برای سفر به عالم بی نهایت زاد و توشه تهیه کنید

26ام بهمن, 1396

 


استاد جاودان با توجه به سفر ابدی همه انسان ها و نیاز به داشتن زاد و توشه گفت:

همه ما به سفری بلند خواهیم رفت که بی نهایت است و باید در این دنیا برای آنجا زاد و توشه تهیه کنیم.

برای سفر به عالم بی نهایت زاد و توشه تهیه کنید

استاد محمد علی جاودان، در سخنرانی هفتگی خود که با حضور طلاب و اقشار مختلف مردم در حسینیه شیخ مرتضی زاهد برگزار شد، با توصیه به اینکه برای سفری که در پیش رو داریم زاد و توشه آماده کنید، گفت:

ائمه علیهم السلام فرمودند اگر بعد از مرگتان به صورت انسان وارد برزخ بشوید آنجا ما را خواهید دید و گرنه در برزخ شما بدون آشنا تا قیامت تنها خواهید بود، اما اگر شما در برزخ آشنا داشته باشید و زیر سایه آن آشنا مثلا امیرالمومنین علیه السلام می روید و تا قیامت برپا شود دیگر شما تنها نیستید.

ادامه »

حقيقت مرگ چیست؟

26ام بهمن, 1396

از آنجايى كه روح از عالم مجردات بوده و از موطن اصلى خود، به نظام مادى و دنياى خاكى هبوط كرده است؛ با مرگ، به سوى عالمى كه از سنخ عالم روح و موطن اصلیاش است، قدم برمی دارد.

 

 

قرآن كريم از مرگ با عنوان «توفّى» ياد كرده است.[1] اين واژه در لغت، به معناى «گرفتن چيزى به طور تمام و كمال» است؛ به عبارت ديگر در زبان عربى، هر گاه كسى چيزى را به كمال و تمام و بدون هيچ كم و كاستى دريافت كند، از اين كلمه استفاده می شود. [2]
قرآن می فرماید:
«اللّه  يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِى لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِى قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمّىً »؛ [3]
«خدا روح مردم را هنگام مرگشان به تمامى باز میستاند، و [ نيز] روحى را كه در [ موقع ]خوابش نمرده است، می گیرد . پس آن [ نفسى] كه مرگ را بر او واجب كرده، نگه می دارد و آن ديگر [ نفس ها] را تا هنگامى معيّن [ به سوى زندگى دنيا ]باز پس میفرستد» .
در اين آيه، هم از مرگ و هم از خواب ـ كه شباهتى به مرگ دارد ـ به «توفّى» و سپس به «امساك» تعبير شده است؛ نه به «قبض». علاوه بر آنكه موت را وصفى براى روح شمرده است؛ يعنى، روح به وسيله موت، بدن مادى را ترك كرده و وفات می کند.
به بيان ديگر، آنچه از اين آيه و مشابه آن استفاده می شود، آن است كه مرگ، تحويل گرفتن است؛ يعنى، آدمى هنگام مرگ با تمام شخصيتش ـ كه همان روح او است ـ در اختيار مأموران الهى قرار می گیرد و آنان انسان را دريافت می کنند. بنابراين، مرگ از ديدگاه اسلام، نيستى و نابودى نيست؛ بلكه انتقال از عالمى به عالم ديگر بوده و در حقيقت روز مرگ، هنگام بازگشت به خدا و سوق به سوى او است. [4]
همچنين از آنجايى كه روح از عالم مجردات بوده و از موطن اصلى خود، به نظام مادى و دنياى خاكى هبوط كرده است؛ با مرگ، به سوى عالمى كه از سنخ عالم روح و موطن اصلیاش است، قدم برمی دارد.

ادامه »

مرگ تدریجی یک دل

25ام بهمن, 1396

 

قلب دارای مرگ و زندگی است؛ امام می فرمایند:

خدایا با توبه قلبم را زنده کن؛ بدین معنا که حیات با توبه و مرگ با گناهان صورت می پذیرد.

 

 

 


حتما شما هم با این جملات آشنا هستید؛ اینکه بعضی ها وقتی می خواهند دیگران را نصیحت کنند، می گویند:

«نمی خواهم نصیحتت کنم! اما فلان کارت درست نیست!» عده ای هم تا در برابر نصیحت دیگران قرار می گیرند، می گویند:

«مرا نصیحت نکن!»

