موضوعات: "نهج البلاغه" یا "نامه ها" یا "خطبه ها"

حقوق متقابل امام و مردم در نهج البلاغه

15ام شهریور, 1396

 

امير المؤمنين على علیه السلام در نهج البلاغه، دو جمله در باره حقّ فرموده است.

اوّل اين كه فرمود: «الحقّ أوسع الأشياء في التّواصف و أضيقها في التّناصف»

مى‌فرمايد: حق به هنگام بيان و توصيف، از همه چيز گسترده‌تر، امّا در هنگام عمل از همه چيز تنگتر و محدودتر است. به تعبير مشهور خودمان: «گفتن حقّ بسيار آسان و عمل كردنش بسيار مشكل است».

جمله دومى كه مولاى متقيان در باره حق بيان ميكند همان مسئله پيوستگى حق و وظيفه است.

هر كجا حقّى است وظيفه‌اى است

و هر كجا وظيفه‌اى است حقّى است.

و به تعبير ديگر هر كجا انسان حقّى دارد بر او حقّى دارند. هر كجا مديون حقّى است، طلبكار حقّى نيز است. يعنى حق هميشه دو جانبه است. در هيج جا، حق يك جانبه وجود ندارد. حتّى خدا كه بالاترين حق را بر مردم دارد در برابر حقّ او، مردم هم بر خدايشان حقّى دارند كه حقّ هدايت، حقّ تعليم، حقّ فرستادن پيامبران و حقّ ارسال كتب آسمانى است.

اين جمله دوّم را در همان خطبه 216 نهج البلاغه، بسيار كوتاه امّا جالب و فشرده و عميق بيان فرموده است:

«لا يجزي لأحد إلّا جرى عليه و لا يجري عليه إلّا جرى له».

حق در مورد هيچكس‌جارى نمى‌شود مگر اين كه در مقابلش حقّى بر گردن او خواهد افتاد و در هيچ جا حقّى بر گردن كسى نمى‌افتد مگر حقّى به نفع او در كنار او هست. اين همان چيزى است كه تعبير مى‌كنيم وظيفه و حق جدا نشدنى هستند.

ادامه »

تاثیر غم و اندوه درپیری از نگاه امام علی علیه السلام

12ام شهریور, 1396

 

امام علی (عليه السلام) فرمودند:

الْهَمُّ نِصْفُ الْهَرَمِ. 

غم و اندوه نيمى از پيرى است.

امام علی (عليه السلام) فرمودند:

الْهَمُّ نِصْفُ الْهَرَمِ. غم و اندوه نيمى از پيرى است.

شرح و تفسير حکمت 143 نهج البلاغه:

امام علی (عليه السلام) در اين گفتار كوتاه و حكيمانه تأثير غم و اندوه را در جسم و روح انسان بيان مى دارد و مى فرمايد: غم و اندوه نيمى از پيرى است» (الْهَمُّ نِصْفُ الْهَرَمِ).

اشاره به اين كه بسيار مى شود كه غم و اندوه، انسان را پير مى كند، هرچند انسان به حسب سن و سال پير نشده باشد، موهاى او تدريجاً سفيد مى شود، قامت وى خميده و قواى بدن رو به تحليل مى رود و از نظر فكرى و روحى نيز احساس پيرى مى كند. منظور امام علی (عليه السلام) اين است كه انسان تا مى تواند غم و اندوه را به خود راه ندهد و از آثار سوء آن بپرهيزد.

 البته انكار نمى توان كرد اسباب غم و اندوه مختلف است و بخشى از آن قابل اجتناب نيست، گاه مربوط به مسائل دينى و معنوى است كه انسان به هر حال با آن دست به گريبان خواهد بود.

حتى در حديث معروفى از ابن عباس مى خوانيم كه مى گفت:

هيچ آيه اى شديدتر و مشكل تر از اين آيه (فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ) بر پيامبر(صلى الله عليه وآله) نازل نشد و از اين رو هنگامى كه اصحاب آن حضرت پرسيدند:

اى رسول خدا چرا به اين زودى موهاى شما سفيد شده و آثار پيرى نمايان گشته فرمود:

شَيَّبَتْني هُودُ وَالْواقِعَةُ، سوره «هود» و «واقعه» مرا پير كرد.

ادامه »

عبرت گرفتن از دنیا

7ام مرداد, 1396

 

بازخوانی خطبه 226 نهج البلاغه؛

عبرت گرفتن از دنیا

انسان در این دنیا هرکاری انجام دهد و به هر مرتبه ای از جا و مقام برسد، در نهایت به جایگاه اصلی خود بازمی گردد.
امام علی علیه السلام در بخشی از خطبه 226 کتاب شریف نهج البلاغه در مورد اینکه این جهان پایدار نیست و انسان در نهایت به جهانی دیگر منتقل می شود می فرماید:

ای بندگان خدا،بدانید شما و آنان که در این دنیا زندگی می کنید بر همان راهی می روید که گذشتگان پیمودند.آنان زندگی شان از شما طولانی تر،خانه هایشان آبادتر و آثارشان از شما بیشتر بود که ناگهان صداهایشان خاموش و وزش بادها در سرزمینشان ساکت و اجسادشان پوسیده و سرزمینشان خالی و آثارشان ناپدید شد.

 
امام ادامه می دهد:
قصرهای بلند و محکم و بساط عیش و بالش های نرم را به سنگ ها و آجرها و قبرهای به هم چسبیده تبدیل کردند.گورهایی که بنای آن بر خرابی و با خاک ساخته شده است. گورها به هم نزدیک،اما ساکنان آنها از هم دور و غریب اند.در وادی وحشتناک به ظاهر آرام،اما گرفتار اند.نه در جایی که وطن گرفتند انس می گیرند و نه با همسایگان ارتباطی دارند در صورتی که با یکدیگر نزدیک و در کنار هم جای دارند.
 
همچنین امام در ادامه می فرماید:
چگونه یکدیگر را دیدار کنند در حالی که فرسودگی آنها را در هم کوبیده و سنگ و خاک آنان را در کام خود فرو برده است؟
شما هم راهی را خواهید رفت که آنان رفته اند و در گرو خانه هایی قرار خواهید گرفت که آنها قرار دارند و گورها شما را به امانت خواهد پذیرفت.پس چگونه خواهید بود که عمر شما به سر آید؟ ومردگان از قبرها برخیزند.
 
 

 باشگاه خبرنگاران جوان

اشتراک گذاری این مطلب!

نتیجه همنشینی با قرآن

23ام اردیبهشت, 1396

هیچ کس با قرآن ننشست مگر آنکه با افزایشی یا کاهشی از کنارش برخاست
افزایشی در هدایت
یا کاستی از کوری دل و باطن

حضرت امیرالمومنین علیه السلام

اشتراک گذاری این مطلب!

جایگاه محرومان و فقیران در جامعه کجاست؟

27ام فروردین, 1396
 
بازخوانی بخشی از نامه 53 نهج البلاغه؛

امام علی علیه السلام در قسمتی از نامه 53 کتاب نهج البلاغه سفارش ویژه ای نسبت به طبقه محرومان جامعه به مالک اشتر دارند

امام علی علیه السلام در بخشی از نامه 53 کتاب شریف نهج البلاغه به یار باوفای خود مالک اشتر در مورد رسیدگی به امور نیازمندان می فرماید:

ای مالک،خدا را ، خدا را ، در باب طبقه فرودين ؛ كسانى كه بيچارگان اند از مساكين و نيازمندان و بينوايان و زمينگيران . در اين طبقه ، مردمى هستند سائل و مردمى هستند ، كه در عين نياز روى سؤال ندارند . خداوند حقى براى ايشان مقرر داشته و از تو خواسته است كه آن را رعايت كنى ، پس ، در نگهداشت آن بكوش.

 

سپس امام برای این طبقه جامعه حقی قائل است و به مالک می فرماید:
براى اينان در بيت المال خود حقى مقرر دار و نيز بخشى از غلات اراضى خالصه اسلام را ، در هر شهرى ، به آنان اختصاص ده. زيرا براى دورترينشان همان حقى است كه نزديكترينشان از آن برخوردارند . از تو خواسته اند كه حق همه را ، اعم از دور و نزديك ، نيكو رعايت كنى . سرمستى و غرور ، تو را از ايشان غافل نسازد ، زيرا اين بهانه كه كارهاى خرد را به سبب پرداختن به كارهاى مهم و بزرگ از دست هشتن ، هرگز پذيرفته نخواهد شد . 
 
همچنین امام مهرورز و عدالت گستر شیعیان با کلامی بلیغ به بیان وظیفه حاکم مسلمانان نسبت به فقرا و نیازمندان می پردازد و می فرماید:
پس همت خود را از پرداختن به نيازهايشان دريغ مدار و به تكبر بر آنان چهره دژم منماى و كارهاى كسانى را كه به تو دست نتوانند يافت ، خود تفقد و بازجست نماى . اينان مردمى هستند كه در نظر ديگران بي مقدارند و مورد تحقير رجال حكومت . كسانى از امينان خود را كه خداى ترس و فروتن باشند ، براى نگريستن در كارهايشان برگمار تا نيازهايشان را به تو گزارش كنند . 
 
همچنین امام علی علیه السلام از سوی دیگر به نحوه رفتار عمومی رهبران جامعه با مردم می پردازد و خاطرنشان می سازد:
با مردم چنان باش ، كه در روز حساب كه خدا را ديدار مى كنى ، عذرت پذيرفته آيد كه گروه ناتوانان و بينوايان به عدالت تو نيازمندتر از ديگرانند و چنان باش كه براى يك يك آنان در پيشگاه خداوندى ، در اداى حق ايشان ، عذرى توانى داشت . 
 
امام در این قسمت از نامه ادامه می دهد:
تيمار دار يتيمان باش و غمخوار پيران از كار افتاده كه بيچاره  اند و دست سؤال پيش كس دراز نكنند و اين كار بر واليان دشوار و گران است و هرگونه حقى دشوار و گران آيد . گاه باشد كه خداوند اين دشواريها را براى كسانى كه خواستار عاقبت نيك هستند ، آسان مى  سازد . آنان خود را به شكيبايى وامى  دارند و به وعده راست خداوند ، درباره خود اطمينان دارند . 
 
امام علی علیه السلام در ادامه به موضوع دیدار رهبران و حاکمان با مردم می پردازد و به مالک اشتر می فرماید:
براى كسانى كه به تو نياز دارند ، زمانى معين كن كه در آن فارغ از هر كارى به آنان پردازى . براى ديدار با ايشان به مجلس عام بنشين ، مجلسى كه همگان در آن حاضر توانند شد و براى خدايى كه آفريدگار توست ، در برابرشان فروتنى نمايى و بفرماى تا سپاهيان و ياران و نگهبانان و پاسپانان به يك سو شوند ، تا سخنگويشان بى  هراس و بى لكنت زبان سخن خويش بگويد . كه من از رسول الله (صلی الله علیه و آله ) بارها شنيدم كه مى  گفت :
پاك و آراسته نيست امتى كه در آن امت ، زيردست نتواند بدون لكنت زبان حق خود را از قوى دست بستاند . پس تحمل نماى ، درشتگويى يا عجز آنها را در سخن گفتن . و تنگ حوصلگى و خودپسندى را از خود دور ساز تا خداوند درهاى رحمتش را به روى تو بگشايد و ثواب طاعتش را به تو عنايت فرمايد . اگر چيزى مى  بخشى ، چنان بخش كه گويى تو را گوارا افتاده است و اگر منع مى  كنى ، بايد كه منع تو با مهربانى و پوزشخواهى همراه بود .
اشتراک گذاری این مطلب!

رابطه فقر با محبت اهل بیت!

18ام فروردین, 1396
هر کس ما اهل بیت علیهم السلام را دوست داشته باشد آماده فقر باشد.
  امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید:
 
هر کس ما اهل بیت علیهم السلام را دوست داشته باشد آماده فقر باشد؛
 

فقر نه به خاطر بی عرضگی یعنی تو وقتی اهل بیت علیهم السلام را دوست داری ممکن است جایی تو را راه ندهند، با اینکه تخصص داری اما چون در تیم علی علیه السلام هستی تحویلت نمی گیرند. مردم در صدر اسلام ولایت علی علیه السلام را قبول نکردند و به جای آن ولایت پول و زور را قبول کردند چون آن آدمها مردم را ترساندند و وعده پول به آنها دادند. یعنی آدمی که خلیفه شد اصلا مهم نیست چون زور و پول دارد حرفش را گوش می کنند و این ولایت پول و زور الان هم هست، ولایت زورداران و پول داران!

اشتراک گذاری این مطلب!

دنیا گذرگاه است نه قرارگاه

18ام فروردین, 1396
 

ثبات دنیا در گذرا بودن و استقرارش، در پویندگی، سکونتش در حرکت، تکاپو و قانونش، دادن نعمت و سلب نعمت و سرانجامش معاد است کمااینکه در خطبه ۲۰۳ نهج‌البلاغه آمده است: «و استقرار دنیا جز بر نعمت و گرفتاری و پاداش در معاد، یا آن‌چه خواست اوست و بر تو ناپیداست، نخواهد بود».

 
زندگی و مرگ، خوشی و بلا، سلامتی و بیماری، غم و شادی، همه و همه، اجزایی هستند که جهان هستی را پدید آوره‌‌اند؛ به‌طوری‎که می‎توان گفت که جهان، مجموعه اضداد است، زیرا موت و حیات، خلق وزوال، فنا و اعاده، بلا و عافیت، شادی و غم، جشن و ماتم، تندرستی و بیماری، پیروزی و شکست، امید و نومیدی، اطمینان و اضطراب، آرامش و دلهره، همه را در خود جمع کرده است.تمامی این تحولات از آن خداست و سرچشمه همه تحولات اوست.
در خطبه ۲۰۳ نهج‌البلاغه آمده است:
«و استقرار دنیا جز بر نعمت و گرفتاری و پاداش در معاد، یا آن‌چه خواست اوست و بر تو ناپیداست، نخواهد بود».
 
 
آموزه‌ی عبرت‌آمیز امیرمؤمنان علی علیه السلام این است که دنیا برجای نمی‎ماند. دنیا دار مجاز است، نه دار قرار؛ خانه‌ی مستعار است، نه خانه مستدام؛ از این‌جا باید به‌عنوان گذرگاه استفاده کرد، نه قرارگاه، قرارگاه این‌جا هم گذرگاه است.این‌جا خانه‌ی امنش هم ناامن است، این‌جا کاخ مستحکم‌ش هم متزلزل است؛ تا فرصت هست باید بهره‌برداری کرد.
 

آری، ثبات دنیا در گذرا بودن و استقرارش، در پویندگی، سکونتش در حرکت، تکاپو و قانونش، دادن نعمت و سلب نعمت و سرانجامش معاد است و کیفر و پاداش و چیزهایی که در علم بیکران حق گذشته و ما با این مغز کوچک‌ و فکر محدود خود از آن بی‎خبریم، همه به دست اوست.از این‌رو امام علی علیه السلام فرمود: «ثبات این نظام، در نعمت و نقمت، ابتلا و امتحان و سرانجام پاداش و کیفری است که در معاد داده می‎شود».در این فراز حضرت به سه اصل اساسی در عالم هستی اشاره می‎کند: یکی اصل ظهور نعمت‌ها، دیگری اصل آزمون و ابتلا و سوم اصل جزا و پاداش اخروی، این‌ها چیزهایی است که ما کم و بیش می‎دانیم، ولی مبنای ثبات دنیا تنها در این سه مورد نیست، بلکه قواعد دیگری هم در هستی وجود دارد که ما نمی‎دانیم، جهل ما به اندازه‌ی یک اقیانوس و علم ما به اندازه‌ی چند سنگریزه است که از ساحل آن برداریم و به شمارش آن پردازیم.جمله‌ی «او ما شاء مما لا تعلم» اشاره به مجهولات و نادانسته‌های بیکران ماست شگفت این است که گروه تناسخیه این جمله را دلیل بر تناسخ گرفته‌اند و به همین جمله استناد کرده و گفته‌اند: «اشاره است به ناملایماتی که نفس آدمی به هنگام تعلق به بدن‌ها و اجسام مختلف، گرفتار آن می‎شود».

ادامه »

پرهیز از دنیای حرام

18ام فروردین, 1396
 
 
بازخوانی خطبه 191 نهج البلاغه؛

امام علی علیه السلام در این خطبه می فرماید:
در برابر دنیا خویشتن دار و در برابر سرای ماندگار آخرت دلباخته باشید.
 
 
امیرالمومنین علی علیه السلام در قسمتی از خطبه 191 کتاب شریف نهج البلاغه در خصوص اینکه باید به زرق و برق این دنیا توجه نکرد و به فکر سرای آخرت بود می فرماید:
در برابر دنیا خویشتن دار و برابر آخرت دلباخته باشید.آن کس را که تقوا بلند مرتبه کرد،خوار نشمارید و آن را که دنیا عزیزش کرد،گرامی ندارید.برق درخشنده دنیا شما را خیره نکند و سخن ستاینده دنیا را نشنوید.به دعوت کننده دنیا پاسخ ندهید و از تابش دنیا روشنایی نخواهید و فریفته کالاهای گرانقدر دنیا نشوید.
 
امام در ادامه می فرماید:
همانا برق دنیای حرام،بی فروغ است و سخنش دروغ و اموالش به غارت رفتنی و کالاهای آن تاراج شدنی است.آگاه باشید دنیای حرام چونان عشوه گر هرزه ای است که تسلیم نشود و مرکب سرکشی است که فرمان نبرد.دروغ گویی خیانتکار، ناسپاسی حق نشناس،دشمنی حیله گر،پشت کننده ای سرگردان،حالاتش متزلزل،عزتش خواری،جدش بازی و شوخی و بلندی آن سقوط است.
 
امام علی علیه السلام در انتهای این بخش می فرماید:
خانه جنگ و غارتگری،تبهکاری و هلاکت و سرمنزلش نا آرام است.جایگاهش دیدار کردن ها و جدایی هاست.راه های آن حیرت زا،گریزگاه هایشان ناپیدا و خواسته هایش نومید کننده و زیانبار است.پناهگاه های دنیا انسان را تسلیم مرگ می کند و از خانه های خود بیرون می راند و چاره اندیشی های آن ناتوان کننده است.
 

باشگاه خبرنگاران جوان

اشتراک گذاری این مطلب!

امام علی علیه السلام با بیت‌المال چگونه برخورد می‌کرد؟

15ام فروردین, 1396

 

همان گونه که هر گونه تصرف نامشروع و اسراف و تبذیر،در اموال شخص مجاز نیست در حکومت اسلامی نیز هر گونه اسراف، حیف و میل و تحمیل بر بیت المال، مسئولیتی مضاعف دارد.

همان گونه که هر گونه تصرف نامشروع و اسراف و تبذیر، به موجب «ایمان به مسئولیت انسان در پیشگاه خدا»، در اموال شخص مجاز نیست در حکومت اسلامی نیز هر گونه اسراف، حیف و میل و تحمیل بر بیت المال، مسئولیتی مضاعف دارد و به همین جهت در نظام مدیریت امیرالمومنین علیه السلام بیش از هر موضوع مهم دیگر، یا مسائل جانبی و جزیی دیگر، نسبت به بیت المال حساسیت مشاهده می شود.
 
مردمی که تبعیض های ناروای دوران قبل را دیده بودند، در حکومت علی علیه السلام نظاره گر عدالت بودند، به گونه ای که علی علیه السلام ملاحظه ی احدی را نمی کرد و از سرزنش هیچ کس نمی هراسید. آنچه در نظر او مهم بود برقراری عدالت و به دست آوردن رضای خدا بود.
 
گردنبندی را دختر علی علیه السلام از علی بن ابی رافع، خزانه دار بیت المال، عاریه گرفت تا پس از سه روز پس دهد. علی علیه السلام خزانه دار را خواست و گفت :چگونه بدون اجازه ی من و مسلمین چنین کاری کرده ای؟ 

ادامه »

اخلاق مسئولان حکومتی با مردم در کلام امام علی علیه السلام

13ام فروردین, 1396
 
بازخوانی بخشی از نامه 53 نهج البلاغه؛
 
اخلاق مسئولان حکومتی با مردم در کلام امام علی علیه السلام
 
امام علی علیه السلام خطاب به مالک اشتر:
 
مهربانی با مردم را پوشش دل قرار بده و با همه دوست و مهربان باش.
 


امام علی علیه السلام در بخشی از نامه 53 کتاب شریف نهج البلاغه خطاب به فرماندار مصر،مالک اشتر در مورد نحوه رفتار حاکمان با مردم می فرماید:
 
ای مالک،مهربانی به رعيت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ايشان را شعار دل خود ساز . چونان حيوانى درنده مباش كه خوردنشان را غنيمت شمارى ، زيرا آنان دو گروه اند يا همكيشان تو هستند يا همانندان تو در آفرينش . از آنها خطاها سر خواهد زد و علتهايى عارضشان خواهد شد و ، به عمد يا خطا ، لغزشهايى كنند. پس ، از عفو و بخشايش خويش نصيبشان ده ، همانگونه كه دوست دارى كه خداوند نيز از عفو و بخشايش خود تو را نصيب دهد . زيرا تو برتر از آنها هستى و آنكه تو را بر آن سرزمين ولايت داده ، برتر از توست و خداوند برتر از كسى است كه تو را ولايت داده است . ساختن كارشان را از تو خواسته و تو را به آنها آزموده است .
 
امیرالمومنین علی علیه السلام با کلامی شیوا به بیان خصوصیات یک رهبر می پردازد و از مالک می خواهد که در برابر خداوند خاشع باشد.ایشان می فرماید:
 
اى مالك ، خود را براى جنگ با خدا بسيج مكن كه تو را در برابر خشم او توانى نيست و از عفو و بخشايش او هرگز بى نياز نخواهى بود . هرگاه كسى را بخشودى ، از كرده خود پشيمان مشو و هرگاه كسى را عقوبت نمودى ، از كرده خود شادمان مباش . 
 

ادامه »

دوستان برگردن ما چه حقی دارند؟

12ام فروردین, 1396

 

بازخوانی بخشی از نامه 31 نهج البلاغه

امام علی علیه السلام در بخشی از نامه 31 کتاب شریف نهج البلاغه در مورد موضوع مهم حقوق دوستان بر گردن مسلمانان به فرزند خود امام حسن علیه السلام می فرماید:

اگر دوستت پيوند از تو گسست ، پيوستن او را بر خود هموار ساز و چون از تو روی برگرداند، تو مهربانی پيوند کن و چون بخل ورزيد ، تو دست بخشش بگشاى و چون دورى گزيد ، تو نزديك شو و چون درشتى نمود ، تو نرمى پيش آر و چون مرتكب خطايى شد ، عذرش را بپذير ، آنسان ، كه گويى تو بنده او هستى و او ولى نعمت تو . ولى مباد كه اينها نه به جاى خود كنى يا با نااهلان نيكى كنى. دشمن دوست را دوست خود مشمار كه سبب دشمنى تو با دوست گردد .

