گزارش تصویری از برگزاری دعای پر فیض عرفه

4ام آبان, 1391

     این مراسم در بیت مرحوم آیت الله حاج شیخ علی محمد نجفی بروجردی با حضور طلاب مدرسه محدثه و جمعی از بانوان شهرستان بروجرد و با مداحی حاج مجید یاراحمدی در حالی برگزار گردید که آسمان نیز همراه با نجواگویان دعای عرفه حضرت سیدالشهداء، باران رحمت الهی خود را نثار دست های می کرد که بالا آمده و استغاثه می کردند.

التماس دعا

 

 

 

ريشه هاى فقر معنوى

4ام آبان, 1391

عوامل و ريشه هاى فقر معنوى عبارتند از:

  1. آرزوهاى دور و دراز كه سبب مى شود خود را هميشه نيازمند ببيند.
  2. وابستگى به دنيا كه انسان را گرسنه نگه مى دارد، در مقابل زهد كه غناى نفس است.
  3. فراموش كردن آخرت، كه خيال مى كند هر چه هست همين دنياست.
  4. چيزى را ارزشمندتر از پول نمى داند و حال آنكه بزرگى نفس، آبرو و شخصيّت، استقلال وجودى و آرامش وجدان از پول بالاترند، ولى بعضى آبرو را فداى پول و مال مى كنند. امام على(عليه السلام)در خطبه همّام مى فرمايد:«عَظُمَ الخالقُ فى اَنْفُسهِم فَصَغُرَ مادُونَهُ في أعيُنِهِمْ»:پرهيزگاران كسانى هستند كه خدا در نظرشان بزرگ و غير خدا در نظر آنها كوچك است.(1)

     آنها كه با خدا آشنا هستند غير خدا در نظرشان ارزشى ندارد، يك قطره آب در نظر كسى ارزش دارد كه دريا را نديده، و يا روشنايى شمع براى كسى ارزش دارد كه آفتاب را نديده است.

     آنها كه معرفة الله دارند غناى نفس هم دارند، و كسى كه غناى نفس داشته باشد دين، آبرو و شخصيّت خود را نمى فروشد.

1. نهج البلاغه، خطبه 193 .

 گفتار معصومين(عليهم السلام) ج1 -آیة الله مکارم شیرازی

روش برخورد با فتنه ‏ها

4ام آبان, 1391

امیر المومنین علی علیه السلام فرموند:

در فتنه‏ ها، چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد که سوارى دهد، و نه پستانى تا او را بدوشند.

 کن في الفتنة کابن اللبون  لا ظهر فيرکب و لا ضرع فيحلب

 

نهج البلاغه/ حکمت1

نمونه هايى از عزت نفس و مناعت طبع امام حسین علیه السلام:

4ام آبان, 1391

1):نوشته‏ اند: بين امام حسين (عليه السلام) و معاويه در مورد قطعه زمينى واقع در ذى مروه اختلافى رخ داد معاويه مى ‏خواست حق آن حضرت را نكول كند و حسين (عليه السلام) با آن فطرت ذاتى و با آن خصلت حق جوئى و ظلم ستيزى كه داشت حاضر نبود كه زير بار زور و تعدى رود امام (عليه السلام) خطاب به معاويه فرمودند:

     كه بايد يكى از سه پيشنهاد مرا بپذيرى:

     يا حق مرا خريدارى كنى يا آن را به خود من برگردانى يا ميان من و خود ابن عمر يا زبيرين عوام را داور قرار دهى و اگر اين پيشنهادها را قبول نكنى آن گاه شمشير خود را كشيده از مردم دعوت به حلف الفضول(1) خواهم نمود.

     سپس حسين بن على (عليه السلام) از مجلس معاويه با خشم و غضب بيرون رفت معاويه كه از اخلاق و شجاعت و شهامت و عزت نفس او با خبر بود پيغام داد كه من زمين را از تو مى ‏خرم، قيمت آن را دريافت نما!

