حضور در جامعه با حفظ حجاب از خصوصیات زن امروز ایرانی

18ام اسفند, 1396

 

رهبر انقلاب، در دیدار مداحان:

زن در منطق اسلام، موجودی است که دارای ایمان و عفاف است، متصدی مهمترین بخش تربیت است، در اجتماع اثرگذار است، رشد علمی و معنوی دارد، مدیر کانون بسیارمهم خانواده و مایه آرامش مرد است. اینها در کنار خصوصیات زنانه مانند لطافت و آمادگی دریافت انوار الهی است

امروز، الگوی انحرافی زن، زن غربی است؛ شاخصه او برهنگی، و خصوصیتش جلب نظر مردان و موجب التذاذ مرد شدن است.

اشتراک گذاری این مطلب!

حکومت اسلامی موظّف است در مقابل حرام بایستد!

18ام اسفند, 1396

 

بیانات | تصاویر | سخن‌نگاشت | صوت | نماهنگ | فیلم   

بیانات در دیدار مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام

به مناسبت میلاد حضرت فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله‌علیها (۱)
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فی الارضین.
 
برادران و خواهران عزیز! عیدتان مبارک؛ ان‌شاء‌الله که همواره در خدمت خاندان نبوّت و ولایت، و فریاد بلند حق‌طلبی در روزگار غلبه‌ی ظلمت و باطل بوده باشید؛ کمااینکه امروز بحمدالله این‌جور است. جوانهای مؤمن ما، عزیز ما، این مجموعه‌ی مدّاحان و ستایشگران اهل‌بیت عصمت و طهارت، حقّاً فریاد بلند حق در این جهان سرشار از ظلم و طغیانند.

 درباره‌ی مقام والا و غیر قابل توصیف دختر پیامبر اعظم، زبان بنده و امثال بنده قاصر است؛ بشر نمیتواند توصیف کند مقامات معنوی و عظمت روحی انسانهای بزرگ الهی و آسمانی از جمله فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) را؛ از خود خدای متعال و از زبان خود بندگان بزرگ خدا و اولیای‌ الهی بایستی شنید و آموخت؛ تا حدودی که فهم ما رسا است و میتواند، [باید] حدس زد مقامات را. پیغمبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) درباره‌ی فاطمه‌‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) فرمود:
سَیِّدَةِ نِساءِ اَهلِ الجَنَّة؛(۲)
البتّه روایات دیگری هم هست:
سَیِّدَةِ نِساءِ ‌العالَمین؛ سَیِّدَةُ نِساءِ الدُّنیا؛(۳)
اینها همه با سندهای متقن از طریق شیعه و سنّی نقل شده است؛ نه اینکه فقط شیعه نقل کرده باشد؛ لکن به نظر من از همه مهم‌تر همان «سَیِّدَةِ نِساءِ اَهلِ الجَنَّة» است. ببینید خدای متعال در آیه‌ی قرآن -همین آیه‌ای که قاری محترم امروز تلاوت کردند- میفرماید:
وَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا لِلَّذینَ ءامَنُوا امرَاَتَ فِرعَون؛(۴)
[همسر فرعون] الگو برای همه‌ی مؤمنین، نه فقط برای زنها؛برای «لِلَّذینَ ءامَنُوا» [است]. یعنی خدای متعال برای همه‌ی مؤمنین دو زن را الگو قرار داده است:
وَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا لِلَّذینَ ءامَنُوا امرَاَتَ فِرعَون،
یکی زن فرعون -جناب آسیه- که درباره‌ی او چند جمله‌ای میفرماید؛ بعد میفرماید:
وَ مَریَمَ ابنَتَ عِمران؛(۵)

یکی هم حضرت مریم. خب این دو، الگو هستند برای همه‌ی بشریّت؛ برای همه‌ی مؤمنین عالم؛ این دو نفر و همه‌ی زنهای برجسته و اولیای الهی از جنس مؤنّث، همه در بهشتند، جایشان بهشت است؛ آن‌وقت فاطمه‌ی زهرا «سَیِّدَةُ نِساءِ اَهلِ الجَنَّة»(۶) است، سرور همه‌ی اینها است. ماها نمیتوانیم بیشتر از این، آن مقامات را درک کنیم. البتّه شعرای عزیز ما، خوانندگان محترم و عزیزِ امروز، بیاناتی کردند و خیلی هم خوب، لکن همه‌ی اینها کمتر از آن حدّ عالیِ صدّیقه‌ی طاهره (سلام‌الله‌علیها) است؛ بیان پیغمبر و کلام پیغمبر و کلام خدا از همه‌ی اینها رساتر است.

