان كه كلام خداى متعال بيانگر اين مطلب مى‏ باشد:
«يَا أَيُّهَاالنَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِىُّ الْحَمِيدُ».[1]
از اين‏رو، با همه وجود، قدرت مطلق را مى‏ طلبد تا خواسته‏هاى خويش را با او در ميان بگذارد و در هر لحظه با او زمزمه كند. انبياى الهى- صلوات اللَّه عليهم اجمعين- به مردم، همين كشش فطرى را يادآور شدند تا هماره با خداوند ارتباط داشته باشند و خواسته ‏هاى خود را فقط از او بخواهند.

از سوى ديگر، اين انسانِ خداجو و حقيقت ‏طلب، به ‏دنبال وقتى است كه در آن، سبك‏بارتر و آسان‏تر، به مناجات برخيزد؛ بنابراين، خداوند متعال «رمضان» را آفريد و در آن «سحر» را قرار داد. يعنى هنگامه نجوا، راز شنوى و خداخواهى؛ هنگامه‏اى كه درهاى آسمان گشوده خواهد شد و فرشتگان خدا در سكوتى سنگين و دل‏پذير، فوج فوج بر زمين فرود مى ‏آيند و پيام‏هاى حضرت حق را به بندگانِ شايسته خويش مى ‏رسانند.

ادامه »

ایمان به غیب عامل والاتر شدن هدف

8ام خرداد, 1395

ایمان به غیب، عامل بالاتر و والاتر شدن هدف از محدوده مادیات

تببیین مسئله ای درباره ایمان به غیب توسط ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای حفظه الله تعالی :

 در خصوص تفسیر آیه‌ی شریفه:

 «والذین یؤمنون بالغیب» (بقره / ۳)

سوره بقره آیه سه

 
بیان کردید میان ایمان و باور به غیب و داشتن هدف رابطه‌ای وجود دارد و این دو لازم و ملزوم یکدیگرند و چنانچه متناسب با زمان تفسیر آیات است برای بار دیگر این رابطه و الزام را تبیین کنید.

جواب: البته، با این عبارتی که ایشان گفتند فکر نمی‌کنم من گفته باشم. اگر کسی اعتقاد و باور خودش را محدوده‌ی مادی و صحنه‌ی ماده محدود کرد هدف او هم محدود به صحنه‌ی ماده‌ی دیگر خواهد شد و دیگر امکان ندارد ایده‌ی کل غیر مادی برای او وجود داشته باشد. اگر شما گفتید حقیقت و وجود عبارت است از آن‌چه که من آن‌ را می‌بینم و هرچه را من نمی‌بینم و هرچه را من لمس نکنم وجود ندارد، آیا می‌توانید هدف خودتان را فراتر از آنچه چشم‌ها می‌بیند و دست‌ها لمس می‌کند و گوش‌ها می‌شنوند ببرید؟! پس اگر جهان‌بینی ما مادی بود، بطور طبیعی هدف ما هم یک هدف مادی خواهد بود، اما اگر ایمان به غیب داشتیم و ورای محسوسات به چیزی بالاتر و والاتر هم ایمان آوردیم، آن وقت هدف ما هم می‌تواند چیزی والاتر و بالاتر از همین مادیات باشد. این ارتباط بین ایمان به غیب و هدف یا ایمان به ماده و باز هدف است.

منبع: بیانات امام خامنه‌ای (حفظه الله تعالی) مورخه  ۱۵/ ۰۸/ ۱۳۷۰ در جلسه یازدهم تفسیر سوره بقره

اشتراک گذاری این مطلب!

عهد الست در قرآن

7ام خرداد, 1395

 

در واقعه‌ای که به عهد الست مشهور است پروردگار از پشت فرزندان آدم، ذریه‌ی آنان را برگرفت و آن‌ها را بر خودشان گواه ساخت و پرسید:

«آیا من پروردگار شما نیستم»؟

گفتند: «بله هستی و گواهى دادیم».

خداوند این را پرسید تا در روز قیامت عده‌ای نگویند:

«ما نمی‌دانستیم تو پروردگار ما هستی و از پیمان فطرى بى خبر بودیم»!

یا اینکه نگویند:

«پدران ما مشرک بوده‏‌اند و ما فرزندان آن‌ها بودیم و چاره‌ای جز پیروى نداشتیم»؟

خداوند با فرزندان آدم عهد کرده است که شیطان را نپرستند زیرا او دشمن آشکار آن‌هاست و خداوند را بپرستند که راه راست همین است.

 الست بربکم قالوا بلی

  «چگونگى پیمان گرفتن خدا از بنى ‏آدم در این آیه بیان نشده است، ولى مفسّران اقوال متعدّدى بیان کرده‌اند که مشهورترین آن‌ها دو قول است:

الف: طبق روایات، پس از خلقت حضرت آدم -علیه السلام-، همه‌ی فرزندان او تا پایان دنیا به صورت ذرّات ریز و پراکنده، همچون مورچگان از پشت او بیرون آمده، مورد خطاب و سؤال الهى قرار گرفتند و به قدرت الهى به ربوبیّت خدا اعتراف کردند. سپس همه به صُلب و گل آدم برگشتند تا به تدریج و به طور طبیعى به این جهان بیایند. این عالم را «عالم ذرّ» و آن پیمان را «پیمان ألَست» مى‏‌گویند.

ب: مراد از «عالم ذرّ»، همان پیمان فطرت و تکوین است. یعنى هنگام خروج فرزندان آدم از صلب پدران به رحم مادران که ذرّاتى بیش نیستند، خداوند فطرت توحیدى و حقّ‏ جویى را در سرشت آن‌ها مى‏‌نهد و این سرّ الهى به صورت یک حسّ درونى در نهاد و فطرت همه، به ودیعت نهاده مى‏‌شود. همچنین در عقل و خردشان، خداباورى به صورت یک حقیقت خودآگاه نقش مى‏‌بندد و لذا فطرت و خرد بشرى، بر ربوبیّت خداوند گواهى مى‏‌دهد».[۱]

ادامه »

​امید به رحمت الهی

15ام اردیبهشت, 1395

مجموعه «عطر ماندگار» شامل قطعات کوتاهی از شرح احادیث اخلاقی با بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای درس خارج فقه است.

 

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
الحمدلله رب العالمین

عَن أَبِی حَمزَةِ الثِّمالِی قالْ قالَ الصّادِقُ جَعفَرُ بنُ محمدٍ علیهماالسلام أُرْجُ اللهَ رَجاءً لَا یُجَرِّئُکَ عَلَی مَعَاصِیه (۱)
[به خداوند امید داشته باش؛ امیدی که تو را بر نافرمانی خداوند جرئت نبخشد.]

پس اولاً رجاء لازم است. امید به رحمت الهی، به مغفرت الهی، به عون الهی، اینها لازم است؛ تا جایی که یکی از گناهان کبیره را «یأس عن روح الله» (۲) دانسته‌اند.
پس رجاء را باید همیشه داشت؛ یعنی این ارتباط بین دل شما و خدای شما همیشه باید برقرار باشد؛ بدانید که می‌توانید از او جلب رحمت کنید، جلب تفضل کنید، این باید باشد. منتها این رجاء و امید به‌نحوی نباشد که ما را گستاخ کند بر انجام معصیت.

وَ خَفِ اللهَ خَوْفاً لَا یُؤْیِسُکَ مِنْ رَحمَتِه
[و از خداوند بیم داشته باش، بیمی که تو را از رحمت خداوند ناامید نگرداند.]

از آن طرف هم خوف لازم است. خوف از خدای متعال لازم است، که این خوف لازمه‌ی معرفت است. کسی که معرفت [به خداوند] داشته باشد، خوف [از او هم] پیدا می‌کند. هر چه معرفت انسان بیشتر باشد، خوف او بیشتر است.

۱) الامالی شیخ صدوق، صفحه‌ی65

۲) «ناامید شدن از مشمول رحمت الهی قرار گرفتن» که از گناهان کبیره است و در آیه‌ی ۸۷ از سوره‌ی مبارکه‌ی یوسف تأکید شده است که:

یَا بَنِیَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن یُوسُفَ وَ أَخِیهِ وَ لاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ

ای پسران من! بروید و از یوسف و برادرش جست‌وجو کنید و از رحمت خدا نومید نشوید، که از رحمت خداوند جز کافران نومید نمی‌شوند.

اشتراک گذاری این مطلب!

خوش رفتاری با همسران

11ام اردیبهشت, 1395

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا یحِلُّ لَکمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ کرْهاً وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ یأْتِینَ بِفاحِشَةٍ مُبَینَةٍ وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسی أَنْ تَکرَهُوا شَیئاً وَ یجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیراً کثِیراً

ای کسانی که ایمان آورده اید! برای شما حلال نیست که زنان را به اکراه به ارث برید و بر آنان سخت نگیرید تا بعضی از آنچه را به آنان بخشیده اید، خود ببرید، مگر آنکه مرتکب فحشاء آشکار شوند و با آنان به نیکویی رفتار کنید و اگر از همسرانتان خوشتان نیامد چه بسا شما چیزی را خوش نداشته باشید، ولی خداوند، خیر فراوان در آن قرار داده باشد.

قرائت ترتیل آیه 19 سوره نساء- با صدای استاد سعدالغامدی

نکته ها

بر خلاف سنّت جاهلیت، که گاهی زن نیز به ارث برده می شد، ممکن است آیه اشاره به این باشد که تنها اموال قابل ارث است و همسرِ متوفّی، ارثِ کسی نیست. او خودش می تواند بعد از فوت شوهرش، همسر دیگری انتخاب کند.
پیام ها

1- اسلام، مدافع حقوق زن است. «لا یحِلُّ لَکمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ کرْهاً»

2- بازپس گرفتن مهریه با زور و اجبار، حرام است. «لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیتُمُوهُنَّ»

3- تنها در صورتی که زن در معرض بی عفّتی باشد، مرد حقّ سخت گیری دارد.

لا تَعْضُلُوهُنَ … إِلَّا أَنْ یأْتِینَ بِفاحِشَةٍ مُبَینَةٍ

4- با زنان باید خوش رفتاری کرد. «عاشِرُوهُنَ بِالْمَعْرُوفِ »

5- مرد، سنگ زیرین آسیای زندگی است و باید با خوشرفتاری، بر سختی ها شکیبا باشد. (خطاب آیه به مرد است.) لا تَعْضُلُوهُنَ … عاشِرُوهُنَ

6- بسیاری از خیرات، در لابلای ناگواری های زندگی است. یجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیراً..

7- حلّ مشکلات خانواده و داشتن حلم و حوصله، برای سعادت فرزندان، بهتر از جدایی و طلاق است. «فِیهِ خَیراً کثِیراً»

8- همیشه خیر و شرّ ما همراه با تمایلات ما نیست، چه بسا چیزی را ناخوشایند داریم، ولی خداوند خیر زیاد در آن قرار داده باشد. زیرا انسان به همه ی مصالح خویش آگاه نیست. فَعَسی أَنْ تَکرَهُوا… فِیهِ خَیراً کثِیرا

منبع : قرائتی محسن، تفسیر نور، ج 2، ص38

اشتراک گذاری این مطلب!

ارزش و اعتبار هر انسان

30ام فروردین, 1395

امام علیه السلام فرمود:

قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَی قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَ صِدْقُهُ عَلَی قَدْرِ مُرُوءَتِهِ، وَ شَجَاعَتُهُ عَلَی قَدْرِ أَنَفَتِهِ، وَ عِفَّتُهُ عَلی قَدْرِ غَیرَتِهِ.

ارزش هر کس به اندازه همت او و راستگویی و صداقتِ هر کس به اندازه شخصیت اوست و شجاعت هر کس به اندازه بی اعتنایی وی (به ارزش های مادی) است و عفت هر کس به اندازه غیرت اوست. نهج البلاغه، حکمت 47

1.ارزش هر کس به اندازه همت اوست.

2.راستگویی و صداقتِ هر کس به اندازه شخصیت اوست.

3.شجاعت هر کس به اندازه بی اعتنایی او (به ارزش های مادی) است.