به واقع این عبارات چه جایگاهی در لسان دین و تربیت انسانی دارند؟ آیا نصیحت کردن و نصیحت شنیدن لازم هستند یا خیر؟ در این فرصت مروری بر این موضوع خواهیم داشت.

موعظه و نصیحت برخوردی است مناسب و سنجیده در برابر کژی ها؛ چنین برخوردی گاه نرم و مهرورزانه و گاه با شدّت و قاطعیت و به صورت امر و نهی و هشدار و تهدید است.

برای نمونه، در قرآن کریم از برخورد نرم و مهرخویانه لقمان علیه السلام با فرزندش، با واژه «وعظ» یاد شده است:

(وَ إِذْ قَالَ لُقْمَانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لاَ تُشْرِکْ بِاللَّهِ … ) (1)

همچنان که در برخورد با زن نافرمان (ناشزه)، می فرماید: (فَعِظُوهُنَّ) (2) که اشاره ای است به برخوردی نرم و عطوفانه.

در بیانی امام علی علیه السلام در سفارش خود به فرزند بزرگوارشان امام مجتبی(علیه السلام) در رابطه با زنده کردن دل اینگونه می فرمایند: «احی قلبک بالموعظه»؛ قلب خودت را با (شنیدن) موعظه زنده کن!


و نیز در جایی دیگر موعظه و نصیحت را راهی برای دعوت به خوبی ها و حقایق معرفی می کند:

«ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ … » (3)

اي پيامبر ! با حکمت و موعظه ي حسنه و بحث و جدل نيکو، مردم را به راه خدا دعوت کن. بنابر این یکی از راه های دعوت به سوی حق و حقیقت موعظه کردن است.

ادامه »

داستان مبارزه با هوای نفس ابن سیرین

25ام بهمن, 1396

 

نخواه گناه کنی ، نمیکنی … ؟ !
یه جوون زیبایی بود به نام ابن سیرین …
شغل این جوون بزازی بود ، مغازه هم نداشت …
فقط یه سبد داشت که رو سرش میذ اشت و تو این کوچه ها را میافتاد و كاسبي مي كرد و
گاهي هم براي رفع خستگي گوشه اي مي نشست و بساطش را كناري پهن مي كرد.
از قضا زن جوانی عاشقش شده بود و تصمیم گرفته بود او را به دام بندازه .
این بود که رفت پیش ابن سیرین و گفت :
” من شوهرم مریضه ، لباس میخوام براش بخرم اما میخوام به سلیقه خودش باشه .
بساطتو جمع کن پاشو بریم پیش شوهرم … “
ابن سیرینم قبول کرد و با آن زن راهي خانه ا شان شد .
زن وارد شد و ابن سیرین هم یا ا.. گويان پشت سرش وارد خونه شد
اتاق اول را گذراند ، دومی را هم همین طور ، رسید به اتاق سوم …
دید نه بابا مثلی که اینجا هیچ خبری نیست .
رو کرد به به اون زن و گفت : ” پس شوهرت کجاست .؟ !
اون زن هم خيلي راحت گفت : ” من که شوهر ندارم .
بعد به ابن سيرين گفت : ببین اینجا خونه ی منه ، تو هم الان تو خونه ی منی ، اگه آماده برای گناه نشی داد میزنم که مزاحمم شدی .
ابن سیرین يكباره متوجه شد در باتلاقی افتاده که هر چی بیشتر دست و پا بزند بیشتر فرو خواهد رفت .
این بود که رويش را کرد به سمت آسمان و گفت :

ادامه »

حکمی بر ارتدادِ شیطان رشدی

25ام بهمن, 1396

سلمان رشدی با توهینات مکرری که به پیامبر و آموزه های دینی می کند، دیگر نمی شود او را معتقد به اسلام دانست، بلکه خود او هم ادعای مسلمان بودن ندارد. اما چرا ما رشدی را مرتد می دانیم و اساسا شاخصه ارتداد چیست؟

وقتی رمانی با موضوع تمسخر مقدسات دینی و اعتقادات متدینین می نوشت، شاید فکرش را هم نمی کرد تا این حد منفور شود و یا امنیت جانش به خطر بیفتد.
آری سلمان رشدی کاری کرد که همه پل های پشت سرش خراب شد، او پرچم دشمنی با دین و آرمان ها و مقدسات دینی را برداشت و قلب میلیون ها مسلمان را خدشه دار کرد. در سالروز صدور فتوای تاریخی حضرت امام نگاهی به مسئله ارتداد به خصوص در مورد سلمان رشدی به جهت تالیف کتاب آیات شیطانی خواهیم داشت.