ادامه »

مفهوم احسان و نیکوکاری

17ام اسفند, 1396
احسان و نیکوکاری، مصادیق فراوانی دارد، به عنوان نمونه: ایمان به خدا، ایمان به پیامبر صلوات الله علیه و آله، قرآن کریم و معاد، تقوا و تحمل سختی ها و مشکلات، عفو و گذشت، محبت و دوستی اهل بیت علیهم السلام، خیرخواهی و اصلاح، اجتناب از فساد، فحشا و گناهان کبیره، استغفار در سحرگاهان، پرداخت زکات، پرداخت کالا و هدیه مناسب برای زن مطلقه، انفاق و بخشش در راه خدا، تأمین نیازمندان و محرومان، رفتار شایسته با پدر و مادر و… از مصادیق احسان و نیکوکاری است که در قرآن کریم به آن اشاره شده است.

 

 

احسان برگرفته از حسن است که در دو معنای نعمت بخشیدن به دیگری، و احسان در کار و عمل، کاربرد دارد. کسی که علم نیکویی را بیاموزد یا عمل نیکی را انجام دهد، از جمله نیکوکاران به حساب می آید و بر این اساس است. سخن امیرمؤمنان علیه السلام که می فرمایند:

مردم به آنچه از کارهای شایسته و نیک می آموزند یا به آن عمل می کنند، نسبت داده می شوند.

واژه احسان به معنای انجام دادن کار نیک، به طور عمده در آیاتی به کار رفته است که پس از بیان اموری،عاملان آن را به عنوان محسن مورد ستایش قرارداده است؛ چنان که در سوره مبارکه بقره می خوانیم: و اذ قلناادخلوا هذه القریه فکلوا منها حیث شئتم رغداً وادخلوا الباب سجدا و قولوا حطه نغفر لکم خطیکم و سنزید المحسنین؛ و به خاطر بیاورید زمانی را که گفتیم: در این شهر (بیت المقدس) وارد شوید! و از نعمت های فراوان آن، هر چه می خواهید بخورید و از در (معبد بیت المقدس) با خضوع و خشوع وارد گردید و بگویید: خداوندا! گناهان ما را بریز! تا خطاهای شما را ببخشیم و به نیکوکاران پاداش بیشتری خواهیم داد.

و در جای دیگر می فرماید: الذین ینفقون فی السراء و الضراء و الکظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین آنان که در توانگری و تنگدستی، انفاق می کنند و خشم خود را فرو می برند و از خطای مردم در می گذرند. و خدا نیکوکاران را دوست دارد. خداوند در این آیات، ضمن بیان مصادیق کارهای نیک، بندگان خود را به انجام آن، ترغیب و تشویق می نماید.

 

مصادیق نیکوکاری

آنچه از آیات قرآن کریم استفاده می شود، این است که احسان و نیکوکاری، مصادیق فراوانی دارد، به عنوان نمونه: ایمان به خدا، ایمان به پیامبر صلوات الله علیه و آله، قرآن کریم و معاد، تقوا و تحمل سختی ها و مشکلات، عفو و گذشت، محبت و دوستی اهل بیت علیهم السلام، خیرخواهی و اصلاح، اجتناب از فساد، فحشا و گناهان کبیره، استغفار در سحرگاهان، پرداخت زکات، پرداخت کالا و هدیه مناسب برای زن مطلقه، انفاق و بخشش در راه خدا، تأمین نیازمندان و محرومان، رفتار شایسته با پدر و مادر و… از مصادیق احسان و نیکوکاری است که در قرآن کریم به آن اشاره شده است.