4.عفت هر کس به اندازه غیرت اوست.

شرح و تفسیر

چهار فضیلت مهم اخلاقی امام(علیه السلام) در این چند جمله حکیمانه به رابطه چهار موضوع مهم با چهار موضوع دیگر از صفات انسانی اشاره فرموده است. نخست می فرماید: «ارزش هر کس به اندازه همت اوست»، (قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَی قَدْرِ هِمَّتِهِ).

منظور از همت تصمیماتی است که انسان برای انجام کارهای مهم می گیرد و به دنبال آن تلاش می کند. هر اندازه این تصمیمات والاتر و این تلاش ها گسترده باشد همت انسان بلندتر است و این که امام می فرماید: ارزش هر کسی به اندازه همت اوست برای آن است که اشخاص والا همت معمولاً تلاش می کنند تا به مقامات عالی برسند پس نباید ارزش وجودی ظاهری آنها را امروز ملاحظه کرد بلکه آن نیروی نهفته در درون آنها که نامش همت است باید مقیاس و معیار شمرده شود. در کتاب غررالحکم از امام همین معنا به صورت دیگری بیان شده است.

ادامه »

نشانه های بندگان الهی

28ام بهمن, 1394

نشانه های بندگان الهی

قرآن کریم می فرماید:

«وَعِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْناً إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماًم»

ترجمه

بندگان خدای رحمان، کسانی هستند که روی زمین با آرامش و فروتنی راه می روند و هنگامی که افراد نادان آنان را طرف خطاب قرار دهند[و سخنان نابخردانه گویند]، پاسخی نرم و مسالمت آمیز می دهند»[1]

تفسیر

از این به بعد بحث جامع و جالبی پیرامون صفات ویژه بندگان خاص پروردگار که تحت عنوان «عِبادُ الرَّحْمنِ» آمده، مطرح می شود، و دوازده صفت از صفات ویژه آنان را بیان می کند و در حقیقت تکمیلی است برای آیات گذشته که مشرکان لجوج هنگامی که نام خداوند رحمان برده می شد از سر استهزاء و غرور می گفتند:

رحمان چیست؟

جایی که بندگان او این قدر عالی مقام و با شخصیتند عظمت خدای رحمان را بهتر می توان درک کرد. نخست می گوید: «و بندگان خاص خداوند رحمان کسانی هستند که با آرامش و بی تکبر بر روی زمین راه می روند»(وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْناً).

ادامه »

تهذیب نفس وظیفه بزرگ الهى

18ام مهر, 1394

هر قدر، سوگندهاى قرآن در یک زمینه بیشتر و محکم تر باشد، دلیل بر اهمیت موضوع است، و مى دانیم: طولانى ترین و مؤکدترین سوگندها در سوره مبارکه شمس است، به خصوص این که: سوگند به ذات پاک خداوند سه بار در آن تکرار شده، و سرانجام، روى این مسأله تکیه شده است که: فلاح و رستگارى در «تزکیه نفس» است، و محرومیت و شکست و بدبختى، در ترک تزکیه است.

وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا*فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا(الشمس/9)

سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد*سپس پليدکاري و پرهيزگاري‏اش را به آن الهام کرد*که هر کس آن را پاک گردانيد قطعا رستگار شد

در واقع، مهمترین مسأله زندگى انسان نیز همین مسأله است، و در حقیقت، قرآن با تعبیر فوق این مطلب را بازگو مى کند، که رستگارى انسان، نه در گرو پندارها و خیال ها است، نه در سایه مال و ثروت و مقام، نه وابسته به اعمال اشخاص دیگر (آن گونه که مسیحیان تصور مى کنند که: فلاح هر انسانى در گرو فداکارى عیسى مسیح(علیه السلام) است) و نه مانند اینها.

بلکه، در گرو پاکسازى و تعالى روح و جان، در پرتو ایمان و عمل صالح است.

وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا(الشمس/10)

و هر که آلوده‏اش ساخت قطعا درباخت

بدبختى و شکست انسان نیز، نه در قضا و قدر اجبارى است، نه در سرنوشت هاى الزامى، نه معلول فعالیت هاى این و آن، بلکه تنها و تنها به خاطر آلودگى به گناه انحراف از مسیر تقوا است.

در تواریخ آمده است: همسر عزیز مصر (زلیخا) هنگامى که یوسف مالک خزائن ارض، و حاکم بر سرزمین «مصر» گشت، او را ملاقات کرد و گفت:

اِنَّ الْحِرْصَ وَ الشَّهْوَةَ تُصَیِّرُ الْمُلُوکَ عَبِیْداً، وَ اِنَّ الصَّبْرَ وَ التَّقْوى یُصَیِّرُ الْعَبِیْدَ مُلُوکاً، فَقالَ یُوسُفُ: قالَ اللّهُ تَعالى: اِنَّهُ مَنْ یَتَّقِ وَ یَصبِرْ فَاِنَّ اللّهَ لا یُضِیْعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِیْنَ:

«حرص و شهوت، پادشاهان را برده ساخت، و صبر و تقوا بردگان را پادشاه، یوسف سخن او را تصدیق کرد و این کلام الهى را به او خاطر نشان ساخت: هر کس که تقوا و شکیبائى را پیشه کند، خداوند اجر نیکوکاران را ضایع نمى سازد».(1)

همین معنى به عبارت دیگرى نقل شده که، همسر عزیز مصر در رهگذرى نشسته بود که موکب «یوسف»(علیه السلام) از آنجا عبور کرد، زلیخا گفت:

أَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی جَعَلَ الْمُلُوکَ بِمَعْصِیَتِهِمْ عَبِیْداً، وَ جَعَلَ الْعَبِیْدَ بِطاعَتِهِمْ مُلُوکاً:
«شکر خدائى را که پادشاهان را به سبب معصیت، برده کرد، و بردگان را به خاطر اطاعت، پادشاه».(2)

آرى، بندگى نفس، سبب بردگى انسان، و تقوا و تهذیب نفس، سبب حکومت بر جهان هستى است.

چه بسیارند کسانى که بر اثر بندگى خدا به مقامى رسیده اند، که صاحب ولایت تکوینى شده و مى توانند به اذن خدا در حوادث این جهان اثر بگذارند و دست به کرامات و خوارق عادات بزنند.

* * *

خداوندا! در مبارزه با هواى نفس تو یار و یاور ما باش!
پروردگارا! تو «فجور» و «تقوا» را به ما الهام کردى، توفیق استفاده از تقوا و دورى از فجور را به ما عنایت فرما!
بار الها! دسیسه هاى شیطان در نفس آدمى مخفى و مرموز است، ما را به شناخت این دسیسه ها آشنا ساز!

آمِیْنَ یا رَبَّ الْعالَمِیْنَ

تفسیر نمونه جلد27
پایان سوره الشمس
1 ـ «محجة البیضاء»، جلد 5، صفحه 116.
2 ـ «محجة البیضاء»، جلد 5، صفحه 117.
3 ـ پایان تصحیح: 3 / 3 / 1383 (سالروز فتح خرمشهر).

اشتراک گذاری این مطلب!

به مردان مؤمن بگو: ...

15ام شهریور, 1394

قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يصْنَعُونَ * وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيوبِهِنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيعْلَمَ مَا يخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(النور30/31)

به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاکدامني ورزند که اين براي آنان پاکيزه‏تر است زيرا خدا به آنچه مي‏کنند آگاه است * و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمي] فرو بندند و پاکدامني ورزند و زيورهاي خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پيداست و بايد روسري خود را بر سينه خويش [فرو] اندازند و زيورهايشان را جز براي شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همکيش] خود يا کنيزانشان يا خدمتکاران مرد که [از زن] بي‏نيازند يا بچه های که بر عورتهاي زنان وقوف حاصل نکرده ‏اند آشکار نکنند و پاهاي خود را [به گونه‏اي به زمين] نکوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مي‏دارند معلوم گردد اي مؤمنان همگي [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه کنيد اميد که رستگار شويد

نکته ها

كلمه «یغضّوا» از ریشه «غضّ» به معناى كاستن و پایین آوردن است. چنانكه لقمان به فرزندش مى‏فرماید:

«و اغضض من صوتك» یعنى صدایت را پایین بیاور و با صداى بلند صحبت نكن.

در اینجا نیز مراد از «غضّ بصر» بستن چشم نیست، بلكه پایین آوردن نگاه است، به گونه‏اى كه انسان نامحرم را ببینند.

مراد از «فروج» عورتین است كه باید آن را از نگاه دیگران پوشاند. البتّه مراد از حفظ فروج در دیگر آیات قرآن، حفظ از زناست، ولى در این آیه، بر اساس روایات، حفظ از نگاه است.

ادامه »

کلام امیر/شرح و تفسير حکمت 126 نهج البلاغه

2ام شهریور, 1394

عَجِبْتُ لِلْبَخِيلِ يَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ الَّذِي مِنْهُ هَرَبَ، وَيَفُوتُهُ الْغِنَى الَّذِي إِيَّاهُ طَلَبَ، فَيَعِيشُ فِي الدُّنْيَا عَيْشَ الْفُقَرَاءِ؛ وَيُحَاسَبُ فِي الاْخِرَةِ حِسَابَ الاَْغْنِيَاءِ؛ وَعَجِبْتُ لِلْمُتَكَبِّرِ الَّذِي كَانَ بِالاَْمْسِ نُطْفَةً، وَيَكُونُ غَداً جِيفَةً؛ وَعَجِبْتُ لِمَنْ شَکَّ فِي اللَّهِ، وَهُوَ يَرَى خَلْقَ اللَّهِ؛ وَعَجِبْتُ لِمَنْ نَسِيَ الْمَوْتَ، وَهُوَ يَرَى الْمَوْتَى؛ وَعَجِبْتُ لِمَنْ أَنْكَرَ النَّشْأَةَ الاُْخْرَى وَهُوَ يَرَى النَّشْأَةَالاُْولَى وَعَجِبْتُ لِعَامِرٍ دَارَ الْفَنَاءِ وَتَارِکٍ دَارَ الْبَقَاءِ.

امام علیه السلام فرمودند:

1. از بخيل تعجب مى‌كنم كه به استقبال فقرى مى‌رود كه از آن گريخته و غنايى را از دست مى‌دهد كه طالب آن است. در دنيا همچون فقيران زندگى مى‌كند ولى در آخرت بايد همچون اغنيا حساب پس دهد.

2. و تعجب مى‌كنم از متكبرى كه ديروز نطفه‌اى بى‌ارزش بوده و فردا مردار گنديده‌اى است.

3. و از كسى كه در خدا شك مى‌كند در شگفتم در حالى كه خلق او را مى‌بيند (و مى‌تواند از هر مخلوق كوچك وبزرگ، ساده و پيچيده به ذات پاك آفريدگار پى برد).

4. و تعجب مى‌كنم از كسى كه مرگ را فراموش مى‌كند با اين‌ كه مردگان را با چشم خود مى‌بيند.

5. و تعجب مى‌كنم از كسى كه جهان ديگر را انكار مى‌كند در حالى كه اين جهان را مى‌بيند.

6. و تعجب مى‌كنم از كسى كه دار فانى را آباد مى‌كند ولى دار باقى را به فراموشى مى‌سپارد.

شرح و تفسير

از اين شش گروه در شگفتم!

امام(عليه السلام) در اين كلام حكمت آميزش به شش رذيله اخلاقى اشاره فرموده كه سرچشمه غالب بدبختى هاى انسان است و اگر بتواند از آن ها فاصله بگيرد دنيا و آخرت خود را آباد كرده و سامان بخشيده است.

نخست اشاره به مسئله «بخل» و آثار شوم آن مى كند و مى فرمايد: «از بخيل تعجب مى كنم كه به استقبال فقرى مى رود كه از آن گريخته و غنايى را از دست مى دهد كه طالب آن است. در دنيا همچون فقيران زندگى مى كند ولى در آخرت بايد همچون اغنيا حساب پس دهد»;

(عَجِبْتُ لِلْبَخِيلِ يَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ الَّذِي مِنْهُ هَرَبَ، وَيَفُوتُهُ الْغِنَى الَّذِي إِيَّاهُ طَلَبَ، فَيَعِيشُ فِي الدُّنْيَا عَيْشَ الْفُقَرَاءِ; وَيُحَاسَبُ فِي الاْخِرَةِ حِسَابَ الاَْغْنِيَاءِ).