کتاب آیات شیطانی

کتاب آیات شیطانی یک رمان است، رمانی در 547 صفحه که در سال 1988 نگارش پیدا کرد. موسسه پنگوئن نیم میلیون پوند برای انتشار این کتاب صرف کرد.
رشدی در این رمان به طور مستقیم یا گاهی غیر مستقیم، به توهین و استهزاء و بی حرمتی به مقدسات دینی می پردازد. جبرئیل را هنرپیشه می داند و سلمان را بیابان گردی معرفی می کند که با تاجر مدعی نبوت آشنا می شود و یا از اسامی زنان پیامبر برای کاراکترهای روسپی داستانش استفاده می کند.

ارتداد سلمان رشدی

سلمان رشدی با توهینات مکرری که به پیامبر و آموزه های دینی می کند، دیگر نمی شود او را معتقد به اسلام دانست، بلکه خود او هم ادعای مسلمان بودن ندارد. اما چرا ما رشدی را مرتد می دانیم و اساسا شاخصه ارتداد چیست؟
ارتداد به صرف دست برداشتن از یک دین حاصل نمی شود، بلکه باید با علم و شناخت نسبت به دین حق و انکار دین حق و با لجاجت و عناد همراه باشد.

امام خمینی رحمة الله علیه به عنوان حاکم اسلامی حکم ارتداد کسی که با نوشته هایش دروازه بی احترامی و تمسخر به دین را باز کرده بود را صادر می کند و از این طریف جلوی فتنه ای بزرگ را می گیرد.

ادامه »

غذاهایی که برای پوست ضرر دارند

24ام بهمن, 1396

 

رژیم غذایی نقش مهمی در حفظ سلامت پوست دارد اما در حفظ زیبایی ظاهری پوست نیز نقش بسیار پُررنگی دارد. رژیم غذایی می‌تواند پوست و مو و ناخن را سالم و شاداب نگه دارد یا اینکه آن‌ها را خیلی زود پیر و فرسوده کند. اینکه می‌گویند شما همان چیزی هستید که می‌خورید، عین واقعیت است!

 

بنیات

البته لبنیات فواید خودش را دارد. تخم مرغ سرشار از پروتئین است، در حالی که شیر منبع خوبی از کلسیم است. اما نباید در مصرف آن‌ها زیاده روی کنید. مصرف زیاد لبنیات می‌تواند موجب بروز کیست‌های کوچک سفتی در زیر پوست شوند که دردناک بوده و مدت زیاد نیز باقی می‌مانند. این کیست‌ها معمولاً در گردن یا خط آرواره یا روی چانه پیدا می‌شوند. اگر زیاد لبنیات مصرف کنید، بدن شما مجبور می‌شود به سختی کار کند تا سموم را دفع کند و متأسفانه این کیست‌های ریز همین زمان بیرون زده و تا مدت‌ها روی پوست باقی می‌مانند.

کافئین

کافئین یکی از مواد غذایی است که هم فایده دارد و هم ضرر. به ازای هر مقاله‌ای که به شما توصیه می‌کند قهوه بنوشید، مقاله‌ی دیگری هم وجود دارد که می‌گوید از نوشیدن قهوه اجتناب کنید. اگر عادت به نوشیدن قهوه دارید پس باید بدانید اگر به پوستتان اهمیت می‌دهید باید مصرف آن را کمتر کنید. مشکل اینجاست که کافئین ما را هشیارتر و متمرکزتر می‌کند و ضمناً دهیدراته هم می‌کند. وقتی این اتفاق می‌افتد، ذخیره‌ی کلاژن بدن افت می‌کند و پوست ما قابلیت ارتجاعی خود را از دست می‌دهد. اتفاق بعدی که می‌افتد این است که چین و چروک‌ها شروع به شکل گرفتن کرده و پوست دچار افتادگی می‌شود. بهتر است فنجان‌های قهوه‌تان را با لیوان‌های آب جایگزین کنید یا اینکه مصرف قهوه را به حداقل برسانید، مثلاً یک فنجان در روز!

