ظهور پس از ارتداد اکثر معتقدین به امامت حضرت مهدی(عج)

شهریور 8ام, 1394

تعبیر برخی از روایات ما چنین است که ظهور آن بزرگوار اتفاق نمی‌افتد، «حَتَّى یَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ أَکْثَرُ الْقَائِلِینَ‏ بِه‏»![1]

تعبیر امام عسکری(علیه السلام)[2] بسیار سنگین است. یعنی بیشتر معتقدین به امامت حضرت، از این عقیده برمی‌گردند و سپس ظهور آن بزرگوار محقق خواهد شد.

این روایت به معنای آن نیست که ما در راستای بی‌اعتقادی به امام عصر(علیه السلام) قدم برداریم تا ظهور نزدیک شود!

اگرچه این معنا به شکل عجیبی شهرت پیدا کرده اما مشخص نیست اصلاً کسی در عالم تشیع چنین معنایی را از این روایت برداشت کرده است یا خیر!

در بین طلبه ها قاعده‌ای وجود دارد که «رُبَّ شُهرَةٍ لا اصلَ لَها»، برخی چیزها بسیار مشهور است اما هرچه بررسی می‌کنیم، قائلی برای آن وجود ندارد! این نیز از آن دسته است. من با همه مطالعاتی که داشته‌ام، تابه حال در هیچ کتاب و نوشته‌ای از هیچ کسی، مشهور یا غیر مشهور ندیده‌ام که او ابراز کند که چنین اعتقادی دارم!

چنین آدم‌هایی اگر هم باشند، علی القاعده تعدادشان در دوره‌ی تاریخ تشیع زیاد نبوده است. چنین فهم و برداشتی را هیچ شیعه‌ و اهل سنتی از این روایات نداشته است. روایات مربوط به ظهور حضرت مهدی(سلام الله علیه) در کتب اهل سنت هم نقل شده است اما آنان نیز چنین برداشتی نداشته‌اند.

در روایات پیش‌بینی‌هایی شده که مثلاً وقتی زمین پر از ظلم و جور شود، حضرت ظاهر می‌شوند. در میان اهل سنت نیز مشاهده نشده است که کسی توصیه کند که دست به ظلم و جور بزنید تا ظهور آن موعود نزدیک شود! لذا نه در میان شیعه و نه در بین اهل سنت چنین چیزی مشاهده نشده است.

اگر در روایات چنین مسئله‌ای را گفته‌اند، خواسته‌اند به نحوی از آن طرف به شما هشدار دهند که حتی اگر زمین هم پر از ظلم و جور شد، شما دست از اعتقاد خود بر ندارید. فکر نکنید کار به آخر رسیده و رشته‌ی کار از دست خدا به در رفته است و دیگر قابل اصلاح نیست. به آن‌جا هم که برسد، خدای متعال قدرت نمایی می‌کند و حجت خود را ظاهر و بارز می‌کند. شما درست از طریق حق برندارید!

اگر گفته‌اند «حَتَّى یَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ أَکْثَرُ الْقَائِلِینَ‏ بِه» ظهور اتفاق نمی‌افتد، مگر این‌که اکثر آنان که به امامت اعتقاد دارند، از عقیده‌ی خود برمی‌گردند و از آن دست می‌شویند، به این معناست که شما جزء آن اقلیت باش و با اکثریت همراه نشو. لذا در روایات داریم که می‌فرمایند:

«تَمَسَّکُوا بِالْأَمْرِ الْأَوَّل‏»[3]،

یعنی به همان اعتقادی که پدر و مادر و قدمای شما داشته‌اند، باقی بمانید.

[1] کمال الدین و تمام النعمة، ج ‏2، ص 385.

[2] امام جواد (علیه السلام) در روایت دیگری می‌فرمایند: ...أَنَّهُ یَقُومُ بَعْدَ مَوْتِ ذِکْرِهِ وَ ارْتِدَادِ أَکْثَرِ الْقَائِلِینَ‏ بِإِمَامَتِهِ (کمال الدین و تمام النعمة، ج ‏2، ص 378).