     فرهاد ميرزا مى ‏افزايد: عبدالله بن زبير پيش معاويه آمد و از حسين (عليه السلام) تأييديه گرفت؟ و امام پيشنهاد نخستين خود را پذيرفت و زبير مزرعه را فروخت و به حضور امام (عليه السلام) آمد و گفت كسى بفرست تا قيمت آن را از معاويه دريافت نمايد.(2):

صفحات: 1· 2

عید قربان

4ام آبان, 1391

عید قربان گرچه آیین خلیل آزر است      ملت اسلام را امروز زیب و زیور است

حبّذا عیدى كه سرخ از خون قربانى او      گونه اسلام و روى ملت پیغمبر است

حبّذا روزى كه ابراهیم را در كوى دوست     ذبح اسماعیل از یك گوسفند آسان‎تر است

حاجیان از جان چنان بوسند آن سنگ سیاه      خانه حق را كه گویى خال روى دلبر است

سالى ار یك حج بود مر حاجیان را در حجاز      در خراسان خلق را هر روزه حجّ اكبر است

خانه حق را اگر خواهى بپو راه حجاز      ور بخواهى صاحب آن خانه در این كشور است

اندرین عیدى كه ملت را همه فرّ و بها      از نو آیین سنّت پاك خلیل آزر است

سعى تو مشكور باد و حجّ تو مبرور باد      در حریمى كز شرافت كعبه را تاج سر است

“صبوری”

حسين محور عزت و مصباح هدايت‏

4ام آبان, 1391

حماسه جاويدان عاشورا كه از بستر شنهاى داغ و سوزان كربلا1 سرزد، همواره الهام بخش نهضت هاى آزادى بخش و رهائى گستر ميليون‏ها انسان آزاده و افراد وارسته در طول تاريخ اسلام گريده است و شور و شوق و جذبه آن، همواره شيفتگان آزادى و طالبان افتخار و سربلندى را، به سوى محور اين عنصر آزادى بخش و كانون نجات، متوجه ساخته است بنيانگذار اين نهضت مقدس، همواره مصباح هدايت و سفينه نجات و كانون عزت و شرف و محور كرامت و مروت انسانها بوده است و خواهد بود حادثه جانسوز كربلا تاكنون مشعل فروزان محافل شيعه و عامل محرك مجامع آنان در طول قرون و اعصار و در گسترده نسل‏ها و اجيال و توده‏ها بوده است و در آينده نيز همچنان نور بخش و الهام بخش أمم اسلامى و ملل جهانى باقى خواهد ماند.

اكنون ما در اين صدد هستيم كه در حدود فهم و توان خويش از خصوصيات قهرمان اصلى اين حادثه بزرگ و از ويژگيهاى منحصر به فرد او سخن بگوئيم تا به رمز بقأ و جاودانگى اين حادثه، بهتر و بيشتر پى ببريم چون قهرمان اصلى اين حادثه آن چنان در هاله ‏اى از عظمت و بزرگوارى قرار گرفته است كه هرگز نمى ‏توان به سادگى نظيرى بر آن تصور، و شبيه ى به آن قايل شده و اين حادثه بزرگ آنچنان با باورهاى اعتقادى، اجتماعى، انسانى مردم، رقم خورده است كه هرگز نمى ‏توان آنرا از هم ديگر تفكيك و جدا نمود يا روزى به بوته نسيان و فراموشى سپرد. مردم مسلمان جهان، بويژه شيعيان و دوستداران آن امام همام (عليه السلام)، از آن روزهاى نخستين وقوع اين حادثه كه در سال 61 هجرى به وقوع پيوست به اهميت سرنوشت ساز اين حادثه جانسوز پى برده‏ اند و در راه تثبيت تاريخى آن، به تحرير و نگارش و بارگوئى درسهاى عبرت‏ آموز آن برآمده‏اند به حدى كه بخش اعظمى از قفسه ‏هاى كتابخانه بزرگ اسلامى را به اين امر مهم اختصاص داده ‏اند و در ضبط و نگهدارى آن با وسائل مختلف كوشيده ‏اند در بررسى علل و عوامل اصلى اين جاودانگى، بيش از هر چيز، خصوصيات روحى و عظمت شخصيت وجودى قهرمان اصلى اين حادثه، جلب توجه مى‏ كند درست است عوامل ديگرى هم در اين امر دخالت دارند مانند:

روحيه ظلم ستيزى و… .ولى عظمت روحى امام (عليه السلام) و خصوصيات روحى و اخلاقى او تمام اين عوامل را تحت الشعاع خود قرار مى‏دهد. و رمز جاودانگى هم در اين امر نهفته است. 

