« یا جوادالاوصیاء علیه السلامسرچشمه برکات - رهبر انقلاب (+ متن) »

حمایت از کالای ایرانی در قرآن

نوشته شده توسطرحیمی 15ام مرداد, 1397

 

 

به قلم رقیه رحیمی (طلبه سطح سه)

قرآن که خود را تبیان لکل شیء می نامد فرا روی همه زمانها و پاسخگوی همه مشکلات بشری است و اسلام به عنوان دین کاملی که خاتم النبیین مامور ابلاغ آن به همه جهانیان است تا آخرالزمان و در لابلای همه پیچیدگیهای زندگی امروز همراه انسان است.گرچه قرآن کتابی نیست که به راه حل همه مشکلات بشری با جزییات و شرح و بسط پرداخته باشد اما دستورات کلی آن همچون چراغی راهگشای تاریکیها و ظلمتهای همه قرون است.

 

زندگی در عصر حاضر برای انسان امروز  مقتضیات خاص خود را دارد.یقینا مشکلات و سوالات بشر امروز بسیار پیچیده تر از سوالات عصر نزول و ماقبل آن است.انسان امروزه در دنیایی زندگی می کند که معادلات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی و آموزش و علمی و… در تار و پور زندگی او رخنه کرده و گاهی تئوریهایی که عقل ناقص انسانی ارائه می دهد نمی تواند پاسخ خوبی برای سوالات وی باشد.

مسایل اقتصادی از جمله مسایل مهم و جاری انسان عصر حاضر است که گاهی افراد جامعه را دچار مشکلات و معضلاتی می کند.پوشیده نیست که مسایل مالی و تامین نیازهای عرفی در هر جامعه ای پایه سلامت روحی و جسمی هر انسانی را تشکیل می دهد.

 یکی از مسایلی که چند سالی است مورد توجه و تاکید دلسوزان و متوالیان امر اقتصاد در میهن اسلامیمان  قرار گرفته است پیشرفت اقتصاد با رویکرد حمایت از کالای داخلی است.با مراجعه به قرآن به آیاتی برمی خوریم که می توان آنها را تکیه گاه نقلی و شرعی محکمی برای حمایت از کالای ایرانی و تولید وطنی دانست.

آنچه در این مقاله ارائه می شود معرفی آیاتی است که می توان با تکیه بر آنها حمایت از کالای ایرانی را امری شرعی و قرآنی قلمداد نمود.

در ذیل به معرفی این آیات پرداخته می شود:

 1- خداوند در سوره نساء ایه 141 می فرماید:

«وَ لَنْ یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً :

و خداوند هرگز بر [زیانِ ] مؤمنان، برای کافران راه [تسلّطی ] قرار نداده است.»

در تفسیر نمونه در شرح این آیه آمده است:

از آنجا که کلمه «سبیل» به اصطلاح از قبیل «نکره در سیاق نفى» است و معنى عموم را مى رساند از آیه چنین استفاده مى شود: کافران نه تنها از نظر منطق، که از نظر نظامى، سیاسى، فرهنگى، اقتصادى و خلاصه از هیچ نظر بر افراد با ایمان، چیره نخواهند شد.

بنابراین این آیه هر نوع تسلط کفار به مسلمان را رد کرده است.فقهای بزرگی چون سید محمدکاظم طباطبایی یزدی قاعده فقهی “نفی سبیل” را در بسیار از آثار فقهی خود جریان انداخته است.

سایت ویکی فقه در این باره آورده است:

«سید محمد کاظم طباطبایی یزدی(صاحب عروه الوثقی) بر پایه کاربرد این قاعده در ساحت اندیشه فقه سیاسی و نیزآن دسته از مسائل “فقه اقتصادی”  که بر وضعیت ارزشی جامعه اثرگذار است، وظایف مسلمانان را در برابر سلطه‌گری‌های استعمار، روشن نموده است. اندیشه‌های ایشان در زمینه فقه اقتصادی، در قالب چند نامه موجود است و محور آن، رونق تولید ملی و استفاده از کالاهای داخلی است. زیرا وابستگی‌های اقتصادی مسلمانان به جهان کفر ، زمینه‌ساز سلطه و غلبه سیاسی کفار بر مسلمین است.»