[3] الغیبة (للنعمانی)، ص 159.

منبع: maemaeen.ir

شیوه های همسرداری و سبک زندگی همسران از نگاه اهل‌بیت علیه السلام

شهریور 8ام, 1394


منابع دینی، زن و شوهر را مکمل یکدیگر در تعالی روحی و معنوی برشمرده و بر لزوم رعایت احترام متقابل و انجام وظایف خود در قبال خانواده تاکید کرده است.

از توصیه‌های پیامبر و ائمه طاهرین علیهم السلام در خصوص نحوه ارتباط و معاشرت همسران با یکدیگر نمونه های در ذیل آمده، این موارد را بخوانیم.

تامین رفاه مناسب

یکی از حقوقی که خداوند برای زن بر عهده شوهر قرار داده است تامین رفاه مناسب است، رسول اکرم صلی الله علیه و آله در این خصوص فرموده‌اند؛ کسی که خداوند به او در امکانات و دارایی گشایشی داده است و او بر خانواده خود سخت می‌گیرد، از ما نیست. (مستدرک الوسایل ج ۱۵)

همچنین آن حضرت درباره ارزش تلاش مردم در تامین نیازهای مادی خانواده خود گفته‌اند، تلاش مرد برای رفاه خانواده مانند مجاهد در راه خداست. (کافی ج ۵)

در روایتی دیگر از آن حضرت نقل شده است، اگر مردی برای تامین نیازهای خانواده‌اش بیرون برود خداوند در مقابل هرگامی که برمی‌دارد یک درجه برای او می‌نویسد و چون در تامین نیازهای آنان از کار فارغ شود آمرزیده محسوب می‌شود. (کنزالعمال ج ۱۶)

اظهار محبت

از مهمترین جلوه‌های محبت و تکریم در زندگی، جلوه‌های زبانی و گفتاری است به زبان آوردن عشق، دوستی و محبت، به گفت‌وگو نشستن، مشورت کردن، تاثیر بسیاری در جلب اعتماد همسر دارد و سبب برطرف شدن مشکلات زندگی خواهد شد.
البته محبت به خانواده و همسر تا آن جا مورد قبول دین اسلام است که سبب از دست دادن محبت خدا و رسول خدا و ارزش‌های الهی نشود.

سبب زیاد شدن ایمان

پیامبر اکرم فرمودند؛ هرگاه ایمان بنده‌ای زیاد شود، محبت او نسبت به همسرش زیاد می‌گردد. (مستدرک الوسایل ج ۱۴)

در این خصوص نیز امام صادق علیه السلام فرموده‌اند؛ من گمان ندارم بر ایمان مردی اضافه شود مگر اینکه محبت و علاقه او به همسرش زیادتر می‌گردد. (وسایل الشیعه ج ۲۰)

برتر از اعتکاف در مسجدالنبی

رسول اکرم فرمودند:

نشستن مرد در کنار همسرش، نزد خدای متعال از اعتکاف در مسجد من محبوب‌تر است. (وسایل‌الشیعه ج۱۴)

تکریم خداوند

رسول اکرم‌ صلی الله علیه و آله فرمود:

هر کس همسرش را تکریم نماید، خدای عز و جل را تکریم نموده است. (بحار ج۱۰۳)

نشانه کمال ایمان

پیامبر‌ صلی الله علیه و آله فرمود:

کامل‌ترین مومنین از جهت ایمان کسی است که از جهت اخلاق نیکوترین آن ها باشد و برترین شما کسانی هستند که با زن خود خوش‌رفتار باشند. (بحار ج۱۰۲)

به بداخلاق زن ندهید

حسین‌بن بشار می‌گوید؛ به اباالحسن الرضا‌ علیه السلام نوشتم، یکی از نزدیکانم بداخلاق است، برای خواستگاری فرزندم نزد من آمده است، امام فرمودند؛ اگر بداخلاق است به او زن ندهید (وسایل‌الشیعه ۱۴)

ادامه »