 


امام علی علیه السلام که در این نامه درس های اخلاقی فراوانی را به جامعه می دهد در ادامه می افزاید:

وقتى كه برادرت را اندرز مى دهى چه نيك و چه ناهنجار ، سخن از سر اخلاص بگوى و خشم خود اندك اندك فرو خور كه من به شيرينى آن شربتى ننوشيده ام و پايانى گواراتر از آن نديده ام . با آنكه با تو درشتى كند ، نرمى نماى تا او نيز با تو نرمى كند .

امام ادامه می دهد:

به دشمن خود احسان كن كه آن شيرينترين پيروزى است. اگر از دوست خود گسستن خواهى ، جايى براى آشتى بگذار كه اگر روزى بازگشتن خواهد ، تواند . اگر كسى درباره تو گمان نيك برد ، تو نيز با كارهاى نيك خود گمانش را به حقيقت پيوند . به اعتمادى كه ميان شماست ، حق دوستت را ضايع مكن ، زيرا كسى كه حق او را ضايع كنى ، ديگر دوست تو نخواهد بود . با كسانت چنان كن كه بى بهره ترين مردم از تو نباشند .

همچنین امام در ادامه با کلام صریح در مورد دوستی با دیگران می فرماید:

با كسى كه از تو دورى مى جويد ، دوستى مكن و نبايد دوست تو در گسستن پيوند دوستى ، دليلى استوارتر از تو در پيوند دوستى داشته باشد . و نبايد انگيزه اش در بدى كردن به تو از نيكى كردن به تو بيشتر باشد . ستم آنكه بر تو ستم روا مى دارد در چشمت بزرگ نيايد ، زيرا در زيان تو و سود خود مى كوشد . پاداش كسى كه تو را شادمان مى سازد ، بدى كردن به او نيست.

اشتراک گذاری این مطلب!

دانلود نرم افزار نهج البلاغه (ترجمه شهیدی‏)

8ام فروردین, 1396

 

دانلود نهج البلاغه (ترجمه شهیدی‏)

نهج البلاغه (ترجمه شهیدی‏)

سازنده : مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی

  • فرمت : جاوا


 

اشتراک گذاری این مطلب!

شتاب در تربیت فرزند

4ام فروردین, 1396

 

بازخوانی نامه 31 نهج البلاغه؛

شتاب در تربیت فرزند

امام علی علیه السلام تربیت فرزند را یکی از موضوعات مهم زندگی می داند و برآن تاکید می کند.


امام علی علیه السلام در قسمتی از نامه 31 کتاب شریف نهج البلاغه به فرزند ارشد خود امام حسن علیه السلام می فرماید:

اى فرزند ، هنگامى كه ديدم به سن پيرى رسيده ام و سستى و ناتوانيم روى در فزونى دارد ، به نوشتن اين اندرز مبادرت ورزيدم و در آن خصلتهايى را آوردم ، پيش از آنكه مرگ بر من شتاب آورد و نتوانم آنچه در دل دارم با تو بگويم يا همانگونه كه در جسم،نقصان پديد مى آيد ، در انديشه ام نيز فتور و نقصان پديد آيد يا پيش از آنكه تو را اندرز دهم ، هواى نفس بر تو غالب آيد و اين جهان تو را مفتون خويش گرداند یا تو چون اشترى رمنده شوى كه سر به فرمان نمى آورد و اندرز من در تو كارگر نيفتد .

امام در ادامه می افزاید:

دل جوانان نوخاسته ، چونان زمين ناكشته است كه هر تخم در آن افكنند ، بپذيردش و بپروردش . من نيز پيش از آنكه دلت سخت و اندرزناپذير شود و خردت به ديگر چيزها گرايد ، چيزى از ادب به تو مى آموزم تا با تمام تلاش ، به كارپردازى و بهره خويش از آنچه اهل تجربه خواستار آن بوده اند و به محك خويش آزموده اند ، حاصل كنى و ديگر نيازمند آن نشوى كه خود ، آزمون از سرگيرى .
امام ادامه می دهد:در اين رهگذر ، از ادب به تو آن رسد كه ما با تحمل رنج به دست آورده ايم و آن حقايق كه براى ما تاريك بوده براى تو روشن گردد .

ادامه »

واقع نگری در زندگی

4ام فروردین, 1396

جبران آنچه به سبب خاموش ماندنت به دست نياورده‌اى، آسانتر است از به دست آوردن آنچه به گفتن از دست داده‌اى.

امام علی علیه السلام در بخشی از نامه 31 کتاب شریف نهج البلاغه خطاب به امام دوم شیعیان، حسن علیه السلام در مورد واقع نگری در این دنیا می‌فرماید:

ای فرزندم، به يقين بدان كه در این دنیا به تمام آرزوهایت نخواهى رسيد و از مرگ خويش نمی‌توانی بگریزی. تو به همان راهى می‌روى كه پيشينيان تو مى‌رفتند. پس در طلب دنيا، لحظه‌ای مدارا كن و سهل‌گير و در طلب معاش نيكو تلاش كن؛ زيرا چه بسا طلب كه به نابودى سرمايه كشد. زيرا چنان نيست كه هر كس به طلب خيزد، روزي‌اش دهند و چنان نيست كه هر كس در طلب نشتابد، محروم ماند.

امام علی علیه السلام در مورد عزت نفس انسان به فرزند خود چنین سفارش می‌کند: نفس خود را گرامى‌ دار از آلودگى به فرومايگى، هر چند تو را به آروزيت برساند. زيرا آنچه از وجود خويش مايه مى‌گذارى ديگر به دستت نخواهد آمد. بنده ديگرى مباش، خداوند تو را آزاد آفريده است. خيرى كه جز به شر حاصل نشود، در آن چه فايده و آسايشى برای تو است كه جز به مشقت به دست نيايد؟

ادامه »

حقیقتی انکار ناپذیر

30ام اسفند, 1395





 
بازخوانی بخشی از نامه 31 نهج البلاغه؛
 
همانا داستان آن کس که دنیا را آزمود، مانند مسافرانی است که در منزلی بی آب و علف و دشوار اقامت دارند و قصد کوچ کردن به سرزمینی دارند که در آنجا آسایش و رفاه فراهم است.
 

 
امام علی علیه السلام در بخشی از خطبه 31 کتاب شریف نهج البلاغه که سرشار از موضوعاتی است که در زندگی، به آن احتیاج داریم به فرزند خود امام حسن علیه السلام می فرماید:

اى فرزند، تو را آگاه كردم از دنيا و دگرگوني هايش و دست به دست گشتن هايش. تو را از آخرت خبر دادم و آنچه براى اهل آخرت در آنجا مهيا شده و براى هر دو مثلهايى آوردم، تا به آنها عبرت گيرى و از آنها پيروى كنى. مثل كسانى كه دنيا را به آزمون شناخته اند، مثل جماعتى است از مسافران كه در منزلگاهى قحطى زده و بى آب و گياه منزل دارند و از آنجا آهنگ جايى سبز و خرم و پر آب و گياه نمايند.

 
امام در ادامه از تحمل سختی های این دنیا توسط خداپرستان واقعی به شوق رسیدن به دنیایی باقی و نعمتهای ماندگار  می گوید و می فرماید:
اينان سختى راه و جدايى از دوستان و مشقت سفر و ناگوارى غذا را به جان بخرند تا به آن سراى گشاده، كه قرارگاه آنهاست، برسند. پس، آن همه رنجها را كه در راه كشيده اند، آسان شمارند و آن هزينه كه كرده اند زيان نپندارند  و برايشان چيزى خوشتر از آن نيست كه به منزلگاهشان نزديك كند و به محل موعودشان درآورد. 
 
از سوی دیگر امام عدالت گستر شیعیان از فریب خوردگان این دنیا به فرزند خود می گوید و می فرماید:
مثل كسانى كه فريب دنيا را خورده اند، مثل جماعتى است كه در منزلگاهى سبز و خرم و با نعمت بسيار بوده اند و از آنجا به منزلگاهى خشك و بى آب و گياه رخت افكنده اند. پس براى آنان چيزى ناخوشايندتر و دشوارتر از جدايى از جايى كه در آن بوده اند و رسيدن به جايى كه بدان رخت كشيده اند، نباشد.
اشتراک گذاری این مطلب!

در این هنگام فرشتگان می‌خندند

23ام اسفند, 1395

زن در اسلام، مقدس و مظهر زیبایی است و کانون مهر و محبت به شمار می رود. اسلام به زن می گوید به برکت حجاب و عفاف، خویشتن را از نگاه نامحرمان محفوظ بدار تا بتوانی نقش خود را در جامعه اسلامی به خوبی ایفا کنی .

 آنچه در ذیل می خوانید پیرامون حفظ حریم بانوان از نگاه آیات و احادیثی درباره پوشش بانوان مسلمان است که توسط حجت الاسلام موسی پور از فضلای حوزه در قالب مسابقه بزرگ حجاب و پاکدامنی تدوین و نگارش شده است که بخش نخست آن تحت عنوان حجاب در قرآن و روایات منتشر می گردد و بخش های دیگر این اثر به تفکیک موضوعات در روزهای آتی منتشر خواهد شد.

* حجاب در قرآن

* وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (نور/۳۱ )

و به زنان مؤمن بگو كه چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینت هاى خود را جز آن مقدار كه پیداست آشكار نكنند و مقنعه ‏هاى خود را تا گریبان فروگذارند و زینتهاى خود را آشكار نكنند، جز براى شوهر خود یا پدر خود یا پدر شوهر خود یا پسر خود یا پسر شوهر خود یا برادر خود یا پسر برادر خود، یا پسر خواهر خود یا زنان همكیش خود، یا بندگان خود، یا مردان خدمتگزار خود كه رغبت به آن ندارند، یا كودكانى كه از شرمگاه زنان بى‏ خبرند. و نیز چنان پاى بر زمین نزنند تا آن زینت كه پنهان كرده‏اند دانسته شود. اى مؤمنان، همگان به درگاه خدا توبه كنید، باشد كه رستگار گردید. 

ادامه »

کسی که مانع منکر نشود مرده ایست بین زندگان

23ام اسفند, 1395

کسی که منکر را باز ندارد به دست و دل و زبان مرده ایست میان زندگان.

 
فرازی از نهج البلاغه از امیرالمومنین علی ابن  ابی‌طالب علیه السلام را که خطاب به کسانی است که در اجتماع زندگی می کنند اما به  وظیفه ی اجتماعی خود عمل نمی کنند را می خوانیم:
 
 از مردمان كسى است كه كار زشت را ناپسند مى شمارد و به دست و زبان و دل خود آن را خوش نمى دارد، چنين كس خصلتهاى نيك را به كمال رسانيده، و از آنان كسى است كه به زبان و دل خود انكار كند و دست به كار نبرد، چنين كس دو خصلت از خصلتهاى نيك را گرفته و خصلتى را تباه ساخته، و از آنان كسى است كه منكر را به دل زشت مى دارد و به دست و زبان خود بر آن انكار نيارد، چنين كس دو خصلت را كه شريفتر است ضايع ساخته و به يك خصلت پرداخته، و از آنان كسى است كه منكر را باز ندارد به دست و دل و زبان، چنين كس مرده اى است ميان زندگان، و همه كارهاى نيك و جهاد در راه خدا برابر امر به معروف و نهى از منكر، چون دميدنى است به درياى پر موج پهناور. و همانا امر به معروف و نهى از منكر نه اجلى را نزديك كنند و نه از مقدار روزى بكاهند و فاضلتر از همه اينها سخن عدالت است كه پيش روى حاكمى ستمكار گويند.
باشگاه خبرنگاران
اشتراک گذاری این مطلب!

پرهیز از غرور زدگی در نعمت ها

21ام اسفند, 1395

امام علی علیه السلام در نامه 50 کتاب شریف نهج البلاغه به فرماندهان سپاه خود می فرماید:

شايسته است كه والى اگر مالى به دستش افتاد يا به نعمتى مخصوص گرديد ، نسبت به افراد رعيتش دگرگون نشود . بلكه نعمتى كه خدا به او ارزانى مى دارد ، سبب فزونى نزديكى او به بندگان و توجه و مهربانيش به برادرانش گردد . 

 همچنین امام در مورد مسیولیت های نظامیان نسبت به جامعه می فرماید:

بدانيد ، حقى كه شما بر عهده من داريد ، اين است كه چيزى را از شما مخفى ندارم ، جز اسرار جنگ را و كارى را بى  مشورت شما نكنم ، جز اجراى حكم خدا را . و حقى را كه از آن شماست از موعد خود به تأخير نيفكنم و تا به انجامش نرسانم از پاى ننشينم و حق شما را به تساوى دهم . چون چنين كردم ، بر خداست كه نعمت خود بر شما عنايت كند و بر شماست كه از من فرمان ببريد و اگر شما را فرا خواندم درنگ روا نداريد و در انجام دادن كارى ، كه صلاح شما را در آن مى  دانم ، قصور مورزيد و در راه حق خود را به سختيها افكنيد .

امام در این باره ادامه می دهد:

اگر در آنچه می گويم خلاف روا داريد ، هيچكس در نزد من ، خوارتر و بى  ارج تر از آنكه سر بر تافته و به راه كج رفته است ، نخواهد بود . من او را سخت عقوبت خواهم كرد و او را از عقوبت من رهايى نيست . پس اين فرمان را از هر كه بر شما امير است بپذيريد و در آنچه خداوند كارهايتان را بدان به صلاح مى  آورد ، از ايشان فرمان بريد .

باشگاه خبرنگاران

اشتراک گذاری این مطلب!

علم و ادب در کلام امیر کلام

15ام اسفند, 1395

امام علی علیه السلام فرمودند:

العِلمُ وَراثَهٌ کَریمَهٌ ، وَ الادابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَهٌ ، وَ الفِکرُ مِرآهٌ صافِیَهٌ؛

علم میراث گرانبهائی است

و ادب لباس فاخر و زینتی است

و فکر آئینه ای است صاف.

(نهج البلاغه)

اشتراک گذاری این مطلب!

روش برخورد با مردم

8ام اسفند, 1395
امام علی علیه السلام در نامه 18 کتاب شریف نهج البلاغه در مورد برخورد با مردم به ابن عباس فرماندار بصره می فرماید:

بدان ، كه بصره جايگاه فرود آمدن ابليس است و كشتگاه فتنه ها و آشوبها . پس مردم آنجا را به نيكى كردن خوشدل نماى و گره وحشت از دلهايشان بگشاى . به من خبر رسيده كه با بنى تميم بدخويى و درشتى كرده  اى . از ميان بنى تميم ستاره  اى غروب نكرد ، مگر آنكه در ميان آنها ستاره ديگرى طلوع نمود . در جاهليت و اسلام ، در كينه  جويى ، كس همانند آنها نبوده است . ايشان را با ما پيوند خويشاوندى و قرابت خاص است ، كه اگر آن را مراعات كنيم ، پاداش يابيم و اگر نكنيم ، مرتكب گناه شده  ايم . سپس امام ادامه می دهد:پس اى ابن العباس  خدايت رحمت كناد ، در آنچه از نيكى و بدى بر دست تو جارى مى  شود ، مدارا كن ، كه ما هر دو در آن شريكيم و چنان باش كه گمانم به تو نيكو گردد و انديشه ام درباره تو بد نگردد.

همچنین امام علی علیه السلام در نامه 19 به یکی از فرمانداران خود در مورد بدرفتاری با مردم هشدار می دهد و می فرماید:همانا دهقانان مرکز فرمانداریت،از خشونت و قساوت و تحقیر کردن مردم و سنگدلی تو شکایت کردند.من درباره آن اندیشیدم نه آنان را شایسته نزدیک شدن یافتم،زیرا که مشرک اند و نه سزاوار قساوت و سنگدلی و بدرفتاری هستند؛ زیرا که با ما هم پیمانند؛پس در رفتار با آنان نرمی و درشتی را به هم آویز رفتاری توام با شدت و نرمش داشته باش، اعتدال و میانه روی را در نزدیک کردن یا دورکردن رعایت کن.

باشگاه خبرنگاران
 

 
اشتراک گذاری این مطلب!

عبرت گرفتن از دنیا

2ام اسفند, 1395
بازخوانی خطبه 226 نهج البلاغه؛

انسان در این دنیا هرکاری انجام دهد و به هر مرتبه ای از جا و مقام برسد، در نهایت به جایگاه اصلی خود بازمی گردد.

امام علی علیه السلام در بخشی از خطبه 226 کتاب شریف نهج البلاغه در مورد اینکه این جهان پایدار نیست و انسان در نهایت به جهانی دیگر منتقل می شود می فرماید:
ای بندگان خدا،بدانید شما و آنان که در این دنیا زندگی می کنید بر همان راهی می روید که گذشتگان پیمودند.آنان زندگی شان از شما طولانی تر،خانه هایشان آبادتر و آثارشان از شما بیشتر بود که ناگهان صداهایشان خاموش و وزش بادها در سرزمینشان ساکت و اجسادشان پوسیده و سرزمینشان خالی و آثارشان ناپدید شد.
 
امام ادامه می دهد:قصرهای بلند و محکم و بساط عیش و بالش های نرم را به سنگ ها و آجرها و قبرهای به هم چسبیده تبدیل کردند.گورهایی که بنای آن بر خرابی و با خاک ساخته شده است. گورها به هم نزدیک،اما ساکنان آنها از هم دور و غریب اند.در وادی وحشتناک به ظاهر آرام،اما گرفتار اند.نه در جایی که وطن گرفتند انس می گیرند و نه با همسایگان ارتباطی دارند در صورتی که با یکدیگر نزدیک و در کنار هم جای دارند.
 
همچنین امام در ادامه می فرماید:
چگونه یکدیگر را دیدار کنند در حالی که فرسودگی آنها را در هم کوبیده و سنگ و خاک آنان را در کام خود فرو برده است؟ شما هم راهی را خواهید رفت که آنان رفته اند و در گرو خانه هایی قرار خواهید گرفت که آنها قرار دارند و گورها شما را به امانت خواهد پذیرفت.پس چگونه خواهید بود که عمر شما به سر آید؟ و مردگان از قبرها برخیزند.
 
باشگاه خبرنگاران
اشتراک گذاری این مطلب!

نارفیقی به نام دنیا

17ام بهمن, 1395
امام علی  علیه السلام می‌فرماید:
ای بندگان خدا،هم اکنون عمل کنید که زبان‌ها آزاد و بدن‌ها سالم و اعضا و جوارح آماده‌اند و راه بازگشت فراهم و فرصت زیاد است.
 
امام علی (علیه السلام) در بخشی از خطبه 196 کتاب شریف نهج البلاغه در مورد دل نبستن به دنیا می فرماید:
خداوند هنگامی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) را مبعوث کرد که نه نشانه ای از دین الهی برپا و نه چراغ هدایتی روشن و نه راه حقی آشکار بود.ای بندگان خدا شما را به ترس الهی سفارش می کنم و از دنیا پرستی می ترسانم.زیرا خانه دنیا ناپایدار و جایگاه سختی و مشکلات است.
 
سپس امام در ادامه می فرماید:
ساکنان دنیا در حال کوچ کردن و اقامت گزیدگانش به جدایی محکوم اند.مردم را چونان کشتی طوفان زده در دل دریاها می لرزاند برخی از آنان در دل آب مرده و برخی دیگر روی امواج،جان سالم به دربرده  اند و بادها با وزیدن،آنها را به این سو و آن سو می کشاند و هرجا که خواهد می برد.پس آن را که در آب می میرد نمی توان گرفت و آن که رها شده نیز سوی مرگ می رود.
 
همچنین امام در انتهای این بخش همچون پدری دلسوز، توصیه هایی به امت اسلامی دارد و می فرماید:ای بندگان خدا هم اکنون عمل کنید که زبان ها آزاد و بدن ها سالم و اعضا و جوارح آماده اند و راه بازگشت فراهم و فرصت زیاد است.پیش از آنکه وقت از دست برود و مرگ فرا رسد پس فرا رسیدن مرگ را حتمی  بشمارید و در انتظار آمدنش باشید.
اشتراک گذاری این مطلب!

منافقان را بهتر بشناسیم

11ام بهمن, 1395
بازخوانی خطبه 194 نهج البلاغه؛

امام علی علیه السلام با کلامی شیوا و ستودنی به وصف انسان هایی می پردازد که ظاهرشان با باطن آنها تفاوت دارد.

امام علی علیه السلام در خطبه 194 کتاب شریف نهج البلاغه در وصف منافقان می فرماید:ای بندگان،شما را به ترس از خدا سفارش می کنم و شما را از منافقان می ترسانم، زیرا آنها گمراه و گمراه کننده اند.خطاکار و خطاکاری تشویق کننده اند.به رنگ های گوناگون ظاهر می شوند.از ترفندهای گوناگون استفاده می کنند و برای شکستن شما از هر پناهگاهی استفاده می کنند و در هر کمینگاهی به شکار شما می نشینند و از بیراهه ها حرکت می کنند.
 
امام در ادامه می فرماید:
وصفشان دارو و گفتارشان درمان اما کردارشان دردی است بی درمان.بر رفاه و آسایش مردم حسد می ورزند و بر بلا و گرفتاری مردم می افزایند و امید واران را ناامید می کنند.
 
آنها در هر راهی کشته ای و در هر دلی راهی و بر هر اندوهی  اشکها می ریزند. مدح و ستایش را به یکدیگر قرض می دهند و انتظار پاداش می کشند.اگر چیزی را بخواهند اصرار می ورزند و اگر ملامت شوند، پرده دری می کنند و اگر داوری کنند اسراف می ورزند.
 
سپس امام در تکمیل اوصاف منافقان می فرماید:آنها برابر هر حق باطلی و برابر هر دلیلی شبهه ای و برای هر زنده ای قاتلی و برای هر دری کلیدی و برای ار شبی چراغی تهیه کرده اند.
 
سپس امام در انتهای این خطبه می فرماید:با اظهار یاس می خواهند به مطامع خود برسند و بازارشان را گرم کنند و کالای خود را بفروشند.سخن می گویند اما به اشتباه و تردید می اندازند.وصف می کنند اما فریب می دهند.در آعاز راه را آسان و سپس در تنگناها به بن بست می کشانند.آنها یاوران شیطان و زبانه های آتش جهنم هستند.
 
اشتراک گذاری این مطلب!

درمان غفلت زدگی ها از نگاه امام علی علیه السلام چیست؟

21ام دی, 1395

بازخوانی خطبه 153 نهج البلاغه؛

 وقتی امام علی علیه السلام در سال 36 هجری قمری مردم را برای نبرد با غافلان در جنگ جمل آمده می کرد، این خطبه را ایراد فرمود.

امام علی علیه السلام در بخشی از خطبه 153 کتاب شریف نهج البلاغه زمانی که مردم را برای نبرد با کسانی که از راه اسلام غافل شده بودند و جنگ جمل را پی ریزی کردند می فرماید:

هرکس باید از کار خود بهره گیرد و انسان بینا کسی است که به درستی شنید و اندیشه کرد؛پس به درستی نگریست و آگاه شد و از عبرت های پند گرفت.سپس راه روشنی را پیمود و از افتادن در پرتگاه ها و گم شدن در کوره راه ها دوری کرد و کوشید تا عدالت را پاس دارد و برای گمراهان جای اعتراض باقی نگذارد که در حق سختگیری کند یا در سخن حق تحریف روا دارد یا در گفتن سخن راست بترسد.

