قلب سلیم چیست و ویژگی‌های آن کدام است؟

نوشته شده توسطرحیمی 24ام آذر, 1397

 

قلب آدمی، قوه ادراکی و احساسی بشر می‌باشد. این آفریده بی‌همتای الهی به‌طور طبیعی گرایش به سوی کمال و خوبی‌ها دارد؛ زیرا فطرت آن بر اعتدال و سلامت است مگر آنکه در یک فرآیندی به دلایل درونی و بیرونی، زنگار گرفته یا مهر شده باشد، که در آن صورت گرایش به ضد کمال و زیبایی‌ها و خوبی‌ها به عنوان یک بیماری و عارضه قلبی مطرح می‌شود و تنها با ذکر الله قابلیت درمان دارد که یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین اذکار الهی همان قرآنی است که شفاء الصدور نامیده می‌شود.

حفظ قلب بر سلامت‌، امری دشوار است، زیرا اسباب درونی هواهای نفسانی و اسباب بیرونی وسوسه‌های شیطانی، بسیاری از مردم را از فطرت پاک و سالم بیرون می‌برد و آلوده به زنگارهای گناه می‌کند و یا گاه تا آنجا پیش می‌رود که دیگر قلب ماهیت و کارکرد اصلی خود را از دست می‌دهد و از ادراک حقایق و انعطاف در برابر آن ناتوان می‌شود. از این رو آموزه‌های قرآن بر حفظ سلامت قلب بلکه تقویت آن تا رسیدن به مقام قلب سلیم تاکید می‌کند و راه‌هایی را برای حفظ و تقویت آن پیشنهاد می‌کند.

نویسنده در این مطلب راهکارهای حفظ سلامت قلب و تقویت آن را تبیین و تشریح کرده است.

ادامه »

والاترین انگیزه‌ها و اهداف ازدواج

نوشته شده توسطرحیمی 24ام آذر, 1397

 

ازدواج در تمام جوامع و فرهنگ‌ها امری مقدس به‌شمار می‌رود. در امر ازدواج و تشکیل خانواده، اهداف و انگیزه‌های متعددی وجود داشته که داراى آثار و نتایج فراوانى است. این انگیزه‌ها و اهداف می‌تواند زن، مرد و حتی اجتماع را تحت تأثیر قرار دهد و به همین دلیل آگاهی از اهدافی واقعی که به آن‌ها اشاره خواهیم کرد، می‌تواند در تعیین مسیر مناسب یاری رسان باشد. 

1) ایجاد آرامش

یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های ازدواج، ایجاد کانونی است که در آن زن و مرد احساس آرامش کنند. زیرا زنان آرامش دهنده روانی مردان‌اند و زن و مرد به دوستی با هم نیازمندند. زن و مرد هسته اصلى خانواده را تشکیل می‌دهند و خداوند چنان میلى را بین آن دو قرار داده که به سوى زندگى مشترک گام بردارند. گرچه یکى از عوامل این گرایش، غریزه جنسى است ولى با انجام پیوند زناشویى، به‌تدریج نوعى همبستگى روحى و عاطفى(عشق و محبت) میان آن‌ها پدیدار مى‌شود و آن‌ها را به سوى تأمین سعادت و خوشبختى یکدیگر سوق مى‌دهد.

ضامن بقاى این آرامش، دو عنصر بسیار قوى، یکى عشق و محبت و دیگرى رأفت و رحمت است. پس اگر یکى از این دو امر بین زن و مرد وجود نداشته باشد و دوستى و عشق جاى خود را به نفرت دهد و عطوفت و گذشت تبدیل به کینه گردد، باعث تحلیل روابط و شکست در زندگى زناشویى می‌شود.

آسایش و آرامش زن و شوهر در کنار یکدیگر فواید و نتایج روحى، جسمى، فردى و اجتماعى فراوانى را به دنبال داشته و در پرورش استعدادها و حفظ امنیت جامعه، نقش به‌سزایى دارد. بنابراین کسانى که از ازدواج، این سنت الهى، روى گردانیده و به آن تن نمى‌دهند، داراى وجودى ناقص هستند.

ادامه »

هل الیک یابن احمد سبیل فتلقی

نوشته شده توسطرحیمی 23ام آذر, 1397

 

هل الیک یابن احمد سبیل فتلقی

آیا بسوی تو ای پسر احمد راهی هست که ملاقات شوی

 

آقای خوبم سلام!

آرزوی شیرین هر لحظه این منــِ خطاکار …

اللهم عجل لولیک الفرج!

