« بیست و دوم بهمن تماشایی /تصاویر راهپیمایی مردم بروجرد در ۲۲ بهمن ۱۳۹۶دستاوردهای علمی پس از انقلاب »

مراحل عرفان

نوشته شده توسطرحیمی 22ام بهمن, 1396

«مراحل عرفان» از دیدگاه عارفان به اشکال و گونه های مختلف مطرح و به صورت متکثر و متنوع ارائه شده که به برخی از آن مراحل اشاراتی خواهیم داشت:

هفت شهر عشق

از دیدگاه شیخ فرید الدین عطار نیشابوری «هفت مرحله» برای سیر و سلوک عرفانی وجود دارد که عبارتند از:

1- طلب: سالک در این مرحله یکسره در جهد و جنب و جوش توأم با صبر و بصیرت یا بیداری و پایداری است و سالک هیچ آرامشی در این مرحله ندارد.

2- عشق: در این مرحله «عشق مدار» بوده و عقل حسابگر را رها می کند و با نیروی عشق که سوزنده، سازنده و گدازنده است و حرارت بخش و سوزآفرین همه مشکلات و آسیب های سیر و سلوک را تحمل می نماید و به پیش می رود.

3- معرفت: سالک در این مرحله در اثر مراقبت نفس و مواظبت بر طاعت الهی از جنبه خلقی و بشری خویش فانی گشته و در ذات سلطان ازل مستغرق می گردد و از تجلیات اسمائی بهره مند می گردد و به «ولایت معنوی» نائل می شود.

4- استغفار: در این مرحله سالک بر اثر رهایی از تعلقات و اعتباریات از وسائل مادی بی نیاز شده و از تجلیات صفاتی حضرت حق سبحانه بهره ور شود.

5- تجرید و توحید: در این مرحله سالک ما سوای الهی و کثرات عالم را مستهلک در ذات بی مثال الهی می بیند و آفتاب درخشنده حق را بر عالم و آدم و جهان پیدا و پنهان پرتو افکن می بیند.

6- حیرت: سالک در این مرحله، از خویشتن و ماسوای خود یعنی از عالَم آفاق و انفس غافل و بی خبر می گردد و نمی داند که باقی اند یا فانی؟ و قلب سالک محل بارقه های اسرار و رموز الهی و رازهای غیبی است و حقایق مرموز معنوی- بدون تصرف خیال-/ بر زبانش جاری می گردد.

>

یعنی چون انسان قوی و کاملی نشده است جَذبه ای، خَلسه ای، هَیمان شدیدی و حیرت شگفتی برایش روی آورد و مدتی از خود خبر ندارد تا چه رسد به بیرون از وجود خود و. . . .

7- فقر و فنا: در این مرحله سالک به مقام تجلی ذاتی حق (مقام ولایت) دست یافته و تنها «هستی مطلق» و «وجود ناب» را شهود می کند و به فنای مطلق می رسد. این مرحله «وحدت تام» الهی در فنای تام سالک به او روی می آورد.

آری سالک پس از پیمایش مراحل و وادی های پیشین به مقام «فنای فی اللَّه» می رسد. در مقام فنا که «دار القرار» و مقصد سیر و سلوک سائران و سالکان و عارفان است، سالک نه تنها غیر و «ماسوی اللَّه» را نفی می کند بلکه اصلًا آنها و حتی خود را نمی بیند تا آن را نفی کند؛ یعنی، نه خود را و نه توحید و فنای خود را نیز نمی بیند یا از فنای خود نیز فانی می شود و فقط «الله» و هویت مطلقه الهی را می بنید و با تمام وجود کلمه:

«لا اله الا هو» را می گوید. البته ممکن است حالت بقاء بعد از فنا و صحو بعد از محو نصیب سالک گردد و با دید وحدت، دوباره به کثرت برگردد و…

اسفار چهارگانه از دیدگاه امام خمینی (ره)