امام(عليه السلام) چه تعبير زيبا و دلنشينى در اينجا فرموده است; افراد بخيل تنها نسبت به ديگران بخيل نيستند. بسيار مى شود كه نسبت به خويشتن هم بخيل اند با اين كه داراى ثروت اند زندگى سخت و فقيرانه اى براى خود فراهم مى كنند و همان گونه كه امام(عليه السلام) فرموده است براى فرار از فقر آينده فقر امروز را براى خود ترتيب مى دهند. آنها همچنين به دنبال غنا و ثروت بيشتر در آينده اند در حالى كه غناى امروز را از دست مى دهند. چرا كه از ثروت خود بهره اى نمى برند. از سويى ديگر در روز قيامت بايد در صف اغنيا بايستند و حساب اموال خود را پس دهند در حالى كه در دنيا از نظر زندگى در صف فقيران بودند; يعنى مشكلات غنا را دارند; ولى از مواهب آن بى بهره اند. آيا زندگى چنين اشخاصى شگفت آور و تعجب برانگيز نيست؟ آيا مى شود اين گونه افراد را در زمره عاقلان دانست؟ نه تنها امام(عليه السلام)كه عقل كل است از زندگى آنان تعجب مى كند، بلكه هر انسان عاقلى گرفتار شگفتى مى شود. ممكن است كسانى بگويند: اين درباره بخيلانى است كه حتى درباره خود بخل مىورزند; اما بخيلانى كه بخلشان متوجه ديگران است و خودشان زندگى مرفهى دارند مشمول اين سخن نيستند; ولى تجربه نشان داده كه غالب بخيلان به خويشتن نيز بخيل اند. بخل از صفات بسيار زشتى است كه در آيات و روايات اسلام نكوهش فوق العاده اى از آن شده از جمله در حديثى از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم:

«اَلْبَخيلُ بَعيدٌ مِنَ اللهِ، بَعيدٌ مِنَ النّاسِ، قَريبٌ مِنَ النّارِ;

بخيل از خدا دور است و از مردم دور و به آتش دوزخ نزديك است».

در كتاب فقه الرضا آمده است: «إيّاكُمْ وَالْبُخْلُ فَإِنَّهُ عاهَةٌ لا يَكُونُ فى حُرّ وَلا مُؤمِن إنَّهُ خِلافُ الاْيمانِ;

از بخل بپرهيزيد كه نوعى آفت است كه نه در افراد آزاده و نه در صاحبان ايمان است زيرا بخل مخالف ايمان است. (شخص بخيل ايمان محكمى به جود و سخا و عطاى خداوند ندارد)».

در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: «مَنْ بَرِءَ مِنَ الْبُخْلِ نالَ الشَّرَفَ; كسى كه از بخل دورى كند به شرافت و بزرگى نائل مى شود».

ادامه »

هشدار!!!

4ام مرداد, 1394

أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ(يس/60)

اي فرزندان آدم مگر با شما عهد نکرده بودم که شيطان را مپرستيد

زيرا وي دشمن آشکار شماست!

اين عهد و پيمان الهى از طرق مختلف از انسان گرفته شده ، و بارها اين معنى را به او گوشزد کرده است :
نخست آن روز که فرزندان آدم در زمين نشو و نما کردند اين خطاب به آنها شد: (يا بنى آدم لا يفتننکم الشيطان کما اخرج ابويکم من الجنة ينزع عنهما لباسهما ليريهما سواتهما انه يريکم هو و قبيله من حيث لا ترونهم انا جعلنا الشياطين اولياء للذين لا يؤ منون :

اى فرزندان آدم ! شيطان شما را نفريبد همانگونه که پدرتان را از بهشت بيرون کرد، و لباسشان را از تنشان خارج ساخت تا عورتشان را براى آنها آشکار کند! چه اينکه او و پيروانش شما را ميبينند و شما آنها را نميبينيد، (بدانيد) ما شياطين را اولياى کسانى قرار داديم که ايمان نمى آورند (اعراف - 27).

سپس همين اخطار به طور مکرر بر زبان رسولان الهى جارى شد، چنانکه در آيه 62 سوره زخرف ميخوانيم:

وَلَا يصُدَّنَّكُمُ الشَّيطَانُ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ(الزخرف/62):

شيطان شما را از راه حق باز ندارد که او دشمن آشکار شماست .

و در آيه 168 - بقره ميخوانيم :

وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ :

از گامهاى شيطان پيروى نکنيد که او براى شما دشمن آشکارى است !

از سوى ديگر اين پيمان در عالم تکوين به زبان اعطاى عقل به انسان نيز گرفته شده است ، چرا که دلائل عقلى به روشنى گواهى ميدهد انسان نبايد فرمان کسى را اطاعت کند که از روز نخست کمر به دشمنى او بسته او را از بهشت بيرون کرده و سوگند به اغواى فرزندانش خورده است .

ادامه »

یاد خدا

23ام تیر, 1394

جمال يار ندارد نقاب و پرده ولى

غبار ره بنشان تا نظر توانى کرد!

در حديث مى خوانيم که از وصايائى که پيامبر به على (عليه السلام ) فرمود اين بود:

يا على ثلاث لا تطيقها هذه الامة المواسات للاخ فى ماله و انصاف الناس من نفسه و ذکر الله على کل حال ، و ليس هو سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر و لکن اذا ورد على ما يحرم عليه خاف الله عز و جل عنده و ترکه :

اى على سه کار است که اين امت طاقت آن را ندارند (و از همه کس ساخته نيست)

1. مواسات با برادران دينى در مال ،

2. و حق مردم را از خويشتن دادن ،

3. و ياد خدا در هر حال ،

 ولى ياد خدا (تنها) سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر نيست ، بلکه ياد خدا آن است که هنگامى که انسان در برابر حرامى قرار مى گيرد از خدا بترسد و آن را ترک گويد.

در حديث ديگرى مى خوانيم على (عليه السلام ) فرمود:

الذکر ذکران : ذکر الله عز و جل عند المصيبة و افضل من ذلک ذکر الله عند ما حرم الله عليک فيکون حاجزا:

ذکر دو گونه است : ياد خدا کردن به هنگام مصيبت (و شکيبائى و استقامت ورزيدن ) و از آن برتر آن است که خدا را در برابر محرمات ياد کند و ميان او و حرام سدى ايجاد نمايد).و به همين دليل است که در بعضى از روايات ذکر خداوند به عنوان يک سپر و وسيله دفاعى شمرده شده است.

در حديثى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم که روزى پيامبر رو به يارانش کرد و فرمود:

اتخذوا جئنا فقالوا يا رسول الله امن عدو قد اظلنا؟ قال لا، و لکن من النار قولوا سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر:

سپرهائى براى خود فراهم کنيد

عرض کردند اى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آيا در برابر دشمنان که اطراف ما را احاطه کرده و بر ما سايه افکنده اند؟

فرمود نه ، از آتش(دوزخ )

بگوئيد: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر

خدا را به پاکى بستائيد و بر نعمتهايش شکر گوئيد و غير از او معبودى انتخاب نکنيد و او را از همه چيز برتر بدانيد.

تفسیر المیزان

اشتراک گذاری این مطلب!

سرانجام خوش از آن کیست؟

22ام تیر, 1394

 الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ(الرعد/29)

کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده ‏ا ند

خوشا به حالشان و خوش سرانجامي دارند.

     نعمت هر چه که باشد از اين رو گوارا و مورد غبطه است که مايه خوشى زندگى است ، و وقتى مايه خوشى و سعادت است که قلب با آن سکون و آرامش يابد و از اضطراب خلاص شود، و چنين آرامش و سکونى براى احدى دست نمى دهد مگر آنکه به خدا ايمان داشته باشد و عمل صالح کند، پس تنها خداست که مايه اطمينان خاطر و خوشى زندگى است .

     آرى ، چنين کسى از شر و خسران در آنچه پيش مى آيد ايمن و سالم است ، و چگونه نباشد و حال آنکه به ستونى تکيه زده که انهدام نمى پذيرد. او خود را در تحت ولايت خداى تعالى قرار داده ،

هر چه برايش تقدير کند، مايه سعادت اوست ،

اگر چيزى به وى عطا کند خير اوست ،

و اگر هم منع کند باز خير اوست .

نکته ها
مردم چهار دسته ‏اند:
الف: مؤمن، كسانى‏كه هم ایمان دارند و هم اعمالشان صالح است.
ب: كافر، كسانى‏كه ایمان ندارند و در ظاهر نیز اظهار ایمان نمى‏كنند.
ج: فاسق، كسانى‏كه ایمان دارند، ولى اعمالشان صالح نیست.
د: منافق، كسانى‏كه ایمان ندارند، ولى به ظاهر اظهار ایمان مى‏كنند.

     «طوبى‏» یا مصدر است مثل «بُشرى» و یا مؤنث «اطیب» به معناى بهترین است. در آیه مصداق خاصى براى (بهترین) بیان نشده تا شامل همه بهترین‏ها شود. و شاید روایاتى كه مى‏گوید: طوبى‏ درختى است كه ریشه آن در خانه پیامبرصلى الله علیه وآله وعل ى‏علیه السلام وشاخه ‏هاى آن بر سر مؤمنان سایه افكنده،(1) مثال و تجسمى باشد از اینكه همه پاكى‏ها و خیرات در گرو اتصال به رهبران آسمانى است.
وقتى كوته ‏فكران به پیامبرصلى الله علیه وآله انتقاد كردند كه چرا این همه فاطمه زهراعلیها السلام را مى‏ بوسى؟

حضرت فرمود: زمانى كه در شب معراج مرا به بهشت بردند، من از میوه درخت طوبى خوردم و وجود فاطمه از آن نشأت گرفت و پدید آمد ومن هرگاه مشتاق بوى بهشت مى‏شوم دخترم فاطمه را بو مى‏ كنم.(2)
كامیابى افراد بى‏ ایمان و بدور از عمل صالح، عمق و تداوم ندارد. چنانكه حضرت على علیه السلام مى ‏فرماید: «لاخیر فى لذّة من بعدها النّار»(3) در لذّتى كه بعد از آن آتش باشد، خیرى نیست.

————————————————
1) بحار، ج 8، ص 117 و 120.
2) بحار، ج 8، ص 188.
3) بحار، ج 41، ص 104.

پيام :

كامیابى‏ هاى دنیوى در صورتى ارزش دارد كه همراه عاقبت اخروى باشد نه آنكه مانع آن گردد. «طوبى لهم و حسن ماب»

برگرفته از تفسیر المیزان و تفسیر نور


اشتراک گذاری این مطلب!

آدرس مهمی که همه به دنبال آنند!

16ام تیر, 1394

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ(الرعد/28)

آگاه باش که با ياد خدا دلها آرامش مي‏ يابد.


جمال يار ندارد نقاب و پرده ولى

غبار ره بنشان تا نظر توانى کرد!

در آيه «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» تفسير بسيار جالبى از (من اناب ) (آنها که به سوى خدا بازگشته اند) بيان مى کند:

اينان کسانى هستند که ايمان آورده اند و دلهايشان به ذکر خدا مطمئن و آرام است.

و بعد به عنوان يک قاعده کلى و اصل جاويدان و فراگير مى فرمود (آگاه باشيد با ياد خدا دلها آرامش مى گيرد (الا بذکر الله تطمئن القلوب ).

نکته ها :

1 - چگونه دل با ياد خدا آرام مى گيرد؟

بمحمد تطمئن القلوب و هو ذکر الله و حجابه

به وسيله محمد دلها آرامش مى پذيرد و او است ذکر خدا و حجاب او!.