آثار نیکوکاری

احسان و نیکوکاری و کمک به انسان های ضعیف و ناتوان، آثار و پیامدهای ارزنده و مثبتی را در دنیا و آخرت به دنبال دارد که به طور خلاصه به چند مورد آن اشاره می شود:

1) دوستی و صمیمیت

احسان و نیکوکاری باعث ایجاد دوستی و صمیمت بین افراد جامعه می شود.

2) خیر و سعادت دنیوی

از جمله آثار ارزشمند احسان و نیکوکاری، اجر و پاداشی است که در دنیا، نصیب انسان های خیر می شود. به قول معروف:

تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز

ادامه »

کاشت یک درخت، صدقه حساب می شود

16ام اسفند, 1396
 
در بیان قرآن کریم درخت نماد آباداني و شاخص سرسبزي و خرمي، مظهر زندگي، باعث لطافت هوا و موجب آسايش انسان و صفا و پاكي طبيعت است. هر مسلمانی که درختی بکارد یا زراعتی کشت کند که از آن پرندگان و انسان ها و یا حیوانی بخورند، چنین کاری برای او صدقه محسوب می شود.
 
همه ما کم و بیش وقتی به خاطرات دوران کودکی مان فکر می‌کنیم، ناخودآگاه شعرهایی که در کتاب‌هایمان بود را با خود زمزمه می کنیم، شعرهایی که با آن ها خاطراتی داشته ایم؛ مثل شعر “درخت می کارم.”

بعضی از ما در آن دوران به‌ خاطر علاقه‌ای که به این شعر داشتیم و هم این ‌که متن آن‌ها برایمان خیلی جالب و لذت‌ بخش بود و یا به اجبار معلم این اشعار را حفظ کردیم و هنوز هم با خواندن و شنیدن این شعرها به یاد لذت‌هایی که آن روزها از حفظ کردن این شعرها می‌بردیم، می‌افتیم و خاطرات آن روزها برایمان تداعی می‌شود.

به دست خود درختی می نشانم
به پایش جوی آبی می‌کشانم
کمی تخم چمن بر روی خاکش
برای یادگاری می‌فشانم
درختم کم‌کم آرد برگ و  باری
بسازد بر سر خود شاخساری
چمن روید در آن‌جا سبز و خرم
شود زیر درختم سبزه ‌زاری …
 



در این فرصت که روز درختکاری نامیده شده، بنا داریم در راستای این موضوع با هم گفتگویی داشته و دیدگاه اسلام را در این باره بیشتر بدانیم. با ما همراه باشید.

یکی از نعمت های الهی که در قرآن کریم بسیار بر آن تأکید شده است، درخت است. در نگاه نخست آدمی از این همه توجهی که دین اسلام به عنوان یک دین جاودان به موضوع درخت و گیاه آن هم در عصر جاهلیت، می کند، باعث تعجب است. اما وقتی به موضوع با نگاه دقیق تری توجه می شود می بینیم که این نعمت، يكي از زيباترين مظاهر خلقت و جلوه‌اي زیبا و قابل تأمل از  تجليات آفريدگار عالم است.

هر کس کار امانت (مسئوليت) را سبک بشمارد و در آن خيانت روا دارد و جان و دين خود را از خيانت ، پاک ننمايد ، درهاي خواري را در دنيا به روي خود گشوده و در قيامت ،خوارتر و رسواتر خواهد بود. در ادامه مي فرمايند:«و به يقين ،خيانت بر امت، بزرگترين خيانت است و فريبکاري پيشوايان ، زشت ترين فريبکاري هاست



در بیان قرآن کریم درخت  نماد آباداني و شاخص سرسبزي و خرمي، مظهر زندگي، باعث لطافت هوا و موجب آسايش انسان و صفا و پاكي طبيعت است.