دعا برای خانواده و دوستان

شهریور 8ام, 1394

اَللَّهُمَّ أَغْنِنَا عَنْ هِبَةِ الْوَهَّابِينَ بِهِبَتِكَ‏

وَ اكْفِنَا وَحْشَةَ الْقَاطِعِينَ بِصِلَتِكَ حَتَّى لاَ نَرْغَبَ إِلَى أَحَدٍ مَعَ بَذْلِكَ‏

وَ لاَ نَسْتَوْحِشَ مِنْ أَحَدٍ مَعَ فَضْلِكَ‏


ای خداوندی که عجایب عظمت تو پایان نپذیرد، درود بفرست بر محمد و خاندانش و ما را از سرگرایی در برابر عظمت خود بازدار.

ای خداوندی که زمان فرمانرواییت را نهایتی نیست، درود بفرست بر محمد و خاندانش و ما را از مکافات عقوبت خویش رهایی بخش.

ای خداوندی که خزاین رحمتت فنا نشود، درود بفرست بر محمد و خاندانش و ما را از رحمت خویش نصیبی ده.

ای خداوندی که دیدگان از دیدارت فرومانند، درود بفرست بر محمد و خاندانش و ما را به مقام قرب خود نزدیک ساز.

ای خداوندی که در برابر عظمت تو هر عظمتی حقیر نماید، درود بفرست بر محمد و خاندانش و ما را در نزد خود گرامی بدار.

ای خداوندی که هر نهانی پیش تو آشکار است، درود بفرست بر محمد و خاندانش و ما را در پیشگاه خود رسوا مگردان.

خداوندا، ما را به عطای خویش از عطای هر بخشنده ای بی نیاز گردان.

به پیوند خویش وحشت تنهایی از ما دور بدار تا به بخشش تو به کس جز تو نگراییم

و در پناه جود و احسان تو از کس نهراسیم.

ادامه »

وقتی استاد قرائتی فوتبالیست می‌شود!

شهریور 8ام, 1394

كارگران نمونه را به جايگاه دعوت كردم

و دست آنها را بوسيدم.

مردم گفتند:

اين دست ‏بوسىِ شما كه به روايت عمل كردى،اثرش بيشتر از سخنرانى بود.


* زيبايى معارف اهل ‏بيت‏(علیهم السلام)

در يكى از سخنرانى ‏هايم در خارج از كشور، فرازى از دعاى ابوحمزه را تحت عنوان «عوامل سقوط جامعه» توضيح مى ‏دادم. بعد از جلسه دكترى آمد و ضمن تعريف كردن گفت: من خيلى لذّت بردم و خوشحال هستم.

دليلش را پرسيدم؟.

گفت: براى من بسيار تعجّب ‏آور و شگفت ‏انگيز بود كه امام سجاد عليه السلام در يك سطر و جملۀ دعا، عوامل سقوط جامعه را بر شمرده است، آنجا كه مى ‏فرمايد:

«الّلهم انّى أعوذ بك من الكَسل و الفَشل و الهَمّ و الجُبن و ...»

* خوابم، نماينده امام نيست!

تا دير وقت در جايى مهمان بودم؛ موقع خوابيدن به صاحبخانه گفتم: موقع نماز صبح مرا بيدار كن.

گفت: عجب! شما كه نماينده امام هستى، چنين مى ‏گويى!.

گفتم: آقا! خودم نماينده امام هستم، خوابم كه نماينده امام نيست!.

* توجّه به حال مستمعين‏

اوائل كه كاشان بودم، ماه مبارك رمضان بعد از افطار سخنرانى داشتم. يك شب گرم صحبت بودم و جلسه داغ بود و كمى طول كشيده بود. يك نفر بلند شد و گفت:

آقاى قرائتى! مثل اينكه امروز بعد از ظهر خوب استراحت كرده ‏اى و افطار هم دعوت‏ داشته‏ اى و خوب خورده ‏اى؛ من امروز سَرِ كار بوده ‏ام، خيلى خسته ‏ام، افطارى هم آش تُرش خورده ‏ام، بس است، چقدر صحبت مى ‏كنى!.