ادامه »

چرا حجاب در ایران آزاد نیست؟!

24ام بهمن, 1396

 

یکی از مناقشات و سؤالاتی که برخی افراد در برخی محافل مطرح می کنند، این است که اگر حجاب در جامعه اجباری است، چرا در دیگر کشورهای اسلامی این گونه نیست، همانند لبنان، عراق، مالزی، عربستان و فقط در شهرهای مذهبی آن کشورها بی حجابی دیده نمی شود؟

 

ملاک و معیار احکام اسلامی

نکته بسیار مهمی که در خصوص این پرسش باید به آن توجه داشت این است که ماهیت و حقیقت اجرای احکام اسلامی دایر مدار نوع عملکرد و مدیریت کشورهای به ظاهر اسلامی نیست؛ چرا که اگر قرار باشد ملاک و معیار استخراج احکام اسلامی، بسته به نوع عملکرد و مدیریت کشورها باشد، در این صورت همین پرسش می تواند در سایر موضوعات نیز مطرح شود، برای نمونه چرا در برخی کشورهای اسلامی شراب سرو می شود، و یا اینکه معاملات ربوی آزاد است، و یا روابط نامشروع و دیسکوها در هتل های چند ستاره عربی قانونی شده است. آیا وجود این منکرات اجتماعی در این کشورها مجوزی برای گسترش و آزادی آنها در سایر بلاد اسلامی می شود؟
 

برخی از آزادی ها در تضاد جدی با آیات الهی

آیا آزاد کردن بی حجابی در برخی کشورهای عربی مصداق روشن اشاعه فحشا و منکر نیست؟![1] و اینکه آیا این آزادی در جامعه در ضدیت آشکار با آیات امر به معروف و نهی از منکر نیست که خدای متعال آن را در جامعه بر همگان واجب کرده است؟[2]، آیا شعائری همچون حجاب اسلامی جزئی از حدود الهی نیست که آمران به معروف و ناهیان از منکر باید، نسبت به آن رفتار و کنش صحیح و اخلاقی داشته باشند.[3] وقتی بی حجابی در جامعه آزاد و قانونی شود، یعنی این قانون در نقطه مقابل آیات حجاب و عفاف قرار گرفته است، در این چنین فضایی آیا آیات وحی مقدم است یا قوانین سکولار کشورهای اسلامی که در پی اهداف خاص سیاسی و اجتماعی هستند؟

اگر در برخی کشورهای عربی که داعیه اسلامی بودن دارند مقررات دینی و اسلامی حجاب رعایت نمی شود، نمی توانند الگو و اسوه ی جوامع اسلامی باشند.

 

حکم حجاب توریست های غیر مسلمان

اصل وجوب و رعایت پوشش و حفظ حجاب در جامعه اسلامی بنا بر ادله کامل قرآنی و روایی بر تمام مسلمانان واجب است. و در این مسأله اختلافی بین فقها و محققان علوم اسلامی وجود ندارد؛ چرا که رعایت حجاب یکی از ضروریات دین مبین اسلامی است، و حاکم اسلامی نیز موظف است حافظ حریم و حرمت آن دستورات در جامعه اسلامی باشد، ولی سؤالی که در خصوص رعایت این حکم الهی در خصوص اهل کتاب و غیر مسلمانان مطرح است این است که، هر چند اصل رعایت حجاب در ادیان توحیدی همچون یهودیت، مسیحیت و … مورد اشاره قرار گرفته است، حال وظیفه این دسته افراد در جامعه اسلامی چیست؟ آیا آنان نیز باید به آداب اسلامی مقید باشند یا خیر و دیگران در خصوص آنها چه مسئولیتی برعهده دارند؟ در جواب این پرسش به چند نکته اشاره می کنیم:

1- برخی از محققان بر این باورند که بر اساس مبنایی که در بین عالمان شیعی وجود دارد تردیدی در وجوب پوشش بر زنان غیر مسلمان نیست. دست کم در ممالک اسلامی، رعایت عرف و قوانین اسلامی بر این افراد لازم است. برای نمونه صاحب حدائق در قسمتی از کتاب طهارت این چنین بیان می دارد: الا الکفار مکلفون بالفروع و لمینقلوا فی المسأله خلافا عن احد من الخاصه و بلمن عامه الا عن ابی حنیفه: کافران بر فروع مکلفند بلکه نزدیک است این سخن میان ایشان به اجماع باشد و در این مسئله از هیچ عالم شیعی بلکه سنی جز ابو حنیفه نقل خلاف نشده است.[4]