سپس امام در در گفتاری هشدارگونه می فرماید:پس بهوش باش ای شنونده و از خواب غفلت بیدار شو و از شتاب خود کم کن و در آنچه از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله بر تو رسیده است،اندیشه کن که ناچار به انجام آن می باشی و راه فراری وجود ندارد.با کسی که رهنمود های پیامبر صلی الله علیه و آله را به کار نمی بندد و به جانب دیگری تمایل دارد،مخالفت کن و او را با آنچه برای خود پسندیده رها کن.فخر فروشی را واگذار و از مرکب تکبر فرود آی.

سپس امام علی علیه السلام در ادامه می فرماید:به یاد قبر باش که گذرگاه تو به سوی عالم آخرت است.همانگونه که به دیگران پاداش دادی به تو پاداش می دهند  و آنگونه که کاشتی درو خواهی کرد.آنچه امروز پیش می فرستی،فردا برآن وارد می شوی.پس برای خود در سرای آخرت جایی آماده کن و چیزی پیش فرست ای شنونده هشدار هشدار ای غفلت زده بکوش بکوش. هیچ کس جز خدای آگاه تو را با خبر نمی سازد.

باشگاه خبرنگاران

اشتراک گذاری این مطلب!

علت پنهان بودن اسرار پس از مرگ چیست؟

24ام آذر, 1395

بازخوانی خطبه بیستم نهج البلاغه:

امام علی علیه السلام : قیامت پیش روی شما و مرگ در پشت سر، شما را می راند.سبکبار شوید تا برسید.همانا آنان که رفتند در انتظار رسیدن شما هستند.

امیرمومنان حضرت علی علیه السلام در خطبه بیستم کتاب نهج البلاغه در مورد علت پنهان بودن اسرار پس مرگ می فرماید:

آنچه را مردگان دیدند، اگر شما می دیدید ناشکیبا بودید و می ترسیدید؛ و می شنیدید و فرمان می بردید.ولی آنچه آنها مشاهده کردند بر شما پوشیده است و نزدیک است که پرده ها فروافتد.

امام علی علیه السلام در ادامه این خطبه پرمغز مطالب عبرت آموز دیگری را بیان می کند و می فرماید: در دنیا حقیقت را به انسان نشان داده اند،اگر به درستی بنگرید؛ و به ندای حق گوش فرا دهید، در همین دنیا نیز مطالب عبرت آموز اندرز دهنده را همه انسانها خواهند دید .

امام علیه السلام همچنین در مورد عاقبت انسان و راه رسیدن به رستگاری می فرماید: قیامت پیش روی شما و مرگ در پشت سر، شما را می راند.سبک بار شوید تا برسید.همانا آنان که رفتند در انتظار شما هستند.

در مورد جمله «سبکبار شوید تا برسید»که کلام نورانی امیرالمومنین علی علیه السلام باید گفت که کلامی کوتاهتر و پر محتوا تر از آن در نهج البلاغه دیده نشده است.این جمله بسیار پرمعنی و حکمت آموز است که تشنگی را با آب حکمت از بین می برد.

باشگاه خبرنگاران

اشتراک گذاری این مطلب!

ریسمان محکم خدا

24ام شهریور, 1395


حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام :

إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يعِظْ أَحَداً بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ فَإِنَّهُ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِينُ وَ سَبَبُهُ الْأَمِينُ وَ فِيهِ رَبِيعُ الْقَلْبِ وَ ينَابِيعُ الْعِلْمِ

خداوند سبحان کسی را به چیزی مثل این قرآن موعظه نکرده است، که قرآن ریسمان محکم خدا، و وسیلة ایمنی بخش است؛ و در آن بهار دل، و چشمه های دانش است.

نهج‏ البلاغة، خطبه176، ص254

اشتراک گذاری این مطلب!

ضرورت مدیریت زبان از دیدگاه نهج البلاغه

21ام شهریور, 1395
نهج البلاغه

انسان حتی تمام مطالبی که به آنها علم و یقین دارد را نیز نباید به زبان آورد، اگر چه راست و واقعی هستند ولی هر راستی را نباید به زبان آورد، زیرا چه بسا به زبان آوردن آنها ایجاد فتنه کرده و باعث اختلاف و دعوا و درگیری میان افراد خانواده، جامعه، دوستان و آشنایان و … شود.و گذشته از این ازتمام  آنچه به زبان می آوریم بازخواست خواهیم شد.

 (لا تقل ما لا تعلم، بل لا تقل کل ما تعلم، فان الله فرض علی جوارحک کُلّها فرائضَ یَحتَجُّ بها علیک یوم القیامة)1. آنچه نمی دانی مگو، بلکه همه ی آنچه را که می دانی نیز مگو، زیرا خداوند بزرگ بر اعضاء بدنت چیزهایی را واجب کرده که از آنها در روز قیامت بر تو حجت می آورد.

 شرح گفتار

خداوند بی همتا در کلام نورانی خود، نعمت بیان و سخن گفتن را به عنوان یکی از بزرگترین نعم الهی مطرح نموده و آن را به نحو شایانی مورد ستایش قرار می دهد. و به زیبایی در این باره می فرماید: (الرحمن عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنسَانَ عَلَّمَهُ الْبَیَانَ )2؛ خداوند رحمان قرآن را یاد داد. انسان را آفریده به او بیان و گفتن را آموخت.

این تعریف و تمجید از ناحیه ی حضرت حق، بدین جهت است که با نعمت ارزشمند بیان است که آدمی می تواند بسیاری از معارف و حقایق دینی و دستورات الهی را دریافت و به دیگران منتقل سازد، تا همگان از دریای خروشان معارف الهی بهره مند گشته و با به کار بستن آنها، به سعادت ابدی دست یابند.

با وجود اینکه نعمت ارزشمند بیان، از مهمترین و کارآمدترین نعم الهی است اما باید توجه داشت که این نمت گرانسنگ، می تواند بسیار خطرناک و گمراه کننده هم باشد، به گونه ای که سرنوشت آدمی را تاریک و ظلمانی و او را در پیشگاه الهی شرمسار و روسیه نماید.

امیر بیان علی بن ابی طالب (علیه السلام) در سخن حکیمانه ای که در آغاز این نوشتار آورده ایم ما را به سکوت و فرو بستن زبان دعوت نموده است و در این باره به زیبایی می فرماید: (آنچه نمی دانی، مگو، بلکه همه ی آنچه را که می دانی نیز مگو…)

این سخن زیبا از امیر متقیان (علیه السلام)، بیانگر این مطلب است که انسان باید زبان خود را مدیریت نموده و از سخنان اضافی و بیهوده پرهیز نماید،به این صورت که تمام آنچه را که در صندوقچه ذهن خود قرار داده به زبان نیاورد زیرا نسبت به بسیاری از آنها یقین و اطمینان ندارد و لذا به زبان آوردن آنها به هیچ وجه برای او جایز نیست و درگامی فراتر باید گفت که: انسان حتی تمام مطالبی که به آنها علم و یقین دارد را نیز نباید به زبان آورد، اگر چه راست و واقعی هستند ولی هر راستی را نباید به زبان آورد، زیرا چه بسا به زبان آوردن آنها ایجاد فتنه کرده و باعث اختلاف و دعوا و درگیری میان افراد خانواده، جامعه، دوستان و آشنایان و … شود.

ادامه »

19 روایت درباره زبان و گفتار از امیر سخن حضرت علی علیه السلام

21ام شهریور, 1395

1. زبان خيرخواه بهتر از مال

ان اللسان الصالح يجعله الله تعالى للمرء فى الناس، خير له من المال يورثه من لا يحمده.
آگاه باشيد زبان خيرخواهى كه خداى تعالى براى انسان در ميان مردم قرار مى دهد، بهتر است از مالى كه او به ارث براى كسى بگذارد كه سپاسش نمى كند.1

2. آمادگى برای گفتار

الا و ان اللسان بضعة من الانسان، فلا يسعده القول اذا امتنع، و لا يمهله النطق اذا اتسع.
بدانيد كه زبان پاره گوشتى از تن آدمى است، هرگاه آمادگى در انسان نباشد زبان هم ياراى سخن گفتن ندارد و در هنگام آمادگى، گفتار مهلتش ‍نمى دهد.2

3. اهميت زبان

تکلّموا تعرفوا، فإن المرء مخبوء تحت لسانه.
سخن بگویید تا شناخته شوید، زیرا انسان در زير زبان خود نهان است.3

4. درندگى زبان

اللسان سَبُع، إن خُلّى عنه عَقر.
زبان، درنده اى است كه اگر رها شود زخم زند.4

5. مهار زبان

لا تجعلن ذرَب لسانك على من أنطقك، و بلاغة قولك على من سدّدك.
تيزى زبانت را بر ضد كسى كه تو را گويا كرده به كار مگير و شيوايى گفتارت را بر ضد كسى كه سخنورت نموده صرف مكن.5

ادامه »

دوگونه ایمان داریم/ایمان عاریه یی یعنی ایمان آبیاری نشده با عمل صالح

7ام شهریور, 1395

مقام معظم رهبری:

فمن الأیمان ما یکون ثابتاً مستقراً فی‌القلوب و منه ما یکون عواری بین‌القلوب و الصّدور الی اجل معلوم»(۱).

دوگونه ایمان داریم؛ ایمان ثابت و مستقر، و ایمان مستودع و عاریه‌یی.

ایمان عاریه‌یی هم ایمان است؛ نه این‌که آن شخص، منافق است؛ ایمانش راسخ نیست؛ لذا زود زایل می‌شود.

ایمان ثابت و مستقر، یعنی جای گرفته‌ی در قلب، تکیه کرده‌ی به یک استدلال و یک بینش عمیق، و پشتیبانی شده‌ی با عمل صالح.

نوع دیگر ایمان این است که با احساسات پیدا شده، با منطق پیدا نشده؛ انسان پای آن، عمل صالح نگذاشته؛ همین‌طور شعارِ ایمانی داده و گاهی هم خیلی تند شعار داده؛اما پای این، عمل صالحی که به‌خاطر آن با نفس ِ خودش مجاهدت و مبارزه کند، خرج نکرده؛ یعنی این ایمان با عمل صالح آبیاری نشده؛ این می‌شود ایمان عاریه‌یی.

حضرت می‌فرماید: «و منه ما یکون عواری بین القلوب والصّدور الی اجل معلوم». آن وقتِ معلوم چه هنگام است؟

تا این ایمان، عاریه‌یی است؛ تا وقتی که این ایمان از او زایل شود؛ گنجشکی که در سینه‌ی خودش حبس کرده، بپرد و برود؛ چون این ایمان جزو وجود او نشده است.

در چه مواقعی این‌گونه ایمان زایل می‌شود؟

وقتهای امتحان و لحظات هوای نفس. مثلاً اگر کسی پولکی است، هنگامی‌که بین پول و حفظ ایمان، سر دو راهی قرار بگیرد، ایمان می‌پرد و تمام می‌شود. بعضی‌ها دچار وسوسه‌های نفسانی و شهوات جنسی هستند؛ بعضی‌ها دچار مقام‌پرستی‌اند؛ هر کسی یک‌طوری است. هر کدام از ماها لغزشگاهی داریم؛ به قول فرنگی‌ها، پاشنه‌ی آشیل و چشم اسفندیاری داریم؛ آن‌جا گیجگاه و ضربت‌خور ماست؛ به خدا پناه ببریم که آن ضربت‌خور پیش نیاید. راهش تقواست.

ادامه »

صفتی که همه انبیاء از آن تنفر دارند!

27ام مرداد, 1395

امیرالمؤمنین علیه السلام منفور انبیاء را این گونه بیان فرموده اند.

(قال امیرالمؤمنین علیه السلام):

فَلَوْ رَخَّصَ اللَّهُ فِي الْكِبْرِ لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِهِ لَرَخَّصَ فِيهِ لِخَاصَّةِ أَنْبِيَائِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ وَ لَكِنَّهُ سُبْحَانَهُ كَرَّهَ إِلَيْهِمُ التَّكَابُرَ.

حضرت علی علیه السلام فرمود:

اگر خداوند تكبر ورزيدن را به كسى اجازه مى داد، حتماً در مرحله نخست، آن را مخصوص پيامبران و اولياى خود مى ساخت؛ اما خداوند تكبر و خودبرتربينى را براى همه آنها منفور شمرده است.

نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 290.

منبع:خبرگزاری «حوزه»،

اشتراک گذاری این مطلب!

بازخواست خداوند از ثروت‌مندان در روز قیامت

5ام مرداد, 1395

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در حدیثی از امری واجب بر گردن ثروتمندان و بازخواست خداوند از آنان سخن گفتند.
حضرت علی علیه السلام فرمود:
خداوند سبحان اقوات (خورد و خوراک) نيازمندان را در اموال ثروتمندان واجب ساخته است.
بنابراين بينوايى گرسنه نمی ماند، مگر به خوددارى ثروتمند (از پرداختن حقوق فقرا)؛
و خدا، از اين كارشان بازخواست مى كند!
منبع: نهج البلاغه
اشتراک گذاری این مطلب!

هر کس نهج‌البلاغه را نمی‌خواند از قرآن خبری ندارد

25ام خرداد, 1395

 

نهج البلاغه ۱ | هر کس نهج‌البلاغه را نمی‌خواند از قرآن خبری ندارد

  توصیه‌های کاربردی رهبر انقلاب درباره نماز، نهج‌البلاغه، قرآن و معنویت که در بیاناتشان به آن پرداخته‌اند را به ترتیب در سه دهه ایام ماه مبارک رمضان منتشر می‌نماید.

 

* * *

عزیزان با نهج‌البلاغه انس پیدا کنید.
نهج‌البلاغه، خیلی بیدار کننده و هوشیار کننده و خیلی قابل تدبر است.
در جلساتتان، با نهج البلاغه و کلمات امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه انس پیدا کنید.

اگر خدای متعال توفیق داد و یک قدم جلو رفتید، آن وقت با صحیفه‌ی سجادیه - که علی‌الظاهر فقط کتاب دعاست؛ اما آن هم مثل نهج‌البلاغه، کتاب درس و کتاب حکمت و کتاب عبرت و کتاب راهنمای زندگی سعادتمندانه‌ی انسان است - انس بگیرید.  ۱۳۷۸/۰۹/۰۱

ادامه »

تقوا داروی بیماری باطنی است!

23ام خرداد, 1395

 

استاد فاطمی نیا: 

توطئه های زیر پوستی برای شما جوانان خیلی چیده شده است و باید حواستان باشد، می گویند:
عرب چیست؟!
عجم چیست؟!
این ها توطئه ی استعمار است.اگر دیدید که شخصی آمریکایی یا انگلیسی و یا هر جای دیگر است، کمالات دارد و آدم محترمی است، شما هم احترامش کنید.

در ادامه خبر متن سخنان استاد فاطمی نیا را با موضوع سیری در نهج البلاغه  می خوانید:

استاد فاطمی نیا: تقوا داروی بیماری باطنی است
 

خداوند بر عالم و غیب احاطه دارد

امام علی علیه السلام در این خطبه اشاره دارند که خدا بر همه موجودات احاطه دارد و بعد از آن مباحث خطبه، سفارش به تقواست.

یَعْلَمُ عَجِیجَ الْوُحُوشِ فِی الْفَلَوَاتِ وَ مَعَاصِیَ الْعِبَادِ فِی الْخَلَوَاتِ وَ اخْتِلَافَ النِّینَانِ فِی الْبِحَارِ الْغَامِرَاتِ وَ تَلَاطُمَ الْمَاءِ بِالرِّیَاحِ الْعَاصِفَاتِ1؛

خدا همه چیز را می داند و هرچیزی نزد پروردگار حاضر است. حمد مخصوص پروردگاری است که سرو صدای حیوانات وحشی در فلات ها را می داند.

“عجیج” را به معنای بلند کردن صدا، گفته اند. “ الْوُحُوشِ ” هم به تمام حیوانات در خشکی گفته می شود. و خداوند معصیت هایی که بندگان در خلوت مرتکب می شوند را می داند، منظور این است که هیچ چیز بر خدا مخفی نیست.

النِّینَانِ” جمع ماهی است. “اختلاف” به معنای درگیری نیست و در بعضی جاها به معنی رفت و آمد از کنار یکدیگر است. منظور دعا این است که ماهی ها و نهنگ ها که از کنار یکدیگر در اعماق دریا رد می شوند، خداوند می داند که ماهی بزرگ و ماهی کوچک هرکدام چه هدفی دارد؟ چرا رفت و آمد می کنند؟ تمام این ها را خداوند به همراه علتش می داند.

صدا و سیما برنامه های خوبی درباره ی حیوان شناسی پخش می کند. یک بار دیدم زیر یکی از برنامه ها نوشته شده: “راز آفرینش". چند روز فکر می کردم که باید نام برنامه را “گزارش آفرینش” بگذارند، زیرا تمام رفتار حیوانات، اسرار است و از عقل ما خارج است و کسی رازش را نمی داند. در علوم جدید به مرور ثابت می شود که حیواناتی را که ما علت آفرینشش را نمی دانیم، اگر خلق نشده بودند، نظم عالم به هم می خورد.

خدا تنها غیب و… را نمی داند، بلکه همه چیز را می داند. در همین ظاهر که می بینیم یک ملک و یک ملکوتی دارد، غیب و شهادت دارد. امواج ظاهر که دیگر در خلوت نیست، همین امواج، همین کوه ها، یک غیبی دارد که خداوند همه ی این ها را می داند، هم ظاهر و هم باطنش را.

ادامه »

بهای شما چقدر است؟

17ام اردیبهشت, 1395

قال علي عليه‌السلام :

إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا؛

امير مومنان عليه‌السلام مي‌فرمايند:

همانا براي شما بهايي جز بهشت نيست، پس به کمتر از آن نفروشيد.

(نهج‌البلاغه، حکمت456)

اشتراک گذاری این مطلب!

چهل داستان و چهل حدیث پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) برای رایانه

12ام اردیبهشت, 1395
باز هم یک نرم افزار اسلامی برای رایانه توسط انجمن گفتگوی دینی وابسته به مرکز ملی پاسخگویی طراحی شده است. برنامه چهل حدیث یک ابزار مفید برای آگاهی از حدیث های آموزنده پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است، همچنین 40 داستان منتخب از ایشان و 5 درس آموزنده و ارزنده از زندگیشان برای شما در نرم افزار گنجانیده شده است.
 
 • دانلود و مشخصات فایل



 • حجم: 2.1 مگابایت
 • نسخه: 1.0
 • اجرا در: تمامی ویندوزها


>
اشتراک گذاری این مطلب!

تقوا پلیس درونی

12ام اردیبهشت, 1395
همان گونه که رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی، ما را از تجاوز به حقوق دیگران باز می‌دارد و کسی نمی‌تواند بگوید پشت چراغ قرمز نمی‌ایستم، چون محدودیت می‌آورد، تقوای اجتماعی هم مانند ایستادن در پشت چراغ قرمز است.

حضرت آیت‌الله ناصری در شرح خطبه  متقین، مقدمه‌ای در مورد تقوا ذکر کرده اند که گزیده آن  در ادامه تقدیم خوانندگان ارجمند می شود .  

  دنیا،پوستین فرسوده غفلت را بر تن دوستان خود پوشانده است و در این میان گروهی هستند پشت به دنیا کرده حقایقی را می‌طلبند و از این فرسوده لباس بیزار؛ به دنبال پوشش در شأن خود و راه خودند و در این میان ندایی از غیب لباسی مناسب آن گروه را معرفی می‌کند و خطاب به آن حقیقت‌گرایان می‌گوید «ولباسُ التّقوی ذلکَ خَیْر» و آن گروه مشتاق، کوی به کوی در جستجوی تقوا ره می‌پویند تا شاید به متقین بپیوندند و پوستین فرسوده غفلت را با لباسی زیبا مبادله کنند. همام، حیرت‌زده به دنبال همین گمشده، از امیرمؤمنان علیه السلام درخواست کرد. «صِفْ لِیَ المتّقین؛ متقیان را برای من توصیف کن» و حضرت، خطبه‌ای طولانی در وصف متقین برای سیراب کردن این تشنه کمال و تقوا بیان فرمودند.

 همّام از امیرمؤمنان علیه السلام، درخواست کرد تا اوصاف و خصایص متّقین را بیان کند.

حضرت فرمودند: «اِتَّقِ الله وَ أحْسِنْ فَاِنَّ الله مَعَ الَّذینَ اتَّّقَوا وَالّذین هُم مُحْسِنون».

عبارتِ «اِتَّقِ الله وَ أحْسِنْ» کلام حضرت است، ولی ادامه آن آیه قرآن است که در آخر سوره نمل آمده.

*اهمیت تقوا

لفظ تقوا در قرآن هفده مرتبه و مشتقّات آن ۲۵۰ مرتبه ذکر شده است که مجموع آن ۲۶۷ مرتبه می‌شود. این واژه در نهج البلاغه ۴۵ مرتبه و مشتقّاتش متجاوز از صد مرتبه به کار رفته است. در کلمات دیگر ائمه علیهم السلام نیز فراوان از تقوا سخن گفته شده است. اینها همه نشان دهنده اهمیت زیاد آن است.

ادامه »

در پرده ظلمات و تلاطم شبهات

11ام اردیبهشت, 1395
در پرده ظلمات و تلاطم شبهات (اندیشه های علوی در نامه های نهج البلاغه - فضایل بنی هاشم و رذایل بنی امیه) - احمد بهشتیاین متن به بررسى دومين فراز از فرازهاى نامه ماندگار و چكامه يادگار علوى مى ‏رسد كه در آن با ديدى عميق و نگاهى دقيق و بيانى رقيق به ترسيم چهره نازيباى برخى از مردم مى‏ پردازد.

چه خوش است كه او به سخن آيد و آدم‏هاى طالب حقيقت و تشنه معرفت، به كلام نيكوانتظامش گوش جان سپارند و از محضرش درس اعتقاد و اطمينان و ايمان بياموزند!


اى على كه جمله عقل و ديده‏اى‏
                         شمّه‏اى واگو از آنچه ديده‏اى‏
تيغ حلمت جان ما را چاك كرد

                         آب علمت خاك ما را پاك كرد
بازگو اى باز عرش خوش شكار

                         تا چه ديدى اين زمان از كردگار
چشم تو ادراك غيب آموخته‏

                         چشم‏هاى حاضران بر دوخته‏
راز بگشا اى علىّ مرتضى‏

                         اى پس از سوءالقضاء حُسن القضاء
چون تو بابى آن مدينه علم را

                         چون شعاعى آفتاب حلم را
بازباش اى باب رحمت تا ابد

                         بارگاه ما لَهُ كُفواً احَد

در اين فراز سرفراز، چنين مى ‏خوانيم:

«تغشاهُمُ الظُّلُمات و تَتلاطَمُ بهم الشُّبهات»

«مردمى هستند كه تاريكى ‏ها آن‏ها را فرو پوشاند و شبهه ‏ها آنها را به تلاطم گرفتار گرداند.

