ما میتوانیم

8ام اسفند, 1396
 
برای روز مهندسی
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:
«کاری که شما مهندسین باید بکنید این است که مسئله‌ی «ما میتوانیم» را به مردم نشان بدهید. در باب مسائل مهندسی، بگردید دنبال خلأها، ببینید کجا ما خلأ داریم. کارهایی را که خلأ و نیاز کشور است، اینها را دنبال بکنید.» ۱۳۹۳/۱۱/۰۶
 
اشتراک گذاری این مطلب!

از كجا بدانيم از منتظران واقعي امام زمان(عج) هستيم؟

8ام اسفند, 1396

 

حضرت آیت الله خامنه ای:

«انتظار یعنی چه؟

انتظار به معنای مترصّد ‌بودن است. در ادبیّات نظامی یک‌ چیزی داریم به نام «آماده‌باش»؛ انتظار یعنی «آماده‌باش»! باید «آماده‌باش» باشیم.

انسان مؤمن و منتظر، آن‌کسی است که در حال «آماده‌باش» است. اگر امام شما که مأمورِ به ایجاد عدالت و استقرار عدالت در کلّ جهان است، امروز ظهور بکند، باید من و شما آماده باشیم. این «آماده‌باش» خیلی مهم است؛ انتظار به این معنا است. انتظار به معنای بی‌‌صبری کردن و پا به زمین کوبیدن و چرا دیر شد و چرا نشد و مانند اینها نیست، انتظار یعنی باید دائم در حال «آماده‌باش» باشید.»۱۳۹۶/۰۲/۲۰

 

كسى كه پيرو ودوست دار واقعي امام زمان خود و منتظرواقعي و چشم به راه ظهور و قيام جهانى او است، بايداز نظر عملى، فكرى و اعتقادى خود را رشد دهد. تنها با لقلقه زبان و ادعاى دوستي نمى ‏توان خود را پيرو واقعى دانست!!مرحله نخست آن، باور به وجود منجى و اعتقاد به ظهور او و برپاداشت انقلاب جهانى به دست او است. سپس نوبت به اصلاح و همسوسازى رفتارها، گفتارها و پندارها با اين اعتقاد و باور است.

لاف عشق و گله از يار زهى لاف دروغ‏

عشق بازان چنين مستحق هجرانند 
 

در اين رابطه توجه به امور زير بايسته است:

1. سنخيت با امام‏
منتظران واقعى، وضعيت فكرى، روحى و عملى خود را به گونه‏اى سامان مى‏بخشند كه سنخيت كاملى با امام زمان(عج) داشته باشد. به طور كلى هر انسانى داراى سه مرتبه وجودى (افكار، صفات و اعمال) است و هيچ انسانى از اين قاعده مستثنا نيست. اگر كسى بخواهد به انسان ديگرى نزديك شود، چاره‏اى ندارد جز اينكه بكوشد نوع اعتقاد، باورها، صفات و رفتار خود را به ايشان نزديك سازد تا از اين طريق شيعه و پيرو واقعى او باشند.

امام باقر«علیه السلام» در تفسير آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا»آل عمران (3)، آيه 200. {Vفرمود: «اصبروا»، يعنى صبر كنيد بر اداى واجبات و «صابروا»، يعنى شكيبا باشيد بر اذيّت دشمنان و «رابطوا»، يعنى رابطه ناگسستنى با امام خود، مهدى منتظر(عج) داشته باشيد» منتخب الاثر، ص 515، ج 8 ؛ الغيبة النعمانى، ص 199 ؛ تفسير برهان، ج 1، ص 234..
 

ادامه »

مرد باید قدردان باشد

8ام اسفند, 1396

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:
«اینجور نیست که مرد در خانواده وظیفه و مسئولیت و نقشی نداشته باشد. مردهای بیخیال، مردهای بی‌عاطفه، مردهای عیاش، مردهای قدرنشناس زحمات زن خانه، اینها به محیط خانه لطمه میزنند. مرد باید قدردان باشد». ۱۳۹۰/۱۰/۱۴
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR براساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، لوح(پوستر) «مرد باید قدردان باشد» را منتشر می‌کند.