- قول دیگر نیز وجود دارد، به این معنا، با توجه به اینکه آیات حجاب از جمله آیه 31 سوره مبارکه نور و همچنین آیه59 سوره مبارکه احزاب دستور حجاب خطاب به مؤمنین است«وَ نِساءِ الْمُؤْمِنين».[5]، از این رو کنیزان و به تبع اهل کتاب از آن استثناء شده اند.[6]، از این رو برخی محققان و اندیشمندان اسلامی بر این باورند هر چند به حکم اولی حجاب برای اهل کتاب در جامعه اسلامی الزامی نیست، ولی به حکم ثانی حاکم اسلامی برای حفظ نظام اجتماعی می تواند قانونی وضع کند.

آیا آزاد کردن بی حجابی در برخی کشورهای عربی مصداق روشن اشاعه فحشا و منکر نیست؟! و اینکه آیا این آزادی در جامعه در ضدیت آشکار با آیات امر به معروف و نهی از منکر نیست که خدای متعال آن را در جامعه بر همگان واجب کرده است؟

ادامه »

عصمت تام قرآن و برون دادهای آن

24ام بهمن, 1396
عصمت قرآن، راهنمای خوبی در عرصه فهم آن است و از راه های مختلفی بر چگونگی فهم و تفسیر ما از این کتاب الهی اثر می گذارد. لزوم عصمت تفسیری قرآن، مستلزم نفی انگاره کفایت کتاب آسمانی، بدون تبیین و تفسیرهای پیامبر(ص)و جانشینان معصوم آن حضرت است؛ لاجرم به لحاظ روش شناختی توجه به تفسیرهای رسیده از اهل بیت(ع) اهمیت به سزایی می یابند.

اشاره

روی آوردهای قرآن شناختی بخشی از پیش فرض ها و مبانی فهم این کتاب آسمانی را تشکیل داده و نوع نگاه ما به این کتاب مقدس و فهم ما از آن را سامان می بخشد. از جمله نگرش های قرآن شناختی وحی لفظی الهی و بالتبع معصوم انگاری قرآن است. اکنون این پرسش خودنمایی می کند که ویژگی یاد شده چه نقشی در راستای فهم آموزه های آن دارد؟ این مقاله در جستجوی بررسی ابعاد و مراحل عصمت و نقش الهی بودن و عصمت قرآن در عرصه فهم و تفسیر آن است؛ که اولاً مراحل، وجوه و ابعاد عصمت قرآن را بازکاود؛ ثانیاً نقش الهی بودن و عصمت قرآن را در عرصه فهم و تفسیر آن به بحث گذارد. از دیگر سو پاره ای نوانگاره های زبان شناختی، مانند تاریخمند و فرهنگ آجین انگاری زبان مشکلاتی را در عرصه فهم و تفسیر قرآن مجید به رخ می کشد. در این مقال برآنیم تا با استمداد از اصل الهی بودن و عصمت تام قرآن راهی برای گذر از این مشکل بازیابیم.

 

عصمت قرآن

یکی از ویژگی های اساسی قرآن، عصمت آن است. عصمت قرآن ابعاد و مراتب متعددی را شامل می شود که در ادامه بررسی خواهند شد. «عصمت» در لغت از ماده «عصم»، به معنای منع و نگه داشتن یا محافظت آمده است: «عصم اصل واحد صحیح یدل علی امساک و منع و ملازمه».[1]کاربردهای این واژه عمدتاً دلالت بر محافظت و ممانعت از شر، امور ناپسند و ناگوار دارد؛[2] و در حوزه قرآن شناسی به معنای عدم راهیابی باطل، کژی، ناراستی و تحریف در ساحت مقدس کلام الهی است.