s="summary" style="text-align: justify;">


در جای جای آیات قرآن کریم به فراخور موضوعات مختلف، مصادیقی از درخت و درختکاری و توجه به این موضوع مطرح شده است به طوری که در مثالی يكي از مواهب و نعمت هاي خداوند در آخرت، و يكي از ويژگي هاي بهشت و رضوان حق‌تعالي كه در آيات كريمه و روايات شريفه بارها به آن اشاره شده است، درخت بوده و برای تصویرسازی از بهشت و فضای زیبا و دلربای آن از مظاهر طبیعی از درخت استفاده می کند: «وَ بَشِّرِ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فيها خالِدُونَ »؛  «به كسانى كه ايمان آورده، و كارهاى شايسته انجام داده اند، بشارت ده كه باغهايى از بهشت براى آنها است كه نهرها از زير درختانش جاري است. هر زمان كه ميوه اى از آن، به آنان داده شود، مى گويند: اين همان است كه قبلا به ما روزى داده شده بود. [ولى اينها چقدر از آنها بهتر و عالي‌تر است.] و ميوه هايى كه براى آنها آورده مى شود، همه (از نظر خوبى و زيبايى) يكسان‌اند، و براى آنان همسرانى پاك و پاكيزه است، و جاودانه در آن خواهند بود.» (1)

ادامه »

به نامِ نامی یک اَبَر احساس

16ام اسفند, 1396
روشن نگه داشتن یک چراغ در خانه نه آنقدر کار سنگینی است که از کسی بر نیاد و نه آنقدر نیاز به علم که کسی بلد نباشد. اما این چراغ را فقط یک زن، مادر، دختر می تواند روشن کند و روشن نگه دارد و نه هیچ کسی دیگر.
 
 

زن به ماهو زن

؛گاهی دختر می شود،آنقدر دست پینه بسته پدر را می بوسد که لب هایش پینه می بندد، گاهی آنقدر سنگ صبور بردار می شود که سنگ از روی آن آب می شود و گاهی آنقدر خواهر که عالم شرمنده خواهرانگی اش.گاهی همسر می شود؛ از بیدادهای مردانه، زیباترین شعر را می سراید تا عشقش را نثار کند، گاهی آنقدر می سازد که از هیچ هم می تواند زندگی به بلندی آسمان هفتم بنا کند.گاهی مادر می شود، لقمه هایش را کوچک بر میدارد تا لقمه های بیشتری برای عزیز جانش بماند، گاهی رویاهایش را در رویای خودنگه می دارد تا رویای فرزندانش را محقق کند، گاهی ترک درد دلش را می پوشاند تا دل کسی را به درد نیاورد، گاهی حتی فرشته بودن برایش کم است.همسری، مادری، دختر بودن، نقش هایی که هر کدام به تنهایی برای آباد کردن یک باغ و یا خشک کردن آن کافی است.

مقام زن در جایگاهی که محوریت عشق و محبت بر اساس وجود او بنا شده است. عالم و عالمیان عشق، محبت،دوست داشتن، مهربانی، وفاداری و فداکاری را از زن به عاریه گرفته اند و گاهی فرشته بودن با دو بال سفید هم برای این مخلوق خدا واژه کوچکی است. به نام نامی زن در بنای خانواده سهم زن و مرد یک اندازه نیست به صورت طبیعی، اولاً یکسان نیست، ثانیاً یک اندازه نیست؛ یعنی آنها سهم مشابهی در بنای خانواده ندارند و نیز سهم هر یک هم به یک اندازه و میزان نیست و هر کدام کمّیّت خاصّ خودشان را دارند. پس در اداره‌ی خانواده زن و مرد هر دو سهیم هستند؛ ولی هر یک سهم خاصّ یا کمّیّت خاصّی دارند. مثلاً اگر زن و مرد را در تولید و «تکثیر نوع» که یکی از کارهای اساسی انسان است در نظر بگیریم، می بینیم در این زمینه نقش مرد یک نقش کمتر و نقش زن یک نقش بیشتر و طولانی تر است. مثلاً برای زن دوران بارداری و شیرخوارگی فرزند هست و اصلاً امکان حضانت زن نسبت به فرزند بیش از آنکه مرد چنین امکانی را داشته باشد هست و از این قبیل، یا مثلاً فرض بفرمایید که مسئله ی تأمین معیشت خانواده، این از نظر اسلام مربوط به مرد است، یعنی داده شده به مرد، که آن هم یکی از اجزاء اداره ی خانواده است دیگر، یعنی شما نمی توانید بگویید که اداره ی خانواده یعنی اداره ی داخلی خانواده فقط، که از خانه آدم بیرون نیاید. نه، اداره ی خانواده شامل اداره ی همه ی شئون خانواده است از جمله تأمین معیشت.این مثلاً در شرع اسلام به عهده ی مرد است، زن هیچ‌گونه مسئولیِت و تکلیفی در این مورد ندارد، ولو پولدار هم باشد، ثروتمند هم باشد، توان کار هم داشته باشد، پول هم در بیاورد، آن پولی که در آورده مال خودش است؛ یعنی می تواند صرف معیشت خانواده اصلا نکند و یک چنین تکلیفی ندارد. پس در اداره ی خانواده زن و مرد هر دو سهیم اند، هر کدام سهمی خاص و با کمّیّتی خاص از این را دارند.