مرد باید قدردان باشد.

[دریافت تمام تصاویر (Zip)]

اشتراک گذاری این مطلب!

بزرگترين نيرنگ ها

8ام اسفند, 1396

 

امام علی علیه السلام

 
مِن أعظَمِ المَكرِ تَحسينُ الشَّرِّ

 
از بزرگترين نيرنگ ها،خوب جلوه دادن بدى است

 
غرر الحكم : 9260


امام علی علیه السلام: از بزرگترين نيرنگ ها، خوب جلوه دادن بدى است
اشتراک گذاری این مطلب!

نامه ای از شیطان

8ام اسفند, 1396

 

فیلم کوتاه بر اساس فرمایش امیرالمومنین امام علی علیه السلام:

 

لَا يَغُرَّنَّكُمْ كَثْرَةُ مَا يُعْجِبُكُمْ فِيهَا لِقِلَّةِ مَا يَصْحَبُكُمْ مِنْهَا

 

جاذبه های فراوان دنیا شما را نفریبد، که از دنیا اندکی با شما خواهد ماند.

 

دانلودفیلم کوتاه: نامه ای از شیطان (با موضوع رشوه)

 زمان: 118 ثانیه (01:58)(4.88 MB)

رشوه خواری

رشوه چیزی است که برای باطل ساختن حق یا ثابت کردن باطل داده می‌شود

مفهوم رشوه
«رشوه» عبارت است از «آنچه براي از بين بردن حقي و يا حق نمودن باطلي مي دهند[۱] يا «آنچه كه به كسي بدهند تا كاري برخلاف وظيفه خود انجام دهد، يا حق كسي را ضايع و باطل كند يا حكمي برخلاف حق و عدالت بدهد».[۲]

با توجه به تعريف فوق، مي توان گفت كه اساس رشوه را «قصد و نيت باطل» تشكيل مي دهد. لذا دامنه رشوه وسعت مي يابد و به هر چيزي كه با هدف ابطال حق به ديگري داده شود، اطلاق مي گردد. حتي كلامي كه به منظور تطميع و تحريك باشد و نيز تملق در تكريم ديگران، رشوه محسوب مي شود. گفتني است دو واژه «رشا»: رشوه دادن و «ارتشاء»: رشوه گرفتن از همين ريشه اخذ شده است.

«مي خواهي كارت راه بيفتد؟» تقريباً همه اين جمله را مي شناسند. هر چند به صراحت نامي از آن برده نمي شود اما در همه جا ظهور و بروز دارد. افراد از بازگو كردن آن واهمه اي ندارند نامش با عبارتهاي محترمانه و شيك كه در وراي آن دنيايي از معنا نهفته است تكرار مي گردد: «پول شيريني، پول چاي، زيرميزي و…». (باید توجه داشت که رشوه ایی که مصطلح است در فقه معنایی اخص از معنای مذکور دارد)

ادامه »

خوب است «سست پیمان های مغلوب دنیا شده» بخوانند

8ام اسفند, 1396

 

    متن تقریظ | تصویر دستخط | نماهنگ | لوح 

 
خوب است «سست پیمان های مغلوب دنیا شده» بخوانند.
 
متن تقریظ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر کتاب «سرباز کوچک امام (رحمه‌الله)» منتشر شد.

در این کتاب، خاطرات دوران اسارت آزاده‌ی سرافراز آقای مهدی طحانیان در سنین نوجوانی در زندان‌های رژیم بعث عراق (۱۳۶۱ تا ۱۳۶۹) روایت شده است.


بسمه تعالی
سرگذشت این نوجوان شجاع و باهوش و صبور در اردوگاه‌های اسارت، یکی از شگفتی‌های دفاع مقدّس است؛ ماجراهای پسربچّه‌ی سیزده چهارده ساله‌ای که نخست میدان جنگ و سپس میدان مقاومت در برابر مأموران درنده‌خوی بعثی را با رفتار و روحیه‌ای اعجاب‌‌‌انگیز، آزموده و از هر دو سربلند بیرون آمده است. دلْ بر مظلومیّت او میسوزد ولی از قدرت و تحمّل و صبر او پرمیکشد؛ این نیز بخشی از معجزه‌ی بزرگ انقلاب اسلامی است. در این کتاب، نشانه‌های خباثت و لئامتِ مأموران بعثی آشکارتر از کتابهای مشابهی است که خوانده‌ام. به‌هرحال این یک سند باارزش از دفاع مقدّس و انقلاب است؛ باید قدر دانسته شود.
 