* استخاره در حال طواف‏

در حال طواف به دور خانه خدا، روى ديوار حجر اسماعيل قرآنى بود، برداشته و باز كردم، آيات مربوط به ساختن خانه خدا آمد:

«و اذ يرفع ابراهيم القواعد ....» (بقره 127)

در همان حال طواف اين آيات را تلاوت كرده و لذّت بردم.

بعد از طواف آمدم براى نماز پشت مقام ابراهيم و دوباره قرآن را باز كردم، اين آيات آمد:

«و ارزُق اهله من الثمرات ...» (بقره 126)

در اين هنگام يكى از دوستان كنار من نشست و يك موز و چند بادام به من داد، گفتم اين قسمت از آيه نيز تعبير شد.

ادامه »

فراخوان نخستین جشنواره ملی وبلاگ نویسی غدیر، تجلی ولایت و امامت اعلام شد

شهریور 8ام, 1394

محورها

۱- غدیر، طرح کلی اسلام برای اداره جامعه

۲- امیرالمومنین (ع) معیار زندگی و محور وحدت

۳- غدیر، مضمون تعالی بخش برای همه بشریت

جوایز

نفرات اول یک میلیون تومان

نفرات دوم پانصد هزار تومان

نفرات سوم دویست و پنجاه هزار تومان

برندگان قرعه کشی صد هزار تومان

تقویم

مهلت ثبت نام و ارسال آثار: یکم شهریور الی سی و یک شهریور ماه ۱۳۹۴

زمان برگزاری جشنواره: دهه ی امامت و ولایت (۱تا ۱۰ مهر ۱۳۹۴)

اولین مسابقه سراسری وبلاگ‌نویسی غدیر با هدف ترویج و اشاعه فرهنگ غنی غدیر و معارف علوی در فضای مجازی آغاز شده‌است .

موضوعات فراخوان ملی وبلاگ‌نویسی غدیر تجلی ولایت و امامت در راستای ضرورت توجه جدی و مستمر به آموزه‌های علوی در تمامی ابعاد زندگی بشریت به ویژه در بعد حکومتی، مدیریتی و اخلاق است که نیاز بسیار جدی و ضروری جوامع امروزی است.

محورهای جشنواره شامل «غدیر، طرح کلی اسلام برای اداره جامعه»، «امیرالمومنین(علیه السلام) معیار زندگی و محور وحدت» و «غدیر مضمون تعالی بخش برای همه بشریت» است.

داوری در سه مرحله غربال‌گری، میانی و نهایی انجام می‌گیرد. وبلاگ‌های راه یافته به مرحله نهایی در دو بخش محتوایی و فنی توسط کارشناسان داوری ارزیابی می‌شوند. آغاز داوری جشنواره پس از اتمام مهلت ثبت نام است و مرحله غربالگری در زمان ثبت نام صورت می‌گیرد.

جوایز نفرات اول درهریک ازمحورهای جشنواره شامل کمک هزینه سفر به نجف اشرف به مبلغ یک میلیون تومان، نفرات دوم درهر یک ازمحورهای جشنواره کمک هزینه سفر به کربلای معلی به مبلغ پانصد هزار تومان، نفرات سوم در هر یک از محورهای جشنواره کمک هزینه سفر به مشهد مقدس به مبلغ دویست و پنجاه هزار تومان است.

علاوه بر جوایز فوق، میان تمام شرکت‌کنندگان راه یافته به مرحله نهایی قرعه کشی صورت گرفته و به 10 نفر مبلغ صد هزار تومان کمک هزینه سفر به حرم حضرت معصومه(س) اهدا می‌شود.

علاقمندان تا یکم مهرماه فرصت دارند تا در این جشنواره ملی شرکت کنند و زمان برگزاری جشنواره دهه امامت و ولایت (1 تا 10 مهر) خواهد بود.

علاقه‌مندان برای ثبت نام می‌توانند به سایت جشنواره به نشانی www.jashnvareh-ghadir.ir مراجعه کنند.