 2- در سوره مبارکه انفال آیه 60 آمده است:

«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ:

و هر چه در توان دارید از نیرو بسیج کنید

در تفسیر نمونه درباره وسعت مفهوم واژه قوه آمده است:

کلمه «قُوَّة» چه کلمه کوچک و پر معنائى است، نه تنها وسائل جنگى و سلاح هاى مدرن هر عصرى را در بر مى گیرد، که تمام نیروها و قدرت هائى را که به نوعى از انواع در پیروزى بر دشمن اثر دارد شامل مى شود، اعم از نیروهاى مادى و معنوى.
آنها که گمان مى کنند راه پیروزى بر دشمن و حفظ موجودیت خویش تنها بستگى به کمیت سلاح هاى جنگى دارد، سخت در اشتباهند; زیرا ما در همین میدان هاى جنگ عصر خود ملت هائى را دیدیم که با نفرات و اسلحه کمتر در برابر ملتهاى نیرومندتر و با سلاحى پیشرفته تر پیروز شدند، مانند ملت مسلمان «الجزائر» در برابر دولت نیرومند «فرانسه»!
بنابراین، علاوه بر این که باید از پیشرفته ترین سلاح هاى هر زمان ـ به عنوان یک وظیفه قطعى اسلامى ـ بهره گیرى کرد، باید به تقویت روحیه و ایمان سربازان که قوه و نیروى مهم ترى است پرداخت.
از قدرت هاى اقتصادى، فرهنگى و سیاسى، که آنها نیز در مفهوم «قُوَّة» مندرج هستند و نقش بسیار مؤثرى در پیروزى بر دشمن دارد نیز نباید غفلت کرد.

افسوس که مسلمانان با داشتن چنین دستور صریح و روشنى گویا همه چیز را به دست فراموشى سپرده اند، نه از فراهم ساختن نیروهاى معنوى و روانى براى مقابله با دشمن در میان آنها خبرى هست، و نه از نیروهاى اقتصادى و فرهنگى و سیاسى و نظامى، و عجب این است که: با این فراموشکارى بزرگ و پشت سر انداختن چنین دستور صریحى، باز خود را مسلمان مى دانیم، و گناه عقب افتادگى خود را به گردن اسلام مى افکنیم و مى گوئیم اگر اسلام آئین پیشرفت و پیروزى است پس چرا ما مسلمان ها عقب افتاده ایم؟!
به عقیده ما اگر این دستور بزرگ اسلامى (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة) به عنوان یک شعار همگانى در همه جا تبلیغ شود و مسلمانان از کوچک و بزرگ، عالم و غیر عالم، نویسنده و گوینده، سرباز و افسر، کشاورز و بازرگان، در زندگى خود آن را به کار بندند، براى جبران عقب ماندگیشان کافى است.(تفسیر نمونه)

بنابراین هر عملی که بتواند مسلمانان را در هر زمینه ای نیرومندتر کند مصداق قوه است اگر چه این کار حمایت و خرید کالای خودی و وطنی به منظور تقویت چرخ کارخانجات و جلوگیری از بیکاری کارگران باشد.

واضح است که عدم حمایت از تولید ملی باعث تضعیف کارگران کارخانجات و کارگاهها و نهایتا بیکاری آنها شده و معضلات بیکاری بر کسی پوشیده نیست. بیکاری آفت بزرگی است که نیروها و قوای نوجوانان و جوانان و بزرگسالان را تحلیل و هدر می دهد و با اعداد قوه که در قرآن بر آن تاکید شده است تقابل محض دارد.



3- در سوره مبارکه بقره آیه 195 آمده است:

لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَةِ:

با دستان خویش خود را به هلاکت نیفکنید.

در تفسیر نمونه ذیل این آیه شریفه چنین آمده است:

جمله وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ هر چند در مورد ترک انفاق، براى جهاد اسلامى وارد شده، ولى مفهوم وسیع و گسترده اى دارد که موارد زیاد دیگرى را نیز شامل مى شود، از جمله این که:
انسان حق ندارد از جاده هاى خطرناک (چه از نظر ناامنى و چه عوامل جوى یا غیر آن) بدون پیش بینى هاى لازم بگذرد.
یا غذائى که به احتمال قوى آلوده به سم است تناول کند.
و یا حتى در میدان جهاد بدون نقشه و برنامه وارد عمل شود، در تمام این موارد، انسان بى جهت جان خود را به خطر انداخته و مسئول است.

از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است که حیات و بقای او با حیات و بقای جامعه درهم تنیده شده و رابطه مستقیمی میان او و اجتماع اطراف وجود دارد،هر آنچه که حیات انسان را به خطر بیندازد جامعه او را نیز مورد تهدید قرار می دهد و بالعکس.