هميشه اضطراب و نگرانى يکى از بزرگترين بلاهاى زندگى انسانها بوده و هست ، و عوارض ناشى از آن در زندگى فردى و اجتماعى کاملا محسوس است .

هميشه آرامش يکى از گمشده هاى مهم بشر بوده ، و به هر درى ميزند تا آن را پيدا کند، و اگر تلاش و کوشش انسانها را در طول تاريخ براى پيدا کردن آرامش از طرق (صحيح ) و (کاذب ) جمع آورى کنيم خود کتاب بسيار قطورى را تشکيل مى دهد.

بعضى از دانشمندان مى گويند: به هنگام بروز بعضى از بيماريهاى واگيردار همچون وبا از هر ده نفر که ظاهرا به علت و يا مى ميرند اکثر آنها به علت نگرانى و ترس است و تنها اقليتى از آنها حقيقتا بخاطر ابتلاى به بيمارى و يا از بين مى روند!

ادامه »

اکثر ایمانها ، به شرک آلوده است.

12ام تیر, 1394

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَمَا يؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ(يوسف/106)

و بيشترشان به خدا ايمان نمي‏ آورند

جز اينکه [با او چيزي را] شريک مي‏ گيرند.



در آيه « وَمَا يؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ» مى فرماید آنها هم که ايمان مى آورند، ايمان اکثرشان خالص نيست ، بلکه آميخته با شرک است .

ممکن است خودشان چنين تصور کنند که مؤ منان خالصى هستند، ولى رگه هاى شرک در افکار و گفتار و کردارشان غالبا وجود دارد.

ايمان تنها اين نيست که انسان اعتقاد به وجود خدا داشته باشد بلکه يک موحد خالص کسى است که:

غير از خدا، معبودى به هيچ صورت در دل و جان او نباشد،

گفتارش براى خدا،

اعمالش براى خدا،

و هر کارش براى او انجام پذيرد،

قانونى جز قانون خدا را به رسميت نشناسد،

و طوق بندگى غير او را بر گردن ننهد

و فرمانهاى الهى را خواه مطابق تمايلاتش باشد يا نه ، از جان و دل بپذيرد،

و بر سر دو راهي هاى خدا و هوى ، همواره خدا را مقدم بشمرد،

اين است ايمان خالص ، از هر گونه شرک :

شرک در عقيده ،

شرک در سخن

و شرک در عمل .

و راستى اگر بخواهيم حساب دقيقى در اين زمينه بکنيم ، موحدان راستين و خالص و واقعى ، بسيار کمند!

ادامه »

گام های در مسیر شیطان (خطوات)

11ام تیر, 1394

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيطَانِ وَمَنْ يتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيطَانِ فَإِنَّهُ يأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يزَكِّي مَنْ يشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ(النور/21)

اي کساني که ايمان آورده‏ايد پاي از پي گامهاي شيطان منهيد و هر کس پاي بر جاي گامهاي شيطان نهد [بداند که] او به زشتکاري و ناپسند وامي‏دارد و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هيچ کس از شما پاک نمي‏شد ولي [اين] خداست که هر کس را بخواهد پاک مي‏گرداند و خدا[ست که] شنواي داناست.

این آیه هشدارى است به همه مؤ منان که نفوذ افکار و اعمال شيطانى گاه به صورت تدريجى و کم رنگ است و اگر در همان گامهاى نخست کنترل نشود وقتى انسان متوجه مى گردد که کار از کار گذشته است ، بنابراين هنگامى که نخستين وسوسه هاى اشاعه فحشا يا هر گناه ديگر آشکار مى شود، بايد همانجا در مقابل آن ايستاد تا آلودگى گسترش پيدا نکند.

در نخستين آيه روى سخن را به مؤ منان کرده ، مى گويد: (اى کسانى که ايمان آورده ايد از گامهاى شيطان پيروى نکنيد، و هر کس از گامهاى شيطان پيروى کند به انحراف و گمراهى و فحشاء و منکر کشيده مى شود چرا که شيطان دعوت به فحشاء و منکر مى کند) (يا ايها الذين آمنوا لا تتبعوا خطوات الشيطان و من يتبع خطوات الشيطان فانه يامر بالفحشاء و المنکر).

اگر (شيطان ) را به معنى وسيع کلمه ، يعنى (هر موجود موذى و تبهکار و ويرانگر) تفسير کنيم گستردگى اين هشدار در تمام ابعاد زندگى روشن مى شود. هرگز يک انسان پاکدامن و با ايمان را نمى شود يک مرتبه در آغوش فساد پرتاب کرد، بلکه گام به گام اين راه را مى سپرد:

گام اول معاشرت و دوستى با آلودگان است .
گام دوم شرکت در مجلس آنها.
گام سوم فکر گناه .
گام چهارم ارتکاب مصاديق مشکوک و شبهات .
گام پنجم انجام گناهان صغيره .
و بالاخره در گامهاى بعد گرفتار بدترين کبائر مى شود، درست به کسى مى ماند که زمان خويش به دست جنايتکارى سپرده او را گام به گام به سوى پرتگاه مى برد، تا سقوط کند و نابود گردد، آرى اين است (خطوات شيطان ).

تفسیر نمونه

 

اشتراک گذاری این مطلب!

اراده خداوند در روایات

4ام تیر, 1394

وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِي الْعُلْيا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ(التوبة/40)

 و سخن خداست که برتر است و خدا شکست ‏ناپذير حکيم است.

اراده ‏ى خداوند، برتر از هر اراده و خواسته ‏اى است. «كلمة اللَّه هى ‏العلیا»

آنچه از روایات ظاهر می شود این است که اراده خداوند از صفات ذات نیست بلکه از صفات فعل است و حتی کسانی که اراده را عبارت از علم به مصلحت می دانند و آن را از صفات ذات می شمرند قبول دارند که ظاهر روایات ظهور در این دارد که اراده از صفات فعل است چیزی که هست می گویند: این روایات باب اراده را تأویل و توجیه می نمایند به طور مثال می گویند اراده دارای دو مقام است:

اراده در مقام ذات، اراده در مقام فعل و روایات ناظر به مقام دوم است و اَفْهام آن زمان کشش این مطلب را نداشته که ائمّه علیهم السَّلام در مقام اوّل صحبتی نمایند لکن در بحث اطلاق صفت بر خداوند گفته شد که ما از ذات تصوّر نداریم تا برای ذات غیر متصور اثبات صفت کنیم. ما افعال او را می بینیم و از افعال او انتزاع صفت می نماییم و این اوصاف در حقیقت اسماء هستند چرا که صفت به معنی کیفیت و چگونگی برای خدا اثبات نمی کنیم چرا که او نظیر و نمونه ندارد.

با توجه به بحث گذشته (اطلاق صفت به خداوند) و نظر به روایات باب اراده معلوم می شود که اراده از صفات فعل است نه از صفات ذات و به معنای علم به مصلحت و نظام اتم و اکمل است. ما در اینجا تعدادی از روایات را می آوریم:

1. عن بکیر بن أعین قال: قلت لأبی عبد اللّه علیه السَّلام: علم اللّه و مشیته هما مختلفان أو متّفقان؟ فقال: العلم لیس هو المشیئة، ألا تری انّک تقول: سأفعل کذا إن شاء اللّه ولا تقول: سأفعل کذا إن علم اللّه فقولک: إن شاء اللّه دلیل علی انّه لم یشاء فإذا شاء کان الذی شاء کما شاء(1):

«بکیر بن اعین می گوید به حضرت صادق علیه السَّلام عرض کردم که آیا علم خداوند ومشیت او یک چیزند یا مختلف اند؟

حضرت فرمود: علم غیر از مشیت است مگر نمی بینی که می گویی این کار را خواهم کرد، اگر خداوند بخواهد و نمی گویی این کار را خواهم کرد اگر خداوند بداند پس این که می گویی اگر خداوند بخواهد دلیل است بر این که خدا نخواسته و چون خواست آنچه را خواست چنان که خواست واقع شود».

ادامه »

حبطت اعمالهم : گناهانی که موجب از بین رفتن اعمال نیک و پسندیده می شوند.

4ام تیر, 1394

کلمه حبط به معنای باطل شدن عمل، و از تاثیر افتادن آن است و در قرآن هم جز به عمل نسبت داده نشده، آنچه خدای تعالی در باره ی اثر حبط بیان کرده، باطل شدن اعمال انسان هم در دنیا و هم در آخرت است،در صحاح اللغة آمده است:

“‌حبط عمله حبطا بطل ثوابه “‌عملش حبط شد؛ یعنی ثواب آن از بین رفت،[1] هم چنین در المصباح المنیر آمده “‌حبط العمل حبطا … فسد و هدر"‌‌[2]؛ عملش حبط شد؛ یعنی عمل فاسد و تباه شد.

اعمالی مانند: کفر، شرک ، قتل انبیا و اولیا ، بی‏ حرمتی و انکار آیات انبیا و اولیا از روی عناد ، لجاجت ، تعصّب ، حسد ، و انکار آخرت ، سبب حبط اعمال می شوند،(عدل الهی شهید مطهری ذیل عنوان آفت زدگی مراجعه )

در قرآن كريم امور ذيل را موجب «حبط عمل» مي‌داند.

كفر، (محمد/1و8و32).
نفاق، (محمد/28 و احزاب/18و19).
ارتداد، (بقره/217).
شرك عملي، (توبه/17).
كراهت از آنچه خداوند نازل نموده است، (محمد/8و9).
بازداشتن از راه خدا، (محمد/32).
مجادله با رسول و مشاقه با ايشان، (محمد/32).
كشتن پيامبران، (آل‌عمران/21و22).
بي‌ادبي به پيامبر صلي الله عليه وآله، (حجرات/2).
روي آوردن به دنيا و اعراض از آخرت، (هود/15و16).
انكار آخرت، (اعراف/147).
كشتن آمران به معروف، (آل‌عمران/21و22).

خدای متعال در آیاتی از قرآن در مورد حبط اعمال فرموده است:

1) «أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ»(آل عمران/22)
آنان کساني ‏اند که در [اين] دنيا و [در سراي] آخرت اعمالشان به هدر رفته و براي آنان هيچ ياوري نيست.

2) نیز فرموده: «وَيقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَهَؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خَاسِرِينَ»(المائدة/53)
و کساني که ايمان آورده ‏اند مي ‏گويند آيا اينان بودند که به خداوند سوگندهاي سخت مي‏ خوردند که جدا با شما هستند اعمالشان تباه شد و زيانکار گرديدند.

3) همچنانکه از آیه«وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنَا وَلِقَاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا يعْمَلُونَ»(الأعراف/147)
و کساني که آيات ما و ديدار آخرت را دروغ پنداشتند اعمالشان تباه شده است آيا جز در برابر آنچه مي‏ کردند کيفر مي‏ بينند.

4) و «مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَنْ يعْمُرُوا مَسَاجِدَ اللَّهِ شَاهِدِينَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ أُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَفِي النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ»(التوبة/17)
مشرکان را نرسد که مساجد خدا را آباد کنند در حالي که به کفر خويش شهادت م ي‏دهند آنانند که اعمالشان به هدر رفته و خود در آتش جاودانند.

5) ونیز «كَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلَاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلَاقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِخَلَاقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُوا أُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»(التوبة/69)
[حال شما منافقان] چون کساني است که پيش از شما بودند آنان از شما نيرومندتر و داراي اموال و فرزندان بيشتر بودند پس از نصيب خويش [در دنيا] برخوردار شدند و شما [هم] از نصيب خود برخوردار شديد همان گونه که آنان که پيش از شما بودند از نصيب خويش برخوردار شدند و شما [در باطل] فرو رفتيد همان گونه که آنان فرو رفتند آنان اعمالشان در دنيا و آخرت به هدر رفت و آنان همان زيانکارانند.