همسری، مادری، دختر بودن، نقش هایی که هر کدام به تنهایی برای آباد کردن یک باغ و یا خشک کردن آن کافی است. مقام زن در جایگاهی که محوریت عشق و محبت بر اساس وجود او بنا شده است. عالم و عالمیان عشق، محبت،دوست داشتن، مهربانی، وفاداری و فداکاری را از زن به عاریه گرفته اند و گاهی فرشته بودن با دو بال سفید هم برای این مخلوق خدا واژه کوچکی است.

خانواده را هم زن به وجود می آورد و اداره می کند؛ این را بدانید عنصر اصلی تشکیل خانواده زن است، نه مرد. بدون مرد، ممکن است خانواده ای باشد.زن خانواده اگر عاقل و با تدبیر و خانه‌دار باشد، خانواده را حفظ می کند. امّا اگر زن از خانواده‌ای گرفته شد، مرد نمی تواند خانواده را حفط کند. بنابراین، خانواده را زن حفظ می کند. زن در نگاه نخستین و به عنوان بزرگ‌ترین و اولین مسئولیت مسئولیت حفظ و اداره ی کانون گرم خانواده را که ما آن را پایه ی تشکّل اجتماعی خودمان می دانیم بر عهده دارد. این کار به عهده ی مرد نیست و از مرد بر نمی آید.

ادامه »

بر پیامبر (ص) صلوات ناقص نفرستید

16ام اسفند, 1396

 

کیفیت صلوات بر پیامبر اکرم، محمد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم از مباحثی است که علاوه بر بیان نحوه آن در متون دینی، مورد تأکید نیز قرار گرفته و ثواب و اجر بسیاری بر‌ آن مترتب گشته است، هر چند در نحوه فرستادن صلوات بین شیعیان واهل سنت اختلاف وجود دارد ولی اصل آن مسلّم است.

 

در آیه 56 سوره«احزاب» مى خوانیم: «اِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِىِّ یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیما»؛

(خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مى فرستند؛ اى کسانى که ایمانآورده اید، بر او درود فرستید و [در برابر اوامر او] کاملاً تسلیم باشید.)در این آیه مقام پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) به عالى ترین وجه ترسیم شده است؛ مقام پيامبر (صلي الله عليه و آله )آنقدر والا است كه آفريدگارعالم هستي و تمام فرشتگان كه تدبير اين جهان به فرمان حق بر عهده آنان گذاشته شده است بر او درود مي فرستند و این گونه به همه خلایق عالم این پیام را می رسانند که شما نيز با اين جهان هستي هماهنگ شويد: “اي كساني كه ايمان آورده ايد بر او درود بفرستيد و سلام بگوييد و در برابر فرمان او تسليم باشيد .”

در بیانی امام علی علیه السلام می فرماید: آنان ـ آل محمد صلی الله علیه و آله ـ محل اسرار خداوند ملجأ فرمان او و محل علم پروردگار هستند. آنان مرجع احکام خداوند و پناهگاه کتابهای او و کوههای استوار دین او می باشند

در حقیقت ذکر صلوات در هر زمان و در تمام حالات، امری مستحب است و آیه مبارکه بدون آن که زمان و مکان خاصی برای آن تعیین کند، به آن فرمان می دهد.