معنای تحریف

با توجه به اینکه به طور معمول عصمت و مصونیت قرآن در مقابل تحریف به کار می رود، نیم نگاهی نیز به معنای این واژه ضرورت می یابد. تحریف در لغت از ریشه «حرف» به معنای کناره، جانب و اطراف یک چیز گرفته شده؛ و تحریف چیزی، کنار زدن و کج کردن آن از جایگاه اصلی خود و به سوی دیگر بردن آن،[3]عدول و مایل نمودن از چیزی،[4] و یا تغییر و تبدیل است.[5]

مراحل عصمت قرآن

عصمت قرآن مراحل و مراتبی به شرح زیر دارد:

1.عصمت از ناحیه نازل کننده (خداوند)؛

2.عصمت از ناحیه حاملان وحی و فرشتگان رساننده به پیامبر؛

3.عصمت در دریافت وحی از سوی پیامبر؛

4.عصمت در حفظ و نگهداری وحی از سوی پیامبر؛

5.عصمت در ابلاغ وحی به مردم از سوی پیامبر؛

6.عصمت در تبیین و تفسیر توسط پیامبر و دیگر حجت های واقعی و معصوم الهی؛

7.عصمت در بقا، در میان بشر، تا پایان تاریخ.

در نگرش اسلامی، وحی نازل شده بر همه پیامبران برخوردار از عصمت در شش مرحله نخست می باشد؛ اما مرحله هفتم از اختصاصات وحی قرآنی است.[6]

ابعاد عصمت قرآن

عصمت قرآن به گونه های دیگری نیز قابل تقسیم است، از جمله به اعتبار پاره ای از وجوه و ابعاد آن. به این لحاظ مهمترین ابعاد عصمت قرآن عبارت است از عصمت معنوی و لفظی.

ادامه »

علامه جعفری، فیلسوف نقاد غرب

24ام بهمن, 1396
مبانی فرهنگی غرب، بازگوکننده ی همه ی مغزها و دل های مردم آن سرزمین نیستند بلکه این مبانی، واقعیت هایی هستند که در زیربنای حیات فرهنگی آن جوامع وجود دارند و یا به آن جوامع (به وسیله ی خودکامگان) تحمیل شده اند. علامه جعفری تصریح می کند که قدرت های غربی، قابلیت و توان خود را در راستای خدمت به بشریت به کار نگرفته اند، بلکه با افروختن شعله های جنگ و نظامی گری، بر ضد نوع انسان «قیام» کرده اند، اما در مقام گفتار و نظر، فریب کارانه از انسانیت و ارزش های عالی انسانی دفاع می کنند تا به این واسطه، مسیر وصول به خودکامگی هر چه بیشتر خویش را هموارتر سازند

علامه جعفری، فیلسوف نقاد غرب، علامه تصریح می کند که قدرت های غربی، قابلیت و توان خود را در راستای خدمت به بشریت به کار نگرفته اند، بلکه با افروختن شعله های جنگ و نظامی گری، بر ضد نوع انسان «قیام» کرده اند، اما در مقام گفتار و نظر، فریب کارانه از انسانیت و ارزش های عالی انسانی دفاع می کنند تا به این واسطه، مسیر وصول به خودکامگی هر چه بیشتر خویش را هموارتر سازند.

 

علامه جعفری، موضوعات متنوع علوم انسانی

مرحوم آیت الله علامه محمدتقی جعفری، از جمله برجسته ترین و متعمق ترین متفکران اسلامی در دوره ی اخیر بوده که در باب موضوعات متنوع علوم انسانی، با حوصله و دقت فراوان، اندیشیده و در چارچوب معارف و حقایق اسلامی، لطایف و نکات ژرف نگرانه ای را از خود به جا نهاده است. مطالعه ی مجموعه ی گسترده و فاخر آثار ایشان، به خوبی نمایانگر باریک اندیشی و قابلیت نظریه پردازی در وی است. جعفری دارای خصوصیاتی است که وی را از دیگران کاملاً متمایز می سازد. او در درجه ی نخست، از مشغله ها و دغدغه های سنتی حوزه، پا فراتر نهاده و موجودیت معرفتی خود را در تماس مستقیم با مسئله های نوپدید علوم انسانی قرار داده است.