ادامه »

تفسیر دعای سحر1

31ام خرداد, 1394

از جمله معارف الهی و تعالیم اسلامی دعا می باشد که در عرف عارفان به آن تضرع و انابه و در فارسی به آن «راز و نیاز و توبه» گفته می شود که در اسلام از مهم ترین امور به شمار می رود، و از سیرت انبیای و اوصیا و اولیاء بر شمرده شده است، برای اهل عرفان لذیذترین لذت ها به شمار می آید، چرا که: سخن گفتن دل داده است با دل دار، هم چنان که قرآن و قرائت آن، سخن گفتن معشوق است با دل داده اش. پس دعا قرآنی است که فرا فرستاده می شود در مقابل قرآن که کتابی است فرو فرستاده شده. امام حسین علیه السلام در دعای عرفه فرموده است:

«یا مَن اذاق احبائه حلاوة المؤانسة؛[1]

ای آن که شیرینی همدمی را به دوست دارانش چشانده است.»

و امام سجاد علیه السلام در مناجات محبین، صحیفه (ثانویه) فرموده است:

«الهی! من ذا الذی ذاق حلاوة محبتک فرام منک بدلا؛[2]

الهی کیست که شیرینی دوستی تو را چشیده باشد و تو را با کس دیگری عوض کرده باشد؟»

ادامه »

دانلود زلال ۱.۵.۳(اندروید) تفسیر المیزان

28ام خرداد, 1394

مشخصات
زلال قرار است قرآنی باشد که با نگاه به ظاهرش، کمی از عمق آن هم پیداست؛ درست مثل آب روان.

این‌طوری می‌خواهیم کمی تدبر اضافه کنیم به قرائت‌های روزانه.

• نسخه ۱.۵.۳
- نمایش تفسیر المیزان عربی و فارسی
- نمایش نکات تفسیری مربوط به آیات
- جستجو در آیات قرآن
- ذخیره تفاسیر برای استفاده آفلاین
- نصب در مرورگر کروم برای استفاده در کامپیوتر

دانلود نرم افزار

• دریافت نرم افزار اندرویدی زلال
• مشاهده نسخه تحت وب zolal-quran.ir
• دریافت افزونه مرورگر کروم

حاصل هم‌راهی سُبحه و مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)

اشتراک گذاری این مطلب!

دانلودکامل تفسير نورPDF + اندروید

24ام خرداد, 1394

نسخه کامل تفسير نور(حجت الاسلام قرائتي) - اندرويد

دانلود متن کامل تفسير نور به صورت PDF بر اساس سوره هاي قرآن

1 حمد 31 لقمان 61 صف 91 شمس
2

بقرة

32 سجده 62 جمعه 92 لیل
3 آل عمران 33 احزاب 63 منافقون 93 ضحی
4 نساء 34 سبأ 64 تغابن 94 شرح
5 مائده 35 فاطر 65 طلاق 95 تین
6 انعام 36 یاسین 66 تحریم 96 علق
7 اعراف 37 صافات 67 ملک 97 قدر
8 انفال 38 ص 68 قلم 98 بینه
9 توبه 39 زمر 69 حاقه 99 زلزال
10 یونس 40 غافر 70 معارج 100 عادیات
11 هود 41 فصلت 71 نوح 101 قارعه
12 یوسف 42 شوری 72 جن 102 تکاثر
13 رعد 43 زخرف 73 مزمل 103 عصر
14 ابراهیم 44 دخان 74 مدثر 104 همزه
15 حجر 45 جاثیه 75 قیامت 105 فیل
16 نحل 46 احقاف 76 انسان 106 قریش
17 اسراء 47 محمد 77 مرسلات 107 ماعون
18 کهف 48 فتح 78 نبأ 108 کوثر
19 مریم 49 حجرات 79 نازعات 109 کافرون
20 طه 50 ق 80 عبس 110 نصر
21 انبیاء 51 ذاریات 81 تکویر 111 مسد
22 حج 52 طور 82 انفطار 112 اخلاص
23 مومنؤن 53 نجم 83 مطففین 113 فلق
24 نور 54 قمر 84 انشقاق 114 ناس
25 فرقان 55 رحمن 85 بروج    
26 شعراء 56 واقعه 86 طارق    
27 نمل 57 حدید 87 اعلی    
28 قصص 58 مجادله 88 غاشیه    
29 عنکبوت 59 حشر 89 فجر    
30 روم 60 ممتحنه 90 بلد    

 التماس دعا 

منبع: پایگاه درسهایی از قرآن

اشتراک گذاری این مطلب!

تقوی بزرگترین ارزش و برتری انسانی

23ام خرداد, 1394

يا أَيُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقناكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثىٰ وَجَعَلناكُم شُعوبًا وَقَبائِلَ لِتَعارَفوا ۚ إِنَّ أَكرَمَكُم عِندَ اللَّهِ أَتقاكُم ۚ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ﴿سوره مبارکه الحجرات آیه ۱۳﴾

ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛

(اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!


تقوا ، ملاک برتری انسانها

     اسلام، افراد را به اخوّت و برادری، انسانها را یکی دانستن، بین آنها تبعیض قائل نشدن، نژادها را مایه‌ی تمایز بشر نسبت به یکدیگر قرار ندادن، برای ملتی برتری و رفعت طبیعی و ذاتی بر ملت دیگر قائل نشدن، دعوت می‌کند.اسلام به گرامی بودن پرهیزکاران دعوت می‌کند. ملاک برتری، تقواست.

تقوا، یعنی مراقب رفتار خود بودن؛ زیر پای خود را نگاه کردن؛ با توجّه به مرزهای الهی، برنامه‌ی زندگی ریختن. اینها مربوط به یک زمان خاص نیست و بشرِ امروز هم به همین چیزها نیاز دارد. علم و مدنیّت بشر هرچه پیشرفت کند، همین چیزهاست که مایه‌ی سعادت اوست. امّت اسلامی باید به این امور توجّه کند و اینها را بخواهد و برای آنها تلاش نماید. اینها به اراده و عزم راسخ در میان ملتهای مسلمان و مسؤولان و سران کشورها - کسانی‌که زمام امور را در کشورها در دست دارند - احتیاج دارد. بیانات در دیدار کارگزاران نظام۱۳۸۲/۰۷/۰۲

ادامه »

عزّت سیاسى، قدرت اقتصادى و... همه از طرف خدا و در دست اوست!

4ام آذر, 1393

بی شک عزت و افتخار  در پرتو فرهنگ انسانساز قرآنی، دست یافتنی است و دور ماندن از قرآن، زمینه ساز ذلت و خواری فرد و جامعه به شمار میرود.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ  فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يسَارِعُونَ فِيهِمْ يقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يأْتِي بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ(المائدة/52)

ترجمه:

مى‏ بينى كسانى كه در دلهايشان بيمارى است در [دوستى] با آنان شتاب مى‏ورزند مى ‏گويند مى‏ ترسيم به ما حادثه ناگوارى برسد اميد است‏ خدا از جانب خود فتح [منظور] يا امر ديگرى را پيش آورد تا [در نتيجه آنان] از آنچه در دل خود نهفته داشته‏ اند پشيمان گردند

تفسیر:

پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه وآله شاهد تلاش‏هاى آشكار و شتابزده افراد سست ایمان براى پیوستن به یهود و نصارى است. «فترى الّذین فى قلوبهم مرض یسارعون فیهم»
نمونه‏ ى روشن كسانى كه از هدایت الهى محروند، بیماردلانى هستند كه با سرعت براى پیوستن به كفّار تلاش مى ‏كنند. «انّ اللَّه لایهدى القوم الظالمین… الّذین فى قلوبهم مرض» (حرف «فاء» نشانه آن است كه ظالمین آیه قبل، بیماردلان این آیه هستند)

بیماردلان سست ایمان، با سرعت به سراغ طرح دوستى با دشمنان كافر مى‏روند. «فى قلوبهم مرض یسارعون فیهم»

افراد سست ایمان و منافق، مى‏خواهند كه جزو كفّار باشند. «یسارعون فیهم»، نه «الیهم».

در برابر نص وفرمان صریح خداوند نباید اجتهاد و مصلحت‏اندیشى كرد. «لاتتّخذوا الیهود… اولیاء… یقولون نخشى»

تفسیر نور

انگیزه‏ ى پذیرش رابطه‏ ى ذلّت‏ بار با ابرقدرت‏ها، ضعف ایمان و وحشت از غیر خداست. «یقولون نخشى»

مسلمانان، به پیروزى و گسترش اسلام و افشاى منافقان امیدوار باشند. «فعسى اللّه أن یأتى بالفتح…»

عزّت سیاسى، قدرت اقتصادى و پیروزى نظامى همه از طرف خدا و در دست اوست. «أن یأتى بالفتح أو أمر من عنده»

اشتراک گذاری این مطلب!

کمال زن در تربیت صحیح فرزند است نه مدال آوری!!

16ام مهر, 1393
حضرت آیت‌الله جوادی آملی : به ما گفتند بیراهه بروید ما هم گفتیم چشم، فضیلت زن در این نیست، که زن و دختر ما برود پایش را دراز کند و یک کسی را بزند و برای ما مدال بیاورد، فأین تذهبون، به کجا داریم می‌رویم.

به گزارش مشرق، حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی در درس تفسیر خود به تفسیر آیات ابتدایی سوره مبارکه زمر پرداخت و با قرائت آیه «خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ ۖ یُکَوِّرُ ٱلَّیْلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَیُکَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّیْلِ ۖ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ ۖ کُلٌّۭ یَجْرِى لِأَجَلٍۢ مُّسَمًّى ۗ أَلَا هُوَ ٱلْعَزِیزُ ٱلْغَفَّـٰرُ»، گفت: خداوند آن چنان قاهر است که « خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ»، در ساختار آفرینش باطل راه ندارد، اگر کسی خواست در عالم بازی بکند جا ندارد، گرچه دنیا لهو و لعب است اما دنیا غیر از خلقت آسمان و زمین است، عناوین دنیایی بازی است، جهان می‌رود که نابودی را نابود کند، همه ما به سمتی حرکت می‌کنیم که مرگ را از پای دربیاوریم و این مرگ را اماته می‌کنیم و خود برای ابد می‌مانیم.

مفسر برجسته قرآن کریم خاطرنشان کرد: اگر عالم حساب و کتابی نداشته باشد، عالم یاوه می‌شود و این یعنی «بالحق»، در سوره مبارکه صاد فرمود ما آسمان و زمین را باطل نیافریدیم، اگر عالم این طور بود که جهان می‌رفت تا لبه مرگ و بعد نابود می‌شد، این عالم باطل و یاوه می‌شد، آیا خوب و بد همه نابود می‌شوند و خبری نیست، آیا انسان باتقوا با یک فرد فاجر نابود می‌شود و حساب و کتابی در کار نیست.

وی اظهار کرد: هو الاول است، پس خداوند خالق کل شیء است، چون هو الاخر است، پس عالم بالحق خلق شده است، این بالحق اصرار قرآن کریم است، یعنی نظام فاعلی‌اش یکی است، نظام ساختار داخلی‌اش عالمانه است،‌ نظام غایی‌اش هم حق است، یعنی می‌روند که به هدف خود دست یابند، خداوند دخان را به صورت شمس درآورد و در نهایت این شمس را تاریک و تیره می‌کند، این قهاریت خداوند است.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی با اشاره به آیه «خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍۢ وَ‌ٰحِدَةٍۢ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَکُم مِّنَ ٱلْأَنْعَـٰمِ ثَمَـٰنِیَةَ أَزْوَ‌ٰجٍۢ ۚ یَخْلُقُکُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَـٰتِکُمْ خَلْقًۭا مِّنۢ بَعْدِ خَلْقٍۢ فِى ظُلُمَـٰتٍۢ ثَلَـٰثٍۢ ۚ ذَ‌ٰلِکُمُ ٱللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ ٱلْمُلْکُ ۖ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ» اظهار کرد: هیچ تفاوت و تفاخری انسان بر انسان ندارد، مبدأ فاعلی و مبدأ غایی همه یکی است، ساختار داخلی همه هم یکی است و مبدأ قابلی همه هم یکی است، آدم از حقیقتی خلق شد که حوا هم از آن حقیقت خلق شده است، زن هم مانند مرد از همان حقیقت خلق شده است.