منبع : خبرگزاری بین‌المللی قرآن- ایکنا

مشکلی که خواب را از چشمان رهبرمان ربود!

شهریور 8ام, 1394

واقعیت صله رحم مجازی

شهریور 8ام, 1394

مصادیق صله رحم مورد تایید اسلام چیست؟

آیا صله رحم قاعده و قانون خاصی دارد؟

و بسیاری سؤال های دیگر که برای یافتن پاسخ این سؤالات پای سخنان «حجت الاسلام عبدالحسین مشکانی»، رییس موسسه علوم راهبردی ادیان و جنبش ها (معراج) و مؤسس بنیاد معنویت و تمدن نشسته و از سخنان ایشان بهرمند می شویم

با توجه به توصیه های دین اسلام صله رحم چه تأثیری بر سبک زندگی افراد و چه جایگاهی در آموزه های دینی دارد؟

نخست لازم است سبک زندگی را تعریف و سپس جایگاه صله رحم در جغرافیای آن تبیین شود.

واقعیت آن است سبک زندگی چنانکه برخی می پندارند، مشتی گزاره اخلاقی نیست که از سوی یک استاد اخلاق یا در یک کتاب اخلاقی تدریس و مطالعه شود.

آنچه مقصود رهبر معظم انقلاب بود، این تعریف بی در و پیکر از سبک زندگی نیست. در نگاه ایشان سبک زندگی ساختار مشخص و نسبتی وثیق با مقوله تمدن سازی دارد. به تعبیر رهبری، سبک زندگی بخش اصلی و نرم تمدن نوین اسلامی را تشکیل می دهد.

سبک زندگی در یک تعریف علمی و دقیق عبارت است از:

مجموعه ای به هم پیوسته و مرتبط با هم از الگوهای رفتاری در حوزه های مختلف حیات بشری.

به بیان دیگر، انسان دارای ساحات و حوزه های مختلفی است – از جمله حوزه سیاست، حوزه تربیت، حوزه اقتصاد، حوزه حقوق، حوزه فرهنگ یا هر حوزه دیگری که بتوان بر اساس مبانی انسان شناختی اسلامی برای انسان تعریف کرد، و در تمام این ساحات نیازمند الگوی رفتاری است. این الگوهای رفتاری نیز باید مقرون به حجیت شرعی باشد، بنابراین، صحبت از استنباط و فقاهت به میان می آید. یعنی فقیه متولی استنباط و ارائه الگوهای رفتاری در تمامی حوزه های حیات بشری است.

ادامه »

اثر قرائت قرآن توسط حامل علم آن

شهریور 8ام, 1394

یکی از اقدامات امام سجاد(علیه‌السلام) تلاوت قرآن با لحن حزین بود.

اگر حامل علم قرآن، قرآن را چنین تلاوت نماید، آثار عجیبی در مخاطبان ایجاد می‌کند.

خدا مرحوم آیت الله میرزا مهدی اصفهانی(رحمت الله علیه) را رحمت کند. کسی نقل می‌کرد، که:

برادرم شاگرد ایشان بود. روزی مرا برای کاری به منزل ایشان فرستاد. وقتی به منزل میرزا رفتم، ایشان سر حوض مشغول وضو بود. من را که دید، پرسید:

می‌دانی قرآن چیست؟!

عرض کردم: بله؛ معلوم است دیگر!

پرسید: می‌دانی تلاوت قرآن یعنی چه؟

گفتم: بله!

فرمود: نه؛ تلاوت قرآن یعنی این که وقتی قرآن می‌خوانی چنین باشد که خود ذات اقدس خداوند متعال با تو صحبت می‌کند.

بعد میرزا چند آیه برای من خواند. من احساس کردم که انگار یک دفعه از روی زمین بلند شدم. حال عجیبی به من دست داده بود و اصلاً نمی‌فهمیدم کجا هستم! فاصله‌ی بین خانه‌ی ایشان و خانه‌ی خودمان را در وضعیتی عجیب طی کردم. وارد خانه شدم. وقتی برادرم مرا دید، به من به صورت تعجب‌آوری گفت:

میرزا برایت قرآن خوانده!