بنابراین جامعه ای که با اقتصاد و پایه های پیشرفت محکم رو به جلو و در حال پیشرفت است در معیشت فردی و نحوه زندگی تک تک آحاد آن جامعه اثرگذارخواهد بود و موجب بهره مندی همه اعضای آن خواهد شد. بالعکس جامعه ای که به واسطه عدم حمایت افرادش نمی تواند اقتصادی سالم و قوی داشته باشد،طبعا بازخورد نهایی آن دامن همه افراد آن جامعه را فراخواهد گرفت.

نتیجه آنکه انسان اگر میخواهد خودش را به خطر و مهلکه نیندازد می بایست اجتماعش را هم از مهلکه و خطر حفظ کند. در بعد اقتصادی می بایست با حمایت از تولید وطنی ، به افراشته شدن ستونهای اقتصاد سرزمین اسلامی کمک کند و چرخ کارخانجات و اقتصاد کشور را از له شدن زیر چرخهای غول آسای واردات بی رویه و مصرف گرایی نجات دهد.

 

4- در سوره مبارکه طه آیه 131 می فرماید:

« وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلی ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ فیهِ وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقی.

و زنهار به سوی آنچه اصنافی از ایشان را از آن برخوردار کردیم [و فقط] زیور زندگی دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم، دیدگان خود مدوز، و [بدان که ] روزیِ پروردگار تو بهتر و پایدارتر است.»

در تفسیر نور ذیل این آیه شریفه آمده است:

گرچه قرآن کریم، مال دنیا را خیر، فضل و زینت مى‏داند و بهره‏ مندى از آن را حلال و مجاز مى‏شمارد، لیکن دلبستگى شدید به آن را مذمّت می ‏کند. چرا که زندگى دنیا مثل یک غنچه، عمرى کوتاه دارد و با یک نسیم از بین مى ‏رود.

و در بخش پیامها با عطف به عبارت"رزق ربک خیر” آورده است: به آنچه در خود داریم بیندیشیم، نه آنچه در دست دیگران می ‏بینیم.

هر چند این آیه خطاب به پیامبر عظیم الشّان اسلام است اما می دانیم که بسیاری از خطابات قرآن به مقام عصمت و طهارت از باب"ایّاک اعنی و اسمعی یا جاره” است.یعنی ظاهر خطاب به پیامبر است اما در واقع با مومنین و مسلمانان سخن می گوید و امر می کند.

این آیه فرمان حذر از وسوسه شدن و خیره شدن به نعمتهای مادی ای را می دهد که خداوند ارزانی برخی از گروههای کفار کرده است و مسلمانان را برحذر می دارد از غرق شدن در خواسته ها و مطامع مادی ناپایدار.

ریشه بسیاری از معضلاتی که باعث فساد و بیماری اقتصاد هر کشوری می گردد تجمل گرایی و زیاده خواهی است.اگر هر ملتی به آنچه که دارد و در توان خود دارد راضی باشد و بتواند با غلبه برهوای نفس، جلوی زیاده خواهی ها و تجمل پرستیهای نفس سیری ناپذیر را بگیرد بسیاری از مشکلات مالی جامعه از جمله اختلافات طبقاتی و فقر رفع خواهد شد و روابط مالی سالم و نتیجتا اقصادی سالم را رقم خواهد زد.

بنابراین ملتی که ، چشم طمعش از زرق و برق و تجمل زندگی کفار و بیگانگان بسته شود و با چشم پوشی از زیاده خواهیها، به آنچه که خود دارد راضی شود، یقینا از تولیدات داخلی خود استفاده می کند و قانع می شود به آنچه که کارگر سرزمین خود تولید می کند.

تجربه بسیاری از ملتها در طول تاریخ به درستی این مطلب شهادت می دهد.همواره ملتهایی که قناعت پیشه کرده اند و با رویگردانی از مصرف گرایی و تجمل، به زندگی ساده و استفاده از دست ساخته های خود روی آورده اند آینده ای درخشان در انتظار آنها بوده است. با کمی کاوش و تتبع در گذشته ملتهای ثروتمند و پیشرفته امروزی چون ژاپن می توان به رمز پیشرفت آنها که همانا قناعت و اکتفا به تولیدات وطنی است پی برد.

 به قلم: رقیه رحیمی(طلبه سطح سه)


 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