وی ادامه داد: تفاوتی در خلقت انسان‌ها و تفاوتی در خلقت زن و مرد نیست، هزاران آدم آمدند و رفتند، هیچ دلیلی بر تفاخر نیست مگر عمل صالح، به جای این که بفرماید از یک شخص واحد فرمود از یک نفس واحد آفرید، تفاوت بین زن و مرد نیست، اما در برخی از ویژگی‌ها زن نسبت به مرد گاه مساوی مرد است، گاه بیشتر از مرد می‌برد، گاه کمتر از مرد است، این ویژگی‌های زن و مرد یک اختلافی است برابر خلقت‌هایی که دارد، او باید مادر بشود و این مادری عاطفه لازم دارد، هرگز مرد این توان را ندارد که فرزند رئوف و مهربان تربیت کند.

کمال زن در مادر شدن و تربیت فرزند است


مؤلف کتاب مفاتیح‌الحیاة با بیان این‌که الان باب شده بچه‌ها را ببرند مهد کودک و این خطر است، اظهار کرد: همین که پدر و مادر بزرگ شدند و سالمند شدند آن‌ها را به خانه سالمندان می‌برد چون مهر و عاطفه نچشید، هفت سال کودک باید در دانشگاه عاطفه باشد، تنها کسی که می‌تواند عاطفه را به جامعه ببرد،‌ تنها کسی که می‌تواند عاطفه را به جان انسان تزریق کند آغوش مادر است، این عواطف که کم شود و زندگی گذشت و قرض‌الحسنه‌ای کم شود و بانک‌های ربوی زیاد شود، نتیجه‌اش همین ده دوازده میلیون پرونده‌ای است که در دستگاه قضا هست.

وی ابراز کرد: جامعه را هرگز با ربا، فشار و خشونت و افراط نمی‌شود اداره کرد، ائمه(ع) در روایت فرمودند هیچ سواری حق ندارد به پیاده‌رو بگوید برو کنار، این عاطفه و گذشت است، این قرض‌الحسنه که گفتند بدهید همین عاطفه را در جامعه زیاد می‌کند، این ده دوازه میلیون پرونده مال ماها است، دیگر، ما خیال کردیم اگر ربا گرفتیم یک قدری مالمان زیاد می‌شود اما ده برابرش باید در دستگاه قضایی شکایت این و آن را بگوییم، این ده دوازده میلیون پرونده گذشته از استرس و سکته فشار اقتصادی هم تحمیل می‌کند، مگر کم خرج و هزینه دارد این ده دوازه میلیون، هزینه این ده دوازده میلیون کم است؟ بودجه دستگاه قضایی چقدر است؟ دستگاه قضایی گرفتار همین‌ها است.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی با اشاره به نقش عاطفه در تربیت جامعه ابراز کرد: این ده دوازده میلیون هر کدام با سه چهار نفر درگیر هستند که سی چهل میلیون می‌شود، این بر اثر این است که عاطفه را گم کردیم، ما خیال می‌کنیم کمال زن در این است که برای ما برود مدال بیاورد، کمال زن در مادر شدن است، در فرزند تربیت کردن است، کمال زن در اصلاح جامعه است، چرا عواطف در جامعه کم است، زن از همین حقیقت خلق شده است، به ما گفتند بیراهه بروید ما هم گفتیم چشم، فضیلت زن در این نیست، که زن و دختر ما برود پایش را دراز کند و یک کسی را بزند و برای ما مدال بیاورد، فأین تذهبون، به کجا داریم می‌رویم.

رهبری اهل‌بیت عامل بقای جامعه است

وی بیان کرد: هر کدام از این حیوانات اگر بخواهند چموشی کنند، اگر این شتر رام نشود شما چه می‌کردید، ما این‌ها را برای شما نرم کردید، آن روزی که اسب رام نمی‌شود حرف چه کسی را گوش می‌دهد، اگر یک وقت بخواهند برمند، لگد می‌زنند، فرمود دل‌های این‌ها به دست ما است، این زمین که روی گسل‌ها است، فرمود ما این را برای شما نرم کردیم، زمین را ذلول قرار دادیم، همین زمین را در روز قیامت در دستان خودمان می‌گیریم.

مفسر برجسته قرآن کریم با اشاره به آیه «یَخْلُقُکُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَـٰتِکُمْ» اظهار کرد: برای ساختن برج یک ملات نرمی لازم است، اهل‌بیت(ع) فرمودند سخنان ما آن ملات جامعه است که جامعه روی هم بند شود، یک ملات نرمی لازم است که برج ساخته شود، رهبری اهل‌بیت(ع) آن ملات نرم است، الان این عاطفه و ملات گرفته شد، به همین دلیل ده دوازده میلیون پرونده وجود دارد، جامعه را نه بانک ربوی اداره می‌کند که قرض‌الحسنه را برمی‌دارد و نه این خشونت‌ها و مدال‌گیری‌های زنانه، جامعه را زن و عاطفه زنانه اداره می‌کند.

وی ابراز کرد: هر جا سخن از دستورات قهری هم هست، دستورات مهری هم هست، کار عاطفه برای جلوگیری و دفع این خطرات است نه رفع، اما آن چه که جامعه را روشن و موفق می‌کند دفع خطر است که به وسیله مادر ممکن است، اگر شما خانه سالمندان را می‌بینید یک مرگ تدریجی دارند که فرزندان آنان برایشان سالی یک‌بار گل می‌آورند، این برای آن می‌اندازدشان در خانه سالمندان که در مهد کودک تربیت شد و این خلاء هفت ساله را هیچ کس پر نمی‌کند و این با آغوش مادر و شیر پرمی‌شود، حق حضانت و شیر از آن مادر است، برای این که فرزند باید این هفت سال را در آغوش مادر زندگی کند، خداوند عاطفه را به مادر داد و عقلانیت و مدیریت را به مرد داد.

عبادت هدف خالق نیست، هدف مخلوق است

وی با بیان آیه «إِن تَکْفُرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنکُمْ ۖ وَلَا یَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلْکُفْرَ ۖ وَإِن تَشْکُرُوا۟ یَرْضَهُ لَکُمْ ۗ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌۭ وِزْرَ أُخْرَىٰ ۗ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّکُم مَّرْجِعُکُمْ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ۚ إِنَّهُۥ عَلِیمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ»، ابراز کرد: چون او قهار و قادر مطلق است، آفریدگار مطلق است، چون او حکیم است کار او بی‌هدف نیست، او چون غنی است خود او هدف ندارد و تمام اهداف به فعل بازمی‌گردد، آن کسی که کاری می‌کند تا جود بکند بشر است، آن بشر که وضع مالی‌اش خوب است بیمارستانی تأسیس می‌کند تا به فضل جود برسد، خداوند کمال نامتناهی است و چون کمال نامتناهی است از او جود صادر می‌شود، اگر او داد، جواد است و اگر چیزی نداد باز هم جواد است، ذات اقدس اله کارش «تا» برنمی‌دارد و برای هدفی نیست

حضرت آیت‌الله جوادی آملی خاطرنشان کرد: لذا برای همین فرمود اگر همه مردم کافر شوند به حال خداوند تفاوت ندارد، ما خودمان مقصد هستیم، اگر او مقصد، صمد و هوالاخر است، بعد از الله چیزی نیست که الله به دنبال او کار کند، این طور نیست که خداوند به مقصد نرسد اگر همه مردم کافر شوند، آن عبادت که هدف خلقت ذکر شد، هدف مخلوق است نه هدف خالق، کمال نامتناهی فرض ندارد که به جایی برسد که به کمال برسد، این غایت فعل است نه غایت فاعل، چه انسان به مقصد برسد چه نرسد برای او فرقی نمی‌کند «ان تَکْفُرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنکُمْ».

اشتراک گذاری این مطلب!

قدری تأمل! ای عزیز مسئول

11ام مهر, 1392

این روزها که دغدغه تحریم اقتصادی و ارتباط با شیطان بزرگ بیش از آنکه درد دین داشته باشیم چاره کار ما شده است؟

براستی هنوز شهدا ما فراموش نکرده اند و هر از چندگاهی با عطر حضور خویش دل دلداه به دنیایمان را هوایی می کنند!

شاید یاد مان بیایید

زکجا آمده ام                 آمدنم بهر چه بود

و شاید فرصتی را که هنوز دیر نشده  در اراده  و ارادتمان تجلّی شود .

آری کربلا همچنان جاریست!


عزیزی می گفت:

دنیا که مشتش را باز کرد ،

شهدا گل بودند و ما پوچ

خدا آنها را برد و زمان ما را !!!

انگار یاد کوفه و تکرار تاریخ است.

پس ای عزیز

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يوقِنُونَ(الروم/60)

پس صبر پيشه كن كه همانا وعده‏ى خداوند (درباره‏ى نصرت تو) حقّ است، و كسانى كه (به راه حقّ) يقين ندارند تو را به سبك سرى وادار نكنند.

نکته:

سوره‏ ى  مبارکه روم با پیش‏بینى پیروزى شروع شد وبا وعده الهى به نصرت گروه حقّ پایان یافت.

پیام ها:

  1. رهبران دينى بايد صبور باشند. «فاصبر»
  2. ايمان به وعده‏هاى الهى، عامل صبورى است. «فاصبر انّ وعد اللّه حقّ»
  3. جوّسازى افراد بى‏دين، نبايد در تصميم‏گيرى ما اثر كند. «لايستخفّنّك…»
  4. یكى از طرفندهاى دشمنان، سبك كردن رهبر است. «لايستخفّنّك»
  5. كسانى به فكر تضعيف و تحقير رهبر هستند كه به راه حقّ يقين ندارند. «الّذين لايوقنون»
  6. كسى‏كه صبر نكند، خفيف مى‏شود. «فاصبر… لايستخفّنّك

دلنوشته از :رقیه رحیمی با بهره مندی از:تفسیر نور

اشتراک گذاری این مطلب!

با ناز و عشوه سخن نگوئید.( آیه های زندگی )

2ام مهر, 1392

يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي … . ﴿احزاب،۳۲﴾

تفسیر نمونه

در آيات گذشته سخن از موقعيت و مسئوليت سنگين همسران پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم) بود، در آيات مورد بحث اين موضوع همچنان ادامه مى يابد و طى آياتى دستوراتی مهم به همسران پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم)  مى دهد:

شما به خاطر انتسابتان به پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) از يك سو، و قرار گرفتنتان در كانون وحى و شنيدن آيات قرآن و تعليمات اسلام از سوى ديگر داراى موقعيت خاصى هستيد كه مى توانيد سرمشقى براى همه زنان باشيد، چه در مسير تقوا و چه در مسير گناه .

بنابر اين موقعيت خود را درك كنيد و مسئوليت سنگين خويش را به فراموشى نسپاريد و بدانيد كه اگر تقوا پيشه كنيد در پيشگاه خدا مقام بسيار ممتازى خواهيد داشت .

بدون شك اين يك حكم عام است، و تكيه آيات بر زنان پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم) به عنوان تاكيد بيشتر است، درست مثل اينكه به شخص ‍ دانشمندى بگوئيم تو كه دانشمندى دروغ مگو، مفهومش اين نيست كه دروغ گفتن براى ديگران مجاز است، بلكه منظور اين است كه يك مرد عالم بايد به صورت مؤ كدتر و جديترى از اين كار پرهيز كند.

درباره ی خانواده های محترم طلاب و اهل علم نیز همین طور است.

به هر حال اين تعبير نشان مى دهد كه جاهليت ديگرى همچون جاهليت عرب در پيش است كه ما امروز در عصر خود آثار اين پيش گوئى قرآن در دنياى متمدن مادى را مى بينيم ، ولى مفسران پيشين نظر به اينكه چنين امرى را پيش بينى نمى كردند، براى تفسير اين كلمه به زحمت افتاده بودند لذا جاهليت اولى را به فاصله ميان آدم و نوح ، و يا فاصله ميان عصر داود و سليمان كه زنان با پيراهنهاى بدننما بيرون مى آمدند، تفسير كرده اند، تا جاهليت قبل از اسلام را جاهليت ثانيه بدانند!.