خوب است سست‌پیمان‌های مغلوب‌دنیاشده، نگاهی به امثال این نوشته‌ی صادقانه و معصومانه بیندازند، شاید رحمت خدا شامل آنان شود.
۹۶/۴/۱۲
اشتراک گذاری این مطلب!

کلیپ تصویری روز مادر: شعر نوشت فاطمه - برقعی

8ام اسفند, 1396

 

شعری در فضایل حضرت زهرا سلام الله علیها - حمیدرضا برقعی

زمان: 286 ثانیه (04:46)

 

شنیده می شود از آسمان صدایی که

کشیده شعر مرا باز هم به جایی که

نبود هیچ کسی جز خدا،خدایی که

نوشت نام تو را،نام آشنایی که

پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد

و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد

نوشت فاطمه، شاعر زبانش اَلکن شد

نوشت فاطمه، هفت آسمان مُزیّن شد

نوشت فاطمه، تکلیف نور روشن شد

دلبل خلق زمین و زمان معین شد

نوشت فاطمه، یعنی خدا غزل گفته ست

غزل، قصیده ی نابی که در ازل گفته ست

نوشت فاطمه، تعریف دیگری دارد

ز درک خاک مقام فراتری دارد

خوشا به حال پیمبر، چه مادری دارد

درون خانه بهشت معطری دارد

پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت

برای وصف تو، از عرش واژه بر می داشت

چرا که روی زمین واژه ی وزینی نیست

و شأن وصف تو، اوصاف اینچنینی نیست

و جای صحبت این شاعر زمینی نیست

و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست

خدا فراتر از این واژه ها کشیده تو را

گمان کنم که تو را،اصلاً آفریده تو را

که گِرد چادر تو آسمان طواف کند

و زیر سایه ی آن کعبه اعتکاف کند

مَلَک ببیند و آن گاه اعتراف کند

که این شکوه، جهان را پر از عفاف کند

بهشت عالم بالا برایت آماده است

حصیر خانه ی مولا به پایت افتاده است

به حکم عشق بنا شد در آسمان علی

علی از آن تو باشد،تو هم از آنِ علی

چه عاشقانه همه عمر مهربان علی

به نان خشک علی ساختی، به جان علی

از آسمان نگاهت ستاره می خواهم

اگر اجازه دهی با اشاره می خواهم

به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم 

کنار شعر دو رکعت نشسته بنویسم

شکسته آمده ام تا شکسته بنویسم

و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده

و مادری کن و این بار هم اجازه بده

به افتخار بگوییم از تبار توایم

هنوز هم که هنوز است بیقرار توایم

اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم

کنار حضرت معصومه در کنار توایم

فضای سینه پر از عشق بی کرانه ی توست

“کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست”
 

حمیدرضا برقعی

اشتراک گذاری این مطلب!

ماجرای مناظره فضال و ابو حنیفه چیست؟

7ام اسفند, 1396

ابوحنیفه اندکی تامل کرد و سپس سر بلند کرد و گفت: (به او بگو) در مکانت و منزلت و افتخار برای ابوبکر و عمر، همین بس، که آن دو نفر در کنار قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مدفونند. (در حالی‌که علی بن ابی‌طالب، فرسنگ‌ها دورتر، در نجف خاک شده است.) آیا حجت و دلیل بر افضلیت و برتری آن دو، بر علی از این بهتر؟