چگونه بر پیامبر درود بفرستیم؟

درست است که در آیه 56 احزاب، سخنى از آل پیامبر(صلى الله علیه و آله) به میان نیامده است، ولى در روایات بسیارى مى خوانیم که وقتى اصحاب و یارانش از حضرتش سوال کردند: چگونه درود و صلوات و سلام بر شما بفرستیم؟ پیامبراکرم (صلى الله علیه و آله) «آل» را در کنار خود قرار داد و تمام رحمت و درودى که از خداوند براى او تقاضا مى شد، براى «آل» خود نیز مقرر فرمود. این قرینه است بر اینکه صلوات و درود خداوند و ملائکه نیز تعمیم دارد، هم شامل پیامبر(صلى الله علیه و آله) و هم شامل «آل» او مى شود و این یک مساله ساده نیست؛ بلکه نشان مى دهد که آل پیامبر صلی الله و علیه وآله مقاماتى دارند در راستا و همسو با مقام پیامبر(صلى الله علیه وآله) و ماموریتى دارند که در جهاتى شبیه ماموریت اوست وگرنه این همه مقام تنها به خاطر خویشاوندى، غیر ممکن است.در بیانی امام علی علیه السلام می فرماید: آنان ـ آل محمد صلی الله علیه و آله ـ محل اسرار خداوند ملجأ فرمان او و محل علم پروردگار هستند. آنان مرجع احکام خداوند و پناهگاه کتابهای او و کوههای استوار دین او می باشند. (1)در قسمت دیگر از خطبه نهج البلاغه می فرماید:(لایقاس به ال محمد و هذا الامه احمد لا یسوی بهم من جرت نعمتهم علیه ابدا، هم اساس الدینی و عماد الیقین)؛ (هیچ کس از این امت را با آل محمد صلی الله علیه واله مقایسه نتوان کرد. آنان که ریزه خوار نعمت آل محمدند یا آنها برابر نخواهند بود. آنها اساس دین و ارکان یقین اند.) .(2)

ادامه »

توکّل

16ام اسفند, 1396
دستورالعمل ديگري كه جبرئيل براي موفّقيت پيامبر اكرم«صلی الله علیه و آله و سلم»از سوي خداوند آورد، در آيۀ «رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكيلا؛ همان پروردگار شرق و غرب که معبودی جز او نیست، او را نگاهبان و وکیل خود انتخاب کن» بيان شده است.
 
 

دستورالعمل ديگري كه جبرئيل براي موفّقيت پيامبر اكرم«صلی الله علیه و آله و سلم»از سوي خداوند آورد، در آيۀ «رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكيلا؛ همان پروردگار شرق و غرب که معبودی جز او نیست، او را نگاهبان و وکیل خود انتخاب کن»(1)  بيان شده است.

يعني‌ لازمۀ موفّقيت در هر كاري، توكّل است و بدون آن، رسيدن به موفّقيت امكان‌پذير نيست. اگر انسان در امور زندگی خداوند را وكيل قرار دهد، به مطلوب خود دست خواهد يافت. توكّل به اين معني است كه انسان به جايي برسد كه به جز خداوند تبارك‌‌ و تعالي به هيچ كس اميد نداشته باشد و خداوند را پناه خود بداند. پيامبر اكرم«صلی الله علیه و آله و سلم» اين حالت را صد در صد در خود به‌وجود آورده بودند. نمونه‌اي از توكّل آن حضرت در يكي از جنگ‌ها تجلّي پيدا كرد.

ادامه »

فاطمه، تحیت آسمانی خدا

15ام اسفند, 1396

 

خاتون خاک و افلاک

ماهها از رویش جوانه های بی حصار «هست شدن»ها گذشته است. زمان از سالی می گذرد که واپسین دعوت های دور از چشم نامأنوسانِ روشنی تمام شده است؛ حالا همه از کنار هر گمان بی صدایی هم که رد می شوند، می دانند تو در زوایای پنهان و آشکار گمان های تشنه مردم نشسته ای، حالا خدا فرمانِ تازه ای برای پیامبرش دارد، فرمانی که پیش از آنکه بر بال کبوتران تبسم نشین به تو ابلاغ شود، رؤیای آرامشی را در اعماق کائنات رقم زده و باعث شده است تا ساکنان آسمان پیشاپیش، حوالیِ حلولِ کسی در زمین به هلهله بنشینند؛ کسی که مضمون شفاف بهانه آفرینش است:

«یا «محمّد صلی الله علیه و آله »! خداوند علیّ اعلا سلامت را می رساند و به تو فرمان می دهد که چهل شبانه روز از همسرت خدیجه دوری گزینی.»