دستور العمل امام صادق علیه السلام برای خودسازی

نوشته شده توسطرحیمی 23ام آذر, 1397

 

نرم افزار نکاتی درباره حدیث عنوان بصری از امام صادق علیه السلام , اندروید

۴.۲۵ مگابایت

نرم افزار نکاتی درباره حدیث عنوان بصری از امام صادق علیه السلام , فرمتpdf

۵۲۶.۶۳ کیلوبایت

 

نکاتی درباره حدیث عنوان بصری از امام صادق علیه السلام  
عناوین اصلی کتاب شامل:
عنوان بصری و امام صادق علیه السلام ؛
شخصیت عنوان بصری؛
شرح حدیث؛
علم و معرفت؛
رابطه میان شناخت و ترس از خدا؛
رابطه منطقی بین شناخت و سلوک؛
حقیقت بندگی؛
خداوند مالک است؛
رهایی از طرح و تدبیر؛
و…

شاید برای خودسازی نتوان حدیثی کاملتر از این حدیث از امام صادق علیه السلام پیدا نمود. چنانچه آیت الله سید علی قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های نفسانی، به شاگردان و مریدان سیر و سلوک الی الله دستور می دادند روایت عنوان بصری را بنویسند و بدان عمل کنند; یعنی، یک دستور اساسی و مهم، عمل طبق مضمون این روایت بود. علاوه بر این می فرمودند:

باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته ای یکی دو بار آن را مطالعه نمایند. این روایت، بسیار مهم است و حاوی مطالب جامعی در بیان کیفیت معاشرت و خلوت و کیفیت و مقدار غذا و کیفیت تحصیل علم و کیفیت حلم و مقدار شکیبایی و بردباری و تحمل شدائد در برابر گفتار هرزه گویان، و بالاخره مقام عبودیت و تسلیم و رضا و وصول به اعلا ذروه عرفان و قله توحید است. (1)

ادامه »

ده قانون برای بندگی از زبان شهید علمدار

نوشته شده توسطرحیمی 23ام آذر, 1397

 


شهید علمدار ده قانون برای سیر و سلوک خود قرار داده بود.

باشد که از آن شهید بزرگوار درس بندگی بگیریم.

 

قانون اول:

بارالها،

اعتراف می کنم از اینکه قرآن را نشناختم و به قرآن عمل نکردم.

حداقل روزی ده آیه قرآن را باید بخوانم. اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیلی نتوانستم این ده آیه را بخوانم روز بعد باید حتماً یک جزء کامل بخوانم.

 

 

ادامه »

وقتی مروارید را به اهلش بسپاری

نوشته شده توسطرحیمی 23ام آذر, 1397

 

وقتی مروارید زیبایی هایت را به صدف حجاب و عفاف می سپاری،

 

خدا تو را آبی می کند،

آن قدر آبی که آسمان به تو رشک می برد.

 

سرگردان کوی کیستم…

نوشته شده توسطرحیمی 23ام آذر, 1397

 

‌جمعه ای دیگر…

در این لحضه ها ی دلواپسی، دلواپسم،

دلواپس آمدنت، دلواپس ندیدنت!!!

آه که تو را حتی به رویا هم ندیدم…

ندیدنت چه احساس غریبست!!!

و من جزء هوایت هوایی ندارم

 

« کی می شود تو ما را و ما تو را ببینیم»

                                        متی ترانا و نریک؛

 

 

شایدآنقدرها هم که می گویم منتظر آمدنت نیستم!!

این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور….

با چه شوقی آمدنت را به فریادنشسته ام

واقعا نمی دانم چگونه می شود سرود هجرانت را

و زندگی کرد نبودنت را

 

مانـده ام بی تـو چرا باغـچه ام گـل دارد

 

روزها گذشتند ، هفته ها ، ماه ها و بلکه سالها…

ومن منتظرم آمدنت را هنوز

شاید این جمعه بیایی ، شاید….

دل بهانه ی تو را میگیرد ….

 

 
إِلَى مَتَى أَحَارُ فِيكَ يَا مَوْلاَيَ‏

 

تا به کی حیران و سرگردان کوی تو باشم

 

العجل یا مغیث الشیعه

 

العجل یا مهــدی عجل الله فرجه الشریف

 


مانده ام بی‌تو چرا باغچه ام گل دارد!؟

نوشته شده توسطرحیمی 23ام آذر, 1397

 

السّلامُ علیک یا ربیعَ الاَنام و نضرة الایّام

 

دانلود کلیپ

 

جمعه‌ها طبع من احساس تغزل دارد
ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم
مانده ام بی‌تو چرا باغچه ام گل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت
فرش گسترده و در دست گلایل دارد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز
ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز
می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت، تنها
تکیه بر کعبه بزن، کعبه تحمل دارد…

سید حمیدرضا برقعه ای

دعا در نگاه مقام معظم رهبری

نوشته شده توسطرحیمی 20ام آذر, 1397

 

دعا مخصوص وقت گرفتاری نیست؛ همیشه باید دعا کرد. بعضی خیال می‌کنند وقتی گرفتاری و مصیبت و بلایی بود، باید دعا کرد؛ نه.