سلوک که عبارت از سیر در مراتب وجود به قصد وصول به کمال و نیل به حقیقت است در بسیاری از نوشته های منظوم و منثور امام خمینی (ره) متبلور شده است که به برخی از آنها و اشعار دیگران اشاره خواهد شد:

 

گر سالک او منازلی سیر کند

خود مسلک نیستی بود منزل ما[1]

                                                                          

***

 

سالک راه تو ز اول واصل است

کاین ره از سر تا به پایانش تویی [2]

                                                                          

***

 

سالکان راه را محرم شدم

ساکنان قدس را همدم شدم

 

خون شدم جوشیده در رگ های عشق

در دو چشم عاشقانش نم شدم [3]

                                                                          

***

 

به هنگام خزان در این خراب آباد بنشستم

بهار آمد که بهر وصل او بار سفر گیریم [4]

                                                                          

و امام (ره) در مصباح الهدایه سفرهای چهارگانه «انسان به سوی خدا» را چنین ترسیم کرده اند:

الف. سیر از خلق به حق مقید نه حق مطلق.

ب. سیر از حق مقید به حق مطلق.

ج. سیر از حق به سوی خلق حقّی به واسطه حق.

د. سیر از خلقی که همان حق است- یعنی از حضرت اعیان ثابته- به سوی خلق؛ یعنی به سوی اعیان خارجی- به وسیله حق- یعنی به وجود حقانی خودش. [5]

سفرهای هفت گانه عرفانی از دیدگاه احمد غزالی

احمد غزالی در کتاب «بحر الحقیقه» سیر و سلوک را در «هفت بحر» با چینش خاصی ارائه داده است که عبارتند از:

1- بحر معرفت: که گوهر آن «یقین» است و این معرفت عبارت است از غرق شدن عارف در وجود، جمال و کمال او.

2- بحر جلال: که گوهر آن حیرت است.

3- بحر وحدانیت: که گوهر آن حیات است.

4- بحر ربوبیت: که گوهر آن بقاء است.

5- بحر الوهیت: که جانمایه آن وصال است.

6- بحر جمال: که جان و سرّ آن رعایت است (استغراق در لطافت و اضافت).

7- بحر مشاهد: که گوهر آن «فقر» است.

اسفار اربعه عرفانی

از دیدگاه عارفان در «عرفان عملی» که همان سیر و سلوک است. سالک باید چهار منزل و موقف را پشت سر بگذارد که عبارتند از:

1- سفر از خلق به حق

2- سفر از حق به حق

3- سفر از حق به خلق به وسیله حق

4- سفر از خلق به خلق بالحق. [6]

بطون سبعه به اعتبار باطن وجود انسان

که عبارتند از:

1- بطن نفس

2- بطن عقل

3- بطن قلب

4- بطن روح

5- بطن سِرّ

6- بطن خفی

7- بطن أَخفی [7]

استاد علّامه حسن زاده آملی «چهار منزل» را مطرح کرده اند:

که در قالب شعری ارائه داده اند و آن را چهار اصل برای سالک نیز تعبیر کرده اند:

 

سرمایه راهرو حضور و ادبست

آن گاه یکی همت و دیگر طلبست

 

ناچار بُوَد رهرو ازین چار اصول

ورنه به مراد دل رسیدن عجبست

                                                                          

پی نوشت ها

[1] . ديوان امام، ص 44.

[2] . ديوان عطار، ص 680.

[3] . ديوان شمس، ص 616.

[4] . ديوان امام، ص 182،(فرهنگ ديوان امام).

[5] . مصباح الهدايه الى الخلافة و الولايه، ص 208-/ 207.

[6] . شرح مقدمه قيصرى، صص 668-/ 664، 875؛ آشنايى با علوم اسلامى، بخش عرفان، ص 238.

[7] . همان، صص 585-/ 561؛ با توضيح و تفسير در متن و پاورقى، لذا خوانندگان به آن مراجعه نمايند.

 

حوزه نت

 


 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