در واقع جعفری با شهامت و توانایی علمی بالا، ذهن خود را درگیر گشودن گره های فروبسته و اندیشیدن در زمینه ی چالش های نظری نفس گیر کرد و بدون شک، از عهده ی این کار برآمد. علاوه بر این، جعفری دارای منطق ادبیاتی و واژگانی اختصاصی است؛ به صورتی که گفته ها و نوشته هایش، هویت و شخصیت کاملاً مستقل و متفاوتی دارد. به این فهرست باید سلسله ای دیگر از خصوصیات را نیز افزود، اما آنچه اهمیت دارد این است که متأسفانه با وجود قدیم و غنی بودن میراث معرفتی جعفری، او اکنون در محافل علمی و بازار معرفت، حاشیه نشین است و اندیشه هایش محمل بحث و گفت وگو قرار نگرفته است.

روشن است که این وضعیت، ناپختگی و قدرناشناسی مراکز و محافل علمی (چه حوزوی و چه دانشگاهی) را نشان می دهد که به نوابغ و متفکران عالی رتبه و کم نظیری چون علامه جعفری بی اعتنایند و خود را از نظریات و تفکرات آن ها محروم ساخته اند. نگارنده ی این سطور، به سبب توفیق الهی، لایه ها و وجوهی از این چهره ی علمی را شناخته و پس از این شناخت، آن چنان شیفته و مرید اندیشه های فاخر و بنیادی وی گشته که بخشی از برنامه ی معرفتی خود را در این دهه، به مطالعه و شرح و ساختاربندی اضلاعی از نظریاتش اختصاص داده است. در این یادداشت، از اندیشه های علامه جعفری در زمینه ی ناکامی تجربه ی تاریخی غرب در جامعه پردازی فرهنگی سخن می گوییم و مخاطب را با نگاه وی درباره ی فرهنگ و تمدن مغرب زمین آشنا می سازیم.

غرب کنونی، در دوره ای از تاریخ طولانی تحولات و تطورات خویش به سر می برد که «مدرنیته»[1] خواندهمی شود. معنای دقیق مدرنیته، به شدت وابسته به بافتی است که این مفهوم ازآن نشئت گرفته و در آن به کار رفته است. اما به صورت کلی، مفهوم مدرنیته دربردارنده ی مقابله و معارضه با دوره ای تاریخی است که زمانه ی آن گذشته ودوران دیگری جایگزین آن شده است. بر این اساس دوره های تاریخی «رنسانس»[2] و «روشنگری»[3] نیز در آغاز نوعی «مدرنیته» انگاشته می شدند؛ زیرا هر یک با دوره ی قبلی گسست و شکاف داشتند. اگرچه دو دوره ی یاد شده رامی باید لایه های لایه های رقیق اما تعیین کننده ای از مدرنیته قلمداد کرد اما مدرنیته به معنای مصطلح امروزی آن را می توان از ظهور انقلاب های سیاسی 1848 به بعد فرض کرد. در تعابیر فلسفی از مفهوم مدرنیته، بیشتر «انسان گرایی»[4] برجسته می شود که دلالت بر آن دارد که در جهان سنتی، خداوند بر انسان غالب بود و انسان مجبور بود از امیال و خواسته های خود به نفع احکام شریعت الهی، چشم بپوشد. حال آنکه در جهان مدرن، انسان فراتر از همه چیز اصالت دارد و مجاز است به گرایش ها و مطالبات خود جامه ی عمل بپوشاند.

ادامه »

عذاب وجدانی که درد دارد !

23ام بهمن, 1396

گاهی اوقات کنترل تلویزیون را که بر می دارم همه شبکه ها را نیم نگاهی می کنم تا می رسم به شبکه قرآن بعد سریع کانال را عوض می کنم کمی عذاب وجدان می گیرم سریعا توجیه می کنم که قرآن گوش دادن آداب دارد الان سر و صدا هست بهتر است بعدا در سکوت گوش بدهم بعدا همیشه با این بهانه مراقب هستم که از شبکه قرآن گذر نکنم که نیاز به دلیل تراشی هم نداشته باشم .

 

متأسفانه در جامعه ما خیلی چیزها شده است مایه تزویر و سوء استفاده، عده ای در ظاهر خود را اهل قرآن و عامل به قرآن می دانند و در کنار آن حق الناس را رعایت نمی کنند یا برای پست و مقام به هر وسیله ای دست می آویزند و با این دو رویی باعث بدبینی جامعه به تلاوت کنندگان قرآن می شوند.