شاید بتوان یکی از ظریف‌ترین و در عین حال جامع‌ترین کلمات، در خصوص برتری نداشتن خلیفه‌ی اول و دوم بر امیرالمؤمنین را، گفتگو و مناظره بین فضّال[۱] از شاگردان مکتب امام صادق (علیه السلام) و ابوحنیفه در این خصوص دانست،[۲] که در آن، به بهترین شکل، بر غصبی بودن مکان دفن عمر و ابوبکر، اشاره شده است.
روزی «فضّال بن حسن فضال کوفی» به همراه یکی از دوستانش، با ابوحنیفه برخورد نمود، در حالی‌ که جمع کثیری از شاگردانش، در فقه و حدیث، گرداگرد او را گرفته بودند.
فضّال، به دوست همراهش گفت: والله دست از سر او بر نمی‌دارم، مگر این‌که جلو رفته و او را سر افکنده نمایم. دوستش به او گفت: تو که ابوحنیفه را می‌شناسی و از جایگاه و منزلت علمی و توان احتجاج او با خبری.
فضّال گفت: ساکت شو! هیچ دیده‌ای، حجت گمراهی، ب رحجت مؤمن برتری و علوّ پیدا کند؟

فضّال جلو رفت و سلام کرد، جمعیّت حاضر نیز، همه جواب سلام او را دادند.
فضّال رو به ابوحنیفه کرد و گفت: خدا رحمتت کند! من برادری دارم، که می‌گوید: بهترین خلق بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) است، امّا من به او می‌گویم: این‌گونه نیست، بلکه بهترین مردم بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ابوبکر و بعد از او عمر است. شما نظرتان چیست؟
ابوحنيفه گفت: به برادرت بگو، چگونه علی را بر ابوبكر و عمر، مقدّم می‌داری، در حالی‌كه در غزوات و جنگ‌ها، پيامبر، ابوبكر و عمر را، نزد خود می‌نشاند و علی را به ميدان جنگ و مبارزه می‌فرستاد و اين خود دليل است، كه پيامبر آنان را بيشتر از علی، دوست می‌داشته است.
فضال بن حسن گفت: اتفاقاً اين سخن را به برادرم تذكر دادم، ولی او گفت: خدا در قرآن، در سوره‌ی نساء می‌فرمايد: «فَضَّلَ اللهُ المُجاهِدينَ عَلَی القاعدينَ أجراً عَظيماً.[نساء/۹۵] پروردگار برتری داده است، مجاهدين را بر كسانی‌كه در گوشه‌ای خزيده‌اند، به اجر و مزدی بزرگ.» پس به‌ موجب اين آيه، علی (عليه السّلام) افضل است، نه آن دو، كه از ترس در گوشه‌ای مخفی می‌شدند.

ادامه »

آیا معاد عموميّت دارد؟

7ام اسفند, 1396

از نظر آيات قرآن، معاد و برگشت به سوى خداوند سبحان، يك مسئله كلّى و عام بوده و مخصوص انسان نيست.

 

با دقّت و تدبّر در نكات و تعبيرات قرآن، به اين حقيقت پى می بريم كه آفرينش و ايجاد هر موجودى، ملازم با برگشت دادن آن است؛ يعنى، اعطاى وجود به هر موجودى از جانب حضرت حق، توأم با خصوصيت سير و حركت آن به سوى او است و وجود هر موجودى، برگشت به سوى خداوند را اقتضا می کند.


به عبارت ديگر، مبدأ متعال در متن ذات هر موجودى، اين برگشت و حركت را قرار داده است. هستى از خداوند، سرچشمه می گیرد و به سوى او بازگشت می کند و اين، براساس عشق هر موجودى نسبت به كمال بالاتر و در نهايت نسبت به كمال بی نهايت است.
هر موجودى به تناسب رتبه وجودى خود، از شعور برخوردار است و قبل از هر چيز، رو به جمال مطلق و خير محض دارد و او را می يابد و چون می يابد، به او عشق می ورزد و به سوى او در حركت است.
در اينجا به بعضى از آيات قرآنى ـ كه دلالت بر عموميّت و كلّيّت معاد دارد ـ اشاره می شود:
1. «اللّه يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ». [1]
«خداى متعال خلق را آغاز می کند و سپس آن را اعاده و برگشت می دهد و سپس شما انسان ها به سوى خداوند برگشت داده می شوید» .