ولى چنانكه گفتيم نيازى به اين سخنان نيست ، بلكه ظاهر اين است جاهليت اولى همان جاهليت قبل از اسلام است كه در جاى ديگر قرآن نيز به آن اشاره شده است (سوره آل عمران آيه 143 و سوره مائده آيه 50 و سوره فتح آيه 26) و جاهليت ثانيه ، جاهليتى است كه بعدا پيدا خواهد شد.


تفسیر المیزان

در تفسیر گرانسنگ المیزان پس از ترجمه ی این آیه و بیان مقدماتی، مرحوم علامه ی طباطبائی (رحمة الله علیه) با اشاره به آیه ی (وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَيْنِ) می فرمایند: كلمه” قنوت” به معناى خضوع است و بعضى گفته اند: به معناى اطاعت است، بعضى ديگر به معناى ملازمت و مداومت در اطاعت و خضوع گرفته اند، و كلمه “اعتاد” به معناى تهيه كردن است، و رزق كريم مصداق بارزش بهشت است.

و معناى آيه اين است كه:

هر يك از شما همسران رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلّم) براى خدا و رسول او خاضع شود، و يا ملازم اطاعت و خضوع براى خدا و رسول باشد، و عمل صالح كند، اجرش را دو باره مى‏دهيم، يعنى دو برابر مى‏دهيم، و برايش رزقى كريم، يعنى بهشت آماده مى‏كنيم.

با اينكه اين امور بين زنان پيغمبر و ساير زنان مشترك است. پس از اينجا مى فهميم كه آوردن جمله «شما مثل ساير زنان نيستيد» براى تاكيد است، و مى خواهد اين تكاليف را بر آنان تاكيد كند، و گويا مى فرمايد شما چون مثل ديگران نيستيد، واجب است در امتثال اين تكاليف كوشش و رعايت بيشترى بكنيد، و در دين خدا بيشتر از ساير زنان احتياط به خرج دهيد.

بنابراین همسران طلاب و اهل علم در قبال سنگین تر بودن بار مسئولیت شان، از نعمت ها و برکات الهی بیشتری برخوردارند.


تفسیر نور

1.       حساب خانواده‏ى رهبران دينى از سايرين جداست و بايد بيش از ديگران مراقب رفتار خود باشند. (يا نساء النبى لستن كاحد من النساء) موقعيّت اجتماعى، محدوديّت آور است.

2.        وقتى به زنان پيامبر كه بيشترشان پير و سالخورده بوده و زندگى ساده‏اى داشتند هشدار داده مى‏شود كه با كرشمه و ناز سخن نگويند، زنان جوان و زيبا بايد حساب كار خود را بكنند. (يا نساء النبّى… فلا تخضعن…)

3.        با كرشمه سخن گفتن زن، بى تقوايى است. (اِن اتّقيتنّ فلا تخضعن بالقول)

4.        قرآن براى سخن گفتن نيز آدابى بيان مى‏كند. (فلا تخضعن بالقول)

5.        تنها طمع بيمار دلان، براى آنكه زن خود را كنترل كند، گرچه تصميم جدّي  نداشته باشند. (لاتخضعن… فيطمع)

6.        افراد آلوده، از مقدّسات نيز دست طمع بر نمى‏دارند. (يا نساء النبّي… فيطمع الّذي فى قلبه مرض)

7.        نبايد گفتار و رفتار زن تحريك كننده باشد. (فيطمع الّذى فى قلبه مرض)

8.        در جامعه‏ى نبوى نيز همه‏ى افراد سالم نيستند. (فيطمع الّذي فى قلبه مرض)

9.        نبايد كارى كنيم كه حتّى يك نفر دچار گناه و فساد شود. (الّذي فى قلبه مرض) و نفرمود (الّذين فى قلوبهم)

10.     چشم چرانى و هوسبازى يك بيمارى روحى است. (فى قلبه مرض)

11.     گرچه كسى كه بيمار دل است مشكل دارد، (فى قلبه مرض) امّا من نبايد كارى كنم كه او را تحريك كند. (فلا تخضعن… فيطمع)

12.     طورى سخن بگوييد كه هم محتوا خوب باشد (قولاً معروفا) و هم شيوه، سالم باشد. (فلا تخضعن بالقول) چند اصل مهم در نهى از منكر كه از اين آيه استخراج مى‏شود:

1-        از موقعيّت خانوادگى افراد كمك بگيريم. (يا نساء النّبيّ)

2-       از موقعيّت اجتماعى افراد استفاده كنيم. (لَستُنّ كاَحدّ من النساء)

3-       القابى را به كار ببريم كه محبوب همه است. (اِن اتّقيتُنّ)

4-       از ساده‏ترين كار شروع كنيم. (فلا تخضعن بالقول)

5-       از بزرگان و خودى‏ها شروع كنيم. (يا نساء النّبيّ)

6-       از سرچشمه‏ى گناهان نهى كنيم. (فلا تَخضعنَ بالقول فيطمع)

7-       از رفتارها و انحرافات كوچك غافل نباشيم. (فلا تَخضعنَ بالقول)

8-       عوارض و پيامدهاى فساد و انحراف را بيان كنيم. (فيطمع الّذي فى قلبه مرض)

9-       امر به معروف و نهى از منكر در كنار هم باشد. (فلا تخضعن - قلن)

10-    حتّى براى جلوگيرى از يك منكر از يك فرد اقدام كنيم. (فيطمع الّذي) نفرمود: «فيطمع الّذين»

11-    با هوس و آرزوى گناه هم بايد مبارزه كرد تا چه رسد به خود گناه. (فيطمع)

منبع:http://khanevadeh.tahzib-howzeh.ir

اشتراک گذاری این مطلب!

دانلود متن کامل تفسير نور به صورت PDF بر اساس سوره هاي قرآن

13ام شهریور, 1392

تفسیر (تقوای الهی و محاسبه عمل )

9ام آبان, 1391

يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (الحشر/18)

 بر کسى که ايمان به خدا و رسول و روز جزا دارد واجب است که پروردگار خود را به ياد آورد، و او را فراموش ننمايد، و ببيند چه عملى مايه پيشرفت آخرت او است ، و به درد آن روزش مى خورد که به سوى پروردگارش برمى گردد. و بداند که عمل او هر چه باشد عليه او حفظ مى شود، و خداى تعالى در آن روز به حساب آن مى رسد، و او را بر طبق آن محاسبه و جزا مى دهد، جزائى که ديگر از او جدا نخواهد شد.

 و اين همان هدفى است که آيه (يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ)(الحشر/18) دنبال نموده ، مؤمنين را وادار مى کند که به ياد خداى سبحان باشند، و او را فراموش نکنند، و مراقب اعمال خود باشند، که چه مى کنند، صالح آنها کدام ، و طالحش کدام است ، چون سعادت زندگى آخرتشان به اعمالشان بستگى دارد. مراقب باشند که جز اعمال صالح انجام ندهند، و صالح را هم خالص براى رضاى خدا به جاى آورند، و اين مراقبت را استمرار دهند، و همواره از نفس خود حساب بکشند، و هر عمل نيکى که در کرده هاى خود يافتند خدا را شکرگزارند، و هر عمل زشتى ديدند خود را توبيخ نموده ، نفس را مورد موأخذه قرار دهند، و از خداى تعالى طلب مغفرت کنند. و ذکر خداى تعالى به ذکرى که لايق ساحت عظمت و کبريائى او يعنى ذکر خدا به اسماى حسنى و صفات علياى او که قرآن بيان نموده تنها راهى است که انسان را به کمال عبوديت مى رساند، کمالى که انسان ، ما فوق آن ، ديگر کمالى ندارد.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1· 2

هدف‌دار بودن زندگي در بينش‌ الهي

8ام آبان, 1391

     اينجا اصلاً هدفدار شدن زندگي يك از نتايج اين بينش است و تلاش‌گر بودن در زندگي هم يك نتيجه‌ي ديگر است. يعني انسان معتقد به بينش الهي آنوقتي كه احساسات بر او غلبه نكرده، و آنوقتي كه هيچ نيازي هم ندارد، و آنوقتي كه تسليم هيچ عادتي هم نيست، در آن لحظه هم باز تلاش مي‌كند. يعني اگر مثلاً يك مسئوليتي را در جمهوري اسلامي به شما سپردند، اعم از مسئوليت كوچك يا بزرگ و هيچكس هم مراقب شما نيست، و هيچ هم اسير احساسات نيستند، آيا با خودتان فكر مي‌كنيد من نيم ساعت ديگر هم براي اين موضوع كار بكنم يا نه؟ اين‌جا آن‌جايي است كه بينش‌الهي خودش را نشان مي‌دهد. اگر داراي بينش‌الهي باشيد، يعني معتقد به غيب و معتقد به خدا و معتقد به فرشتگاني كه بر شما ناظر هستند و معتقد به جايگاهي كه از شما با كمال بصيرت، كوچك يا بزرگ كار شما را سئوال مي‌كنند و به آنها پاداش مي‌دهند، اگر معتقد به اين باشيد مي‌گوئيد:

     چه ببينند و چه نبينند، جه بدانند و چه ندانند، شما در عين خستگي و در عين تنهائي و در عين بي‌خبري ديگران از شما، صرفاً به همان علت كه مي‌دانيد خدا شاهد و ناظر است كارتان را ادامه مي‌دهيد. يعني براي كاركردن انگيزه داريد، چون خدا هست و چون او مي‌بيند. در روز عاشورا كه امام حسين(ع) در غربت محض بود، نه غربت در آن بيابان، بلكه غربت در دنياي آنروز كه هيچكس از آن كساني كه سرشان به تنشان مي‌ارزيد كار امام حسين(ع) را قبول نداشتند و قبول هم نمي‌كردند يا از روي يك منطق غلط، يا از روي راحت طلبي‌ها و تن‌پروريها،‌ كه اگر مي‌خواستيم با چشم مادي نگاه كنيم اين خون هدر شده بود، در چنين صحنه‌اي يك حادثه‌اي اتفاق مي‌افتد و آن كشته شدن علي‌اصغر است، و حال اينكه مطلقاً هيچ احساساتي انسان را وادار به اين كار نمي‌كند، بله احساسات وادار مي‌كند آدم خودش برود عاشقانه در ميدان جنگ كشته شود، اما چه احساساتي آدم را وادار مي‌كند بچه شش‌ماهه را ببرد در جنگ؟!

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1· 2

نشاط و دلخوشى مؤمنين

8ام آبان, 1391

      خداى متعال مى‌فرمايد:

     «… نَعيمُهُمْ فِى الدُّنْيا ذِكْرى و مَحَبَّتى وَ رِضائى عَنْهُمْ…»

     دل خوشى آنان در دنيا به سه چيز است:

الف: ياد خدا

      كسى كه به خدا محبّت دارد طبيعتاً به ياد اوست و از ياد او لذّت مى‌برد و تا زمانى كه به وصال او نرسيده و با او فاصله دارد، تمام دل خوشى و لذّتش به اين است كه به ياد او مشغول باشد. چنانكه در دعاى سحر حضرت سجاد(عليه السلام)مى خوانيم: «بِذِكْرِكَ عاشَ قَلْبى»1 يعنى زندگى من و دل من زنده به ياد توست، اگر ياد تو نباشد دل مى‌ميرد، چون به غير تو دلخوشى و اميدى ندارم.

     آرى مؤمن زنده دل است، امّا شادى و حيات دلش در گرو ياد خداست، نه لذّت هاى فانى دنيا.

     اينكه در حديث مزبور كلمه «فِى الدُّنْيا» آمده است شايد بدان جهت است كه در جهان آخرت احتياجى به ذكر و ياد او نيست، چون آنجا عالم حضور و ديدار است و انسان به لقاى او مى‌رسد و اين دنياست كه عالم جدايى و فراق است و تا زمانى كه لقاى او حاصل نگشته، مؤمن دل را به ياد او مشغول ساخته و لذّت و خوشى دل را در پرتو ياد او مى‌يابد.