گروه‏هاى مردم‏

انسان‏ها را مى ‏توان به پنچ گروه تقسيم كرد:

گروه اول آنهايند كه تنها به فكر ارضاى غريزه جنسى و زير شكمند و اخلاق و رفتار آنها مقهور و مغلوب شهوات حيوانى و غرايز پست نفسانى است و دنيا را با نگاه شهوت و هوس مى‏نگرند و همه‏ چيز را به خاطر آن مى‏خواهند. بزرگترين انحطاط و ضايع‏ كننده‏ ترين انحراف، بلكه بزرگترين ستم به نظام هستى و عالم طبيعت، نگاه شهوت‏آلود و هوسناك است به آن و اين درحالى است كه آرايش ظاهرى شهوات، برخى از چشم‏ها را خيره و دل‏ها را مجذوب مى‏سازد. قرآن كريم مى‏گويد: «زُيِّنَ للنّاس حُبُّ الشهوات…»(1).: «براى مردم دوستى شهوات آراسته شده است».
اينان، دين و ايمان و اخلاق و وجدان و آبرو و شرف و مقدسات اجتماعى را فداى هواهاى نفسانى و لذّات زودگذر و ننگين و خوش‏گذرانى‏هاى ناپايدار و شرمگين مى‏كنند و صد البته كه چوب آن را مى‏خورند و روزى پشيمان مى‏شوند كه پشيمانى سودى ندارد و راه بازگشت را بودى و نمودى نه.

ادامه »

در پرده ظلمات و تلاطم شبهات

11ام اردیبهشت, 1395
در پرده ظلمات و تلاطم شبهات (اندیشه های علوی در نامه های نهج البلاغه - فضایل بنی هاشم و رذایل بنی امیه) - احمد بهشتیاین متن به بررسى دومين فراز از فرازهاى نامه ماندگار و چكامه يادگار علوى مى ‏رسد كه در آن با ديدى عميق و نگاهى دقيق و بيانى رقيق به ترسيم چهره نازيباى برخى از مردم مى‏ پردازد.

چه خوش است كه او به سخن آيد و آدم‏هاى طالب حقيقت و تشنه معرفت، به كلام نيكوانتظامش گوش جان سپارند و از محضرش درس اعتقاد و اطمينان و ايمان بياموزند!


اى على كه جمله عقل و ديده‏اى‏
                         شمّه‏اى واگو از آنچه ديده‏اى‏
تيغ حلمت جان ما را چاك كرد

                         آب علمت خاك ما را پاك كرد
بازگو اى باز عرش خوش شكار

                         تا چه ديدى اين زمان از كردگار
چشم تو ادراك غيب آموخته‏

                         چشم‏هاى حاضران بر دوخته‏
راز بگشا اى علىّ مرتضى‏

                         اى پس از سوءالقضاء حُسن القضاء
چون تو بابى آن مدينه علم را

                         چون شعاعى آفتاب حلم را
بازباش اى باب رحمت تا ابد

                         بارگاه ما لَهُ كُفواً احَد

در اين فراز سرفراز، چنين مى ‏خوانيم:

«تغشاهُمُ الظُّلُمات و تَتلاطَمُ بهم الشُّبهات»

«مردمى هستند كه تاريكى ‏ها آن‏ها را فرو پوشاند و شبهه ‏ها آنها را به تلاطم گرفتار گرداند.

گروه‏هاى مردم‏

انسان‏ها را مى ‏توان به پنچ گروه تقسيم كرد:

گروه اول آنهايند كه تنها به فكر ارضاى غريزه جنسى و زير شكمند و اخلاق و رفتار آنها مقهور و مغلوب شهوات حيوانى و غرايز پست نفسانى است و دنيا را با نگاه شهوت و هوس مى‏نگرند و همه‏ چيز را به خاطر آن مى‏خواهند. بزرگترين انحطاط و ضايع‏ كننده‏ ترين انحراف، بلكه بزرگترين ستم به نظام هستى و عالم طبيعت، نگاه شهوت‏آلود و هوسناك است به آن و اين درحالى است كه آرايش ظاهرى شهوات، برخى از چشم‏ها را خيره و دل‏ها را مجذوب مى‏سازد. قرآن كريم مى‏گويد: «زُيِّنَ للنّاس حُبُّ الشهوات…»(1).: «براى مردم دوستى شهوات آراسته شده است».
اينان، دين و ايمان و اخلاق و وجدان و آبرو و شرف و مقدسات اجتماعى را فداى هواهاى نفسانى و لذّات زودگذر و ننگين و خوش‏گذرانى‏هاى ناپايدار و شرمگين مى‏كنند و صد البته كه چوب آن را مى‏خورند و روزى پشيمان مى‏شوند كه پشيمانى سودى ندارد و راه بازگشت را بودى و نمودى نه.

ادامه »

ارزش و اعتبار هر انسان

30ام فروردین, 1395

امام علیه السلام فرمود:

قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَی قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَ صِدْقُهُ عَلَی قَدْرِ مُرُوءَتِهِ، وَ شَجَاعَتُهُ عَلَی قَدْرِ أَنَفَتِهِ، وَ عِفَّتُهُ عَلی قَدْرِ غَیرَتِهِ.

ارزش هر کس به اندازه همت او و راستگویی و صداقتِ هر کس به اندازه شخصیت اوست و شجاعت هر کس به اندازه بی اعتنایی وی (به ارزش های مادی) است و عفت هر کس به اندازه غیرت اوست. نهج البلاغه، حکمت 47

1.ارزش هر کس به اندازه همت اوست.

2.راستگویی و صداقتِ هر کس به اندازه شخصیت اوست.

3.شجاعت هر کس به اندازه بی اعتنایی او (به ارزش های مادی) است.

4.عفت هر کس به اندازه غیرت اوست.

شرح و تفسیر

چهار فضیلت مهم اخلاقی امام(علیه السلام) در این چند جمله حکیمانه به رابطه چهار موضوع مهم با چهار موضوع دیگر از صفات انسانی اشاره فرموده است. نخست می فرماید: «ارزش هر کس به اندازه همت اوست»، (قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَی قَدْرِ هِمَّتِهِ).

منظور از همت تصمیماتی است که انسان برای انجام کارهای مهم می گیرد و به دنبال آن تلاش می کند. هر اندازه این تصمیمات والاتر و این تلاش ها گسترده باشد همت انسان بلندتر است و این که امام می فرماید: ارزش هر کسی به اندازه همت اوست برای آن است که اشخاص والا همت معمولاً تلاش می کنند تا به مقامات عالی برسند پس نباید ارزش وجودی ظاهری آنها را امروز ملاحظه کرد بلکه آن نیروی نهفته در درون آنها که نامش همت است باید مقیاس و معیار شمرده شود. در کتاب غررالحکم از امام همین معنا به صورت دیگری بیان شده است.

ادامه »

تنها راه نجات و سعادت

28ام فروردین, 1395
 
 

امیرالمومنین علی علیه السلام می فرماید:

أَطِيعُوا اَللَّهَ وَ لاَ تَعْصُوهُ وَ إِذَا رَأَيْتُمُ اَلْخَيْرَ فَخُذُوا بِهِ وَ إِذَا رَأَيْتُمُ اَلشَّرَّ فَأَعْرِضُوا عَنْهُ.

خدا را اطاعت كنيد و از فرمان خدا سرباز مداريد،

اگر خيرى ديديد برگزينيد،

و اگر شر و بدى ديديد از آن دورى كنيد.

منبع : نهج البلاغه، خطبه 167


اشتراک گذاری این مطلب!

شاخصه‌های نفوذ از نگاه نهج‌البلاغه

26ام فروردین, 1395

نهج البلاغه ای که فراموشش کرده ایم و نیازهای زمانه اکنون؛

شرایط امروز کشور ما بی‌شباهت به دوران امیرالمؤمنین نیست؛

باید از امام پرسید راه‌های نفوذ کدامند؟

همان‌گونه که راه بستن «منفذها» را باید از ایشان پرسید.

آن‌چه در ذیل می‌آید فهرستِ برخی از «راه‌های نفوذ دشمن» است که از نهج‌البلاغه برداشت شده است.

  حجه الاسلام حسین فلاح زاده ابرقویی: 

پِترُس فداکار را که یادتان هست؛ همان کودک که در شب سرد زمستانی وقتی تَرَک سد را دید، انگشت خود را در سوراخ آن کرده، راه نفوذ آب را گرفت و شهر را از سیلاب نجات داد. راستی اگر این سوراخ‌ها و به عبارت دیگر، این «منفذهای نفوذ» بیش‌تر بودند، پترس چه‌کاری می‌توانست کند؟ اگر فاصله سوراخ‌ها یا تَرَک‌های سد از هم دور بود، چه اتفاقی می‌افتاد؟ اگر از برخی منفذها اطلاع نمی‌یافت چه؟…  

بله! بایستی منافذ را به خوبی شناخت و برایشان چاره‌ای اندیشید؛

1. نفود از راه دین
شیاطین که از قیافه درهم پدرشان ابلیس در شگفت بودند، پرسیدند:
پدر! آیا واقعا هیچ راهی برای از راه به در کردن این عابد وجود ندارد؟

چه عرض کنم؟! هر راهی را امتحان کرده‌ام، او محکم‌تر از این حرف‌هاست!
هر کس پیشنهادی می‌داد و پدر بی‌تامل می‌گفت:
نه! کارگر نیست.
تا این‌که یکی گفت:
باید از راه دین وارد شد!
برق شادی از چشمان سرخ ابلیس مشاهده شد؛ خنده‌ای از ته دل کرد و گفت:
همین است…

ادامه »

ناکثین کیانند؟/اندیشه سیاسى علوى در نامه‏ هاى نهج ‏البلاغه (نامه 2)

25ام فروردین, 1395

 

داستان بیست و پنج سال خانه‏ نشینى امیرالمؤمنین علیه‏ السلام داستانى غم ‏انگیز است و چه بهتر که خلاصه ماجرا را از زبان خود آن بزرگوار بشنویم:

«نخستین خلیفه، جامه خلافت را به تن کرد و مى ‏دانست که محور گردونه خلافت منم… در چنین شرایطى، دامن از خلافت پیچیدم و نیک اندیشیدم که چه باید کرد. سرانجام به اینجا رسیدم که صبر پیشه کنم؛ حال آنکه میراثم را غارت کردند و من همانند کسى که استخوان در گلو و خار در چشم دارد، تحمّل کردم.

او که مى‏ خواست در زندگى خلافت را واگذارد، با فرارسیدن مرگش خلافت را به عقد دیگرى درآورد. با دست به دست شدن خلافت، مردم چنان گرفتار شدند که گویى بر اسبى سرکش نشسته اند که راه را گم کرده است.

چون زندگانى دومین خلیفه سپرى شد، گروهى را نامزد کرد و شورایى پدید آورد که من هم یکى از اعضاى آن بودم.

خداوندا، چه شورایى! چرا مرا در صف اینان قرار دادند؟!

یکى از آنها کینه ‏توزى کرد و دیگرى داماد خود را ترجیح داد و طلحه و زبیر -همان آتش ‏افروزان فتنه ناکثین- هیچ به حساب نیامدند و سرانجام سومین خلیفه بر سر کار آمد و خویشاوندانش به غارت بیت‏ المال و زراندوزى پرداختند. او همچون شترى افسار گسیخته، به زیاده‏ روى و پرخورى پرداخت و خوار و نگون‏سار شد.

در این هنگام، مردم به سوى من هجوم آوردند و دو فرزندم حسن و حسین فشرده شدند و پهلویم آزرده گشت.

من به حکم وظیفه، به پاى خاستم و با مردم بیعت کردم؛ ولى فتنه ‏گران، بیکار ننشستند. گروهى پیمان‏شکنى کردند و بیعت خود را زیر پا گذاشتند و آغازگر فتنه ناکثین شدند و گروهى از جمع دینداران بیرون شدند و فتنه مارقین را پدید آوردند. گروهى دیگر با جور و طغیان و ستمکارى، برنامه ‏ریزان فتنه قاسطین شدند(1)».

بدین ترتیب، خلافت عدل علوى با سه فتنه بزرگ ناکثین و قاسطین و مارقین روبه ‏رو شد.

ادامه »

بهترین ذکر و درخواست آرزو

17ام فروردین, 1395
 
امیرالمومنین علی علیه السلام می فرماید:

أَفِیضُوا فِی ذِکرِ اَللَّهِ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ اَلذِّکرِ وَ اِرْغَبُوا فِیمَا وَعَدَ اَلْمُتَّقِینَ فَإِنَّ وَعْدَهُ أَصْدَقُ اَلْوَعْدِ.

به یاد خدا باشید که نیکوترین ذکر است و آنچه پرهیزکاران را وعده دادند آرزو کنید که وعدۀ خدا راست ترین وعده هاست.

اشتراک گذاری این مطلب!

اختيار در دست خودت است...

26ام اسفند, 1394

قال علي عليه‌السلام :

إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا؛

امير مومنان عليه‌السلام مي‌فرمايند:

همانا براي شما بهايي جز بهشت نيست، پس به کمتر از آن نفروشيد. (نهج‌البلاغه، حکمت456)

دنيا همانند شمشير دولب است؛ هم مي‌تواند وسيله‌اي براي سعادت ما باشد، هم وسيله‌اي براي سقوط؛ سقوط و سعادتي که حد و مرزي ندارد. اگر انسان به گونه‌ای با دنیا ارتباط داشته باشد که خداوند دنيا را براي آن خلق کرده است، آن قدر ترقي مي‌کند که هيچ منجم و رياضي‌داني نمی‌تواند آن را به حساب بیاورد، و البته سقوطش نیز همين‌گونه است. اين جنس دو پا تا کجا مي‌تواند ترقي کند، و تا چه حد مي‌تواند تنزل کند! اختيارش در دست خودش است.

اشتراک گذاری این مطلب!

همه مسافر آخرتیم!

24ام اسفند, 1394



وَ أَنْتُمْ بَنُو سَبِیلٍ عَلَی سَفَرٍ مِنْ دَارٍ لَیسَتْ بِدَارِکمْ وَ قَدْ أُوذِنْتُمْ مِنْهَا بِالاِرْتِحَالِ وَ أُمِرْتُمْ فِیهَا بِالزَّادِ

مردم!شما چونان مسافران در راهید،که در این دنیا فرمان کوچ داده شدید،که دنیا خانه اصلی شما نیست و به جمع آوری زاد و توشه فرمان داده شدید.

منبع : نهج البلاغه-خطبه 183

اشتراک گذاری این مطلب!

خوف از خدا

26ام بهمن, 1394

امیرالمومنین علی علیه السلام می فرماید:

اِتَّقِ اَللَّهَ بَعْضَ اَلتُّقَى وَ إِنْ قَلَّ وَ اِجْعَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اَللَّهِ سِتْراً وَ إِنْ رَقَّ

از خدا بترس هر چند اندك، و ميان خود و خدا پرده‌اى قرار ده هر چند نازك.

منبع : نهج البلاغه، کلمات قصار-242

اشتراک گذاری این مطلب!

غنیمت شمردن فرصت

8ام بهمن, 1394

امیرالمومنین علی علیه السلام می فرماید:

اَلْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ اَلسَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ اَلْخَیر؛

فرصت ها چون ابرها می گذرند، پس فرصت های نیک را غنیمت شمارید.

منبع : نهج البلاغه، کلمات قصار21

اشتراک گذاری این مطلب!

رهنمودهاى آیت الله سیستانى درباره نهج البلاغة

3ام بهمن, 1394

بسم الله الرحمن الرحیم

آنچه دراین کتاب از سخنان مولا امیرالمومنین(علیه‌السلام) به ثبت رسیده بی شک - پس از کلام خداوند متعال و پیامبر برگزیده وی(صلی‌الله‌علیه‌وآله) - در اوج و قله‌ی کلام قرار دارد. چرا که در آن روش فطری تفکر و تامل در جهان هستی و واقعیت‌های آن بیان گردیده است. همچنین اصول دین اسلام و معارف آن و حکمت‌های زندگی و سنت‌هایی که برپایه‌های آن زندگانی بشر بنا شده است، تبیین گشته است و نیز راه‌های تزکیه‌ی نفس و پرورش آن و اهداف شریعت و احکامی که برپایه آنها بنیان گذاشته شده توضیح داده شده است. همچنین آداب حکومت‌داری و شرایط و شایستگی‌های مربوط به آن و آموزش روش حمد و ثنای خداوند و دعا و راز و نیاز در برابر وی و معارف بسیار دیگری بیان گردیده است.

این کتاب ارزشمند از سویی دیگر، آیینه‌ی راستین تاریخ اسلام و رخدادهای پس از رحلت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به ویژه دوران خلافت امام علی(علیه‌السلام) می‌باشد و بخش مهمی از سیره، اخلاق، ویژگی‌های رفتاری، علم و فقه ایشان را دربرمی‌گیرد.

شایسته است عموم مسلمانان از این کتاب در امور دینی خود برای آموزش و تزکیه‌ی نفس استفاده کنند و به همگان - به ویژه جوانان - توصیه می‌کنم که اهتمام خاصی به مطالعه و تدبر در آن داشته باشند و قسمتی از آن را حفظ نموده و به خاطر بسپارند و همچنین کسانی که ادعای محبت به امام را دارند و آرزو می‌کنند که ای کاش در روزگار وی می زیستند تا پندهای ایشان را می‌شنیدند و از هدایتش بهره‌مند می‌شدند و در مسیر وی حرکت می‌کردند، شایسته است با استفاده از آنچه در این کتاب آمده، آرزوی خود را برآورده سازند.

مولا علی (علیه‌السلام) در جنگ جمل فرمودند: کسانی در این جنگ مرا همراهی می‌کنند که هنوز در صلب پدران و رحم مادران‌شان هستند و مقصود ایشان کسانی هستند که خداوند از راستین‌بودن نیت آنان مبنی بر آرزوی حضور در زمان امام(علیه‌السلام) و اقتدا به دستورات ایشان آگاه است. اینان کسانی هستند که - در روز قیامت وقتی هر قومی با پیشوای خود (چه خیر و چه شر) محشور می شوند - با اولیاء خداوند برانگیخته خواهند شد. این بدان خاطر است که آنان به آموزه‌های بر حق مولا (علیه‌السلام) - بدون آنکه شبهه‌ای وارد کنند و بهانه‌ای بیاورند و دلبستگی خود به ایشان را تنها با آروزهایشان بیان کنند - عمل کرده‌اند.

و شایسته است حاکمان مسلمان وظایفی را که آن حضرت برای امثال آنان تشریح کرده‌اند، اجرا کنند و از دستورات ایشان پیروی کرده و کوشش کنند در رفتار و اعمال‌شان پای در جای پای ایشان بگذارند. حاکمان مسلمان باید خود را به مثابه‌ی فرمانداران و کارفرمایان آن حضرت قرار دهند تا میزان پایبندی و تأسّی آنان به امام (علیه‌السلام) نمایان شود.

از خداوند متعال مسئلت داریم تا دست همه‌ی ما را بگیرد و به مسیر هدایت رهنمون گرداند و از هواهای نفس دور دارد، چرا که موفقیت و پیروزی تنها به دستان پروردگار می‌باشد.

علی الحسینی السیستانی
۲۶/رجب/۱۴۳۳ هـ

اشتراک گذاری این مطلب!

توصیه‌هایی امیر مومنان حضرت علی علیه اسلام برای حل اختلافات بشری

3ام بهمن, 1394

با عنایت به دستورات حضرت علی علیه السلام متوجه می‌شویم كه انسان‌ها در عرصه‌های اجتماعی می‌توانند ارتباطی تنگاتنگ با یكدیگر برقرار نموده و در نهایت به مدینه فاضله‌ دست یابند.

يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيكُمْ أَنْفُسَكُمْ لَا يضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَينَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ(المائدة/105)

اي کساني که ايمان آورده‏ ايد به خودتان بپردازيد هر گاه شما هدايت‏ يافتيد آن کس که گمراه شده است به شما زياني نمي‏رساند بازگشت همه شما به سوي خداست پس شما را از آنچه انجام مي‏داديد آگاه خواهد کرد.

قرآن كریم در آیه 105 سوره مائده به صراحت از هر انسان مومنی خواسته است كه به خود آید و به خویشتن بپردازد، اگر چه به مانند بسیاری از پیام های مهم دیگر، این پیام كلیدی و تعیین كننده نیز معمولاً در طول زندگی چنان كه باید درك نمی‌شود و بشر به هر چیزی جز خود می‌اندیشد و بها می‌دهد بدون اینكه به فكر خود باشد و با خود بیندیشد كه كیست؟

آمدنش به این دنیا بهر چه بوده و به كجا می رود؟

در میان همه ارتباطات قابل تصور و محتمل برای یك انسان در حیات دنیوی، ارتباط با خود نقش سرنوشت ساز دارد زیرا اولاً سعادتمندی دنیوی و اخروی او در گرو چگونگی این ارتباط است و ثانیاً بسیاری از دیگر ارتباطات انسان تحت الشعاع این ارتباط قرار می گیرند.

ادامه »

بردباری و هوای نفس

29ام دی, 1394

امیر المومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید:

بردبارى پرده‌اى است پوشاننده،

و عقل شمشيرى است برّان،

پس كمبودهاى اخلاقى خود را با بردبارى بپوشان،

و هواى نفس خود را با شمشير عقل بكش.

اشتراک گذاری این مطلب!

عبادت کنندگان...

17ام دی, 1394

حضرت علی علیه السلام فرمود:

« عبادت کنندگان سه دسته هستند:

گروهی به خاطر رغبت به بهشت (و پاداش های اخروی) خدا را عبادت می کنند، که این عبادت تاجران است.

گروهی از بیم دوزخ (و کیفرهای اخروی) خدا را عبادت می کنند که این عبادت بندگان است؛

گروهی نیز به خاطر شکر و سپاس از خداوند، او را عبادت می کنند که این عبادت آزادگان است. »

امام علی علیه السلام در یکی از مناجات‌های خود به همین گونه عبادت اشاره فرموده است:

« خداوندا، من تو را از ترس عذابت و به طمع پاداشت عبادت نکرده ام، بلکه تو را شایسته عبادت دیدم و پرستیدم.»

منبع: بحارالانوار، ج 41، ص 14، حدیث 4

عبادت آزادگان

ان قوما عبدوا الله رغبه فتلك عباده التجار , و ان قوما عبدوا الله رهبه فتلك عباده العبيد, و ان قوما عبدوا الله شكرا فتلك عباده الاحرار[1]

همانا گروهى خدايرا به انگيزه مى پرستند , اين عبادت تجارت پيشگان است و گروهى او را از ترس مى پرستند , اين عبادت برده صفتاناست , و گروهى او را براى آنكه او را سپاسگزارى كرده باشند مى پرستند ,اين عبادت آزادگان است .

ادامه »

نرم افزار اندروید نهج البلاغه نور + دانلود رایگان

20ام آبان, 1394

 

 

دانلود رایگان نرم افزار اندرویدی نهج البلاغه نور

نرم افزار نهج البلاغه نور در بستر اندروید برای حامل های همراه (تلفن همراه و تبلت) تولید و به صورت رایگان برای عموم مردم عرضه شد.