خدا کمی از علم قرآن را به میرزا داده بود. ان شاء الله امام زمان(علیه السلام) به زودی ظاهر شوند؛ زمانی که حضرت قرآن تلاوت بفرمایند، می‌فهمید که تلاوت قرآن آن حضرت، با تلاوت‌هایی که در این روزگار رایج شده، تفاوت دارد.

در روایات داریم که در آخر الزمان، قرآن را با تغنّی می‌خوانند.[1] یک آقایی در بحث تعلیم قرآن می‌گفت: اگر سنتور این‌جا بود، می‌گفتم این قاری چه کرده است! معلوم بود که این قاری این کاره است! اگر کسی بخواهد برای خوب قرآن خواندن سنتور یاد بگیرد، این تلاوت قرآن را باید در کوزه گذاشت و آبش را خورد!

زمانی که حضرت زین العابدین(علیه‌السلام) قرآن تلاوت می‌فرمودند، کسانی که کارشان سقایی بود و می‌خواستند از کنار خانه‌ی حضرت عبور کنند، خشکشان می‌زد. آن‌قدر کنار خانه‌ی حضرت می‌ماندند که از این مشک چک چک آب می‌رفت و تمام می‌شد. حضرت این گونه قرآن می‌خواندند و به مردم می‌فهماندند که قرآن واقعی پیش ماست.

[1] . بحارالأنوار (ط - بیروت)، ج‏89، ص: 190: عَنْ حُذَیْفَةَ بْنِ الْیَمَانِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ اقْرَءُوا الْقُرْآنَ‏ بِلُحُونِ الْعَرَبِ وَ أَصْوَاتِهِمْ وَ إِیَّاکُمْ وَ لُحُونَ أَهْلِ الْفِسْقِ وَ أَهْلِ الْکِتَابَیْنِ وَ سَیَجِی‏ءُ قَوْمٌ مِنْ بَعْدِی یُرَجِّعُونَ بِالْقُرْآنِ تَرْجِیعَ الْغِنَا وَ الرَّهْبَانِیَّةِ وَ النَّوْحِ لَا یُجَاوِزُ حَنَاجِرَهُمْ مَفْتُونَةٌ قُلُوبُهُمْ وَ قُلُوبُ الَّذِینَ یُعْجِبُهُمْ شَأْنُهُمْ‏.

منبع: maemaeen.ir

بی‌نیازی بدون داشتن مال/حکایتی از مرحوم آیت الله قمی(ره)

شهریور 8ام, 1394

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمود:

مَنْ‏ أَرَادَ الْغِنَى‏ بِلَا مَالٍ‏ وَ الْعِزَّ بِلَا عَشِیرَةٍ وَ الطَّاعَةَ بِلَا سُلْطَانٍ فَلْیَخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیَةِ اللَّهِ إِلَى عِزِّ طَاعَتِهِ فَإِنَّهُ وَاجِدٌ ذَلِکَ کُلَّه‏ [1].

اگر کسی غنا و ثروتی که وابسته به مال و عزتی که وابسته به خاندان و طایفه نباشد می‌خواهد، از زیر پرچم معصیت خدا که اطاعات شیطان است خارج شود و زیر پرچم اطاعت خدا برود.

اگر اهل طاعت خدا شوی، حتی اگر ذره‌ای پول نداشته باشی، احساس می‌کنی که ثروتمندی.

خَیْرَ الْغِنَى غِنَى‏ النَّفْس [2].

کسی که غنای نفس داشته باشد، پیشنهاد مال حرام را نیز نمی‌پذیرد و آن را رها می‌کند.

خداوند مرحوم آیة الله العظمی حاج آقا حسین طباطبایی قمی را رحمت کند. ایشان که بسیار با تقوا بود، چند ماهی پیش از مرحوم آقای بروجردی(ره) مرجعیت شیعه را عهده‌دار شد. از وقتی مرحوم آقا سید ابوالحسن اصفهانی فوت کرد، در نجف می‌دیدند که آقای قمی بسیار به حرم امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) مشرف می‌شود و بالا سر حضرت نماز حضرت جعفر طیار می‌خواند.