رابطه ذكر خدا با محبّت الهى

     ذكر و ياد خداوند از محبّت به او نشأت مى‌گيرد پس هر اندازه محبّت به خداوند بيشتر باشد، انسان بيشتر به ياد او خواهد بود. اين رابطه را در امور عادى دنيوى نيز مى‌توان تجربه نمود. هر شخصى به هر اندازه به كسى علاقه مند باشد، به همان اندازه به ياد او خواهد بود و علاقه زياد سبب مى‌گردد كه بيشتر به ياد او باشد و از طرف ديگر، اگر او را فراموش كند از محبّت وى كاسته شده و به تدريج ياد او از دل بيرون مى‌رود. و بر عكس هر قدر به ياد او باشد بر محبّتش افزوده مى‌گردد، لذا كسانى كه در اين دنيا دلخوشى آنها به ياد خداوند است، هر اندازه كه ياد و توجه آنها به خدا بيشتر و عميق‌تر شود، محبتشان به خداوند متعال افزون مى‌گردد.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1· 2

حكايت توبه كردن جوان كفن دزد

3ام آبان, 1391

 

درتفسير صافى در شأن نزول آيه مباركه:

«وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يعْلَمُونَ»(آل عمران/135)

و آنها كه وقتى مرتكب عمل زشتى شوند يا به خودستم كنند، به ياد خدا مى ‏افتند و براى گناهان خود، طلب آمرزش مى‏ كنند و كيست جز خداكه گناهان را ببخشد؟

ازمجالس صدوق(1)، روايت كرده از حضرت صادق (عليه السلام)كه معاذ بن جبل داخل شد خدمت حضرت رسالت پناه (صلى ‏الله عليه و آله و سلم)،باكياً (2) و سلام عرض كرد و جواب شنيد پيامبرفرمودند:

چرا گريه مى‏ كنى؟

عرض كرد: يا رسول الله، دم در، جوانى هست‏ خوش صورت ورنگ خوب، چنان بر جوانى خودش گريه مى‏ كند كه مثل زن پسر مرده و مى ‏خواهد و به حضورمبارك مشرف بشود؛ فرمودند: بياور آن جوان را؛ معاذ رفت و جوان را حاضر كرد؛ پس جوان سلام عرض كرد، حضرت جواب فرمودند، سپس فرمودند كه چه چيز تو را سبب گريه شده است؟

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1· 2

انفاق در راه خدا و فايده آن

29ام مهر, 1391

ومما رزقناهم ينفقون: و از آنچه كه ما روزي آنها كرده‌ايم انفاق مي‌كنند. حالاآيا اين انفاق همان زكاتي است كه در كتابهاي فقهي گفته شده به 9 چيز تعلق مي‌گيرد ودر غير آن 9 چيز زكوه نيست؟ نه اين آن نيست. البته ممكن است در مورد زكوه هم مانظرات فقهي‌ي ديگري را هم سراغ داشته باشيم. و بشناسيم كه دايره زكوه را بسيوسيع‌تر گرفته باشند و از آنچه كه در اين 9 چيز وجود دارد و ممكن است وجود داشتهباشد اما به هر حال اين آن انفاق نيست و فراتر از آن است.

انفاق كردن يعنيخرج‌كردن از مال، و بديهي است كه مراد از اين خزج‌كردن، آن خرجي نيست كه انسان برايخودش مي‌كند، چون خرج كردن براي خود را هر انساني مي‌كند و بي‌تقواها بيشترش رابراي خورد و خوراك و لذت و شهوتراني خودشان خرج مي‌كنند. پس مقصود آن نيست، بلكهمقصود انفاق در راه خداست. يعني در راه هدفهاي والا و در راه آرمانهاي الهيخرج‌كردن بسيار مهم است! و اين انفاق داراي دو فايده است:

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1· 2

رابطه‌ي درهاي دوزخ با ملكات نفساني

27ام مهر, 1391

     از آيات قرآن حكيم و احاديث پيشوايان دين عليه‌السلام استفاده مي‌شود كه درهاي دوزخ و طبقات آن كه به عنوان‌هاي مختلف از آنها سخن رفته است ريشه در اخلاق و ملكات انسان دارد؛ يعني انسان هر اندازه ارزش‌هاي والاي معنوي و الهي را بيشتر مورد تهاجم و ستيز قرار دهد، در طبقه‌ي سخت‌تري از عذاب قرار خواهد گرفت، و اگر «ارزش ستيزي» ملكه‌ي او گردد ناچار از دري از درهاي دوزخ وارد گشته، بلكه وجودش جهنم كوچكي است كه بر جهم بزرگ‌وار شده است.
     اميرالمؤمنين(ع) حديث مي‌كند رسول خدا فرمود: چهار گروه آن‌چنان عذابي را تحمل مي‌كنند كه اهل آتش از عذاب آنان در اذيت قرار مي‌گيرند؛ زيرا كه از آب جوشان جحيم به آنان مي‌نوشانند و صداي شيون آنان بلند مي‌شود و … اهل آتش برخي به برخي ديگر مي‌گويند: اين چهار گروه چه گناهاني دارند كه عذابشان ما را كه خود در عذابيم اذيت مي‌كند؟ پس مردي از آنان در تابوتي از آتش آخته معلق، و گروهي امعا و احشا آنان كشيده مي‌شود. گروه سوم، از دهانشان چرك و خون جاري است، و گروه چهارم گوشت خويش را مي‌خورند و چون از عذاب اينان پرسيده شود، چنين پاسخ مي‌شنوند:
1- آنان كه در تابوت آتشين به دوزخ آويخته كساني هستند كه به مال مردم تجاوز كرده و آنها را مي‌خورند و فكر بازپرداخت آنها نيستند.
2- آنان كه امعاد و احشاء آنها كشيده مي‌شود، كساني هستند كه در امر طهارت و نجاست بي‌مبالات‌اند، بدن و لباس آنان آلوده به بول و … است.
3- آنان كه از دهانشان، چرك، كثافت و خون جاري است، همان گروهي هستند كه هرزه‌گو، هرزه‌زبان، ياوه‌سرا و دهان‌ناپاكند.
4- گروهي كه گوشت بدن خود به دندان مي‌خايند همان غيبت كنندگان و خورندگان گوشت مردم به غيبت، و تهمت زنندگان و سخن چينان هستند.
     اشاره: گاهي گناه در حد حال است و زماني در مرز ملكه و گاهي از مراحل قبل افزونتر شده به مرتبه تقويم هويت نه ماهيت مي‌رسد، كه در اين حال به مثابه مقوم وجودي گنه‌كار خواهد بود و زمينه‌ي خلود او را فراهم مي‌سازد

نام‌هاي طبقات و درهاي دوزخ

در برخي روايات از هفت در، اشاره به هفت طبقه‌ي دوزخ است و گويا هر طبقه‌اي براي خود در ويژه‌اي دارد. از اين رو در روايتي از حضرت محمد باقر (ع) آمده است. حق تعالي جهنم را هفت طبقه آفريده وهر طبقه نام ويژه‌اي دارد:

1- جحيم: اهل اين طبقه بر سنگي آتشين مي‌ايستند و مغز سرشان چونان ديگ جوشان مي‌جوشد.

2- لظي: آتش زبانه مي‌كشد. پوست سر واندام را مي‌كند. هر كه را در دنيا به حق پشت كرده و از آن روي بر تافته و حرام را گردآورده و جاسازي و ذخيره كرده است، فرا مي‌خواند.

3- سقر: و تو چه داني كه آن سقر چيست؟ شراره‌ي سقر از دوزخيان هيچ باقي نگذارد و همه را بسوزاند و محو گرداند، آن آتش برآدميان دو نمايد و روي آنان را درگرگون كند.

4- الحُطَمه: در هم كوبنده وخرد كننده و شراره‌هاي آن چونان قصر است اين آتش وارد شوندگان به آن را مانند سرمه در هم مي‌كوبد و خرد مي‌كند. اما جان انسان نمي‌ميرد، و هر بار كه بدن مانند سرمه گشت دوباره به حال اول باز مي‌گردد تا به عذاب جديد معذب شود.

5- هاويه: آنگاه كه در آتش سقوط كند گويد: اي مالك دوزخ به فرياد ما برس در اين‌گاه ظرفي ازجنس مس گداخته پر از آتش و چرك وكثافت كه از پوست بدن‌هاشان انباشته شده به آنان خواهد داد و چون بياشامند گوشت صورت‌هايشان از شدت حرارت در آن خواهد ريخت.

6- السعير: يعني آتش فروزان. اين طبقه داراي سيصد سراپرده آتشين و در هر يك سيصد كاخ آتشين، و در هر يك سيصد اطاق آتش است كه در هر يك از اين اطاق‌ها سيصد گونه عذاب غير از آتش همچون مارهاي آتشين، عقرب‌ها، غل‌و زنجيرهاي آتشين وجود دارد.

7- جهنم: در اين دوزخ چاهي است به نام فلق كه وقتي باز شود جهنم شعله‌ور مي‌گردد. در وسط جهنم كوهي است به نام «صعود» از جنس مس گداخته و آتشين. در دامنه‌ي اين كوه بياباني است از مس آب شده و اطراف اين كوه جاري است و شديد‌ترين آتش را جهت عذاب دارا است.

     در حديث ديگري آمده كه از اميرمؤمنان درباره‌ي اين هفت طبقه پرسيدند، فرمود:‌ اين هفت طبقه برخي فوق برخي ديگر است و يكي از دست‌ها را روي دست ديگر قرار داد. آن‌گاه افزود: حق تعالي بهشت‌ها را در عرض هم قرار داده و طبقات آتش را بالا و پايين.

منبع:

  • تفسير موضوعي قرآن كريم: معاد در قرآن- جلد5- آيت‌الله عبدالله جوادي آملي
اشتراک گذاری این مطلب!

برداشتی از سوره مبارکه «عصر»

21ام مهر, 1391

سوره ‏ی پر محتوایی در قرآن کریم به نام «عصر» وجود دارد می‏ توان از آیات آن تعبیرهایی در مورد امر به معروف و نهی از منکر برداشت کرد. سوره ‏ی مبارکه چنین می‏فرماید:

     (بسم الله الرحمن الرحیم والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.)

     به نام خداوند بخشنده‏ ی مهربان. سوگند به زمان که آدمی در خسران است، مرگ آنهایی که ایمان آوردند، کارهای شایسته انجام دادند، یکدیگر را به حق سفارش کردند و یکدیگر را به صبر توصیه نمودند.

     در تفسیر آیات این سوره‏ ی مبارکه می ‏توان چنین گفت: قسم به عصر و عصاره‏ ی علام خلقت؛ یعنی حضرت ولی عصر (عج)، همانا انسانها همگی زیانکارند، مگر آنان که دو بال برای پرواز به سوی سعادت داشته باشند. نخسین بال،ایمان و انجام دادن عمل صالح و بال دوم امر به معروف و نهی از منکر است. کسانی که در عین ایمان به خدا انجام دادن اعمال صالح، به حق سفارش و در مقابل گناه صبر می‏کنند.

     ملتی که یک بال داشته باشد؛ یعنی صرفاً ایمان داشته باشد و به دستورهای دینی هم عمل کند (ایمان فردی)، در آسمان کمال نمی‏ تواند پرواز کند. چنین مردمی در صورتی می ‏توانند پرواز کنند که علاوه بر آن که خود نماز می‏ خوانند، خمس می‏ دهند و در راه خدا جهاد می‏ کنند، دیگران را نیز به این کارها دعوت کنند.

     اگر کسی ایمان نداشته باشد اما امر به معروف و نهی از منکر کند، مانند عالم بی عمل است؛ یعنی عالمی که مردم را به کارهای نیک دعوت می‏ کند، اما خود بدن عمل نمی‏ کند. در روایات آمده است که در قیامت عالم بی عمل را به جهنم می‏ برند و در آنجا از بوی بد او اهل دوزخ به خدا شکایت می‏ کنند. بنابراین، کسی که بگوید ولی عمل نکند، یک بال دارد و نیز کسی که عمل کند اما نگوید، باز هم یک بال دارد و نمی‏تواند به سعادت برسد.

اشتراک گذاری این مطلب!

 
مهمان امام