محتوا
• ترجمه فارسی (حسین انصاریان)
• شرح پیام امیر المومنین (آیت الله العظمی مکارم شیرازی)
• نهج البلاغه موضوعی - فهرست موضوعی (عباس عزیزی)

محتوای قابل دانلود
• ترجمه انگلیسی (سید علیرضا)
• شرح منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه (میرزا حبیب اله خویی)
• فهرست موضوعی تصنیف نهج البلاغه به زبان عربی (لبیب بیضون)

برخی امکانات و قابلیت ها
• رابط کاربری سه زبانه
• وضوح و کیفیت بالای متن نهج البلاغه
• امکان مشاهده ترجمه همزمان
• امکان پرش به شرح مرتبط با هر قطعه از متن
• قابلیت ایجاد لیست علاقه مندی ها (favorite)
• فهرست خطبه ها، نامه ها و کلمات قصار
• قابلیت جستجو در متن نهج البلاغه، ترجمه، شرح و حتی حاشیه های نوشته شده توسط کاربر
• قابلیت اشتراک گذاری متن،ترجمه و شروح
• قابلیت دانلود رایگان و نمایش ترجمه به چند زبان ( فارسی، انگلیسی و…) فرض در نرم افزار موجود است
• قابلیت دانلود رایگان و نمایش شرح های مختلف
• قابلیت دانلود رایگان و نمایش فهرست های موضوعی مختلف
• قابلیت یادداشت گذاری در متن به همراه قابلیت نمایش یا عدم نمایش نماد یادداشت
• انتقال صفحه به صفحه با استفاده از دکمه و نوار پیمایش
• قابلیت تغییر اندازه قلم درتمام محیط نرم افزار
• بروزرساني خودکار نرم افزار
• امکان پرش به متن از فهرست های مختلف
• امکان تغییر پوسته نرم افزار
• راهنمایی تصویری گویا
• قابل نصب بر روی اندروید ۲.۳ به بالا

 

اشتراک گذاری این مطلب!

شناخت امیرالمومنین/حکمت 100 نهج البلاغه

6ام مهر, 1394

وَقَالَ(عليه السلام) وَمَدَحَهُ قَوْمٌ فِي وَجْهِهِ اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَعْلَمُ بِي مِنْ نَفْسِي، وَأَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِي مِنْهُمْ، اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَيْراً مِمَّا يَظُنُّونَ وَاغْفِرْ لَنَا مَا لاَ يَعْلَمُونَ. حکمت 100 نهج البلاغه

گروهى در برابر امام(عليه السلام) او را مدح كردند. امام(عليه السلام) فرمود:

خداوندا! تو به من از خودم آگاه ترى و من آگاه تر به خودم از آنها هستم. خداوند! ما را بهتر از آنچه آنها گمان مى كنند قرار ده و آنچه را نمى دانند بر ما ببخش.

شرح و تفسير

در برابر مداحان

اين كلام حكمت آميز را امام(عليه السلام) زمانى فرموده كه گروهى او را در مقابلش ستودند، فرمود:

«خداوندا! تو به من از خودم آگاه ترى و من آگاه تر به خودم از آنها هستم»;

(وَمَدَحَهُ قَوْمٌ فِي وَجْهِهِ، فَقَالَ: اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَعْلَمُ بِي مِنْ نَفْسِي، وَأَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِي مِنْهُمْ).

سپس افزود:

«خداوند! ما را بهتر از آنچه آنها گمان مى كنند قرار ده و آنچه را نمى دانند بر ما ببخش»;

اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَيْراً مِمَّا يَظُنُّونَ، وَاغْفِرْ لَنَا مَا لاَ يَعْلَمُونَ.

از جمله امورى كه در روايات اسلامى از آن به شدت نهى شده، مدح و ستايش افراد در برابر خود آنهاست، از اين رو در روايات ديگرى مدح و ستايش نوعى ذبح شمرده شده است. در روايتى از پيغمبر(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: «إذا مَدَحْتَ أخاكَ فى وَجْهِهِ فَكَأنَّما أمْرَرْتَ عَلى حِلْقِهِ الْمُوسى; هنگامى كه برادرت را در برابرش مدح و ستايش كنى مانند اين است كه كارد بر گلويش مى كشى». در حديثى از امام على بن ابى طالب(عليه السلام) مى خوانيم كه فرمود:

«أجْهَلُ النّاسِ الْمُغْتَرُّ بِقَوْلِ مادِح مُتَمَلَّق يُحْسِنُ لَهُ الْقَبيحُ وَ يُبَغِّضة إلَيْهِ النَّصيحُ;

نادان ترين مردم كسى است كه به گفته ستايش كننده اى كه از راه تملق زشتى ها را در نظرش زيبا و زيبايى ها را مبغوض مى دارد، مغرور شود».

اگر در آثار زيان بار مدح و ستايش هاى افراطى و تملق آميز خوب بينديشيم خواهيم ديد كه اثرات آن فوق العاده مخرب است; از يك سو انسان را مغرور مى كند و همين غرور مانع راه تكامل او مى شود و از سوى ديگر عيوب و نقايص خود را نمى بيند، بلكه گاه آنها را حسن مى شمرد و در مقام اصلاح خويشتن بر نمى آيد و از سوى سوم، غالبا به مداحان علاقه پيدا مى كند در حالى كه آنان خواسته هاى نامشروعى دارند و او به انجام خواسته هاى نامشروعشان كشيده مى شود و عمل خود را به نوعى توجيه مى كند. در اينجا سؤال معروفى است كه چگونه امام(عليه السلام) با آن مقام عصمت اعتراف به نقص يا گناه در خويشتن مى كند و از خدا آمرزش مى طلبد؟

بعضى در جواب اين گونه تعبيرات و تعابير ديگرى كه در دعاها آمده و امامان معصوم(عليهم السلام) با تمام وجودشان از خداوند طلب آمرزش مى كنند مى گويند، اين گونه سخنان همه به عنوان سرمشق براى مردم است و خودشان به آن نيازى نداشتند. اين توجيه، توجيه صحيحى به نظر نمى رسد و با لحن دعاها سازگار نيست، به خصوص اين كه از رواياتى استفاده مى شود آنان هنگام خواندن اين دعاها اشك مى ريختند و به خود مى پيچيدند و بى تابى داشتند. جمع ديگر معتقدند كه اينها همه به سبب ترك اولى هايى است كه انجام داده اند. معناى ترك اولى اين نيست كه ـ نعوذ بالله ـ خلافى انجام شده باشد، بلكه ممكن است از مستحب مهم ترى به مستحب كمترى منتقل شده باشند; مثلا اگر كسى در اطراف خانه اش دو مسجد باشد يكى دورتر و پرجمعيت و ديگرى نزديك تر و كم جمعيت به يقين جماعت پر جمعيت تر از جماعت كم جمعيت تر ثوابش بيشتر است حال اگر در جماعت دوم شركت كند با اين كه كار مستحب مهمى انجام داده ولى ترك اولى اى هم از او سر زده كه در جماعت پرجمعيت تر شركت نكرده است. اين گونه اعمال براى افراد معمولى و حتى كسانى كه در مسير سير و سلوك الى الله اند عيب و نقص نيست ولى پيامبران و امامان معصوم آن را براى خود نوعى گناه مى شمردند و از آن استغفار مى كردند. گاه ممكن است تمام كوشش خود را انجام مى دادند و باز هم اعمال خود را لايق مقام پروردگار نمى ديدند و از آن استغفار مى كردند; مانند كسى كه ميهمان بسيار محترمى پيدا مى كند و آخرين تلاش خود را براى پذيرايى به خرج مى دهد و بعد مى گويد: از اين كه توان بيش از اين نداشتم عذر خواهى مى كنم و شرمنده ام. اساساً، معصومان(عليهم السلام) با توجه به عظمت مقام پروردگار عبادات خود را لايق او نديده و مى گفتند: «وَما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ».

اشتراک گذاری این مطلب!

کلام امیر: زن در خطبه 80 نهج البلاغه

18ام شهریور, 1394

معاشر الناس،ان النساء نواقص الایمان،نواقص الحظوظ،نواقص العقول…

(ای مردم،ایمان زنان ناقص است.برخورداری زنان از سهم الارث ناقص است.عقول آنان ناقص است) .

یک معمای مستمر که با تقسیم انسان به دو ماهیت جداگانه مرد و زن،سر تا سر تاریخ را بخود مشغول نموده است.

شارحان و مفسران نهج البلاغه در توضیح و تفسیر این خطبه که امیر المؤمنین علیه السلام پس از بپایان رساندن غائله جنگ جمل ایراد فرموده است،مباحث مربوطه را مطرح و از دیدگاه انسان شناسی و فقاهی تحقیقاتی را انجام داده انداین تحقیقات در دورانهای متاخر دامنه های وسیعتری پیدا کرده بروز مسائل جدیدتری را برای روشن شدن وضع این دو صنف از یک حقیقت ایجاب نموده است.عمده این مسائل تعبیر نقص است که در سه مختص انسانی درباره زن آمده است:نقص ایمان،نقص برخورداری از سهم الارث،نقص عقول.ما برای تفسیر این خطبه در صدد برآمدیم که مسئله زن و مرد و رابطه میان آن دو را تا حدودی مشروح تر بیان کنیم،باشد که مقدمه ای بر تحقیق و بررسی بیطرفانه و واقع بینانه برای محققان ارجمند بوده و با تتبعات و تفکرات هر چه دقیقتر برای گشودن این معمای دیرینه قدم بردارند.

پیش از ورود به توضیح این معمای بزرگ و عوامل بوجود آورنده آن،یک مقدمه کوتاهی را درباره جریان تکاملی بشر با ناتوانی شایع از تنظیم رابطه معقول میان دو صنف خود (زن و مرد) متذکر میشویم:

مقدمه-هنگامیکه بعضی از هشیاران مطلع از محصول سرگذشت بشری تاکنون،این سئوال را مطرح می کنند که علت چیست که نوع انسانی باهمه ترقیات و پیشرفتهای علمی و صنعتی و هنری تنها بر افزودن پیچیدگی هویت و گسترش موجودیت خود در قلمرو طبیعت و همنوعش،قناعت ورزیده ودر پیمودن مسیر این تکامل،آن آگاهی و توانائی را به دست نیاورده است که دو عنصر اساسی ادامه حیات خویشتن را که زن و مرد است،چنان اصلاح و تنظیم نماید که بشکل معمای علمی و ناگواری مستمری در نیاید و او را به داشتن «حیات معقول »نایل سازد؟گروهی که به چشمگیر بودن ترکب پیچیده هویت و گسترش موجودیت آدمی در پهنه طبیعت و قلمرو همنوعش،خیره گشته اندفورا محصول عالی پیشرفتهای بشری را مانند وسائل ارتباطی حیرت انگیز ودیگر کالاهای صنعتی فوق العاده ظریف و کمپیوترها و هواپیماها و تسخیر فضاو عملیات پزشکی فوق العاده عالی متذکر شده میگویند.

مگر شما این ترقیات و پیشرفتها را نمی بینید؟هشیاران مطلع در پاسخ میگویند:ما آنچه را که شما مطرح میکنید،منکر نیستیم و در صدد انکار عبورانسان از حالات ابتدائی به مراحل ترقی و تکامل نیستیم.سئوال اینست که مامی بینیم نوع بشر در جریان عبور از مراحل ساده به مراحل پیچیده تر و تنوع ابعاد،هر اندازه که مسائل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و حقوقی گسترده ترو عمیق تر و ظریف تر میگردد،مسئله زن و مرد از حالت مسئله بودن به معمابودن تبدیل میگردد.آیا همان اندازه که جریان تکامل حیات برای پاسخ به هفت میلیون «چرا»درباره جوهر و مختصات و حیات در نظر گرفته میشود،برای مرتفع ساختن این معما هم میتواند تاثیری داشته باشد؟! (1)

ادامه »

شرح خطبه متقين ( همام ) جلسه 3| نماز و افزايش رزق

17ام شهریور, 1394

شرح خطبه متقين - جلسه 3

  1. صفات سلبي خداوند
  2. عظمت خلقت خداوند
  3. داستان حضرت سجاد7و دزد بيابان
  4. حكمت خداوند
  5. بي نيازي خداوند
  6. اقسام اطاعت‌ها
  7. آثار نماز
  8. نماز و افزايش رزق
  9. نماز و سلامتي
  10. نماز و توشه قيامت
  11. نماز انيس در قبر
  12. نماز، اصلاح كننده انسان
  13. نماز وچشم بصيرت
  14. ديگر آثار نماز
  15. وضعيت نماز‌هاي ما
  16. داستان اياز و سلطان محمود
  17. داستان ديگري از اياز و سلطان محمود
  18. دزدترين مردم كيست؟
  19. علت شروع خطبه با «سبحانه»
  20. معناي «سبحانه»
  21. صفات ثبوتي و سلب حضرت حق
  22. صفات ثبوتي
  23. علت مشور ت کردن پيامبرصلی الله علیه و آله

صفات سلبي خداوند
آنچه گفتيم صفات ثبوتي بود؛ اما صفات سلبي از اين قرارند: خداوند جسم نيست، مرئي نيست، محدود نيست، فقير نيست، مرکب نيست، محل سکو نت ندارد، شريک ندارد، محتاج نيست و… . اين‌ها صفات سلبي است که اگر يکي از اين‌ها در خدا باشد، نقص او است و خداوند ديگر منزّه نيست؛ در حالي كه با ادله و براهين در جاي خود ثابت شده است كه حضرت حق، منزه است؛ يعني داراي همة صفات ثبوتي است که گفتم و مبراي از همة صفات سلبي است. او را نمي شود ديد. شما اگر توانستي روح خود را ببيني و درک بکني که چه چيزي است، خدا را هم مي‌تواني ببيني که چيست. تا به حال، همة دانشمندان دنيا از اول خلقت تا به حال، نفهميده‌اند روح چيست. خدا به نبي اکرم صلی الله علیه و آله مي‌فرمايد:

وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي(اسراء/ 85)
و از تو درباره «روح» سؤال مى‏كنند؛ بگو: «روح، از امر پروردگار من است».

اي حبيب ما! از تو سؤال مي‌کنند که روح چيست؟ بگو او مخلوق خدا است. البته ما داراي اقسام روح هستيم؛ مثل روح جمادي، روح نباتي، روح حيواني، روح ملکوتي1. اما مراد آيه، روح ملکوتي است که اينجا دربارة آن، سؤال مي‌شود، نه روح حيواني كه برخي گفته اند حرارتي است در کبد.

ادامه »

روش برخورد با دنيا

14ام شهریور, 1394

و درود خدا بر او بر امام بی کسان

جامه ‏اى كهنه و وصله‏ دار بر تن داشت.

شخصى پرسيد چرا پيراهن وصله دار مى‏پوشى؟

فرمود: دل با آن فروتن، و نفس رام مى‏ شود، و مؤمنان از آن سر مشق مى‏ گيرند.

دنياى (حرام) و آخرت، دو دشمن متفاوت، و دو راه جداى از يکديگرند، پس کسى که دنيا پرست باشد و به آن عشق ورزد، به آخرت کينه ورزد و با آن دشمنى خواهد کرد.

و آن دو همانند شرق و غرب از هم دورند، و رونده به سوى آن دو، هر گاه به يکى نزديک شود از ديگرى دور مى‏گردد، و آن دو همواره به يکديگر زيان رسانند.

ورُؤيَ عليه إزار خَلَقٌ مرقوع، فقيل له في ذلك. فقال عليه السلام : يَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ، وَتَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ، وَيَقْتَدِي بِهِ الْمُؤْمِنُونَ. وقال عليه السلام : إِنَّ الدُّنْيَا وَالاَْخِرَةَ عَدُوَّانِ مُتَفَاوِتَانِ، وَسَبِيلاَنِ مُخْتَلِفَانِ، فَمَنْ أَحَبَّ الدُّنْيَا وَتَوَلاَّهَا أَبْغَضَ الاَْخِرَةَ وَعَادَاهَا، وَهُمَا بِمَنْزِلَةِ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، وَمَاشٍ بَيْنَهُمَا، كُلَّمَا قَرُبَ مِنْ وَاحِدٍ بَعُدَ مِنَ الاَْخَرِ، وَهُمَا بَعْدُ ضَرَّتَانِ!(حکمت 103)

شرح و تفسير

تضاد دنياپرستى و علاقه به آخرت

امام(عليه السلام) اين گفتار حكيمانه را زمانى فرمود كه «لباس كهنه و وصله دارى بر اندام آن حضرت ديدند كسى درباره آن سؤال كرد (كه چرا امام(عليه السلام) با داشتن امكانات چنين لباسى را براى خود انتخاب كرده است) امام(عليه السلام) فرمود:

«قلب به سبب آن خاضع مى شود و نفس سركش با آن رام مى گردد و مؤمنان به آن اقتدا مى كنند (و از آن سرمشق مى گيرند)»; (وَرُئِيَ عَلَيْهِ إِزَارٌ خَلَقٌ مَرْقُوعٌ فَقِيلَ لَهُ فِي ذَلِكَ فَقَالَ: يَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ، وَتَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ، وَيَقْتَدِي بِهِ الْمُؤْمِنُونَ).

ادامه »

شرح خطبه متقين(همام) جلسه 2 | تقوا ، علامت و نشانه شيعيان

8ام شهریور, 1394

دروس اخلاق حضرت آیت الله ناصری / شرح خطبه متقين . همام - جلسه دوم 

تقوا ، علامت و نشانه شيعيان

1. کاربرد واژة «تقوا» در منابع ديني

2. معناي لغوي تقوا

3. متعلقات تقوا

4. معاني اصطلاحي تقوا

5. داستان مرحوم ميزاي قمي

6. داستان مرحوم حاج مؤمن

7. داستان حمّالِ مستجاب الدعوة

8. آثار و بركات تقوا

9. يک اشكال و جواب

10. تقوا و آزادي

تقوا؛ علامت و نشانه شيعيان
پس از آنكه همام حضرت را قسم داد تا علايم شيعيان را بيان كنند. حضرت دست مبارکشان را جلو آوردند و دست همام را گرفتند و فرمودند: «اي همام! من را قسم نده. علامت‌هاي شيعه را برايتان مي‌گويم» و شروع مي‌فرمايند: يَا هَمَّامُ اتَّقِ اللَّهَ وَ أَحْسِنْ فَإِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتقوا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ.
يعني از علامت‌ها و نشانه‌هاي شيعه اين است که با تقوا باشد؛ پرهيزکار باش و احسان به ديگران بکن. کلاه برداري از ديگران نكن، خودت را از گناهان حفظ کن و در مقام احسان به ديگران هم باش. همين طور که خير خودت را مي‌خواهي، خير برادر ديني‌ات را هم بخواه. يکي از علامت‌هاي شيعه، همين است. در اين قسمت حضرت يكي از علامت‌هاي شيعه را تقوا معرفي مي‌كنند

کاربرد واژة «تقوا» در منابع ديني
در قرآن، حدود هفده بار لفظ «تقوا» ذکر شده و بيش از دويست و پنجاه بار ماده «و ق ي» آمده است. در نهج البلاغه چهل و پنج بار لفظ تقوا ذکر شده و شايد متجاوز از صد و پنجاه بار الفاظ ديگر اين ماده ذكر شده است . تقوا اين اندازه مورد اهميت است و رواياتي که راجع به تقوا رسيده، به حد تواتر است.

ادامه »

شرح خطبه متقين ( همام ) جلسه 1 | آشنايي با خطبة همام

7ام شهریور, 1394


دروس اخلاق
حضرت آیت الله ناصری

شرح خطبه متقين - جلسه اول

آشنايي با خطبة همام

جايگاه سخنان ائمه اطهار عليه‌السلام

آشنايي با جناب همام

معناي اسم همام

يک سؤال

داستان غلامِ با معرفت

ماجراي خطبه همام

داستان مرحوم دربندي و شيخ انصاري

علايم و آثار تشيع

هر عملي اثري دارد

كرامتي از اولياي الهي

آثار اعمال بد براي خوبان

علامت داشتن شيعيان امير المؤمنين عليه السلام

معناي شيعه

چگونه گذشته خود را جبران كنيم؟

 

آشنايي با خطبة همام

بسم الله الرحمن الرحيم

خطبة همام، يكي از خطبه‌هاي نهج البلاغه است كه منسوب به اميرالمؤمنين عليه‌السلام است.

نهج البلاغه تقريباً دوش به دوش قرآن در دنيا سير مي‌كند. قرآن، نهج البلاغه و صحيفة سجاديّه ، دوش به دوش هم در دنيا جلوه مي‌كنند و حقايق را روشن مي‌كنند. البته نهج البلاغه و صحيفة سجاديه و روايات اهل بيت عصمت و طهارت: مبيّن و مفسّر قرآنند.

خطبه همام، يکي از خطبه‌هاي فوق العاده نهج البلاغه است؛ اگرچه همة خطبه هاي اميرالمؤمنين عليه السلام فوق‌العاده است. كلام حضرت، دون کلام خالق و فوق کلام مخلوق است. هيچ کس قدرت ندارد اين طور سخن سرايي کند. اين گوي است و اين ميدان. بعد از تکامل اسلام و انسانيت و علم و گذشت هزار و چهار صد سال، بيايند يک خطبه مثل خطبه حضرت بياورند. خطبه هايي كه محير العقول است؛ مثلاً حضرت مي‌ايستد و خطبه مي‌خواند و تمام مطالب، کمال ارتباط را با هم دارند؛ لکن خطبه بدون نقطه است. يک نقطه در اين خطبه نيست. شايد حدود سه ربع ساعت صحبت مي‌فرمايند؛ اما حرف‌ها بي نقطه است و مطالب هم بسيار عالي است. يک خطبه ديگر حضرت بدون الف است. همه خطبه هاي اميرالمؤمنين عليه السلام نمونه است.

ادامه »

متن و ترجمه خطبه متقين یا همام

7ام شهریور, 1394

رُوِيَ أَنَّ صَاحِباً لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ( عليه‏السلام )يُقَالُ لَهُ هَمَّامٌ كَانَ رَجُلًا عَابِداً فَقَالَ لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ صِفْ لِيَ الْمُتَّقِينَ حَتَّى كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِمْ فَتَثَاقَلَ ( عليه‏السلام )عَنْ جَوَابِهِ ثُمَّ قَالَ يَا هَمَّامُ اتَّقِ اللَّهَ وَ أَحْسِنْ فَ ( إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ) فَلَمْ يَقْنَعْ هَمَّامٌ بِهَذَا الْقَوْلِ حَتَّى عَزَمَ عَلَيْهِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّ ( صلى‏الله‏عليه‏وآله )ثُمَّ قَال

گفته شد يكى از ياران پرهيزكار امام عليه السّلام به نام «همّام» گفت:

اى امير مؤمنان پرهيزكاران را براى من آنچنان وصف كن كه گويا آنان را با چشم مى ‏نگرم.

