« شیطانتاسی به سیره فاطمی، بهترین شاخص تربیت فرزند است »

معنای کوثر بودن و حجیت حضرت فاطمه سلام الله علیها

نوشته شده توسطرحیمی 18ام اسفند, 1396

 

آیت آلله جوادی آملی چندی قبل به مناسبت ایام شهادت بانوی دو عالم حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها سخنرانی داشتند که به نکات جالب توجهی در آن سخنرانی پرداخته است. ایشان در بخشی از این سخنرانی بیان داشتند:
 
در جریان سورهٔ کوثر مستحضرید که غالب مفسران شیعه و سنی گفتند که:
عده ای از سنادید قریش، مشرکان، بدخواهان، معاندان، روی همان سنت های باطلی جاهلیّت گفتند:
پیغمبر بعد از مردن، نام و مکتب و یادش از بین می رود. برای اینکه او پسر ندارد!
درباره دختر باورشان این بود که بنونا بنوا ابناءنا و بناتنا بنوهنّ اتباع ر جال ابائه. این شعر، شعار رسمی جاهلیت بود. می گفتند:
پسران ما و نوه های پسری ما، فرزندان ما هستند. اما نوه های دختری ما فرزند ما نیستند.
این ها فرزند مردان دیگرند!
و بناتنا  بنوهنّ أتباع ر جال ابائه.
این ها برای زن حرمتی قائل نبودند. برای فرزندهای دختر حرمتی قائل نبودند.
می گفتند:به ما مربوط نیست!
و می گفتند: چون پیغمبر پسرش قبلاً مرد و اکنون پسری ندارد و جز دختر چیزی از او نمانده است، با مردن او، مکتب و نام و دین او سپری می شود و از بین می رود.

ذات أقدس اله فرمود به اینکه: تو برای همیشه می مانی! برای اینکه من به تو چیزی دادم که هیچ کسی نمی تواند او را از بین ببرد! و به تو فرزندی دادم که حافظ و مجری آن چیز است. آن چیزی که به تو دادم قرآن است. و آن کسی هم که حافظ قرآن، مفسّر قرآن، مبیّن قرآن، معلّم قرآن، مجری احکام و حقوق قرآن است، فرزندان همین دخترند.
فرمود: انّا أعطیناک الکوثر. این کوثر مصادیق فراوانی دارد؛ دین هست، قرآن هست و ولایت هست.
انّا أعطیناک الکوثر. فصلّ لربّک والنحر. انّ شانئک هو الأبتر.
یعنی آن ها که تو را شماتت می کردند، ابتر بودن تو را در نظر داشتند، آن ها ابترند نه تو!
اینکه گاهی گفته می شود این بانو حجت بر ائمه علیهم السّلام است، برای این است که در حجیّت، نبوّت یا رسالت یا امامت لازم نیست؛ آنچه که محور حجیّت است، عصمت است. اگر یک انسانی معصوم بود، ما یقین داریم حرف او، فعل او، تقریر او، سکوت او و قیام و قعود او حجّت خداست. این که در زیارت آل یاسین به پیشگاه ولی عصر ارواحنا فداه سلام عرض می کنیم، به تک تک حالات او سلام عرض می کنیم، برای اینکه تک تک حالات او معصومانه است. والسّلام علیک حین تقوم و تقعد، حین تقرء و تبیّن، حین ترکع و تسجد.
این که در نهج البلاغه، گاهی علی بن ابیطالب سلام الله علیه به سخنان بی بی استشهاد می کند که فاطمه چنین گفته، این استدلال به قول حجّت الله است. امّا سرّ این که او حجّت بر معصومین هم هست، این است که ائمه علیهم السّلام عالم به غیب اند، به ما کان، به ما یکون، به ما هو کائن الی یوم القیامه.
امّا منابع علمی این ها؛ گاهی از رسول اکرم شنیدند، گاهی از فاتح قرآن کمک می گیرند، و گاهی از مصحف فاطمه سلام الله علیها . وقتی امام معصوم دارد خبر غیب می دهد، از او سئوال می کنند که این خبر غیب را از کجا گفتی؟
می گوید:
در مصحف مادرمان بود.
خوب این مصحف فاطمه سلام الله علیها چیست؟
همان است که جبرئیل سلام الله علیه نازل می شد، و این معارف را می فرمود و وجود مبارک فاطمه سلام الله علیها تلقّی می کرد، بعد به امیرالمؤمنین می فرمود، امیر المؤمنین املای او را می نوشت و کتابت می کرد، کاتب این بخش از وحی هم بود، آن شده مصحف فاطمه سلام الله علیها حالا این بانو که برای همهٔ ما اسوه است و ما در این بخش موظفیم مثل آن حضرت حرکت کنیم؛ منتها او در حدّ آفتاب، و ما در حدّ شمع؛ او فضای کلّ جهان را روشن می کند، ما در زندگی خاصّ خودمان مثل شمع نور بدهیم به فضا و زندگی خود را روشن کنیم.
این است که فرمود:
من أصعد الی الله خالص عمله اهبط الله الیه أفضل مصلحته.
فرمود:
اگر کسی عمل خالص بکند، و این قدرت را داشته باشد که عمل خالص را به پیشگاه ذات أقدس اله ببرد، ذات أقدس اله بهترین و والاترین مصلحت او را به او عطا می کند و نازل می کند.
این مثل یک باغبانی است که یک نهالی را غرس کرده است و دیگر به فکر آبیاری او نیست. ممکن است روی دیم، کسی دیمی کار کند، گاهی محصول می گیرد، گاهی نمی گیرد و مانند آن.
 
ما مأموریم که مثل یک باغبانی که در کنار منزلش یک نهالی غرس کرده، مثل فرزند از او نگه داری کنیم، دائماً به سراغ او باشیم، حدوثاً و بقائاً؛ پس یک وقت یک کسی کار خیر انجام می دهد، به این فکر نیست که او را حفظ بکند! گاهی او را می گوید، گاهی او را با منّت ذکر می کند، گاهی مثلاً خوشش می آید که دیگران بازگو کنند، یا ازش بهره برداری کنند، بهره برداری تبلیغی و سیاسی؛ این شخص کار خوب کرده است، و امّا کار او زمینی است، همین جا ماند!
 
وجود مبارک بی بی سلام الله علیها نفرمود اگر کسی کار خوب بکند، خدا بهترین مصلحت را به او می دهد!
فرمود:
کار خوب بکن، این را نگه بدار، این را هدیه بکن، برو و ببر.
تا انسان بالا نرود که نمی تواند هدیه ای را به پیشگاه ذات أقدس اله عطا بکند. کار خیر را ملائکه می برند، گزارش می دهند، بالأخره جواب را هم آن ها می آورند. آن بردن و آوردن هر دو مع الواسطه است، بهره اش هم کم است. ولی اگر کسی خودش آن هنر را داشته باشد که همراه ملائکه بالا برود و این کار خیر خود را به پیشگاه ذات أقدس له تقدیم بکند. خودش به همراه عمل برود، آنگاه فاضل ترین مصلحت او را ذات أقدس اله نازل می کند؛ خود خدا، نه بوسیله فرشته ها! اهبط الله علیه أفضل مصلحته. خوب این دستوری است که وجود مبارکی به ما داده است. فرمود: این کار شدنی است، این کار را انجام بدهید و مانند آن.
 
پایگاه اطلاع رسانی حوزه




 
سوگواره عاشورایی