حسين بن على (عليه السلام) واجد تمام خصوصيات يك فرد كامل تربيت يافته آئين اسلام بود بلكه او أسوه و قدوه خداجويان جهان، به شمار مى ‏رفت در وجود او تمام علائم و نشانه ‏هاى يك شخصيت بارز اسلامى، موج مى ‏زد. در وجود مسعود و مبارك او، تمام صفات كمالى و ارزشى از قبيل:

آزادگى، جوانمردى، شرف، شهامت، شجاعت، صفا، وفا، صبر، پايدارى، استقامت، مروت، عظمت روحى، كرامت نفس، عزم استوار، اراده قوى، عزت نفس، مناعت طبع، مالامال بود ولى در بين تمام اين صفات برجسته و ملكات نفسانى، خصوصيت عزت نفس و مناعت طبع از تمام ويژگى ‏هاى آن حضرت، برجسته‏ تر و شاخص ‏تر مى ‏نمايد. كمى به تدبر و تأمل و انديشه بنشينيم تا در حد فهم خويش، به يكى از رموز جاودانگى قيام ابى عبدالله الحسين (عليه السلام) پى برده باشيم چون كه تمام اين آوازها مرهون آن صفات عالى و رهين آن ويژگى والاى معنوى و روحيه ممتاز و منحصر به فرد اوست كه توانسته است طالبان كمال و عاشقان تعالى و تحول روحى را، به سوى كعبه آمال خود جذب كند و خود در مغناطيس فضيلت و در محور قطب دائره انسانيت، گام سپرد آرى اين عزت نفس و مناعت طبع عالى او بود كه توانست او را از ورود به حقارت و پستى ‏ها، حراست كند و اين جوهره نفيس درونى او بوده كه توانست رضاى خدا را بر تمام خشنودى ‏ها، شادى ‏ها، تمتعات دنيوى ترجيح دهد تا از خاك به افلاك و از ملك، به ملكوت أعلى و از ثرى تا به ثريا برساند و او را با ملكوتيان، همنوا و هم شأن و هم رتبه بلكه والاتر سازد.

1. كربلا در سينه‏اش پنهان هزاران راز دارد    

هر زمان يك راز از اسرار خود ابراز دارد

كربلا درياى مواجى است بى مرز و كرانه    

موج عالمگير او دستى به هر سو باز دارد

مكتب خلقت نديده است چنو حسين آموزگارى    

اين چراغ آسمانى نور انسان ساز دارد

مات هفتاد و دو ملت از دو و هفتاد اويند     

در كجا فرماندهى، شسماهه يك سرباز دارد

حسان چايچيان

مقتل مقرم/ سيد عبدالرزاقمقرم‏ (ره)

خنجر شوق بر حنجر نفس

4ام آبان, 1391

ما مسلم و برنامه  ما  قرآن است

مليت  ما  به  پايه  ايمان است

عيدى  كه براى  ما  پسنديده خدا

فطر است  و غدير و جمعه و قربان است

 

 

 

عيد قربان جلوه گاه تعبد و تسليم ابراهيميان حنيف است . فصل قرب يافتن مسلمآنان به خداوند، در سايه عبوديت است.

اگر ابراهيم خليل ، در اجراى فرمانپروردگارش ، خنجر بر حنجر اسماعيل مى نهد، اگر اسماعيل ذبيح ، پدر را در اجراى امرخدايى ، تشويق و ترغيب مى كند، اگرشيخ الانبياءدرنهادن كارد بر حلقوم فرزندش ، لحظه اى ترديد و توقف نمى كند؛ همه و همه ، نشانهمسلمانى آن پدر و پسر و شاهد صداقت در عقيده و عشق ، و وفادارى در قلمروبندگى است .

عيد قربان ، مجراى فدا كردن عزيزترين يعنى خدا است .