امام عليه السّلام در پاسخ او درنگى كرد و فرمود «اى همّام از خدا بترس و نيكوكار باش كه خداوند با پرهيزكاران و نيكوكاران است» امّا همّام دست بردار نبود و اصرار ورزيد، تا آن كه امام عليه السّلام تصميم گرفت صفات پرهيزكاران را بيان فرمايد. پس خدا را سپاس و ثنا گفت، و بر پيامبرش درود فرستاد، و فرمود:

1) سيماى پرهيزكاران

پس از ستايش پروردگار همانا خداوند سبحان پديده‏ ها را در حالى آفريد كه از اطاعتشان بى‏ نياز، و از نافرمانى آنان در امان بود، زيرا نه معصيت گناهكاران به خدا زيانى مى‏رساند و نه اطاعت مؤمنان براى او سودى دارد، روزى بندگان را تقسيم، و هر كدام را در جايگاه خويش قرار داد. امّا پرهيزكاران در دنيا داراى فضيلت‏هاى برترند، سخنانشان راست، پوشش آنان ميانه روى، و راه رفتنشان با تواضع و فروتنى است، چشمان خود را بر آنچه خدا حرام كرده مى‏پوشانند، و گوش‏هاى خود را وقف دانش سودمند كرده ‏اند، و در روزگار سختى و گشايش، حالشان يكسان است. و اگر نبود مرگى كه خدا بر آنان مقدّر فرموده، روح آنان حتى به اندازه بر هم زدن چشم، در بدن‏ها قرار نمى‏گرفت، از شوق ديدار بهشت، و از ترس عذاب جهنّم. خدا در جانشان بزرگ و ديگران كوچك مقدارند، بهشت براى آنان چنان است كه گويى آن را ديده و در نعمت‏هاى آن به سر مى‏برند، و جهنّم را چنان باور دارند كه گويى آن را ديده و در عذابش گرفتارند. دل‏هاى پرهيزكاران اندوهگين، و مردم از آزارشان در أمان، تن‏هايشان لاغر، و درخواست‏هايشان اندك، و نفسشان عفيف و دامنشان پاك است. در روزگار كوتاه دنيا صبر كرده تا آسايش جاودانه قيامت را به دست آورند: تجارتى پر سود كه پروردگارشان فراهم فرموده، دنيا مى‏خواست آنها را بفريبد امّا عزم دنيا نكردند، مى خواست آنها را اسير خود گرداند كه با فدا كردن جان، خود را آزاد ساختند.

أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ حِينَ خَلَقَهُمْ غَنِيّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ آمِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ لِأَنَّهُ لَا تَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصَاهُ وَ لَا تَنْفَعُهُ طَاعَةُ مَنْ أَطَاعَهُ فَقَسَمَ بَيْنَهُمْ‏مَعَايِشَهُمْ وَ وَضَعَهُمْ مِنَ الدُّنْيَا مَوَاضِعَهُمْ فَالْمُتَّقُونَ فِيهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ وَ مَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَادُ وَ مَشْيُهُمُ التَّوَاضُعُ غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ نَزَلَتْ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِي الْبَلَاءِ كَالَّتِي نَزَلَتْ فِي الرَّخَاءِ وَ لَوْ لَا الْأَجَلُ الَّذِي كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِمْ فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُعَذَّبُونَ قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ وَ شُرُورُهُمْ مَأْمُونَةٌ وَ أَجْسَادُهُمْ نَحِيفَةٌ وَ حَاجَاتُهُمْ خَفِيفَةٌ وَ أَنْفُسُهُمْ عَفِيفَةٌ صَبَرُوا أَيَّاماً قَصِيرَةً أَعْقَبَتْهُمْ رَاحَةً طَوِيلَةً تِجَارَةٌ مُرْبِحَةٌ يَسَّرَهَا لَهُمْ رَبُّهُمْ أَرَادَتْهُمُ الدُّنْيَا فَلَمْ يُرِيدُوهَا وَ أَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْهَا

ادامه »

نهج البلاغه؛پشتوانه حل همه مشکلات

7ام شهریور, 1394

رهبر معظم انقلاب:

پشتوانه‌ی روحی،

معنوی و فکری،

عامل اصلی حل همه‌ی مشکلات است

و تأمل و تدبر

در نهج‌البلاغه‌ی مولای متقیان،

چنین پشتوانه‌ای را فراهم می‌سازد.

شبکه یاسین تی وی

اشتراک گذاری این مطلب!

کلام امیر/شرح و تفسير حکمت 126 نهج البلاغه

2ام شهریور, 1394

عَجِبْتُ لِلْبَخِيلِ يَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ الَّذِي مِنْهُ هَرَبَ، وَيَفُوتُهُ الْغِنَى الَّذِي إِيَّاهُ طَلَبَ، فَيَعِيشُ فِي الدُّنْيَا عَيْشَ الْفُقَرَاءِ؛ وَيُحَاسَبُ فِي الاْخِرَةِ حِسَابَ الاَْغْنِيَاءِ؛ وَعَجِبْتُ لِلْمُتَكَبِّرِ الَّذِي كَانَ بِالاَْمْسِ نُطْفَةً، وَيَكُونُ غَداً جِيفَةً؛ وَعَجِبْتُ لِمَنْ شَکَّ فِي اللَّهِ، وَهُوَ يَرَى خَلْقَ اللَّهِ؛ وَعَجِبْتُ لِمَنْ نَسِيَ الْمَوْتَ، وَهُوَ يَرَى الْمَوْتَى؛ وَعَجِبْتُ لِمَنْ أَنْكَرَ النَّشْأَةَ الاُْخْرَى وَهُوَ يَرَى النَّشْأَةَالاُْولَى وَعَجِبْتُ لِعَامِرٍ دَارَ الْفَنَاءِ وَتَارِکٍ دَارَ الْبَقَاءِ.

امام علیه السلام فرمودند:

1. از بخيل تعجب مى‌كنم كه به استقبال فقرى مى‌رود كه از آن گريخته و غنايى را از دست مى‌دهد كه طالب آن است. در دنيا همچون فقيران زندگى مى‌كند ولى در آخرت بايد همچون اغنيا حساب پس دهد.

2. و تعجب مى‌كنم از متكبرى كه ديروز نطفه‌اى بى‌ارزش بوده و فردا مردار گنديده‌اى است.

3. و از كسى كه در خدا شك مى‌كند در شگفتم در حالى كه خلق او را مى‌بيند (و مى‌تواند از هر مخلوق كوچك وبزرگ، ساده و پيچيده به ذات پاك آفريدگار پى برد).

4. و تعجب مى‌كنم از كسى كه مرگ را فراموش مى‌كند با اين‌ كه مردگان را با چشم خود مى‌بيند.

5. و تعجب مى‌كنم از كسى كه جهان ديگر را انكار مى‌كند در حالى كه اين جهان را مى‌بيند.

6. و تعجب مى‌كنم از كسى كه دار فانى را آباد مى‌كند ولى دار باقى را به فراموشى مى‌سپارد.

شرح و تفسير

از اين شش گروه در شگفتم!

امام(عليه السلام) در اين كلام حكمت آميزش به شش رذيله اخلاقى اشاره فرموده كه سرچشمه غالب بدبختى هاى انسان است و اگر بتواند از آن ها فاصله بگيرد دنيا و آخرت خود را آباد كرده و سامان بخشيده است.

نخست اشاره به مسئله «بخل» و آثار شوم آن مى كند و مى فرمايد: «از بخيل تعجب مى كنم كه به استقبال فقرى مى رود كه از آن گريخته و غنايى را از دست مى دهد كه طالب آن است. در دنيا همچون فقيران زندگى مى كند ولى در آخرت بايد همچون اغنيا حساب پس دهد»;

(عَجِبْتُ لِلْبَخِيلِ يَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ الَّذِي مِنْهُ هَرَبَ، وَيَفُوتُهُ الْغِنَى الَّذِي إِيَّاهُ طَلَبَ، فَيَعِيشُ فِي الدُّنْيَا عَيْشَ الْفُقَرَاءِ; وَيُحَاسَبُ فِي الاْخِرَةِ حِسَابَ الاَْغْنِيَاءِ).

امام(عليه السلام) چه تعبير زيبا و دلنشينى در اينجا فرموده است; افراد بخيل تنها نسبت به ديگران بخيل نيستند. بسيار مى شود كه نسبت به خويشتن هم بخيل اند با اين كه داراى ثروت اند زندگى سخت و فقيرانه اى براى خود فراهم مى كنند و همان گونه كه امام(عليه السلام) فرموده است براى فرار از فقر آينده فقر امروز را براى خود ترتيب مى دهند. آنها همچنين به دنبال غنا و ثروت بيشتر در آينده اند در حالى كه غناى امروز را از دست مى دهند. چرا كه از ثروت خود بهره اى نمى برند. از سويى ديگر در روز قيامت بايد در صف اغنيا بايستند و حساب اموال خود را پس دهند در حالى كه در دنيا از نظر زندگى در صف فقيران بودند; يعنى مشكلات غنا را دارند; ولى از مواهب آن بى بهره اند. آيا زندگى چنين اشخاصى شگفت آور و تعجب برانگيز نيست؟ آيا مى شود اين گونه افراد را در زمره عاقلان دانست؟ نه تنها امام(عليه السلام)كه عقل كل است از زندگى آنان تعجب مى كند، بلكه هر انسان عاقلى گرفتار شگفتى مى شود. ممكن است كسانى بگويند: اين درباره بخيلانى است كه حتى درباره خود بخل مىورزند; اما بخيلانى كه بخلشان متوجه ديگران است و خودشان زندگى مرفهى دارند مشمول اين سخن نيستند; ولى تجربه نشان داده كه غالب بخيلان به خويشتن نيز بخيل اند. بخل از صفات بسيار زشتى است كه در آيات و روايات اسلام نكوهش فوق العاده اى از آن شده از جمله در حديثى از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم:

«اَلْبَخيلُ بَعيدٌ مِنَ اللهِ، بَعيدٌ مِنَ النّاسِ، قَريبٌ مِنَ النّارِ;

بخيل از خدا دور است و از مردم دور و به آتش دوزخ نزديك است».

در كتاب فقه الرضا آمده است: «إيّاكُمْ وَالْبُخْلُ فَإِنَّهُ عاهَةٌ لا يَكُونُ فى حُرّ وَلا مُؤمِن إنَّهُ خِلافُ الاْيمانِ;

از بخل بپرهيزيد كه نوعى آفت است كه نه در افراد آزاده و نه در صاحبان ايمان است زيرا بخل مخالف ايمان است. (شخص بخيل ايمان محكمى به جود و سخا و عطاى خداوند ندارد)».

در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: «مَنْ بَرِءَ مِنَ الْبُخْلِ نالَ الشَّرَفَ; كسى كه از بخل دورى كند به شرافت و بزرگى نائل مى شود».

ادامه »

کلام امیر: علم بهتر است یا ثروت؟

1ام شهریور, 1394

العلمُ خيرٌ مِن المال؛

العلمُ يحرسُك و أنت تحرسُ المالَ؛

و المالُ تنقُصُه النفقةُ و العلمُ يَزكُو علَى الإنفاقِ؛

و صَنيعُ المالِ يَزولُ بِزوالِه

دانش از مال دنيا بهتر است

زيرا دانش نگهبان توست

ولى مال را تو بايد نگهبانى كنى؛

مال دنيا با بخشش كاسته مي شود

ولى دانش براثر بخشش رشد و فزونى مى يابد؛

و آنچه با مال دنيا ساخته و پرداخته شده

و بدست آمده با تمام شدن مال از بين مي رود. (حکمت 147)

شرح حدیث:

امام عليه السلام بارها در سخنان خود دانش را با مال دنيا مقايسه فرموده و همواره دانش را برتر و گرانبهاتر شمرده است. در اين كلام ارزنده نيز اميرمؤمنان عليه السلام از برترى دانش نسبت به مال دنيا سخن مى گويد و در اين مورد سه دليل بيان مى فرمايد:

* اول آنكه: دانش انسان را از مشكلات زندگى و گرفتاريهاى آخرت نگهدارى مي كند و از خسارتها و زيانهايى كه به سراغ اشخاص جاهل مي روند در امان مى دارد، ولى مال دنيا نه تنها نگهبان صاحب خود نيست، بلكه صاحب مال ناچار است قسمتى از وقت و فكر و نيروى خود را به خاطر نگهدارى مال از دست بدهد تا از تلف شدن و از بين رفتن آن جلوگيرى كند.

ادامه »

هدایای ارزشمند در کلام امیر

1ام شهریور, 1394

بسم الله الرّحمن الرّحیم

حضرت امیر مومنان علی علیه السّلام فرمودند:

شما را به 5 چیز سفارش می کنم که اگر برای آن ها شتران را پرشتاب برانید و رنج سفر را تحمل کنید سزاوار است.

کسی از شما جز به پروردگار خود امیدوار نباشد

و جز از گناه خود نترسد

و اگر از یکی سوال کردند و نمی داند ، شرم نکند و بگوید نمی دانم ،

و کسی در آموختن آنچه نمی داند شرم نکند.

و بر شما باد به شکیبایی که شکیبایی ، ایمان را چون سر است بر بدن و ایمان بدون شکیبایی چونان بدن بی سر ارزشی ندارد.

نهج البلاغه، حکمت82

اشتراک گذاری این مطلب!

آثار ذکر در کلام امیرالمومنین علیه السلام

16ام تیر, 1394

 


امير المومنين علی علیه السلام مي فرمايند:

« خداوند كه پاك و منزه است ذكر را وسيله جلا دل ها و قلب ها قرار داده است.»

بسيار خوب ببينيم اين براي دلها چه مي كند.

مي فرمايد:« شديدترين گناه گناهي است كه صاحبش آن را كوچك مي شمارد.»

خلاصه اين گوش بعضي وقتها كر مي شود اما ذكر اين بي اثري را از بين مي برد. دلمان نمي خواهد گوش شنوا داشته باشيم. بله غاصب به وسيله ذكر بينا مي شود پس از آنكه كور شده بود. چشم يك وقت كور مي شود چشم باطن هر چيزي را مي بيند ولي متوجه نمي شود . توجه كرديد. مرجع تقليدي بود رساله اش در ايران چاپ شده بود در هند هم چاپ شده بود به نظرم رساله ايشان را داشته باشم. اينكه در هند هم چاپ شده اين است كه در هند هم مقلد داشته است. فرموده بود كه من درست است مرجع شدم ولي تا آخر عمرم منبر رفتن را ترك نخواهم كرد.

مي گویند كه يك روزي كه داشت مي رفت مسجد چند تا حيوان چهارپا سر مغازه نانوايي ايستاده اند و اين آرد ها را بغل مي كنند و از روي اينها مي گذارند زمين. این آقا ايستاد و يك نگاهي به اينها كرد و ناراحت شد. گفتند آقا چرا ناراحت شديد فرمودند به حال اين حيوان ها غبطه مي برم.

اي آقا اين چه حرفي است شما مجتهد هستيد آقا اينها حيوان هستند. فرمودند بله همين طور است ولي من به يك بعد از شعور اين حيوانات غبطه مي برم چه بعدي فرمودند تا اينها را ديدم كه اين بارها را مي گذارند زمين به خودم گفتم اينها بار را سالم به مقصد رساندند آيا تو اميد داري كه بارت را سالم به مقصد برساني؟!

ادامه »

حضرت على علیه السلام و نهج البلاغه

14ام تیر, 1394

علاّمه آیت الله محمد باقر محمودى مى گويد:

«بشر عادى، نمى تواند به تمام ابعاد وجودى حضرت على (عليه السلام)معرفت پيدا كندچه آن حضرت سرشار از مناقب، معالى، علم، كرم، جود، شجاعت، رأفت، رحمت، شفقت و جميع مظاهر كرامت و كمالات انسانى است و اين كمالات، در حضرت امير (عليه السلام) به كامل ترين وجه وجود دارد. با اين همه، برخى از مخالفان، در گذشته و حال منكر اين مناقب شده اندهر چند در زمان كنونى، به دليل انتشار كتاب هاى بسيار درباره فضايل حضرت امير (عليه السلام)، به خصوص بعد از انقلاب اسلامى ايران، از شدّت مخالفت ها كاسته شده است و هر چند ما هنوز نتوانسته ايم، چنان كه بايد، به شناساندن آن حضرت همّت بگماريم.

بهترين راه شناساندن حضرت على (عليه السلام)، نشان دادن زندگى اوست كه شايسته است زير نظر متخصصان، آثارى دراين باره تهيه شود و در اختيار جهانيان قرار گيرد. بايد در هر بعد از ابعاد نامتناهى آن حضرت، به گونه اى علمى و تخصصى، بحث و تحقيق شودمثلاً درباره معرفى حضرت على (عليه السلام)به عنوان باب علم نبى (صلى الله عليه وآله)، مطالب بسيارى در دست است اما از همه بهتر، نهج البلاغه است زيرا اين كتاب، اثر خود حضرت امير (عليه السلام) است و گويايى بيشترى در نشان دادن مقامات كمالى و علمى آن حضرت دارد.

ادامه »

طمع ضد اخلاق

12ام تیر, 1394

 

 

وَ قَالَ علی عليه السلام إِنَّ الطَّمَعَ مُورِدٌ غَيْرُ مُصْدِرٍ وَ ضَامِنٌ غَيْرُ وَفِيٍّ وَ رُبَّمَا شَرِقَ شَارِبُ الْمَاءِ قَبْلَ رِيِّهِ وَ كُلَّمَا عَظُمَ قَدْرُ الشَّيْ ءِ الْمُتَنَافَسِ فِيهِ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ لِفَقْدِهِ وَ الْأَمَانِيُّ تُعْمِي أَعْيُنَ الْبَصَائِرِ وَ الْحَظُّ يَأْتِي مَنْ لَا يَأْتِيهِ

امام عليه السّلام (در دورى از آز و آرزو) فرموده است:

طمع (آدمى را) بر سر آب مى آورد بى آنكه (او را سيراب كرده) باز گرداند (هر كه بآن گرفتار شود تباه گشته رهائى نيابد) و ضامن است بى آنكه (بعهد و پيمان خود) وفاء كند، 2- و بسا آشامنده كه پيش از سيراب شدن گلوگير شود (بسا آزمند كه در راه بدست آوردن مطلوب پيش از رسيدن بآن و بهره بردن تباه گردد) 3- و هر چند منزلت چيزيكه بآن رغبت ميشود افزون باشد اندوه نيافتن و بدست نياوردن آن بسيار گردد، 4- و آرزوها ديده هاى بينائيها را كور مى نمايد، 5- و نصيب و بهره (مقدّر) مى آيد پيش كسيكه بسوى آن نمى آيد (بهره مقدّر خواهد رسيد هر چند در طلب آن كوشش نداشته و آرزومند آن نباشند).( . ترجمه وشرح نهج البلاغه(فیض الاسلام)، ج 6 ، صفحه ی 1221)

[و فرمود:] طمع كشاننده به هلاكت است و نارهاننده، و ضامنى است حق ضمانت نگزارنده، و بسا نوشنده كه گلويش بگيرد و پيش از سيراب شدن بميرد، و ارزش چيزى كه بر سر آن همچشمى كنند هر چند بيشتر بود مصيبت از دست دادنش بزرگتر بود، و آرزوها ديده بصيرت را كور سازد و بخت سوى آن كس كه در پى آن نبود تازد.( . ترجمه نهج البلاغه شهیدی، ص 412)

ادامه »

موعظه یاران!!!

7ام آبان, 1393

اي بندگان خدا!

همانا بهترين و محبوبترين بنده نزد خدا، بنده‏ اي که خدا او را در پيکار با نفس ياري داده است،

عباد الله، إن من أحب عباد الله إليه عبداً أعانه الله علي نفسه،

آن کس که جامه زيرين او اندوه، و لباس رويين او ترس از خداست، چراغ هدايت در قلبش روشن‏شده و وسائل لازم براي روزي او فراهم آمد، دوريها و دشواريها را بر خود نزديک و آسان ساخته است. حقايق دنيا را با چشم دل نگريسته،

همواره به ياد خدا بوده و اعمال نيکو، فراوان انجام داده است،

از چشمه گواراي حق سيراب گشته، سرچشمه‏اي که به آساني به آن رسيد و از آن نوشيده سيراب گرديد. از راه هموار و راست قدم برداشته، پيراهن شهوات را از تن بيرون کرد، و جز يک غم، از تمام غمها خود را مي‏رهاند، و از صف کوردلان و مشارکت با هواپرستان خارج‏ شده، کليد بازکننده درهاي هدايت شد و قفل درهاي گمراهي و خواري گرديد، راه هدايت را با روشندلي ديد، و از همان راه رفت، و نشانه‏ هاي آن را شناخت و از امواج سرکش شهوات گذشت.

به استوارترين دستاويزها و محکمترين طنابها چنگ انداخت، چنان به يقين و حقيقت رسيد که گويي نور خورشيد بر او تابيد، در برابر خداوند خود را بگونه‏ اي تسليم کرد که هر فرمان او را انجام مي‏ دهد و هر فرعي را به اصلش باز مي‏ گرداند، چراغ تاريکي ها، و روشني ‏بخش تيرگي ها، کليد درهاي بسته و برطرف ‏کننده دشواريها، و راهنماي گمراهان در بيابانهاي سرگرداني است.سخن مي‏ گويد، خوب مي‏ فهماند، سکوت کرده به سلامت مي‏ گذرد،

براي خدا اعمال خويش را خالص کرده آنچنان که خدا پذيرفته است،

از گنجينه ‏هاي آيين خدا و ارکان زمين است. خود را به عدالت واداشته و آغاز عدالت او آنکه هواي نفس را از دل بيرون رانده است، حق را مي‏ شناساند و به آن عمل مي ‏کند، کار خيري نيست مگر که به آن قيام مي‏کند، و در هيچ جا گمان خيري نبرده جز آنکه به سوي آن شتافت. اختيار خود را به قرآن سپرده، و قرآن را راهبر و پيشواي خود قرار داده است، هر جا که قرآن بار اندازد فرود آيد، و هر جا که قرآن جاي گيرد مسکن گزيند.


نهج البلاغه/ قسمتی از خطبه 86

اشتراک گذاری این مطلب!

مظلومیت علی از زبان علی علیه السلام

26ام تیر, 1393

امیر المومنین علیعلیه السلام می‌فرمایند:

به خدا سوگند از آگاهی لازمی برخوردارم و هرگز غافلگیر نمی‏شوم که دشمنان ناگهان مرا محاصره کنند… سوگند به خدا، من همواره از حق خویش محروم ماندم و از هنگام وفات پیامبر(ص) تا امروز حق مرا از من بازداشته‌اند.


مبارک رمضان ماهی است که شب‌های قدرش با نام مبارک امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(ع) عجین شده است، به همین مناسبت بر آن شدیم در این بهار قرآن، تفألی بهارانه به نهج‌البلاغه داشته باشیم تا بتوانیم خوشه‌ای از کلام گرانبهای مولا و مقتدای خویش برچینیم.