از ایشان پرسیدند: آقا چه می‌کنید؟

ایشان پاسخ داد: می‌آیم نماز حضرت جعفر می‌خوانم که خدا مرگ مرا زودتر برساند!

چون مسئولیت مرجعیت سنگین است و من نه در خودم می‌بینم که آن را نپذیرم و نه آن را تحمل کنم؛ لذا از خدا می‌خواهم که زودتر مرا از این دنیا ببرد و بعد از سه ماه نیز از دنیا رفت.

این بزرگوار که آدم بسیار خوش‌مشربی بوده، یک بار در صحبتی گفته بوده که من تا 50 هزار تومان  تقوا دارم! [3]

پرسیدند: آقا این جمله یعنی چه؟

ایشان فرموده بود: زمانی میان دو خان ثروت‌مند بر سر ملک بزرگی نزاعی درگرفت. آن‌ها برای حل دعوا نزد من آمدند [4].

هر کدام مدارک خود را آوردند و صحبت کردند. بنا شد من آن روز بررسی کنم و فردای آن روز حکم را صادر کنم. اواخر شب بود که کسی در زد و من در تاریکی دم در آمدم. کسی که چهره‌اش را در تاریکی نشناختم، بسته‌ی بزرگی را از لای در داخل خانه گذاشت و گفت: این 50 هزار تومان پول را فلانی که ـ یکی از طرفین دعوا بود ـ داده و گفته این آجیل بچه‌های حاج آقا حسین قمی است!

حاج آقا حسین قمی بسیار عیال‌وار بود و تحت فشار مالی زندگی می‌کرد. حاج آقا حسین که فهمیده بود این پول رشوه است، کیسه را از لای در بیرون انداخته و گفته بود: بچه‌های من آجیل نمی‌خورند!

این غنا و بی‌نیازی وابسته به مال نیست. مرحوم آقای قمی هم بلد بود که برای گرفتن آن پول توجیه بیاورد. می‌توانست مثل روزگار ما بگوید این رشوه نیست،

پول چایی است!

هدیه است!

حتی می شد آن را بابت رد مظالم استفاده کند. می‌توانست بگوید این پول‌دارها معمولاً اهل خمس و سهم امام نیستند و این پول را به جای سهم امام‌هایی که او نداده بردارد! این‌ها توجیهاتی است که ممکن است عوام آن‌ها را موجه بدانند ولی فقیه می‌داند که این توضیحات باطل و بی‌فایده است!

اگر کسی می‌خواهد غنایی غیر وابسته به مال و ثروت و عزتی غیر وابسته به دیگران داشته باشد، باید زیر پرچم طاعت خدا ساکن شود.

[1]. مجموعه ورام، ج 1، ص 51.

[2]. من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 402.

[3]. 50 هزار تومان در آن زمان بسیار ارزشمند بوده است. اگر در نجف بپرسید کوچه‌ی 100 تومانی‌ها کجاست، به شما نشان خواهند داد و ویژگی افراد ساکن در آن کوچه این بوده که 100 تومان پول داشته‌اند!

[4]. تا زمان رضاخان، عدلیه و دادگستری رسمی وجود نداشته و مردم با مراجعه به فقها نزاع خود را حل و فصل می‌نمودند. قضاوت مجتهد برای دستگاه حکومتی نیز معتبر بوده است.

منبع:  maemaeen.ir

حکایتی از مرحوم آیت الله بروجردی در استفاده‌ی صحیح از مال

شهریور 7ام, 1394

برخی گمان می‌کنند که اگر گاهی در باب نکوهش مال و منال سخن به میان می‌آید، بدان معناست که خود آن مال بد است، اما چنین نیست!