اين آيه با توجّه به برگشت كلّى، مسئله معاد انسان ها را به آنان خاطر نشان ساخته، اين حقيقت را بيان می کند كه بر اساس قانون كلّى «اعاده»، مستثنا بودن انسان ها مفهومى ندارد.
2. «أَوَلَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِءُ اللّه الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللّه  يَسِيرٌ. قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللّه  يُنشیء النَّشْأَةَ الاْخِرَةَ إِنَّ اللّه  عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »؛ [2]
«آيا نديده ايد كه خداوند، چگونه آفرينش را آغاز می کند، سپس آن را بازمی گرداند؟ در حقيقت، اين [ كار] بر خدا آسان است . بگو: در زمين بگرديد و بنگريد چگونه آفرينش را آغاز كرده است . سپس[ باز] خدا است كه نشئه آخرت را پديد می آورد . خدا است كه بر هر چيزى توانا است» .

بر اساس اين دو آيه ـ كه در مورد ارشاد مردم و سرزنش غافلان از برگشت به سوى خداوند است ـ خداوند متعال، می خواهد اين حقيقت را به انسان ها بفهماند كه چون آفرينش، بر اساس مشيّت و اعاده حق، به سوى او در حركت و برگشت است و اين يك سنّت كلّى حاكم بر موجودات؛ شما انسان ها نيز از اين قانون كلّى مستثنى نيستيد؛ بلكه قطعه اى از هستى میباشيد كه به سوى او باز میگرديد.
3. «قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَبْدَءُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ قُلِ اللّه يَبْدَءُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ فَأَنّى تُؤْفَكُونَ »؛ [3]

ادامه »

مالک حقیقت دین باشیم یا طالب آن؟

7ام اسفند, 1396
 
بعضی از آدم ها بدون اینکه به حجم مجهولات عالم و کم توانی انسان در فهم و درک حقائق توجه کنند، خودشان را مالک همه حقیقت های عالم می دانند؛ بهتر است طالب حقیقت باشیم و در این مسیر بدون ادعا تلاش کنیم بدون آن که ادعای مالکیت داشته باشیم.


شاید شما با آدم هایی برخورد کرده باشید که فکر می کنند همه چیز را می دانند. خیال می کنند حقیقت و واقعیتی در دنیا نیست که به آن دست پیدا نکرده باشند؛ این آدم ها خودشان را مالک حقیقت می دانند و معمولا دیگران را طفل بی عقل و خرد می پندارند.
اما با اتکاء به چه منبع درک حقیقتی بعضی از ما انسان ها تا این حد اعتماد به نفس پیدا می کنیم؟ اگر انصاف داشته باشیم باید بپذیریم که حقائق عالم به قدری زیاد است که هیچکس نمی تواند در آخر عمر کوتاهش ادعا کند من همه چیز را درک کردم و فهمیدم.
گفته شده ابن سینا با همه نبوغ و هوشی که داشت آخر عمرش گفت:

تا بدانجا رسید دانش من، که بدانم همی که نادانم.


این را باید بپذیریم که نسبت ما به حقائق جهان، نسبت کودکی است که کنار ساحل مشغول بازی با ماسه ها و صدف هاست، ولی نمی داند که در دریای پهناور مقابل چشمش چه می گذرد.

برداشت هایمان از دین خود دین نیست

یک گروه از آدم های همه چیز فهم، کسانی هستند که تقیدات دینی دارند. حتما دیده اید کسانی را که حتی بدون گذراندن مراحل علوم دینی، در تمام پدیده های عالم نظر می دهند.
و یا متاسفانه بزرگانی که هیچگاه حاضر به تغییر در یافته های سابق خود نیستند و هر چه را از دین کشف کنند همان را دین تلقی می کنند.
آیت الله سید کمال حیدری در نقد این ماجرا می گوید:

«فهم عالمان از دین، لزوماً عین دین نیست. نقد و ابطال دیدگاه علما، به معنای نقد و ابطال خود دین نمی باشد. اگر فهم علما از دین عین دین باشد، پس باید به تعداد آراء علما دین داشته باشیم!

ادامه »