*خطبه 6 و مظلومیت امیرالمؤمنین

«وَاللَّهِ لَا أَکُونُ کَالضَّبُعِ تَنَامُ عَلَى طُولِ اللَّدْمِ حَتَّى یصِلَ إِلَیهَا طَالِبُهَا وَیخْتِلَهَا رَاصِدُهَا وَلَکِنِّی أَضْرِبُ بِالْمُقْبِلِ إِلَى الْحَقِّ الْمُدْبِرَ عَنْهُ وَبِالسَّامِعِ الْمُطِیعِ الْعَاصِی الْمُرِیبَ أَبَداً حَتَّى یأْتِی عَلَی یوْمِی فَوَاللَّهِ مَا زِلْتُ مَدْفُوعاً عَنْ حَقِّی مُسْتَأْثَراً عَلَی مُنْذُ قَبَضَ اللَّهُ نَبِیهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَاله حَتَّى یوْمِ النَّاسِ هَذَ»

به خدا سوگند از آگاهی لازمی برخوردارم و هرگز غافلگیر نمی‏شوم که دشمنان ناگهان مرا محاصره کنند و با نیرنگ دستگیرم کند، من همواره با یاری انسان حق طلب، بر سر آن کس می‏کوبم که از حق روی گردان است و با یاری فرمانبر مطیع، نافرمان اهل تردید را درهم می‏شکنم تا آن روز که دوران زندگانی من به سر آید، پس سوگند به خدا، من همواره از حق خویش محروم ماندم و از هنگام وفات پیامبر(ص) تا امروز حق مرا از من بازداشته و به دیگری اختصاص دادند.

*خطبه 73 و  ویژگی‏‌های امام علی(ع) از زبان خود

«لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنِّی أَحَقُّ بِهَا مِنْ غَیرِی وَ وَاللَّهِ لَأُسَلِّمَنَّ مَا سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِینَ وَلَمْ یکُنْ فِیهَا جَوْرٌ إِلَّا عَلَی خَاصَّةً الْتِمَاساً لِأَجْرِ ذَلِکَ وَفَضْلِهِ وَزُهْداً فِیمَا تَنَافَسْتُمُوهُ مِنْ زُخْرُفِهِ وَزِبْرِجِهِ»

همانا می‌‏دانید که سزاوارتر از دیگران به خلافت من هستم، سوگند به خدا به آنچه انجام داده‏اید گردن می‏نهم تا هنگامی که اوضاع مسلمین رو براه باشد و از هم نپاشد، و جز من به دیگری ستم نشود و پاداش این گذشت و سکوت و فضیلت را از خدا انتظار دارم و از آن همه زر و زیوری که به دنبال آن حرکت می‏کنید، پرهیز می‏‌کنم.

*خطبه 86 و  ویژگی‌‏های امام علی(ع)

«وَاعْذِرُوا مَنْ لَا حُجَّةَ لَکُمْ عَلَیْهِ وَأَنَا هُوَ أَ لَمْ أَعْمَلْ فِیکُمْ بِالثَّقَلِ الْأَکْبَرِ وَأَتْرُکْ فِیکُمُ الثَّقَلَ الْأَصْغَرَ وَرَکَزْتُ فِیکُمْ رَایَةَ الْإِیمَانِ وَوَقَفْتُکُمْ عَلَى حُدُودِ الْحَلَالِ وَالْحَرَامِ وَ أَلْبَسْتُکُمُ الْعَافِیَةَ مِنْ عَدْلِی وَفَرَشْتُکُمُ الْمَعْرُوفَ مِنْ قَوْلِی وَفِعْلِی‏ وَأَرَیْتُکُمْ کَرَائِمَ الْأَخْلَاقِ مِنْ نَفْسِی فَلَا تَسْتَعْمِلُوا الرَّأْیَ فِیمَا لَا یُدْرِکُ قَعْرَهُ الْبَصَرُ وَلَا یَتَغَلْغَلُ إِلَیْهِ الفکر»

مردم عذر خواهی کنید از کسی که دلیلی بر ضدّ او ندارید و آن کس من هستم، مگر من در میان شما بر اساس «ثقل اکبر» که قرآن است عمل نکردم و «ثقل اصغر» عترت پیامبر(ص) را در میان شما باقی نگذاردم، مگر من پرچم ایمان را در بین شما استوار نساختم و از حدود و مرز حلال و حرام آگاهیتان ندادم، مگر پیراهن عافیت را با عدل خود به اندام شما نپوشاندم و نیکی‏ها را با اعمال و گفتار خود در میان شما رواج ندادم و ملکات اخلاق انسانی را به شما نشان ندادم، پس وهم و گمان خود را در آنجا که چشم دل ژرفای آن را مشاهده نمی‏کند و فکرتان توانایی تاختن در آن راه ندارد، به کار نگیرید،


*خطبه 93 و ویژگی‌‏های علمی و سیاسی امام علی(ع)

«أَیهَا النَّاسُ فَأَنَاَ فَقَأْتُ عَینَ الْفِتْنَةِ وَلَمْ یکُنْ لِیجْتَرِئَ عَلَیهَا أَحَدٌ غَیرِی بَعْدَ أَنْ مَاجَ غَیهَبُهَا وَاشْتَدَّ کَلَبُهَا فَاسْأَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی فَوَ الَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ لَا تَسْأَلُونِی عَنْ شَی‏ءٍ فِیمَا بَینَکُمْ وَبَینَ السَّاعَةِ وَلَا عَنْ فِئَةٍ تَهْدِی مِائَةً وَتُضِلُّ مِائَةً إِلَّا أَنْبَأْتُکُمْ بِنَاعِقِهَا وَقَائِدِهَا وَسَائِقِهَا وَمُنَاخِ رِکَابِهَا وَمَحَطِّ رِحَالِهَا وَمَنْ یقْتَلُ مِنْ أَهْلِهَا قَتْلًا وَمَنْ یمُوتُ مِنْهُمْ مَوْتاً وَلَوْ قَدْ فَقَدْتُمُونِی وَنَزَلَتْ بِکُمْ کَرَائِهُ الْأُمُورِ وَحَوَازِبُ الْخُطُوبِ لَأَطْرَقَ کَثِیرٌ مِنَ السَّائِلِینَ وَفَشِلَ کَثِیرٌ مِنَ الْمَسْئُولِینَ»

ای مردم من بودم که چشم فتنه را کندم و جز من هیچ کس جرأت چنین کاری را نداشت، آنگ اه که امواج سیاهی‏ها بالا گرفت و به آخرین درجه شدّت خود رسید، پس از من بپرسید پیش از آن که مرا نیابید، سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، نمی‏پرسید از چیزی که میان شما تا روز قیامت می‏‌گذرد و نه از گروهی که صد نفر را هدایت یا گمراه می‏سازد، جز آنکه شما را آگاه می‏سازم و پاسخ می‏‌دهم.

و از آنکه مردم را بدان می‏خواند و آنکه رهبریشان می‏کند و آنکه آنان را می‏راند و آنجا که فرود می‏آیند و آنجا که بار گشایند و آنکه از آن‌ها کشته شود و آنکه بمیرد، خبر می‏دهم، آن روز که مرا از دست دادید و نگرانی‏ها و مشکلات بر شما باریدن گرفت و بسیاری از پرسش کنندگان به حیرت فرو رفته می‏گویند، سر انجام چه خواهد شد که گروه بسیاری از پرسش شوندگان از پاسخ دادن فرو مانند.

*خطبه 118 و علل نکوهش کوفیان

«مَا بَالُکُمْ أَمُخْرَسُونَ أَنْتُمْ فَقَالَ قَوْمٌ مِنْهُمْ یا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ إِنْ سِرْتَ سِرْنَا مَعَکَ فَقَالَ علیه‌السلام مَا بَالُکُمْ لَا سُدِّدْتُمْ لِرُشْدٍ وَلَا هُدِیتُمْ لِقَصْدٍ أَ فِی مِثْلِ هَذَا ینْبَغِی لِی أَنْ أَخْرُجَ إِنَّمَا یخْرُجُ فِی مِثْلِ هَذَا رَجُلٌ مِمَّنْ أَرْضَاهُ مِنْ شُجْعَانِکُمْ وَ ذَوِی بَأْسِکُمْ»

شما را چه می‏‌شود هرگز ره رستگاری نپویید و به راه عدل هدایت نشوید، آیا در چنین شرایطی سزاوار است که من از شهر خارج شوم، هم اکنون باید مردی از شما که من از شجاعت و دلاوری او راضی و به او اطمینان داشته باشم، به سوی دشمن کوچ کند.

منبع:مجله شبانه باشگاه خبرنگاران،

اشتراک گذاری این مطلب!

شما جزء کدام دسته از عبادت کنندگان هستید؟

12ام شهریور, 1392

امیرالمؤمنین علی علیه السلام در سخنی حکیمانه، عبادت کنندگان را به سه گروه مشخص تقسیم می کند و می فرمایند:

(انٌ قوما عبدوا الله رغبة فتلک عبادة التجٌار)

گروهی از مردم بندگی و عبادت را نوعی داد و ستد می دانند و با خدا وارد معامله می شوند؛ یعنی از این کار به عنوان ابزار و وسیله کسب درآمد و به دست آوردن منفعت، اعم از دنیوی و یا اخروی، مثل بهشتی شدن استفاده می کنند.

(و انٌ قوما عبدوا الله رهبة فتلک عبادة العبید)

گروهی از ترس و وحشت و برای جلوگیری از فرو افتادن در آتش خشم و غضب خداوند او را عبادت می کنند؛ که این نیز عبادتی بی ارزش و از نوع ترس آدمهای ضعیف از قوی است.

(وانٌ قوما عبدوا الله شکرا فتلک عبادة الاحرار)

گروهی دیگر عبادتشان سپاسگزاری از خداوند در برابر نعمتهای فراوانی است که به آنان عنایت فرموده است.

نهج البلاغه حکمت 237.

اشتراک گذاری این مطلب!

علی از زبان علی

7ام مرداد, 1392

ومن کلام له عليه السلام 

يجري مجري الخطبة 

وفيه يذکر فضائله - عليه السلام - قاله بعد وقعة النهروان


http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQzWeAPCC4biqtTyui79IP8Js32OfjZwgVEntAuiXfblg9KrGQ&t=1&usg=__yuK93s6qtt-r6ITuXLLfYl-l2GY=

فقمت بالأمر حين فشلوا، وتطلعت حين تقبعوا، و نطقت حين تعتعوا ومضيت بنور الله حين وقفوا، وکنت أخفضهم صوتاً، وأعلاهم فوتاً، فطرت بعنانها، واستبددت برهانها، کالجبل لا تحرکه القواصف، ولا تزيله العواصف. لم يکن لأحد في مهمز، ولا لقائل في مغمز، الذليل عندي عزيز حتي آخذ الحق له، والقوي عندي ضعيف حتي آخذ الحق منه، رضينا عن الله قضاءه، وسلمنا لله أمره. أتراني أکذب علي رسول الله صلي الله عليه وسلم؟ والله لأنا أول من صدقه فلا أکون أول من کذب عليه. فنظرت في أمري، فإذا طاعتي قد سبقت بيعتي، وإذا الميثاق في عنقي لغيري.

خطبه‏ اى از آن حضرت علیه السلام 

ويژگيها و فضائل امام علي علیه السلام
آنگاه که همه از ترس سست‏ شده، کنار کشيدند، من قيام کردم، و آن هنگام که همه خود را پنهان کردند من آشکارا به ميدان آمدم، و آن زمان که همه لب فرو بستند، من سخن گفتم، و آن وقت که همه باز ايستادند من با راهنمايي نور خدا به راه افتادم، در مقام حرف و شعار صدايم از همه آهسته‏تر بود اما در عمل برتر و پيشتاز بودم، زمام امور را به دست گرفتم، و جلوتر از همه پرواز کردم، و پاداش سبقت در فضيلتها را بردم. همانند کوهي که تندبادها آن را به حرکت درنمي‏آورد، و طوفانها آن را از جاي برنمي‏کند، کسي نمي‏توانست عيبي در من بيابد، و سخن‏چيني جاي عيبجويي در من نمي‏يافت. خوارترين افراد نزد من عزيز است تا حق او را باز گردانم، و نيرومندها در نظر من پست و ناتوانند تا حق را از آنها باز ستانم. علت سکوت و کناره‏گيري از خلافت در برابر خواسته‏هاي خدا راضي، و تسليم فرمان او هستم، آيا مي‏پنداريد من به رسول خدا (ص) دروغي روا دارم؟ به خدا سوگند! من نخستين کسي هستم که او را تصديق کردم، و هرگز اول کسي نخواهم بود که او را تکذيب کنم. در کار خود انديشيدم ديدم پيش از بيعت، پيمان اطاعت و پيروي از سفارش رسول خدا (ص) را برعهده دارم، که از من براي ديگري پيمان گرفت (پيامبر (ص) فرمود اگر در امر حکومت کار به جدال و خونريزي کشانده شود، سکوت کن)

http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcT2Od0E_uOTIP5t9VqyzTz1GwsccWxImHKCpSU1qe-vpgqjUo4&t=1&usg=__17n3pdXKsqHtDEGDUoNs7wnoIng=


منبع: نهج البلاغه /خطبه37  ويژگيها و فضائل امام علي علیه السلام

اشتراک گذاری این مطلب!

دانلود کتاب " جوانی و اخلاق در نهج البلاغه"

19ام اردیبهشت, 1392



عناوين اصلی این کتاب عبارتند از:
شناخت نهج ‏البلاغه؛ چرا نهج‏ البلاغه؟؛ سخنان امام چگونه جمع ‏آوری گردید؟؛ آیا همه‏ سخنان امام علی(ع) در نهج‏ البلاغه موجود است؟؛ پیام نهج‏ البلاغه؛ جوانی و اخلاق از دیدگاه نهج ‏البلاغه
‏مشخصات نشر: مشهد: موسسه فرهنگی‌، هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب‌، ۱۳۷۹.

پید آورنده:محمد دشتی

  جوانی واخلاق در نهج البلاغه

برنامهٔ QR Code2431-Javany-nahjolbalaqeh.zip
دریافت فایل   حجم: 351 kB   
برنامهٔ QR Code2431-fa-Javany-nahjolbalaqeh.apk
دریافت فایل   حجم: 397 kB   
برنامهٔ QR Code2431-FA-Javany-nahjolbalaqeh.pdf
دریافت فایل   حجم: 427 kB   
برنامهٔ QR Code2431-FA-Javany-nahjolbalaqeh.epub
دریافت فایل   حجم: 170 kB   

 

اشتراک گذاری این مطلب!

قیمت شما چقده ؟؟؟

30ام بهمن, 1391

قال علي عليه‌السلام :

إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا؛

 

امير مومنان عليه‌السلام مي‌فرمايند:

همانا براي شما بهايي جز بهشت نيست، پس به کمتر از آن نفروشيد.

(نهج‌البلاغه، حکمت456)

اشتراک گذاری این مطلب!

راه شاد کردن ديگران (اخلاق خانواده)

22ام بهمن, 1391

اى کميل خانواده ‏ات را فرمان ده

که روزها در به دست آوردن بزرگوارى،

و شب‏ها در رفع نياز خفتگان بکوشند.

سوگند به خدايى که تمام صداها را مى‏ شنود،

هر کس دلى را شاد کند،

خداوند از آن شادى لطفى براى او قرار دهد

که به هنگام مصيبت چون آب زلالى بر او باريدن گرفته

و تلخى مصيبت را بزدايد چنان که شتر غريبه را از چراگاه دور سازند.

و قال ع لکميل بن زياد النخعي- يا کميل مر أهلک أن يروحوا في کسب المکارم- و يدلجوا في حاجة من هو نائم- فوالذي وسع سمعه الأصوات- ما من أحد أودع قلباً سروراً- إلا و خلق الله له من ذلک السرور لطفاً- فإذا نزلت به نائبة جرى إليها کالماء في انحداره- حتى يطردها عنه کما تطرد غريبة الإبل.

نهج البلاغه/حکمت257

اشتراک گذاری این مطلب!

لا حول و لا قوة الّا باللَّه

12ام بهمن, 1391

از امیر مومنان معنى لا حول و لا قوّة الا بالله، را پرسيدند.

                                              پاسخ فرمودند:

ما برابر خدا مالک چيزى نيستيم،

و مالک چيزى نمى ‏شويم

جز آنچه او به ما بخشيده است،

پس چون خدا چيزى به ما ببخشد که خود سزاوارتر است،

وظايفى نيز بر عهده ما گذاشته،

و چون آن را از ما گرفت تکليف خود را از ما بر داشته است.

   

  و قال علیه السلام و قد سئل عن معنى قولهم

                  - لا حول و لا قوة إلا بالله-

                  إنا لا نملک مع الله شيئاً و لا نملک إلا ما ملکنا- فمتى ملکنا ما هو أملک به منا کلفنا- و متى أخذه منا وضع تکليفه عنا

نهج البلاغه/حکمت 404

اشتراک گذاری این مطلب!

پرتوهايى از نور آل محمد

17ام دی, 1391

     در تاريکى ، راه خود را به هدايت ما يافتيد و بر قله عزّت و سرورى فرا رفتيد و از شب سياه گمراهى به سپيده دم هدايت رسيديد .

     کر باد ، گوشى که بانگ بلند حق را نشنود، که آنکه بانگ بلند را نشنود، آواز نرم چگونه او را بياگاهاند.

     هر چه استوارتر باد ، آن دل که پيوسته از خوف خدا لرزان است .

     من همواره در انتظار غدر و مکر شما مى ‏بودم و در چهره شما نشانه‏ هاى فريب خوردگان را مى ‏ديدم .

     شما در پس پرده دين جاى کرده بوديد و پرده دين بود که شما را از من مستور مى ‏داشت ، ولى صدق نيت من پرده از چهره شما برافکند و قيافه واقعى شما را به من بنمود .

     براى هدايت شما بر روى جاده حق ايستادم ، در حالى که ، بيراهه ‏هاى ضلالت در هر سو کشيده شده بود و شما سرگردان و گم گشته به هر راهى گام مى ‏نهاديد . 

     تشنه بوديد و ، هر چه زمين را مى ‏کنديد به نم آبى نمى ‏رسيديد .

     امروز اين زبان بسته را گويا کرده‏ام ، باشد که حقايق را به شما بگويد .

     در پرتگاه غفلت سرنگون شود، انديشه کسى که به خلاف من ره مى ‏سپرد ، که من از آن روز که حق را ديده ‏ام ، در آن ترديد نکرده ‏ام. اگر موسى ( ع ) مى ‏ترسيد ، بر جان خود نمى ‏ترسيد ، بلکه از چيرگى نادانان و گمراهان مى ‏ترسيد .

     امروز از ما و شما يکى بر راه حق ايستاده و يکى بر باطل.

آنکه به يافتن آب اطمينان دارد ، هرگز ، از تشنگى هلاک نمى ‏شود .

 نهج البلاغه/خطبه4

اشتراک گذاری این مطلب!

نقش نهج البلاغه در جهان اسلام از دیدگاه رهبری

17ام دی, 1391

‏     در شرايط کنونى جهان اسلام که عدد مسلمانها کثير است و اقطار وسيعى از جغرافياى عالم را در اختيار دارند و آرا و عقايد و نظرات و اجتهادها و مکتبهاى گوناگونى پر ذهن و روحشان حاکم است، اگر ما بتوانيم متون صدر اسلام را احيا کنيم؛ کمک زيادى به ايجاد يک محور اصلى براى اين اجتهادها کرده ‏ايم.نهج البلاغه را از اين ديدگاه نگاه کنيد! نهج البلاغه با اين ديدگاه هرگز با کتاب حديث فلان صحابى يا تابعى که پنجاه سال، شصت سال، صد سال و يا صد و چهل بعد از هجرت بوده قابل مقايسه نيست. -(بيانات مقام معظم رهبرى در کنگره پنجم نهج البلاغه  1364.)

نهج البلاغه مخصوص کشور ما نيست، بلکه متعلق به همه‏ ى دنياى اسلام است و دنياى اسلام هم امروز در حال رسيدن به يک بيدارى و حيات دوباره‏ ى اسلامى است. (بيانات مقام معظم رهبرى در کنگره چهارم نهج البلاغه، 1363.)

احياى نهج البلاغه فقط وظيفه‏ ى ما شيعيان نيست، بلکه وظيفه‏ ى همه‏ ى مسلمانهاست، يعنى هر کس على بن ابى طالب عليه‏السلام را قبول دارد و مسلمان است - چون در اسلام کسى نيست که اين بزرگوار را قبول نداشته باشد _ به عنوان احياى يک ميراث بى نظير اسلامى بايد نهج البلاغه را زنده کند و اين احيا نه فقط به معناى کثرت چاپ - که زياد هم چاپ شده - بلکه به معناى کارکردن و تحقيق کردن در زمينه‏ ى آن است.همچنان که در زمينه‏ ى قرآن کريم کار شده و تفسيرهاى زيادى نوشته شده است درباره‏ ى نهج البلاغه هم بايد اين کارها انجام گيرد. همان طور که قرآن خوانده مى ‏شود، نهج البلاغه هم بايد خوانده شود؛ چون تالى و دنباله‏ ى قرآن است. همان طور که مسلمانها خودشان را موظف مى ‏دانند با قرآن انس پيدا کنند و ندانستن قرآن را براى خود نقص مى‏ شمارند، ندانستن نهج البلاغه هم بايد نقص به حساب بيايد.(سخنان مقام معظم رهبرى در کنگره پنجم نهج البلاغه، 1364)

امروز آشکارترين و روشنترين حقايق اسلامى، به وسيله‏ ى بخشى از مدعيان اسلام در کشورهاى اسلامى ناديده گرفته مى‏ شود امروز همان روزى است که شعارها يکسان است؛ اما جهت گيريها به شدت مغاير يکديگر است. امروز شرايطى مشابه شرايط حکومت دوران اميرالمؤمنين عليه السلام است. پس روزگار، روزگار نهج البلاغه است. امروز مى‏ شود از ديدگاه دقيق و نافذ اميرالمؤمنين عليه‏ السلام به واقعيتهاى جهان و جامعه نگاه کرد و بسيارى از حقايق را ديد و شناخت و علاج دردها را پيدا کرد؛ همين است که به نظر ما امروز بيش از هميشه به نهج البلاغه محتاج تريم.اين يک جهت بود که ضرورت پرداخت به نهج البلاغه و بازگشت به اين مجموعه را که از زبان اميرالمؤمنين و مولاى متقيان عليه‏ السلام نقل شده نشان مى‏ دهد. بايد هر چه بيشتر در پيرامون آن کار کرد و مقدماتى که بتواند اين کتاب را قابل استنادتر و قابل فهم تر بکند، آماده کرد؛ زيرا اين کار از هميشه لازمتر و ضرورى‏ تر است. (بيانات مقام معظم رهبرى در کنگره چهارم نهج البلاغه، 1363)

فرهنگهايى که امروزه بر ذهنيت مردم در بخشها و تقسيم بنديهاى مختلف سياسى حاکم است، هيچ کدام منطبق با فرهنگ نهج البلاغه نيست.(بيانات مقام معظم رهبرى در کنگره هزاره نهج البلاغه (کنگره اول)، 1360)

کسانى که در زمينه‏ ى نهج البلاغه کار کرده‏ اند کم نيستند - چه در ايران و بعضى ديگر از کشورهاى اسلامى - اما کارهاى اصولى و اساسى که بتواند مدرسه‏ ى نهج البلاغه را در کل فضاى جهان اسلام گسترش بدهد، همچنان باقى است. اگر چه پايه‏ هاى آن کارهاى اصولى، دارد تدريجا انجام مى‏ گيرد. واقعا نهج البلاغه گنجينه‏ ى عظيمى است که به اين سادگى، حتى به موجودى آن نمى ‏شود دسترسى پيدا کرد؛ يعنى آن را فهميده و بعد از اين که چنين موجودى را شناختيم، نوبت کار اصلى يعنى بهره‏ بردارى است. ما هنوز موجودى نهج البلاغه را هم نمى ‏دانيم، البته بسيارى از منابع غنى اسلامى همين وضعيت را دارد؛ اما نهج البلاغه با رتبه و پايه‏ ى والايى که دارد، در حقيقت يک استثناست و بايد به صورت يک گنجينه‏ ى استثنايى با آن برخورد کرد. وقتى تأمل مى ‏کنم، مى ‏بينم آرزويى که داشته‏ ايم و داريم، اين است که جامعه‏ ى ما با اين کتاب عزيز الفت و انس پيدا کند.