آن وقتی هم که انسان در حال عادی زندگی می‌کند، باید دعا کند و رابطه را با خدا محفوظ نگه دارد. به تعبیر یکی از روایات، صدای خود را برای فرشتگان در ملکوت اعلی آشنا کند. دعا همیشه لازم است. […] بزرگ‌ترین فایده دعا، فایده نقد دعاست که به خود شما دعاکننده می‌رسد. یعنی ایجاد رابطه با خدای متعال و احساس محبت و شوق به تقرب به پروردگار عالم.

 این، نقدترین دستاورد دعاست که متعلق به خود شما دعاکننده است؛ بحث استجابت بحث دیگری است.

خطبه نماز جمعه ۲۹/۷/۱۳۸۴

اقبال استجابت

لازم نیست دعا همیشه قوانین طبیعی را به‌هم بزند و برخلاف قوانین طبیعی عمل کند؛ نه.

دعا در چارچوب قوانین طبیعی مستجاب می‌شود و خواسته شما برآورده می‌گردد.

 این قدرت خداست که قوانین را جور می‌آورد، کنار هم می‌گذارد و مقصود شما برآورده می‌شود. […] اگرچه در مواردی بلاشک دعا قوانین را هم خرق می‌کند، اما این‌طور نیست که وقتی می‌گوییم دعا مستجاب می‌شود، یعنی دعای شما اگر با قوانین دیگر الهی منافات داشته باشد و عملی هم‌راهش نباشد، و یا حتی خود دعا از روی توجه هم نباشد، باز مستجاب می‌شود؛ نه.

در دعا، طلب‌کردن و خواستن از خدای متعال و حقیقتاً مطالبه‌کردن لازم است. این دعا مستجاب می‌شود. اگر عمل و تلاش در راه اهداف بزرگ، هم‌راه این دعا باشد، اقبال استجابت این دعا واقعاً بیشتر است.

 آن وقتی که دعا استمرار پیدا کند، حتماً اقبال استجابت در این دعا بیشتر است. اگر دیده شد که یک دعا چند بار تکرار گردید و مستجاب نشد، نباید مأیوس شد؛ به‌خصوص در مسائل بزرگ، به‌خصوص در مسائل مربوط به سرنوشت انسان و سرنوشت کشور و سرنوشت ملت‌ها.

چون گاهی طبیعت کارهای بزرگ چنین است که تحققش زمان می‌طلبد.

خطبه نماز جمعه تهران 4/10/1377

 

از خدا بخواهید

همه‌جور حاجت را می‌شود از خدا خواست و باید خواست؛ حتی حاجت‌های کوچک. اما این درخواست خود را به این حاجات کوچک منحصر نکنید.

حاجات بزرگ‌تری هست؛ آن‌ها را از یاد نبرید. بزرگ‌ترین آن‌ها «مغفرت الهی» است. از خدا بخواهید که آثار به جامانده از تخلف و گناه را از دل و جان ما برطرف بفرماید؛ از خدا بخواهید که راه توبه را برای شما هم‌وار کند. حاجت بزرگ دیگر «محبت الهی» است.

مقام حب الهی را از خدای متعال طلب کنید. حاجت بزرگ دیگر «اصلاح امور امت اسلامی» است. از خدا بخواهید خدای متعال امور همه مسلمان‌ها -نه فقط ملت ایران را- و همه کشورهای اسلامی را اصلاح کند. بلکه از خدای متعال هدایت بشریت را به راه راست بخواهید.

 این دعاها اقبال استجابت زیادی دارد و همین دعاها اثر می‌کند. راه‌ها را باز می‌کند. وسائل را آسان می‌کند و ما را در رسیدن به این مطلوب‌های بزرگ کمک می‌کند.

خطبه نماز عید سعید فطر ۲/۸/۱۳۸۵

 

هرچه می‌خواهد دل تنگت

در روایات دارد وقتی برای حاجاتی دعا می‌کنید، دعا و خواسته خود را زیاد ندانید. یعنی هرچه مایل هستید و می‌خواهید، از خدا طلب کنید. نگویید این زیاد است؛ کمتر بخواهم تا بشود. ما از استکثار دعا منع شده‌ایم. یعنی دعا و مطلوب را در مقابل پروردگار زیاد نشمارید.