مرحوم آیت‌الله بروجردی ـ رحمه الله ـ چنین نقل می‌فرمایند:

در اوایل طلبگی، پدرم ماهی 3 تومان (به ارزش پول آن زمان) به من شهریه می‌داد. از آن‌جا که در آن دوران فقهای بزرگی در حوزه‌ی علمیه اصفهان حضور داشتند و آن حوزه قدرت علمی زیادی داشت، پس از مدتی برای ادامه‌ی تحصیل از بروجرد به اصفهان آمدم.پدرم به بنده فرموده بود که من با فلان تاجر در بازار اصفهان حساب دارم. به او می‌سپارم که ماهی 3 تومان به شما بدهد[1]. اول هر ماه قمری نزد او برو و این مبلغ را دریافت کن.من هم در ابتدای هر ماه به مسجدی که در بازار اصفهان و اطراف حجره‌ی او بود می‌رفتم. نماز ظهر و عصر را می‌خواندم و برای دریافت پول نزد او می‌رفتم. وقتی پس از نماز ظهر و عصر به سمت حجره‌ی او می‌رفتم، معمولاً هنگام نهار خوردن بود. از جلوی حجره‌های تجار بازار که عبور می‌کردم، یکی چلوکباب می‌خورد، یکی چلو مرغ، یکی چلو خورش؛ خلاصه اغلب یک نهار حسابی می‌خوردند. هر ماه که به حجره‌ی این رفیق پدرم که می‌رسیدم، می‌دیدم که یا نان و ماست می‌خورد یا نان و دوغ یا نان و کشک یا نان و پنیر یا امثال آن. حالا یک بار یا دو بار بگوییم هوس کرده که چنین غذای ساده‌ای بخورد اما من در این چند وقتی که نزدش می‌رفتم می‌دیدم که چنین غذاهایی می‌خورد. البته من فضولی و جسارت نمی‌کردم و علت این کار را جویا نمی‌شدم[2].

گذشت و سیلی آمد و پلی را ـ در اصفهان یا اطراف ـ خراب کرد. در آن روزگار حکومت به این امور رسیدگی نمی‌کرد و باید خیرین جمع می‌شدند و پل را تعمیر می‌کردند. خیرین سراغ تجار و افراد ثروت‌مند آمدند تا پول جمع کنند. مثلاً یکی گفت من 50 تومان می‌دهم، دیگری گفت من 100 تومان می‌دهم، دیگری 150 و به همین ترتیب. رسیدند به مغازه‌ی همین آقا. از او پرسیدند که چقدر می‌دهی؟

ایشان ابتدا سؤال کرده بود که خرج تعمیر این پل چقدر خواهد شد؟

به او گفتند برآورد کرده‌ایم، حدود 30 هزار تومان (به پول آن زمان) خواهد شد.

ایشان پرسیده بود که چه مقدار را تقبل کرده‌اند؟

گفتند تا این‌جای بازار که آمده‌ایم 600 تومان جمع شده و تا 30 هزار تومان خیلی باقی مانده.

ایشان فرموده بود آن مبالغ را از آن آقایان نگیرید، تمام خرج پل را من متقبل می‌شوم! این خبر در شهر اصفهان پیچید! به سراغ ساختن آن پل رفتند و کار انجام شد و گذشت.

ماه بعد که بنده (آیت الله بروجردی) برای دریافت مبلغ 3 تومان خود نزد او آمدم، مجدّداً مشاهده کردم که او از همان نان و کشک یا نان و ماست می‌خورد! این بار دیگر از ایشان سؤال کردم که شما همیشه نان و ماست یا نان و کشک می‌خورید، لذا ما گمان کردیم که وضع شما خوب نیست! اما چطور است که آن مقدار ثروت دارید و این غذاها را می‌خورید؟!

آن تاجر به آقای بروجردی گفته بود:

«اصلاً کسب و کار من برای آن است که پول در بیاورم و از درآمد حاصله چنین کارهایی انجام دهم، و گر نه شکم که با نان و کشک و نان و ماست نیز سیر می‌شود! من کسب درآمد می‌کنم برای چنین اموری، و الا چرا باید پول جمع کنم؟!»

منبع: maemaeen.ir