منبع:نهج البلاغه از دیدگاه رهبری

اشتراک گذاری این مطلب!

راه رستگاري

12ام دی, 1391

قيامت پيش روي شما و مرگ در پشت سر،

شما را مي‏ راند، سبکبار شويد تا برسيد،

همانا آنان که رفتند در انتظار رسيدن شمايند.

     اين سخن امام (ع) پس از سخن خدا و پيامبر (ص) با هر سخني سنجيده شود بر آن برتري دارد و از آن پيشي مي‏ گيرد و از جمله (سبکبار شويد تا برسيد) کلامي کوتاهتر و پر معني‏تر از آن شنيده نشده چه کلمه ژرف و بلندي؟ چه جمله پر معني و حکمت‏ آميزي است؟ که تشنگي را با آب حکمت مي‏زدايد .

وهي کلمة جامعة للعظة والحکمة
فإن الغاية أمامکم، وإن وراءکم الساعة تحدوکم، تخففوا تلحقوا، فإنما ينتظر بأولکم آخرکم. قال السيد الشريف: أقول: إن هذا الکلام لو وزن بعد کلام الله سبحانه وکلام رسوله صلي الله عليه وآله بکل کلام لمال به راجحاً، وبرز عليه سابقاً. فأما قوله عليه السلام: «تخففوا تلحقوا»، فما سمع کلام أقل منه مسموعاً ولا أکثر منه محصولاً، وما أبعد غورها من کلمة! وأنقع نطفتها من حکمة! وقد نبهنا في کتاب «الخصائص» علي عظم قدرها وشرف جوهرها.

نهج البلاغه /خطبه21

اشتراک گذاری این مطلب!

حکایت مال دنیا

10ام دی, 1391

 

و درود خدا بر او، فرمود: خطاب به فرزندش امام مجتبى عليه السّلام :

     چيزى از دنياى حرام براى پس از مرگت باقى مگذار،

    زيرا آنچه از تو مى ‏ماند نصيب يکى از دو تن خواهد شد،

     يا شخصى است که آن را در طاعت خدا به کار گيرد، پس سعادتمند مى ‏شود به چيزى که تو را به هلاکت افکنده است.

    و يا شخصى که آن را در نافرمانى خدا به کار گيرد، پس هلاک مى ‏شود به آنچه که تو جمع آورى کردى،

     پس تو در گناه او را يارى کرده‏ اى، که هيچ يک از اين دو نفر سزاوار آن نيستند تا بر خود مقدّم دارى.

     (اين حکمت به گونه ديگرى نيز نقل شده) پس از ستايش پروردگار آنچه از دنيا هم اکنون در دست تو است، پيش از تو در دست ديگران بود، و پس از تو نيز به دست ديگران خواهد رسيد، و همانا تو براى دو نفر مال خواهى اندوخت، يا شخصى که اموال جمع شده تو را در طاعت خدا به کار گيرد، پس به آنچه که تو را به هلاکت افکند سعادتمند مى ‏شود، يا کسى است که آن را در گناه به کار اندازد، پس با اموال جمع شده تو هلاک خواهد شد، که هيچ يک از اين دو نفر سزاوار نيستند تا بر خود مقدّمشان بدارى، و بار آنان را بر دوش کشى، پس براى گذشتگان رحمت الهى، و براى بازماندگان روزى خدا را اميدوار باش.   

   و قال لابنه الحسن  علیه السلام : لا تخلفن وراءک شيئاً من الدنيا- فإنک تخلفه لأحد رجلين- إما رجل عمل فيه بطاعة الله- فسعد بما شقيت به- و إما رجل عمل فيه بمعصية الله- فشقي بما جمعت له- فکنت عوناً له على معصيته- و ليس أحد هذين حقيقاً أن تؤثره على نفسک- قال الرضي و يروى هذا الکلام على وجه آخر و هو- أما بعد- فإن الذي في يدک من الدنيا- قد کان له أهل قبلک- و هو صائر إلى أهل بعدک- و إنما أنت جامع لأحد رجلين- رجل عمل فيما جمعته بطاعة الله- فسعد بما شقيت به- أو رجل عمل فيه بمعصية الله- فشقيت بما جمعت له- و ليس أحد هذين أهلًا أن تؤثره على نفسک- و لا أن تحمل له على ظهرک- فارج لمن مضى رحمة الله- و لمن بقي رزق الله.

نهج البلاغه/ حکمت 416

اشتراک گذاری این مطلب!

فلسفه احکام الهى

9ام دی, 1391

 

      و درود خدا بر او، فرمود:

  • خدا «ايمان» را براى پاکسازى دل از شرک،
  • و «نماز» را براى پاک بودن از کبر و خودپسندى،
  • و «زکات» را عامل فزونى روزى،
  • و «روزه» را براى آزمودن اخلاص بندگان،
  • و «حج» را براى نزديکى و همبستگى مسلمانان،
  • و «جهاد» را براى عزّت اسلام،
  • و «امر به معروف» را براى اصلاح توده هاى ناآگاه،
  • و «نهى از منکر» را براى بازداشتن بى‏ خردان از زشتى ‏ها،
  • «صله رحم» را براى فراوانى خويشاوندان،
  • و «قصاص» را براى پاسدارى از خون‏ها،
  • و اجراى «حدود» را براى بزرگداشت محرّمات الهى،
  • و ترک «مى ‏گسارى» را براى سلامت عقل،
  • و دورى از «دزدى» را براى تحقّق عفّت،
  • و ترک «زنا» را براى سلامت نسل آدمى،
  • و ترک «لواط» را براى فزونى فرزندان،
  • و «گواهى دادن» را براى به دست آوردن حقوق انکار شده،
  • و ترک «دروغ» را براى حرمت نگهداشتن راستى،
  • و «سلام» کردن را براى امنيت از ترس‏ها،
  • و «امامت» را براى سازمان يافتن امور امّت،
  • و «فرمانبردارى از امام» را براى بزرگداشت مقام رهبرى، واجب کرد.

      و قال ع فرض الله الإيمان تطهيراً من الشرک- و الصلاة تنزيهاً عن الکبر- و الزکاة تسبيباً للرزق- و الصيام ابتلاءً لإخلاص الخلق- و الحج تقربةً للدين- و الجهاد عزاً للإسلام- و الأمر بالمعروف مصلحةً للعوام- و النهي عن المنکر ردعاً للسفهاء- و صلة الرحم منماةً للعدد- و القصاص حقناً للدماء- و إقامة الحدود إعظاماً للمحارم- و ترک شرب الخمر تحصيناً للعقل- و مجانبة السرقة إيجاباً للعفة- و ترک الزنى تحصيناً للنسب- و ترک اللواط تکثيراً للنسل- و الشهادات استظهاراً على المجاحدات- و ترک الکذب تشريفاً للصدق- و السلام أماناً من المخاوف- و الأمانة نظاماً للأمة- و الطاعة تعظيماً للإمامة.

نهج البلاغه /حکمت252

اشتراک گذاری این مطلب!

على عليه السّلام و حوادث آينده جهان

6ام آبان, 1391

     زمانى كه باطل پيشى گيرد و حقائق خوار شوند… 

      خطبه اى است كه به اميرالمؤمنين علي عليه السّلام منسوب مى باشد و در آن خطبه حضرت به حوادث آينده ، اخبار فرموده است ، و حقايق آينده را روشن نموده است.  البته خطبه بسيار طولانى است كه تا حد امكان جملاتى از آن را كه مقتضى درج در اين نوشته مى باشد ذكر مى نمائيم.

      عبداللّه بن مسعود گويد: چون خلافت بعد از آن سه خليفه ، به اميرالمؤمنين عليه السّلام رسيد، حضرت به بصره (يا كوفه ) آمده و بر منبر مسجد جامع آن صعود كرده و خطبه اى ايراد نمود كه عقلها را متحير نموده و بدنها از آن به لرزه در آمد، چون اين خطبه را مردم از حضرت شنيدند بسيار گريستند و ناله ها و فرياد و ضجه از آنها برخاست. (ابن مسعود گويد) پيامبر اكرم(ص) اسرار نهانى كه ميان خود و خداوند عزوجل داشت به على عليه السّلام تعليم مى داد و به همين سبب نورى كه در صورت پيامبر صلى الله عليه و آله بود، به صورت على عليه السّلام منتقل شد. پيامبر (ص) به على (ع) وصيت نمود تا اين خطبه كه نامش خطبه البيان است براى مردم بخواند كه در آن است علم آنچه هست و تا روز قيامت خواهد شد.

      على عليه السّلام بعد از رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و بعد از صبر بر ستمهاى امت چون هنگام اجراى وصيت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله رسيد برخاست و آن را ايراد نموده فرمود:

      اى مردم ، من و حبيبم محمّد صلى الله عليه و آله ، همچو ايندو (و اشاره به انگشت سبابه و وسطى نمود) مى باشيم ، اگر نبود آيه اى از كتاب خدا شما را خبر مى دادم به آنچه در آسمانها و زمين و آنچه در قعر اين (زمين ) است ! هيچ چيز از آن بر من پوشيده نيست،

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1· 2

ريشه هاى فقر معنوى

4ام آبان, 1391

عوامل و ريشه هاى فقر معنوى عبارتند از:

  1. آرزوهاى دور و دراز كه سبب مى شود خود را هميشه نيازمند ببيند.
  2. وابستگى به دنيا كه انسان را گرسنه نگه مى دارد، در مقابل زهد كه غناى نفس است.
  3. فراموش كردن آخرت، كه خيال مى كند هر چه هست همين دنياست.
  4. چيزى را ارزشمندتر از پول نمى داند و حال آنكه بزرگى نفس، آبرو و شخصيّت، استقلال وجودى و آرامش وجدان از پول بالاترند، ولى بعضى آبرو را فداى پول و مال مى كنند. امام على(عليه السلام)در خطبه همّام مى فرمايد:«عَظُمَ الخالقُ فى اَنْفُسهِم فَصَغُرَ مادُونَهُ في أعيُنِهِمْ»:پرهيزگاران كسانى هستند كه خدا در نظرشان بزرگ و غير خدا در نظر آنها كوچك است.(1)

     آنها كه با خدا آشنا هستند غير خدا در نظرشان ارزشى ندارد، يك قطره آب در نظر كسى ارزش دارد كه دريا را نديده، و يا روشنايى شمع براى كسى ارزش دارد كه آفتاب را نديده است.

     آنها كه معرفة الله دارند غناى نفس هم دارند، و كسى كه غناى نفس داشته باشد دين، آبرو و شخصيّت خود را نمى فروشد.

1. نهج البلاغه، خطبه 193 .

 گفتار معصومين(عليهم السلام) ج1 -آیة الله مکارم شیرازی

اشتراک گذاری این مطلب!

روش برخورد با فتنه ‏ها

4ام آبان, 1391

امیر المومنین علی علیه السلام فرموند:

در فتنه‏ ها، چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد که سوارى دهد، و نه پستانى تا او را بدوشند.

 کن في الفتنة کابن اللبون  لا ظهر فيرکب و لا ضرع فيحلب

 

نهج البلاغه/ حکمت1

اشتراک گذاری این مطلب!

اوصاف پرهیزکاران از نگاه امیرالمومنین علی علیه السلام

3ام آبان, 1391

 گفته ‏اند يكى از ياران امير المؤمنين (ع)، به نام همّام‏، كه مردى عابد بود گفت: «اى امير مؤمنان، پرهيزگاران را براى من بستاى! چنانكه گويى به آنان مى‏نگرم!» امام در پاسخ او درنگى نمود، سپس فرمود: «اى همّام از خدا بترس! و نيكوكار باش كه همانا خدا با كسانى است كه پرهيزگارند و آنان كه نيكو كردارند.»  همّام خرسند نگرديد و به سوگند، بر امام اصرار ورزيد. امام (ع) خدا را ستود  و بر او ثنا گفت  و بر پيامبر (ص) و آل او  درود  فرستاد، سپس فرمود:» امّا بعد، خداى سبحان و برتر از همگان، جهانيان را آفريد حالى كه بى نياز بود از طاعتشان و از نافرمانى‏شان در امان. چه از نافرمانى آن كه او را عصيان كند بدو زيانى نرسد، و طاعت آن كس كه فرمانش را برد بدو سودى ندهد. سپس روزى آنان را ميانشان قسمت كرد و بداد، و هر يك را در جايى كه در خور اوست نهاد، پس پرهيزگاران خداوندان فضيلتند در اين جهان، گفتارشان صواب است و ميانه ‏روى‏ شان شعار، و فروتنند در رفتار و گفتار، ديده‏ هاشان را از آنچه خدا بر آنان حرام كرده پوشيده‏ اند، و گوشهاشان را به دانشى كه آنان را سودمند است بداشته- و آن را نيوشيده-، در سختى چنان به سر مى‏برند، كه گويى به آسايش اندرند، و اگر نه اين است كه زندگى‏شان را مدّتى است كه بايد گذراند، جانهاشان يك چشم به هم زدن در كالبد نمى‏ ماند، از شوق رسيدن به پاداش- آن جهان- يا از بيم ماندن و گناه كردن- در اين جهان-. آفريدگار در انديشه آنان بزرگ بود، پس هر چه جز اوست در ديده‏ هاشان خرد نمود ، بهشت براى آنان چنان است كه گويى آن را ديده ‏اند و در آسايش آن به سر مى‏ برند، و دوزخ چنان كه آن را ديده ‏اند و در عذابش اندرند ، دلهاشان اندوهگين است  و- مردم- از گزندشان ايمن ، تن‏هاشان نزار ، نيازهاشان اندك  و  پارسا  به جان و تن. روزى چند را با شكيبايى به سر بردند كه آسايشى دراز مدت را براى‏شان به دنبال آورد، تجارتى سودمند بود كه پروردگارشان براى آنان فراهم كرد ، دنيا آنان را خواست و آنان دنيا را نطلبيدند، اسيرشان كرد و به بهاى جان، خود را از بند آن خريدند ،

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1· 2· 3

مقام اهل ذكر در كلام اميرالمؤ منين عليه السلام

29ام مهر, 1391

      امير مؤ منان عليه السلام به هنگام تلاوت آيه 37 سوره نور ِ«جَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يخَافُونَ يوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ»كه ترجمه آن چنين است : و صبح و شام در آن خانه ها تسبيح مى گويند، مردانى كه تجارت و معامله اى آنها را از ياد خدا غافل نمى كند فرمود:

     همانا خداى سبحان و بزرگ ياد خود را روشنى بخش دل ها قرار داد تا بدان پس از ناشنوايى بشنوند و پس از كم نورى بنگرند، و پس از دشمنى و عناد رام گردند. همواره خدا را كه - نعمت هاى او بى شمار است - در روزگارى پس از روزگارى و در دوران جدايى از رسالت (تا آمدن پيامبرى پس از پيامبر ديگر) بندگانى است كه از راه انديشه با آنان در راز است و در درون عقلشان با آنان سخن گفته است

    آنان چراغ هدايت را با نور بيدارى در گوش ها و ديده ها و دل ها بر افروختند، ايام خدا را به ياد مردان مى آورند و آنان را از بزرگى و جلال او مى ترسانند؛ چون رهمنايان در بيابان ها، آن كه راه ميانه را پيش گرفت ، ستودند و به نجات مژده دادند، و آن كه راه انحرافى راست يا چپ را پيش گرفت ، روش ‍ وى را زشت شمردند و از تباهى بر حذرش داشتند. اين چنين چراغ ظلمت ها و راهنماى پرتگاه ها بودند.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1· 2

علل سقوط جامعه

29ام مهر, 1391

 

     در پاسخ كار حكمين سعيد بن يحيى اموى آن را در كتاب مغازى آورده است.

     همانا بسيارى از مردم دگرگونى پذيرفتند و از نصيب- سعادت- خود بى‏ بهره ماندند. به دنيا روى نهادند، و از روى هوا سخن گفتند. من در اين كار- رفتار مردم عراق- گرفتار كارى شگفت شده‏ام. مردمى بر آن فراهم آمدند كه خود را مى‏پسنديدند- و جز خود چيزى نمى‏ديدند- من اكنون به درمان ريشى برخاسته‏ ام كه ترسم سر آن نگشايد، و به نشده با خون و چرك به هم آيد 1. بدان كه در فراهم ساختن امت پيامبر (ص) و سازوارى آنان با يكديگر، كسى از من حريص تر نيست. من بدين كار پاداش نيكو و بازگشت به مينو 2 را خواهانم و بدانچه بر خود پذيرفتم به زودى وفا كنم و آن را پايندانم‏ 3، هر چند تو دگرگون شده باشى و چنانكه از من جدا شدى نباشى. همانا بدبخت كسى است كه از سود خرد و تجربتى كه او را داده‏ اند محروم ماند، و من سخن آن كسى را كه باطل گويد بر خود هموار كردن نتوانم، و كارى را كه خدا به صلاح آورده به تباهى نكشانم. پس آنچه را نمى‏دانى بگذار، كه مردم بدكردار با گفتارهاى ناصواب به سوى تو در شتابند- و خواهند عنان انديشه تو را از راه درست برتابند- و السّلام.

  1. تعبيرى است شگفت از گماردن داوران، كه در ظاهر به صلاح امت بود ولى مايه فساد گرديد و شكاف ميان مسلمانان را عميق تر كرد.
  2. بهشت.
  3. بر عهده دارم.

نهج البلاغه / نامه 78 به ابو موسی اشعری/ترجمه علامه سید جعفر شهیدی

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1· 2

پایه های ایمان و کفر کدامند ؟

19ام مهر, 1391

[و او را از ايمان پرسيدند، فرمود:] ايمان بر چهار پايه استوار است:

1. بر شكيبايى

  • آرزومند بودن
  • ترسيدن
  • پارسايى
  • چشم اميد داشتن

2. يقين

  • بر بينايى زيركانه
  • دريافت عالمانه
  • پند گرفتن از گذشت زمان
  • رفتن به روش پيشينيان

3. عدل و داد

  • بر فهمى ژرف نگرنده
  • دانشى پى به حقيقت برنده
  • نيكو داورى فرمودن
  • در بردبارى استوار بودن

4. جهاد

  • به كار نيك وادار نمودن
  • از كار زشت منع فرمودن
  • پايدارى در پيكار با دشمنان
  • دشمنى با فاسقان.

     و شكيبايى را چهار شاخه است:

آرزومند بودن، و ترسيدن، و پارسايى و چشم اميد داشتن، پس آن كه مشتاق بهشت بود، شهوتها را از دل زدود، و آن كه از دوزخ ترسيد، از آنچه حرام است دورى گزيد، و آن كه ناخواهان دنيا بود، مصيبتها بر وى آسان نمود، و آن كه مرگ را چشم داشت، در كارهاى نيك پاى پيش گذاشت.و يقين بر چهار شعبه است: بر بينايى زيركانه، و دريافت عالمانه و پند گرفتن از گذشت زمان و رفتن به روش پيشينيان. پس آن كه‏ زيركانه ديد حكمت بر وى آشكار گرديد، و آن را كه حكمت آشكار گرديد عبرت آموخت، و آن كه عبرت آموخت چنان است كه با پيشينيان زندگى را در نورديد.

ادامه »

بیان مظلوميت امیرالمومنین در خلافت از زبان خودش

18ام مهر, 1391


قسمتی از نامه 62 امام علیه السلام به مردم مصر:

     خداوند سبحان محمد _صلي الله عليه وآله و سلم _ را فرستاد تا بيم ‏دهنده جهانيان، و گواه پيامبران پيش از خود باشد، آنگاه که پيامبر _صلي الله عليه وآله و سلم _  به سوي خدا رفت، مسلمانان پس از وي در کار حکومت با يکديگر درگير شدند، سوگند بخدا نه در فکرم مي‏ گذشت، و نه در خاطرم مي ‏آمد که عرب خلافت را پس از رسول خدا _صلي الله عليه وآله و سلم _  از اهل بيت او بگرداند، يا مرا پس از وي از عهده ‏دار شدن حکومت باز دارند، تنها چيزي که نگرانم کرد شتافتن مردم به سوي فلان شخص بود که با او بيعت کردند. من دست باز کشيدم، تا آنجا که ديدم گروهي از اسلام باز گشته، مي‏ خواهند دين محمد _صلي الله عليه وآله و سلم _  را نابود سازند، پس ترسيدم که اگر اسلام و طرفدارانش را ياري نکنم، رخنه‏ اي در آن بينم يا شاهد نابودي آن باشم، که مصيبت آن بر من سخت‏ تر از رها کردن حکومت بر شماست، که کالاي چند روزه دنياست، به زودي ايام آن مي‏ گذرد چنانکه سراب ناپديد شود، يا چونان پاره‏ هاي ابر که زود پراکنده مي‏ گردد. پس در ميان آن آشوب و غوغا بپا خواستم تا آنکه باطل از ميان رفت، و دين استقرار يافته، آرام شد.  

     به خدا سوگند! اگر تنها با دشمنان روبرو شوم، در حالي که آنان تمام روي زمين را پر کرده باشند، نه باکي داشته، و نه مي‏هراسم، من گمراهي آنان و هدايت خود را که بر آن استوارم، آگاهم، و از طرف پروردگارم به يقين رسيده ‏ام، و همانا من براي ملاقات پروردگار مشتاق، و به پاداش او اميدوارم. لکن از اين اندوهناکم که بيخردان، و تبهکاران اين امت حکومت را به دست آورند، آنگاه مال خدا را دست به دست بگردانند، و بندگان او را به بردگي کشند، با نيکوکاران در جنگ، و با فاسقان همراه باشند، زيرا از آنان کسي در ميان شماست که شراب نوشيد و حد بر او جاري شد، و کسي که اسلام را نپذيرفت اما به ناحق بخشش هايي به او عطا گرديد.

     اگر اينگونه حوادث نبود شما را برنمي ‏انگيختم، و سرزنشتان نمي‏ کردم، و شما را به گردآوري تشويق نمي‏ نمودم، و آنگاه که سر باز مي ‏زديد رهاتان مي‏ کردم.

اشتراک گذاری این مطلب!

 
فراخوان چی شد طلبه شدم