صدای جبرائیل را بر قوس اندوهِ فاصله ای ناگزیر، می شنوی. رنجی پنهان در پرده پوشیِ اجابتِ فرمانی عظیم گم می شود؛ همه می دانند که خدیجه در قلب تو تعبیر جاودانه ای از معنای زن است؛ اسطوره ای از وسعت یک روح! نمادی از عشق و همراهی! خلوصِ ماندگارِ تسلیم در برابر خدا! و حالا باید به فرمان خدا چهل روز از او دوری گزینی؛ از دنیای مهربانی ات!

ادامه »

مناقب فاطمی در شعر شیعی

15ام اسفند, 1396

 

ادب آل الله

شاعران مکتبی، هم درون مایه شعری خویش را از «باورهای دینی » می گیرند، هم تعابیر و ترکیبهای ادبی اشعارشان، تحت تاثیر فرهنگ واژگان و اصطلاحات «قرآن و حدیث » است. این شیوه، هم مستندات اندیشه های آنان را تبیین می کند، هم با ذهنیت عامه مردم که فرهنگ دینی دارند، راحت تر ارتباط برقرار می سازد.

این اثرپذیری از فرهنگ دینی در سروده های شاعران مکتبی، گاهی به صورت «تلمیح » است، گاهی «تضمین »، گاهی «اقتباس » و گاهی به شکلهای دیگر رنگ و بوی سخنان اولیاء الهی را با خود دارد. دامنه این بحث، بسی گسترده است، اما در این مختصر، نیم نگاهی به گوشه ای از این گنجینه داریم.

سروده های مربوط به حضرت فاطمه علیه السلام در آثار شاعران فارسی گوی، از این قاعده مستثنی نیست. در این اندک، تنها به گوشه ای از این حقیقت ادبی اشاره می شود، با نمونه هایی از آثار شاعران شیعه: مثلا «کفو» بودن علی علیه السلام برای فاطمه علیه السلام و اینکه اگر امیرالمؤمنین نبود، همتایی برای همسری زهرا علیه السلام یافت نمی شد. این مضمون که در احادیث فراوان آمده است. در شعر «فؤاد کرمانی » چنین جلوه یافته است:

در اوصاف کمال او همین کافی است

بر دانا که این دوشیزه را شوهر، امیرالمؤمنین آمد

ادامه »

مادر خوبی ها به بهانه میلاد دردانه نبی رحمت، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

15ام اسفند, 1396

 

فاطمه زهرا سلام الله علیها دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و خدیجه دختر خویلد، مادر مؤمنان بود. فاطمه کوچک ترین دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و محبوب ترین آنان در نزد وی بود. سلاله رسول خدا صلی الله علیه و آله جز از فاطمه، از دیگر دخترانش منقطع شد. آن حضرت پنج سال پس از بعثت در روز جمعه بیستم ماه جمادی الاخر، در شهر مکه پا به عرصه وجود گذاشت. سالروز میلاد ام ابیها و ام الائمه که مزین به نام روز مادر گردیده، بر همگان مبارک.

طلوع گل محمدی

این جا مکه مکرمه است.. و امروز جمعه.. 20 جمادی الثانی..از سال هشتم قبل از هجرت.

شب در سحرگاهان پنهان شد.. و فجر صادق به سوی کرانه روزی زیبا روانه گشت.خانه نبوت در این روز فرخنده که روز آدینه و عید است و روز شادی منتظرمهمان است.. آن هم چه مهمانی! محمد و خدیجه هر دو، لحظه شماری می کنند که باردرخت نبوت را برگیرند.

ناگهان گل های وجود شکوفا شده به عطر افشانی می پردازند.

نسیم می وزد..

پرندگان هوا نغمه سرایی می کنند..

فرشتگان سپاسگزارانه سر به سجده می افکنند.

در آن روز فرخنده و زیبا، همراه با هلهله ملائک، پرفروغ ترین شعاع نور محمد،طلوع می کند.

و.. زهرا به دنیا به می آید..

تولد بهترین زن

طلوع گل محمدی

فاطمه، تحیت آسمانی خدا

ادامه »