 از خدا خواسته‌های بزرگ بخواهید و خدای متعال برآورده می‌کند. در امید به دعا را به روی خودتان نبندید و این راه و وسیله‌ای را که خدای متعال بین خود و بندگانش قرار داده است، بر روی خودتان مسدود نکنید.

 البته باز در روایات دارد «النهی من الإستعجال فی الدعاء»، یعنی در دعا عجله نکنید.

 اگر چیزی را خواستید و در زمانی که شما خواستید برآورده نشد، نگویید که خدای متعال دعای مرا مستجاب نکرد، نه. «الأمور مرهونت  بأوقاتها»

خطبه‌ نماز جمعه ۷/۱۲/۱۳۷۱

وصایای اخلاقی سیدبن طاووس(ره)به فرزندش

نوشته شده توسطرحیمی 20ام آذر, 1397

 

(پرهیز از مخالطت زیاد با مردم)

ای فرزند، ای محمد، و ای کسانی که از تبار منید، و ای دیگر مردمان از اهل من و ای برادران که این نوشته را خواهید خواند - و امیدوارم خدای جل جلاله هر مراقبتی که در نهان و آشکار اراده فرماید به شما بیاموزد - بدانید که رفت و آمد و مخالطت با مردم، بیماری و دردی سهمگین است، و کاری است سخت که انسان را از یاد خدای جل جلاله باز می دارد، و امروز این دشواری به همانجا رسیده است که در زمان جاهلی جریان داشت در آن روزگار مردم از اشتغال به جلالت الهی غافل بودند، و به بتان می پرداختند. پس ای فرزند، چندانکه توانی از رفت و آمد بسیار با مردم بپرهیز که من آزموده ام، و دیده ام که رفت و آمد بسیار با مردم در دین مایه بیماریهای خطرناک است، از جمله گرفتاریهای آن این است که امر به معروف و نهی از منکر گرفتار می آیی. پس اگر از سر راستی و ادای امانت به این کارپردازی به یقین همه دشمن تو گردند، و به جای آنکه به یاد رب العالمین جل جلاله باشی به دشمنی با مردم مشغول خواهی شد و اگر با آنان به نفاق و مداراپردازی، پس آنان در مقابل مولای تو، خدایان و الهه تو خواهند شد، و در پیشگاه الهی رسوا خواهی بود، چه او ترا می بیند، و می داند که در حضرت مقدس او به استهزا پرداخته ای و به خلاف آنچه در دل داری تظاهر می کنی، و بدین گونه حرمت او را سبک می شماری و چنین می پنداری که آگاهی مردم به ارزش تو مهمتر است تا آگاهی حق تعالی به تو و اگر شیطان ترا مغرور کرد، و نهاد بهیمی و جاذبه هوا و هوس و دنیا دوستی ترا فریفت، و در دلت انداخت که تو نمی توانی با مردم از در انکار و اختلاف در آیی، و با آنان نبرد کنی، به آنان بگوی که می توانی آنچه می گویند نیرنگ و فریب است، زیرا کسانی که حرمت پروردگار ترا بشکنند، و حرمت رسول او را که جد تست پاس ندارند، و حرمت پیشوایان معظم ترا نپایند، و این بی حرمتی را با انجام کارهای ناپسندی مرتکب شوند، که حرمت مالک اولین و آخرین را و حرمت پیمبران و مرسلین را و همه عارفان را که اولیای خدای جل و جلاله می باشند، بشکنند و هتک ناموس دین کنند، همانا حرمت ترا نیز نمی پایند، و حرمت هیچ یک از مردمی را که تو گرامی می شماری پاس نمی دارند. شاهد مثال بر این نکته این است که اگر در مجلسی در مقابل مردم دستار از سر تو برگیرند، یا از روی سبک شمردن تو و اهانت به تو چیزی را به زور از تو بستانند، هرگز از آنان غفلت نمی کنی، و چنین بهانه نمی آوری که قدرت درگیری با آنان را نداری، بلکه بسا که به بهای جان گرامی و هر چه که داری با آنان درافتی و برای انتقام از آنان هر کوششی که در قول و فعل بتوانی بجای آوری، و از آنان بهر وسیله که باشد روی برگردانی، و عمل آنان را ناشایسته شماری، و از دیگران در مقابله با آنان یاری جویی. پس با اینکه می دانی هتک حرمت مولای تو (فاطر الخلایق و مالک المشارق و المغارب) مانند هتک حرمت تو نیست حرمت تو در مقایسه با حرمت عظیم کبیر حق تعالی هیچ است: پس چگونه رضا می دهی که حرم تو از حرمت او بالاتر باشد، حال آنکه غرق نعمت اویی در قبضه اختیار او مملوکی ناتوانی آیا در حضرت مقدس او گستاخی چنین اهانتی را داری؟

ادامه »