عيدقربان ، مجراى فيض الهى و بهانه عنايت رحمانى به بندگان مومن ومسلم ومطيع است .

قربانى تو در اين چيست ؟

در راه خدا، چه چيزفدا مى كنى ؟

با چه وسيله، به استان پروردگار،تقرب مى جويى ؟ و كدام فديه را به قربانگاه صدق ، عشق ، اخلاص و وفا مى آورى؟

براى اولياء الله عيد قربان مجمع الشواهد صدق درگفتار، كردار، ادعا و عمل است . تو نيز، اگر بتوانى رضاى خويش را فداى رضاى حق كنى، اگر بتوانى از خواسته دل در راه خواسته دين چشم بپوشى ، اگر بتوانى ازداشته هاوخواسته ها بگذرى ، آنگاه ، به مرز عبوديت وبه حوزه قربانگاه قدم نهاده اى .

صفحات: 1· 2

آتشی در قلوب

4ام آبان, 1391

 قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم):

ان لقتل الحسين (عليه السلام) حراره فى قلوب المؤمنين لا تبرد أبدأ

     در شهادت ابى عبدالله الحسين (عليه السلام) آتشى در قلوب مؤمنين برافروخته شده است كه هرگز خاموشى پذير و سرد شونده نيست.


منبع:

  • مقتل مقرم / سيد عبدالرزاق مقرم‏ (ره)

نيکبخت و بدبخت کدام است؟

4ام آبان, 1391

      ازعاقلى پرسيدند:

     نيکبخت کيست و بدبختى کدام است ؟

     در پاسخ گفت:

      «نيک بخت آن است که خورد و کشت کرد، بدبخت آن کسى است که مُرد و گذاشت» .

 

مکن نماز بر آن هيچ کس که هيچ نکرد               

    که عمر در سر تحصيل مال کرد و نخورد

عید قربان تجلی جمال الهی

3ام آبان, 1391

      قربانی کردن طبق نص صریح آیه 37 سوره حج، نشانه تقوی و فدا کاری در راه بینوایان و فقراست. عید قربان از منظرگاه‌های خاصی قابل تماشا و حظ بصر است اما زیباترین و نزدیکترین منظر را نسبت به جان آدمی و عید قربان، عرفان برقرار کرده است. عید قربان که همان کشتن نفس اماره معرفی شده تجلی جمال الهی است. حج گذار که در تماشای این مسیر الهی است می‌خواهد از احرام خارج شود و بار دیگر چون میهمانی از راه بعید به طبیعت مادی ما پا می‌گذارد.

 برخیز و به میدان رو          در حلقه رندان رو

رو جـانـب مهمان رو          کـز راه بـعـید آمد

پراهمیت بودن عید قربان

     دین‌پژوهان معاصری که به پژوهش و کاوش در ادیان ابتدایی مشغول هستند چندین ویژگی مشترک را میان ادیان ابتدایی برمی‌شمارند که یکی از این ویژگی‌ها، قربانی کردن است. شاید بتوان گفت انجام و اهدای قربانی یکی از اساسی‌ترین پایه‌های پیدایش دیگر ارکان مذهبی باشد. قربانی کردن در دین اسلا‌م بسیار پراهمیت تلقی شده است. تا جایی که یکی از اعیاد بزرگ مسلمانان نیز به این نام خوانده می‌شود. این عید و مراسم، از زوایای گوناگون دینی، عرفانی، فلسفی و اجتماعی قابل بررسی و تبیین است در قرآن آمده است که: ان اول بیت وضع للناس للذی ببکه مبارکا  همانا نخستین خانه‌ای که برای مردم بنا نهاده شد، خانه پربرکتی است که در مکه قرار دارد و این خانه الهی که کعبه نام دارد، زیارتگاه اهل ولی است که به حکم خداوند تبارک در سوره آل عمران بر هر کسی که توانایی رفتن بدان را داشته باشد واجب است.

     حج بعد از نماز، روزه و زکات چهارمین رکن دین محسوب می‌شود و همانگونه که درباره قربانی که خود یکی از اعمال حج است، گفته شد، خود حج نیز از منظرهای گوناگونی قابل شناخت است.

صفحات: 1· 2


 
اسرار عبادات