 


وقتی گوشی دستم می گیرم نگاه می کنم برنامه های زیادی نصب کرده ام یکی از برنامه قرآنی هم نصب کرده ام اما نمی دانم چرا هیچ وقت بازش نمی کنم می دانم کلی امکانات دارد ولی همیشه منتظر یک فرصت مناسب هستم که بنشینم و یک دل سیر قرآن بخوانم و قرآن گوش بدهم. و سال هاست نیت کرده ام که یک دوره روخوانی قرآن شرکت کنم و دوره ای تفسیر اما توجیهات زیادی دارم مثل نداشتن وقت و …

نمی دانم چرا اینطور است مسلمانم قرآن را دوست دارم هر ماه رمضان جزء خوانی روزانه را دارم اما همین. بقیه ایام حتی پیام بازرگانی های شبکه های تلویزیونی را می بینم و برای دقیقه ای شنیدن یا خواندن قرآن دنبال آداب می گردم .

هزار بار از بیکاری برنامه های گوشی ام را بالا و پایین می کنم و بارها و بارها تلگرام را چک می کنم اما آن برنامه های قرآنی گویا هرگز قرار نیست باز شود.

 


شما را نمی دانم اما من با همه علاقه ای که فکر می کنم به قرآن دارم خیلی آرام و بی صدا از کنارش رد می شوم اگر هم قرآن بخوانم خیلی کم است. می گویند اگر می خواهی خداوند با تو صحبت کند قرآن بخوان اما انگار ما نمی خواهیم خداوند با ما صحبت کند، از صبح تا شب بارها و بارها ما با خدا حرف می زنیم سفارشات ریز و درشتی داریم؛ خدا کند ها، خدایا بکن، خدایا نکن ها ؛ همیشه مشغولیم اما چرا دقیقه ای نمی خواهیم خداوند با ما صحبت کند؟

چرا از قرآن دوریم؟

- ما از قرآن فاصله می گیرم چون به درستی قرآن را نشناخته ایم
 به دلیل اینکه در یک مملکت اسلامی زندگی می کنیم کم و بیش با قرآن آشنایی مختصری داریم و گمان می کنیم قرآن چیز تازه ای برای عرضه به ما ندارد ، امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: «همانا قرآن دارای ظاهری زیبا و باطنی ژرف و ناپیداست. مطالب شگفت آورش تمام نشدنی و اسرار نهفته اش پایان ناپذیر است.» (1)

- ما از قرآن دوریم چون جایگاه و کاربردش در زندگیمان را نمی دانیم
ما نمی دانیم که چاره بسیاری از دردهای ما در قرآن است رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می فرماید: هر گاه کارها چون شب ظلمانی برایتان مشتبه و تاریک گردید به قرآن پناه ببرید؛ چون او شفیعی است که شفاعتش پذیرفته و شاهدی است که تصدیق شده است. هر کس او را رهبر خویش گرداند، وی را به بهشت رهنمون می سازد و هر کس بدان پشت پا زند، به جهنّم سوقش می دهد. قرآن روشن ترین راهنما به سوی بهترین راه‎هاست.(2)

- ما از قرآن دوریم چون عملکرد برخی از اهل قرآن را نمی پسندیم
متأسفانه در جامعه ما خیلی چیزها شده است مایه تزویر و سوء استفاده، عده ای در ظاهر خود را اهل قرآن و عامل به قرآن می دانند و در کنار آن حق الناس را رعایت نمی کنند یا برای پست و مقام به هر وسیله ای دست می آویزند و با این دو رویی باعث بدبینی جامعه به تلاوت کنندگان قرآن می شوند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین تلاوت کنندگانی را به شدّت نکوهش می کند و می فرماید: «رُبَّ تَالِ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ یلْعَنُهُ»(3)؛ بسا قاریان قرآن که قرآن آنان را لعن می کند.



                     حافظا می خور و رندی کن و خوش باش   

                     ولی دام تزویر مکن چون دگران «قرآن» را

نمی دانم چرا اینطور است مسلمانم قرآن را دوست دارم هر ماه رمضان جزء خوانی روزانه را دارم اما همین. بقیه ایام حتی پیام بازرگانی های شبکه های تلویزیونی را می بینم و برای دقیقه ای شنیدن یا خواندن قرآن دنبال آداب می گردم .

ادامه »


 
تکنیک های سئو